آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ

روزهای حین و پس از اعلام نتایج انتخابات را شاید بتوانم یکی از سخت ترین روزهای دوران زندگی ام بدانم. روزهای پر التهاب و پر از نگرانی. نگرانی برای آینده مملکت و انقلاب. نگران فرهنگ و اخلاق. نگران دین، نگران معیشت، نگران اقتصاد. حتی نگران از سرنوشت درگیری های این روزهای جبهه مقاومت در سوریه.

اما التهاب آن روزها اینک فروکش کرده و فضای مبهم آینده تا حدی روشن شده. نگرانی ها اگرچه هست اما امیدهایی نیز وجود دارد. نباید از بابت نگرانی ها نگران بود! این نگرانی هاست که امیدها را زنده و شیرین می گرداند. امیدهایی برای پیروزی های شیرین آینده، فتح خیبر، فتح بدر، فتح خرمشهر و قدس. فتوحی دیگر از جنس سوم خرداد و سوم تیر.

دولت احمدی نژاد اما تمام شد. تمام شد با تمام خوبی ها و بدی هایش. با تمام اولین هایش و حتی با تمام آخرین هایش. اما ما هنوز خیلی نگذشته که دلتنگ یک دولت اسلامی شده ایم. دلتنگ شعارهای انقلاب، دلتنگ وصیتنامه امام، دلتنگ اللهم عجل لولیک الفرج ها، دلتنگ نوکری و خدمت به مردم ها و ... دلتنگ خیلی چیزهای دیگر.

اما ما از دل همین شکست ها و نگرانی ها و دلتنگی ها بوی فتح و ظفر را احساس می کنیم و به بازسازی نیروی خود، شناخت ضعف ها و قوت های خود، تعمیق فکری و علمی خود و شناخت بیشتر دشمن، رقیب و مردم فکر می کنیم. ما اینک برنامه ای عملیاتی و دقیق در پیش داریم و برای اجرای آن باید بیاندیشیم. ما ضعف شعاری، ابزاری و ارتباطی خود را دریافته ایم و باید برای رفع آن ها تدبیر کنیم. ما از مدل های شکست خورده گذشته تجربه ای دو چندان توشه خود کرده ایم و اینک طرحی نو در اندازیم. دیگر رقیب را نه آنچنان کوچک و خار می بینیم و نه آنچنان بزرگ و قدرتمند. دیگر نه از پیروزی خود آنچنان سرمست و مغرور می شویم و نه از شکست و هزیمت ها دل افکار و افسرده. دیگر اصلی - فرعی کردن امور را بایستی سر لوحه خود قرار دهیم و به هرچیز به میزان بها و ارزش آن اهمیت دهیم. دیگر فرصت لاف زدن و شعارهای رنگارنگ سر دادن گذشته است، اینک باید برای به «نتیجه رسیدن» آرمان ها تلاش کنیم.

مرز جبهه خودی و غیر خودی اینک کمی فراتر رفته و دایره آن گسترده تر شده. باید عرصه را شناخت و خودی را از غیر خودی تفکیک کرد. درون این دایره طیفی – نه خطی – از افراد هستند که دارای تفاوت هایی با هم بوده و برخی از دیگران به محور دایره – کانون ولایت – نزدیک ترند. اگرچه برخی دیگر از محور دایره فاصله ای دارند اما بیرون این دایره نیز دیده نمی شوند. بهای هرکس به میزان نزدیکی و قرابت آن به محور دایره است. طبیعی است که از هرکسی انتظار یکسان نمی رود. جایگاه ها متفاوت و توانایی افراد مختلف است. اکنون بیش از آنکه از دیگران انتظار نزدیکی به محور دایره را داشته باشیم، باید نگاه خود به افراد را تغییر دهیم. انتظارات خود از افراد را تغییر دهیم. درک خود را از رفتار آنها تغییر دهیم و در یک جمله «جور دیگر باید دید».



طبقه بندی: تفکر، فکر نوشت،
برچسب ها: روحانی، امید، احمدی نژاد، سوم خرداد، سوم تیر، فتح، شکست و هزیمت،
[ پنجشنبه سی و یکم مردادماه سال 1392 ] [ 10:22 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

1. مهمترین چالش امروز انقلاب اسلامی، چالش کارآمدی است. جمهوری اسلامی ایران که با طرد کامل شرک و کفر و مواجهه با استعمار و استبداد بر پایه ایمان و اعتقاد به اصول و موازین اسلامی شکل گرفته است، برای اثبات حقانیت و مشروعیت خویش در برابر زیاده خواهی های زورگویان و قلدرمآبان نیازمند اثبات کارآمدی خویش است. در حقیقت اگرچه کارآمدی مشروعیت ساز نیست اما بی تردید مقوم و سازنده آن است. چنانچه گفتمانی دارای منطق روشن و مبتنی بر اصول باشد ولی در مقام عمل و اجرا با بحران مواجه شود و توان پاسخگویی به ابعاد مختلف زندگی بشر را نداشته باشد، گفتمانی نامشروع تلقی خواهد شد.

ادعای سالهای طولانی فقهای شیعه مبنی بر توان پاسخگویی دین اسلام به همه نیازهای مادی و معنوی بشر (تئوری جامعیت و جاودانگی دین)، در تمام طول تاریخ و با توجه به اعصار و امصار مختلف، خود حکایت از اهمیت ضریب کارآمدی در دنیای کنونی دارد و اگر اینگونه نباشد، پس تفاوت واقعی ایدئولوژی الهی و غیر الهی در چیست؟ آیا تنها در عرصه اعتقادات و عبادات تجلی پیدا می کند و یا اثر آن باید در تمام مراحل زندگی بشر رخ بنماید؟[1] این هم که در قانون اساسى براى رهبر، رئیس‏ جمهور، نماینده‏ ى مجلس و براى وزیر شرایطى قائل شده‏ ایم و با این شرایط گفته‏ ایم این وظیفه را مى‏ تواند انجام بدهد، این شرایط، ملاك مشروعیتِ بر عهده گرفتن این وظایف و اختیارات و قدرتى است كه قانون و ملت به ما عطا مى‏ كند؛ یعنى این حكم ولایت، با همه‏ ى شعب و شاخه‏ هایى كه از آن متشعب است، روى این عناوین رفته است، نه روى اشخاص. تا وقتى‏ كه این عناوین، محفوظ و موجودند، این مشروعیت وجود دارد. وقتى این عناوین زایل شدند، چه از شخص رهبرى‏ و چه از بقیه‏ ى مسئولان در بخشهاى مختلف، آن مشروعیت هم زایل خواهد شد. لذا ما باید به دنبال كارآمدى باشیم.

2. مجموعه طراحی های خبیثانه دنیای استکبار در چند ساله اخیر برای اعمال فشار همه جانبه و تحریم های به اصطلاح «فلج کننده» - علی الخصوص 6 قطعنامه اخیر تحریمی شورای امنیت - نشانگر آن است که نوک پیکان تهاجم دشمن «کارآمدی انقلاب اسلامی» و عدم توان پاسخگویی گفتمان دینی و الگوی الهی-مردمی به مشکلات اقتصادی و دنیای امروز را نشانه گرفته است.

چنانچه انقلاب اسلامی بتواند با گفتمان دینی خویش بر مشکلات و سختی های روزمره و بحران های متعدد اقتصادی فائق آید، تحریم های «فلج کننده» را پشت سر گذارد، رفاه و آسایش عمومی را همراه با عدالت اجتماعی برای ابنای بشر میسور سازد، اقتصاد مقاومتی و واکسینه شدن در برابر بحران های اقتصادی دنیا را کسب کند، انحصار علمی دنیای متجدد را بشکند و راه تولید علم را باز کند و نهایتاً الگوی اسلامی و نسخه بومی تئوری های حقوقی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، مدیریتی و ... را برای نیل به تمدن اسلامی پایه ریزی کند، گردنه صعب و دشواری را پشت سر گذارده است که دنیای اسلام را در گذر از «پیچ تاریخی» یاری نموده و موفقیت مدل الگوی حکومت اسلامی را نمایان ساخته و نفی کامل نظام کاپیتالیسم و لیبرالیسم را با اثبات نمونه «مردم سالاری دینی» در پی خواهد داشت.

3. در نظام حقوقی ما، رئیس جمهور تئوریسین و نظریه پرداز نیست. او مجری است. مجری قانون، سیاست های کلی کشور، چشم انداز 20 ساله، برنامه های توسعه و ... . اشتباه است اگر از او توقع اصلاح نظام اداری و تشکیلاتی، آموزش و تربیت، فرهنگ، سامان دادن اقتصاد و غیره را داشته باشیم. وظیفه اصلی او اجرای قانون اساسی و مسئول اصلی و مستقیم تحقق سند چشم انداز است. اگر اوضاع مان در حوزه های مختلف به سامان نیست علتش را باید در دو چیز بیابیم: قانون، اجرا.

یا قانون متناسبی با شرایط کشور خویش نداریم و یا مجریان ناکارآمدی عنان امور را بدست گرفته اند که تحقق قانون را با مشکل مواجه ساخته است. ما معتقدیم كه با همین فكرى كه در قالب و چارچوب قانون اساسى مجسم و متجسد شده، مى‏توان كشور را به رفاه و پیشرفت رساند؛ اما شرطش این است كه ما كارآمدى خودمان و كارآمدى مسئولانمان را در همه‏ى انتخابها، در همه‏ ى گزینش ها و در همه‏ ى انتصابها حفظ كنیم.[2] قانون اساسی ما اگرچه قانونی مترقی و کافی برای پیشرفت کشور است اما قوانین عادی مان که توسط مجلس تصویب می شود همخوانی و تناسبی با نیازها و ضرورت های سازندگی و پیشرفت ندارد. گاهی می بینیم مجلس در امور جزئی ورود می کند و قانون تصویب می کند حال آنکه یکی از شروط قانون، ناظر بودن آن به نیازهای کشور و کلی بودن آن است. از سوی دیگر در موارد متعدد دیده می شود که مجریان قانون از رد قانون، عمل ننمودن به آن و دور زدن آن باکی نداشته و اسناد بالادستی را براحتی نقض می کنند. با این اوصاف نمی توان انتظار داشت که کشور مسیر رفاه و پیشرفت را طی نماید و چالش کارآمدی را برطرف نماید.

4. حیات یک جامعه به پویایی و زنده بودن جمعیت جوان و دانشجوی آن بستگی دارد. این دانشجویانند که با روحیه مطالبه گری و دادخواهی خود، نظارت و کنترل دستگاه های حکمرانی را بر عهده دارند و حقوق ملت را از دولت می خواهند و می توانند عملکرد مجریان و مدیران را با قوانین و اسناد بالادستی تطبیق دهند. جنبش دانشجویی در این راه برای هدف گیری درست به چند چیز نیازمند است: اشراف کامل بر اوضاع، شرایط و نیازهای کشور در ابعاد داخلی و خارجی، تحرک و اقدام به موقع با تأمل و تدبر کافی و سنجش همه ابعاد مسئله و... .

کار ویژه جنبش دانشجویی، شناخت اولویت هاست. اولویت هایی که بر اساس آرمان های انقلاب اسلامی، منویات مقام ولایت و سنجش نیازهای روز کشور در ابعاد جهانی بدست می آید. جنبش دانشجویی اگر در شناخت اولویت ها راه خطا بپماید و مسیر ناصواب را برگزیند، به میزان خطای خود، در دور شدن انقلاب اسلامی از اهداف خویش و در نزدیک نمودن آن به طراحی های دشمن همان ایجاد چالش کارآمدی سهیم خواهد بود. دانشجو باید در مهمترین و حساس ترین تصمیم گیری های انقلاب نظیر انتخاب سرنوشت ساز رئیس جمهور - معیارهای اصلی و فرعی را از همدیگر تمایز دهد و اولویت ها بشناسد، آنها را به جامعه بشناساند و اینگونه راه پیشرفت کشور را هموار سازد.

لذا مسئله اولی تشخیص درست و ارزیابی دقیق معیارهاست و اینکه نتیجه و مصداق این اولویت سنجی چه کسی و چه کاری خواهد شد، مسئله ثانوی است.

5. اصل اقدام یکی از مهمترین اصول عملی تشیع در برهه آخرالزمان است. هرکس به همان اندازه که می­فهمد باید اقدام کند.

تشخیص اولویت­ها ابتدای راه طولانی و دشوار جنبش دانشجویی است. دانشجو باید این اولویت­ها را به جامعه بشناساند و نقش تاریخی خویش را در این برهه حساس ایفا کند. کمتر کوتاهی در این مسیر موجب پشیمانی و ندامت طولانی خواهد شد، چرا که رشد و تعالی اجتماع بسته به ایفای نقش دانشجویان است. چنانچه اقدام به میزان فهم افراد صورت گیرد، خطاها و اشتباهات جنبش دانشجویی نمایان شده و به مرور اصلاح می­ شود، جامعه از آفات و خطرات ایمن ­می­ گردد، تکلیف و مسئولیت الهی این توده عظیم محقق می­ شود، جامه رخوت و سستی از دانشگاه­ ها رخت بر می­بندد و جامعه رو به رشد و تعالی می­ رود.

باید اندیشید، باید تصمیم گرفت و باید اقدام کرد. سه اصل اندیشه، تصمیم و اقدام نیازمند امروز جریان دانشجویی است... .



+ این مطلب در ویژه نامه انتخابات دو ماهنامه «دانشجو» معاونت فرهنگی وزارت علوم بعنوان سرمقاله و در خبرگزاری دانشجو منتشر شد.


[1] نكته‏ ى آخر اینكه، مشروعیت همه‏ ى ما بسته به انجام وظیفه‏ و كارآیى در انجام وظیفه است. بنده روى این اصرار و تكیه دارم كه بر روى كارآیى‏ ها و كارآمدى مسئولان طبق همان ضوابطى كه قوانین ما متخذ از شرع و قانون اساسى است، بایست تكیه شود. هرجا كارآمدى نباشد، مشروعیت از بین خواهد رفت. بیانات رهبر در دیدار با اعضاى مجلس خبرگان رهبرى‏ / 31/ 06/ 1383




طبقه بندی: راه اینجاست...، تفکر، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: انتخابات ریاست جمهوری 92، کارآمدی، بحران مشروعیت، گفتمان انقلاب اسلامی، چالش، پیچ تاریخی، مردم سالاری دینی،
[ شنبه هجدهم خردادماه سال 1392 ] [ 11:08 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]


1. اخیراً در فضای مجازی به مطالبی برخوردم که با تکرار سخنان و ادعاهای سالها پیش محسن کدیور و با نفی جزم اندیشی و مطلق گرایی سعی در تئوریزه کردن نادرست مفهوم وحدت داشتند. این نوشتار در بیانی کوتاه به طرح و نقد ادعاهای سروش و کدیور در ترویج تفکرات پلورالیستی و نفی جزم اندیشی و مطلق گرایی می پردازد و دیدگاه اصیل اسلامی و شیعی را که از اندیشه های حضرت استاد جوادی آملی برگرفته شده را به روشنی مطرح خواهد ساخت.
 
2. پلورالیسم همان تفکر نسبی‌گرایانه در حوزه‌ی معرفت‌شناسی است که به تمامی موضوعات و رشته‌ها تعمیم داده می‌شود و براساس آن حرکت و تفسیر بر تمام جهان حاکم بوده و ما همواره با احتمالات بیشماری روبرو هستیم که با منطق مطلق گرایی و جزم اندیشی قابل تفسیر نیست. پلورالیسم در حوزه‌ی دین و دین‌شناسی در مقابل حصرگرایی دینی قرار می‌گیرد، که بر اساس نظریه‌ی حصرگرایی، حقانیت و سعادت در گرو دین واحد و پیروی از دستور خداوند است ولی براساس پلورالیزم، همه‌ی ادیان و آیین‌ها، راههایی مستقل و جداگانه به سوی سعادت و حقیقت هستند و ما نه با صراط مستقیم که با صراط های مستقیم مواجهیم و از این رو همه‌ی آنها می‌توانند بر حق باشند.

تلاش پلورالیست‌ها این است که اصل اختلاف برداشت‌های دینی را، مقبول دین‌داران کنند تا همه‌ی آنها خود را بر حق دانسته و برداشت دینیِ شان هم به عنوان راهی به سوی سعادت و رستگاری انتخاب شود. لذا دیگر هیچ دینی نمی‌تواند خود را مقدس و فوق چون و چرایی تلقی کرده و دیگران را اهل باطل بداند. این نکته علاوه بر پذیرش تکثر راههای رسیدن به حقیقت و فوایدی که از ناحیه‌ی این پذیرش نصیب انسانها می‌شود بر غیرحقیقی معرفی کردن همه‌ی ادیان و فهم‌های بشری دلالت می‌کند، چرا که همه‌ی آنها را به نوعی بشری، نسبی و تاریخی و فاقد حجت و مرجع مطمئن معرفی می‌کند.

علاوه بر اینها، فقدان ملاک و معیارهای مشخص و سیال بودن فهم‌ها و شناخت‌ها منجر به این می‌شود که پاسخ‌های متعارض به مسائل اخلاقی در سطح مساوی با هم قرار گیرند که همگی آنها به طور نسبی می‌توانند صحیح باشند و این یعنی نسبی گرایی اخلاق و ارزش‌ها.
 
در این میان باید دانست که مفهوم پلورالیسم در ساحت دینی، خود دارای مراتب و درجاتی است. مرتبه ای از پلورالیسم دینی برابر با قائل شدن کثرت در راه های رسیدن به حقیقت و وجود صراط های مستقیم است و مرتبه ای دیگر از این مفهوم پذیرش مراتبی از حق در مفاهیم گوناگون و نسبت سنجی آنان با حق مطلق خواهد بود.

 3. در گفتمان سیاسی اجتماعی معاصر ایران، دکتر سروش به عنوان داعیه دار پلورالیسم دینی - در مرتبه نخست – در قالب سخنرانی ها، مقالات و یادداشت های گوناگون و مناظره های علمی به طرح و بحث این موضوع پرداخت.
 
به‌ نظر دکتر سروش‌ پلورالیسم‌ دینی‌ با قبول‌ کثرت‌ و تباین‌ نازدودنی‌ ادیان‌ آغاز می‌شود و خبر از حادثه‌ای‌ طبیعی‌ و به‌ مقتضای‌ دستگاه‌ ادراکی‌ بشر و ساختار چند پهلوی‌ واقعیت‌ می‌دهد. تکثر ادیان‌ و تکثر حقایق‌ محصول‌ سوء فهم‌ و بدخواهی‌ و حق‌ستیزی‌ و هواپرستی‌ گروهی‌ از آدمیان‌ نیست‌. چراکه ارباب‌ ادیان‌ هریک‌ بر مدعای‌ خود اقامه‌ دلیل‌ کرده‌اند، ادله‌ دیگران‌ را هم‌ شنیده‌اند، اما هیچیک‌ دلیل‌ دیگری‌ را نپذیرفته‌اند. سر این‌ مسئله‌ تکثر نازدودنی‌ حقیقت‌ است‌. زیرا عرصه‌ دین‌ عرصه‌ معنایابی‌ است‌ و عرصه‌ معنایابی‌ عرصه‌ تکثر است‌، کثرتی‌ ناگزیر در فهم‌ تجربه‌ دینی‌ و فهم‌ دین‌. در این‌ صورت‌ حقانیت‌ را باید یک‌ حقانیت‌ تاویلی‌ و تفسیری‌ بدانیم‌.[1]
 

محسن کدیور نیز که معتقد به پلورالیسم دینی در مرتبه دوم می باشد، می گوید «حقیقت‌ امری‌ واحد است‌ که‌ فی‌الجمله‌ قابل‌ معرفت‌ انسانی‌ نیز هست‌. هر دین‌، مذهب‌ و مکتبی‌ به‌ میزان‌ بهره‌ای‌ که‌ از این‌ حقیقت‌ برده‌ بر صواب‌ است‌. می‌توان‌ دینی‌ را فرض‌ کرد که‌ بیش‌ از دیگر ادیان‌ به‌ این‌ حقیقت‌ واصل‌ شده‌ باشد و شامل‌ نکات‌ مثبت‌ دیگر ادیان‌ باشد. لذا مقابل‌ تکثرگرایی‌ دینی‌، لزوما حصرگرایی‌ دینی‌ نیست‌، شمول‌گرایی‌ دینی‌ نیز مطرح‌ است‌.»[2]


 


4. اما در دیدگاه اسلامی تنها پلورالیسم سیاسی اجتماعی پذیرفته شده که کاملاً با پلورالیسم دینی متفاوت است. در تبیین این دیدگاه حضرت آیت الله جوادی آملی در درس تفسیر قرآن خود ذیل بحث در آیه 19 سوره مبارکه یونس با طرح این سئوالات که «آیا همه ادیان ومذاهب حق هستند و همه برداشتها مطابق با حق و واقع است، یا فقط یك دین حق و یك مذهب حق است و یك برداشت صدق است و بقیه درست نیست؟» اضافه می کنند که در مباحث معرفتی و دینی هیچگاه واقعیت نسبی نیست بلکه تنها حجیت نسبی است. یعنی در عین حال که این معرفت نسبت به این شخص حجّت است اما همین معرفت و همین فتوا نسبت به دیگری حجّت نیست.


در حقیقت، كثرت برداشت تنها در صورتی پذیرفته است که برداشت و تلقی مذکور مجتهدانه و روشمندانه باشد و چنانچه انسان اهل لجاج نباشد، بین او و بین خدای خود معذور است و البته معنای این معذوریت این نیست كه آنچه که او فهمیده، حق است و فهم دیگری هم حق است! آن چنانکه دو نفر که سالها در حوزه درس خوانده اند در فهم آیه و روایتی با همدیگر اختلاف نظر دارند و این اختلاف نظر هم در فهم منابع دینی پذیرفته شده ولی به معنای درست بودن هر دو نظر نیست. فلذا كثرت گرایی به این معنی كه واقع كثیر باشد، نیست.

 



ایشان ادامه می دهند که «مسئله پلورالیزم سیاسی - اجتماعی و اخلاقی و حقوقی از بحثهای قرآنی و دینی جداست چرا که ما با بشرهای متنوع و گوناگونی در روی زمین باید زندگی مسالمت آمیز داشته باشیم و مادامی كه كسی تهاجمی نسبت به ما نکرده و ظلمی نسبت به ما روا نداشته است ما باید با آنها زندگی مسالمت آمیز داشته باشیم. این یك اصل كلی اسلامی است كه هم دلیل عقلی بر آن وجود دارد و هم دلیل نقلی.»


اما آنچه كه در سالهای اخیر در خصوص اینکه «آیا هر دینی حق است؟»، «آیا هر مذهبی حق است؟» و «آیا هر برداشتی حق است؟» مطرح شده و حتی برای اثبات آن گاهی به آیات قرآنی نظیر آیه 62 سوره مباركه بقره[3]  و آیه 69 سوره مبارکه مائده استشهاد می‌شود  كه اگر كسی به خدا و قیامت معتقد باشد و كار صالح بكند اهل نجات است، ناظر به همین كثرت گرایی دینی و پلورالیزم دینی است.


از همین رو اگر گفته شود که امروز كسی با منهاج یهودیت در شرعه مسیحیت عمل بكند عبادات او صحیح است، این درست نیست و به تعبیر علامه طباطبائی اگر كسی اولاً ایمان به خدا و قیامت داشته باشد، و ثانیاً عمل صالح داشته باشد، اهل بهشت است. لذا با توجه به آیه 19 و 85 سوره آل عمران که می فرماید: «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام» و «مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرین‏» تنها دینی در سرای آخرت از انسان ها پذیرفته می شود، دین اسلام است.

 در توضیح عمل صالح نیز ایشان می‌فرمایند، در فرهنگ قرآن، عملی صالح است كه مطابق با حجّت عصر باشد و حجّت عصر، وجود مبارك پیغمبر و اهل بیت علیهم السلام است، پس انسان باید از نظر اصول به این دودمان ایمان داشته باشد، و از نظر فروع و در عرصه عمل مطابق دستور اینها انجام وظیفه كند تا بشود به آن «عمل صالح» اطلاق کرد.

پس چون اصول ادیان الهی از جهت ایمان به خدای واحد و روز قیامت یکسان بوده و از این جهت میان یهودیت، مسیحیت و اسلام تفاوتی وجود ندارد و اختلاف میان این آیین ها تنها در انجام برخی اعمال صالح عبادی است که البته تنها اعمال مطابق با حجت زمان یعنی دستورات پیامبر گرامی اسلام (ص) و اهل بیت(ع) مورد پذیرش می باشد، لذا قرآن تنها کسانی را اهل نجات می داند که از نظر ایمان و اعتقاد مشکلی نداشته و در ساحت عمل دارای اعمال صالح مطابق با شریعت و مذهب عصر خود باشند چرا که هرگز ذات اقدس اله عمل منسوخ را چون وقتش گذشته صالح نمی‌داند.

 
اما در خصوص مسئله کثرت ها و تفاوت های سیاسی اجتماعی و پذیرش این معنا در اسلام باید گفت که بر مبنای دستورات قرآن کریم و طبق آیه هشتم سوره مباركه ممتحنه، كفاری كه كاری با مسلمانان نداشته اند و نه سابقه سوء و نه لاحقه سوء دارند و نه قبلاً در قتل و تبعید و مهاجرت مسلمانان سهمی داشته و نه اکنون در صدد آزار و اذیت ایشان هستند، خداوند آنها را از اینكه نسبت به این دسته از کفار احسان و نیكی بکنند، نهی نمی‌كند. علاوه بر این دستور قرآن این است که مسلمانان با این دسته از کفار رابطه‌ برقرار كنند و با احترام متقابل بدون دخالت در كار یكدیگر نسبت به آنها احسان و نیكی بشود و با آنها بصورت عادلانه رفتار بشود «لا ینهكم الله عن الذین لم یقاتلوكم فی الدین ولم یخرجوكم من دیاركم أن تبرّوهم وتعتطو إلیهم إنّ الله یحبّ للمتقین» به این ترتیب كثرت گرایی سیاسی اجتماعی و به اصطلاح پلورالیزم سیاسی اجتماعی با پلورالیسم دینی و حقوقی متفاوت است.

 
5.   اگر سئوال شود که پس تکلیف جاهلان قاصر در این میان چیست و آیا کسانی که اصولاً دسترسی به پیام الهی و دعوت حق نداشته اند نیز به ورطه هلاکت افتاده و به عذاب الهی دچار خواهد شد، باید پاسخ دهیم؛ كسی كه جاهل است قلم تكلیف از او برداشته شده و به هلاکت نخواهد افتاد و قرآن كریم كسی را اهل هلاكت می‌داند كه بر طبق آیه (قد تبیّن الرشد من الغیّ) برای او حقیقت و راه هدایت، به خوبی از مسیر ضلالت و تباهی تبیین و روشن شده باشد و تبعاً چون خداوند متعال فرموده است که (لیهلك من هلك عن بیّنة)، كسی كه این حقیقت و سعادت برای او روشن نشده باشد مثل كفار مستضعفی كه در مناطق دوردستِ كافر نشین به سر می‌برند، آنها اهل جهنّم نخواهند بود و البته این وعده بهشت قرآن نیز شامل حال آنها نمی‌شود چرا که وعده بهشت متعلق به افرادی است كه از نظر اصولی معتقد و از نظر فروع عملشان با حجت عصر مطابق باشد اما آنها كه كافر مستضعفند و دسترسی به کسب معارف الهی ندارند و جاهل اند، آنها نه معذب اند و نه بهشتی. حال اینکه كجا به سر می‌برند و چطور مشمول لطف الهی هستند حساب خاص خودش را دارد.

 
لذا سعادت و كمال و بهشت رفتن مال كسی است كه از نظر اصول، اصولی معتقد باشد و از نظر فروع هم طبق دستور حجّت عصر عمل كرده باشد.

 
6.   در پایان باید اشاره کنم اگرچه مسئله وحدت در میان جامعه اسلامی و فرقه های گوناگون مذهبی و حتی در میان ادیان مختلف آسمانی، جزو وظایف قطعی و اصلی ما در این عصر و این مقطع حساس تاریخی است و وحدت امت اسلامی برای رشد جامعه دینی و تأمین مصالح امت اسلامی، اتحاد و همبستگی در برابر جریان باطل و استکبار جهانی، سعادت همه انسان ها و ابلاغ پیام آسمانی به همه انسان های حقیقت طلب از طریق عدم انجام اقدامات غیر ضروری و خدشه زننده به وحدت یک تکلیف مسلم دینی و مذهبی و سیاسی است اما فعالان این عرصه باید در طرح مسئله وحدت، دقت نظر کافی را برای بیان ریشه ها و حدود آن به عمل آورند تا ضمن تأمین مسئله وحدت، چارچوب های آن نیز حفظ شده و از ورود آراء و اندیشه های غیر دینی جلوگیری به عمل آورده شود.



[1] برای مطالعه بیشتر ر.ک به مقاله دکتر سروش با عنوان «صراط های مستقیم»، منتشر شده در ماهنامه کیان.

[2] برای مطالعه بیشتر ر.ک به مناظرۀ عبدالکریم سروش و محسن کدیور، انتشارات‌ روزنامه‌ سلام،‌ چاپ‌ اول‌: بهار ۱۳۷8.

[3] «إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ الَّذینَ هادُوا وَ النَّصارى‏ وَ الصَّابِئینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون»‏(بقره / 62)




طبقه بندی: تفکر، فکر نوشت،
برچسب ها: جزم اندیشی، مطلق گرایی، پلورالیسم، وحدت، محسن کدیور، سروش، آیت الله جوادی آملی،
[ جمعه چهارم اسفندماه سال 1391 ] [ 10:31 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
تأسیس حزب جهانى مستضعفین؛ چاره نابودی مستکبرین

1- انقلاب ایران، انقلابی بود بر آمده از محرومین و مستضعفین. همان ها که طعم ظلم و فقر و استضعاف را چشیده بودند و به ندای «قوموا للدفاع عن الإسلام» (1) حضرت روح الله لبیک گفتند و به یاری او در اسقاط حاکمیت طاغوت شتافتند.

لذا انقلابی که به حمایت از پابرهنگان برخاسته و شعار دفاع از حقوق مستضعفان را زنده كرده است باید «محرومیت زدایى»، عقیده و راه و رسمِ زندگىِ رهبران و مسئولان و مردمانش باشد و از همین روست که به تعبیر حضرت روح الله جهانخواران در این مورد هم ما را آرام نگذاشته¬اند و براى ناتوان ساختن دولت ودست اندركاران كشور ما حلقه‏هاى محاصره را تنگتر كرده‏اند و بغض و كینه و ترس و وحشت خود را در این حركتِ مردمى و تاریخى تا مرز هزاران توطئه سیاسى- اقتصادى ظاهر ساخته‏اند و بدون شك جهانخواران به همان میزان كه از شهادت طلبى و سایر ارزشهاى ایثارگرانه ملت ما واهمه دارند، از گرایش و روح اقتصاد اسلام به طرف حمایت از پابرهنگان در هراسند و مسلّم هر قدر كشور ما به طرف فقرزدایى و دفاع از محرومان حركت كند، امید جهانخواران از ما منقطع و گرایش ملتهاى جهان به اسلام زیادتر مى‏شود. (2)

لذا توجه به محرومین و مستضعفین و حل مشکلات معیشتی و اقتصادی آنها، هم جزو وظایف دینی و انسانی ماست و هم بعنوان یک تکلیف انقلابی و یک راهبرد استراتژیک در گسترش و صدور انقلاب به شرق و غرب عالم نیز به شمار می آید.

2- متأسفانه آنچه که تا کنون بیشتر مورد توجه ما قرار گرفته است همین بُعد اقتصادیِ استضعاف است در حالیکه بُعد فکری - فرهنگی استضعاف که اهمیت بیشتری دارد مورد غفلت واقع شده است. تلقی رایج و برداشت موجود از واژه مستضعف و مستکبر نه امروز که از گذشته در جامعه ما بواسطه اشتراک لفظی موجود و تحلیل های نادرست دچار نوعی التقاط و اشتباه شده است.

البته برخی از ما در توجه به همین بعد اقتصادیِ استضعاف نیز ما دچار خطا شده و نفس سرمایه و سود آوری را محکوم کرده و مذموم شمرده اند و شاید به دلیل همین فهم غلط از «تفکر اقتصادی عدالت محور» باشد که رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر خود با تشکل های دانشجویی در ماه رمضان، آنها را از نگاه سوسیالیستی و مارکسیستی بر تفکر اقتصادی شان بر حذر داشتند.

باید دانست که مفهوم بسیط «استضعاف» اگرچه بیشتر با فقر و مشکلات اقتصادی بیشتر شناخته شده اما محدود به استضعاف اقتصادی نبوده و دارای ابعاد مختلف استضعاف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و ... می باشد. و چه بسیار اشخاصی که به لحاظ اقتصادی مستضعف نبوده ولی به لحاظ فرهنگی و اعتقادی جزو مستضعفین به شمار می آیند.

3- در قرآن كریم، برتری جویی و خود بزرگ نمایی(3) ، تفرقه افكنی در میان مردمان محروم و مستضعف(4) ، به فساد كشیدن مردم و ترویج مفاسد(5) ، تحقیر و توهین به مردم(6) و اسراف و ولخرجی(7) از نشانه های مستکبرین ذکر شده است.

در حقیقت مستكبران افرادی اند كه خود را برتر از دیگران می دانند و نشان می دهند. آن ها می گویند: ما سیاست مدار، عالم و دانشمند و عاقل هستیم و مصالح شما را بهتر از خودتان تشخیص می دهیم. از ما اطاعت كنید تا سعادت و خوشبختی شما را فراهم سازیم. ما می فهمیم و شما نادانید. حق پرسش و سئوال ندارید و اجازه انتقاد و ایراد ندارید. آنها راه را برای ترویج مفاسد اخلاقی باز می گذارند و مردم را به عیاشی و لهو و لعب سرگرم می سازند تا با تقلیل سطح امیال و خواسته های آدمیان، هویت و آرمان های بلند انسانی خود را فراموش كرده و در برابر خواسته های شان تسلیم گردند.

بنابراین، مستضعفین واقعاً ضعیف و ناتوان نیستند بلكه خودشان را ضعیف می پندارند. مشكل مستضعفین ناتوانی واقعی نیست بلكه اختلافات درونی و نادانی و اطاعت كوركورانه از مستكبرین است. مستكبران نیروهای سركوب گر را از خود مستضعفان فراهم می سازند و بر سر خودشان می كوبند، و استثمارشان می كنند.

مستكبران اگرچه اقلیتی بیش نیستند ولی امکانات و سرمایه های عظیم خدادادی اعم از زمین، آب، منابع معدنی و زیرزمینی، سیاست، فرهنگ، دانشگاه و علم و ... را به دست گرفته و مستضعفین را به استعمار و استثمار خویش درآورده اند و چنانچه توده های مردم با آنان همكاری نكنند همین قدرت پوشالی و غیر واقعی خود را نیز نخواهند داشت. آنان با حیله گری و تلقینات دروغین، شعار «شما نمی توانید(لستم بقادرین)» را در جامعه منتشر می کنند و اندک توفیقات مستضعفین را نیز به خود نسبت می دهند.
استکبار به معنای دنیای کفر و شرک و الحاد نیست و استضعاف برابر با دنیای اسلام و جهان تشیع نیست. چه به ظاهر مسلمانانی که در ورای ریش و تسبیح و عمامه با خوی استکباری به استضعاف محرومین فکری و اجتماعی مشغولند و چه بسیار بت پرستان و آتش پرستان و مشرکانی که در دایره مستضعفین به شمار می آیند.

4- اگرچه رفع استضعاف اقتصادی از اهمیت بالایی برخوردار بوده و از اهداف اصیل انقلاب اسلامی به شمار می آید اما از آن مهمتر و پایه ای تر رفع «استضعاف فکری» است که چنانچه در عرصه فکر، پیشرفت حاصل شود می توان امیدوار بود که استضعاف در ابعاد دیگر خود نیز برطرف شود.

رهبر انقلاب نیز بارها بر اهمیت و اولویت «پیشرفت در عرصه فکر» تأکید کرده اند و آن را از درس های قرآنی برای جامعه ایمانی ذکر کرده اند که دستیابی به آن، نیاز به یک تلاش جمعی و برنامه ریزی همه جانبه و دقیق دارد: «در درجه‌ى اول، پیشرفت در عرصه‌ى فكر است. ما بایستى جامعه را به سمت یك جامعه‌ى متفكر حركت دهیم؛ این هم درس قرآنى است. شما ببینید در قرآن چقدر «لقوم یتفكّرون»، «لقوم یعقلون»، «أفلا یعقلون»، «أفلا یتدبّرون» داریم. ما باید جوشیدن فكر و اندیشه‌ورزى را در جامعه‌ى خودمان به یك حقیقت نمایان و واضح تبدیل كنیم. البته این از مجموعه‌ى نخبگان شروع خواهد شد، بعد سرریز خواهد شد به آحاد مردم. البته این راهبردهائى دارد، الزاماتى دارد. ابزار كار، آموزش و پرورش و رسانه‌هاست؛ كه باید در برنامه‌ریزى‌ها اینها همه لحاظ شود و بیاید.» (8)
5- گام اول برای مبارزه با همه انواع و اشکال استضعاف نیز، خود باوری و اعتماد به نفس ملی - مذهبی و «امید» به آینده در میان نسل جوان یک ملت است. آحاد یک ملت باید به توانایی و قدرت اصلاح و تغییر وضعیت خود ایمان داشته و بدانند که مبارزه با استضعاف بیش از آنکه توسط قدرتی خارج از یک جامعه هدایت و راهنمایی شود امری درونی و برآمده از عمق جان و اعتقاد افراد است. به همین جهت خداوند متعال در قرآن کریم فرمود: « خداوند سرنوشت هیچ قوم و ملّتى را تغییر نمى‏دهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند.» (9)

پس «باید اولاً كار و تلاش را هرگز از دست ندهیم؛ ثانیاً سعى كنیم روحیه‌ى كار، روحیه‌ى تلاش، روحیه‌ى امید را در همه‌ى كسانى كه از ما می شنوند، در حوزه‌ى كار ما هستند، تقویت كنیم، تزریق كنیم؛ این وظیفه است. هر سخنى كه نشان‌دهنده‌ى یأس و خستگى و افسردگى و ملالت و اختلاف باشد، بلاشك به ضرر مصالح كشور است، به ضرر پیشرفت كشور است، به ضرر عزت ملى است.» (10)

6- آینده مستضعفین را خداوند متعال در قرآن کریم به روشنی ترسیم کرده است. آینده ای روشن و سعادتمند که در سایه مبارزه تاریخی استضعاف و استكبار بدست خواهد آمد.

در طول تاریخ، چندی یك بار در گوشه ای از جهان، محرومان نهضتی بر پا کرده و بر ضد مستكبران و ستمكاران و زراندوزان قیام می كردند. گاهی در همان بدایت امر شكست می خوردند و بدست عوامل استكبار سركوب می شدند و گاهی پیروز می شدند و آنان را كنار می نهادند و چند صباحی در مسند قدرت قرار می گرفتند.

اما سرانجام نبرد نهایی جبهه حق با محوریت انقلاب اسلامی ایران و جبهه باطل به سرکردگی شیطان اکبر آمریکای جنایتکار چیزی جز پیروزی جریان الهی نخواهد بود و جهان شاهد فروپاشی جریان کفر و شرک و نفاق خواهد بود.

این پیش بینی تاریخی قرآن کریم تنها با عمل به توصیة حضرت امام (ره) در «تأسیس حزب جهانی مستضعفین» محقق خواهد شد.
به تعبیر حضرت روح الله (س)، حزب جهانی مستضعفین قطعاً تأسیس و اداره ای نظیر سایر احزاب سیاسی و اجتماعی نخواهد داشت بلکه صورتی متمایز از آنچه تا کنون در اذهان ترسیم شده را شکل خواهد داد. مانیفست حزب برگرفته از توصیه قرآن کریم بر اجتماع مردمان با یکدیگر بر پایة تأکید بر کلمه توحید و پرستش خدای یگانه و نفی شرک و به استضعاف نکشیدن مردم و رعایت حقوق بشر توسط یکدیگر استوار است. (11)

اعضای حزب تمام مستضعفین دنیا، اعم از مُسْلم و غیر مُسْلم را شامل می شود و اگر یك چنین حزبى كه همان «حزب اللَّه» است، در عالَم پیدا بشود، با رفع این دو اشكال، تمام مشكلات مسلمین رفع مى‏شود و بی تردید هیچ قدرتى با این قدرتها نمى‏تواند مقابله بكند. (12)


پـــــی نوشت:

1.    برگرفته از صحیفة الإمام(ترجمة عربیة)، ج‏13، ص: 199
2.    برگرفته از صحیفه امام، ج‏21، ص: 204
3.    حقاف آیه 20 و فصلت آیه 15
4.    قصص آیه 4
5.    قصص آیه 4
6.    زخرف آیه 45
7.    یونس آیه 48
8.    بیانات رهبر انقلاب در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی ۱۳۸۹/۰۹/۱۰
9.    «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ» (رعد/11)
10.    بیانات رهبر انقلاب در اجتماع نخبگان و مسئولان استان خراسان شمالى‌ ۱۳۹۱/۰۷/۲۵
11.    «قُلْ یا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ الله...» (آل عمران/64)
12.    برگرفته از صحیفه امام، ج‏9، ص: 331


+ همین مطلب در: صفحه دانشگاه روزنامه کیهان ، خبرنامه دانشجویان




طبقه بندی: بازخوانی اندیشه امام، تفکر، فکر نوشت،
برچسب ها: مستضعفین، مستکبرین، حزب جهانی مستضعفین، نابودی، حزب الله، حضرت روح الله، امام خامنه ای،
دنبالک ها: حزب جهانی مستضعفین؛ چاره نابودی مستكبرین،
[ دوشنبه پانزدهم آبانماه سال 1391 ] [ 07:53 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]
انقلاب ایران، انقلابی بود بر آمده از محرومین و مستضعفین. همان ها که طعم ظلم و فقر و استضعاف را چشیده بودند و به ندای «قوموا للدفاع عن الإسلام»(1)  حضرت روح الله لبیک گفتند و به یاری او در اسقاط حاکمیت طاغوت شتافتند.
لذا انقلابی که به حمایت از پابرهنگان برخاسته و شعار دفاع از حقوق مستضعفان را زنده كرده است باید «محرومیت زدایى»، عقیده و راه و رسمِ زندگىِ رهبران و مسئولان و مردمانش باشد. و از همین روست که جهانخواران در این مورد هم ما را آرام نگذاشته اند و براى ناتوان ساختن دولت و دست اندركاران كشور ما حلقه‏ هاى محاصره را تنگتر كرده‏ اند و بغض و كینه و ترس و وحشت خود را در این حركتِ مردمى و تاریخى تا مرز هزاران توطئه سیاسى- اقتصادى ظاهر ساخته‏ اند و بدون شك جهانخواران به همان میزان كه از شهادت طلبى و سایر ارزشهاى ایثارگرانه ملت ما واهمه دارند، از گرایش و روح اقتصاد اسلام به طرف حمایت از پابرهنگان در هراسند و مسلّم هر قدر كشور ما به طرف فقرزدایى و دفاع از محرومان حركت كند، امید جهانخواران از ما منقطع و گرایش ملتهاى جهان به اسلام زیادتر مى‏ شود.(2)


در نتیجه توجه به محرومین و مستضعفین و حل مشکلات معیشتی و اقتصادی آنها، هم جزو وظایف دینی و انسانی ماست و هم بعنوان یک تکلیف انقلابی و یک راهبرد استراتژیک در گسترش و صدور انقلاب به شرق و غرب عالم نیز به شمار می آید.
اگرچه انقلاب اسلامی از ابتدا به این هدف و شعار خویش در عرصه عمل پایبند بوده ولی متأسفانه در سالهای پس از جنگ با روی کار آمدن تکنوکرات هایی که طعم فقر و استضعاف را نچشیده بودند و تجدیدنظر طلبانی که با الفبای مبارزه آشنایی نداشتند قدری از سرعت رسیدگی به محرومین کاسته شد و موجب افزایش شکاف طبقاتی موجود در جامعه گردید.
در این میان شعار «عدالتخواهی» و «توجه به مستضعفینِ» دولت نهم - هرچند که با فراز و نشیبی همراه بوده است - اما خون تازه ای در رگ های انقلاب جاری کرد و راه را برای مسابقه خدمت و رفع نابرابری ها هموار کرد.
آنچه که ما از نزدیک و در خلال هجرت به دور افتاده ترین مناطق روستایی و عشایری ایران مشاهده کردیم نیز چیزی جز همت و تلاش مسئولان نظام برای توجه به محرومین و مستضعفین نبود. برق رسانی به صعب العبورترین مناطق روستایی، تأسیس خانه های بهداشت و مراکز درمانی، ایجاد مدارس روستایی و عشایری، احداث جاده های ارتباطی و مواصلاتی، بنای پروژه های عمرانی و ... برای رفع محرومیت های اقتصادی، بهداشتی - درمانی و آموزشی اگرچه ناکافی اما حیرت برانگیز و ارزنده است.


اکنون با درک اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی و شرایط امروز جامعه کشور و با تجربه اردوهای جهادی و سازندگی، برخی از ضرورت ها و اقتضائات جامعه در عرصه محرومیت زدایی و توجه به محرومین را در نکات زیر می توان بیان کرد:
1.    به منظور تثبیت امنیت، افزایش وحدت و همدلی میان آحاد جامعه و خصوصاً میان برادران شیعه و سنی و دفع توطئه های دشمنان نظام اسلامی، حضور گروه های جهادی در مناطق مرزی و سنی نشین اهمیت و ضرورت دو چندان پیدا می کند.
2.    برای تحقق بسیج هفتاد میلیونی، گروه های جهادی، بایستی تمام عزم و همت خود را برای «تشکیل هسته های مقاومت انقلاب اسلامی» در روستاهای محرومِ پذیرای آنها به کار بندند و علاوه بر آن ارتباط خود را با یکدیگر به عنوان جهادگران انقلاب اسلامی حفظ کرده و توسعه بخشند.
3.    به منظور انتقال تجربه کاری، درک عمیق روحیه ایثار و از خود گذشتگی و تربیت و رشد همه جانبه اعتقادی و معنویِ جهادگران جوان از نسل سوم انقلاب، ارتباط مستقیم و بی واسطه نسل اولی ها که صحنه مبارزه با طاغوت و جهاد با کفار را از نزدیک لمس کرده اند، از طریق حضور در اردوهای جهادی و درآمیختگی آنان با جوانان، امری لازم و ضروری به نظر می رسد.
4.    در دهه چهارم انقلاب اسلامی، ضعف اعتقادی، مشکلات دینی و کمبود اطلاعات مذهبی در روستائیان به علت عدم حضور مبلغان دینی و روحانیون مذهبی در بسیاری از مناطق محروم روستائی به روشنی حس می گردد و این در حالیست که هزاران طلبه و روحانی جوان در شهرهای مقدس قم، مشهد و اصفهان مشغول تحصیل می باشند. باید از نهادهای متولی تربیت و اعزام مبلغین به مناطق مختلف کشور همچون دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، اداره کل امور دینی واعزام مبلغ سازمان اوقاف وامور خیریه، سازمان تبلیغات اسلامی و ... پرسید که چه اثری بر حضور این تعداد از طلاب و مبلغان دینی در قم بدون پرداخت زکات علمی آنها مترتب است؟ آیا صرفاً هدف از تعلیم و تربیت طلاب علوم دینی علم آموزی آنهاست یا رشد و تعالی آحاد جامعه دینی هدف أعلی است؟
5.    مهم ترین مولفه برای تحقق جهاد اقتصادی در مناطق محروم که تأثیر مستقیمی در تثبیت روستا نشینی و جلوگیری از مهاجرت روستائیان به مناطق شهری دارد، ایجاد بستر مناسب برای کار و فعالیت روستائیان و پویا ساختن این مناطق است.
اگر در کنار کمک های مادی به روستائیان، شرایطی فراهم گردد تا از آب و خاک و سرمایه روستائیان به نحو شایسته برای کار و تولید استفاده گردد، فضای راکد و کم انگیزه روستا با همت و تلاش بلند آنان تغییر کرده و گامی در راستای تحقق جهاد اقتصادی برداشته می شود.
گاهی دیده شده که ایجاد یک کانال آبی از رودخانه نزدیک روستا تا زمین های آماده کاشت توسط جهاد سازندگی، توانسته فضای تولید و خدمت را در روستا زنده کند.
6.    در وضعیت فعلی کشور که اقتصاد مقاومتی مهمترین ضرورت برای آن قلمداد می شود، داشتن روحیه جهادی -یعنی انجام کارِ مخلصانه و برای خدا، با جدیت و بصورت خستگی ناپذیر و ناظر به نتیجه(3)  - به جای روح حاکم بروکراتیک درفضای اداری کشور، در میان خدمتگزاران انقلاب از مدیران و مسئولان گرفته تا کارمندان و کارکنان یک اصل اساسی و مهم است، که باید مورد توجه همگان قرار گیرد.
7.    تمامی جهادگران جوان انقلاب اسلامی که با روحیه و احساس ناب بسیجی، مجاهدت علمی را با تلاش و خدمت برای رفع محرومیت زدایی در کشور آمیخته اند(4)، برای انجام مسئولیت تاریخی خود باید به چیزی جز استوارى پایه‏ هاى اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- نیاندیشند. اسلامى كه غرب، و در رأس آن امریكاى جهانخوار، و شرق و در رأس آن شوروى جنایتكار را به خاك مذلت نشانده است. اسلامى كه پرچمداران آن پابرهنگان و مظلومین و فقراى جهانند و دشمنان آن ملحدان و كافران و سرمایه داران و پول پرستانند. اسلامى كه طرفداران واقعى آن همیشه از مال و قدرت بى‏ بهره بوده‏ اند؛ و دشمنان حقیقى آن زراندوزان حیله‏ گر و قدرت مداران بازیگر و مقدس نمایان بى‏ هنرند.(5)
... و خدا نیاورد آن روزى را كه سیاست ما و سیاست مسئولین كشور ما پشت كردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان ازاعتبار و عنایت بیشترى برخوردار شوند.(6)
باشد که رستگار شویم...


ارجاعات:
1. برگرفته از صحیفة الإمام(ترجمة عربیة)، ج‏13، ص: 199
2. برگرفته از صحیفه امام، ج‏21، ص: 204
3. برگرفته از بیانات مقام معظم رهبری در حرم مطهر رضوی در آغاز سال 90: به تاریخ 1390/01/01
4. برگرفته از پیام معظم له به اولین همایش سالانه فعالان بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام/ سوم خرداد هزار و سیصد و نود و یک
5. برگرفته از صحیفه امام، ج‏21، ص: 204
6. برگرفته از صحیفه امام، ج‏20، ص: 341


+ این مطلب در خبرگزاری دانشجو  و پایگاه اطلاع رسانی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع)، تصریح و پایگاه اطلاع رسانی جهادگر منتشر شد.



طبقه بندی: بازخوانی اندیشه امام، تفکر، دل نوشته،
برچسب ها: 7 نکته، اردوهای جهادی، جهاد، محرومین، مستضعین، پابرهنگان، حضرت روح الله،
دنبالک ها: پایگاه دفتر اعزام مبلغ، موسسه جهادی، مرکز مطالعات راهبردی و هدایت حرکت های جهادی، عروج شهادت گونه حمید عابدین زادگان در اردوی جهادی،
[ جمعه هفدهم شهریورماه سال 1391 ] [ 08:56 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5

درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic