تبلیغات
آینده از آن مظلومین تاریخ...

آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم العن الجبت و الطاغوت

سخنان ارزشمند آیت الله العظمی سید صادق شیرازی درباره عیدالزهراء

امروز، نهم ماه ربیع الاول روزى است كه در روایت معتبر به «غدیر ثانى» تعبیر شده است. امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود:
یا حذیفة، هذا یوم الأستراحة، ویوم تنفیس الهم والكرب، والغدیر الثانی...؛(1) اى حذیفه، امروز روز استراحت، روز زدودن اندوه و پریشانى و روز غدیر دوم است.
به مناسبت این روز و صفتى كه بدان خوانده شده، مناسب است دو مطلب را بیان كنم:
نخست: روایت احمدبن اسحاق است كه مرحوم علامه مجلسى از سیدِ ابن طاووس (قدس سرهما) و او با سندهاى خود از امام هادى (علیه السلام) نقل كرده است. سند این روایت به تنهایى از اعتبار برخوردار نیست، چون افراد مجهول در میان راویان سند این حدیث دیده مى شوند، اما به نظر مى رسد قرائنى وجود دارد كه دالّ بر اعتبار حدیث است. از این جهت شاید بتوان گفت كه این خبر محفوف به قرائن است و اطمینان ـ نوعى یا شخصى ـ به همراه دارد.
یكى از آن قرائن این كه سیدِ ابن طاووس كه صاحب كتاب رجال و خود خبره این علم است روایت احمدبن اسحاق را «عظیمة الشأن» خوانده است.
قرینه دیگر این كه سیدِ ابن طاووس این روایت را به «عمل جماعت» نسبت داده است كه در این صورت روایتى با سند مجهول در صورت عمل جماعتى از فقها به آن، توثیق مى شود و فقیهانى حتى در احكام الزامیه (واجب و حرام) بدان استناد كرده اند.
سومین قرینه این كه سیدِ ابن طاووس مى گوید:
... بمضمونها عدة روایات، رویناها عن الصدوق؛ به مضمون آن چندین روایت از صدوق روایت كرده ایم.
البته در كتاب هایى كه از مرحوم صدوق در دست است، به چنین روایاتى برنخورده ام و احتمال مى رود به جهت ملاحظات سیاسى آن روایات را در كتب نقل نكرده یا این كه این روایات در آن دسته از كتب صدوق بوده كه طعمه آتش شده است كه یكى از آنها، كتاب معروف مدینة العلم اوست.
مسلّم این است كه سیدِ ابن طاووس ثقه بوده و همو گفته: آن روایات را از صدوق روایت كرده ایم.
بنابراین، روایاتى از ابن بابویه (صدوق) نقل شده، اما به ما نرسیده است و نقل شیخ صدوق كفایت مى كند و اینها مؤید روایت احمدبن اسحاق است و قرینه دیگرى به شمار مى رود. قرینه دیگر شهرت نزد فقهاست، نه بدان معنا كه بسیارى از فقها به این روایت استناد كرده اند، بلكه به این معنى كه فقیهانى چون مرحوم صاحب عروه و صاحب جواهر و دیگران و دیگران... در باب اغسال، غسل روز نهم ماه ربیع الاول را از اغسال مستحب خوانده اند و كسانى كه قاعده «تسامح در ادله سنن» را قبول دارند كه زیاد نیز هستند، استحباب غسل این روز را از این روایت استفاده نموده اند.
اجمالاً روایت احمد بن اسحاق مورد عمل بوده و در فقه نیز بدان استناد شده است. حال اگر این قرائن را كنار یكدیگر قرار دهیم، اطمینان نوعى به صدور این روایت از امام معصوم (علیه السلام) بعید نخواهد بود.

:: آغاز امامت
این از جهت سند روایت و اما دلالت بر «غدیر ثانى» بودن این كه گفته مى شود: امامت امام زمان ـ عجل الله تعالى فرجه الشریف ـ در این روز آغاز شده و امروز نخستین روز امامت آن حضرت است، سخن تامى نیست، چه این كه به مجرد شهادت یك امام، امامت به امام بعدى مى رسد و لذا براساس این كه امام حسن عسكرى (علیه السلام) در شب هشتم یا صبح روز هشتم ماه ربیع الاول از دنیا رفته اند، باید به مقتضاى «إن الأرض لا تخلوا من حجة؛(2) زمین از حجت تهى نمى ماند» همان لحظه را آغاز امامت حضرت صاحب الزمان ـ عجل الله تعالى فرجه الشریف ـ دانست و لذا امروز روز دوم امامت آن حضرت است.
قرار دادن روز نهم ماه ربیع الاول به عنوان غدیر ثانى در كنار روز هیجدهم ماه ذى حجه روز عید غدیر در واقع دو بال و دو بازوى اعتقادى اسلام، یعنى اصل تولى و تبرى را تشكیل مى دهد و این بدان معناست كه غدیر اول و غدیر ثانى به عنوان تولى و تبرى مكمل یكدیگر هستند و هیچ یك از دیگرى جدا نیست. البته در مقام تعلیم، تولى و تبرى جزء فروع ده گانه دین آمده است كه این امر تنها بار آموزشى و حفظ كردن دارد، امام در واقع از ثوابت اصول دین و از مسائل جَنانى (درونى) است و نه از اركان و فروع آن. به دیگر سخن، توحید، یعنى پیروى و تولى نسبت به اولیاى خدا و تبرى و بیزارى از دشمنان خداست و این از شئون توحید است. در مورد نبوت و امامت نیز همین امر صادق است و در حقیقت تولى و تبرى جزء اركان و اعمال نیست، بلكه امرى قلبى و اعتقادى است و هرجا كه تولى باشد تبرى نیز هست و از یكدیگر جدا نیستند و در غیر این صورت، اسلام كامل نخواهد بود. شیخ مفید نیز فرموده است:
ولایـة أولیـاء الله تعالـى مفترضـة وعداوة أعدائه واجبة على كل حال؛(3) دوستى اولیاى خدا و دشمنى با دشمنان او در هر حال واجب است.

:: تولى و تبرى در قرآن
قرآن كریم درباره تولى و تبرى مى فرماید:
(لاَّ تَجِدُ قَوْمًا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَْخِرِ یُوَآدُّونَ مَنْ حَآدَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ...)؛(4) قومى را نیابى كه به خدا و روز واپسین ایمان داشته باشند [و] با كسانى كه با خدا و رسولش مخالفت كرده باشند، دوستى ورزند.
معناى آیه این است كه دوستى اولیاى خدا و محبت دشمنان او قابل جمع نیست، بلكه اسلام، تولّى اولیاى خداست كه در عید غدیر تجلى یافته و تبرى از دشمنان خداست كه در غدیر ثانى چهره نموده است.
مرحوم مجلسى در بحارالانوار(5) ده ها روایت صحیح و صریح در این باره نقل فرموده است و كسانى كه گاهى مطلبى مى گویند یا مى نویسند باید در بهترین برداشت هاى مبتنى بر حسن نیّت، گفت كه آنها، چنین روایاتى را ندیده اند و از نظر آنان چندان مهم نبوده است.
روایات فراوانى نیز با بیان هاى گوناگون درباره دو غدیر از معصومین (علیهم السلام) در دست داریم كه بیان آنها براى آن بزرگواران و شیعیان مایه گرفتارى هاى سخت و فراوان شده بوده و از این بابت پیوسته مورد آزار قرار مى گرفتند.
تعبیر غدیر ثانى روایت احمدبن اسحاق از آن رو شایان تأمل است كه مكمل غدیر اول و از آن تفكیك ناپذیر است، كه همان معناى تولّى و تبرّى است. مرحوم صاحب جواهر با استفاده از همین روایت، بر این نظر است كه این روایت بر عید بودن روز نهم ربیع الاول دلالت دارد. شایان توجه است كه عید، حكمى شرعى است و باید از سوى شارع مقدس و مبتنى بر ادله شرعى عید خوانده شود. به عنوان مثال ممكن است روز پانزدهم ماه رجب یا روز دیگرى را بسیار مهم بدانیم، اما در ادله شرعى عید خوانده نشده است.
درباره روز عرفه نیز از نظر روایات تعبیر عید نشده است و مرحوم شیخ عباس قمى (رحمه الله)خود ـ و نه به استناد روایات ـ درباره این روز فرموده است:
عیدى عظیم است، گرچه [در روایات] تعبیر عید درباره آن نیامده است.
بنابراین زمانى مى توانیم روزى را عید شرعى بخوانیم كه ادله شرعى مؤید آن باشد و بدون بودن ادله شرعى چنین امرى محقق نمى شود، اما مرحوم صاحب جواهر از معتبره احمدبن اسحاق، عید بودن این روز را استفاده كرده است. ایشان در این باره آورده است:
... وقد عثرث على خبر مسنداً إلى النبی (صلى الله علیه وآله وسلم) فی فضل هذا الیوم وشرفه وبركته، وأنه یومُ سرور لهم: مما یَحِیرُ فیه الذهن،... مع كونه عیداً لنا ولأئمتنا:؛(6)
به خبرى مسند به پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) دست یافته ام درباره فضیلت، شرافت و بركت این روز (نهم ماه ربیع الاول) و این كه این روز، روز شادمانى آنان (اهل البیت (علیهم السلام)) است [و درباره آن چنان فضایلى برشمرده] كه ذهن را حیران مى كند، افزون بر این، این روز براى ما و امامان ما ـ كه درود خدا برآنان باد ـ عید است.
ایشان عبارت «مع» را از خود بیان داشته و در واقع اجتهاد ایشان این است كه «نهم ربیع براى ما و امامان (علیهم السلام) عید است»

:: همسنگى دو غدیر
از تعبیر غدیر ثانى دو برداشت مى توان كرد، یكى این كه ثانى بودن آن، به نوعى «حكومت و توسعه» دلیل اول است.
در توضیح بیان صاحب جواهر كه مى فرماید: «مع كونه عیداً لنا ولأئمتنا» عرض مى شود: از نظر فقهى قیام در نماز واجب است، اما اگر كسى نتوانست تمامْ قامت بایستد، از ادله شرعى استفاده مى شود كه مراتب بعد از قیام (مثلاً ایستاده تكیه دادن) بر جلوس (نشسته نمازخواندن) مقدم است.
نیز در باب وضو، وضوى جبیره، بر تیمم مقدم است. پس زمانى تیمم جایگزین وضو مى شود كه وضو در هیچ یك از مراتبش امكان نداشته باشد. در این جا دلیل وضوى جبیره بر دلیل وضوى كامل حكومت دارد و دلیل وضو را توسعه مى دهد. همین توسعه در غدیر اول نیز وجود دارد، بدین معنا كه از این تعبیر به دست مى آید غدیر دو مصداق دارد، یكى غدیر اول، دیگرى غدیر دوم. حال اگر غدیر، بزرگ ترین عیدها باشد، این عظمت تمام انواع غدیر (غدیر اول و غدیر دوم) را دربر مى گیرد و در واقع حكومت در این جا توسعه دارد. به منظور پى بردن به روح مطلب، تحقیق و برداشت در این مورد را به عهده آقایان مى گذارم.
مطلب دیگر این كه همیشه این گونه نبوده است كه بودن اول و دوم، مورد دوم در مرتبه پایین تر قرار داشته بله در مورد بدل، تنزل مقامى، وجود دارد. به عنوان مثال، در سخن امام سجاد (علیه السلام) در شام آمده است:
أنا ابن من هاجر الهجرتین، وبایع البیعتین؛(8) من فرزند كسى (على (علیه السلام)) هستم كه دو هجرت كرد و دو بار بیعت نمود.
مسلّم این است كه دو هجرت و دو بیعت یادشده تقدم و تأخر زمانى داشته، نه تقدم و تأخر مرتبه اى و هیچ یك بر دیگرى برترى نداشته كه همسنگ بوده است. غدیر اول و دوم نیز به همین صورت است، منتهى یكى در روز هیجدهم ماه ذى حجه و دیگرى در روز نهم ربیع الاول ـ كه غدیر ثانى خوانده شده ـ بوده است.

:: نتیجه
بنابر آنچه بیان شد، باید با توجه به حكومتى كه غدیر اول بر غدیر ثانى دارد، به دست آورد كه آیا غدیر اول افضل است یا غدیر دوم؟ به دیگر سخن این كه تولى افضل است یا تبرى یا هردوى آنها واجب یا این كه لازم است، اما یكى نسبت به دیگرى برترى دارد كه این امر بر عهده شما آقایانى است كه اهل استنباط هستید.
امیدوارم به بركت امروز و صاحب امروز اولین شهید راه تولى و تبرى، حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) همگى مورد عنایت خداوند قرار گیریم و در حد خود قدر و منزلت این روز را بشناسیم و به اندازه توان، انجام وظیفه كنیم. همچنین به لطف و كرم الهى امید دارم كه افراد دورمانده از اهل بیت و تعالیم سعادت بخش آنان، با شناخت این مفاهیم، به مسیر حق هدایت، و از بركات این شناخت بهره مند شوند، ان شاء الله.
وصلى الله على محمد وآله الطاهرین
(*). این گفتار در 9 ربیع الاول 1426 ق. ایراد شده است.
(1). بحارالانوار، ج 95، ص 354.
(2). شیخ مفید، المقنعه، ص 421.
(3). همان، ص 33.
(4). مجادله (58)، آیه 22.
(5). ج 7، چاپ كمپانى (قدیم).
(6). جواهرالكلام، ج 45، ص 44.
(7). مفهوم حكومت این است كه: هرگاه دلیلى مفسر و ناظر به دلیل دیگر باشد، علماى علم اصول، دلیل مفسر را حاكم و دلیل دیگر را محكوم مى نامند، اعم از این كه دلیل ناظر، موضوع دلیل دیگر را معنى و تفسیر نماید و یا محمول آن را، چه با تفسیر خود در دلیل دیگر توسعه ایجاد كند یا محدودیت.
(8). شیخ مفید، الاختصاص، ص 73
.


[ یکشنبه بیست و چهارم بهمنماه سال 1389 ] [ 12:39 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان