آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ
واکاوی یک اندیشه افراطی و جریان مشکوک فکری

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نظام سلطه به رهبری آمریکا و انگلیس درصدد ضربه زدن به ملت ایران با استفاده از هر وسیله ای برآمد و در این راه از تهاجم نظامی، تحریم اقتصادی و فشار سیاسی دریغ نکرد.

آنها گاهی با تأکید بر مسئله شیعه و سنی، گاهی با تکیه بر مسئله عرب و عجم و گاهی نیز با مطرح کردن جزایر سه گانه و استفاده از نام جعلی خلیج ع ر ب ی برای خلیج فارس بدنبال ایجاد تفرقه در بین صفوف مسلمین و جدا کردن ملت ایران از همسایگان مسلمان خود در منطقه بوده اند.

در این میان برخی از حاکمان فریب خورده منطقه و عده ای از نا آگاهان داخلی با بازی در پازل دشمن به تکمیل این فتنه آمریکایی کمک کرده و اهداف آنها را پیش برده اند.

در ماجرای ادعای دولت امارات در مورد مالکیت بر جزایر سه گانه شاهد بودیم که یک گروه خاص با مطرح کردن تغییر نام جزیره «ابوموسی» به «الغدیر» در پی ایجاد تنش بیشتر میان شیعه و سنی برآمدند.

از همه عجیب تر اینکه این جریان مشکوک برای بیان افکار و اندیشه ی غلط خود از بیانات رهبر معظم انقلاب نیز استفاده می کند.

این در حالیست که جزیره «ابوموسی» با همین نام و نشان همچون «خلیج فارس» بخشی از هویت و تمدن ملت ایران را تشکیل می دهد و به تعبیر رهبر حکیم انقلاب «بدترین مشكلِ یك كشور این است كه تمدّن و هویّت خود را فراموش كند.» (03/07/1381) و قطعاً اگر در این مسیر« هر كس بخواهد حیثیت و هویت ملت ایران را مخدوش كند، مورد تنفر ملت ایران است.» (18/11/1380)

در حقیقت نظام استکبار با طرح مسائلی از این قبیل به دنبال منحرف کردن اذهان ملت های منطقه از مسائل اصلی یعنی بیداری اسلامی و وحدت و یکپارچگی مسلمانان در برابر کفار، به مسائل فرعی است و بدین منظور تمامی ابزارهای سیاسی رسانه ای خود را بکار می گیرد.

منطق انقلاب اسلامی در برابر این توطئه ها کاملاً مشخص است. جمهوری اسلامی ضمن تأکید بر مسائل ملی، میهنی و عقاید هویتی تمدنی خود بارها بر حفظ وحدت شیعه و سنی در عین اعتقاد به حقایق مذهبی خود اذعان داشته است.

در این میان، دشمن با بهره گیری از مسئله جزایر سه گانه و خلیج فارس از یکسو جمهوری اسلامی را در برابر دولت های مرتجع عرب منطقه قرار داده و از سوی دیگر او را با ملت ایران مواجه کند و در صورتیکه نظام بخواهد بر خلیج فارس اصرار ورزد از طرف دولتهای عربی و اگر بخواهد خلیج اسلام را مطرح کند از جانب ملت خود تحت فشار باشد.

ماجرای جزیره ابوموسی اینک میان یک کشمکش مرزی - جغرافیایی و عقیدتی واقع شده است.

در واقع هر حرکت افراط­گونه همچون تغییر نام آن به الغدیر و یا تفریطی مثل واگذاری آن به دولت امارات بازی در پازل دشمن و ایفای نقش در جهت اهداف استعماری آمریکایی ها خواهد بود.


حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به اهمیت شناختن «روش دشمنیِ دشمن»، مخالفت اصلی آنها را با ملت ایران دانسته اند، «چون ملت ایران است كه این قیام عظیم (انقلاب اسلامی) را به راه انداخت؛ ملت ایران است كه این پشتیبانی صادقانه و غیرتمندانه را از اسلام می‌كند؛ ملت ایران است كه موجب شده امریكا نتواند طمع بورزد.»(01/09/1381)

از نظر ایشان « ملت ایران با ایمانش، با احساساتش، با غرور ملی‌اش، با افتخار به گذشته‌ی تاریخی و مواریث عظیم فرهنگی‌اش، توانست این حركت عظیم (انقلاب اسلامی) را بوجود بیاورد.»( 11/ 02/ 1387) در واقع تأکید بجا بر هویت ملی و مواریث فرهنگی نه تنها عامل تفرقه نیست بلکه عامل وحدت ملی و حرکت یکپارچه ملت ایران نیز به شمار می آید.

در پایان نیز بخش دیگری از کلام رهبر فرزانه انقلاب را که درباره اختلاف بر سر مالکیت بر جزایر سه گانه، ایراد شده است را بدون کم و کاست می آوریم.

«ما كه از تهاجم دشمن باكى نداریم! ما مى‌گوییم وحدت، براى این‌كه شما منتفع شوید؛ همه دولتها منتفع شوند؛ دنیاى اسلام منتفع شود. وحدت، این است! امروز مى‌شنوید كه در خلیج فارس، باز سر و صداهایى درست كرده‌اند: بهانه‌اى به اسم جزیره ابوموسى و از این حرفها. این حرفها چیست؟! اینها كار كیست؟! كیست كه دست استعمارگران دیروز - همان دستهاى پلید - را در این ماجرا نبیند؟! كیست كه دست قدرتهاى حاضر در خلیج فارس را، دست امریكا را، دست استعمارگر پیرمنحوس، یعنى دولت انگلیس را، در این ماجرا نبیند؟! چه مى‌خواهند اینها؟ چرا مى‌خواهند بین همسایه‌ها اختلاف بیندازند؟ چرا مى‌خواهند براى توجیه حضور خودشان در خلیج فارس، برادران را با هم دشمن كنند؟ این كشورها اگر با یكدیگر همدست باشند، مشتى خواهند شد و آن وقت دشمن جرأت نمى‌كند در مقابل آنها بایستد و به این كشورها زور بگوید. مى‌خواهند این همدستى از بین برود و این مشت باز شود. چرا؟ چه كسانى هستند؟ معلوم است كه دست قدرتهاى بیگانه است. ما تصوّرمان این است. ما خیال مى‌كنیم در این قضایا، شیوخ منطقه اگر گناهى داشته باشند، گناهشان غفلت از حقایق است. آنها هم دلشان مى‌خواهد اتّحاد و اتّفاق باشد.

ما توصیه‌مان به دولتهاى خلیج فارس و همسایه‌ها این است كه دشمن را ببینند؛ دشمن را بشناسند؛ كید دشمن را بشناسند؛ دست دشمن را بشناسند و بدانند كیست كه مى‌خواهد در این منطقه اختلاف بیندازد؟ این اختلاف، بیشتر به ضرر خود آنهاست. حوادث دو، سه سال پیشِ منطقه را دیدید؟ دیدید نتیجه كمك به عراق چه شد؟ نتیجه حضور قدرتمندانه امریكا و انگلیس و دیگران را در این منطقه دیدید؟ چقدر منطقه و دولتهاى جنوب خلیج فارس تحقیر شدند و هنوز هم مى‌شوند! ملتها چقدر تحقیر شدند! علاج همه اینها، اتّحاد كلمه است. والّا دولت ایران كه از چیزى نمى‌ترسد. ملت ایران هم از چیزى نمى‌ترسد. ما در انقلاب متولّد شدیم، با انقلاب پیش رفتیم و در مقابل دشمنیها رشد كردیم. بیشتر از آنچه كه دنیا تا امروز با ما دشمنى كرده‌است، ممكن نیست با كسى دشمنى كرد. با كدام ملت این‌قدر دشمنى كرده‌اند؟ با این وجود، ملت ایران مانده است؛ انقلاب مانده است؛ جمهورى اسلامى مانده است و همیشه به فضل الهى خواهد ماند. این، آن پیام وحدت اسلامى است كه براى همه، مایه عزّت، مایه كرامت و مایه آرامش است. این، آن آرزوى ماست. (۱۳۷۱/۰۶/۲۴)»

+ این مطلب در
امت اسلامی  و تریبون مستضعفین و جهان نیوز منتشر شد.




طبقه بندی: بیداری اسلامی، تفکر، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: جزیره ابوموسی، ابوموسی، تنب کوچک، تنب بزرگ، خلیج فارس، امارات، امریکا، انگلیس، شیعه، سنی، اختلاف، اختلاف مذهبی، اختلاف مرزی، جغرافیایی، جمهوری اسلامی، انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، احمدی نژاد، سفر به ابوموسی، شیعه نیوز، افراط، تفریط، خلیج اسلام، الغدیر، جزیره الغدیر، پازل دشمن، وحدت شکنی به بهانه دفاع از ابوموسی،
دنبالک ها: تغییر نام جزیره ابو موسی به جزیره الغدیر، جزایر سه گانه بهانه جدید، برای تشدید اختلافات مذهبی، ملاک وحدت مسلمین از دیدگاه رهبری / پاسخی به مدعیان دروغین پیروی از ولایت، «وحدت‌شکنی» به بهانه دفاع از «ابوموسی»،
[ دوشنبه هجدهم اردیبهشتماه سال 1391 ] [ 02:40 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

همانطور که در خبرها آمده موج بیداری ملت ها به پنج قاره رسیده و مردم در شهرهای مختلف جهان علیه نظام سرمایه داری و بی عدالتی های اقتصادی به خیابان ها ریخته اند.

این اعتراضات که اینک به بیش از 82 کشور جهان کشیده شده است خشم و حیرت سیاستمداران و نظریه پردازان غربی را برانگیخته و به مقابله سخت با جنبش موسوم به وال استریت مجبور ساخته است.

در این زمینه اما چند نکته حائز اهمیت است:

1.آنچه که این روزها در بیش از 1400 شهر دنیا به وقوع پیوسته است، نشأت گرفته از ریشه های عمیق تاریخی و دارای لایه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است که اینک در قالب اجتماعات مردمی و نظایر آن مشاهده می گردد.

انبوه مردم در حالی در خیابان های آمریکا جمع شده اند که دولتمردان آمریکایی در برابر پرسش های عدالتخواهانه و انسانی آنان پاسخی جز سرکوب، دستگیری و بازداشت نداشته اند.

اگرچه سابقة برخوردهای چند ماهة اخیر چند دولت اروپایی در سرکوب کردن مخالفان خود دیگر جای اندک امیدی در شنیدن صدای ملت های خود را نگذاشته است اما امید آن می رفت تا نظام سلطه با عبرت گرفتن از وقایع چندی پیش لندن، آتن و رم به فکر چارة جدی برای اصلاح نظام های لیبرالیستی و کاپیتالیستی خود برآید.

2.نهادهای حقوق بشری و به خصوص سازمان عفو بین الملل، سازمان بین المللی دیدبان حقوق بشر، شورای امنیت سازمان ملل و ... که بارها در اتفاقات متعدد، ناکارآمدی، بی خاصیتی و همسویی خود را با منافع مستکبران و شبکة خبیث صهیونیستی آشکار ساخته اند، این بار نیز در برابر موارد متعدد نقض حقوق بشر در امریکا و سایر کشور های اروپایی سکوت کرده اند و در دفاع از حقوق ملت ها دم بر نمی آورند.

این در حالی است که در مواد متعدد اعلامیة جهانی حقوق بشر نظیر مواد دوم، سوم، پنجم و نوزدهم بر آزادی عقاید سیاسی، امنیت شخصی و منع هرگونه شکنجة متهمان و مخالفان تصریح شده ولی متأسفانه این روزها شاهد نقض آشکار این مسئله در کشورهای مدعی حقوق بشر می باشیم.

3.در پایان این هشدار را به حاکمان غربی می دهیم که همانگونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند روزی که ملت های شما علت واقعی بدبختی و مشکلات خود یعنی حقارت شما را در برابر صهیونیست‌ها درک کنند یقیناً شعله‌های خشم آنان، نظام سرمایه‌داری استکبار را به آتش می‌کشد و به خاکستر تبدیل می‌کند.




طبقه بندی: بیداری اسلامی، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: wall street، occupy، occupy wall street، جنبش ضد سرمایه داری، پایان نظام کاپیتالیستی،
[ چهارشنبه بیست و هفتم مهرماه سال 1390 ] [ 01:38 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

روند تحولات در منطقه امروز بیش از گذشته نشانگر عزم راسخ امت اسلامی در تحقق حکومت اسلامی است. دیگر ملت های مظلوم مسلمان تحمل سالهای بیشتر ظلم و استضعاف را ندارند و خواهان پایان بخشیدن این روند ظالمانه هستند.
تحرکات ملت های مسلمان در برابر دولت های وابسته و خودباخته شان از یک سو و فعالیت های آشکار جمهوری اسلامی با محوریت و نقش مستقیم رهبری معظم، حضرت خامنه ای مدظله العالی در تدارک و تجمیع ظرفیت های موجود امت اسلامی و تلاش برای جلوگیری از انحراف و زاویه گرفتن ملت های بیدار شده با آرمان های خویش همه و همه نشان از عظمت این مقطع تاریخی دارد که جبهه مستکبران عالم را مستقیماً در برابر جبهه مسلمین و عدالتخواهان قرار داده است.

باید گفت که در هیچ برهه ای از تاریخ اینگونه مسلمین و مستکبرین رویارو با همدِگر نگردیده بودند و این چنین بر ریشه های اعتقادی و ایدئولوژیک خویش نتاخته بودند. بی تردید دوران سیاه جنگ سرد و سخت به اتمام رسیده و بنیان های فلسفی و سیاسی و فرهنگی بر رویارویی فکری نهاده شده.
کنفرانس های بیداری اسلامی و حمایت از انتفاضه فلسطین که به فاصله ی کمتر از یکماه در تهران برگزار شد و مشخصاً با اجرا و حمایت های مادی و معنوی حضرت خامنه ای صورت گرفت نشان از پتانسیل های خاموش جمهوری اسلامی داشته که در طی این سالها کمتر به کار گرفته شده است.
ابهتی که در این کنفرانس ها از حضرت خامنه ای در مقابل چشمان کور بنگاه های رسانه ای به نمایش گذاشته شد تنها چشمه ای از حکمت و تدبیر ایشان بود که برخی از این بنگاه های صهیونیستی تلاش می کنند با سر هم نمودن چند قطعه تصویر ویدئویی و نامیدن مستند!! به آن، دست و پایی بیهوده برای تخریب این سیما نورانی نمایند. این حرکت کور را می توانم ادامه ی همان حرکتی بدانم که چند سال پیش از این برای توهین و تخریب چهره ی اسلام از طریق کشیدن کاریکاتور پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و یا ساختن فیلم فتنه دانست.
در مطلبی که چندی پیش برای ماهنامه ی حیات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام نگاشته بودم اینگونه آوردم که نبرد امروزی ملت مصر – که آن روزها هنوز حسنی نامبارک را بر دوش خویش تحمل می کردند – را نباید فقط تحولی در خاورمیانه دانست که این آغاز رویدادی بزرگ است که منجر به بیداری اروپا شده و طومار نظام ماتریالیستی و اومانیستی غرب را در هم می پیچد.
همانجا گفته بودم که امروز ملت های مسلمان در خاورمیانه در جستجوی اسلام ناب راه های گوناگون را طی می نمایند و آزمون های مختلف را پشت سر می نهند اما اتفاق اصلی و نهایی در گام بعدی منجر به گسترش اسلام – و البته نه از نوع اسلام ناب – در غرب خواهد شد.
حقیقتی که امروز خود غربیان به آن اذعان دارند و در تلاشند تا با شیعه هراسی و اسلام هراسی به زعم خود مقابل روند حقیقت خواهی ملل عالم را بگیرند، همین گسترش روزافزون اسلام در غرب است.
این یک واقعیت است که راه پر پیچ و خم مسلمانان خاورمیانه نهایتاً از مسیر حقه ی تشیع می گذرد. آنان که از درک تحولات منطقه ناآگاهند نمی توانند این رویداد بزرگ را در یابند که قدرت تشیع امروز در جهان بیش از هر زمان دیگری نمایان و آشکار است و اگرچه که ملت های مسلمان دیکتاتورهای دست نشانده و وابسته ی به غرب خود را به زیر کشیده اند اما در پس این آزادی خواهی و عدالت طلبی نوعی گرایش به تشیع دیده می شود.
در واقع عطش امروزه ی مسلمانان جز به آب حیات راه اهل بیت علیهم السلام و مذهب راستین تشیع برطرف نخواهد شد و پایان بیداری اسلامی یعنی همین!


آنچه که مسلمانان امروز در طلب آنند همان حاکمیت اسلام بر اجتماع و امت شان می باشد که با تجربه ی ملت های مسلمان در تمام این سالها، این حقیقت با مذهب ناحق اهل تسنن محقق نشده و نخواهد شد، چرا که واقعیت این مذهب در نمایش آنان در برابر امریکا و اسرائیل با وادادگی و سر سپردگی نمایان گردید.
اما آیین استوار تشیع با مبارزه فکری، فرهنگی، اقتصادی و نظامی با تمام قوا در برابر ظلم و تعدی می ایستد و تا رسیدن به اهداف خود از پا نمی نشیند و رمز گسترش و نفوذ روزافزون مسیر اهل بیت پیامبر علیهم السلام در قلوب جهانیان همین ایستادگی و مبارزه است...




طبقه بندی: بیداری اسلامی، تفکر، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: بیداری اسلامی، کنفرانس بیداری اسلامی، کنفرانس حمایت از انتفاضه فلسطین، آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، ولی امر مسلمین، بحرین، لیبی، فلسطین، انقلاب اسلامی، مکتب تشیع، شیعه،
دنبالک ها: لینک همین مطلب در جهان نیوز، لینک همین مطلب در خبرگزاری دانشجو،
[ یکشنبه بیست و چهارم مهرماه سال 1390 ] [ 06:53 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
شعارهای اولیه ی دولت و شخص احمدی نژاد در اجرای عدالت و مبارزه با فساد امید مردم را چنان به آرزوهای دوردست و فراموش شده ی انقلاب اسلامی دو چندان کرد که گفتمان یکپارچه ی عدالت در میان عموم رایج شد و از همان ابتدا نیز با استقبال حضرت خامنه ای روبرو شد. اما با گذشت زمان پرده از چهره پنهانی دولت بر افتاد و نمایشی بودن شعارهای اصلی او که در راستای گفتمان انقلاب اسلامی بود، آشکار گردید.
نمونه ی این مواردِ بسیار را در موضوعات کلیدی فرهنگ عفاف و حجاب، رابطه و مذاکره با آمریکا، مبارزه با فساد، برقراری عدالت، و ... می توان جستجو کرد.چرایی این پدیده را باید در چند محور اصلی پیدا کرد.
یک تحلیل جدی از این نوع رفتار دولت عدم اعتقاد به شعارها در عالم عمل است. برخی معتقدند که این دولت واقعاً به آنچه که از آن سخن می رانده اعتقاد و پایبندی ای نداشته و ندارد و به نوعی وجود یک نوع نفاق پیچیده در درون دولت را عامل اصلی این ماجرا می دانند. اگرچه برخی شواهد و امارات بر این مطلب صحه می گذارد ولی بدلیل اصل حسن ظن نباید تا اقامه دلیل قاطع و روشن این مطلب را تأیید کرد. اگرچه که در مورد برخی از نزدیکان رئیس جمهور این مسئله مستدل و متقن است...
اما تحلیل نگارنده از رفتارهای متفاوت دولت با انتظار «جامعه دینی» و رأی دهندگان ایشان تحلیلی متفاوت با تلقی رایج است.

می توان گفت عزم دولت در اجرای شعارها و علی الخصوص در مورد مبارزه با فساد – که موضوع این نگاشته است - جدی بوده لیکن فهم و دریافت او از فساد با تلقی رایج متدینین و دلسوزان انقلاب اسلامی متفاوت است. در واقع احمدی نژاد نه عدالت را خوب درک کرده بود و نه فساد را. او تخصصی در آنچه که ورود بدان کرده بود نداشت و از کارشناسان اسلامی و عالمان دینی نیز بهره ای نبرد. در حوزه علوم انسانی، غربی بودن ریشه ها و محتوای این علوم نیز عاملی مضاعف شد تا جهل احمدی نژاد فنی خوانده، تبدیل به برداشت نادرستی از این مفاهیم دینی و اسلامی (همچون عدالت) گردد. بدین ترتیب او که در جستجوی عدالت می گشت بی اختیار در مقابلِ عدالت ایستاد و در این راه هم هر آنچه را که با وی به مخالفت می پرداخت و در مقابل او می ایستاد و نقدش می کرد، فاسد و یا منشاء فساد تلقی می کرد و خود را مجسمه عدالت و پایداری می پنداشت. هر منتقدی را منتقد دولت و انقلاب اسلامی می دانست و لذا تحمل هیچ گونه انتقادی را به عملکرد اجرایی خویش نداشت. غافل از آنکه برخی از کسانی که او را نقد می نمودند دلسوزان انقلاب اسلامی بوده و اشتباهات وی را گوشزد می نمایند.
او در این راه حتی به نزدیک ترین عالمان دینی خویش نیز رحم نکرد و علامه مصباح یزدی را هم کسی خواند که در راه دشوار عدالت طاقت نیاورد و لذا از وی جدا شد!!
اکنون احمدی نژاد از حمایت ملت و رأی بی سابقه و تاریخیِ شان به شعارهای انقلابیِ وی، غره شده و خود را به مثابة تمام ملت تلقی می کند. در ادبیات او به خوبی مشاهده می شود که منتقدان دولت و شخص وی را منتقدان ملت و دشمنان ایران خطاب می کند و به آنها لقب انتقام گیرندگان از ملت می هد!! او در واقع می خواهد منتقدان را نه در برابر خویش که در برابر ملت جلوه دهد تا هیچ کس جرئت انتقاد ار وی را نداشته باشد.
استقبال مردم از شعارهای عدالتخواهانه ی وی او را بیش از پیش گستاخ کرده و با توهمی خیالی، ملت را متعهد به خود گمان می کند. او هیچگاه با فساد مقابله نکرد که با مفسدان به جنگ پرداخت. تقابل با مدیریت دانشگاه آزاد و شخص هاشمی رفسنجانی هم بیش از آنکه به اجرای عدالت باز گردد به دعوای شخصی می ماند.
تهدید به افشای نام مفسدان اقتصادی هم جزو آن دسته از کارهای صرفاً تبلیغاتی بود که تأثیری در ریشه کنی فساد نداشت. همین مورد نیز دلیل دیگری است بر جهل وی در حوزه های مفاهیم دینی. گمان می کند که نام بردن از مفسدان و بی آبرو ساختن آنها در چارچوب اخلاق اسلامی می گنجد. این مشکل تا جایی بود که رهبری مجبور شد تا خود در این مورد اظهار نظر نمایند و مسئولان را از بی آبرو ساختن کسانی هم که جرمشان اثبات شده منع نمایند. از سویی دیگر نیز شعارهایی را که به منظور ایجاد غرور ملی و اعتماد به نفس ملی مطرح کرده بود از «می شود، می توانیم» به گذاره های «نمی گذارند، نمی خواهند» تغییر کرد.
با اندکی تأمل به درستی در یافته می شود که گفتمان دولت و احمدی نژاد هرگز در سالهای اخیر تغییری نکرده لیکن آنچه که ما را به حیرت واداشته است ناشی از فاصله ی موجود فی ما بین شعار تا عمل است. آنگاه که همه دم از عدالت بزنند کمتر کسی نگران می شود ولی آنگاه که عدالت مطابق فهم مجری اجرا گردد «صداها بلند می شود» و مخالفت ها شروع می گردد – که البته کاملاً هم طبیعی است - و این امر زمانی دشوارتر می شود که درک مجری و مشعِر عدالت از این مفهوم کلیدی بسیار متفاوت با حقیقتِ آن باشد.
هیچ بعید نیست کسانی که دل امید به این دولت بسته بودند با خواندن این نگاشته برآشفته گردند و به شماتت نگارنده بپردازند اما باید پذیرفت که فهم ما از شعارهای دولت فهمی مطابق با واقع نبوده...
اینک که رئیس جمهور خود را مستظهر به ملت می داند از هر تریبونی برای حمله به منتقدان و مخالفن بهره می جوید و در عین حال دم از موضع سکوت می زند. او براحتی مجلس، مجمع تشخیص، دستگاه قضایی و دیگر نهادهای انقلابی را در نهان و آشکار به زیر سئوال می برد.
او بیش از هر زمان دیگری اینک به خط و نشان کشیدن برای دیگران مشغول است و افسوس که به تعبیر آیت الله خوشوقت دیگر امید آن نمی رود تا احمدی نژاد به پرچمداری جریان سوم تیر به پا خیزد...




طبقه بندی: بیداری اسلامی، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: احمدی نژاد، رئیش جمهور، مصاحبه، گفت و گو، دولت، ملت، خط و نشان، حضرت خامنه ای، فساد، شعار، عمل، مبارزه، عدالت، عدالتخواهی، جریان انحرافی، شبکه دو، گفتگوی ویژه خبری، مشایی، اختلاس، سه هزار میلیارد، آیت الله خوشوقت، علوم انسانی، علم، جهل، تفاوت، تلقی اشتباه، جریان سوم تیر،
دنبالک ها: لینک همین مطلب در جهان نیوز،
[ پنجشنبه چهاردهم مهرماه سال 1390 ] [ 01:00 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
حضرت روح الله از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی نوید تحقق حاکمیت اسلام را بر جهان داد و پیروزی نهایی مستضعفان بر مستکبران عالم را گوشزد کرد.
او بارها به سران وابسته و خودفروخته عرب هشدار داد که استقلال و هویت خود را بازجویند و در برابر ملت های مستضعف خود کرنش کرده و خواسته های اصیل آنان را بر آورده کنند. او بارها صدام و مبارک و فهد و ... را بیم داد که در صورت ادامه این وضعیت، به واسطه اراده ی مستحکم ملت هایشان بالاخره از میان خواهند رفت و استعمار و استکبار نیز چاره ای جز رها کردن آنان نخواهند داشت.
امروز فهد از میان رفته، صدام نابود شده، مبارک برای مصون ماندن از خشم ملت مسلمان مصر به سوراخی پناه برده و البته دیگر از دیکتاتور یمن نیز خبری نیست و این سرنوشت آل خلیفه و آل سعود و عبدالله اردنی نیز خواهد بود و این تقدیری الهی است که گریزی از آن نیست. سُنَّةَ اللَّهِ الَّتی‏ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدیلاً (فتح/23)
اگر گورباچف به نصایح حضرت روح الله اعتنایی نکرد، اگر صدام بیچاره به هشدار امام خمینی توجهی نداشت، اگر حسنی نامبارک دل به امریکا و اسرائیل بست و پیام خمینی را نشنیده گرفت، شد هر آنچه که او پیش بینی می کرد و اینک باید امثال نامبارک ها ببینند ادامه ی ماجرا را...
اینک بخشی از توصیه های حضرت روح الله را نسبت به حکام وابسته عرب و پیش بینی تحقق بیداری اسلامی-انسانی را با هم دیگر مرور می کنیم، باشد که صحیفه امام همیشه در مقابل دیدگانمان باشد...

حضرت روح الله در پیامی که به ملت ایران به مناسبت هفته جنگ تحمیلى در 31 شهریور 1362 صادر می نمایند با تاکید بر حماقت صدام در حمله به ایران و نیز تکیه ی وی به آمریکا و اسرائیل، پیروزی انقلاب اسلامی را بر رژیم بعث عراق حتمی می دانند و ‏شکست های پی در پی برای صدام را نشانه ی قدرت و عظمت ملت ایران می خوانند.
«بی تردید باید براى صدامیان و وابستگان آن در داخل كشور ثابت شده باشد كه كمك‏هاى همه جانبه ابرقدرتها و وابستگان به آنها و بوقهاى تبلیغاتى شبانه روزى آنان تا كنون به حال آنان مفید نبوده؛ و پس از این نیز به خواست خداوند تعالى مفید نخواهد بود. و اگر چشم خود را باز كنند، براى آنها واضح شده است كه قدرت‏هاى بزرگ یعنى امریكا و شوروى از بى‏ عقلى آنان استفاده نموده و مى‏ خواهند با دست آنان، و لو به احتمال بسیار ضعیف، در منطقه یا در ایران به خیال واهى خود ناراحتى ایجاد كنند.»
ایشان در ادامه به ریشه یابی شکست ها و رسوایی های استکبار جهانی در دنیا می پردازند و علت اصلی آن را عدم شناخت اسلام عنوان می کنند:
«تمام این مسائل و رسوایى‏ هایشان به خاطر آن است كه اسلام و نفوذ معنوى آن را در توده‏ هاى میلیونى مردم نشناخته‏ اند، و چشم و گوش خود را از شناخت حقیقت‏ ها بسته‏اند. اینان آیا ندیده‏ اند كه در ظرف مدت كوتاهى جوانان غیور ایران در سایه معنویت اسلام از پرتگاه‏هایى كه قدرت‏هاى نفتخوار و مفتخوار براى سقوط آنان ایجاد كرده بودند به صورتى معجزه‏ آسا نجات یافته، و به قله بلند ایمان و تعهد به اسلام صعود نموده‏اند؛ و با شجاعت و شهامت كم نظیر بر كفر جهانى و عفلقیان تاخته و آنان را از كشور عزیز خود بیرون رانده‏ اند و میهن اسلامى خود را از دست چپاولگران شرق و غرب نجات داده، و تفاله‏هاى وابسته و پیوسته آنان را به جاى خود نشانده‏اند و به عمر ننگین آنان خاتمه داده‏ اند. و آیا تجربه چند ساله كافى نیست تا این مدعیان قدرت و شناخت مسائل نظامى، سیاسى و تشكیلاتى را به خود آرد و از خواب غفلت بیدار كند، تا از وعده‏ هاى پوچ ابرقدرتها بازى نخورند و خود را آلت بى‏اراده دست آنان قرار ندهند؟
این جانب، براى اداى وظیفه اسلامى، در هر فرصت فریاد دل محرومان و مظلومان منطقه را به جهانیان، از آن جمله دولت‏هاى كشورهاى اسلامى، رسانده‏ام. و پس از این نیز، اگر فرصتى رخ دهد، ان شاء اللَّه خواهم رساند. شاید در حكومت‏هاى این كشورها، كه بعضى سرگرم عیاشى و بعضى نزاع و جدال با برادران خویش و بعضى از ترس امریكا خود را باخته‏اند، اثر كند و این خواب غفلت به یك بیدارى اسلامى- انسانى تبدیل گردد، و به این وضع فلاكت‏بار خویش خاتمه دهند، و همانند ایران قهرمان دست رد به سینه تمام ابرقدرتها زنند.
و آنها گمان مى‏ كنند كه صدام را با این كمكها مى‏ شود نجات داد؛ و اگر نجات پیدا كرد. دست آنان را به گرمى مى‏ فشارد. غافل از آنكه با آن خوى سلطه‏ جویى و بلندپروازى و سبعیتى كه در او هست فرصت نفس كشیدن به آنان را نخواهد داد، و با بهانه‏ هاى واهى به كشورهاى آنان تجاوز خواهد كرد. امریكا و شوروى براى تضعیف اسلام و دولتهاى اسلامى مشغول فعالیت، از قبیل تفرقه افكنی ها و ایجاد تشنجات داخلى به دست عمال مزدور یا فریب خورده و بر افروختن جنگ بین كشورها و دیگر شیوه‏هاى استعمارى، هستند. و این دولتهاى كشورهاى اسلامى و مستضعف جهان هستند كه باید چشم و گوش خود را باز كرده و این توطئه‏ ها را خنثى كنند.
صحیفه امام، ج‏18، ص: 150- 144

بدیهی است اشاره حضرت امام به شکست و رسوایی های صدام و اشتباهات وی فقط ناظر به شخصِ او نیست؛ بلکه باید دانست که این پیش بینی نسبت به سایر دیکتاتورهای عالم و سر سپردگان آمریکا در دنیا هم مصداق دارد و قابل انطباق است.
از دید حضرت امام علت اصلی رسوایی های دشمنان اسلام عدم شناخت آنان نسبت به این شریعة الهی می باشد و اگر قدر و ارزش این دین را درک می کردند هرگز مرتکب خطاهای رخ داده نمی شدند.
از سوی دیگر تلاش ایشان برای بیدار کردن ملت های اسلامی قابل توجه است. آنگاه که بنا به تکلیف خود می فرمایند:
«این جانب، براى اداى وظیفه اسلامى، در هر فرصت فریاد دل محرومان و مظلومان منطقه را به جهانیان، از آن جمله دولت‏هاى كشورهاى اسلامى، رسانده‏ام. و پس از این نیز، اگر فرصتى رخ دهد، ان شاء اللَّه خواهم رساند. شاید در حكومت‏هاى این كشورها، كه بعضى سرگرم عیاشى و بعضى نزاع و جدال با برادران خویش و بعضى از ترس امریكا خود را باخته‏اند، اثر كند و این خواب غفلت به یك بیدارى اسلامى- انسانى تبدیل گردد، و به این وضع فلاكت‏بار خویش خاتمه دهند، و همانند ایران قهرمان دست رد به سینه تمام ابرقدرتها زنند
گویی صدایی که آن زمان از کلام حضرت روح الله به گوش می رسید امروز از حلقوم ملت های مسلمان به گوش می رسد و شعار «الشعب یرید اسقاط النظام» ترجمه عربی شعار «مرگ بر شاه» و «مرگ بر آمریکا» است.
ایشان در پاسخ به پیام تسلیت رئیس جمهور یمن جنوبى در زمینه شهادت آقایان رجایى و باهنر ‏با اشاره به توطئه های آمریکا و اسرائیل ابراز امیدواری می کنند که روزی فرا خواهد رسید که ملت ها در برابر وادادگی حکومت هایشان بالاخره بیدار خواهند شد و رشته های استکبار را پنبه خواهند کرد...

«پیام تسلیت جنابعالى را در مورد شهادت جانگداز رئیس جمهور محبوب و نخست وزیر عزیزمان دریافت نمودم. از اظهار محبت و همدردى شما متشكرم. و امید است این حوادث ناگوار موجب بیدارى مسلمانان گردیده، دشمنان واقعى خود را كه در رأس آنها امریكاى جنایتكار قرار دارد، بهتر بشناسند و بیش از این فریب تبلیغات مسموم آنها را نخورند، و پاسخ اتهامات بى ‏اساس و واهى آنان را كه به ما نسبت مى ‏دهند- تا جایى كه بیشرمانه تهمت خرید اسلحه از اسرائیل غاصب و خونخوار را به ما نسبت مى ‏دهند- به خوبى بدهد و آنها را در پیشگاه ملل آزاد جهان و بخصوص برادران عرب زبان رسوا سازد. و السلام علیكم.»
4 ذى القعدة 1401

امام راحلمان بارها به سران عرب هشدار داد تا نسبت به دلدادگی به مستکبران عالم دست بر کشند و فریب حمایت های آنان را نخوردند که روزی تکیه به دیواری پوشالی را خواهند فهمید...

« و شما شنیده و ما هم شنیده ‏ایم كه بعضى شیخ‏نشین هاى خلیج و بعضى دولتهاى كشورهاى اسلامى در جنگ بین اسلام و كفر، طرف كفر را اختیار و كمكهاى نظامى و تبلیغاتى از دولت غاصب بعث و جنایتكار مى‏ كنند. و جاى تأسف و شگفت است كه كسانى خود را مسلمان بدانند و حكام كشورهاى اسلامى باشند و بر ضد اسلام و قرآن كریم قیام كنند و آتش به روى مسلمانان بیگناه گشایند. اینان باید بدانند كه اگر ثابت شود كه بر خلاف مصالح اسلام عملى انجام داده‏اند و برائت خود را ثابت نكنند، دولت و ملت اسلام با آنان به وظیفه شرعیه عمل مى ‏نمایند. این جانب آنان را موعظه مى ‏كنم كه دست از مخالفت با اسلام و طرفدارى از كفر بردارند و به وظیفه انسانى و اسلامى خود عمل كنند و با سرنوشت خود بازى نكنند. این جانب در حالى كه به حسب اخبار موثق مى‏ دانم ملت و قواى مسلح ما با آوارگان به طور اسلامى و انسانى رفتار مى ‏كنند، از همه آنان مى‏ خواهم كه با اسرا؛ خصوصاً مجروحین و مصدومین آنان هر چه بیشتر محبت و خدمت كنند. و از نیروهاى مسلح مى‏ خواهم كه چون گذشته مواضع دشمن را بمباران نمایند؛ گر چه قواى دشمن حتى بیمارستانهاى ما را مورد حمله قرار داده‏ اند و همین فرق بین حق و باطل است. و شما و ما مى‏ دانیم كه دستگاههاى تبلیغاتى غرب و گروههاى خبرى آنان با پخش اكاذیب، به دشمن اسلامى ایران كمكهاى فراوان مى‏كنند و مع الأسف در دستگاههاى تبلیغاتى بعضى كشورهاى اسلامى نیز این معنا دیده شده است. به كشورهاى اسلامى اخطار مى ‏كنم كه جلو این تبلیغات باطل را بگیرند و با اسلام عزیز مخالفت نكنند.
صحیفه امام، ج‏13، ص: 257



طبقه بندی: بیداری اسلامی، راه اینجاست...،
برچسب ها: بیداری اسلامی، حضرت روح الله، امام خمینی، تحولات منطقه، انقلاب های مردمی، امام خامنه ای، پیش بینی، صحیفه امام،
دنبالک ها: لینک همین مطلب در جهان نیوز،
[ جمعه بیستم خردادماه سال 1390 ] [ 06:07 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic