آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ
شهید مطهری (ره) از یاران نزدیک و قدیمی حضرت امام (ره) بود.
ایشان از ابتدای شروع مبارزات در راه انقلاب اسلامی در سخت ترین شرایط و در تلخ ترین حادثه ها در کنار ایشان همراهی کرد و تا پای جان برای رهبری که از عمق جان به او اعتقاد داشت ایستاد.
علت این ایستادگی شهید مطهری در کنار حضرت امام (ره) در بخشی از سخنان ایشان که در
کتاب پیرامون انقلاب اسلامی منتشر شده، بازگو شده است.
شهید مطهری ضمن بررسی و بیان ابعاد مختلف شخصیتی حضرت روح الله به بیان گوشه هایی از زندگی خصوصی و پنهان ایشان می پردازد و علت پیروزی نهضت به رهبری ایشان را بیان می کند.
از دیگر مطالب جالب در این بخش از سخنان شهید مطهری پیش بینی گسترش نهضت انقلاب اسلامی به سایر بلاد مسلمین و کشورهای اسلامی است که از نگاه ایشان در آینده ای نه چندان دور محقق می شود. همان پیش بینی ای که امروز در تونس، مصر، یمن، بحرین و عربستان سعودی دیده می شود وبه حول و قوه الهی تمام عالم را فرا خواهد گرفت.(
+)


برادران، من از شما می پرسم چه نیروئی می تواند از سی و پنج میلیون‏ جمعیت یك كشور، اقلا سی میلیون نفر آنها را واقعا انقلابی كند؟ آنهائیكه تاریخ انقلابهای دنیا را خوانده اند می دانند هیچ انقلابی از جهت‏ گستردگی و شمول بپای انقلاب ایران نمی رسد…
كجایند آنهائی كه میگویند مذهب فقط مال پیرمردها و پیر –زنها و جنوب شهری هاست نهضتی كه روستائی و شهری، كارگر و كشاورز، دانشجو و استاد، وكیل و كارمند، همه و همه در آن شركت دارند اساسا غیر از مذهب و آن هم مذهبی مانند اسلام، كدام نیرو می تواند اینچنین انقلابی‏ را بوجود بیاورد؟ من بتدریج این امید در دلم زنده میشود كه این انقلاب به ایران محدود نمیماند، هفت صد میلیون میلیون مسلمان را در بر خواهد گرفت و چه‏ افتخاری برای ایران خواهد بود كه یك انقلاب اسلامی از ایران شروع بشود و تمام كشورهای اسلامی را زیر نفوذ خودش بگیرد، كه مطمئنا خواهد گرفت‏ از قراری كه به من اطلاع داده اند چند روز پیش، كارتر به آیت الله‏ خمینی راجع به بختیار اخطار كرد كه هر دو ابرقدرت بر روی این دولت‏ توافق دارند و شما حساب كار خودتان را بكنید اما این مرد بزرگ اعتنائی‏ باین تهدید نكرد من كه قریب دوازده سال در خدمت این مرد بزرگ تحصیل كرده ام، باز وقتیكه در سفر اخیر به پاریس به ملاقات و زیارت ایشان رفتم، چیزهائی‏ از روحیه او درك كردم كه نه فقط بر حیرت من، بلكه بر ایمانم نیز اضافه‏ كرد وقتی برگشتم، دوستانم پرسیدند چه دیدی؟ گفتم چهار تا " آمن ":
دیدم آمن بهدفه، بهدفش ایمان دارد دنیا اگر جمع بشود نمیتواند او را از هدفش منصرف كند؛
آمن بسبیله، به راهی كه انتخاب كرده ایمان دارد امكان ندارد بتوان او را از این راه منصرف كرد شبیه همان ایمانیكه پیغمبر بهدفش و براهش داشت‏؛
آمن بقوله، در میان همه رفقا و دوستانی كه سراغ دارم احدی مثل ایشان به‏ روحیه مردم ایران ایمان ندارد بایشان نصحیت می كنند كه آقا كمی یواش تر، مردم دارند سرد می شوند، مردم دارند از پای‏ در می آیند، می‏ گوید نه مردم اینجور نیستند كه شما می گوئید من مردم را بهتر می شناسم و ما همگی می بینیم كه روز به روز صحت سخن ایشان بیشتر آشكار می شود و بالاخره بالاتر از همه؛
آمن بربه، در یك جلسه خصوصی ایشان به من می گفت‏ فلانی این ما نیستیم كه چنین می كنیم من دست خدا را بوضوح حس می كنم‏ آدمی كه دست خدا و عنایت خدا را حس می كند و در راه خدا قدم بر می دارد، خدا هم بمصداق « ان تنصروا الله ینصركم » بر نصرت او اضافه می كند یا آنچنان كه در داستان اصحاب كهف مطرح می شود، قرآن می‏ گوید آنها جوانمردانی بودند كه به پروردگارشان ایمان آوردند و به او اعتماد و تكیه‏ كردند، خدا هم بر ایمانشان افزود آنها برای خدا قیام كردند و خدا هم دلهای آنها را محكم كرد، این چنین هدایت و تاییدی را من به وضوح در این مرد می بینم او برای خدا قیام كرده و خدای متعال هم قلبی قوی به او عنایت كرده است كه اصلا تزلزل و ترس در آن راه ندارد اطباء فرانسه كه اخیرا این پیرمرد هشتاد و چند ساله‏ را كه لااقل پانزده سال است دچار جنگ اعصاب و ناراحتی روحی است و اخیرا هم جوانی آنچنان برومند را از دست داده، معاینه كردند، نظر دادند قلب او نظیر قلب یك جوان بیست ساله است او كه در راه خدا قدم‏ برداشته آنچه را قرآن وعده داده است به تجربه دریافته.
قرآن وعده داده است كه برای خدا قیام كنید، برای خدا عمل كنید، آن وقت عنایت خدا را می بینید اگر توی خانه ات بنشینی خدا را نمی بینی اگر ساكت باشی، عنایت خدا را نمی بینی برای خدا حركت كن‏ آنوقت است كه خدا را و عنایت او را می بینی. آدمی كه به امید خدا و برای‏ خدا حركت كرده، از تهدید آمریكا، حتی اگر شوروی را هم ضمیمه اش كنند، هیچ ترسی بدل راه نخواهد داد در مورد این مرد بزرگ یكی دیگر از خصوصیاتش را بگویم، شاید شما باورتان نشود این مردی كه روزها می نشیند و این اعلامیه های آتشین را می دهد، سحرها اقلا یك ساعت با خدای خودش راز و نیاز می كند و آنچنان اشك هائی می ریزد كه باورش مشكل است این مرد درست نمونه علی(ع) است. درباره علی گفته اند كه در میدان‏ جنگ به روی دشمن لبخند می زند و در محراب عبادت از شدت زاری بیهوش‏ می شود و ما نمونه او را در این مرد می بینیم امیدوارم خدا باین رهبر عمر طولانی و توفیق خدمت عنایت بفرماید و به همه‏ ما نیز توفیق بدهد كه پاسدار منطقی اسلام باشیم.


+همین مطلب در
جهان نیوز

دنبالک ها: افق بیداری اسلامی؛ مکتب راستین تشیع، نوید تحقق بیداری اسلامی توسط حضرت روح الله، اسلام گرایی در خاورمیانه، اسلام خواهی در غرب، مشاهده متن کامل پیرامون انقلاب اسلامی،
[ جمعه نهم تیرماه سال 1391 ] [ 09:40 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]
آنگاه که در کنار خانه خدا ماموران وهابی سعودی به جرم دعا برای مسلمانان بحرین و لیبی و یمن و فریاد الموت لامریکا و الموت لاسرائیل بازدداشتم کردند و با دستبند و پابند به مخفرالشرطه انتقالم دادند، بازجویی کردند، توهین نمودند، انگشت نگاری و چهره نگاری کردند، نمونه ی خونم را برداشتند و ... هرگز گمان نمی کردم که نیروهای امنیتی عربستان مرا پیرو حضرت روح الله سلام الله علیه خطاب کنند و جرمم را گفتن:«عیش خمینی» بدانند.
اگرچه در هنگام طواف خانة خدا از بردن نام امام خمینی سلام الله علیه و امام خامنه ای مدظله العالی ابا داشتیم تا حرکتی که صورت می گیرد از سوی زائران و رسانه ها، ایرانی و حتی شیعی تلقی نشود ولی همان لحظات اولیة بازجویی مأموران امنیتی سعودی می پرسیدند که چرا نام خمینی را آورده ای؟ اصرار مأموران سعودی در اینکه ما نامی از حضرت روح الله (ره) برده ایم برایم در ابتدا عجیب و البته آموزنده بود. هیچ وقت فکر نمی کردم نام حضرت روح الله (ره) در دل این پست فطرتان و کلب معلِّم های آمریکا و اسرائیل اینگونه هراس و لرزه انداخته و مو را بر تنهای درشت و کله های پوکشان سیخ کرده باشد. و همان زمان که استقبال ملل دیگر را در طواف خانه خدا از شعارهای اسلامی میدیدم پی بردم که این انقلاب جهانی چگونه تا اعماق قلوب مستضعفان و آزادیخواهان عالم نفوذ کرده و آنان را شیفتة خود کرده است.
سئوالات بازجوی سعودی پر از تناقض بود. گویی سر در گم شده بود و نمی دانست به چه خاطر باید از من بازخواست کند. و مگر در نام «خمینی» چه چیز نهفته بود؟
اگرچه ما نامی از حضرت روح الله (ره) نبرده بودیم اما واقعیت آنست که همان مأمور سعودی نیک دریافته بود که این شعارها و این سخنان همان شعارها و سخنان او بود که چنان در نفوس بشریت با دم مسیحایی خود دمید که حتی خفتگانی را که پنبه در گوش خود کرده بودند را بیدار کرد و اینک پژواک صدای او در سراسر عالَم شنیده می شود. «حضرت امام (ره) نهضت را جهانی می دانست و این انقلاب را متعلق به همة ملتهای مسلمان و بلکه غیر مسلمان معرفی می کرد. امام از این ابائی نداشت. این غیر از دخالت در امور کشورهاست که ما نمی کنیم؛ این غیر از صادر کردن انقلاب به سبک استعمارگران دیروز است که ما این کار را نمی کنیم، اهلش نیستیم؛ این معنایش این است که بوی خوش این پدیدة رحمانی باید در دنیا پراکنده شود ملتها بفهمند وظیفه شان چیست، ملتهای مسلمان بدانند که هویتشان چگونه است و کجاست...» (بیانات حضرت امام خامنه ای مدظله العالی در مراسم سالگرد رحلت حضرت روح الله(ره) 14/خرداد/89)


آری ای خمینی! ما فرزندان تو بخشی از آرزوی تو را به واقعیت مبدل کردیم و انقلاب جهانی را به سایر مسلمانان در کنار کعبه نمایاندیم. دعایی که برای مسلمانان لیبی، بحرین، یمن و فلسطین کردیم گواه این مدعاست. دعایی که برای سید علی سیستانی و سید حسن نصرالله کردیم شاهد این ادعاست و فریاد الموت لامریکا و الموت لاسرائیل فرزندان تو دلیل این معناست... و این تو بودی که گفتی:« از خدا مى‏خواهیم كه این قدرت را به ما ارزانى دارد كه نه تنها از كعبه مسلمین، كه از كلیساهاى جهان نیز ناقوس مرگ امریكا و شوروى را به صدا درآوریم.» و گفتی:«فریادی که از قلب مؤمن است بر همه چیز غلبه می کند.» و ما نیک می دانیم که همین فریادهای ما فتنه را از عالم رفع خواهد کرد و اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله را در جهان حکم فرما خواهد نمود.

+پی نوشت:
این مطلب را همان روزها نوشته بودم برای نشریه ای که خواسته بودند، امروز در وبلاگم چاپش می کنم.
میخواستم در سالگرد رحلت حضرتش منتشر کنم فرصتی نشد.

+Saudi Wahhabi forces release Iranian student over chanting anti-American slogans on Hajj rituals
+فیلم: شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل دانشجویان در خانه خدا



طبقه بندی: خاطرات حج تاریخی، ولایت، روح حج، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: حضرت امام خمینی، حضرت امام خامنه ای، حج، ولایت، روح حج، امام، نهضت، جهان، نهضت جهانی امام، مراسم سالگرد رحلت، بازداشت، دستنبد، مخفرالشرطه، شعار، آل سعود، کعبه، الموت لامریکا،
[ جمعه بیست و ششم خردادماه سال 1391 ] [ 06:31 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
(خصوصیات منحصر به فرد بسیج دانشجویی و مزیتهای آن نسبت به سایر تشکل های دانشجویی)

نهاد بسیج اندکی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تشکیل و در سالهای آخر عمر مبارک حضرت امام(ره) و با تدبیر ایشان فرمان تشکیل بسیج دانشجو و طلبه صادر گردید.
از آن به بعد این تشکل که مولود انقلاب اسلامی و تدبیر ولایت مطلقه فقیه بود در عرصه دانشگاه ها به فعالیت پرداخت و به جستجوی آرمان های انقلاب اسلامی و مطالبه ی آن از مسئولان بود. حجم گسترده فعالیتها، تنوع اقدامات و اثرگذاری آن در سطح دانشگاه های کشور همواره باعث شد تا هجمة مخالفان و دشمنان انقلاب اسلامی به سوی این نهاد دانشجویی و انقلابی روانه شود و کارشکنی ها، تخریب ها و توطئه های آنان ادامه یابد؛ اگرچه که بسیج دانشجویی با صلابت و استقامت به مسیر خود ادامه می داد.

حضور بسیج در سطح دانشگاه ها هیچگاه به معنای نفی تشکل های دانشجویی نبوده و نیست، بلکه به عنوان عاملی محرک برای رشد و هم افزایی تشکل های دانشجویی بوده و هست. همکاری بسیج با اتحادیه ها و انجمن های دانشجویی دیگر به منظور بسط و توسعه ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی در حوزه های گوناگون علمی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و ... خود مؤید این مطلب است.

اما در هر صورت بسیج دانشجویی از ابتدای تأسیس خود مورد لطف و مهربانی رهبران جمهوری اسلامی بوده و با توصیه های آن بزرگواران به حرکت در مسیر خود ادامه می داده است. در این مطلب تلاش شده تا به دلایلی برای لزوم ساماندهی فعالیت های دانشجویی در نهاد بسیج دانشجویی اشاره شود که وجه ممیزة آن از سایر تشکل های دانشجویی است.
بی تردید این مطلب بیانگر یکی شدن تشکل های دانشجویی و گرد آمدن همه ی آنها تحت نام بسیج نیست چرا که این مسئله نه مورد تأیید رهبر معظم انقلاب است و نه امکانپذیر است، بلکه تنها بدنبال بیان اهمیت و ضرورت فعالیت در بسیج دانشجویی در سطح دانشگاه هاست...

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید...

ادامه مطلب

طبقه بندی: بازخوانی اندیشه امام، راه اینجاست...، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: بسیج دانشجویی، بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)، تفکر بسیجی، مدیریت بسیجی، نهاد مقدس، شجره طیبه، انقلاب اسلامی، امام روح الله، امام خامنه ای، مخالفان بسیج، تشکل های دانشجویی، 19 دلیل، حضور در بسیج، عضویت در بسیج، عامل دفع توطئه، نظارت چند وجهی، سوم خرداد، حماسه بسیجیان، اتصال به مقام ولایت فقیه، بسیج؛ افتخار رهبران انقلاب اسلامی، تقدس ذاتی بسیج، همه جانبگی، ذوابعاد بودن بسیج، بسیج پشتوانه کشور، بسیج سرمایه انقلاب، بسیج عامل نجات کشور، بسیج سپر دفاعی کشور، الگوی بیداری اسلامی،
[ پنجشنبه چهارم خردادماه سال 1391 ] [ 09:42 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
واکاوی یک اندیشه افراطی و جریان مشکوک فکری

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نظام سلطه به رهبری آمریکا و انگلیس درصدد ضربه زدن به ملت ایران با استفاده از هر وسیله ای برآمد و در این راه از تهاجم نظامی، تحریم اقتصادی و فشار سیاسی دریغ نکرد.

آنها گاهی با تأکید بر مسئله شیعه و سنی، گاهی با تکیه بر مسئله عرب و عجم و گاهی نیز با مطرح کردن جزایر سه گانه و استفاده از نام جعلی خلیج ع ر ب ی برای خلیج فارس بدنبال ایجاد تفرقه در بین صفوف مسلمین و جدا کردن ملت ایران از همسایگان مسلمان خود در منطقه بوده اند.

در این میان برخی از حاکمان فریب خورده منطقه و عده ای از نا آگاهان داخلی با بازی در پازل دشمن به تکمیل این فتنه آمریکایی کمک کرده و اهداف آنها را پیش برده اند.

در ماجرای ادعای دولت امارات در مورد مالکیت بر جزایر سه گانه شاهد بودیم که یک گروه خاص با مطرح کردن تغییر نام جزیره «ابوموسی» به «الغدیر» در پی ایجاد تنش بیشتر میان شیعه و سنی برآمدند.

از همه عجیب تر اینکه این جریان مشکوک برای بیان افکار و اندیشه ی غلط خود از بیانات رهبر معظم انقلاب نیز استفاده می کند.

این در حالیست که جزیره «ابوموسی» با همین نام و نشان همچون «خلیج فارس» بخشی از هویت و تمدن ملت ایران را تشکیل می دهد و به تعبیر رهبر حکیم انقلاب «بدترین مشكلِ یك كشور این است كه تمدّن و هویّت خود را فراموش كند.» (03/07/1381) و قطعاً اگر در این مسیر« هر كس بخواهد حیثیت و هویت ملت ایران را مخدوش كند، مورد تنفر ملت ایران است.» (18/11/1380)

در حقیقت نظام استکبار با طرح مسائلی از این قبیل به دنبال منحرف کردن اذهان ملت های منطقه از مسائل اصلی یعنی بیداری اسلامی و وحدت و یکپارچگی مسلمانان در برابر کفار، به مسائل فرعی است و بدین منظور تمامی ابزارهای سیاسی رسانه ای خود را بکار می گیرد.

منطق انقلاب اسلامی در برابر این توطئه ها کاملاً مشخص است. جمهوری اسلامی ضمن تأکید بر مسائل ملی، میهنی و عقاید هویتی تمدنی خود بارها بر حفظ وحدت شیعه و سنی در عین اعتقاد به حقایق مذهبی خود اذعان داشته است.

در این میان، دشمن با بهره گیری از مسئله جزایر سه گانه و خلیج فارس از یکسو جمهوری اسلامی را در برابر دولت های مرتجع عرب منطقه قرار داده و از سوی دیگر او را با ملت ایران مواجه کند و در صورتیکه نظام بخواهد بر خلیج فارس اصرار ورزد از طرف دولتهای عربی و اگر بخواهد خلیج اسلام را مطرح کند از جانب ملت خود تحت فشار باشد.

ماجرای جزیره ابوموسی اینک میان یک کشمکش مرزی - جغرافیایی و عقیدتی واقع شده است.

در واقع هر حرکت افراط­گونه همچون تغییر نام آن به الغدیر و یا تفریطی مثل واگذاری آن به دولت امارات بازی در پازل دشمن و ایفای نقش در جهت اهداف استعماری آمریکایی ها خواهد بود.


حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به اهمیت شناختن «روش دشمنیِ دشمن»، مخالفت اصلی آنها را با ملت ایران دانسته اند، «چون ملت ایران است كه این قیام عظیم (انقلاب اسلامی) را به راه انداخت؛ ملت ایران است كه این پشتیبانی صادقانه و غیرتمندانه را از اسلام می‌كند؛ ملت ایران است كه موجب شده امریكا نتواند طمع بورزد.»(01/09/1381)

از نظر ایشان « ملت ایران با ایمانش، با احساساتش، با غرور ملی‌اش، با افتخار به گذشته‌ی تاریخی و مواریث عظیم فرهنگی‌اش، توانست این حركت عظیم (انقلاب اسلامی) را بوجود بیاورد.»( 11/ 02/ 1387) در واقع تأکید بجا بر هویت ملی و مواریث فرهنگی نه تنها عامل تفرقه نیست بلکه عامل وحدت ملی و حرکت یکپارچه ملت ایران نیز به شمار می آید.

در پایان نیز بخش دیگری از کلام رهبر فرزانه انقلاب را که درباره اختلاف بر سر مالکیت بر جزایر سه گانه، ایراد شده است را بدون کم و کاست می آوریم.

«ما كه از تهاجم دشمن باكى نداریم! ما مى‌گوییم وحدت، براى این‌كه شما منتفع شوید؛ همه دولتها منتفع شوند؛ دنیاى اسلام منتفع شود. وحدت، این است! امروز مى‌شنوید كه در خلیج فارس، باز سر و صداهایى درست كرده‌اند: بهانه‌اى به اسم جزیره ابوموسى و از این حرفها. این حرفها چیست؟! اینها كار كیست؟! كیست كه دست استعمارگران دیروز - همان دستهاى پلید - را در این ماجرا نبیند؟! كیست كه دست قدرتهاى حاضر در خلیج فارس را، دست امریكا را، دست استعمارگر پیرمنحوس، یعنى دولت انگلیس را، در این ماجرا نبیند؟! چه مى‌خواهند اینها؟ چرا مى‌خواهند بین همسایه‌ها اختلاف بیندازند؟ چرا مى‌خواهند براى توجیه حضور خودشان در خلیج فارس، برادران را با هم دشمن كنند؟ این كشورها اگر با یكدیگر همدست باشند، مشتى خواهند شد و آن وقت دشمن جرأت نمى‌كند در مقابل آنها بایستد و به این كشورها زور بگوید. مى‌خواهند این همدستى از بین برود و این مشت باز شود. چرا؟ چه كسانى هستند؟ معلوم است كه دست قدرتهاى بیگانه است. ما تصوّرمان این است. ما خیال مى‌كنیم در این قضایا، شیوخ منطقه اگر گناهى داشته باشند، گناهشان غفلت از حقایق است. آنها هم دلشان مى‌خواهد اتّحاد و اتّفاق باشد.

ما توصیه‌مان به دولتهاى خلیج فارس و همسایه‌ها این است كه دشمن را ببینند؛ دشمن را بشناسند؛ كید دشمن را بشناسند؛ دست دشمن را بشناسند و بدانند كیست كه مى‌خواهد در این منطقه اختلاف بیندازد؟ این اختلاف، بیشتر به ضرر خود آنهاست. حوادث دو، سه سال پیشِ منطقه را دیدید؟ دیدید نتیجه كمك به عراق چه شد؟ نتیجه حضور قدرتمندانه امریكا و انگلیس و دیگران را در این منطقه دیدید؟ چقدر منطقه و دولتهاى جنوب خلیج فارس تحقیر شدند و هنوز هم مى‌شوند! ملتها چقدر تحقیر شدند! علاج همه اینها، اتّحاد كلمه است. والّا دولت ایران كه از چیزى نمى‌ترسد. ملت ایران هم از چیزى نمى‌ترسد. ما در انقلاب متولّد شدیم، با انقلاب پیش رفتیم و در مقابل دشمنیها رشد كردیم. بیشتر از آنچه كه دنیا تا امروز با ما دشمنى كرده‌است، ممكن نیست با كسى دشمنى كرد. با كدام ملت این‌قدر دشمنى كرده‌اند؟ با این وجود، ملت ایران مانده است؛ انقلاب مانده است؛ جمهورى اسلامى مانده است و همیشه به فضل الهى خواهد ماند. این، آن پیام وحدت اسلامى است كه براى همه، مایه عزّت، مایه كرامت و مایه آرامش است. این، آن آرزوى ماست. (۱۳۷۱/۰۶/۲۴)»

+ این مطلب در
امت اسلامی  و تریبون مستضعفین و جهان نیوز منتشر شد.




طبقه بندی: بیداری اسلامی، تفکر، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: جزیره ابوموسی، ابوموسی، تنب کوچک، تنب بزرگ، خلیج فارس، امارات، امریکا، انگلیس، شیعه، سنی، اختلاف، اختلاف مذهبی، اختلاف مرزی، جغرافیایی، جمهوری اسلامی، انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، احمدی نژاد، سفر به ابوموسی، شیعه نیوز، افراط، تفریط، خلیج اسلام، الغدیر، جزیره الغدیر، پازل دشمن، وحدت شکنی به بهانه دفاع از ابوموسی،
دنبالک ها: تغییر نام جزیره ابو موسی به جزیره الغدیر، جزایر سه گانه بهانه جدید، برای تشدید اختلافات مذهبی، ملاک وحدت مسلمین از دیدگاه رهبری / پاسخی به مدعیان دروغین پیروی از ولایت، «وحدت‌شکنی» به بهانه دفاع از «ابوموسی»،
[ دوشنبه هجدهم اردیبهشتماه سال 1391 ] [ 02:40 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

انتخابات بعنوان مهم‌ترین عرصه حضور مردم در صحنه تصمیم گیری برای تعیین سرنوشت خویش در جوامع مردم سالار شناخته می‌شود، در نتیجه، انتخاب نامزدهای مورد نیاز برای تصدی مسئولیت‌ها اهمیتی معادل تعیین آیندة یک نظام و مملکت را دارد.

در فقه امامیه تعیین سرنوشت مردم به دست خویش بعنوان یک اصل مسلم و غیر قابل خدشه پذیرفته شده است. در واقع مردم مختارند تا با اراده ی خویش و با تشخیص مصالح و مفاسد خود حاکمان جامعه را تعیین کنند و اموراتشان را اداره نمایند.

این امر در صدر اسلام و در زمان ائمة معصومین (علیهم السلام) و در طول دوران حاکمیت خلفای بنی امیه و بنی عباس و حتی بعد از آن، در بیعت مردم با خلفا متجلی می شد.

همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری یک عالم دینی و با به رأیِ عمومی گذاشتنِ مدل حاکمیتی نظام، این اراده ی مردمی به شکل جدیدی و در قالب رفراندوم متبلور گشت.

شکل گیری جمهوری اسلامی که نظامی مبتنی بر مردم سالاری دینی است، نمایانگر اهمیت اراده و تصمیم مردمانِ این سرزمین در تعیین سرنوشت خویش است. لذا از آن به بعد بطور متوسط هر ساله یک انتخابات برای تعیین رئیس جمهور، نمایندگان مجلس خبرگان رهبری، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، شورای های اسلامی شهر و روستا و … برگزار گردیده است.

اما مسئله مورد اختلاف این است که آیا رأی دادن و شرکت در انتخابات حق مردم است یا تکلیف آنان؟ و این در حالی است که در مفهوم حق «اختیار» و در مفهوم تکلیف «الزام و اجبار» نهفته است.
اگر رأی دادن و شرکت در انتخابات حق مردم باشد، فرد می تواند از این حق خویش صرف نظر کند و رأی ندهد و در مقابل اگر رأی دادن تکلیف باشد، همة واجدین شرایط، مکلف و موظف به دادن رأی می باشند و نتیجتاً نمی توانند از آن سرپیچی کنند.

در هر نظامی میزان اراده و نقش مردم در تعیین سرنوشت خویش و اختیار انتخاب حکمرانان متفاوت است. این تفاوت که غالباً از نوع جهان بینی مادی یا الهیِ حاکمیت ها و طرز نگرش آنها نسبت به انسان و طبیعت نشأت می گیرد، موجب بروز اختلاف دیدگاه نسبت به حق یا تکلیف بودن حضور در انتخابات و شرکت در رأی گیری می شود. طبعاً نظام جمهوری اسلامی ایران که بر مبنای حاکمیت خدا و دین شکل گرفته است نیز چارچوب های نظری و عملی خاص خود را که منطبق با ارزشها و هنجارهای مورد پذیرش اجتماع است، را دارد.

در اندیشه فقهای شیعه میان حقوق و تکالیف اجتماعی همواره تلازم وجود دارد. در حیات اجتماعی که قلمرو آن وسیع تر از زندگی فردی است، حقوق فردی افراد در اجتماع مبدل به حقوق اجتماعی می گردد و تعامل افراد در آن افزون بر حقوق فردی حقوق دیگری را ایجاد می کند. لازم حفظ کرامت انسانی، رعایت حقوق افراد در اجتماع بشری و تعهد سپاری در عدم تخطی از آن است.

بنابراین نمی توان ملتزم شد که در جامعه همه دارای حقوق باشند؛ اما افراد حاضر در آن ملزم به رعایت حقوق یکدیگر نباشند. اثبات هرگونه حقی برای فرد در جامعه برای دیگران تکلیفی ایجاد می کند.(نهج البلاغه، خطبه 216)

حضرت علی (ع) در تبیین این حق چنین می فرمایند:

ثُمَّ جَعَلَ سُبْحَانَهُ مِنْ حُقُوقِهِ حُقُوقاً افْتَرَضَهَا لِبَعْضِ النَّاسِ عَلَى بَعْضٍ فَجَعَلَهَا تَتَکَافَأُ فِی وُجُوهِهَا وَ یُوجِبُ بَعْضُهَا بَعْضاً وَ لَا یُسْتَوْجَبُ بَعْضُهَا إِلَّا بِبَعْضٍ. ؛ پس، خداى سبحان برخى از حقوق خود را براى بعضى از مردم واجب کرد، و آن حقوق را در برابر هم گذاشت، که برخى از حقوق برخى دیگر را واجب گرداند، و حقّى بر کسى واجب نمى‏شود مگر همانند آن را انجام دهد.(نهج البلاغه، خطبه 216)

در واقع، هرچند انسان از لحاظ تکوینی در انتخاب توحید و شرک یا خیر و شر آزاد آفریده شده ولی به لحاظ تشریعی این گونه وضعیتی ندارد. انسان نمی تواند در برابر قانون گذاری و تشریع الهی به آزادی تکوینی خویش استناد کند بلکه مکلف بودن وی بر انجام فرایض و قوانین دینی ریشه در حق انسانی او دارد. دین مداری و مکلف بودن وی بر انجام فرایض و قوانین دینی ریشه در حق انسانی او دارد.

در قضیة انتخابات و رأی در حکومت اسلامی همین معنا را می توان یافت یعنی رأی هم حق است چون تعیین سرنوشت مردم را به خود مردم داده است و هم رأی دادن تکلیف می باشد. این تکلیف به این خاطر است که مردم با پذیرفتن اسلام به عنوان دین و مکتب مکلف می باشند که در تشکیل استمرار و رفع مشکلات نظام مطلوب اسلامی شرکت و تلاش کنند. آنان بر اساس اصول مربوط به امر به معروف و نهی از منکر تعاون اصلاح امور جامعه سبقت در خیر و نیکوکاری تبلیغ دین قطع مادة فساد و … در این تکلیف مداخله و مشارکت دارند. در قوانین جمهوری اسلامی ضمانت اجرای خاصی برای مکلف کردن مردم به شرکت در انتخابات و دادن رأی در نظر گرفته نشده ولی مذهب و معنویت می تواند ضمانت اجرایی خوبی در این رابطه باشد زیرا هنگامی که ولی فقیه و مراجع دینی شرکت در انتخابات را وظیفة شرعی و تکلیف دینی معرفی می کنند، مسلماً یک مسلمان به راحتی از آن سرپیچی نمی کند.

حضرت امام خمینی (ره) بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران، بارها ضمن تأکید بر تکلیف بودن شرکت در انتخابات، نتیجه ی حضور مردم را حفظ نظام جمهوری اسلامی از تهدید های دشمنان دانسته اند و با توجه به اینکه حفظ نظام اسلامی نیز طبق دیدگاه ایشان از اوجب واجبات است در نتیجه می توان دریافت که حضور در انتخابات و شرکت در آن نه تنها یک وظیفه اجتماعی است بلکه از واجبات دینی و شرعی نیز به حساب می آید.

در زیر بخشی از فرمایشات امام راحل در این زمینه می‌آید:

-امروز شرکت در انتخابات ریاست جمهور نه فقط یک وظیفه اجتماعى و ملى است، بلکه یک وظیفه شرعى اسلامى و الهى است که شکست در آن، شکست جمهورى اسلامى است، که حفظ آن بر جمیع مردم از بزرگترین واجبات و فرایض است و وسوسه در آن از شیطان بلکه عمال شیطان بزرگ است.(صحیفه امام، ج‏15، ص: 251)

-انتخابات سرنوشت حتى شمایى که در آنجا هستید را تعیین مى‏کند. یک امرى که سرنوشت آحاد ملت در دست اوست، وظیفه آحاد ملت است که در آن دخالت کند، مربوط به یک قشرى، دون قشرى نیست، همه باید در این دخالت بکنند.(صحیفه امام، ج‏18، ص: 369)

-مردم هم خودشان مکلفند به اینکه هم شرکت کنند در انتخابات. نروند کنار، تکلیف است، حفظ اسلام است، رفتن کنار خلاف تکلیف است، خلاف مصالح اسلام است.(صحیفه امام، ج‏18، ص: 286)

-به یارى خداوند متعال، ملت شریف ایران با حضور گسترده خود انتخابات را در موعد مقرر و با قدرت و قاطعیت برگزار مى‏ کنند؛ و مطمئناً در زیر موشک و بمب هم اگر قرار بگیرند، به پاى صندوقها مى ‏روند و به تکلیف شرعى و الهى خود عمل خواهند نمود.(صحیفه امام، ج‏21، ص: 10)

رهبر حکیم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه‌ای (مدظله العالی) نیز همچون بنیانگذار انقلاب اسلامی بر ارتباط و تلازم حق و تکلیف شرکت در انتخابات تأکید ورزیده و اهمیت آن را از دو جهت ذکر کرده اند:

جهت اول: نا امید شدن دشمنان از طراحی ها و خنثی شدن توطئه های آنان . در نتیجه حفظ نظام اسلامی، که از این جهت حضور یک تکلیف تلقی می شود؛
جهت دوم: مردم با انتخاب صحیح و آزادانه، قانون‏گذارانشان را در قوّه‏ ى مقنّنه معیّن کنند و مجریان خودشان را با ترتیبى که در قانون معیّن شده است، معیّن کنند و لذا از این جهت، حق افراد به حساب می‌آید.

انتخابات‏ دوره‏‌ى پنجم در پیش است و مردم باید شرکت کنند. وظیفه و تکلیف‏ شرعى است.(بیانات در خطبه‏هاى نماز جمعه (19 رمضان 1416) 20/ 11/ 1374)

ما گفتیم، بازهم تکرار مى‏ کنیم: شرکت و حضور در انتخابات براى مردم، هم یک فریضه‏ ى سیاسى است، هم یک فریضه‏‌ى دینى است. این مثل این است که یک انسانى بدن خودش را با ویتامین و با غذاهاى مقوى تقویت کند؛ وقتى بدن تقویت شد، میکروبها دیگر نمى‏توانند در او نفوذ کنند؛ دشمنى هم اگر حمله کرد، مى تواند از خودش دفاع کند. این، مهم‏ترین مسئله در باب انتخابات است؛ یعنى حضور مردم.(بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اقشار مختلف مردم‏ 22/ 12/ 1386)

مردم هم بایستى بگردند و در همین فرصتى که تا انتخابات باقى است، به‏عنوان یک وظیفه شرعى و اخلاقى، نامزدهایى را پیدا کنند که وقتى در محضر خدا از آن‏ها سؤال مى‏شود که چرا تو این آقا یا این خانم را به قوه مقنّنه فرستادى، بتواند جواب بدهد و بگوید براى این مصلحت. انتخابات، وظیفه است. انتخابات، یک کار بزرگ و یک اقدام شرعى و یک اقدام خدایى است؛ بگردید آدم‏هاى مناسب را براى این کار مهم پیدا کنید.(بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار اقشار مختلف مردم‏ 13/ 11/ 1378)

ملت عزیز ایران، انتخابات‏ را باید اوّلًا به عنوان یک تکلیف‏ الهى و یک تکلیف‏ اسلامى محاسبه کند کسانى هم که به مسائل دینى توجه نداشته باشند، باید به چشم یک تکلیف‏ وجدانى و ملّى به آن نگاه کنند.(بیانات در خطبه‏هاى نماز عید سعید فطر 18/ 10/ 1378)
هم حق و هم تکلیف‏ مردم است که بیایند و سرنوشت کشورشان را به‏دست خودشان معیّن کنند؛ زیرا که کشور متعلّق به مردم است. مردم باید بیایند و با انتخاب صحیح و آزادانه، قانون‏گذارانشان را در قوّه‏ ى مقنّنه معیّن کنند؛ مجریان خودشان را با ترتیبى که در قانون معیّن شده است، معیّن کنند. این حقّ مردم است و متعلّق به آن‏هاست؛ اما تکلیف‏ هم هست. این‏طور نیست که یکى بگوید من نمى‏ خواهم از این حقّم استفاده کنم؛ نه، سرنوشت نظام بسته‏ ى به احقاق و استنقاذ این حقّ است؛ این تکلیف‏ است؛ باید همه شرکت کنند. نظام جمهورى اسلامى توانسته است این حق را در اختیار مردم بگذارد؛ اما در گذشته ما این حق را نداشتیم. در نظامهاى گذشته، مردم از استفاده از چنین حقّى محروم بودند. نظام جمهورى اسلامى این حق را داده است.(
بیانات در دیدار كارگزاران حج‏ 26/ 11/ 1378)

انتخابات، مظهر حضور مردم است. انتخابات، هم حقّ مردم و هم وظیفه‏ ى آن‏هاست. حقّ مردم است؛ براى اینکه بیایند و مدیر اجرایى کشور را انتخاب کنند. تکلیف‏ مردم است؛ چون با حضور شما، نظام تقویت پیدا مى‏ کند؛ اسلام عزیز مى‏ شود؛ حاکمیت اسلام در دنیا سرافراز مى‏ گردد و توطئه ‏ى دشمن- که اسلام را به جدایى از آراء مردم متّهم مى‏ کند- باطل مى‏ شود. حضور شما مى‏ تواند دفاع از اسلام و کشور و انقلاب محسوب شود.(بیانات در اجتماع زائران مرقد مطهّر امام خمینى (ره) 14/ 03/ 1380)

مبناى مردم‏ سالارى دینى با مبناى دمکراسى غربى متفاوت است. مردم‏سالارى دینى- که مبناى انتخابات‏ ماست و برخاسته‏ ى از حق و تکلیف‏ الهىِ انسان است- صرفاً یک قرارداد نیست. همه‏ ى انسان‏ها حق انتخاب و حق تعیین سرنوشت دارند؛ این است که انتخابات را در کشور و نظام جمهورى اسلامى معنا مى‏ کند. این، بسیار پیشرفته‏ تر و معنادارتر و ریشه‏ دارتر از چیزى است که امروز در لیبرال دمکراسى غربى وجود دارد؛ این از افتخارات ماست؛ این را باید حفظ کرد.( بیانات در مراسم شانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینى (ره) 14/ 03/ 1384)

نتیجه گیری

بنابراین نمی توان ملتزم شد که در جامعه همه دارای حقوق باشند؛ اما افراد حاضر در آن ملزم به رعایت حقوق یکدیگر نباشند. اثبات هرگونه حقی برای فرد در جامعه برای دیگران تکلیفی ایجاد می کند.
بر همین مبنا ضمن تأکید بر حق افراد برای شرکت در انتخابات باید گفت که اگرچه رأی دادن برای تک تک افراد بعنوان حقی شمرده می شود، اما با در نظر گرفتن جایگاه افراد در یک نظام اسلامی، حضور در انتخابات به لحاظ ارتباط این حق با حقوق دیگران و نیز از جهت حفظ نظلم اسلامی از خطرات و تهدیدات، در عین یک تکلیف و وظیفه نیز قلمداد می شود.

 
این مطلب در:
تریبون مستضعفین،
خبرگزاری دانشجو،
الف،
قطره،
خبر فارسی؛
منتشر گردید.



طبقه بندی: راه اینجاست...، تفکر، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: انتخابات، حق یا تکلیف، سرنوشت، جمهوری اسلامی، رأی دادن، مجلس شورای اسلامی، حقوق عمومی، حاکمیت مردم، دوره نهم، مردم سالاری، مردم سالاری دینی، دموکراسی،
[ جمعه پانزدهم اردیبهشتماه سال 1391 ] [ 02:39 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 27 :: ... 4 5 6 7 8 9 10 ...

درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic