آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ
واکاوی یک اندیشه افراطی و جریان مشکوک فکری

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نظام سلطه به رهبری آمریکا و انگلیس درصدد ضربه زدن به ملت ایران با استفاده از هر وسیله ای برآمد و در این راه از تهاجم نظامی، تحریم اقتصادی و فشار سیاسی دریغ نکرد.

آنها گاهی با تأکید بر مسئله شیعه و سنی، گاهی با تکیه بر مسئله عرب و عجم و گاهی نیز با مطرح کردن جزایر سه گانه و استفاده از نام جعلی خلیج ع ر ب ی برای خلیج فارس بدنبال ایجاد تفرقه در بین صفوف مسلمین و جدا کردن ملت ایران از همسایگان مسلمان خود در منطقه بوده اند.

در این میان برخی از حاکمان فریب خورده منطقه و عده ای از نا آگاهان داخلی با بازی در پازل دشمن به تکمیل این فتنه آمریکایی کمک کرده و اهداف آنها را پیش برده اند.

در ماجرای ادعای دولت امارات در مورد مالکیت بر جزایر سه گانه شاهد بودیم که یک گروه خاص با مطرح کردن تغییر نام جزیره «ابوموسی» به «الغدیر» در پی ایجاد تنش بیشتر میان شیعه و سنی برآمدند.

از همه عجیب تر اینکه این جریان مشکوک برای بیان افکار و اندیشه ی غلط خود از بیانات رهبر معظم انقلاب نیز استفاده می کند.

این در حالیست که جزیره «ابوموسی» با همین نام و نشان همچون «خلیج فارس» بخشی از هویت و تمدن ملت ایران را تشکیل می دهد و به تعبیر رهبر حکیم انقلاب «بدترین مشكلِ یك كشور این است كه تمدّن و هویّت خود را فراموش كند.» (03/07/1381) و قطعاً اگر در این مسیر« هر كس بخواهد حیثیت و هویت ملت ایران را مخدوش كند، مورد تنفر ملت ایران است.» (18/11/1380)

در حقیقت نظام استکبار با طرح مسائلی از این قبیل به دنبال منحرف کردن اذهان ملت های منطقه از مسائل اصلی یعنی بیداری اسلامی و وحدت و یکپارچگی مسلمانان در برابر کفار، به مسائل فرعی است و بدین منظور تمامی ابزارهای سیاسی رسانه ای خود را بکار می گیرد.

منطق انقلاب اسلامی در برابر این توطئه ها کاملاً مشخص است. جمهوری اسلامی ضمن تأکید بر مسائل ملی، میهنی و عقاید هویتی تمدنی خود بارها بر حفظ وحدت شیعه و سنی در عین اعتقاد به حقایق مذهبی خود اذعان داشته است.

در این میان، دشمن با بهره گیری از مسئله جزایر سه گانه و خلیج فارس از یکسو جمهوری اسلامی را در برابر دولت های مرتجع عرب منطقه قرار داده و از سوی دیگر او را با ملت ایران مواجه کند و در صورتیکه نظام بخواهد بر خلیج فارس اصرار ورزد از طرف دولتهای عربی و اگر بخواهد خلیج اسلام را مطرح کند از جانب ملت خود تحت فشار باشد.

ماجرای جزیره ابوموسی اینک میان یک کشمکش مرزی - جغرافیایی و عقیدتی واقع شده است.

در واقع هر حرکت افراط­گونه همچون تغییر نام آن به الغدیر و یا تفریطی مثل واگذاری آن به دولت امارات بازی در پازل دشمن و ایفای نقش در جهت اهداف استعماری آمریکایی ها خواهد بود.


حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به اهمیت شناختن «روش دشمنیِ دشمن»، مخالفت اصلی آنها را با ملت ایران دانسته اند، «چون ملت ایران است كه این قیام عظیم (انقلاب اسلامی) را به راه انداخت؛ ملت ایران است كه این پشتیبانی صادقانه و غیرتمندانه را از اسلام می‌كند؛ ملت ایران است كه موجب شده امریكا نتواند طمع بورزد.»(01/09/1381)

از نظر ایشان « ملت ایران با ایمانش، با احساساتش، با غرور ملی‌اش، با افتخار به گذشته‌ی تاریخی و مواریث عظیم فرهنگی‌اش، توانست این حركت عظیم (انقلاب اسلامی) را بوجود بیاورد.»( 11/ 02/ 1387) در واقع تأکید بجا بر هویت ملی و مواریث فرهنگی نه تنها عامل تفرقه نیست بلکه عامل وحدت ملی و حرکت یکپارچه ملت ایران نیز به شمار می آید.

در پایان نیز بخش دیگری از کلام رهبر فرزانه انقلاب را که درباره اختلاف بر سر مالکیت بر جزایر سه گانه، ایراد شده است را بدون کم و کاست می آوریم.

«ما كه از تهاجم دشمن باكى نداریم! ما مى‌گوییم وحدت، براى این‌كه شما منتفع شوید؛ همه دولتها منتفع شوند؛ دنیاى اسلام منتفع شود. وحدت، این است! امروز مى‌شنوید كه در خلیج فارس، باز سر و صداهایى درست كرده‌اند: بهانه‌اى به اسم جزیره ابوموسى و از این حرفها. این حرفها چیست؟! اینها كار كیست؟! كیست كه دست استعمارگران دیروز - همان دستهاى پلید - را در این ماجرا نبیند؟! كیست كه دست قدرتهاى حاضر در خلیج فارس را، دست امریكا را، دست استعمارگر پیرمنحوس، یعنى دولت انگلیس را، در این ماجرا نبیند؟! چه مى‌خواهند اینها؟ چرا مى‌خواهند بین همسایه‌ها اختلاف بیندازند؟ چرا مى‌خواهند براى توجیه حضور خودشان در خلیج فارس، برادران را با هم دشمن كنند؟ این كشورها اگر با یكدیگر همدست باشند، مشتى خواهند شد و آن وقت دشمن جرأت نمى‌كند در مقابل آنها بایستد و به این كشورها زور بگوید. مى‌خواهند این همدستى از بین برود و این مشت باز شود. چرا؟ چه كسانى هستند؟ معلوم است كه دست قدرتهاى بیگانه است. ما تصوّرمان این است. ما خیال مى‌كنیم در این قضایا، شیوخ منطقه اگر گناهى داشته باشند، گناهشان غفلت از حقایق است. آنها هم دلشان مى‌خواهد اتّحاد و اتّفاق باشد.

ما توصیه‌مان به دولتهاى خلیج فارس و همسایه‌ها این است كه دشمن را ببینند؛ دشمن را بشناسند؛ كید دشمن را بشناسند؛ دست دشمن را بشناسند و بدانند كیست كه مى‌خواهد در این منطقه اختلاف بیندازد؟ این اختلاف، بیشتر به ضرر خود آنهاست. حوادث دو، سه سال پیشِ منطقه را دیدید؟ دیدید نتیجه كمك به عراق چه شد؟ نتیجه حضور قدرتمندانه امریكا و انگلیس و دیگران را در این منطقه دیدید؟ چقدر منطقه و دولتهاى جنوب خلیج فارس تحقیر شدند و هنوز هم مى‌شوند! ملتها چقدر تحقیر شدند! علاج همه اینها، اتّحاد كلمه است. والّا دولت ایران كه از چیزى نمى‌ترسد. ملت ایران هم از چیزى نمى‌ترسد. ما در انقلاب متولّد شدیم، با انقلاب پیش رفتیم و در مقابل دشمنیها رشد كردیم. بیشتر از آنچه كه دنیا تا امروز با ما دشمنى كرده‌است، ممكن نیست با كسى دشمنى كرد. با كدام ملت این‌قدر دشمنى كرده‌اند؟ با این وجود، ملت ایران مانده است؛ انقلاب مانده است؛ جمهورى اسلامى مانده است و همیشه به فضل الهى خواهد ماند. این، آن پیام وحدت اسلامى است كه براى همه، مایه عزّت، مایه كرامت و مایه آرامش است. این، آن آرزوى ماست. (۱۳۷۱/۰۶/۲۴)»

+ این مطلب در
امت اسلامی  و تریبون مستضعفین و جهان نیوز منتشر شد.




طبقه بندی: بیداری اسلامی، تفکر، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: جزیره ابوموسی، ابوموسی، تنب کوچک، تنب بزرگ، خلیج فارس، امارات، امریکا، انگلیس، شیعه، سنی، اختلاف، اختلاف مذهبی، اختلاف مرزی، جغرافیایی، جمهوری اسلامی، انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، احمدی نژاد، سفر به ابوموسی، شیعه نیوز، افراط، تفریط، خلیج اسلام، الغدیر، جزیره الغدیر، پازل دشمن، وحدت شکنی به بهانه دفاع از ابوموسی،
دنبالک ها: تغییر نام جزیره ابو موسی به جزیره الغدیر، جزایر سه گانه بهانه جدید، برای تشدید اختلافات مذهبی، ملاک وحدت مسلمین از دیدگاه رهبری / پاسخی به مدعیان دروغین پیروی از ولایت، «وحدت‌شکنی» به بهانه دفاع از «ابوموسی»،
[ دوشنبه هجدهم اردیبهشتماه سال 1391 ] [ 02:40 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
انتخابات بعنوان مهمترین عرصه حضور مردم در صحنه تصمیم گیری برای تعیین سرنوشت خویش در جوامع مردم سالار شناخته می شود، در نتیجه، انتخاب نامزدهای مورد نیاز برای تصدی مسئولیت ها اهمیتی معادل تعیین آیندة یک نظام و مملکت را دارد.
احزاب و گروه های سیاسی در آستانه انتخابات ها تلاش می کنند با ارائه ی لیست های انتخاباتی کاندیداهای خود را به مردم معرفی کنند تا هر کدام در مدیریت کشور سهمیه ای را کسب کنند.
در این میان برخی از مردم بر اساس سلایق سیاسی خویش و بنابر اعتماد به احزاب و اشخاص، کاندیدای منتخب خود را از میان فهرست های انتخاباتی بر می گزینند، اما با مراجعه به دیدگاه های بنیانگذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب و سایر نخبگان سیاسی کشور دریافته می شود که مبنای انتخاب نامزدها به هیچ وجه نباید گرایشات حزبی و قبیله ای باشد بلکه تنها بایستی کاندیدای «اصلح» بر اساس تحقیق و تفحص و ارزیابی آنها برگزیده شده و به او رأی داده شود.
در ذیل تلاش شده تا ضمن مراجعه به دیدگاه های رهبران جمهوری اسلامی یعنی حضرت امام خمینی(ره) و امام خامنه ای(مدظله العالی) و واکاوی نظرات حضرت آیت الله مهدوی کنی و نیز علامه مصباح یزدی بعنوان دبیران جبهة متحد اصولگرایان و جبهة پایداری انقلاب اسلامی، آراء آنان را نسبت به انتخاب نمایندگان مجلس بررسی کنیم.
حضرت امام خمینی (ره) ضمن اشاره به اهمیت انتخاب افراد در انتخابات به بیان ویژگی های یک نامزد اصلح پرداخته و از مردم می خواهند که با بررسی این معیارها در کاندیداهای مختلف، خودشان بدون توجه به تبلیغات کسی که دارای آن صفات بود را برگزیده و به آن رأی دهند:
«[مردم] قانون اساسى را ملاحظه كنند و صفات رئیس جمهور را در آنجا ملاحظه كنند، و كسى كه داراى آن صفات بود و او را به آن صفات مى‏شناسید به او رأى بدهید، و اگر فاقد آن صفات باشد، احتراز كنید از رأى دادن به او. روز سرنوشت‏سازى است. مى‏خواهید زمام كشور را به یك كسى بدهید كه مؤثر است در مقدرات كشور شما. سهل انگارى نكنید، و به پاى صندوقها بروید، و با هم اجتماع كنید، و كسى كه لایق براى این مقام است و داراى آن صفاتى است كه سوء سابقه نداشتن، وابستگى به رژیم سابق نداشتن، اینها از امورى است كه باید ملاحظه بشود. و آقایان نباید سستى كنند در رفتن. به پاى صندوق بروند. لكن به كسى كه این صفات را دارد رأى بدهند.»(1)


در جای دیگری بنیانگذار انقلاب با اشاره به این نکته که «مجلس خانه همه مردم و امید مستضعفین است»، دیدگاه رایج در وابستگی صنفی و گروهی نمایندگان را طرد کرده و بر لزوم تحقیق و شناسایی کاندیداهای اصلح از سوی مردم تأکید می ورزند:
«در هر حال، مردم با بصیرت و درایت و تحقیقْ كاندیداها را شناسایى كرده، و به‏ سوابق و روحیات و خصوصیات دینى- سیاسى نامزدهاى انتخاباتى توجه نمایند. مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانى رأى دهند كه متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئولیت كنند، و طعم تلخ فقر را چشیده باشند، و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنجدیدگان تاریخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاك طینتان عارف، و در یك كلمه، مدافع اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- باشند. و افرادى را كه طرفدار اسلام سرمایه دارى، اسلام مستكبرین، اسلام مرفهین بى‏درد، اسلام منافقین، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان، و در یك كلمه، اسلام امریكایى هستند طرد نموده و به مردم معرفى نمایند. و از آنجا كه مجلس خانه همه مردم و امید مستضعفین است، در شرایط كنونى نباید كسى انتظار داشته باشد كه حتماً نمایندگان باید از گروه و صنف خاصى باشند. باید توجه داشت كه هنوز خیلى از مسائل وجود دارد كه به نفع محرومین باید حل و فصل شود. و تمیز بین كسانى كه در تفكر خود خدمت به اسلام و محرومان را اصل قرار داده‏اند، با دیگران كار مشكلى نیست. »(2)
رهبر حکیم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه ای هم در آستانه هر انتخاباتی با برشمردن ملاک ها و معیارهای یک نامزد اصلح، تلاش مردم برای جستجوی نامزد مناسب تر را وظیفه همه مردم دانسته و عدم ملاحظات حزبی و خویشاوندی را با در نظر گرفتن ملاک های دینی و شرعی و انقلابی را از مردم می خواهند.
« مردم وظیفه دارند در انتخابات شركت كنند و نامزدهاى صحیح را پیدا و آن‏ها را انتخاب نمایند. مردم وظیفه دارند به ملاكهاى دینى و شرعى و انقلابى نگاه كنند؛ به روابط قوم و خویشى و ایل و طایفه‏اى و این‏طور چیزها نگاه نكنند. ببینند واقعاً چه كسى با معیارهاى الهى و انقلابى، مناسب‏تر و به آن نزدیك‏تر است، او را برگزینند و با شور و شوق به عنوان یك وظیفه در این كار دخالت كنند. كسانى از مردم وظیفه دارند كه دیگران را تشویق و تحریض كنند. كسانى كه زبان گویایى دارند، قلم توانایى دارند و آبرویى پیش مردم دارند- كه این آبرو هم جزو ذخایر الهى است و خداى متعال به هركس داده است، باید آن را در راه او مصرف كند و به كار ببرد- مردم را توجیه و تشویق كنند و آدم‏هاى خوب را به آن‏ها معرفى نمایند. در معرفىِ نامزدهاى نمایندگى باید ملاحظه كنند كه هیچ رابطه‏اى را غیر از رابطه‏ى دینى و الهى و وظیفه‏ى شرعى دخالت ندهند. فلان‏كس با ما رفیق است، فلان‏كس با ما دوست است، فلان‏كس فایده‏اى به ما مى‏رساند؛ ابداً این چیزها را در نظر نگیرند. البته هر كارى هم كه آن‏ها بكنند، مردم باید چشمشان باز باشد؛ خودشان واقعاً بشناسند و بفهمند كه چه كار مى‏كنند. »(3)
«مسئله‏ ى بعدى در انتخابات این است كه مردم سعى كنند صالح‏ترین را انتخاب كنند. آن كسانى كه نامزد ریاست جمهورى مى‏شوند و در شوراى‏ نگهبان‏ صلاحیت‏ آن‏ها زیر ذره بین قرار مى‏گیرد و شوراى‏ نگهبان‏ صلاحیت‏ آن‏ها را اعلام مى‏كند، این‏ها همه‏شان صالحند. اما مهم این است كه شما در بین این افراد صالح، بگردید و صالح‏ترین را پیدا كنید. اینجا جائى نیست كه من و شما بتوانیم به حد اقل اكتفاء كنیم؛ دنبال حد اكثر باشید؛ بهترین را انتخاب كنید. »(4)


« مردم تحقیق و مطالعه كنند؛ از روى احساس وظیفه به پاى صندوقهاى رأى بروند و از روى احساسِ وظیفه، نام كسانى را كه گزینش كرده‏اند، به صندوقهاى رأى بیندازند. مجلس، این‏گونه درست مى‏شود و سپس دولت به وجود مى‏آید و به پیش مى‏رود. این، امتحانِ بزرگ و كارِ مهمّى است. »(5)
از سوی دیگر کسانی نیز که ملاک های لازم برای تصدی مسئولیت ها را در خود مشاهده می کنند و افرادی با صلاحیت تر از خود را سراغ ندارند، باید برای انتخابات نامزد شده و خود را در معرض رأی ملت قرار دهند:
« در این چند روزى كه از مهلت ثبت‏نام نامزدهاى انتخابات باقى مانده، وظیفه‏ى وجدانى و اسلامى و میهنى هركسى كه خود را داراى این خصوصیات مى‏داند، این است كه برود داوطلب شود و به صحنه‏ى انتخابات بیاید. اگر بعد دیدند افرادِ باصلاحیت‏تر از آن‏ها هستند، مى‏توانند كنار بروند؛ لیكن الآن باید به صحنه بیایند. مردم چنین افرادى را هرجا دیدند، باید از آن‏ها بخواهند كه بروند نامزد شوند. صلاح و آینده‏ى كشور به این است كه انتخابات، پُرشور و با علاقه و حضورِ قاطبه‏ى ملت برگزار شود. »(6)
اهمیت دیگر تعقل و تدبیر در بررسی و تحقیق نامزدها، مسئولیت الهیِ رأی دهنده است. هرکس باید بداند که باید در قبال رأی خود در پیشگاه خداوند متعال پاسخگو باشد:
« مردم عزیز ما و بخصوص جوانان، احساساتشان را كنترل و با عقلشان كار كنند؛ با دو چشمِ باز نگاه كنند و انتخاب نمایند. البته سلایق هم زیاد است؛ همه گونه سلیقه وجود دارد؛ تابه‏حال هم همین‏طور بوده است. هركسى طبق سلیقه‏ى خود عمل كند؛ منتها همه توجّه كنند كه این انتخابى كه ما مى‏كنیم، یكجا مى‏بایست جواب آن را بدهیم. این‏طور نیست كه بگوییم حالا ما یا اصلًا انتخاب نمى‏كنیم، یا انتخاب مى‏كنیم و كسى چه مى‏فهمد! بله؛ مردم نمى‏فهمند كه ما چه انتخاب كردیم؛ اما خداى متعال كه تشخیص مى‏دهد. ما باید جواب او را بدهیم. ما باید محاسبه كنیم، تحقیق كنیم، بررسى كنیم و معیارها را ملاحظه نماییم، تا بتوانیم به خداوند پاسخ دهیم. اگر انسان نمى‏تواند، از اشخاصى كه مورد اعتماد هستند، از كسانى كه انسان مى‏تواند در مسائل مهم در مسائلى كه باید به خدا جواب داد به آن‏ها اعتماد كند، استفسار نماید؛ اشكالى هم ندارد. »(7)
«آنچه كه من عرض مى‏كنم، در درجه‏ى اول حضور مردمى است. در درجه‏ى بعد كه البته حائز اهمیت بسیارى است این هم، پیدا كردن نماینده‏ى اصلح است. آن كسانى كه به وسیله‏ى شوراى‏ نگهبان‏ صلاحیت‏ آن‏ها اعلام مى‏شود، معنایش این است كه این از حد اقل صلاحیت مورد نیاز برخوردار است. در بین این كسانى كه اعلام مى‏شوند، افرادى هستند با صلاحیتهاى بالاتر، افرادى هستند در سطح پایین‏تر. هنر ملت ایران و مردم شهرها و حوزه‏هاى انتخابیه این است كه دقت كنند، نگاه كنند، بشناسند اصلح را، بهترین را انتخاب كنند؛ بهترین از لحاظ ایمان، بهترین از لحاظ اخلاص و امانت، بهترین از لحاظ دین‏دارى و آمادگى براى حضور در میدانهاى انقلاب؛ دردشناس‏ترین و دردمندترین نسبت به نیازهاى مردم را انتخاب كنند. »(8)
در نگاه معظمٌ له جناح بندی های سیاسی و حزبی به هیچ وجه معتبر نبوده و اثری در انتخاب افراد بعنوان نمایندگان ملت نباید داشته باشد. این در حالی است که برخی ملاک اولی و ابتدایی را برای گزینش کاندیداهای مورد نظر، تعلقات حزبی و خطوط سیاسی می دانند و سعی دارند رهبری را نیز متمایل به جریان سیاسی خود نشان دهند:
« این جناحها و خطوط و احزاب هم از نظر بنده اعتبارى ندارند. بعضى خودشان كه كشمكش مى‏كنند هیچ، سعى مى‏كنند كه رهبرى و دستگاه‏هاى نظام را هم وانمود كنند كه در دعواهاى جناحى و خطّىِ این‏ها واردند! این مطلب درست نیست. بنده حزب و شخصیت نمى‏شناسم؛ بنده این را مى‏شناسم كه كسى كه مى‏آید به مجلس، باید باتقوا باشد. اوّلین شرط تقواست: «انّ اكرمكم عند الله اتقاكم (حجرات/13)». دیگر اینكه باید طرف‏دار محرومین باشد؛ بداند كه در كشور محرومیت هست و سعى و همّت او باشد كه رفع محرومیت كند. باید ضدّ فساد هم باشد و با فساد مالى و اقتصادى به شدّت و به‏جد، از بُن دندان و نه به لفظ، مخالف باشد، تا با فساد مبارزه كند. البته توانمند، بااخلاص و عالِم هم باشد. »(9)
رهبر معظم انقلاب با معرفی ملاک های انتخاب نمایندگان مجلس، راه صحیح انتخاب اصلح را همواره نشان مردم داده و آنها را به گزینش افراد توصیه کرده اند. در زیر برخی از ملاک های دیگر را بصورت گذرا اشاره می کنیم:
«آحاد ملت باید هوشیار باشند. نماینده‏ى متدین، امین، طرف‏دار عدالت، مخالف با فساد، طرف‏دار حقوق محرومین، پایبند به مبانى اسلام و ارزشهاى اسلامى و خط امام؛ یك چنین نماینده‏اى را بفرستند مجلس؛ آن‏وقت مجلس مقتدر خواهد شد، عزتمند خواهد شد. تشخیص این براى همه البته آسان نیست، ولى باید تحقیق كرد، باید به آدم‏هاى مطلع، آدم‏هاى خبره، آدم‏هاى مطمئن مراجعه كرد.»(10)
«مبادا كسانی به مجلس بروند كه گیرنده‌ی آنها، منتظر فرستنده‌ی قوی امریكا و غرب باشد! مبادا كسانی وارد مجلس شوند كه آنتنهایشان را به آن سمت تنظیم كرده باشند؛ هر چه از آن‌جا می‌آید، بگیرند و در داخل به زبان دیگری منتشر و منعكس كنند! همه نگرانی من از این است.» (11)
«نماینده باید شجاع و باشرف و امین و طرف‏دار ضعفا و قشر ضعیف باشد. قانون‏ باید بتواند از حقوق ضعفا دفاع كند، و الّا قانونى كه پول‏داران را پول‏دارتر كند، قانون‏ مملكت اسلامى نیست. قانون‏ باید بتواند گره‏ها را باز كند و به دردِ دل قشرهاى محروم برسد.» (12)
«اگر خودتان توانستید كسانى را بشناسید كه داراى این خصوصیات باشند، بروید به آن‏ها رأى دهید؛ اما اگر خودتان آشنایى ندارید، در هر نقطه‏ى كشور از آدم‏هاى امینى كه به آن‏ها اطمینان داشته باشید، بپرسید؛ آن‏ها معرفى مى‏كنند، تا إن شاء اللّه یك مجلس قوى، مردمى و متّكى به آراءِ مردم تشكیل شود و بتواند كارهاى بزرگى را كه بر عهده ‏ى او قرار دارد، انجام دهد و مردم را- طبق آنچه شایسته‏ى این مردم آزاده و بزرگ است- إن شاء اللّه راضى و خشنود كند، كه این رضایت الهى را هم به دنبال دارد. »(13)
رئیس مجلس خبرگان رهبری و دبیرکل جامعه روحانیت مبارز و جبهه متحد اصولگرایان، آیت‌الله مهدوی كنی نیز بر انتخاب فرد اصلح از سوی مردم بارها تأکید کرده اند:
« مردم ما در این سی سال بلكه قبل از آن نشان داده اند كه مردمی رشید و صاحب تشخیص هستند. به میدان رای خواهند آمد و آنها هم فردی را كه اصلح می دانند، انتخاب می كنند.» (14)


ایشان البته اصلح بودن افراد را بصورت مطلق ندانسته بلکه نسبی می دانند و اصلح بودن را به معنای بلا اشکال بودن اشخاص نمی شمرند:
«در انتخابات قاعدتا به كسی كه صالح تر است رای داده میشود. اصلح بودن هم جهات مختلفی دارد. اگر به كسی رای داده می شود، معنایش این نیست كه او هیچ عیبی ندارد و قابل نقد هم نیست. چون انسانهای معمولی طبعا اشكال در كارشان وجود دارد و ممكن است اشتباه و خطا بكنند. رای دهندگان من حیث المجموع فردی را با تمام خصوصیات و جنبه های سلبی و ایجابی اش بررسی می كنند و در نهایت یك نفر كه به نظرشان برای مردم، انقلاب و اسلام مفید است را انتخاب می كنند. ما هم روی این جهت است كه می خواهیم فردی را انتخاب بكنیم و الا نسبت به كاندیداهای دیگر هم احترام می گذاریم.» (15)
عمار انقلاب اسلامی و رهبر معنوی جبهه پایداری انقلاب اسلامی، علامه مصباح یزدی هم با وجود تلاش جبهه متبوع برای تهیة لیست انتخاباتی از اشخاص شایسته، بارها بر ضرورت عدم توجه مردم به اینگونه لیست ها و گزینش اشخاص مناسبی که خارج از فهرست های موجود نیز وجود دارند تأکید کرده اند.
ایشان تلاش برای تهیة لیست را به جهت وظیفه دینی و شرعی خود دانسته و مسئلة مهم را انتخاب اصلح می دانند:
«مهم انتخاب اصلح با در نظر گرفتن مصلحت نظام و اسلام است، حتی اگر با آن فرد اختلاف نظر داشته باشیم یا وی در گروه و حزب ما نباشد. »(16)


ایشان همچنین با بیان این که مقام معظم رهبری بر معرفی کاندیدای اصلح تاکید دارند اضافه می کنند: در معرفی افراد لایق و شایسته نباید تعصب داشت که این فرد در گروه و یا حزب دیگری است و شما هوادار گروه دیگر هستید بلکه باید به عنوان وظیفه دینی خود عمل کرده و او را معرفی نمایید.
عضو خبرگان رهبری در بخش دیگری از سخنان خود، به انتخابات مجلس شورای اسلامی و انتخاب کاندیدای اصلح اشاره کرده و می فرمایند: ما به عنوان روحانی و کارشناس دینی در مسائلی اظهار نظر می کنیم که ارتباط با دین داشته باشد.
علما به عنوان کارشناسان دینی و خبره و به عنوان حجت شرعی به مردمی که نمی توانند تحقیق کرده و اصلح را تشخیص دهند، افراد متدین و انقلابی را معرفی می کنند.
رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) با بیان این که ما بین خود و خدا و به عنوان حجت شرعی فردی که اصلح است را معرفی می کنیم اظهار داشتند: عالمی که سر و کارش با کتاب است نمی تواند از لای کتاب و یا با استخاره بگوید فلانی اصلح است، باید کسانی که با مردم سر و کار دارند و مورد اعتماد آنان هستند فرد اصلح را از غیر اصلح تشخیص دهند و معرفی نمایند. (17)

منابع و ارجاعات:
1. صحیفه امام، ج‏11، ص: 394
2. صحیفه امام، ج‏21، ص: 11
3. بیانات در دیدار اعضاى هیئت نظارت بر انتخابات شوراى نگهبان‏ 14/ 11/ 1374
4. بیانات در جمع مردم استان كردستان در میدان آزادى سنندج‏ 22/ 02/ 1388
5. بیانات در «دانشكده‏ى افسرى» 16/ 12/ 1374
6. بیانات در اجتماع بزرگ مردم قزوین‏ 25/ 09/ 1382
7. بیانات در دیدار كارگزاران حج‏ 26/ 11/ 1378
8. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در اجتماع بزرگ مردم یزد 12/ 10/ 1386
9. بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم قم‏ 18/ 10/ 1382
10. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اقشار مختلف مردم‏ 22/ 12/ 1386
11. بیانات در دیدار پرسنل و فرماندهان ارتش 28/1/75
12. بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار اقشار مختلف مردم‏13/ 11/ 1378
13. بیانات در خطبه‏ هاى نماز جمعه‏ى تهران‏ 24/ 11/ 1382

14. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8803040300
15. همان
16. تاریخ: 29/10/1390  http://mesbahyazdi.com/farsi/news?=49
17. ۲۷  دی http://sobheentekhabat.com/fa/?p=5637- ۱۳۹۰


همین مطلب در
SNN؛ تریبون مستضعفین؛ جام نیوز



طبقه بندی: راه اینجاست...، تفکر، فکر نوشت،
برچسب ها: انتخابات، مجلس، مجلس شورای اسلامی، مجلس نهم، حضور، مشارکت، حداکثر، انتخاب اصلح، صالح مقبول، دفع افسد به فاسد، فرد اصلح، لیست اصلح، جمهوری اسلامی، مردم، امام خمینی، امام خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، دبیرکل جبهه متحد، آیت الله مهدوی کنی، رئیس مجلس خبرگان رهبری، دانشگاه امام صادق، آیت الله مصباح یزدی، علامه مصباح، عمار انقلاب، جبهه پایداری انقلاب اسلامی،
[ دوشنبه بیست و چهارم بهمنماه سال 1390 ] [ 06:15 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
سخنان روز شنبه دادستان محترم کل کشور در "معقولانه" و "با استناد به قانون" توصیف کردن حکم دادگاه خانم فائزه هاشمی رفسنجانی در حالی در خبرگزاری های کشور مطرح شد که چشم امید ملت ایران به نظاره دستگاه قضایی برای اجرای عدالت بدون نفوذ کانون های قدرت و ثروت دوخته شده بود ولی آنچه که در عمل مشاهده گردید چیزی جز این بود و این امر نگرانی ها را از عدم اجرای رسیدگی دقیق در پرونده های مشابه نظیر پرونده فساد اخیر بانکی دو چندان می کند.
اگرچه اتهامات فائزه هاشمی رفسنجانی، بیش از مصاحبه با سایت ضد انقلابی "روز آنلاین" بوده است که بخشی از آنها در فتنه 88 و بخشی دیگر پیش از آن نمایان شده بود اما مواردی نیز که در این مصاحبه مطرح شده فراتر از عنوان مجرمانه تبلیغ علیه نظام قابل پیگرد و تعقیب بوده است که متأسفانه دستگاه قضا بدون در نظر گرفتن آنها تنها به عنوان مجرمانه تبلیغ علیه نظام و آنهم صرفاً نسبت به مصاحبه مذکور اقدام نموده است.
ذیلاً به برخی از عناوین مجرمانه دیگر وی که در کیفرخواست متهمه در نظر گرفته نشده اشاره می کنم، به امید آنکه روزی بنابر عدالت به اتهامات وی رسیدگی شود:
•    اهانت به مقدسات مذهبی و زیر سئوال بردن حجاب برتر بانوان ایرانی:
وی در چهارم اسفندماه سال ۸۷ در مصاحبه با پایگاه اینترنتی الشروق الجزایر، خواستار اختیاری شدن حجاب در ایران شد و گفت: «به عقیده من، حجاب همچنان که در کشورهای اسلامی معمول است، باید در ایران هم اختیاری باشد نه اجباری.»
فائزه هاشمی همچنین با حضور در برنامه صبحگاهی شبکه دوم سیما به عنوان رئیس فدراسیون ورزش زنان حرف‌هایی از همین جنس زد و گفت: «متأسفانه بعد از انقلاب ما یک سری رفتارها برای خانم‌ها ارزش شد، رنگ مشکی ارزش شد، چادر مشکی، مانتو مشکی، مقنعه مشکی، روسری مشکی و رنگ‌های تیره و مرده ارزش شد. این ارزش‌ها خوب نبود.» او همچنین گفت: «متأسفانه در سال‌های اخیر سیاست‌ها به سمتی می‌رود که زنان را بیشتر خانه‌نشین کنند.»
بدیهی است عنوان مجرمانه ی نامبرده مشمول ماده 513 قانون مجازات جمهوری اسلامی خواهد شد و لذا «هرکس به مقدسات اسلام... اهانت نماید... به حبس از یک تا پنج سال محکوم خواهد شد.»
ضروری است که قوه قضائیه عدالت قضایی را برخورد با متهمان به جرایم مشابه در نظر گرفته و همانگونه که با منتشر کنندگان ویژه نامه موهن خاتون برخورد نمود، با این شخص برخورد نماید.
•    اقدام علیه امنیت ملی:
آنچه که اکنون بر همه واضح و مبرهن شده است فعالیت سازماندهی شده و بلند مدت جنبش سبز در ماه های منتهی به انتخابات با وجود هسته ی فکری و مدیریتی این جریان در خارج از کشور می باشد.
عضویت فائزه ی هاشمی در ستاد میرحسین موسوی در قالب سازماندهی دختران فیروزه ای پیش از انتخابات و حضور ثبت شده وی در تجمعات غیرقانونی این جریان در تاریخ های ۲۵، ۲۶ و ۳۰ خرداد، حضور در تجمع روز 16 آذرِ دانشجویان واحد علوم و تحقیقاتِ دانشگاه آزاد و ترغیب آنها به ادامه آن تا پایان روز و نیز هدایت این تجمع ساختارشکنانه به بیرون دانشگاه، حضور در تجمع روز ششم دی و هتک حرمت عاشورای حسینی و در نهایت حضور در تجمع معاندین نظام در روز یکم اسفند ۸8 در خیابان ولی‌عصر که منجر به دوبار دستگیری وی از سوی مأموران انتظامی در تجمعات یادشده گردید، از مصادیق بارز اقدام علیه امنیت ملی است که بنابر ماده 499 قانون مجازات اسلامی از سه ماه تا پنج سال حبس داشته و بنابر قانون، تعدد جرم منجر به محکومیت متهمه به اشد مجازات مقرر در قانون خواهد شد.
•    تبلیغ علیه نظام:
فائزه هاشمی با سخنرانی در تجمعات و مصاحبه های متعدد پیش و پس از انتخابات بارها با موضع گیری برخلاف اراده ملت ایران شرایط را برای سوءاستفاده دشمنان قسم خورده جمهوری اسلامی ایران مهیا ساخت و امید جبهه باطل در تحقق رویای خام و پوچ شان را بیشتر کرد.
بدیهی است عنوان مجرمانه ی وی مصداق روشن ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی است و در نتیجه: «هر کس علیه نظام جمهوری اسلامی ایران یا به نفع گروهها و سازمانهای مخالف نظام به هر نحو فعالیت تبلیغی نماید به حبس از سه ماه تا یکسال محکوم خواهد شد.»
گفتنی است بنابر ماده 47 قانون مجازات اسلامی «در مورد تعدد جرم هرگاه جرایم ارتکابی... مختلف نباشد فقط یک مجازات تعیین می گردد و در این قسمت می تواند از علل مشدده کیفر باشد...» فلذا با توجه به تکرار عنوان مجرمانه "تبلیغ علیه نظام" از سوی متهمه، بنابر تصریح قانون می بایست وی به اشد مجازات مقرر در قانون یعنی یکسال حبس (تنها در خصوص جرم تبلیغ علیه نظام) محکوم شود.
•    اهانت به رهبر معظم انقلاب اسلامی:
اظهارت توهین آمیز فائزه هاشمی نسبت به رهبر معظم انقلاب در میان شرکت کنندگان در تجمع غیر قانونی 25 خرداد و نیز طعنه ها و کنایه های بی شرمانه اش به ساحت ولی معظم فقیه در مصاحبه با سایت ضد انقلابی روز آنلاین، در حالی با عدم برخورد قوه قضائیه مواجه شده که بنابر ماده ی ۵۱۴ قانون مجازات اسلامی:« هرکس به حضرت امام خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی رضوان الله علیه و مقام معظم رهبری به نحوی از انحاء اهانت نماید به حبس از شش ماه تا دو سال محکوم خواهد شد.»
جای تعجب دارد که در مورد اتهامی وی در مصاحبة مذکور هیچگونه اشاره ای به این هتاکی و بی شرمی وی نمی شود و بسادگی از کنار آن گذشته می شود.
همه می پنداشتیم که قوه ی قضائیه در راستای گسترش عدالت محوری و نهادینه نمودن قانون مداری با اجرای عدالت قضایی میان تمامی مجرمان و محکومان، نهایت تلاش خود را به کار خواهد گرفت تا همانگونه که احکام متجاوزان به حقوق افراد در آن ایام تلخ را با عدالت و در عین حال سرعت و صلابت لازم صادر نمود، این بار نیز بدون توجه به اصل و نسب افراد و نیز نادیده انگاشتن تهدیدات مافیای قدرت و ثروت در کشور به اتهامات نامبرده به دقت رسیدگی می کرد.
جامعه عدالتخواه ایرانی بی شک این ناعدالتی بارز را تحمل ننموده و بر اساس قانون جمهوری اسلامی ایران که به فرموده امام امت و مقام معظم رهبری فصل الخطاب است، با بررسی موشکافانه ی اقدامات مجرمانه این فریب خورده ی به دست استکبار، از آن دستگاه انتظار صدور حکم واقعی متهمه را می نماید.

پ.ن:
1. این مطلب رو بالاخره بعد از دو ماهی كه دستم به نوشتن نمی رفت نگاشتم از سری یادداشت ها و تحلیل های حقوقی است.
2. یكسری مطالب دیگری از این سنخ دارم كه در سایت های و خبرگزاری ها یا بصورت بیانیه و یا نامه سرگشاده منتشر شده آنها رو هم برای ثبت در تاریخ!! بعداً میگذارم.



طبقه بندی: فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: فائزه هاشمی، حكم دادگاه، 5 ماه حبس، تحلیل حقوقی، رجانیوز، اقدام علیه امنیت ملی، توهین به مقدسات مذهبی، محارب و مفسد فی الارض، 13 سال حبس،
دنبالک ها: همین مطلب در رجانیوز، همین مطلب در "ندا آنلاین"، همین مطلب در "أین عمار"، همین مطلب در خبرگزاری دانشجو، همین مطلب در سایت خبری تحلیلی حزب الله، لینک همین مطلب در جام نیوز، انتشار همین مطلب در جهان نیوز،
[ سه شنبه بیستم دیماه سال 1390 ] [ 08:39 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]

همانطور که در خبرها آمده موج بیداری ملت ها به پنج قاره رسیده و مردم در شهرهای مختلف جهان علیه نظام سرمایه داری و بی عدالتی های اقتصادی به خیابان ها ریخته اند.

این اعتراضات که اینک به بیش از 82 کشور جهان کشیده شده است خشم و حیرت سیاستمداران و نظریه پردازان غربی را برانگیخته و به مقابله سخت با جنبش موسوم به وال استریت مجبور ساخته است.

در این زمینه اما چند نکته حائز اهمیت است:

1.آنچه که این روزها در بیش از 1400 شهر دنیا به وقوع پیوسته است، نشأت گرفته از ریشه های عمیق تاریخی و دارای لایه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است که اینک در قالب اجتماعات مردمی و نظایر آن مشاهده می گردد.

انبوه مردم در حالی در خیابان های آمریکا جمع شده اند که دولتمردان آمریکایی در برابر پرسش های عدالتخواهانه و انسانی آنان پاسخی جز سرکوب، دستگیری و بازداشت نداشته اند.

اگرچه سابقة برخوردهای چند ماهة اخیر چند دولت اروپایی در سرکوب کردن مخالفان خود دیگر جای اندک امیدی در شنیدن صدای ملت های خود را نگذاشته است اما امید آن می رفت تا نظام سلطه با عبرت گرفتن از وقایع چندی پیش لندن، آتن و رم به فکر چارة جدی برای اصلاح نظام های لیبرالیستی و کاپیتالیستی خود برآید.

2.نهادهای حقوق بشری و به خصوص سازمان عفو بین الملل، سازمان بین المللی دیدبان حقوق بشر، شورای امنیت سازمان ملل و ... که بارها در اتفاقات متعدد، ناکارآمدی، بی خاصیتی و همسویی خود را با منافع مستکبران و شبکة خبیث صهیونیستی آشکار ساخته اند، این بار نیز در برابر موارد متعدد نقض حقوق بشر در امریکا و سایر کشور های اروپایی سکوت کرده اند و در دفاع از حقوق ملت ها دم بر نمی آورند.

این در حالی است که در مواد متعدد اعلامیة جهانی حقوق بشر نظیر مواد دوم، سوم، پنجم و نوزدهم بر آزادی عقاید سیاسی، امنیت شخصی و منع هرگونه شکنجة متهمان و مخالفان تصریح شده ولی متأسفانه این روزها شاهد نقض آشکار این مسئله در کشورهای مدعی حقوق بشر می باشیم.

3.در پایان این هشدار را به حاکمان غربی می دهیم که همانگونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند روزی که ملت های شما علت واقعی بدبختی و مشکلات خود یعنی حقارت شما را در برابر صهیونیست‌ها درک کنند یقیناً شعله‌های خشم آنان، نظام سرمایه‌داری استکبار را به آتش می‌کشد و به خاکستر تبدیل می‌کند.




طبقه بندی: بیداری اسلامی، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: wall street، occupy، occupy wall street، جنبش ضد سرمایه داری، پایان نظام کاپیتالیستی،
[ چهارشنبه بیست و هفتم مهرماه سال 1390 ] [ 01:38 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

روند تحولات در منطقه امروز بیش از گذشته نشانگر عزم راسخ امت اسلامی در تحقق حکومت اسلامی است. دیگر ملت های مظلوم مسلمان تحمل سالهای بیشتر ظلم و استضعاف را ندارند و خواهان پایان بخشیدن این روند ظالمانه هستند.
تحرکات ملت های مسلمان در برابر دولت های وابسته و خودباخته شان از یک سو و فعالیت های آشکار جمهوری اسلامی با محوریت و نقش مستقیم رهبری معظم، حضرت خامنه ای مدظله العالی در تدارک و تجمیع ظرفیت های موجود امت اسلامی و تلاش برای جلوگیری از انحراف و زاویه گرفتن ملت های بیدار شده با آرمان های خویش همه و همه نشان از عظمت این مقطع تاریخی دارد که جبهه مستکبران عالم را مستقیماً در برابر جبهه مسلمین و عدالتخواهان قرار داده است.

باید گفت که در هیچ برهه ای از تاریخ اینگونه مسلمین و مستکبرین رویارو با همدِگر نگردیده بودند و این چنین بر ریشه های اعتقادی و ایدئولوژیک خویش نتاخته بودند. بی تردید دوران سیاه جنگ سرد و سخت به اتمام رسیده و بنیان های فلسفی و سیاسی و فرهنگی بر رویارویی فکری نهاده شده.
کنفرانس های بیداری اسلامی و حمایت از انتفاضه فلسطین که به فاصله ی کمتر از یکماه در تهران برگزار شد و مشخصاً با اجرا و حمایت های مادی و معنوی حضرت خامنه ای صورت گرفت نشان از پتانسیل های خاموش جمهوری اسلامی داشته که در طی این سالها کمتر به کار گرفته شده است.
ابهتی که در این کنفرانس ها از حضرت خامنه ای در مقابل چشمان کور بنگاه های رسانه ای به نمایش گذاشته شد تنها چشمه ای از حکمت و تدبیر ایشان بود که برخی از این بنگاه های صهیونیستی تلاش می کنند با سر هم نمودن چند قطعه تصویر ویدئویی و نامیدن مستند!! به آن، دست و پایی بیهوده برای تخریب این سیما نورانی نمایند. این حرکت کور را می توانم ادامه ی همان حرکتی بدانم که چند سال پیش از این برای توهین و تخریب چهره ی اسلام از طریق کشیدن کاریکاتور پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و یا ساختن فیلم فتنه دانست.
در مطلبی که چندی پیش برای ماهنامه ی حیات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام نگاشته بودم اینگونه آوردم که نبرد امروزی ملت مصر – که آن روزها هنوز حسنی نامبارک را بر دوش خویش تحمل می کردند – را نباید فقط تحولی در خاورمیانه دانست که این آغاز رویدادی بزرگ است که منجر به بیداری اروپا شده و طومار نظام ماتریالیستی و اومانیستی غرب را در هم می پیچد.
همانجا گفته بودم که امروز ملت های مسلمان در خاورمیانه در جستجوی اسلام ناب راه های گوناگون را طی می نمایند و آزمون های مختلف را پشت سر می نهند اما اتفاق اصلی و نهایی در گام بعدی منجر به گسترش اسلام – و البته نه از نوع اسلام ناب – در غرب خواهد شد.
حقیقتی که امروز خود غربیان به آن اذعان دارند و در تلاشند تا با شیعه هراسی و اسلام هراسی به زعم خود مقابل روند حقیقت خواهی ملل عالم را بگیرند، همین گسترش روزافزون اسلام در غرب است.
این یک واقعیت است که راه پر پیچ و خم مسلمانان خاورمیانه نهایتاً از مسیر حقه ی تشیع می گذرد. آنان که از درک تحولات منطقه ناآگاهند نمی توانند این رویداد بزرگ را در یابند که قدرت تشیع امروز در جهان بیش از هر زمان دیگری نمایان و آشکار است و اگرچه که ملت های مسلمان دیکتاتورهای دست نشانده و وابسته ی به غرب خود را به زیر کشیده اند اما در پس این آزادی خواهی و عدالت طلبی نوعی گرایش به تشیع دیده می شود.
در واقع عطش امروزه ی مسلمانان جز به آب حیات راه اهل بیت علیهم السلام و مذهب راستین تشیع برطرف نخواهد شد و پایان بیداری اسلامی یعنی همین!


آنچه که مسلمانان امروز در طلب آنند همان حاکمیت اسلام بر اجتماع و امت شان می باشد که با تجربه ی ملت های مسلمان در تمام این سالها، این حقیقت با مذهب ناحق اهل تسنن محقق نشده و نخواهد شد، چرا که واقعیت این مذهب در نمایش آنان در برابر امریکا و اسرائیل با وادادگی و سر سپردگی نمایان گردید.
اما آیین استوار تشیع با مبارزه فکری، فرهنگی، اقتصادی و نظامی با تمام قوا در برابر ظلم و تعدی می ایستد و تا رسیدن به اهداف خود از پا نمی نشیند و رمز گسترش و نفوذ روزافزون مسیر اهل بیت پیامبر علیهم السلام در قلوب جهانیان همین ایستادگی و مبارزه است...




طبقه بندی: بیداری اسلامی، تفکر، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: بیداری اسلامی، کنفرانس بیداری اسلامی، کنفرانس حمایت از انتفاضه فلسطین، آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، ولی امر مسلمین، بحرین، لیبی، فلسطین، انقلاب اسلامی، مکتب تشیع، شیعه،
دنبالک ها: لینک همین مطلب در جهان نیوز، لینک همین مطلب در خبرگزاری دانشجو،
[ یکشنبه بیست و چهارم مهرماه سال 1390 ] [ 06:53 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 11 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات