تبلیغات
آینده از آن مظلومین تاریخ...

آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ

درس خارج ایت الله العظمی سید صادق شیرازی (تاریخ: 17اسفندماه1387)

در روایت معتبره تصریح شده است كه نهم ربیع روز عید اهل بیت علیهم السلام(1) است. بنده زمانى قرائن متعددى در اعتبار روایت احمد بن اسحق على سبیل منع الخلو ذكر كردم. روایت احمد بن اسحق در باب لا اقتضائیات ـ كه مسئله عید هم یكى از آنهاست ـ اعتبار دارد. نهایت این كه یا خود روایت از نظر سندى معتبر است ـ كه همین طور هم به نظر مى رسد ـ ، و یا این كه از باب تسامح در ادله سنن معتبر مى باشد. وانگهى اصولى و فقیه برجسته اى چون میرزاى نائینى در موارد و فروع متعددى از فقه تصریح مى كند كه اگر روایت ضعیفى در دست داشتیم كه جماعتى از اصحاب به آن عمل كرده اند همین عمل اصحاب ضعف سند را جبران مى كند و آن روایت معتبر خواهد بود. (توجه داشته باشید كه تعبیر «جماعتى از اصحاب» با «مشهور» و «همه اصحاب» فرق دارد و در مسئله استحباب غسل این روز، مشهور فقها به این روایت عمل كرده اند).
اما قاعده تسامح ـ كه وجه دیگرى براى صحت این روایت است ـ موارد متعددى دارد كه بنده براى اطمینان آقایان، مثالى ذكر مى كنم:
مباحث كتاب الصلاة مرحوم نائینى توسط چندین نفر تقریر شده و به صورت جداگانه این تقریرات به چاپ رسیده است.
در یكى از چاپ هاى قدیم (ج1، ص16) این مسئله مطرح شده است كه بعد از نماز عشا به جا آوردن چهار ركعت نماز استحباب دارد. این چهار ركعت با نوافل مرتب تفاوت دارد و غیر آن است. این نماز كه یك عبادت است فقط و فقط یك دلیل دارد و آن یك روایت است كه مرحوم نائینى از آن تعبیر به ضعیف مى كند. وجه ضعف روایت یاد شده آن است كه شیخ طوسى آن را از پسر محمد بن الحسن بن الولید یعنى احمد بن محمد بن الحسن بن الولید از پدرش به سند خود از امام صادق علیه السلام نقل كرده است.
اما احمد بن محمد بن الحسن بن الولید توثیق خاصى ندارد و لذا بین علما اختلاف است كه آیا این شخص ثقه است یا نه. به نظر جماعتى از جمله بنده ایشان معتبر است. مرحوم میرزاى نائینى او را معتبر نمى داند ولى با این حال فتوا به استحباب چنین نمازى مى دهد. (توجه داشته باشید كه این یك نماز جدید است كه جز از طریق احمد بن محمد بن الحسن بن الولید از شخص دیگرى نقل نشده است) ایشان مى فرماید: «ولابأس به بعد جبر ضعف الروایة بعمل بعض الاصحاب وبعد التسامح فی ادله السنن...».
در این جا ایشان براى این عمل دو وجه ذكر كرده اند كه عبارت است از: جبر سندى و قاعده تسامح در ادله سنن (یعنى حتى اگر بگوییم از قاعده تسامح در ادله، استحباب استفاده نمى شود، جبر سندى وجه دیگر این روایت است).
غرض این كه به این سه دلیل روایت یاد شده معتبر است و در چنین روایت معتبرى، امروز روز عید اهل بیت علیهم السلام توصیف شده است.

تولى و تبرى
ما یك عید تولى داریم كه همان عید غدیر است و یك عید تبرى داریم كه امروز است.
اگر آقایان به كتب صرف و لغت مراجعه كنند خواهند دید كه صیغه «تفعّل» غالباً براى «اظهار» چیزى به كار مى رود، نه اصل اعتقاد به آن چیز. به عبارت دیگر معناى غالبى باب «تفعّل» اظهار عملى چیزى است.
كسى را در نظر بگیرید كه از دوستان اهل بیت علیهم السلام است و از دشمنان آنان بدش مى آید و به این حدیث شریف عمل مى كند كه شاید متواتر باشد: «هل الدین الا الحب والبغض؛(2) مگر دین چیزى غیر از دوست داشتن و دشمن داشتن است؟» در حقیقت تولى بدین معناست كه چنین شخصى این مهر و بغض را در حدى كه مى تواند اظهار كند.
شاهد این سخن واژه «تشهد» است كه با «شهادت» فرق دارد. آیا كسى كه در دل معتقد به یگانگى خدا و رسالت رسول خداست تشهد كرده است یا كسى كه «آشكارا» بر زبان آورد كه: «اشهد أن لا إله إلا الله وأشهد أن محمداً رسول الله»؟
اساساً اگر بنا باشد فقط اعتقاد قلبى تشهد باشد، امثال ابوسفیان هم متشهد به شهادت خواهند بود زیرا قرآن تصریح مى كند كه این افراد با این كه حق را به ظاهر و زبان انكار مى كنند ولى در دل به درستى آن یقین دارند «وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ؛(3) و آن را از روى ظلم و سركشى انكار كردند در حالى كه در دل به آن یقین داشتند». این یقین قلبى در این جا مسلماً براى این منافقان سودى در بر ندارد.
پس در این مقام دو چیز لازم است: 1. داشتن حب و بغض. 2. اظهار حب و بغض كه همان تولى و تبرى است.
صیغه هایى چون تكسب، تصدى، تعلم و ... همگى گویاى این معناست كه ماده تفعل مربوط به مواردى است كه كارى در خارج به صورت عملى «اضهار» مى شود. پس در صورتى كه این حب و بغض اظهار نشود تولى و تبرى صورت نگرفته است.

اهمیت تولى و تبرى
تولى و تبرى در فرهنگ اسلامى و روایات اهل بیت علیهم السلام از جایگاه بى مانند و فوق العاده اى برخوردار است. به دلیل همین اهمیت است كه مى بینیم علامه مجلسى آن را از اصول دین مى شمارد (البته قرار دادن این مسئله در فروع دین براى نوآموزان به جاى خود اشكالى ندارد و جنبه تعلیمى دارد).
در این زمینه روایات مكرر و متواتر بسیار داریم. براى نمونه در همین روایت احمد بن اسحق خداى متعال وعده مى دهد كه به كسانى كه این روز را بزرگ مى دارند ارمغان و پیش كش عنایت مى كند و بر اعمالشان مهر قبولى مى زند:
«بعزتی وجلالی وعلوی فی مكانی لأحبون من تعید فی ذلك الیوم محتسبا ثواب الخافقین، ولأ شفعنه فی أقربائه وذوی رحمه، ولأ زیدن فی ماله إن وسع على نفسه وعیاله فیه، ولأعتقن من النار فی كل حول فی مثل ذلك الیوم ألفا من موالیكم وشیعتكم، ولأ جعلن سعیهم مشكورا، وذنبهم مغفورا، وأعمالهم مقبولة؛(4) به عزت و جلال و بلندى جایگاهم سوگند كه هر كس چنین روزى را به خاطر من عید قرار دهد به اندازه گستره میان مشرق و مغرب به او پاداش مى دهم و شفاعت او را در میان خویشاوندان و كسانش مى پذیرم و اگر در این روز بر خود و خانواده گشایش دهد دارایى او را افزایش مى دهم و هر سال در چنین روزى هزار تن از دوستان و پیروانتان را از آتش دوزخ رهایى مى بخشم و تلاششان را مى آمرزم و اعمالشان را مى پذیرم...»
«یعیّد» در این روایت شاهد دیگرى است بر آنچه درباره باب تفعل گفتیم. تعیّد یعنى این كه چنین روزى را عید بگیریم و در آن اظهار شادى كنیم. این كه كسى امروز را در دل خود به عنوان یك عید اسلامى قبول داشته باشد كافى نیست و درباره او، تعید صدق نمى كند. بلكه باید عید بودن آن را «اظهار كند» و اعمالى در آن به جا آرد كه در اعیاد به جا مى آورند و با چنین روزى مانند روزهاى عید رفتار كند. اگر چنین باشد خداى متعال هم به او «هدیه» مى دهد و هم اعمالش را مى پذیرد. یعنى یكى از اسباب قبولى نماز و روزه و اعمالمان همین كار است. صرف نماز خواندن براى قبولى نماز كافى نیست. چه بسا كسى نماز مى خواند ولى نمازش مقبول درگاه حق تعالى واقع نمى شود و لذا در نامه اعمالش ثبت نمى شود. در روایات داریم كه آن مقدار از نماز بنده مورد قبول است كه با اقبال و حضور قلب توأم باشد و چه بسا بنده اى در قیامت مشاهده كند نصف یا ربع یا بخش كوچكى از نمازش مورد قبول واقع شده و بقیه نمازش چون با اقبال همراه نبود، مورد قبول واقع نشده است. در چنین مواردى شخص مورد عقوبت واقع نمى شود، ولى فقط بخشى از نمازش در نامه اعمالش بازتاب مى یابد.
غرض این كه یكى از راه هاى قبولى اعمالمان تعیّد در روزى است كه در روایت معتبر «عید اهل بیت علیهم السلام» قلمداد شده است. البته این تعید براى هر كس مطابق شأن اوست. كسى كه فقیر است اگر یك شكلات به فرزند خردسالش بدهد این كار شاید مصداق تعید باشد ولى براى یك ثروتمند چنین كارى مسلما تعید به شمار نمى رود.
این عید را به همه مؤمنین و مسلمانان تبریك مى گویم و از حضرت زهرا سلام الله علیها مسئلت دارم كه ما، مَثَلِ اعلا، و از نمونه هاى برجسته این تعید باشیم.
وصلى الله على محمد وآله الطاهرین.
1) بحار الانوار، ج95، ص354 (باب 13 ـ فضل الیوم التاسع....).
2) مستدرك الوسائل، ج12، ص226 (باب 14 ـ وجوب الحبّ فی الله والبغض ...، ح13950).
3) نمل(27)،14.
4) بحارالانوار، ج95، ص353.




طبقه بندی: فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: نهم ربیع الاول، غدیر ثانی، تولی، تبری، آیةالله سید صادق شیرازی، لعن دشمنان اهل بیت،
[ دوشنبه بیست و پنجم بهمنماه سال 1389 ] [ 09:45 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان