آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ


تأملی بر عبارت «من فعلاً نصیحت می کنم»

1. در نظام جمهوری اسلامی ایران که با به رسمیت شناختن ولایت مطلقه امر و امامت امت بر عهده فقیه[1] شکل گرفته است هیچ بن بستی وجود ندارد. هر جایی که امور از مجاری عادی خود قابل حل نباشد و ضرورت ها و مصالح کشور اقتضا کند رهبری می تواند با استفاده از صلاحیت ها و اختیارات ویژه خود که بر طبق قانون اساسی نیز برای او به رسمیت شناخته شده است و مسئولیتی که در قبال حفظ نظام بر عهده دارد، ورود پیدا کرده و با صدور حکم حکومتی مشکلات جاری مملکت را حل نماید و مصالح نظام و ملت را تأمین نماید. لذا نظام اسلامی هیچ گاه دچار بحران لا ینحل نخواهد شد.

«رهبر» در نظام ما، ولی فقیه جامع‏الشرایطی است که در تمامی شئون مربوط به حكومت، دارای ولایت است. بر طبق نظریه «ولایت مطلقه فقیه» كه مورد قبول بسیاری از فقهاء از شیخ طوسی تا امام خمینی(ره) است، از حیث امور مربوط به حكومت، بین فقیه و پیامبر(صلی‏الله‏علیه‏و‏آله) و ائمه (علیهم‏السلام) فرقی وجود ندارد و همگی دارای اختیارات حکومتی یكسانی هستند. در نتیجه، ولیّ‏فقیه همچون معصومین(علیهم‏السلام)، اختیار تشكیل حكومت‏اسلامی با تمام لوازم آن را دارا است. لذا بر طبق این نظریه، حدود اختیارات فقیه جامع‏الشرایط، «مطلقِ» امور مربوط به حكومت و تحت مسئولیت ولایت فقیه می‏باشد و از این‏رو، این نظریه را «ولایت مطلقه» نام گذاشته‏اند.[2]

 

2. اختیارات مطلقه فقیه برای اداره حکومت و اعمال ولایت در نظام جمهوری اسلامی، بدلیل آنکه رهبری باید شخصی عادل، با تقوا، دارای بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، مدیر و مدبر و شجاع باشد[3]، هرگز مسیر نظام اسلامی را به سوی دیکتاتوری سوق نخواهد داد. چرا که تصمیمات رهبری تنها بر مبنای قانون اسلام و به منظور تأمین مصالح ملت و نظام خواهد بود و هیچ گاه از روی هوا و هوس و یا ناشی از عواطف و احساسات نیست که منجر به خروج وی از عدالت و تقوا شود و از آنجا که مجلس خبرگان رهبریِ منتخب ملت بر تصمیمات و عملکرد رهبری نظارتی دقیق دارد، هرگاه این مسئله را تشخیص دهند، معزول بودن وی را از زمان از دست دادن کفایت و عدالت اعلام می دارد. و از منطقی ترین مدلهای حکمرانی می‌باشد چرا که شرط اعمال قدرت مقید به زمان نیست، بلکه مقید به شرایط است.

چنانكه امام خمینی «قدس‏سره» نیز به این تفاوت نظام اسلامی از سایر نظامات حقوقی اشاره كرده و عدم وجود ولایت فقیه را عامل ایجاد دیکتاتوری دانسته[4] و می‏فرماید: «اسلام، بنیانگذار حكومتی است كه در آن نه شیوه استبداد حاكم است كه آراء و تمایلات نفسانی یك تن را بر سراسر جامعه تحمیل كند و نه شیوه مشروطه جمهوری كه متكی بر قوانینی باشد كه گروهی از افراد جامعه برای تمامی آن وضع می‏كنند. بلكه حكومت اسلامی نظامی است، ملهم و منبعث از وحی الهی كه در تمام زمینه‏ها از قانون الهی مدد می‏گیرد و هیچ یك از زمامداران و سرپرستان امور جامعه را حق استبداد رأی نیست. تمام برنامه‏هایی كه در زمینه زمامداری جامعه و شئون و لوازم آن جهت رفع نیازهای مردم به اجرا در می‏آید، باید براساس قوانین الهی باشد. این اصل كلی حتی در مورد اطاعت از زمامداران و متصدیان امر حكومت نیز جاری و ساری است. بلی این نكته را باید بیفزاییم كه حاكم جامعه اسلامی می‏تواند در موضوعات بنابر مصالح كلی مسلمانان یا بر طبق مصالح افراد حوزه حكومت خود حكم كند. این اختیار هرگز استبداد به رأی نیست، بلكه در این امر مصلحت اسلام و مسلمین منظور شده است پس اندیشه حاكم جامعه اسلامی نیز همچون عمل او تابع مصالح اسلام و مسلمین است.»[5]


3. طبق اصل سوم قانون اساسی، دولت جمهوری اسلامی ایران‏ موظف‏ است‏ همه‏ امكانات‏ خود را برای‏ ایجاد محیط مساعد برای‏ رشد فضائل‏ اخلاقی‏ بر اساس‏ ایمان‏ و تقوی‏ و مبارزه‏ با كلیه‏ مظاهر فساد و تباهی‏، توسعه‏ و تحكیم‏ برادری‏ اسلامی‏ و تعاون‏ عمومی‏ بین‏ همه‏ مردم‏ و نیز پی‏ ریزی‏ اقتصاد‏ صحیح‏ و عادلانه‏ بر طبق‏ ضوابط اسلامی‏ بكار برد. از این رو هر مسئله ای که باعث ایجاد فساد در جامعه شده و مصالح کشور را با خطر مواجه سازد باید با تلاش دولت که اعم از قوای سه گانه است از بین برود. حال اگر از بین رفتن اینگونه مفاسد و تأمین مصالح کشور نیازمند عزل برخی اشخاص و انحلال برخی نهادهای حاکمیتی باشد، چه؟


4. قانون اساسی - بالاترین سند قانونی کشور - در اصل 57 راه حل اینگونه مشکلات و معضلات را بیان کرده است. طبق این اصل، قوای حاكم در جمهوری اسلامی ایران یعنی قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضائیه زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت هستند. این قوا اگرچه مستقل از یكدیگرند اما برای اعتبار بخشی خود به امضا و تأیید مقام رهبری نیازمندند و چنانچه این امضاء و تأیید نباشد به لحاظ قانونی بی اعتبار خواهند بود. عزل و نصب رئیس قوه قضائیه که مستقیماً از جانب رهبر صورت می گیرد، مجلس شورای اسلامی نیز با تأیید رهبر و سخنرانی ایشان آغاز به کار می کند و رئیس جمهور منتخب مردم نیز با تنفیذ رهبری مسئولیت خویش را بر دوش گرفته و کار اجرایی را بدست می گیرد.

بر این مبنا چنانچه عملکرد رئیس جمهور و مجلس شورای اسلامی به گونه ای باشد که منافع کشور نه تنها تأمین نشده بلکه استمرار فعالیت آنان موجب بروز مفاسد بیشتر گردد، رهبر می تواند علاوه بر اختیارات مصرح در اصل 110[6] با صدور حکم حکومتی و با در نظر گرفتن مصالح کشور، عزل رئیس جمهور و انحلال مجلس را موجب گردد.[7]



5. رئیس جمهور[8] و نمایندگان مجلس شورای اسلامی[9] باید بدانند که چنانچه طبق سوگندی که در پاسداری از اسلام خورده اند و نظر به مقدمه قانون اساسی که ولی فقیه را امین و نگهدار حکومت بر پایه دین دانسته است، بر تعهدات دینی و مردمی خود و مسائل مهم کشور متمرکز نشده و همه توان خود را برای حل مشکلات مردم به کار نگیرند، و به جای رفع گرفتاری های اقتصادی و معیشتی بر بگو مگوهای سیاسی خود اصرار ورزند، کشور در بن بست نخواهد افتاد و لزومی برای انتظار اتمام دوره مسئولیت این دو نهاد وجود نخواهد داشت.

در این شرایط که مشکلات کشور بر اساس نقشه دشمن بیش از همه بر مسائل اقتصادی متمرکز شده است، از مسئولان توقع می رود رفاقتهای خود را برای حل معضلات بیشتر نموده و با دل سپردن به نصایح حکیمانه و دلسوزانه رهبری از اعمال راه های اضطراری قانونی برای رفع این موانع جلوگیری نمایند.



[1] اصل پنجم قانون اساسی

[2] برای مطالعه بیشتر ر.ک به مقاله ولایت و محجوریت، نوشته محمد جواد ارسطا

[3] اصل یکصد و نهم قانون اساسی

[4] ولایت فقیه هست كه جلو دیكتاتورى را مى‏گیرد. اگر ولایت فقیه نباشد، دیكتاتورى مى‏شود. (صحیفه امام، ج‏11، ص: 22)

[5] کتاب البیع/ ج 2/ ص 461 (ترجمه)

[6] اصل یکصد و دهم: «وظایف و اختیارات رهبر: 10- عزل رئیس جمهور با درنظر گرفتن مصالح كشور پس ازحكم دیوانعالی كشور به تخلف وی از وظایف قانونی، با رای مجلس شورای اسلامی به عدم كفایت وی براساس اصل هشتاد و نهم.»

[7] برای مطالعه بیشتر ر.ک به "آیا ولى فقیه، مجاز به انحلال مجلس شوراى اسلامى و مجلس خبرگان مى‏باشد یا نه؟"

[8] اصل یكصد و بیست ویكم: «رئیس جمهور درمجلس شورای اسلامی درجلسه ای كه باحضور رئیس قوه قضائیه و اعضای شورای نگهبان تشكیل می­شود به ترتیب زیر سوگند یاد می­كند وسوگند نامه را امضاء می نماید...»

[9] اصل شصت و هفتم: «نمایندگان‏ باید در نخستین‏ جلسه‏ مجلس‏ به‏ ترتیب‏ زیر سوگند یاد كنند...»


+ این مطلب در تریبون مستضعفین منتشر شد.




طبقه بندی: بازخوانی اندیشه امام، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: رهبری، عزل رئیس جمهور، انحلال مجلس، قانون اساسی، اصل 57، ولایت مطلقه فقیه،
دنبالک ها: همین مطلب در تریبون مستضعفین،
[ دوشنبه سی ام بهمنماه سال 1391 ] [ 09:46 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
حرکت بیداری اسلامی با سرنگونی حکام وابسته و مرتجع عرب در حالی دوران بازیابی خود را طی می کند که هنوز آتش خشم و کینه استکبار جهانی برای انتقام گیری از جبهه مقاومت در کشور سوریه شعله ور است.

در طی حدود دو سالی که از آغاز تلاش ها برای شکست جریان مقاومت در سوریه می گذرد، حاصل دخالت های مستقیم قطر، عربستان و ترکیه و حمایت های آشکار و نهان آمریکا و اسرائیل بیش از 50 هزار کشته و زخمی و خسارت های فراوان مادی بوده است.

این روزها در حالی خبر تجاوز رژیم اشغالگر قدس به یک مرکز علمی - تحقیقاتی در اطراف دمشق را می شنویم که پیش از این نیز در قالب حمایت های مادی و معنوی از «ارتش آزاد سوریه»، «جبهه‌ی ملی سوریه»، و برگزاری نشست های موسوم به «دوستان سوریه»، شاهد دخالت های مکرر خارجی در سوریه بوده ایم.


این در حالی است که هرگونه مداخله خارجی در امور داخلی کشورها در چارچوب حقوق بین الملل و در قالب اعلامیه ها و منشورهای بین المللی نفی و رد شده است، که اینک به برخی از آنها اشاره می شود.

1.    بر اساس بند 2 ماده یک منشور ملل متحد مصوب 1945 میلادی در بیان مقاصد و اصول ملل متحد، بر خودمختاری ملل در انجام امور داخلی تأکید شده است؛ همچنین طبق بند 4 ماده 2 منشور ملل متحد نیز ممنوعیت مطلق توسل به زور مقرر شده و به علاوه، تهدید به کاربرد زور و دیگر شیوه های مغایر با مقاصد ملل متحد از عداد راهبردهای قانونی کشورها خارج قلمداد شده است. در این چارچوب، تنها اقدامات قهری ملل متحد بر وفق تصمیم لازم الاجرای فصل هفتمی منشور و حق ذاتی دفاع مشروع با برخی شرایط از این ممنوعیت استثنا شد.

گفتنی است قطعنامه ٢٠ ژوئن ٢٠١٢ که بر مبنای فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد در مورد سوریه تهیه شده بود با وتوی چین و روسیه -دو عضو دائم شورای امنیت- به نتیجه نرسید و بدین ترتیب، امکان مداخله در امور این کشور به استناد فصل هفتم منشور رد شد.

2.    ممنوعیت توسل به زور در روابط بین المللی با توجه به حمایت ها و تأکیدات اسناد بین المللی وضعیتی خاص یافت بگونه ای که این قاعده به مثابه قاعده ای آمره از حقوق بین الملل عام مورد شناسایی قرار گرفته است. لذا عمل تجاوز نظامی اخیر اسرائیل به خاک سوریه، به عنوان وضعیتی مغایر با صلح و امنیت بین المللی شناخته می شود (ماده 39) و احراز و واکنش به آن از کار ویژه­های اصلی شورای امنیت در نظر گرفته شده – که البته این روزها سکوت اختیار کرده است - و در این میان، حق دفاع مشروع سوریه در برابر تجاوز اسرائیل نیز سلب نشده است.(ماده 51)

در این میان باید اضافه کرد که جنایت تجاوز نیز به عنوان یکی از جنایات بین المللی مورد وفاق جامعه جهانی قرار گرفته و در کنار مسئولیت بین المللی دولت متجاوز، مسئولیت کیفری فردی عوامل مؤثر دخیل در این واقعه در صلاحیت محاکم داخلی (با بسط صلاحیت جهانی) و مراجع بین المللی (محاکم کیفری بین المللی ازجمله دیوان کیفری بین المللی) قرار گرفته است.

علاوه بر اینها چندی پیش گروهی از دولت‌های مخالف سوریه در چند نشست ضد سوری در استانبول ترکیه، مراکش و ژنو و پاریس، ضمن زیر پا نهادن اصول مسلم حقوق بین‌الملل و در رأس آن اصل مداخله و هم‌چنین اصول و قواعد حاکم بر شناسایی دولت‌ها، موجودیتی به نام «جبهه‌ی ملی سوریه» ـ که متشکل از گروهی است که تحت عنوان «ارتش آزاد سوریه» فعالیت می‌کندـ را به عنوان نماینده‌ی مشروع همه‌ی سوری‌ها و مخاطب جامعه‌ی بین‌المللی معرفی نمودند. شرکت کنندگان در این نشست هم‌چنین تأکید کرده‌اند برای شورشیان سوری کمک مالی و تجهیزات ارتباطی فراهم خواهند کرد که اتخاذ این تصمیم مسلماً به منزله‌ی حرکت این کشورها به سوی استفاده از گزینه‌های نظامی به منظور براندازی دولت بشار اسد به شمار می‌رود. این در حالی است که در صورت جنگ داخلی، یک دولت قانونی می تواند از یک کشور دیگر تقاضای کمک کند اما یک گروه شورشی که بر ضد دولت مرکزی می جنگد، از چنین حقی برخوردار نیست.

3.    علی رغم تصریح بند 7 ماده ‌2 منشور ملل متحد به «عدم مداخله سازمان ملل در اموری که ذاتاً جزو صلاحیت داخلی کشورها است»، با این وجود همچنان شاهد اظهارنظر های بیجای جناب دبیرکل در امور داخلی سوریه هستیم. این در حالی است که تا کنون هیچکدام از هیأت های نظارت سازمان ملل در امور سوریه و نیروهای حافظ صلح نتوانسته اند در آرامش بخشی به اوضاع سوریه کمک کنند.

4.    اعلامیه اصول حقوق بین الملل 1970 نیز به صراحت تمام، عدم مداخله مستقیم ویا غیر مستقیم در امور داخلی کشورها را از اصول حقوق بین الملل مطابق منشور ملل متحد برشمرده و بیان داشته است که هیچ دولت و یا گروه از دولتها حق ندارند، به هر علتی که باشد، بطور مستقیم و یا غیر مستقیم، به امور داخلی و یا خارجی یک کشور دیگر مداخله کند. در نتیجه، مداخلۀ نظامی و هرگونه مداخلۀ دیگر، یا تهدید برضد شخصیت یک دولت یا بر ضد بنیادهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی یک دولت، نقض حقوق بین الملل محسوب می­ شوند.

در این میان موارد متعدد حمایت های آشکار آمریکا، فرانسه، انگلیس، ترکیه، قطر و عربستان از تروریست های چند ملیتی در سوریه و گروه های سلفی و تکفیری خودساخته استکبار و نیز تجاوز نظامی اخیر اسرائیل به خاک سوریه بدون واکنش نهادهای بین المللی مسئول متأسفانه همچنان ادامه دارد.


5.    در اعلامیۀ مجمع عمومی ملل متحد دربارۀ غیرقابل پذیرش بودن ورود و مداخله در امور داخلی دولتها و حمایت از استقلال و حاکمیت آنها نیز دولت ها به تعهداتی در مورد اجتناب از مداخله در امور داخلی دیگر کشورها موظف دانسته شده اند ازجمله؛ به خودداری از هرگونه تهدید یا کاربرد زور در روابط بین المللی که ناقض مرزهای بین المللی باشد؛ به منظور اختلال در نظم سیاسی، اجتماعی، یا اقتصادی دیگر دولت ها باشد؛ به منظور براندازی یا تغییر در نظام سیاسی یا حکومت دیگر دولت باشد؛ به جهت ایجاد تنش میان دولت ها بوده یا عامل محرومیت مردم از هویت ملی شان و میراث فرهنگی شان باشد.

پر واضح است که تجاوز اخیر نظامی اسرائیل به سوریه و قانون اخیرالتصویب پارلمان ترکیه که مجوز درگیری نظامی با سوریه را می دهد نه تنها در تضاد آشکار با اصل عدم مداخله در امور داخلی دولت هاست بلکه با ممنوعیت توسل به زور و یا تهدید به آن در روابط بین المللی نیز مغایرت دارد. اظهارات و اقدامات وزرای امور خارجه امریکا، عربستان و برخی دیگر از کشورها نیز از همین منظر قابل ارزیابی است. و این در حالی است که استناد به دکترین مسئولیت حمایت به عنوان مجوزی برای مداخله نظامی در سوریه نیازمند قطعنامه لازم­ الاجرایی در سازمان ملل متحد (توسط شورای امنیت وفق فصل هفتم منشور ملل متحد و یا توسط مجمع عمومی بر اساس قطعنامه اتحاد برای صلح) است که تاکنون، چنین امری به وقوع نپیوسته است.

در پایان باید اضافه کرد که علیرغم اتحاد جبهه باطل در ضربه زدن به جبهه مقاومت در منطقه و انحراف اذهان از مسئله فلسطین – که مهمترین مسئله دنیای اسلام است - خواب سقوط دولت آقای بشار اسد تعبیر نخواهد شد و راه حل بحران سوریه تنها بدست ملت مقاوم سوریه بوده و در پای صندوق های رأی رقم خواهد خورد.





برای مشاهده این اینفوگراف در اندازه واقعی کلیک کنید




طبقه بندی: فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: سوریه، مداخلات خارجی، حقوق بین الملل، حمله اسرائیل به سوریه، خط مقاومت، بیداری اسلامی، ترکیه،
دنبالک ها: بیانیه حقوقی سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) در خصوص مداخلات خارجی در سوریه،
[ دوشنبه شانزدهم بهمنماه سال 1391 ] [ 10:44 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
تأسیس حزب جهانى مستضعفین؛ چاره نابودی مستکبرین

1- انقلاب ایران، انقلابی بود بر آمده از محرومین و مستضعفین. همان ها که طعم ظلم و فقر و استضعاف را چشیده بودند و به ندای «قوموا للدفاع عن الإسلام» (1) حضرت روح الله لبیک گفتند و به یاری او در اسقاط حاکمیت طاغوت شتافتند.

لذا انقلابی که به حمایت از پابرهنگان برخاسته و شعار دفاع از حقوق مستضعفان را زنده كرده است باید «محرومیت زدایى»، عقیده و راه و رسمِ زندگىِ رهبران و مسئولان و مردمانش باشد و از همین روست که به تعبیر حضرت روح الله جهانخواران در این مورد هم ما را آرام نگذاشته¬اند و براى ناتوان ساختن دولت ودست اندركاران كشور ما حلقه‏هاى محاصره را تنگتر كرده‏اند و بغض و كینه و ترس و وحشت خود را در این حركتِ مردمى و تاریخى تا مرز هزاران توطئه سیاسى- اقتصادى ظاهر ساخته‏اند و بدون شك جهانخواران به همان میزان كه از شهادت طلبى و سایر ارزشهاى ایثارگرانه ملت ما واهمه دارند، از گرایش و روح اقتصاد اسلام به طرف حمایت از پابرهنگان در هراسند و مسلّم هر قدر كشور ما به طرف فقرزدایى و دفاع از محرومان حركت كند، امید جهانخواران از ما منقطع و گرایش ملتهاى جهان به اسلام زیادتر مى‏شود. (2)

لذا توجه به محرومین و مستضعفین و حل مشکلات معیشتی و اقتصادی آنها، هم جزو وظایف دینی و انسانی ماست و هم بعنوان یک تکلیف انقلابی و یک راهبرد استراتژیک در گسترش و صدور انقلاب به شرق و غرب عالم نیز به شمار می آید.

2- متأسفانه آنچه که تا کنون بیشتر مورد توجه ما قرار گرفته است همین بُعد اقتصادیِ استضعاف است در حالیکه بُعد فکری - فرهنگی استضعاف که اهمیت بیشتری دارد مورد غفلت واقع شده است. تلقی رایج و برداشت موجود از واژه مستضعف و مستکبر نه امروز که از گذشته در جامعه ما بواسطه اشتراک لفظی موجود و تحلیل های نادرست دچار نوعی التقاط و اشتباه شده است.

البته برخی از ما در توجه به همین بعد اقتصادیِ استضعاف نیز ما دچار خطا شده و نفس سرمایه و سود آوری را محکوم کرده و مذموم شمرده اند و شاید به دلیل همین فهم غلط از «تفکر اقتصادی عدالت محور» باشد که رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر خود با تشکل های دانشجویی در ماه رمضان، آنها را از نگاه سوسیالیستی و مارکسیستی بر تفکر اقتصادی شان بر حذر داشتند.

باید دانست که مفهوم بسیط «استضعاف» اگرچه بیشتر با فقر و مشکلات اقتصادی بیشتر شناخته شده اما محدود به استضعاف اقتصادی نبوده و دارای ابعاد مختلف استضعاف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و ... می باشد. و چه بسیار اشخاصی که به لحاظ اقتصادی مستضعف نبوده ولی به لحاظ فرهنگی و اعتقادی جزو مستضعفین به شمار می آیند.

3- در قرآن كریم، برتری جویی و خود بزرگ نمایی(3) ، تفرقه افكنی در میان مردمان محروم و مستضعف(4) ، به فساد كشیدن مردم و ترویج مفاسد(5) ، تحقیر و توهین به مردم(6) و اسراف و ولخرجی(7) از نشانه های مستکبرین ذکر شده است.

در حقیقت مستكبران افرادی اند كه خود را برتر از دیگران می دانند و نشان می دهند. آن ها می گویند: ما سیاست مدار، عالم و دانشمند و عاقل هستیم و مصالح شما را بهتر از خودتان تشخیص می دهیم. از ما اطاعت كنید تا سعادت و خوشبختی شما را فراهم سازیم. ما می فهمیم و شما نادانید. حق پرسش و سئوال ندارید و اجازه انتقاد و ایراد ندارید. آنها راه را برای ترویج مفاسد اخلاقی باز می گذارند و مردم را به عیاشی و لهو و لعب سرگرم می سازند تا با تقلیل سطح امیال و خواسته های آدمیان، هویت و آرمان های بلند انسانی خود را فراموش كرده و در برابر خواسته های شان تسلیم گردند.

بنابراین، مستضعفین واقعاً ضعیف و ناتوان نیستند بلكه خودشان را ضعیف می پندارند. مشكل مستضعفین ناتوانی واقعی نیست بلكه اختلافات درونی و نادانی و اطاعت كوركورانه از مستكبرین است. مستكبران نیروهای سركوب گر را از خود مستضعفان فراهم می سازند و بر سر خودشان می كوبند، و استثمارشان می كنند.

مستكبران اگرچه اقلیتی بیش نیستند ولی امکانات و سرمایه های عظیم خدادادی اعم از زمین، آب، منابع معدنی و زیرزمینی، سیاست، فرهنگ، دانشگاه و علم و ... را به دست گرفته و مستضعفین را به استعمار و استثمار خویش درآورده اند و چنانچه توده های مردم با آنان همكاری نكنند همین قدرت پوشالی و غیر واقعی خود را نیز نخواهند داشت. آنان با حیله گری و تلقینات دروغین، شعار «شما نمی توانید(لستم بقادرین)» را در جامعه منتشر می کنند و اندک توفیقات مستضعفین را نیز به خود نسبت می دهند.
استکبار به معنای دنیای کفر و شرک و الحاد نیست و استضعاف برابر با دنیای اسلام و جهان تشیع نیست. چه به ظاهر مسلمانانی که در ورای ریش و تسبیح و عمامه با خوی استکباری به استضعاف محرومین فکری و اجتماعی مشغولند و چه بسیار بت پرستان و آتش پرستان و مشرکانی که در دایره مستضعفین به شمار می آیند.

4- اگرچه رفع استضعاف اقتصادی از اهمیت بالایی برخوردار بوده و از اهداف اصیل انقلاب اسلامی به شمار می آید اما از آن مهمتر و پایه ای تر رفع «استضعاف فکری» است که چنانچه در عرصه فکر، پیشرفت حاصل شود می توان امیدوار بود که استضعاف در ابعاد دیگر خود نیز برطرف شود.

رهبر انقلاب نیز بارها بر اهمیت و اولویت «پیشرفت در عرصه فکر» تأکید کرده اند و آن را از درس های قرآنی برای جامعه ایمانی ذکر کرده اند که دستیابی به آن، نیاز به یک تلاش جمعی و برنامه ریزی همه جانبه و دقیق دارد: «در درجه‌ى اول، پیشرفت در عرصه‌ى فكر است. ما بایستى جامعه را به سمت یك جامعه‌ى متفكر حركت دهیم؛ این هم درس قرآنى است. شما ببینید در قرآن چقدر «لقوم یتفكّرون»، «لقوم یعقلون»، «أفلا یعقلون»، «أفلا یتدبّرون» داریم. ما باید جوشیدن فكر و اندیشه‌ورزى را در جامعه‌ى خودمان به یك حقیقت نمایان و واضح تبدیل كنیم. البته این از مجموعه‌ى نخبگان شروع خواهد شد، بعد سرریز خواهد شد به آحاد مردم. البته این راهبردهائى دارد، الزاماتى دارد. ابزار كار، آموزش و پرورش و رسانه‌هاست؛ كه باید در برنامه‌ریزى‌ها اینها همه لحاظ شود و بیاید.» (8)
5- گام اول برای مبارزه با همه انواع و اشکال استضعاف نیز، خود باوری و اعتماد به نفس ملی - مذهبی و «امید» به آینده در میان نسل جوان یک ملت است. آحاد یک ملت باید به توانایی و قدرت اصلاح و تغییر وضعیت خود ایمان داشته و بدانند که مبارزه با استضعاف بیش از آنکه توسط قدرتی خارج از یک جامعه هدایت و راهنمایی شود امری درونی و برآمده از عمق جان و اعتقاد افراد است. به همین جهت خداوند متعال در قرآن کریم فرمود: « خداوند سرنوشت هیچ قوم و ملّتى را تغییر نمى‏دهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند.» (9)

پس «باید اولاً كار و تلاش را هرگز از دست ندهیم؛ ثانیاً سعى كنیم روحیه‌ى كار، روحیه‌ى تلاش، روحیه‌ى امید را در همه‌ى كسانى كه از ما می شنوند، در حوزه‌ى كار ما هستند، تقویت كنیم، تزریق كنیم؛ این وظیفه است. هر سخنى كه نشان‌دهنده‌ى یأس و خستگى و افسردگى و ملالت و اختلاف باشد، بلاشك به ضرر مصالح كشور است، به ضرر پیشرفت كشور است، به ضرر عزت ملى است.» (10)

6- آینده مستضعفین را خداوند متعال در قرآن کریم به روشنی ترسیم کرده است. آینده ای روشن و سعادتمند که در سایه مبارزه تاریخی استضعاف و استكبار بدست خواهد آمد.

در طول تاریخ، چندی یك بار در گوشه ای از جهان، محرومان نهضتی بر پا کرده و بر ضد مستكبران و ستمكاران و زراندوزان قیام می كردند. گاهی در همان بدایت امر شكست می خوردند و بدست عوامل استكبار سركوب می شدند و گاهی پیروز می شدند و آنان را كنار می نهادند و چند صباحی در مسند قدرت قرار می گرفتند.

اما سرانجام نبرد نهایی جبهه حق با محوریت انقلاب اسلامی ایران و جبهه باطل به سرکردگی شیطان اکبر آمریکای جنایتکار چیزی جز پیروزی جریان الهی نخواهد بود و جهان شاهد فروپاشی جریان کفر و شرک و نفاق خواهد بود.

این پیش بینی تاریخی قرآن کریم تنها با عمل به توصیة حضرت امام (ره) در «تأسیس حزب جهانی مستضعفین» محقق خواهد شد.
به تعبیر حضرت روح الله (س)، حزب جهانی مستضعفین قطعاً تأسیس و اداره ای نظیر سایر احزاب سیاسی و اجتماعی نخواهد داشت بلکه صورتی متمایز از آنچه تا کنون در اذهان ترسیم شده را شکل خواهد داد. مانیفست حزب برگرفته از توصیه قرآن کریم بر اجتماع مردمان با یکدیگر بر پایة تأکید بر کلمه توحید و پرستش خدای یگانه و نفی شرک و به استضعاف نکشیدن مردم و رعایت حقوق بشر توسط یکدیگر استوار است. (11)

اعضای حزب تمام مستضعفین دنیا، اعم از مُسْلم و غیر مُسْلم را شامل می شود و اگر یك چنین حزبى كه همان «حزب اللَّه» است، در عالَم پیدا بشود، با رفع این دو اشكال، تمام مشكلات مسلمین رفع مى‏شود و بی تردید هیچ قدرتى با این قدرتها نمى‏تواند مقابله بكند. (12)


پـــــی نوشت:

1.    برگرفته از صحیفة الإمام(ترجمة عربیة)، ج‏13، ص: 199
2.    برگرفته از صحیفه امام، ج‏21، ص: 204
3.    حقاف آیه 20 و فصلت آیه 15
4.    قصص آیه 4
5.    قصص آیه 4
6.    زخرف آیه 45
7.    یونس آیه 48
8.    بیانات رهبر انقلاب در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی ۱۳۸۹/۰۹/۱۰
9.    «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ» (رعد/11)
10.    بیانات رهبر انقلاب در اجتماع نخبگان و مسئولان استان خراسان شمالى‌ ۱۳۹۱/۰۷/۲۵
11.    «قُلْ یا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ الله...» (آل عمران/64)
12.    برگرفته از صحیفه امام، ج‏9، ص: 331


+ همین مطلب در: صفحه دانشگاه روزنامه کیهان ، خبرنامه دانشجویان




طبقه بندی: بازخوانی اندیشه امام، تفکر، فکر نوشت،
برچسب ها: مستضعفین، مستکبرین، حزب جهانی مستضعفین، نابودی، حزب الله، حضرت روح الله، امام خامنه ای،
دنبالک ها: حزب جهانی مستضعفین؛ چاره نابودی مستكبرین،
[ دوشنبه پانزدهم آبانماه سال 1391 ] [ 07:53 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]
آنگاه که در کنار خانه خدا ماموران وهابی سعودی به جرم دعا برای مسلمانان بحرین و لیبی و یمن و فریاد الموت لامریکا و الموت لاسرائیل بازدداشتم کردند و با دستبند و پابند به مخفرالشرطه انتقالم دادند، بازجویی کردند، توهین نمودند، انگشت نگاری و چهره نگاری کردند، نمونه ی خونم را برداشتند و ... هرگز گمان نمی کردم که نیروهای امنیتی عربستان مرا پیرو حضرت روح الله سلام الله علیه خطاب کنند و جرمم را گفتن:«عیش خمینی» بدانند.
اگرچه در هنگام طواف خانة خدا از بردن نام امام خمینی سلام الله علیه و امام خامنه ای مدظله العالی ابا داشتیم تا حرکتی که صورت می گیرد از سوی زائران و رسانه ها، ایرانی و حتی شیعی تلقی نشود ولی همان لحظات اولیة بازجویی مأموران امنیتی سعودی می پرسیدند که چرا نام خمینی را آورده ای؟ اصرار مأموران سعودی در اینکه ما نامی از حضرت روح الله (ره) برده ایم برایم در ابتدا عجیب و البته آموزنده بود. هیچ وقت فکر نمی کردم نام حضرت روح الله (ره) در دل این پست فطرتان و کلب معلِّم های آمریکا و اسرائیل اینگونه هراس و لرزه انداخته و مو را بر تنهای درشت و کله های پوکشان سیخ کرده باشد. و همان زمان که استقبال ملل دیگر را در طواف خانه خدا از شعارهای اسلامی میدیدم پی بردم که این انقلاب جهانی چگونه تا اعماق قلوب مستضعفان و آزادیخواهان عالم نفوذ کرده و آنان را شیفتة خود کرده است.
سئوالات بازجوی سعودی پر از تناقض بود. گویی سر در گم شده بود و نمی دانست به چه خاطر باید از من بازخواست کند. و مگر در نام «خمینی» چه چیز نهفته بود؟
اگرچه ما نامی از حضرت روح الله (ره) نبرده بودیم اما واقعیت آنست که همان مأمور سعودی نیک دریافته بود که این شعارها و این سخنان همان شعارها و سخنان او بود که چنان در نفوس بشریت با دم مسیحایی خود دمید که حتی خفتگانی را که پنبه در گوش خود کرده بودند را بیدار کرد و اینک پژواک صدای او در سراسر عالَم شنیده می شود. «حضرت امام (ره) نهضت را جهانی می دانست و این انقلاب را متعلق به همة ملتهای مسلمان و بلکه غیر مسلمان معرفی می کرد. امام از این ابائی نداشت. این غیر از دخالت در امور کشورهاست که ما نمی کنیم؛ این غیر از صادر کردن انقلاب به سبک استعمارگران دیروز است که ما این کار را نمی کنیم، اهلش نیستیم؛ این معنایش این است که بوی خوش این پدیدة رحمانی باید در دنیا پراکنده شود ملتها بفهمند وظیفه شان چیست، ملتهای مسلمان بدانند که هویتشان چگونه است و کجاست...» (بیانات حضرت امام خامنه ای مدظله العالی در مراسم سالگرد رحلت حضرت روح الله(ره) 14/خرداد/89)


آری ای خمینی! ما فرزندان تو بخشی از آرزوی تو را به واقعیت مبدل کردیم و انقلاب جهانی را به سایر مسلمانان در کنار کعبه نمایاندیم. دعایی که برای مسلمانان لیبی، بحرین، یمن و فلسطین کردیم گواه این مدعاست. دعایی که برای سید علی سیستانی و سید حسن نصرالله کردیم شاهد این ادعاست و فریاد الموت لامریکا و الموت لاسرائیل فرزندان تو دلیل این معناست... و این تو بودی که گفتی:« از خدا مى‏خواهیم كه این قدرت را به ما ارزانى دارد كه نه تنها از كعبه مسلمین، كه از كلیساهاى جهان نیز ناقوس مرگ امریكا و شوروى را به صدا درآوریم.» و گفتی:«فریادی که از قلب مؤمن است بر همه چیز غلبه می کند.» و ما نیک می دانیم که همین فریادهای ما فتنه را از عالم رفع خواهد کرد و اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله را در جهان حکم فرما خواهد نمود.

+پی نوشت:
این مطلب را همان روزها نوشته بودم برای نشریه ای که خواسته بودند، امروز در وبلاگم چاپش می کنم.
میخواستم در سالگرد رحلت حضرتش منتشر کنم فرصتی نشد.

+Saudi Wahhabi forces release Iranian student over chanting anti-American slogans on Hajj rituals
+فیلم: شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل دانشجویان در خانه خدا



طبقه بندی: خاطرات حج تاریخی، ولایت، روح حج، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: حضرت امام خمینی، حضرت امام خامنه ای، حج، ولایت، روح حج، امام، نهضت، جهان، نهضت جهانی امام، مراسم سالگرد رحلت، بازداشت، دستنبد، مخفرالشرطه، شعار، آل سعود، کعبه، الموت لامریکا،
[ جمعه بیست و ششم خردادماه سال 1391 ] [ 06:31 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
(خصوصیات منحصر به فرد بسیج دانشجویی و مزیتهای آن نسبت به سایر تشکل های دانشجویی)

نهاد بسیج اندکی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تشکیل و در سالهای آخر عمر مبارک حضرت امام(ره) و با تدبیر ایشان فرمان تشکیل بسیج دانشجو و طلبه صادر گردید.
از آن به بعد این تشکل که مولود انقلاب اسلامی و تدبیر ولایت مطلقه فقیه بود در عرصه دانشگاه ها به فعالیت پرداخت و به جستجوی آرمان های انقلاب اسلامی و مطالبه ی آن از مسئولان بود. حجم گسترده فعالیتها، تنوع اقدامات و اثرگذاری آن در سطح دانشگاه های کشور همواره باعث شد تا هجمة مخالفان و دشمنان انقلاب اسلامی به سوی این نهاد دانشجویی و انقلابی روانه شود و کارشکنی ها، تخریب ها و توطئه های آنان ادامه یابد؛ اگرچه که بسیج دانشجویی با صلابت و استقامت به مسیر خود ادامه می داد.

حضور بسیج در سطح دانشگاه ها هیچگاه به معنای نفی تشکل های دانشجویی نبوده و نیست، بلکه به عنوان عاملی محرک برای رشد و هم افزایی تشکل های دانشجویی بوده و هست. همکاری بسیج با اتحادیه ها و انجمن های دانشجویی دیگر به منظور بسط و توسعه ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی در حوزه های گوناگون علمی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و ... خود مؤید این مطلب است.

اما در هر صورت بسیج دانشجویی از ابتدای تأسیس خود مورد لطف و مهربانی رهبران جمهوری اسلامی بوده و با توصیه های آن بزرگواران به حرکت در مسیر خود ادامه می داده است. در این مطلب تلاش شده تا به دلایلی برای لزوم ساماندهی فعالیت های دانشجویی در نهاد بسیج دانشجویی اشاره شود که وجه ممیزة آن از سایر تشکل های دانشجویی است.
بی تردید این مطلب بیانگر یکی شدن تشکل های دانشجویی و گرد آمدن همه ی آنها تحت نام بسیج نیست چرا که این مسئله نه مورد تأیید رهبر معظم انقلاب است و نه امکانپذیر است، بلکه تنها بدنبال بیان اهمیت و ضرورت فعالیت در بسیج دانشجویی در سطح دانشگاه هاست...

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید...

ادامه مطلب

طبقه بندی: بازخوانی اندیشه امام، راه اینجاست...، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: بسیج دانشجویی، بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)، تفکر بسیجی، مدیریت بسیجی، نهاد مقدس، شجره طیبه، انقلاب اسلامی، امام روح الله، امام خامنه ای، مخالفان بسیج، تشکل های دانشجویی، 19 دلیل، حضور در بسیج، عضویت در بسیج، عامل دفع توطئه، نظارت چند وجهی، سوم خرداد، حماسه بسیجیان، اتصال به مقام ولایت فقیه، بسیج؛ افتخار رهبران انقلاب اسلامی، تقدس ذاتی بسیج، همه جانبگی، ذوابعاد بودن بسیج، بسیج پشتوانه کشور، بسیج سرمایه انقلاب، بسیج عامل نجات کشور، بسیج سپر دفاعی کشور، الگوی بیداری اسلامی،
[ پنجشنبه چهارم خردادماه سال 1391 ] [ 09:42 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 11 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic