آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ

گمان باطلی است اگر بپنداری که امتحان الهی تنها شامل حال کفار و مشرکین می گردد. اتفاقاً آنگاه که ایمان می آوری بیشتر در معرض امتحانات الهی هستی. اگرچه هر کدام از ما دائما در معرض امتحانات مختلف الهی هستیم اما هر امتحانی درجه ای از سختی را دارد و همگی از دشواری یکسانی برخوردار نیستند. درست آنگاه که ایمانت بیشتر می شود به امتحانی دشوار تر مبتلا می شوی و آنگاه که ادعایت نیز بزرگتر می شود دام بلایی وسیعتر برایت پهن می شود. اصلاً امتحان الهی مخصوص مومنان و دینداران است چرا که افراد بی دین چیزی برای آزمودن ندارند. أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَكُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ (عنکبوت/2)

اما سخت ترین آزمون الهی، آزمون ولایت است. همان آزمونی که تو را بین فرمان نفس خویش و امر ولیّ زمانت مخیّر می کند و این تویی که دیگر باید انتخاب کنی مسیری را که می خواهی در آن قدم نهی. دیگر سخن از ولایت و ولایتمداری کفایت نمی کند. باید در عمل ثابت کرد هرچند که بهترین لغات و الفاظ را در رثای ولایت استخدام کنی. و مگر می توان فرض کرد کسی در ولایتمداری خود صادق و راستگو باشد اما در عمل فرمان ولیّش را بر زمین نهد و به گوشه ای خرامیده و دست بر سینه گذاشته تا مطالبات!! خود را محقق نماید.

این دو با همدگر قابل جمع نیست آقایان! امروز عده ای گمان می کنند که می توانند با پنهان شدن در پشت ظاهر دینی و گفتمان ولایی هر طور که می خواهند رفتار نمایند و چندی بعد که از یک سو پایداری رهبری در موضع خود و از سوی دیگر واکنش سخت حزب الله را مشاهده می کنند با چند جمله تمام ماجرا را به خیال خود حل و فصل نموده و از خشم حزب الله بکاهند.

ما نه با هیچ کس عقد اخوت نبسته ایم نه پیمان برادری امضا کرده ایم. ما گوش به فرمان رهبرمانیم و تنها با او عهد ولایت بسته ایم. ملاک ما معیار ها و آرمان های انقلاب مان است. ملاک ما منشور و مانیفست حضرت روح الله است. و مگر همین مولای ما نبود که گفت کاری نکنید دل دشمنان شاد و دل دوستانتان رنجیده گردد؟ نکند دایره دوستی و دشمنی شما وسیعتر و یا تنگ تر از دایره حب و بغض رهبری نسبت به افراد است؟ آب رفته به جوی باز نمی گردد با سخنان بیهوده، ما عمل می خواهیم اگرچه که سخن گفتن بسیار آسانتر است تا ...

آری آزمون ولایت برای همه افراد با ایمان –از بکار بردن عبارت «مومنان» بیم دارم –رخ خواهد داد، آنجا که میان هوای نفس خویش و فرمان ولی فقیه گیر میکنی و ولایتی بودنت را آنگاه باید نشان دهی. بیاد داشته باش تا به آزمون ولایت سنجیده نشوی از این دنیا نخواهی رفت و چه زیبا گفت مرتضای آوینی که :«مپندار تنها عاشوراییان را بدان بلا آزموده اند و لا غیر...صحرای بلا به وسعت همه ی تاریخ است.»




طبقه بندی: تفکر، راه اینجاست...، دل نوشته، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: ولایت فقیه، رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، امام خامنه ای، رئیس جمهور، احمدی نژاد، آزمون ولایت، مردودی خواص، نفس اماره، فرمان ولی، مشایی، مصلحی، جریان انحرافی، ولایتمداری، شهید آوینی، سید مرتضی آوینی،
دنبالک ها: همین مطلب در پایگاه اطلاع رسانی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام،
[ پنجشنبه پانزدهم اردیبهشتماه سال 1390 ] [ 10:41 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

این مطلبی است که حدود یک ماه پیش برای نشریه "حیات" متعلق به بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام فرستادم و چندی پیش هم منتشر شد.

اگرچه مطلب مذکور بیشتر جنبه جمع آوری مطالب و فیش هایی از گوشه و کنار دارد و کمتر با قلم شخصی خودم آراسته شده! اما نتیجه گیری منطقی، عقلانی و منصفانه ای از آن صورت گرفته و آن اینکه این عصر دیگر عصر امام خامنه ای است...

البته مطلبی دیگر هم به تقاضای عبدالحمید بیات دبیر تحریریه حیات در مورد ماجرای مصر نوشته ام و اسلام ناب نوشته ام که انشاءالله با انتشار شماره بعدی حیات آن را هم منتشر می کنم.

منتظر نظرات هستم. راستی اقوالی که در این مطلب از برخی معاندین انقلاب اسلامی آورده شده همگی دارای سند و پاورقی بود که در همان شماره حیات هم منتشر شد ولی در این وبلاگ نیامده.

یا علی

******

1. چه مخالف و دشمن خونی رهبر جمهوری اسلامی باشی و چه هوادار افراطی و سینه چاک او و چه حتی در این میانه، نظری بینابینی داشته باشی، نمی توانی منکر توانایی ها و تیزهوشی شخصی آیت الله خامنه ای شوی.
حضور حداقل 40 ساله این روحانی مشهدی ترک تبار در بالاترین سطح سیاست ایران که بیش از 25 سال از آن به عنوان رئیس جمهور و رهبر نظام سیاسی حاکم بر ایران گذشته و کسب تجربه ای بی بدیل از شرایط انقلابی گرفته تا جنگی ویرانگر و هشت ساله، او را به "رهبری سیاسی" با اشرافی قابل قبول بر حوزه های مختلف سیاسی، امنیتی، بین الملل، اجتماعی و... تبدیل کرده است.
بی شک همین تجربه گرانبها و توانایی های کسب شده توسط آیت الله خامنه ای در سال های طولانی سیاست ورزیش بوده که باعث شده او بتواند جایگزین چهره کاریزماتیک و به ظاهر بی جانشینی چون روح الله خمینی در مقام رهبری جمهوری اسلامی شود و به هر لطایف الحیلی که شده، نظام سیاسی به جای مانده از او را بیش از دو دهه حفظ کند.
2. بیش از دو دهة پر فراز و نشیب پس از رحلت امام خمینی (ره) با پیدایش جریانات فکری و سیاسی مختلف و بروز بحران های متعدد پنهان و پیدا در مسیر انقلاب اسلامی یک برهة تاریخی و حساس از انقلاب  اسلامی را تشکیل می دهد که مدیریت و کنترل آن بی شک نمی تواند مسئله ای ساده و آسان باشد.
عبور کشور از دو مقطع سازندگی و اصلاحات و خنثی سازی توطئه های پیچیده و طراحی شدة برخی از چهره های سیاسی با پشتیبانیِ آشکارِ بیگانگان نه تنها قدرت مدیریتیِ رهبری را نشان می دهد بلکه گواه اشراف کامل ایشان بر حوزه های گوناگون اعم از سیاسی، امنیتی، اقتصادی، علمی، فرهنگی و هنری است.
گذر از وقایع و جریاناتی نظیر ماجرای میکونوس، قتل های زنجیره ای، پروندة سعید امامی، اصلاح قانون مطبوعات، انتخابات دورة ششم مجلس شورای اسلامی با تمام حواشی قبل و بعد آن، ترور سعید حجاریان، توقیف روزنامه سلام و اتفاقات 18 تیر 78، پرونده حمله به کوی دانشگاه تهران، ترور شهیدان لاجوردی و صیاد شیرازی توسط منافقین، جلوگیری از اجرایی شدن نقشه عملیاتی دشمن در حمله نظامی به ایران پس از ورود آمریکا و متحدانش به افغانستان و عراق و از همة این ها بالاتر، ماجرای پیچیدة هسته ای و نیز اتفاقات مربوط به انتخابات سال 84 ریاست جمهوری و دستور رهبری برای تایید صلاحیت 2 تن از کاندیداها و نیز خنثی سازی فتنه پیچیده و طراحی شدة سال گذشته که همگی با تدبیر خاصة رهبری و زیرکی ایشان با هدایت و راهبردی شگرف به سرانجامِ مورد میل بیگانگان و دشمنان نظام نرسید.
3. فتنه 88 علیرغم همه ی سختی ها و تلخ کامی هایش توانست پرده از چهره برخی از افراد سابقه دار در نظام انقلاب اسلامی بر دارد و ماهیت حقیقی آنان را نشان دهد. فتنه 88 نشان داد که که چه کسانی بنا به دلبستگی به نظام اسلامی در کنار امام(ره) ایستاده بودند و چه کسانی از روی پیروی هواهای نفسانی و در پی کسب قدرت. فتنه 88 نشان داد چقدر افراد حاضرند مصلحت های نظام اسلامی را که خون 300 هزار شهید در پای آن ریخته شده بر منافع شخصی و حزبی خود ترجیح دهند. فتنه 88 نشان داد که چقدر اشخاص نسبت به ادعای خود در اعلام ولایتمداری و پیروی از ولی فقیه زمان پایبند هستند و نهایتاً اینکه، فتنه 88 نشان داد چه کسانی در ایام فتنه به یاری رهبر و مقتدایشان می شتابند و با ندای أین عمار وی لبیک می گویند و چه کسانی سکوت خائنانه و مصلحت اندیشانه را پیشه می کنند...
اما فتنه 88 چیزی دیگر را نیز نمایان ساخت و آن رهبری بی همتای مولایمان حضرت امام خامنه ای بود.


4. فتنه 88 توانست بر دهان همه آنانی که در توانایی رهبری امام خامنه ای ایجاد شک و شبهه می کردند بکوبد و قدرت هدایت کشتی انقلاب از امواج خروشان بلا و فتنه را توسط ایشان روشن سازد. چه بسیار بودند و هستند کسانی که می خواهند به بهانة تمجید و تجلیل از رهبری امام خمینی (ره) مقام و شأن رهبر معظم انقلاب را به زعم باطل خویش زیر سئوال ببرند.
سید حسن نصر الله: خروج از بحران ها به برکت رهبریِ امام خامنه ای
امروز رهبر در جمهوری اسلامی، امام سید خامنه ای قریشی هاشمی، فرزند پیامبر خدا و فرزند علی بن ابی طالب و فاطمه زهراست… من امروز به شما تأکید می کنم که این ایران، نظام و حکومت و مردم و نخبگانش به برکت وجود رهبری حکیم، شجاع، رحیم، مدیر و مدبر، رهبری تاریخی که جناب امام سید خامنه ای – سایه اش پاینده باد – است، و به برکت حضور تاریخی سی ساله مردم، امروز نیرومندتر از پیش، از بحران خارج شده و همین گونه که هست خواهد ماند ...".
هوشنگ اسدی: «امام خامنه ای» مردی بسیار پرهیزگار
هوشنگ اسدی ضد انقلاب فرار و مقیم خارج کشور و هم سلولی رهبر جمهوری اسلامی در دوران شاه، در کتاب خود با عنوان "نامه هایی به شکنجه گرم" به بخش هایی از حضور 6 ساله ای خود در زندانهای جمهوری اسلامی ایران می پردازد.
اسدی (امام) خامنه ای را در زندان، مردی بسیار پرهیزگار توصیف می کند که در نماز به گریه می افتاد. او می افزاید: "به شکلی جدی و با هیبت وضو می گرفت. بیشتر وقت خود مخصوصا وقت غروب را روبروی پنجره می گذراند. قرآن را به آرامی گوش می کرد. نماز می خواند و سپس گریه می کرد و صدایش از گریه بلند می شد. در پیشگاه خدا به کلی خود را می باخت. چیزی در آن روحانیت بود که با دل سخن می گفت."
بنی صدر: توانایی تحسین بر انگیز «امام خامنه ای» در حفظ نظام
به گزارش «فردا»، ابوالحسن بنی‌صدر، اولین رئیس‌جمهور ایران که به حکم مجلس شورای اسلامی و تائید امام خمینی از مقام خود عزل شد، در گفت و گو با آبزرور گفت: اگر ایشان [امام خمینی(ره)] زنده بودند، صدها بار به آقای خامنه‌ای آفرین می‌گفتند.
بنی‌صدر افزود: دلیل این تحسین این است که آقای خامنه‌ای به خوبی توانسته نظامی که آقای خمینی ایجاد کرد را حفظ کند.
رویترز: نمایش قدرت رهبری در سفر به قم
خبرگزاری رویترز طی گزارشی سفر رهبر انقلاب به قم را موفقیتی سیاسی و نمایش وحدت ارزیابی کرد.رویترز در گزارش خود به قلم پل تیلور از پاریس با بیان اینکه رهبر ایران با جمع کردن روحانیون بلندپایه شهر مقدس قم در اطراف خود توانسته است یک موفقیت سیاسی کسب کند نوشت: گرد آمدن این روحانیون در اطراف رهبر معظم ایران نمایشی از وحدت است.رویترز همچنین در گزارش خود به سخنان رهبر انقلاب پیرامون وحدت ملی اشاره کرد.
این خبرگزاری انگلیسی به دیدار مراجع تقلید با رهبر معظم انقلاب اشاره و تصریح کرد: شایعات منتشر شده مبنی بر بایکوت کردن آیت الله خامنه ای توسط این روحانیون بلندپایه در جریان سفر به قم بی اساس بوده است.
رویترز در بخش دیگری از گزارش خود نوشت: این نمایش وحدت در قم بعد از سفر موفقیت آمیز محمود احمدی نژاد به لبنان صورت گرفت.
این گزارش به نقل از یک دیپلمات بلندپایه غربی خاطرنشان کرد: سفر آیت الله خامنه ای به قم نشان می دهد رهبری ایران این قدرت را دارد که جناح های مختلف را وحدت بخشد و این پیامی به کسانی تلقی می شود که امیدوار بودند کشمکش های درونی به فروپاشی نظام منتهی شود.
رویترز در گزارش خود خاطرنشان کرد که حتی برخی از روحانیونی که انتقاداتی در ماه های گذشته داشتند به دیدار آیت الله خامنه ای شتافتند.
نیوزویك: امام خامنه ای، محبوب‌ترین چهره‌ سیاسی ایران
بر اساس این گزارش، "مازیار بهاری " نویسنده نیوزویك كه چندین ماه به دلیل شركت در اغتشاشات بازداشت بود، تأكید كرده است كه رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله "علی خامنه‌ای "، تنها چهره سیاسی بسیار محبوب در ایران است.
5. اینها تنها بخشی کوچک از گفته های شخصیت های مطرح جهان و نیز اعترافات دشمنان نظام اسلامی بود که در بالا آمد. بی شک امروز نمی توان شجاعت و تدبیر امام خامنه ای را با کسی قیاس کرد. اگرچه امام خمینی (ره) توانست تحولی شگرف و عظیم را در دنیای معاصر بوجود آورد و انقلاب اسلامی نیز بی نام او در هیچ کجای جهان شناخته نمی شود اما باید به این نکته اذعان کرد که 20 سال رهبری امام خامنه ای و پشت سر گذاشتن فتنه های پیچیده و موقعیت های حساس نشان از آن دارد که بیشتر از گذشته و با عنایت به این مسئله باید به اندیشه ها و نحوه مواجهه ایشان با جریانات مختلف توجه داشت و سیره عملی و فکری ایشان را دریافت و به جهان معرفی کرد.
به نظر می رسد این عصر را، باید عصر امام خامنه ای مدظله العالی دانست...




طبقه بندی: تفکر، فکر نوشت،
برچسب ها: امام خامنه ای، امام خمینی، نشریه حیات، حیات، ماهنامه حیات، بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، یادداشت، بیات، دانشگاه امام صادق، مرجعیت علمی،
[ چهارشنبه بیستم بهمنماه سال 1389 ] [ 10:43 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

1-فتنه 88 در کنار همه تلخ کامی ها و رنجش هایی که از خود به جای گذاشت، باعث ایجاد تغییرات مفیدی در سطوح مختلفِ جامعه ی ما گردید. هرچند که فتنه گران با هجوم همه جانبه به لایه های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و عقیدتی کشور ما سعی داشتند بنیان های اساسی آن را متزلزل کنند و دستاوردهای 30 ساله ی نظام را تخریب نمایند اما دست آشکار خداوند متعال و درایت رهبرِ فرزانه باعث شد، تهدیدی که کشور را متوجه خود می نمود به فرصتی بی نظیر تبدیل گردد و آهنگ پیشرفت انقلاب با سرعتی روزافزون روبرو کند.

2- صدا و سیمای ما هرچند که پسوند جمهوری اسلامی را یدک می کشد اما نشانه ها و انگاره های یک رسانه ی متعلق به نظام اسلامی را کمتر داراست. گروهی محدود با تفکرات تکنوکراتی با نفوذ در رسانه ملی سالها با ایجاد یک دستگاه عظیم و طویل و با قدرتی نامحدود عنان سیاستگذاری ها و برنامه ریزی ها را در دست گرفته بودند و هر آنچه را که می خواستند به نمایش می گذاشتند.

مشکل اصلی رسانه ملی در این سالها را می توان در عدم توجه به آرمانهای انقلاب اسلامی و عدم درک نیازهای اصلی مخاطبان جستجو کرد. هرچند که مدیران سیما بر این باور باشند که همه ی برنامه های خود را با مخاطبان خود می سنجند و رضایتمندی آنها را ملاک برنامه ریزی های خود قرار می دهند اما باید این حقیقت را پذیرفت که رسانه ملی طیف مخاطبان خود را چیزی بالاتر از سطح عموم جامعه تعریف کرده است. در واقع آنچه که ضرغامی و همکاران وی بدنبال آن بوده اند – ولو ناخواسته! - جلب رضایت مخاطبانی بوده است که به لحاظ فرهنگی و اجتماعی پیوند کمتری با ارزشهای دینی و آرمانهای انقلاب اسلامی داشته اند.

متاسفانه بر خلاف آنچه که القا می شود، رسانه ملی نه تنها در اختیار نیروهای ارزشی و وفادار به انقلاب اسلامی نیست بلکه غالباً حجم گسترده ای از برنامه های صدا و سیما در تباین با شرع مقدس و آرمانهای میهنی و دینی است.

3- سیر حوادث رخ داده در خلال فتنه 88 رسانه ملی را بناچار به سمتی سوق داد که روند یکسان و تکراری برنامه های خود را بالاخره تغییر دهد و رویکردی جدید در تولید اتخاذ نماید. هرچند که دلایل این امر خود نیازمند بررسی و موشکافب جداگانه ای است اما یکی از علل آن را می توان در حضور 40 میلیونی مردم در پای صندوق های رأی و اقبال حیرت آور مردم به رئیس جمهور احمدی نژاد جستجو کرد. در واقع انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در نظام فکری و تحلیل های نادرست مسئولان صدا و سیما انقلابی ایجاد کرد که منجر به بازنگری در سیاست ها و برنامه ریزی ها شد.

بر همین اساس روندی که در رسانه ملی مدتها باعث ممنوع التصویر شدن جریان اصیل انقلابی شده بود تا حدودی متوقف گردید و فضایی برای ابراز دیدگاههای چهره های اصولگرا فراهم گردید. سیاستی – بخوانید: خیانتی - که سالها بر رسانه ملی حکمفرما شده بود و چهره های تکراری و برنامه های ملال آور را بخورد مردم می داد اینک با تجدید نظر اساسی روبرو شده تا حدی که رشحاتی از آن را می توان در برنامه هایی نظیر :«ایران 88»، «رو به فردا»، «دیروز امروز فردا» و اینک در «راز» ملاحظه کرد.

4- خدمتی که فتنه گرانِ خیانتکار به ما کردند این بود که ما توانستیم دوباره رسانه ی ملیِ مان را باز یابیم و در برنامه های آن برای خود جایی پیدا کنیم. خدمتی که فتنه گران به ما کردند این بود که انحصار رسانه ای را که سالها در  خدمت آنان و اصحاب و اتباع آنان بود بالاخره بشکنیم و فضایی برای ظهور چهره هایی انقلابی فراهم آوریم. خدمتی که خیانتکاران به ما کردند این بود که تریبون ما را از چنگ لیبرال ها و تکنوکرات ها درآوردند و اندکی نیز فرصت را به ما دادند تا بتوانیم صریح و روشن حرفهای ناگفته ی خود را واگوییم و پرده از رازهای ناگفته و ناشنیده ی این سالهای طولانی برداریم.

5- شاید عجیب ترین و بیشترین اصلاحات پس از انتخابات در رسانه ملی افتاده باشد. از حضور حسن عباسی در برنامه های تلویزیونی گرفته تا پخش مناجات های حاج منصور، از حضور الله کرم در برنامه ی زنده گرفته تا صحبت های شیرین و دلنشین حاج سعید قاسمی در شبکه 4، از سخن گفتن درباره نصایح خاک گرفته ی حضرت روح الله(ره) تا پرده برداشتن از نقش برخی خواص و آقازاده هایشان در فتنه 88 و حتی قبل تر از آن، از بررسی فجایع صرب ها تا مظلومیت های احمد شاه مسعود؛ همه و همه نشان از تحولی شگرف در رسانه ی "ما" دارد که روزنه های امید دلسوزان انقلاب را به صدا و سیما باز می کند.

5- در طول این سالها سخنان زیادی بیان نشده، رازهایی فراوانی گفته نشده و پرونده های بسیاری باز نگردیده که اکنون زمان رو کردن آنها فرارسیده. شاید نیاز بود تا چنین زمان طولانی بگذرد تا جامعه به بلوغ و رشد مشخصی برای پذیرش این حقایق برسد و شاید لازم بود تا خواسته واقعی مردم به مدیران سیما "فهمانده" شود!

دگر زمان آن رسیده که براحتی بتوانیم از جنگ 33 روزه لبنان سخن بگوییم، اینک زمان آن رسیده که از رازهای بوسنی و هرزگووین پرده برداریم، اینک زمان آن رسیده که تاریخ بدون سانسور انقلاب اسلامی بدانیم، چهره های جدیدتر را بشناسیم و مبارزان واقعی را دریابیم، اینک زمان آن رسیده که از لایه های ناگفته ی  8 سال دفاع مقدس رونمایی کنیم و حقیقت جنگ و حماسه ی آن سالها را به نسل نو بنماییم...و اینک زمان آن رسیده که چهره تمدنی جدید اسلامی-انقلابی خود را بنماییم...




طبقه بندی: فکر نوشت، تفکر،
برچسب ها: فتنه 88، صدا و سیما، رسانه ملی، جمهوری اسلامی،
[ یکشنبه چهاردهم شهریورماه سال 1389 ] [ 12:43 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]

بسم الله

سالها پیش کشورهای توسعه یافته ی غربی برای تحقق بیشتر رفاه و آسایش مردمان خویش به مطالعات مردم شناسانه و جامعه شناختی روی آوردند. بسیاری از موضوعات و مسائل را واکاوی کردند و ریشه ی برخی از مشکلات را خشکانیدند. در این میان برخی از تفکرات مادی گرایانه و ماتریالیستی، بهبود وضع اجتماع و رفاه بیشتر را در تعداد کمتر اعضای خانواده دانستند. عده ای با این استدلال که زوج های جوان می توانند هم میل جنسی خود را بصورت نامحدود ارضا کنند و هم می توانند خود را از مشکلات ناشی از فرزند داری و نگهداری کودکان برهانند، پیشنهاد "فرزند کمتر، زندگی بهتر" را دادند.

این پیشنهاد برای مدتهای طولانی مورد توجه زوج های جوان قرار گرفت و دانشمندان غربی ریشه بسیاری از دغدغه های روحی و روانی خانواده ها را در این مسئله ارزیابی می کردند. لذت بهره ی جنسی نامحدود با وجود رها شدن از بند محدودیت های دست و پا گیر فرزندان، باعث شد تا این مسئله با استقبال شدید جوانان غربی روبرو گردد. ریشه دیگر این مسئله در جایی بروز می کرد که تفکر "کار بیشتر، مساوی رفاه بیشتر" قرار گرفت. در این حالت دیگر فرصت گذاشتن برای تربیت فرزند و رشد او بیهوده می نمود و تمایل به این مهم از میان نهاد خانواده در غرب به مرور رخت بربست.

اما در ایران در سالهای نه چندان دور -پس از جنگ- که مشکلات بزرگ اقتصادی و اجتماعی ناشی از آن سر برآورد، عده ای از مسئولان و اقتصاددانان با همان نگاه غربی و تحت تاثیر اندیشه های ماتریالیستی، گمان کردند که مشکلات جامعه ی ایرانی نیز از جنس همان مصائب جوامع غربی است. آنها که سالها در تمدن پر زرق و برق غرب زیسته بودند و مدال دانش غربی و مدارک دانشگاهی آنجا را بر گردن خود آویخته بودند به ترویج و تبلیغ این اندیشه ی غربی غلط روی آوردند. در حالیکه عنان قدرت در دست آنها بود از ابزار های متنوع و متفاوت نظیر صدا و سیما، روزنامه ها، مجلات، تبلیغات شهری و ... استفاده کردند و این اندیشه ناصحیح را رواج دادند تا حدی که کارخانجات و تولید کنندگان ملزم گردیدند بر روی کالاهای مصرفی خویش، این شعار را درج نمایند.

سالها گذشت و این اندیشه ی غلط در میان مردمان جایی پیدا کرد و به اعتقادی تبدیل شد. به مرور اثرات منفی آن نیز آشکار گردید و منحنی رشد، سیر نزولی خود را طی کرد. میزان ازدواج در بین جوانان حتی به طور چشمگیری کاهش پیدا کرد و هنجارهای منفی شکل گرفت. بر طبق همان تفکر غربی که جوانان به رابطه ی جنسی نا محدود و بدون ازدواج تشویق می گشتند در ایران نیز به یکباره رسانه ها در روزنامه ها، سینماها، مجلات و نشریات و ... به ترویج روابط نامشروع در قالب "دوستی دختر و پسر" پرداختند. بی عفتی و بی غیرتی در جامعه رخنه پیدا کرد و حجاب در بین طبقات مختلف مردم تضعیف گردید. قصد کرده بودن تا ابرو را اصلاح کنند، چشم را نیز کور کردند!!

اکنون سالها از آن زمان می گذرد و وضع جامعه روز به روز اسفناک تر می گردد. گویی دیگر عنان این اسب وحشی رها گردیده و کسی را یارای نگهداشتن او نیست. اما...

اما مردی استوار و ثابت قدم با اراده ای پولادین سر می رسد و پایه های برخی از این دست تفکرات لیبرالی رایج در بین مسئولان و حاکمان را برهم می زند و فریاد اسلام خواهی و عدالت جویی را بر می آورد. در بسیاری از زمینه ها وارد می گردد و ریشه عادت های غلط لیبرالی را می خشکاند. احمدی نژاد که دولت دهم را "دولت فرهنگی" نامیده اینک وارد عرصه فرهنگ و اجتماع گردیده و مردانه پای کار ایستاده است . او اکنون می خواهد اندیشه "فرزند کمتر، زندگی بهتر" و "دو بچه کافیست" را از اذهان مردمان پاک گرداند و طبیعتا با حمله مخالفان و پای بندان به اصول لیبرالیستی مواجه می گردد.(همچون گذشته!)

دو بچه کافیست!!!

 او در روزهای گذشته، در سخنرانی های گوناگون بارها به این مسئله اشاره کرده است که "دو بچه کافی نیست" و جوامع غربی که خود این اندیشه غلط را رواج داده اند و پایه گذار آن بوده اند به اشتباه بودن آن پی برده اند و در صدد اصلاح آن برآمده اند. هزینه های هنگفت برای توالید می پردازند و اقدامات تشویقی گوناگونی در نظر گرفته اند. ایشان در جمع کارگران در در همایش معرفی کارگران نمونه به این مطلب اشاره کرد که :«كشورهای غربی كه شعار كاهش جمعیت را ارائه كردند، امروز رشد جمعیتشان منفی شده و با تزریق منابع هم قادر نیستند این مشكل را برطرف كنند بگونه ای كه حتی مجبورند جمعیت وارد كنند.»

دكتر احمدی نژاد با بیان اینكه بعد خانوار در كشور به كمتر از 4 نفر رسیده است، افزود: طبیعی است كه با این روند در بلند مدت ترکیب جمعیتی به هم خورده و کشورمان در معادلات اجتماعی با مشکل مواجه خواهد شد.

احمدی نژاد

وی در بخش دیگری از سخنان خود در روز سه شنبه هفتم اردیبهشت ما گفت:« یک مشت آدم خیال می‌کنند که آن‌ها روزی مردم را می‌دهند و به محض این‌که خانواده‌ای دارای سه فرزند و یا چهار فرزند می‌شود به آن خانواده اعتراض می‌کنند، انگار که آن‌ها می‌خواهند روزی این خانواده را بدهند. به شما چه که چند بچه کافی است؟ چرا قانون می‌گذارید که کسی از سه بچه بیشتر حق ندارد داشته باشد؟ این تفکرات مادی است. این‌که من می‌گویم حرف من نیست حرف خداست، خدا می‌گوید از ترس فقر بچه را نکشید.

وی افزود:‌ ما مسوولان موظفیم چاله‌ای که دیگران در آن افتاده‌اند را با تصمیماتی که می‌گیریم و هشدارهایی که می‌دهیم کاری کنیم کشور و جامعه ما در آن نیفتد. کسانی که شعارهایی می‌دادند که رشد جمعیت کم شود، امروز رشد جمعیت‌شان منفی شده و تبلیغ می‌کنند تا خانواده‌ها دارای فرزند شوند و مجبور هستند که جمعیت از جاهای دیگر دنیا وارد شود. اینها سی سال دیگر چیزی از جمعیت‌شان باقی نمی‌ماند.

احمدی نژاد/همایش معرفی کارگران نمونه/هفتم اردیبهشت

با این حال به نظر می رسد راه حل اساسی این معضل نه در تشویق خانواده ها به تولید نسل و فرزند دار شدن باشد بلکه مشکل اساسی تر مسئله ازدواج جوانان است.

اشتباه احمدی نژاد در این است که وی برای حل این مسئله به جای فراهم نمودن مقدمات و امکانات ازدواج برای جوانان به خصوص در زمینه اشتغال و مسکن به تشویق زوج های جوان به فرزند دار شدن می پردازد.

اگر بتوان مشکل ازدواج این قشر عظیم را حل نمود دیگر ریشه بسیاری از معضلات و مفاسد اجتماعی از قبیل فساد اخلاقی، اعتیاد، لاابالی گری و ... را می توان برطرف نمود و پایه ی پیشرفت های عظیم ملت ایران را با همت همسران و فرزندان برطرف نمود. اگر جوانان در آغاز زندگی مشترک خود با مشکلات و سختی های عدیده ای روبرو باشند هرگز به ازدواج رو نخواهند آورد و در صورت ازدواج نیز تمایلی به فرزند دار شدن نخواهند داشت چراکه در این حالت فرزند، چیزی جز افزودن مصیبت ها و سختی ها برای زوج های جوان نخواهد بود...


ادامه مطلب

طبقه بندی: تفکر، فکر نوشت،
برچسب ها: احمدی نژاد، تکنوکرات ها، دو بچه،
[ شنبه یازدهم اردیبهشتماه سال 1389 ] [ 10:58 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]

ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻛﻨﻴﺪﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻫﺎ را. ﻳﻜﻲ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮود ﻣﻬﻤﺎت ﺑﻴﺎورد -ﻛﺘﺎب ﺑﻴﺎره، ﻣﺤﺘﻮا ﺑﻴﺎره، ﻣﻼت ﺑﻴﺎره. ﻳﻜﻲ ﺑﺎﻳﺪ بایستد اﻳﻨﺠﺎ دﻳﺪه ﺑﺎﻧﻲ ﻛﻨﻪ. رﺻﺪ ﻛﻨﻪ ﻛﺠﺎ رو ﺑﺰﻧﻴﻢ. ﻳﻜﻲ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮه ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﻛﻨﻪ. ﻳﻜﻲ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮه ﻣﻌﺒﺮ ﺑﺰﻧﻪ. ﺗﺎزه ﻓﺮﻣﺎﻧﺪه ﻫﺎی ﺟﻨﮓ رو ﭼﻲ ﻛﺎر ﻛﻨﻴﻢ؟ آﻗﺎ ﮔﻔﺘﻪ اﺳﺎﺗﻴﺪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪه‌اﻧﺪ. ﺷﻤﺎ اوﺿﺎع اﺳﺎﺗﻴﺪ را ﻣﻲ دوﻧﻴﺪ.

آﻗﺎ داره ﺑﻪ زﺑﻮن ﺑﻲ زﺑﻮﻧﻲ ﻣﻲ ﮔﻪ اﻳﻦ ﺟﻨﮓ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪه اش اﺳﺘﺎده. ﻣﻴﮕﻲ اﺳﺘﺎد اﺷﻜﺎل داره؟ ﻣﻴﮕﻲ آﻗﺎﭼﺮا ﮔﻔﺘﻪ اﻳﻦ اﺳﺘﺎد ﻓﺮﻣﺎﻧﺪه اﺳﺖ؟ ﭘﺲ ﺑﺎﻳﺪ ﺳﺮﻳﻊ ﺧﻮدﺗﻮ ﺑﻜﺸﻲ ﺑﺎﻻ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪه ﺑﺸﻲ. ﻳﻌﻨﻲ اﻳﻨﻜﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ اﻳﻨﺠﺎ اﺳﺘﺎد ﺑﻪ ﻳﻪ ﻣﻌﻨﻲ ﺣﻮزه ﺗﺄﺛﻴﺮ ﺑﺎﻻﺗﺮی ﻫﻢ دارد، ﻫﻢ ﺑﻪ ﻳﻚ ﻣﻌﻨﻲﻓﻮت ﻛﻮزه ﮔﺮی را ﻫﻢ ﺑﻠﺪ اﺳﺖ. ﺑﺮوﻳﺪ ازش ﻳﺎد ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ. ﺑﻌﺪ ﺧﻮدﺗﻮن را ﺳﺮﻳﻊ ﺑﻜﺸﻴﺪ ﺑﺎﻻ. ﭼﻮن ﺑﺤﺚ ﻣﺎ آﺧﺮش ﻫﻢ ﺑﺤﺚ ﻋﻠﻤﻲ اﺳﺖ.

آﻗﺎ ﺑﻪ ﻳﻪ ﺑﻨﺪه ﺧﺪاﻳﻲ ﮔﻔﺘﻪ: «ﺑﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﻧﮕﺎه ﻛﻨﻴﺪ! ﻓﻼﻧﻲ! -ﻛﻪ در ﻋﺮﺻﻪﻓﺮﻫﻨﮓ ﻛﺎر ﻣﻲ ﻛﺮد- ﻛﺎر ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺳﺎﻋﺖ اﺳﺖ.» ﺑﭽﻪﻫﺎ ﻛﺎر ﺑﻪ ﺳﺎﻋﺖ اﺳﺖ! ﻳﻌﻨﻲ اﻣﺸﺐ ﺑﺎﻳﺪﺟﻠﺴﻪ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺑﺪﻳﺪ. اﻣﺸﺐﺑﺎﻳﺪ ﻃﺮح ﻋﻤﻠﻴﺎت ﺑﺮﻳﺰﻳﺪ. اﻣﺸﺐ ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻴﻢ ﻫﺎی ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲﺑﺮوﻧﺪ. اﻣﺸﺐ ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻣﺄﻣﻮرﻳﺖﺑﺸﻪ. ﻧﮕﻴﺪ ﻣﺎ ﻧﻤﻲ داﻧﻴﻢ! اول ﺟﻨﮓ ﻫﻴﭽﻜﺲ ﻫﻴﭽﻲ ﻧﻤﻲ دوﻧﺴﺖ. ﻫﺮ کسی ﻳك ﮔﻮﺷﻪ را دﺳﺘﺶﮔﺮﻓﺖ. ﻫﺮ کسی ﻳك داﻧﺸﻜﺪه را دﺳﺘﺶ ﺑﮕﻴﺮد.

ﻳﻚ ﻣﻄﻠﺐ دﻳﮕﺮ اﻳﻨﻜﻪ ﻣﺎ اون ﺟﻨﮓ ﺳﺨﺖ رو ﺑﺎ ﻧﮕﺎه ﻧﺮم ﭼﺮﺧﻮﻧﺪﻳﻢ؛ ﻳﻌﻨﻲ اون ﺳﻨﮕﺮﻫﺎ، اون ﺗﺎﻧﻚ ﻫﺎ، اون ﺗﻮپ ﻫﺎ، اون دور زدن و رﻓﺘﻦ ﭘﺸﺖ ﺗﻮﭘﺨﺎﻧﻪ دﺷﻤﻦ در ﻓﺘﺢ اﻟﻤﺒﻴﻦ، اوﻧﺠﻮری ﺧﺮﻣﺸﻬﺮ را ﺧﺪا آزاد ﻛﺮد. ﺷﺮﻳﻒ را ﻫﻢ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﺧﺪا آزاد ﻛﻨﺪ. اﻣﺎﺧﺪاوﻧﺪ ﻋﻨﺎﻳﺖ را رﻳﺨﺖ ﻛﺠﺎ؟ اﺑﺮ ﺑﻬﺎری از ﺑﺎﻻی ﺳﺮ ﻣﺎ رد ﻣﻴﺸﻪ، ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻪ ﺗﻮ اﻫﻠﺶ ﻧﻴﺴﺘﻲ ﺑﺎﻻﺳﺮ ﻳﻜﻲ دﻳﮕﻪ ﻣﻲ رﻳﺰه. و اﻟّﺎ ﺧﺪا ﺑﺎرون رو ﺑﺮ زﻣﻴﻦ ﻣﻲ ﺑﺎره وﻟﻲ ﺑﻪ اﻫﻠﺶ ﻣﻲ ﺑﺎره. ﺷﺐ ﭘﺎﺗﻚ، ﻛﺎرﺧﻮﻧﻪ ﻧﻤﻚ، ﻋﺮاﻗﻲ ﻫﺎ ﺗﻴﺮاﻧﺪازی ﻛﺮدﻧﺪ. ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻣﻲ ﺧﻮاﺳﺘﻦﺑﺮﻳﺰﻧﺪ ﺗﻮ ﺳﻨﮕﺮﻫﺎیﻋﺮاﻗﻲﻫﺎ، ﻳﻬﻮ ﻋﺮاﻗﻲ ﻫﺎ ﺳﺎﻛﺖ ﺷﺪﻧﺪ. ﻳﻪﺳﺎﻋﺖ ﺑﻮدﻧﺪ. ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺮﻳﻢ ﺑﺰﻧﻴﻢ ﺑﻪ ﺻﻒ؟ دوﺑﺎره ﻋﺮاﻗﻲ ﻫﺎ آﺗﻴﺶ رﻳﺨﺘﻨﺪ. دوﺑﺎره گفتند ﺑﺮﻳﻢ ﺑﺰﻧﻴﻢ ﺑﻪ ﺧﻂ، رفتند دیدند ﻋﺮاﻗﻲ ﻫﺎ خوابند! ﺻﺒﺢ ﻛﻪ ﺷﺪ ﺑﻪ ﻋﺮاﻗﻲ ﻫﺎ گفتند ﭼﻲ ﺑﻮد؟ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻫﻴﭽﻲ! دو ﺳﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﻗﺒﻞ از اﻳﻨﻜﻪ ﺷﻤﺎ ﺣﻤﻠﻪ کنید ﻳﻪﺳﺮ و ﺻﺪا ﻫﺎﻳﻲ ﺷﺪ ﺗﻮﺧﻂ ﻣﺎ، ﻣﺎ ﻓﻜﺮ ﻛﺮدﻳﻢ اﻳﺮاﻧﻲ ﻫﺎ آﻣﺪﻧﺪ آﺗﺶ رﻳﺨﺘﻴﻢ. ﻳﻪ ﺧﻮرده ﮔﺬﺷﺖ دﻳﺪﻳﻢ ﺳﺎﻛﺖ ﺷﺪ و ﺧﺒﺮی ﻧﻴﺴﺖ. ﻳﻚ ﺧﻮرده ﺑﻌﺪ دوﺑﺎره دﻳﺪﻳﻢ ﺳﺮ و ﺻﺪا ﺷﺪه آتش رﻳﺨﺘﻴﻢ. ﺑﻌﺪش دﻳﺪﻳﻢ دﻳﮕﻪﺧﺒﺮی ﻧﻴﺴﺖ ﮔﻔﺘﻴﻢ اﻳﺮاﻧﻲ ﻫﺎ دیگه ﻋﻤﻠﻴﺎت ﻧﻤﻲﻛﻨﻨﺪ، ﺗﻤﻮم ﺷﺪ دﻳﮕﻪ! رفتند ﺻﺒﺢ دیدند ﻋﺠﺐ! ﺧﺪا اﻣﺮ ﻛﺮده ﺑﻪ اﻳﻦ ﮔﺮازﻫﺎی داﺧﻞ ﺧﻠﻴﺞ داﺧﻞ ﺧﻮرﻋﺒﺪﷲ، ﺟﻠﻮی ﺧﺎﻛﺮﻳﺰ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ، ﻳﻪﮔﻠﻪﮔﺮاز ﻣﻲ رﻓﺘﻪ اﻳﻦ ﻃﺮف، دوﺑﺎره ﻣﻲ اومده اﻳﻦﻃﺮف! ﺧﺪا ﺑﺎ ﮔﺮازﻫﺎ ﺑﻪ ﻛﻤﻜﺶ آﻣﺪ. ﺧﺪا ﺑﺎ ﺑﺎد و ﻃﻮﻓﺎن ﻃﺒﺲ ﺑﻪ ﻛﻤﻚ ﻣﻲ آﻣﺪ. اﻫﻠﺶﺑﺎﺷﻲ ﺧﺪا ﻛﻤﻚﻣﻲ ﻛﻨﻪ. رﻓﻴﻖ ﻫﺎ! اﻫﻠﺶ ﺑﺎﺷﻴﺪﺧﺪا ﻛﻤﻚ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻫﺎ!

ﺷﻮﺧﻲ ﻧﮕﻴﺮﻳﺪ ﻛﺎر رو! وﻗﺘﻲ آﻗﺎ دﻟﺶﺧﻮﻧﻪ، وﻗﺘﻲ آﻗﺎ آﻣﺎده ﺑﺎش زده، ﻣﺎ ﺑﺮﻳﻢ اﺳﺘﺮاﺣﺖ ﻛﻨﻴﻢ؟ از ﮔﻠﻮت ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻣﻲ ره؟ ﺷﺎم و ﻧﻬﺎر از ﮔﻠﻮﻳﺖ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻣﻲ ره؟ اﺻﻼً ﻣﺎ مگه ﻣﻲ ﺗﻮﻧﻴﻢ اﺳﺘﺮاﺣﺖ ﻛﻨﻴﻢ؟ اﺻﻼً ﻣﮕﻪ ﻣﺎ می تونیم از داﻧﺸﮕﺎه ﺑﻴﺮون ﺑﺮﻳﻢ؟ ﻛﻲ دﻟﺶ ﻣﻴﺎد از داﻧﺸﮕﺎه ﺑﻴﺮون ﺑﺮه؟ وﻗﺘﻲ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ دﺳﺘﻪﮔﻞ ﻫﺎﻣﻮن رو، دﺧﺘﺮ-ﭘﺴﺮﻫﺎی دﺑﻴﺮﺳﺘﺎﻧﻲ 88ی ﻣﻮن رو زدﻳﻢ ﭘﺮﭘﺮ ﻛﺮدﻳﻢ ﺗﻮ داﻧﺸﮕﺎه ﺗﺤﻮﻳﻞﺟﺎﻣﻌﻪ دادﻳﻢ! ﻧﺸﺪﻧﺪ 88ﻳﻬﺎ ﭘﺮﭘﺮ؟ ﻧﺸﺪﻧﺪ؟ وﻗﺖﮔﺬاﺷﺘﻴﺪ؟

ﺑﭽﻪ ﻫﺎ! ﺟﺪﻳﻪ ﻫﺎ! ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﻮ اﻳﻦﺟﻨﮓ ﻫﻢ ﻣﺎ با ﻧﮕﺎه ﻧﺮم ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺠﻨﮕﻴﻢ. ﻫﻤﻮن ﮔﺮﻳﻪ ﻫﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎﺷﺪ. ﺗﻮﺳﻞ ﻫﺎ ﺑﺎﻳﺪﺑﺎﺷﺪ. دﻋﺎﻫﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎﺷﺪ. ﻫﻤﺪﻟﻲ ﺑﻴﻦ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺗﻮ ﮔﺮدان و ﮔﺮوﻫﺎن ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎﺷﺪ. ﻣﺎ دﻳﮕﻪﺣﺮف و ﺣﺪﻳﺚ ﻧﺪارﻳﻢ ﺑﺎﻫﻤﺪﻳﮕﺮ! وﻗﺘﻲ آﻣﺎدهﺳﺖ ﺑﺮه ﺷﻬﺎدت، وﻗﺘﻲآﻣﺎدهﺳﺖ ﺑﺮه ﺗﺎ اﺟﺮای ﻓﺮﻣﺎن اﻟﻬﻲ. ﻳﻪ ﺟﻴﺐ ﺗﻮن ﺑﺎﻳﺪ ﻗﺮص زﻳﺮ زﺑﻮﻧﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﻗﻠﺒﺘﻮن درد ﻧﻜﻨﻪ، ﻳﻪ ﺟﻴﺐ ﺗﻮن ﻫﻢﺑﺎﻳﺪ از اﻳﻦ ﺷﺮﺑﺖ ﻫﺎی آﻟﻮﻣﻴﻨﻴﻮﻣﻲﺑﺎﺷﻪ ﻛﻪ ﻣﻌﺪه ﺗﻮن درد ﻧﮕﻴﺮه. ﻧﻤﻴﺸﻪ ﻛﻪ! ﻫﻴﭽﻜﻲ ﻫﻴﭻﻃﻮرﻳﺶ ﻧﻴﺴﺖ! ﻫﻤﻪ ﺷﻨﮕﻮل، ﻫﻤﻪﺷﺎداب، ﻫﻤﻪ ﺑﺎ ﻃﺮاوت! ﻧﻤﻲ ﺷﻪ! دلﭘﺮﻳﺸﻮن ﻧﻴﺴﺘﻴﺪ! ﻟﺒﺎس ﺧﺎﻛﻲ ﻫﻨﻮز ﺑﻪ دل ﻫﺎﻣﻮن و ﺑﻪ ﺗﻨﻤﻮن ﻧﻜﺮدﻳﻢ. ﻓﺎﻧﻮﺳﻘﻪ ﻫﺎ رو ﻧﺒﺴﺘﻴﻢ. ﺑﻨﺪ ﺣﻤﺎﻳﻞﻧﺒﺴﺘﻴﻢ. ﭘﺎی ﻣﻴﺪون ﻧﻴﺴﺘﻴﻢ. درسﻛﻪ واﺟﺒﻪ، ﺟﻬﺎد ﻋﻠﻤﻲ واﺟﺒﻪ. اﺻﻞ اﻳﻦ ﻛﺎر ﻋﻠﻤﻲ و ﻣﻌﺮﻓﺘﻲ و ﺑﺼﻴﺮﺗﻴﻪ. ﻛﺘﻚ و ﻛﺘﻚ ﻛﺎری ﻧﻴﺴﺖ.

ﻣﺸﻜﻞ ﻣﺎ اﻻن دوﺗﺎ ﭼﻴﺰه؛ ﺣﻞ ﺑﺸﻪ ﻫﻤﻪﭼﻴﺰﺣﻠﻪ. ﺑﺎور ﺟﻨﮓ، ﺑﻮدن ﺗﻮ ﺟﻨﮓ. واﻟﺴﻼم! ﺑﺎور ﻛﺮدﻳﻢ ﻣﻲ رﻳﻢ ﺑﺎ ﻫﻢ. ﻫﺮ ﻛﻪ دارد ﻫﻮس ﻛﺮب و ﺑﻼ ﺑﺴﻢ ﷲ! ﺑﻮدن ﺗﻮ ﺟﻨﮓ دﻳﮕﻪﺧﻮﻧﻪ ای ﻧﻴﺴﺖ، زﻧﺪﮔﻲای ﻧﻴﺴﺖ، اﺳﺘﺮاﺣﺘﻲ ﻧﻴﺴﺖ. ﻧﺎز و ﻛﺮﺷﻤﻪای ﻧﻴﺴﺖ. ﻗﻬﺮ و اﺧﻢ و دﻋﻮاﻳﻲ ﻧﻴﺴﺖ. ﻫﻤﻪ دارﻳﻢ ﻣﻲ روﻳﻢ ﺳﻤﺖ ﻣﺄﻣﻮرﻳﺖ اﻟﻬﻲ. اﮔﻪ اﻳﻦ ﺑﺎور ﺑﺸﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﺣﻞﻣﻴﺸﻪ.

ﺑﭽﻪﻫﺎ ﺧﺪا ﻛﻤﻚ ﻣﻲ کنهﻫﺎ! ﺧﺪا ﻳﺎری ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﺧﺪا ﻣﺪد ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻫﺮ کسی را که ﺧﺪا را ﻳﺎری ﻛﺮد، ﻫﺮ کسی وﻟﻲ ﺧﺪا را ﻳﺎری ﻛﺮد. واﻻ ﻛﺘﻚ ﻣﻲﺧﻮرﻳﺪ ﻫﺎ! ﺳﻴﺎﻫﻲ ﻛﺘﻚ ﺧﺪا روی ﺑﺪﻧﺘﻮن ﻣﻴﻤﻮﻧﻪ. ﻣﻲﺑﻴﻨﻢ اﮔﻪ ﻧﻴﺎﻳﻴﺪ ﺗﻮ اﻳﻦﺟﺮﮔﻪ، اﮔﻪ وﻗﺖ ﻧﮕﺬارﻳﺪ، اﮔﻪ ﺗﻌﻄﻴﻞﻧﻜﻨﻴﺪ زﻳﺎدی ﻫﺎی زﻧﺪﮔﻲ رو، اﮔﻪ ﻟﺒﺎس ﭘﻮﺷﻴﺪه، ﮔﺘﺮﺷﺪه ﺣﺎﺿﺮ ﻧﺒﺎﺷﻲ ﭘﺎی ﻣﻴﺪون رزم. ﺑﻪﺧﺪا ﺧﻴﺮ ﻧﻤﻲﺑﻴﻨﻲ. ﻣﮕر ﺧﻴﺮ دﻳﺪ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﻧﻴﺎﻣﺪ ﺑﺎ ﻣﺎﺟﺒﻬﻪ؟

ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﻓﺎرغ اﻟﺘﺤﺼﻴﻞ ﻫﺎ ﻫﻢ میگویم ﺑﻴﺎﻳﻨﺪ. ﻫﺮ ﭼﻲ ﻛﺎرت ﭘﺎﻳﺎن ﺧﺪﻣﺖ و ﻫﺮ ﭼﻲ ﻛﺎرت ﻣﻌﺎﻓﻴﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ اﺳﺖ، ﻛﻨﺴﻞ! ﻧﻴﺮوی اﺣﺘﻴﺎط، ﻫﻤﻪ ﺑﺮﮔﺮدﻧﺪ ﺟﺒﻬﻪ. ﺑﺮﮔﺮدﻧﺪ ﭘﺎدﮔﺎن. ﻧﻤﻲ ﺷﻪ ﻗﺪﻳﻤﻲﻫﺎ ﮔﺬاﺷﺘﻨﺪ رﻓﺘﻨﺪ دﻧﺒﺎل زﻧﺪﮔﻴﺸﺎن... ﭼﻬﺎر ﺗﺎ ﺟﻮان را ﮔﺬاﺷﺘﻨﺪ وﺳﻂ اﻳﻦ ﻫﻤﻪ آﺗﻴﺶ! راه ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮوﻳﺪ، آﻧﻬﺎ ﻫﻢﺑﻴﺎﻳﻨﺪ.

ﻧﮕﻬﺒﺎن اﻣﺸﺐ ﺗﻮ ﺧﻮاﺑﮕﺎهﻫﺎ ﻛﻴﻪ؟ ﭘﺎﺳﺦﺑﻪﺷﺒﻬﻪﻫﺎ ﺷﺒﺎﻧﻪ روزی ﻛﻴﻪ؟ و ﻋﻠﻲ اﻟﺨﺼﻮص از ﻫﻤﻪ ﻣﻬﻢﺗﺮ ﻧﻴﺮو ﺑﺎﻳﺪ ﺳﺮﻳﻊ ﺷﻜﺎر ﺷﻮد.

ﺗﺎﻳﻢ ﺑﮕﺬارﻳﺪ ﺗﺎ ﭼﻨﺪ روز دﻳﮕﺮ ﻫﺮ ﻛﺴﻲﮔﺮوﻫﺎﻧﺶ را ﺑﻪ ﺧﻂ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ؟ ﺣﺎج آﻗﺎ ﻣﺎ از اﻳﻦ ﻋﺮﺿﻪ ﻫﺎ ﻧﺪارﻳﻢ ﺑﺮﻳﻢ 70 ﻧﻔﺮ رو ﺷﻜﺎر ﻛﻨﻴﻢ! ﺟﻤﻊ ﻛﻦ ﺑﺮو ﺑﻴﺮون دﻳﮕﻪ روﻳﺖ ﺣﺴﺎب ﻧﻜﻨﻴﻢ! ﻧﻤﻲ ﺗﻮﻧﻲ ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ رو ﺷﻜﺎر ﻛﻨﻲ؟ ادﻋﺎی ﻳﺎری اﻣﺎم زﻣﺎن ﻫﻢ ﻣﻲ ﻛﻨﻴﻢ! فکر کردید ﻣﺎ ﺷﺐ ﻋﻤﻠﻴﺎت ﭼﺸﻢ در ﭼﺸﻢ ﻫﻢ ﻧﮕﺎه ﻣﻲﻛﺮدﻳﻢ که ﺑﺮﻳﻢ؟ ﺑﺰﻧﻴﻢ؟ ﭘﺎﺷﻴﻢ ﺑﺮﻳﻢ ﻣﻴﺪون ﻣﻴﻦ؟! نه! ﻣﻲ دوﻳﺪﻳﻢ ﺗﻮی ﻣﻴﺪون ﻣﻴﻦ ﻣﻲ رﻓﺘﻴﻢ. کجا ﭼﺸﻢ ﺗﻮی ﭼﺸﻢ اﻳﻦ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻧﮕﺎه ﻛﺮدﻳﻢ ﺑﻪ ﺣﺮف ﻣﺎ ﮔﻮش ﻧﻜﺮدﻧﺪ؟ ﻛﻲ رﻓﺘﻴﻢ دل دادﻳﻢ ﺑﻪﺣﺮف ﻣﺎ ﮔﻮش ﻧﻜﺮدﻧﺪ؟ ﺟﻴﺐ ﻫﺎی ﻫﻤﻪ ﺗﻮن ﻛﺎﻛﺎﺋﻮ اﺳﺖ؟ ﺷﻜﻼت اﺳﺖ؟ ﻫﻤﻪ ﻟﺐ ﻫﺎﻟﺒﺨﻨﺪ اﺳﺖ؟ ﻫﻤﻪ روﻫﺎ ﺑﺸﺎش اﺳﺖ؟ ﻳﻪ ﺳﻮال ﻣﻴﻜﻨﻢ ﺟﻮاب ﺑﺪﻳﺪ! در روز ﭼﻘﺪر ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻲ ﻛﻨﻴﺪﺑﺮای داﻧﺸﮕﺎه؟ دارﻳﻢ ﺑﺎ ﺟﻨﮓ ﻧﺮم ﺣﺮف ﻣﻴﺰﻧﻴﻢ، ﺷﻮﺧﻲ ﻧﻤﻲ ﻛﻨﻴﻢ. در روز ﭼﻘﺪر ﮔﺮﻳﻪﻣﻴﻜﻨﻴﺪ ﺑﺮای رﻓﻴﻖ ﻫﺎ و ﻫﻢﻛﻼﺳﻲ ﻫﺎ؟ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ روزی چقدر واﻗﻌﺎً ﺧﻠﻮت ﺑﺎ ﺧﺪا دارﻳﺪ؟ ﭼﻪﻧﻤﺎزی دارﻳﺪ ﻣﻲ ﺧﻮﻧﻴﺪ؟ ﺳﺠﺪه ﺷﻜﺮ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺑﻌﺪ از ﻧﻤﺎز ﻛﻪ ﺷﻜﺮاً لله، ﺣﻤﺪاً لله ﻳﻚﺳﺎﻋﺖ ﻃﻮل ﻣﻲ ﻛﺸﻴﺪ، دور و ﺑﺮ ﺳﺠﺎده اش ﺧﻴﺲ ﻣﻲ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺧﺪاﻳﺎ ﻣﻦ ﻓﺮدا ﻛﻢ ﻧﻴﺎرم در ﻣﻘﺎﺑﻞ دﺷﻤﻦ. ﺗﻮ ﭼﻘﺪر ﮔﺮﻳﻪﻛﺮدی؟ ﭼﻘﺪر رﻓﺘﻲ زدی ﺑﻪ اﻳﻦ ﻗﻠﺐ ﻫﺎ و ﻗﻠﺐ ﻫﺎ ﭘﺮت ﻧﺸﺪ؟ ﺣﺎج آﻗﺎ ﻣﻲ زﻧﻴﻢ، ﺷﺒﻬﻪ داره! ﺷﺒﻬﻪ داره؟ از ﺳﻨﮕﺮ ﺑﺘﻮﻧﻲ ﻋﺮاﻗﻲ ﻫﺎ ﻛﻪ ﻣﺤﻜﻢ ﺗﺮ ﻧﻴﺴﺖ؟ آﺑﺶﻛﻦ، ﺟﺬﺑﺶ ﻛﻦ. ﮔﺮم ﻧﻴﺴﺘﻲ! ﺧﺮﻣﻦ او ﺧﻴﺴﻪ، ﮔﻨﺪم او ﺧﻴﺴﻪ، ﻣﺤﺼﻮل او ﺧﻴﺴﻪ. ﺗﻮ ﺑﺨﺎری ﮔﺮم ﺑﺸﻮ بایستد ﺟﻠﻮﻳﺶ. ﺷﺒﻬﻪ اش را ﻫﻢ ﺑﺎﻳﺪﺟﻮاب ﺑﺪی. راﺳﺖ ﻫﻢ ﻣﻲ ﮔﻪ ﻃﺮف. ﻫﺰار ﺗﺎ ﺣﺮف و ﺣﺪﻳﺚ دارد. ﻣﮕﻪ ﻣﺎ ﺗﻮ اﻳﻦ 20 ﺳﺎل ﺑﻌﺪ از ﺟﻨﮓﭼﻲ از ﺟﻨﮓ ﺑﺮاﻳﺶ ﮔﻔﺘﻴﻢ؟ ﭼﻲ از ارزش ﻫﺎﮔﻔﺘﻴﻢ؟ ﭼﻲ از ﺷﻬﺪا ﮔﻔﺘﻴﻢ؟ ﭼﻴﺰی ﻧﮕﻔﺘﻴﻢ! ﻣﮕﻪﮔﺬاﺷﺘﻲ ﺑﺮه ﺧﺮﻣﺸﻬﺮ؟

ﺑﺮدﻳﻤﺶ ﻛﻴﺶ! ﻣﮕﻪ ﮔﺬاﺷﺘﻴﻢ ﭼﺎدرش ﺳﻔﺖﺳﺮش ﺑﺎﺷﻪ؟ ﺑﺮش داﺷﺘﻴﻢ! ﻣﮕﻪ ﮔﺬاﺷﺘﻴﻢ ﺗﻮ ﻣﺴﺠﺪ ﺑﻤﻮﻧﻪ؟ ﺑﺮدﻳﻤﺶ ﻓﺮﻫﻨﮕﺴﺮا. ﻣﮕﻪ ﮔﺬاﺷﺘﻴﻢ دﻳﻨﺶ ﺑﻤﻮﻧﻪ؟ ﭘﻮل ﺧﺮج ﺑﻲ دﻳﻨﻲ ﺷﺪه. ﺗﻮ ﺑﺎﻳﺪ ﺧﻮن دﻟﺖ ﺧﺮج دﻳﻨﺪاری ﺑﺸﻪ. ﺑﺎﻳﺪ اﺷﻚ ﭼﺸﻤﺖﺧﺮج دﻳﻨﺪاری ﺑﺸﻪ.

ﻣﺤﺎﺳﺒﺎت ﺗﻮ ﺑﺎ ﻣﺤﺎﺳﺒﺎت ﻣﺎ ﻓﺮق دارد. ﺑﭽﻪﻫﺎ ﻣﺎ 30 ﺳﺎﻟﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻫﻢ ﭼﻨﻴﻦ روزی ﺑﻮدﻳﻢ ﺗﺎ ﭘﺮده ﻧﻔﺎق و ﻓﺘﻨﻪ، ﭘﺮده دو روﻳﻲ ﺑﺮه ﻛﻨﺎر. اﻳﻦﺟﻨﮓ ﻣﺎل ﻣﺎﺳﺖ. اﻣﺎم ﺣﺴﻴﻦ ﻣﺎل ﻣﺎﺳﺖ. اﻣﻴﺮاﻟﻤﻮﻣﻨﻴﻦ ﻣﺎل ﻣﺎﺳﺖ. ﺣﻀﺮت زﻫﺮا ﻣﺎل ﻣﺎﺳﺖ. ﭘﻴﺮوز ﻣﻴﺪان ﻣﺎﻳﻴﻢ. ﭼﺮا ﻫﻮل ﺑﺮت داﺷﺘﻪ؟ ﺑﺰن ﺑﻪ ﺧﻂ! ﻫﻴﭽﻜﺲ ﺣﻖ ﻧﺪاره ﭘﺪاﻓﻨﺪﻛﻨﺪﻫﺎ! ﭘﺪاﻓﻨﺪ ﻳﻌﻨﻲ ﻣﺮگ ﻳﻚ ﻧﻴﺮوی ﻣﺴﻠﺢ، ﻣﺮگ ﻳﻚ اﻓﺴﺮ. ﻓﻘﻂ ﺣﺮﻛﺖ رو ﺑﻪ ﺟﻠﻮ! ﻣﻲرﻳﻢ می ایستیم وﺳﻂ اون ﺧﺎك ﻫﺎ! ﻛﺠﺎ واﻗﻌﻲ ﺣﺮف زدﻳﻢ، دﻟﻲ ﮔﻔﺘﻴﻢ، ﺧﺎﻟﺼﺎﻧﻪ ﮔﻔﺘﻴﻢ و ﻃﺮف ﮔﻮش ﻧﻜﺮد؟ ﻧﺪﻳﺪید ﺷﻠﻤﭽﻪ ﺷﻬﺪا ﺑﺎ ﺑﭽﻪﻫﺎ ﭼﻪ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ؟ ﺑﺎ ﭼﻪ ﻗﻴﺎﻓﻪ ﻫﺎ ﻋﻘﻴﺪه ﻫﺎ، ﺷﻞ ﻣﻴﺸﻪﻣﻲ نشیند! ﭼﺮا ﭘﺎی ﻣﻨﺒﺮ ﺗﻮ ﻧﻤﻲ نشینند؟ ﺗﻮ ﺷﻬﻴﺪ ﻧﻴﺴﺘﻲ! ﺗﻮ نفست رو ﻧﻜﺸﺘﻲ. ﻫﻨﻮز ﻧﻔﺴﻤﻮن رو ﻧﻜﺸﺘﻴﻢ. ﻫﻨﻮز ﻣﺎ ﻛﻢ آوردﻳﻢ. ﻣﻮرﭼﻪ را آب ﻣﻲﺑُﺮد، ﻣﻲ ﮔﻔﺖ دﻧﻴﺎ را آب ﺑﺮده! ﻣﺎ ﻛﻢ آوردﻳﻢ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻴﻢ اوﺿﺎع ﺧﺮاﺑﻪ. ﻣﺸﻜﻞ ﻣﺎ اﻳﻨﻪﻛﻪ ﻣﺎ ﻣﺜﻞ اﻗﻴﺎﻧﻮس ﻧﻤﻜﻲ ﻧﻴﺴﺘﻴﻢ ﻛﻪﻫﺮﭼﻲ ﻣﻲ رﻳﺰن ﺗﻮش ﻣﺰه و ﻃﻌﻤﺶ ﻋﻮض نشه! ﺑﻲ ﻧﻤﻜﻴﻢ. دائم هم ادﻋﺎ داره. ﻣﺎ اﻫﻞ ﻛﻮﻓﻪ ﻧﻴﺴﺘﻴﻢ، ﻋﻠﻲﺗﻨﻬﺎ ﺑﻤﺎﻧﺪ. و ﻳﺎ ﻟﻴﺘﻨﺎ ﻛﻨﺎ ﻣﻌﻚ!

اﻳﻨﺠﻮری ﻧﻤﻲ ﺷﻪ رﻓﺖ. ﻳﻚﺗﺠﺪﻳﺪ ﻧﻈﺮﻛﻨﻴﺪ. دﺷﻤﻦ ﺟﺪﻳﺴﺖ. ﺟﻨﮓ ﺟﺪﻳﺴﺖ. ﻛﺎرﺟﺪﻳﺴﺖ ﺗﻮ ﻧﻜﻨﻲ ﻳﻜﻲ دﻳﮕﻪ ﻣﻲ ره اﻧﺠﺎم ﻣﻲ ده و اﻳﻦ ﻳﺪاﻟﻠﻬﻲ ﺗﻮﻧﻤﻲ ﺷﻲ. ﻋﻴﻦ اﻟﻠﻬﻲ ﺗﻮ ﻧﻤﻲ ﺷﻲ. ﻣﻲ ﻣﻴﺮی! ﺗﺎزه ﻣﺎ اﻫﻞ ﻓﺘﻨﻪ ﻧﻴﺴﺘﻴﻢ. ﻣﺎ اﻫﻞ ﻧﺎ اﻣﻨﻲﻧﻴﺴﺘﻴﻢ. وﻟﻲ ﺑﺨﻮای ﻧﺨﻮای، ﺑﻪﻳﻪ ﻛﻠﻜﻲ ﻻی در ﺷﻬﺎدت ﻫﻢ ﺑﺎز ﺷﺪه ﻫﺎ!

ﺑﻪ ﺟﻨﻮن ﻛﺎر ﻛﻨﻴﺪ، ﺑﻪ ﻋﺎﺷﻘﻲ ﻛﺎر ﻛﻨﻴﺪ. ﺧﺪا از ﻧﺎزش ﻛﻢ ﻛﺮده، ﺷﻬﺪا از ﻧﺎزش ﻛﻢ ﻛﺮده ﺗﻮ ﻋﺼﺮ ﺷﻤﺎ. ﺗﻮ دوره ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﺷﻤﺎ اﻳﻦﺟﻨﮓ را ﮔﺬاﺷﺖ در داﻣﻨﺘﺎن. ﺑﭽﻪ ﻫﺎ اﻣﺮوز اﮔﻪ ﺷﺎخ ﻣﻲ ﺷﺪ ﺗﻮ ﻛﻠﻪی ﻣﻦ در ﺑﻴﺎد ﺑﺮای ﻣﺮﺧﺼﻲ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ آﻣﺪﻳﻢ و ﭘﺎﻳﺎﻧﻲ ﻫﺎ، ﺑﺮای ﻣﺮﺧﺼﻲ ﻫﺎی ﭼﻨﺪ روزه اش ﺷﺎخ در ﻣﻲ آوردﻳﻢ. از ﻧﺎراﺣﺘﻲ و از ﭘﺸﻴﻤﻮﻧﻲ. ﭘﺸﻴﻤﻮن ﻣﻲ ﺷﻲ ﻫﺎ! از ﺷﺮﻳﻒ ﻣﻲ ری ﺑﻴﺮون ﺑﺮای روزی ﻛﻪ ﺑﺎﻫﻢ دﻳﮕﻪ ﮔﻔﺘﻴﻢﭘﺸﻴﻤﻮن ﻣﻲ ﺷﻲ ﻛﻪ ﻛﺎر ﻧﻜﺮدی. ﺑﻌﺪ ﻣﻲ ﮔﻲ ﭼﺮا ﺑﭽﻪ ام اﻳﻨﺠﻮری ﺷﺪه؟ ﭼﺮا ﺷﻮﻫﺮم اﻳﻨﺠﻮری ﺷﺪه؟ ﭼﺮا زﻧﺪﮔﻴﻢ ﮔﻴﺮ ﻛﺮده؟ ﭼﺮا ﻛﺎرم ﻗﻔﻞ ﻛﺮده؟ ﭼﻮن ﮔﻴﺮ ﺑﻪ ﻛﺎر آﻗﺎ اﻧﺪاﺧﺘﻲ. ﮔﺮه ﺑﻪ ﻛﺎر آﻗﺎ اﻧﺪاﺧﺘﻲ. ﺗﻮ ﻣﻲ ﺗﻮﻧﺴﺘﻲ اﻣﺮوز ﻳﻪ ﻛﺎری ﺑﻜﻨﻲ. ﺗﻮ ﻣﻴﺘﻮﻧﺴﺘﻲ اﻣﺸﺐ بایستی، ﻳﻪ ذره دﻳﮕﻪ ﺣﺮف ﺑﺰﻧﻲ ﻳﻪ ذره دﻳﮕﻪﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻛﻨﻲ ﻳﻪ ذره دﻳﮕﻪ ﺳﺎزﻣﺎﻧﺪﻫﻲ ﻛﻨﻲ و ﻧﻜﺮدی.

ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺗﻮرو ﺧﺪا ﺑﻴﺎﻳﻴﺪ ﺑﺮﻳﻢ ﺟﺒﻬﻪ! ﺗﻮ رو ﺧﺪا ﺑﻴﺎﻳﻴﺪ اﻋﺰام ﺑﺸﻴﻢ. ﺗﻮ رو ﺧﺪا ﺳﺎك ﻫﺎﺗﻮن رو ﺑﺒﻨﺪﻳﺪ. ﺗﻮ رو ﺧﺪا اﮔﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﺷﺐ ﻋﻤﻠﻴﺎت ﻳﻪ ﺟﺎ ﺧﻠﻮت ﻣﻲ ﻛﺮدﻧﺪ وﺻﻴﺖ ﻧﺎﻣﻪﻣﻲ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ اﻣﺸﺐ ﺗﻮ ﻳﻪ ﮔﻮﺷﻪ ﺧﻠﻮت ﻛﻦ وﻗﻒﻧﺎﻣﻪ ﺑﻨﻮﻳﺲ. ﺗﻮ رو ﺧﺪا وﻗﻒ ﻧﺎﻣﻪ ﺗﻮن رو ﺑﺮای آﻗﺎﺑﻨﻮﻳﺴﻴﺪ. ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺑﻪﺧﺪا ﺧﻮاص ﺷﻤﺎﻳﻴﺪ، ﻧﺨﺒﻪ ﺷﻤﺎﻳﻴﺪ. ﭘﺎی ﻛﺎر آﻗﺎ ﺷﻤﺎﻳﻴﺪ. ﻫﻴﭽﻜﺲ دﻳﮕﻪﻧﻴﺴﺖ. ﻛﺎر ﻫﻢ ﺷﻮﻟﻮغ ﭘﻮﻟﻮﻏﻲ ﺑﺮدار و ﻫﺎرت و ﭘﻮرت ﻛﻦ ﻧﻴﺴﺖ. ﺧﻮن دل ﺧﻮردن اﺳﺖ. ﺗﺎ دق ﻛﺮدن اﺳﺖ، ﺗﺎ ﻣﺮدن اﺳﺖ، ﺗﺎ دود از ﻛﻔﻦ ﺑﺮآﻣﺪن اﺳﺖ. اﮔﺮ ﻣﺮدﻳﻢ و آﻗﺎ ﻧﻴﻮﻣﺪ، ﺑﻌﺪاً ﺷﺎﻫﺪاً ﺳﻴﻔﻲ ﻣﺠﺮداً ﻣﻠﺒﻴﺎً ...ﺻﻔﺎش ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻨﻪ. ﺻﻔﺎش ﺑﻪ وﻓﺎﺷﻪ.

ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺑﺎ وﻓﺎ ﺑﺎﺷﻴﺪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اﻣﺎم زﻣﺎن. ﺑﻴﻦ اﻳﻦ ﻫﻤﻪ آدم ﺿﺮﻳﺐ ﻫﻮﺷﻲ ﺗﻮ، ﻧﻤﺮه ﺗﻮ، ﻧﻪ، ﺗﻮﻓﻴﻖ ﺗﻮ، ﺗﻮ رو اﻧﺪاﺧﺖﺗﻮی اﻳﻦﻳﺎدﻣﺎن، اﻧﺪاﺧﺖ ﺗﻮ اﻳﻦ ﺟﺒﻬﻪ. اﻧﺪاﺧﺖ ﺗﻮ اﻳﻦ ﺳﻨﮕﺮ. ﺑﺮاش فریاد ﺑﺰﻧﻴﺪ. ﺑﺮاش ﻛﺎر ﺑﻜﻨﻴﺪ. ﺑﺮاش ﻗﻠﻢ ﺑﺰﻧﻴﺪ. ﺑﺮاش ﻗﺪم ﺑﺰﻧﻴﺪ. ﺑﺮاش ﻧﻔﺲ ﺑﺰﻧﻴﺪ. ﺧﺪا ﻧﻔﺴﺘﻮن رو ﮔﺮم ﻣﻲﻛﻨﻪ. اﻟﻌﻠﻢ ﻧﻮر. ﻣﻲ ﺧﻮای ﺟﻮاب ﺷﺒﻬﻪ ﺑﺪی؟ اﻟﻌﻠﻢ ﻧﻮر ﻳﻘﺬﻓﻪ ﷲ ﻓﻲ ﻗﻠﺐ ﻣﻦ ﻳﺸﺎء. ﺧﺪا ﺣﻜﻤﺖ را ﺑﻪ زﺑﺎﻧﺖ ﺟﺎری ﻣﻲ ﻛﻨﺪ. ﺧﺪا ﺣﻜﻤﺖ را ﺟﺎری ﻣﻲ ﻛﻨﺪ، ﻗﻠﺐ ﻫﺎ را ﻧﺮم ﻣﻴﻜﻨﺪ.

ﺑﮕﻢ ﺑﺮاﻳﺖ ﻳﻚ ﺧﺎﻃﺮه؟! ﮔﻔﺖ ﺣﺎج آﻗﺎ ﻣﻲﺷﻪ ﻣﻦ ﭘﺸﺖ ﺑﻮﻟﺪوزر ﺑﻨﺸﻴﻨﻢ؟ بهش گفتم: ﻧﻪ ﻧﻮﺑﺖ اﻳﻨﻪ ﻧﻮﺑﺖ اوﻧﻪ. ﭘﺸﺖ دﺷﻤﻦ زﻳﺮ ارﺗﻔﺎﻋﺎت ﻣﻲﺧﻮاﺳﺘﻴﻢ ﻳﻪ ﺟﺎده ﺑﺰﻧﻴﻢ. ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻣﻮن ﻫﻢ اﻳﻦ ﺑﻮد ﻛﻪ ﻣﺜﻼً اﻣﺸﺐ ﻛﻪ ﺑﺰﻧﻴﻢﻓﺮدا ﺷﺐ ﻣﻲ رﺳﻴﻢ اون ﺑﺎﻻ. اوﻣﺪ در ﮔﻮش ﻣﻦ ﻳﻪ ﭼﻴﺰی ﮔﻔﺖ: ﺣﺎج ﺣﺴﻴﻦ ﻧﻤﻲ ﺗﻮﻧﻢ ﺑﺮات ﺑﮕﻢﺑﻪ اﻳﻦ دﻟﻴﻞ، ﺑﻪ اون دﻟﻴﻞ ﺑﮕﺬار ﻣﻦ ﺑﻨﺸﻴﻨﻢ ﭘﺎی ﺑﻮﻟﺪوزر. ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻛﺎر ﺗﻮ ﺷﺮﻳﻒ اﻳﻨﺠﻮری ﺣﻞﻣﻴﺸﻪ ﻣﻲ ﺧﻮای ﺑﻔﻬﻢ، ﻣﻲ ﺧﻮای ﻧﻔﻬﻢ. ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺣﺮﻓﻲ ﻛﻪ زد ﮔﻔﺘﻢ ﺑﺸﻴﻦ ﭘﺸﺖﺑﻮﻟﺪوزر. ﺳﺮﺷﺐ ﺑﻮد. ﺑﻮﻟﺪوزر و ﺻﺨﺮه، دره، ﺳﻨﮓ، ﻛﻮه. اﺳﺘﺨﻮان ﻫﺎت ﺧﺮد ﻣﻲ ﺷﻪ. دﻣﺪم ﻏﺮوب ﻛﻪ ﻫﻮا ﮔﺮگ و ﻣﻴﺶ ﺷﺪ ﺑﻮﻟﺪوزر ﺣﺮﻛﺘﺸﻮ ﺷﺮوع ﻛﺮد ﻛﻪ دﺷﻤﻦ ﻧﺒﻴﻨﺪ. ﮔﻠﻮﻟﻪ ﻫﻢ ﻣﻲ زدﻧﺪ. ﻣﻦ رﻓﺘﻢ دﻧﺒﺎل ﻛﺎرﻫﺎم. ﻗﺮار ﺑﻮد دو ﺳﺎﻋﺖ اﻳﻦ ﺑﺸﻴﻨﻪ دو ﺳﺎﻋﺖ اون. دم اذان ﺻﺒﺢ آﻣﺪم ﺑﺒﻴﻨﻢﺟﺎده ﭼﻘﺪر رﻓﺘﻪ ﺟﻠﻮ؟ دﻳﺪم ﻋﺠﺐ! ﺧﻴﻠﻲ زﻳﺎد رﻓﺘﻪﺟﻠﻮ. ﺗﻨﺪﺗﺮ از ﻣﺤﺎﺳﺒﺎت ﻣﺎ رو ﺧﺎك و رو ﺳﻨﮓ و رو ﻣﺴﻴﺮ و ﺻﺤﺒﺖ ﻣﻨﻄﻘﻪ و ﺣﺪ و ﺣﺠﻢ و ﺗﻮان ﺑﻮﻟﺪوزر ﻛﺎر رﻓﺘﻪ ﺟﻠﻮ. ﻛﻲﺧﺎك رو ﻧﺮم ﻛﺮد؟ ﻛﻲ راه رو ﺑﺎز ﻛﺮد؟ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺣﻀﺮت ﻋﺒﺎس ﻗﺴﻢ ﺧﺪا ﻫﺴﺖ!

ﻳﻜﻲ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻪ روﺿﻪ ﺧﺪا ﺑﺨﻮﻧﻴﻢ! ﻣﻮﺣﺪﺷﻴﺪ! ﺧﺪا ﻣﺎل ﺗﻮﺋﻪ! دم ﺻﺒﺢ اوﻣﺪم ﮔﻔﺘﻢ: ﺗﻮ ﻫﻨﻮز ﻧﻴﻮﻣﺪی از ﺑﻮﻟﺪوزر ﭘﺎﻳﻴﻦ؟ دﻳﺪم ﻫﻤﻮﻧﻪ ﻛﻪﺳﺮ ﺷﺐ اوﻣﺪ در ﮔﻮش ﻣﻦ ﻳﻪ ﭘﭻ ﭘﭽﻲ ﻛﺮد. ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻤﻴﺎی ﭘﺎﻳﻴﻦ؟ ﮔﻔﺖ ﺣﺎج آﻗﺎ ﻣﺎﻗﺮارﻣﻮﻧﻪ ﺑﺮﻳﻢﺗﺎ ﺑﺎﻻ دﻳﮕﻪ. ﮔﻔﺘﻢ: ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻢ وﻟﻲ ﻓﻜﺮ ﻧﻤﻲ ﻛﺮدم ﺑﺮی ﺗﻮ. ﮔﻔﺘﻢ ﭼﻪ ﺟﻮری ﺑﻜﺸﻤﺶﭘﺎﻳﻴﻦ؟ ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻤﺎز ﺻﺒﺤﻪ، ﻣﻴﺎی ﭘﺎﻳﻴﻦ؟ ﺗﺎ ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻤﺎزه دﺳﺘﻪ ﺑﻮﻟﺪوزر رو ﻛﺸﻴﺪ. اوﻣﺪﭘﺎﻳﻴﻦ. اﻳﻨﻮر دره اﻳﻨﻮر ﺻﺨﺮه. ﻳﻜﻲ دﻳﮕﻪ رو ﻓﺮﺳﺘﺎدم ﺑﺎﻻی ﺑﻮﻟﺪوزر. ﺧﻮدم رﻓﺘﻢﺟﻠﻮی ﺑﻮﻟﺪوزر ﭼﺮاغ ﻗﻮه اﻧﺪاﺧﺘﻢ ﺑﺒﻴﻨﻢ راه درﺳﺖ ﻣﻲ زﻧﻪ ﻣﻲ ره ﺟﻠﻮ؟

اوﻣﺪم ﭘﺸﺖ ﺑﻮﻟﺪوزر ﺑﺒﻴﻨﻢ ﭼﻨﮕﻚﭘﺸﺖﺑﻮﻟﺪوزر ﻫﻢ داره ﺧﻮب ﺳﻨﮓ ﻫﺎ رو ﺟﻤﻊ ﻣﻴﻜﻨﻪ؟ دﻳﺪم اﻧﮕﺎر ﻳﻪ ﭼﺸﻤﻪ ﺷﻜﺎﻓﺘﻪ ﺷﺪه و آﺑﻲﺟﺎری ﺷﺪه وﺳﻂ ﺟﺎده. ﭼﺮاغ ﻗﻮه رو دﻗﻴﻖ ﺗﺮ اﻧﺪاﺧﺘﻢ. دﻳﺪم ﻗﺮﻣﺰه! از ﺑﻮﻟﺪوزر اوﻣﺪ ﭘﺎﻳﻴﻦ. دﻳﺪم رو اﻳﻦ ﺧﺎك ﻫﺎی ﻟﺐ دره از ﺧﺴﺘﮕﻲ ﺧﻮاﺑﺶ ﺑﺮده، اﻓﺘﺎده، ﻫﻲ ﺑﻮﻟﺪوزر رﻓﺖ ﻋﻘﺐ، ﻫﻲ رﻓﺖ ﺟﻠﻮ، ﻫﻲ رﻓﺖ ﻋﻘﺐ، ﻫﻲ رﻓﺖ ﺟﻠﻮ. ﻫﻴﭽﻲ ازش ﻧﻤﻮﻧﺪه ﺑﻮد. ﮔﻮﺷﺖ ﭼﺮخ ﻛﺮده ﻫﺎ رو ﺟﻤﻊ ﻛﺮدم، ﺑﺮدم. ﻛﻲ ﺑﻮد؟ داﻧﺸﺠﻮی ﺷﺮﻳﻒ ﺑﻮد؟ ﺣﺘﻤﺎً ﺑﺎﻳﺪﺗﻘﺪﻳﺮ و ﺗﺸﻜﺮ ﺑﺸﻪ؟ ﺣﺘﻤﺎً ﺑﺎﻳﺪ راه ﺑﺮای ﻣﻦ ﺑﺎز ﺑﺸﻪ؟ ﻛﺠﺎﻳﻴﺪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ؟

ﻣﺤﺎﺳﺒﺎت ﻣﺎ ﺑﺎ ﻣﺤﺎﺳﺒﺎت ﺑﭽﻪ ﺟﺒﻬﻪ ای ﻫﺎﻓﺮق داره. ﻣﻌﺎدﻻت ﻣﺎ ﺑﺎ ﻣﻌﺎدﻻت ﺑﭽﻪ ﺟﺒﻬﻪ ای ﻫﺎ ﻓﺮق داره. ﻣﺎ ﺟﺒﻬﻪ ﻧﺮﻓﺘﻴﻢ. ﻫﻨﻮز ﺷﺮﻳﻒ ﺟﻨﮓ ﻧﺸﺪه. ﻫﻨﻮز ﺷﺮﻳﻔﻲ ﻫﺎ ﺗﻮ اﻓﺴﺮی ﺟﻨﮓ ﻧﺮم وارد ﻧﺸﺪﻧﺪ. ﺑﻪ ﺧﺪا از ﻋﺎﻟﻢ ﺑﺎﻻ و ﭘﺎﻳﻴﻦ، از ﻋﺎﻟﻢ ﻣﻌﻨﺎ، ﺑﻪ روﻳﺎ، ﺑﻪ ﺧﻮاب، ﺑﻪ ﻣﻜﺎﺷﻔﻪ، ﺑﻪ ﺗﻔﺄﻟﻲ، ﺑﻪ ﻟﺤﻈﻪ ای، ﺑﻪ ﺑﺎرﻗﻪ ای، ﺑﻪ ﺟﺮﻗﻪ ای، ﺑﻪ ﻳﻪ آﻧﻲ، ﺑﻪ ﻳﻪ ﻣﺸﻮرﺗﻲ، ﺑﻪ ﻳﻪﺗﻠﻨﮕﺮی، ﺑﻪ ﻳﻪ ﺣﺪﻳﺜﻲ، ﺑﻪﻳﻪ رواﻳﺘﻲ راه رو ﺑﺮاﻳﺖ ﺑﺎز ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ. "ﻳﺎ دﻟﻴﻞ اﻟﻤﺘﺤﻴﺮﻳﻦ" ﺧﺪا رو ﺗﻮ ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻮ ﺷﺮﻳﻒ ﺛﺎﺑﺖ ﻛﻨﻲ. ﻧﺬار اﻳﻦ ذﻛﺮ ﺧﺪا رو زﻣﻴﻦﺑﻤﻮﻧﻪ. ﻣﻲ ﻓﻬﻤﻲ ﭼﻲ ﻣﻲ ﮔﻴﻢ ﺑﺎﻫﻢ؟ ﺑﺨﻮن ﻛﺘﺎب ﭘﺮواز ﺗﺎ ﺑﻲ ﻧﻬﺎﻳﺖ رو. ﺑﺨﻮن ﻛﺘﺎب ﺧﺎك ﻫﺎی ﻧﺮم ﻛﻮﺷﻚ رو. ﺑﺨﻮﻧﻴﻦ. ﻳﻪ ﺑﺎر دﻳﮕﻪﺑﻴﺎﻳﻦ ﻣﺒﺎﺣﺜﻪ ﻛﻨﻴﻢ. دﻋﻮت ﻛﻨﻴﺪ از ﻣﻼﺋﻜﻪ ﺧﺪا. دﻋﻮت ﻛﻨﻴﺪ از ﺷﻬﺪا.

آﺧﺮی ﻫﺎ ﻛﻪ ﻳﻪ ذره ﺣﻮاﺳﻤﻮن ﭘﺮت ﺷﺪه ﺑﻮد، ﺳﻪ راه ﺷﻬﺎدت ﻣﻲ ﮔﺸﺘﻴﻢ. داﻧﺸﻜﺪه اﻟﻤﻬﺪی ﺷﺮﻳﻒ ﻛﺪوﻣﻪ؟ اﻣﺎم زﻣﺎن را ﻣﺎ ﮔﺬاﺷﺘﻴﻢ روی طﺎﻗﭽﻪ! ﮔﺬاﺷﺘﻴﻢ ﺑﺮای ﺷﺐ ﻛﻨﻜﻮر. ﮔﺬاﺷﺘﻴﻢ ﺑﺮای ﻗﺼﻪ و ﻏﺼﻪ. ﺑﭽﻪ ﻫﺎ، ﺟﻤﻜﺮان، ﮔﺮﻳﻪ، حضرت ﻋﺒﺪاﻟﻌﻈﻴﻢ ﮔﺮﻳﻪ. ﺗﻮﺳﻞ، ﺗﻮﺳﻞ. زاﻫﺪان ﺷﺐ و ﺷﻴﺮان و ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻛﻦ ﻫﺎ و ﻣﺒﺎﺣﺜﻪ ﻛﻦ ﻫﺎ و ﻋﻤﻞ ﻛﻨﻨﺪه ﻫﺎی روز... راه دﻳﮕﺮی ﻧﺪارﻳﺪ.

ﺣﺠﺖ ﺑﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎی ﺷﺮﻳﻒ و اﻳﻦ ﻓﺮﻣﺎن ﻧﺎﻳﺐ اﻣﺎم ﻋﺼﺮ ﺗﻤﺎم ﻛﺮدم. ﻣﻦ دﻳﮕﻪ ﺣﺮﻓﻲ ﻧﺪارم. ﺑﺮﻳﻢ ﻛﻪ وﻗﺖ ﻛﻤﻪ، ﺳﺮﻳﻊ ﺟﻠﺴﺎت ﻛﺎریﺗﻮن رو ﺷﺮوع ﻛﻨﻴﺪ...




طبقه بندی: تفکر، راه اینجاست...، فکر نوشت،
[ جمعه بیستم فروردینماه سال 1389 ] [ 09:01 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5

درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic