تبلیغات
آینده از آن مظلومین تاریخ...

آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ
سر نوشت(در مقابل پی نوشت!): این مطلب را به درخواست دوستان در نشریه دانشجویی فتح نگاشتم. همین سه شنبه شب پیش که به دانشگاه رفته بودم، و مجری مناظره فواد ایزدی و صادق زیباکلام با موضوع «مذاکره با آمریکا آری یا نه؟» بودم، دوستان مطرح کردند و این یادداشت که چیزیئخارج از یادداشت های پیشین نیست را آماده کردم.
در مورد مناظره و مناظران هم باید بگویم که صراحت زیباکلام همیشه برایم قابل تحسین بود. فردی بی شیله پیله و بدون نفاق و البته متدین! هیچ جای صحبت های زیباکلام برایم عجیب و خارج از انتظار نبود الا جایی که از سلاح اتمی اسرائیل هم دفاع کرد!!
در حین مناظره با خودم می گفتم این استدلال ها و آسمان ریسمان بافتن های زیباکلام حقیقتاً نیاز به پاسخ چندانی هم ندارد. بهترین پاسخ به او همین استدلال های سخیف اوست...
یادداشت وی در روزنامه شرق که در همین خصوص نگاشته را از اینجا بخوانید. به همین مناظره در دانشگاه امام صادق(ع) هم اشاره ای داشته...

1. واقعیت روابط ایران و غرب در صد سال اخیر –علی الخصوص در سی سال گذشته-  نشان داده است که مسئله و مشکل غرب با ایران حل شدنی نیست! انقلاب ایران با شعار «نه شرقی نه غربی، جمهوری اسلامی» روی کار آمد و بنای خود را از ابتدا بر عدم وابستگی به قدرت های عالم و نفی سلطه زورگویان نهاد.
مشکل غرب و در رأس آن آمریکا با ایران «وجود و ماهیت» جمهوری اسلامی است نه چیز دیگری. چرا که انقلاب اسلامی منافع مستکبران را در سراسر عالم تحت الشعاع قرار داده و اساس سلطه پذیری را زیر سئوال برده است. اگر جمهوری اسلامی بخواهد از این شعار و هدف خود کوتاه بیاید به 34 سال حرکت مستحکم خود، خون 300 هزار شهید، امید توده های کثیر امت اسلامی و جبهه مستضعفین عالم و ... پشت کرده است و اگر بخواهد به مسیر خود ادامه دهد باید هزینه های فراوانی نظیر حمله نظامی، تهاجم فرهنگی، هجمه رسانه ای و جنگ اقتصادی را متحمل گردد.
حال آیا دشمن از این خواسته خود کوتاه می آیند و آیا این مسئله قابل حل یا معامله است؟

2. انرژی هسته ای در مواجهه ما با غرب بهانه ای بیش نیست. آنها زمانی حملات تروریستی در کشورهای دیگر – نظیر آرژانتین و آلمان و بلغارستان- را بهانه تهاجم به ایران قرار می دادند، زمانی دیگر نقض حقوق اقلیت ها-نظیر بهائیان و همجنس بازان-، زمانی اجرای احکام اسلامی – نظیر اعدام و سنگسار- ، زمانی مسئله هسته ای، زمانی دیگر مسئله انتخابات و اینک، همه اینها را با هم بهانه هجوم به ایران قرار داده است.
دشمن نشان داده هیچگاه از چالش با ایران در طول سالیان پس از انقلاب کوتاه نیامده و دست از خباثت خود بر نداشته است. اگرچه بهانه ها متعدد بوده ولی هیچکدام تا کنون رفع نشده چرا که حیات گفتمان غرب در تقابل با ایران، به چالش کشیدن آن و رفتار بحران زیست آن است.
اگر مسئله هسته ای حل شود، دشمن هیچگاه با اجرای احکام اسلامی – که از اساس با آن مشکل دارد – کوتاه نخواهد آمد. اگر آن هم حل شود، او هیچگاه از مخالفت با حمایت ایران از گروه های جهادی و مقاومت در منطقه پیشمان نخواهد شد. و اگر آن هم حل شود باز هیچگاه دست از حمایت از رژیم صهیونیستی بر نخواهد داشت.

3. تقریباً می توان گفت از سال 89 شرایط داخلی و منطقه ای برای ایران کمی تغییر کرده و امیدهای سابق دیگر وجود ندارد. تحلیل های مثبت از شرایط داخلی و حوادث منطقه ای رو به منفی گذارده و اوضاع دگرگون شده است.
در سیاست داخلی، احمدی نژاد – یک رئیس جمهور محبوب و مقتدر- از چشم حامیانش افتاد، انتقادها به او زیاد شد و اقتدارش فروکش کرد، تنش و اختلاف در میان قوای سه گانه اوج گرفت و مسئولین دستگاه ها در تقابل مستمر با یکدیگر بودند، همه علیه دولت بودند و دولت علیه همه. حواشی اصل شد و اصول، حاشیه. مشکلات مردم فرعی شد و اختلاف مسئولان اصلی. تورم و فشار اقتصادی بیشتر شد و معضل بیکاری و فقر کم نشد. تهاجم رسانه ای-ماهواره ای دشمن بیشتر شد ولی جهاد فرهنگی! ما تغییر چندانی نکرد!
گام بزرگی که برای تمدن اسلامی باید برداشته می شد هم در انتخابات 92 ناکام ماند. در این دوره دیگر تمدن سازی حتی یک آرمان هم نیست، خواب است، خیال است، توهمی بیش نیست. اکنون حفظ اصول انقلاب و چارچوب های نظام مهمتر است! رأیی که نظام را باید چند گام به ظهور نزدیک می کرد، کشور را به سال های ابتدای انقلاب پَس زد.
در سیاست خارجی اما اوضاع دگرگون تر شد. وضعیت اسفناک تر و بغرنج تر شد. بیداری اسلامی بود اول، اما سر آخر به یک جنبش امریکایی و بهار اسرائیلی تمام عیار تبدیل شد. لیبی جنگ داخلی شد، قذافی کشته شد، کشور به دست سلفی ها افتاد! بحرین و عربستان اعتراضات شکل گرفت، مردم به خیابان ها ریختند اما تظاهرات سرکوب شد و قیام فروکش کرد! در یمن مردم بیدار شدند، علیه رژیم قیام کردند، عبدالله صالح را برکنار کردند، معاونش جای او را گرفت! در مصر مبارک سرنگون شد، سفارت اسرائیل تسخیر شد، انتخابات انجام شد، قانون اساسی تغییر کرد، مبارک بازداشت و محاکمه شد، اسلامگراها روی کار آمدند، سلفیت رشد کرد، مصر به محور ضد سوری-ضد شیعی تبدیل شد، رابطه با اسرائیل حفظ شد، ارتش کودتا کرد، مرسی برکنار و بازداشت شد، اخوان سرنگون شد، هزاران مصری کشته شدند، مبارک آزاد شد!!
اما از سوی دیگر سوریه، محور مقاومت، به تهدید بزرگی بدل شد. جنگ داخلی، نابودی زندگی اجتماعی، کشتار مردم بیگناه، تخریب اماکن مقدس شیعیان و جهاد نکاح! همه آنچیزی نیست که در سوریه اتفاق افتاده. به اینها کاهش روابط ایران با ترکیه، قطر و عربستان را هم اضافه کنید. بد بینی مردمان منطقه به ایران و مقاومت را اضافه کنید. در حاشیه امن قرار گرفتن اسرائیل را هم اضافه کنید. دیگر حتی آذربایجان، مالزی و برزیل نیز برای ما تهدید شده اند! و اینها آن چیزی است که غالباً در طول این سه سال شکل گرفت.
در این سه سال نهادهای بین المللی نیز سنگ تمام گذاشتند. تحریم و تحریم و تحریم کردند. از اتحادیه اروپا گرفته تا کنگره آمریکا. شورای امنیت هم چیزی کم نگذاشت. همه عزم خود را جزم کرده بودند تا تحریم ها تورم و فشار اقتصادی را بوجود آورد و زمینه سازی نارضایتی اجتماعی را موجب گردد و نتیجه شد انتخابات 24 خرداد. همان حماسه ای که کار را برای ما دشوارتر کرد!
اما مذاکره و رابطه با آمریکا در این شرایط چیزی جز یک بازی در زمین دشمن نیست و نتیجه آن از هم اکنون قابل پیش بینی است. در وضعیت فعلی واضح است که دشمن دست برتر را دارد. از سوی دیگر دولتی که در وعده های انتخاباتی خود رفع تحریم ها را به مردم وعده داده است محتاج به رابطه با آمریکاست و در این شرایط دشمن براحتی می تواند امتیازگیری کند چراکه دولت ایران را به تحقق وعده خویش به مردم نیازمند می بیند.

4. این روزها اما صدای دیگری شنیده می شود. صدایی که کلید حل مشکلات کشور را در دست آمریکایی ها می بیند. توهمی که تجربه تاریخی صد ساله روابط ایران و آمریکا با آن همه جنایت های ضد بشری و انسانی استعمارگران آمریکایی هم نتوانسته آن را از بین ببرد. جماعتی فریب خورده هستند که اینگونه باور دارند و جمعی دیگر هم آمال و آرزوهای خود را در لبخندهای فریبکارانه دست های چدنی می جویند همینطور می پندارند و همین دو سر طیف هستند که این روزها برای گفتگوی تلفنی و برقراری خط پروازی مستقیم از آمریکا دست و پا می زنند.
ما را به جماعت دوم کاری نیست اما دسته اول – که بخشی از مردم و دولتی ها، دیپلمات ها و مشاوران رئیس جمهور از این دسته اند – حکایتی دیگر دارند که باید برای اطمینان قلبی آنان حجت تمام شود.
با پذیرش مذاکره با آمریکا فرصتی برای تنفس و تجدید قوای نظام پیدا می شود و البته آنانی که سال ها خواب مذاکره و رابطه با آمریکا را می دیدند و رابطه به آمریکا را کلید حل همه مشکلات می دانستند در خلال مذاکرات به این نتیجه خواهند رسید که جمع میان حفاظت از مرزهای اعتقادی و منافع ملی، در مذاکره با آمریکا ممکن نیست! شاید جدی ترین فایده  مذاکره با شیطان بزرگ بر سر عقل آمدن این جماعت باشد! جماعتی که تا نبیند باور نمی کنند مذاکره با آمریکا بازی با یخ است!
خوب است ساده لوحان داخلی هم اندکی بیاندیشند که اگر مذاکره با آمریکا ( و پس از آن برقراری رابطه) کلید حل معضلات کشور باشد باید دولت های متحد آمریکا در جهان هیچ مشکلی نداشته باشند! حال آن که واقعیات جهان گویای چیز دیگری است.

5. برخورد آقا با هر دولتی ایجاد یک فضای باز و دارای اختیار در عرصه های مدیریتی و اجرایی است. اگرچه که حضرت آقا خودشان با سیاست ها و رویکردها لزوماً موافق نبودند ولی اجازه میدادند تا دولت ها طبق اختیار خودشان عمل کرده و مانعی بر سر سیاست های خود نبینند. در قضایای هسته ای دوران خاتمی دیدید که رهبر معظم اجازه تعلیق را هم دادند اما بعدها گفتند که من موافق نبودم و میدانستم که کار به جایی خواهد کشید که منجر به تعلیق تمام تأسیسات هسته ای خواهد شد. اکنون نیز به نظر می رسد رهبر انقلاب اختیار تام داده اند تا تجربه ی ملت به بلوغ برسد و شبهه های آینده خنثی شود.
در حقیقت ولایت بیش از آنکه از طریق دستور و اجبار بخواهد اهداف را جلو ببرد به دنبال ارتقاء رشد عمومی و تربیت جامعه است. پیامبر (ص) می توانست در فتح مکه ریشه ی انحرافات آینده اسلام را با اعدام ابوسفیان بخشکاند ولی جامعه از مسیر ابتلاء و تجربه به رشد و کمال می رسد. نتیجه ی روش دولت یازدهم هرچه باشد برای آینده ی کشور مفید است چون کسب تجربه در ابعاد ملی هیچ وقت به معنای متضرر شدن نیست. یادمان باشد آنچه ملت ها را از گردنه ها عبور می دهد همین انباشت تجربه هاست.

6. حالا ما باید چکار کنیم؟ اولاً باید بدانیم که در موضع نظام نیستیم. دانشجوییم و انقلابی. لزومی ندارد که مثل دستگاه سیاست خارجی و رهبری موضع بگیریم و عمل کنیم. چون گفتارها و رفتارهای ما تبعات گفتارها و رفتارهای آنها را ندارد. لذا خیلی آزادانه تر می توانیم عمل کنیم و در بند محافظه کاری ها نشویم. از سوی دیگر اگر دولتمردان تصور کنند که در عرصه عمل از آزادی بالایی برای سیاست های خود برخوردارند آنگاه امکان رخ دادن هر اتفاق سویی وجود دارد. پس باید همواره در جامعه گروه هایی باشند که دولت ها را بین دو سوی یک طناب بکشند. تا در نهایت دولت ها در جانب میانه قرار گیرند. حتی اگر ما معتقد باشیم در مواقعی برخی سیاست های دولت ها درست است و یا حداقل نادرست نیست باز هم باید به روش های اجرای آن اعتراض کنیم تا دولت با احتیاط بیشتری آن ها اجرا کند. در حقیقت آزادی بیش از حد دولت ها و عدم نظارت مردمی موجب دیکتاتوری حکومت ها می شود و به تدریج موجبات فساد حکومت می گردد.
پس ضمن حفظ انسجام، پرهیز از اقدامات هیجانی، تحلیل دقیق نسبت شرایط و فهم دقیق راهبرد دشمن باید به اقدامات خارج از چارچوب دولت اعتراض کرد و از همه اهرم ها بهره جست.
اکنون مهمترین کار بیان انتظارات و مطالبات از دولت به منظور رسیدن به نتایج ملموس و عینی از مذاکره صورت گرفته است.
طبیعی است دولتی که مشکلات کشور را ناشی از قطع روابط با آمریکا می داند باید اکنون تغییرات ناشی از مذاکره را در اقتصاد و مواضع دشمن بیان کند و به مردم ارائه دهد. اگر حتی اکنون نیز برای رسیدن به نتایج مذاکره در عرصه اقتصاد زود باشد انتظار می رود حداقل مواضع دولتمردان آمریکا نسبت به ایران بصورت قابل توجهی تعدیل شده و از اشتباهات گذشته خود در پیشگاه ملت ایران پوزش بخواهند. این خواسته زیادی است؟؟


برچسب ها: آمریکا، مذاکره، مناظره، زیباکلام، فواد ایزدی، دانشگاه امام صادق(ع)، کاسب مذاکره،
[ جمعه دوازدهم مهرماه سال 1392 ] [ 12:54 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان