آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ
بواسطه دعوت رضا گلپور به دانشگاه برای مراسم رونمایی از کتابش مجبور شدم در مورد ماجرای انفجار دفتر نخست وزیری که رجایی و باهنر در آن به شهادت رسیدند کمی تحقیق و مطالعه کنم. ماجرا البته از آنجا آغاز شد که یکی از دلایل ممانعت از ورود گلپور به دانشگاه بحث خسرو تهرانی مطرح شده بود و البته نقشی که وی در این ماجرا داشته. در این نوشتار به بازخوانی نقش مسعود كشمیری و خسرو تهرانی در شهادت شهیدان رجایی و باهنر می پردازیم. این مطلب را البته از لا به لای مطالبی که در این باره قبلا منتشر شده بوده جمع آوری کرده ام ولی بعید می دانم تا کنون کسی اینگونه نوشته باشد.
در پست های بعدی نیز مطلبی در مورد خسرو تهرانی خواهم نگاشت...

*******

" ساعت 3 بعدازظهر، جلسه شورای امنیت ملی؛ حاضران: محمدعلی رجایی رئیس جمهور، محمد جواد باهنر نخست وزیر، مسعود كشمیری دبیر شورای امنیت بالای میز جلسه نشسته اند. تیمسار وحید دستجردی كنار باهنر و بعد از او اخیانی به جای فرماندهی ژاندارمری كل نشسته، در كنار وی به ترتیب تیمسار كتیبه، سرورالدینی معاون وزیر كشور، خسرو تهرانی از اطلاعات نخست وزیری، كلاهدوز قائم مقام سپاه یك طرف میز بودند و طرف دیگر میز تیمسار شرف خواه معاون نیروی زمینی، سرهنگ وحیدی معاون هماهنگی ستاد مشترك، سرهنگ وصالی فرمانده عملیات نیروی زمینی، و سرهنگ صفاپور فرمانده عملیات ستاد مشترك قرار دارند. ضبط صوت بزرگ كشمیری كه مخصوص ضبط جلسات است، درست نزدیك رجایی و باهنر قرار می گیرد و در اثنای جلسه...
كشمیری از ساختمان نخست وزیری و به تبع آن از كشور خارج می شود اما یك گروه نام آشنا در دفتر اطلاعات نخست وزیری، اصرار دارند كه كشمیری در جریان انفجار شهید شده و از او فقط خاكستری مانده است!
سرهنگ كتیبه درباره واقعه روی داده در گفتگو با هفته نامه سروش مورخ 6/8/1361 می گوید: «جناب سرهنگ «كتیبه» شما كه خود در جلسه 8 شهریور حضور داشتید توضیح بفرمایید كه موضوع آن جلسه چه بود و حادثه انفجار چگونه رخ داد؟...من موقع ورودم به اتاق كنفرانس مشاهده نمودم كه آن خائن از خدا بی‌خبر («كشمیری») در حال ورود به جلسه است... قبل از همه مرحوم «شهید وحید دستجردی» گزارش وقایع هفته شهربانی را عنوان كرد... مرحوم كلاهدوز هم در آن جلسه از طرف سپاه پاسداران حضور داشت ... در همین لحظات كه بحث و گفتگو در جلسه ادامه داشت من ناگهان احساس كردم همین‌طور كه روی صندلی نشسته بودم بی‌اراده سرپا ایستاده و تمام صورتم و مخصوصاً پیشانیم بشدت می‌سوزد...مسئله‌ای كه برای من اهمیت دارد، شدت انفجار بود كه ما صدای آن را در آن لحظه نشنیدیم، ولیكن پرده‌های گوش افرادی كه آنجا بودند تمام پاره شده بود...»



خبرگزاری فرانسه به نقل از خبرگزاری پارس (كه بعدها به خبرگزاری جمهوری اسلامی ایرنا تغییر نام یافت) اعلام كرد، گروه مجاهدین خلق در انگلستان طی اطلاعیه ای مسئولیت این انفجار را پذیرفته اند. با این حال بهزاد نبوی، در مصاحبه مندرج در كتاب "بیم ها و امیدها" تأكید می كند توجه كنید! منافقین [مجاهدین خلق]، هرگز مسئولیت فاجعه انفجار حزب جمهوری اسلامی و انفجار نخست‌وزیری را كه طی آن بسیاری از چهره‌های شاخص نظام و انقلاب به شهادت رسیدند، به عهده نگرفتند!
اصرار برخی اعضاء دفتر اطلاعات نخست وزیری بر شهادت كشمیری از دیگر نقاط مبهم در این پرونده است به طوریكه با گذشت چند روز پس از انفجار، روابط عمومی نخست وزیری در اطلاعیه ای با تأكید بر اینكه پیكر سومی كه توسط مردم تشییع شده متعلق به كشمیری نبوده بلكه جسد سید عبدالحسین دفتریان مدیركل مالی اداری نخست وزیری بوده است، افزود: بر اساس همین گزارش پیكر «شهید مسعود كشمیری» در واقعه انفجار متلاشی شده بود، كه قسمتهای بدست آمده نیز همراه سه شهید دیگر به خاك سپرده شده است!
سید رضا زواره ای نماینده وقت مجلس شورای اسلامی در سؤالی از وزیر دادگستری وقت، می پرسد: «هیچ‌گاه ندیدیم، كه به صورت سؤال در رسانه‌ها، چه روزنامه‌ها و چه رادیو و تلویزیون مطرح بشود، كه مثلاً انفجار حزب جمهوری اسلامی، نتیجه تعقیبش به كجا انجامید؟ مسئله نخست‌وزیری به كجا انجامید؟ آنچه در این قضیه جلب توجه می‌كند، این است كه این عوامل نفوذی یك شبكه بهم پیوسته‌ای هستند كه عواملشان را به راحتی در جاهای حساس نفوذ می‌دهند.»


رضا گلپور در کتاب شنود اشباح، در گفتگو با منبعی كه از آن با عنوان منبع (ص) یاد می كند، ناگفته های بیشتری از چگونگی پخش خبر جعلی شهادت كشمیری را بازگو می نماید: « از مصاحبه محقق با «منبع (ص)»- بحث شهید سازی از «كشمیری» خبیث:.. ببین بعد از انفجار هیچ نشانه‌ای از مجروح شدن یا كشته شدن «كشمیری» نبود... آقای «بهزاد باستانی» كه معاون و رئیس‌ دفتر «بهزاد نبوی» بود، «محمد سازگارا» معاون سیاسی اجتماعی «بهزاد نبوی»، «علی‌اكبر تهرانی»، «بیژن تاجیك» و «محمد رضوی» بودند كه به نحوی هسته اولیه پخش خبر شهادت «كشمیری» ملعون به حساب می‌آمدند...
مسعود کشمیری کیست؟
وی همچنین پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، در شركت "سایبرناتیك" و شركت انگلیسی "رایدر هند" با مسئولیت فردی معروف به "مستر نیشام" شاغل بوده است. با پیروزی انقلاب و بازگشت خارجی ها به کشورهایشان، شرکت مذکور منحل می شود و مسئول شركت با برجای گذاشتن اموال خود از كشور فرار می كند.


وی قبل از انقلاب توسط پسر دایی خود، ابوالفضل دلنواز -كه برادر همسرش نیز بود و در درگیری مسلحانه معدوم شد-، جذب سازمان مجاهدین شد. ابتدا در بحث های خانوادگی از آنها حمایت می کرد، لیکن به مرور زمان چهره ای حزب اللهی و حامی جمهوری اسلامی به خود گرفت و كمی پیچیده تر عمل کرد.
وی همچنین عضویت مؤثر در ستاد خنثی سازی كودتای نوژه به نمایندگی از كمیته اداره دوم ارتش داشته است كه از جمله خیانت های وی در این مقطع، فراری دادن رهبر عملیات كودتا سرهنگ احسان بنی عامری بوده است.
وی سپس دستور ضرورت نفوذ در نخست وزیری را دریافت می كند و برای آغاز این مسیر، ابتدا عضو دفتر نخست وزیری در سیتان و بلوچستان می شود. کشمیری مدتی كوتاه نیز در دفتر محسن سازگارا معاونت سیاسی اجتماعی بهزادنبوی وزیر وقت مشاور در امور اجرایی مشغول به كار شد و از آنجا به دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری به سرپرستی خسرو تهرانی رفت. وی از آنجا مدتی به فعالیت در دبیرخانه شورای امنیت پرداخت و سپس جانشین خسرو تهرانی در دبیرخانه شورای امنیت شد. عملكرد وی در این جایگاه آنچنان بود که بسیاری به غلط تصور كرده اند وی خود دبیر شورای امنیت بوده است.
«كشمیری» خانواده‌ای بی‌قید و بی‌بند و بار دارد... ایشان از طریق دادستانی كل انقلاب در ابتدای انقلاب به اداره دوم ارتش معرفی می‌شود و می‌رود، در آنجا مشغول كار می‌شود. یعنی یك مركز حساس و مركز اسرار مهم مملكت. از اداره دوم به نیروی هوایی... این چه شبكه‌ای است كه این قدر نفوذ دارد و این را این قدر رشدش می‌دهد؟ مسائلی كه در همین چند روزه، برادرانی از نیروی هوایی در مورد اقدامات «كشمیری» می‌گفتند، درخور توجه است... شخصی به نام ستوان یكم «هرمز یعقوبی» می‌رود، از كنار خیابان، یقه‌اش را می‌گیرد، می‌آورد كیفش را می‌گیرند باز می‌كنند. می‌بینند یك مقدار اسناد سری درون كیفش است و دارد می‌برد... باز بچه‌های نیروی هوایی می‌گفتند: كه یك كامیون اسناد سری تحت عنوان كاغذ باطله از نیروی هوایی به وسیله «كشمیری» خارج می‌شود...
مطلب دیگر آقای «كشمیری»، ‌به عنوان سرپرست كمیته خنثی سازی كودتای نوژه تمام جریانات كودتای نوژه را در دست می‌گیرد و یك عاملی كه قرائن نشان می‌دهد به احتمال زیاد عضویت (سی.آی.ا) را دارد، تمام سرنخهای اصلی (س-آی-ا) را در این كودتای خائنانه كور می‌كند و قطع می‌كند و بعد چطور می‌شود؟‌ چه شبكه قوی هست كه این را می‌آورد در نخست‌وزیری؟ بعد از این همه مسائل؟... سوال اینجاست كه چه كسی صلاحیت «كشمیری» را برای ورود به نخست‌وزیری تأیید كرد و چگونه او را آوردند در نخست‌وزیری؟... بعد از آنكه «كشمیری» خانه تكانی كرده و همه اسنادش را برده، درست برای ساعت 3 كه نخست‌وزیری منفجر می‌شود، یك ماشین می‌آید در خانه‌اش و زن و بچه‌هایش را برمی‌دارد و می‌برد...
ارسال این پرونده به دادگستری و جلوگیری از رسیدگی به آن توسط سید اسدالله لاجوردی در حالیكه پرونده های مرتبط با منافقین همگی در اختیار وی به عنوان دادستان انقلاب تهران قرار می گرفته، از دیگر نقاط مبهم این پرونده است.
«در اواخر سال 57 از طرف نخست وزیری عده ای را برای حفظ اسناد و مدارك سری و طبقه بندی شده در ارتش مأمور كردند. از جمله این افراد آقای كشمیری بود كه با دست خط رسمی رئیس دفتر نخست وزیر وقت یعنی مهندس بازرگان به ارتش معرفی شده بود تا حفاظت از اسناد و مدارك نیروی هوایی را بر عهده گیرد. رئیس دفتر نخست وزیر آقای بازرگان، شخصی بود به نام آقای خلیلی، بدین ترتیب كشمیری به كلیه اسناد سری و طبقه بندی شده نیروی هوایی، ضد اطلاعات و حفاظت اطلاعات دسترسی پیدا می كند. ایشان تا كمی قبل از انفجار نخست وزیری در نیروی هوایی بود و با آقای محمد رجبی و داداشی كه آنها هم از نخست وزیری معرفی نامه داشتند و در ستاد مشترك فعالیت اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی انجام می دادند. كشمیری به این صورت وارد تشكیلات نظامی گردید و بعد از مدتی كارش را در نیروی هوایی رها كرد و به شورای امنیت آمد، او قیافه حق به جانبی داشت، با ریش محرابی، قشنگ و صورت سرخ و سفید موجه كه هر كس كه ایشان را می دید، فكر می كرد حتی نماز شبش را نیز ترك نمی كند.»
یكی از اعضای سازمان منافقین با افشای نامه از كشمیری اطلاعات جالبی درباره وی به دست می دهند. كشمیری در بخش هایی از این نامه نوشته است: «می خواهم بدون آن كه زیاد فكر كنم و مطالبم را مرتب كنم، برخی نمونه ها و خاطره هایی را كه در دل ارتجاع دیده ام، برایت بگویم.» و بعد ادامه می دهد: «در فروردین ماه 60 بود كه برادر قهرمانم... {به احتمال خیلی زیاد مهدی افتخاری} از من خواست تا تمامی فعل و انفعالات نهاد... {شورای عالی امنیت} را دقیقاً زیر نظر بگیریم، به همین منظور برای محكم كردن پایم شروع به كار كردم. رهنمودها را برادر شهیدم... {احتمالا معدوم محمد بقایی} می داد. خطوط قسمتی كه به آنجا نفوذ كرده بودم، برای همه ارگان های رژیم، اعم از دادستانی، كمیته ها، سپاه، آموزش و پرورش، جهاد سازندگی، جهاد دانشگاهی، وزارت ارشاد و رادیو و تلویزیون در آن مقطع لازم الاتباع و لازم الاجرا بود. یك بار خودم فضای به خصوصی را فراهم نمودم و متعاقباً تشكیل یك جلسه ویژه را دادم، بالاترین مهره های اجرایی رژیم به شورای عالی امنیت احضار شدند و از طریق چند تن از آنها كه قبلاً با آنها صحبت كرده بودم، مسئله چك برخی افراد و این كه نفوذی مجاهدین نباشند را مطرح كردم و بعداً خودم نیز وارد شده و نظراتی دادم.»




طبقه بندی: فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: خسرو تهرانی، انفجار نخست وزیری، رجایی، باهنر، 8 شهریور، رضا گلپور، انفجار، حادثه، مسعود کشمیری، کشمیری، منافقین، مجاهدین خلق، سال 57، اواخر، حمایت، بازرگان، ارتش، دست خط، مدارک، اسناد، سند، حفاظت، صیانت، اطلاعات، اطلاعات نخست وزیری، نمایش، افشاگری، سرنخ، کودتا، کشتار، ترور، قتل، دبیر شورای امنیت، ضرورت، نفوذ، تاثیر، انقلاب،
دنبالک ها: پژوهش تاریخی رضا گلپور در مورد این حادثه،
[ شنبه یکم مردادماه سال 1390 ] [ 03:14 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
بعد از سال ها از پذیرش قطعنامه 598 که منجر به برقراری آتش بس میان ایران و عراق گردید هنوز هم برای بسیاری از مردمان این سئوال هست که چرا حضرت امام پذیرش این قطعنامه را به مثابه نوشیدن جام زهر دانستند و آن را با میل و خواسته ی قلبی خود یکسان ندانستند.
اگرچه در طول این سال ها از لا به لای برخی مدارک و اسناد محرمانه و نیز اظهارات برخی از مسئولان وقت جنگ، پرده از این اسرار برداشته شد اما تاملی دوباره بر این داستان تلخ می تواند به عبرت آموزی از این تجربه تاریخی کمک نماید، باشد که بتوانیم برای همیشه در کنار مولایمان و ولی امرمان ایستاده بمانیم و تحقق وعده ی الهی را نظاره گر باشیم.
اما در زمینه پذیرش قطعنامه 598 و اینکه چرا حضرت امام از آن تعبیر به نوشیدن جام زهر فرمودند تلقی ها و تفسیرهای متفاوتی هست که با توجه به اسناد تاریخی به علت این ماجرا اشاره می کنیم:
امام خمینی (ره) در پیامی که به مناسبت سالگرد کشتار مکه صادر نمودند به ناگفته های خود از مسأله پذیرش قطع نامه اشاره کرده و فرمودند:
«...اما در مورد قبول قطعنامه كه حقیقتا مسئله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصا برای من بود، این است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجرای آن می دیدم، ولی به واسطه حوادث و عواملی كه از ذكر آن فعلا خودداری می كنم، و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی كارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای كشور، كه من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم، و در مقطع كنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می دانم و خدا می داند كه اگر نبود انگیزه ای كه همه ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نمی بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود. اما چاره چیست كه همه باید به رضایت حق تعالی گردن نهیم و مسلم ملت قهرمان و دلاور ایران نیز چنین بوده و خواهد بود. من در اینجا از همه فرزندان عزیزم در جبهه های آتش و خون كه از اول جنگ تا امروز به نحوی در ارتباط با جنگ تلاش و كوشش نموده اند، تشكر و قدردانی می كنم و همه ملت ایران را به هوشیاری و صبر و مقاومت دعوت می كنم.» (1)
مطالعه پیام امام موید این نکته است که پذیرش قطع‏نامه و آتش بس، به مثابه نوشیدن جام زهر برای حضرت امام(ره) بود که او تنها به خاطر رضای خداوند، حفظ اسلام و مصالح نظام اسلامی، آن را با جان و دل پذیرا شد. در پیام چنین آمده است:
« ... قبول این مسئله برای من، از زهر کشنده ‏تر است؛ ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او، این جرعه را نوشیدم. در شرایط کنونی، آن چه موجب این امر شد، تکلیف الهی‏ام بود. شما می‏دانید که من با شما پیمان بسته بودم که تا آخرین قطره خون و آخرین نفس بجنگم؛ اما تصمیم امروز، فقط برای تشخیص مصلحت بود و تنها به امید رحمت و رضای او، از هر آن چه گفتم، گذشته و اگر آبرویی داشتم، با خدا معامله کرده ‏ام».(2)



ادامه مطلب را در ادامه حقیقت بخوانید...

ادامه حقیقت

طبقه بندی: راه اینجاست...، بازخوانی اندیشه امام، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: امام، امام خمینی، قطعنامه 598، جام زهر، نوشیدن، هاشمی رفسنجانی، خاتمی، جنگ تحمیلی، دفاع مقدس، میرحسین موسوی، مسئول جنگ، سازمان ملل، پذیرش، پذیرش قطعنامه، ادامه، صلح، آتش بس، نامه امام به مسئولان، دلخون شدن، صحیفه، پایان، صدام، خصوص، حقیقی، کبیر، قطره، بسیجی، سپاه، مهمات، مجمع تشخیص، مراسم، سالگرد، دفاع، خسارت، سرباز،
[ یکشنبه دوازدهم تیرماه سال 1390 ] [ 03:18 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
در آستانه ی اعتکاف هستیم. یک برنامه معنوی و خودسازی برای مقابله با نفس اماره. در پست قبلی اشاره کردم که متأسفانه بعد عرفانی و اخلاقی رهبری طی اتفاقات سیاسی کشور ما تحت الشعاع قرار گرفته و غالباً به ایشام به دید یک استاد اخلاق و عرفان نگاه نمی شود. حال آنکه جامع الابعاد بودن ایشان توانسته کشتی انقلاب را اینگونه از خطرات پیش روی آن مصون و محفوظ بدارد و رشد جامعه را در زمینه های گوناگون به همرا داشته باشد.
اینک بخشی از فرمایشات ایشان را درباره مسئله اعتکاف با همدیگر مرور میکنیم.
انشاءالله که مورد توجه معتکفان قرار گیرد.
 
 
* برنامه‌های جمعی اعتکاف با خلوت هر کدام از معتکفین منافات پیدا نکند

من همین‏جا به مسئولین مربوط - در این امور اعتکافها - یک سفارشى بکنم: اگرچه که اجتماع هزاران نفر در جاهاى مختلف یک فرصت خوبى است و شنیده‏ایم بعضى از مسئولین مساجد، در این فرصتها برنامه‏هاى جمعى‏اى میگذارند که مثلاً افراد، بیشتر استفاده بکنند؛ لکن من میخواهم عرض بکنم این برنامه‏هاى جنبى مراکز اعتکاف، جورى نباشد که با خلوت هر کدام از معتکفین منافات پیدا کند.
نهج البلاغه و صحیفه سجادیه بخوانید!
این اعتکافى که جوانها انجام میدهند، در واقع دارند با خدا خلوت میکنند. اعتکاف بیشتر یک کار فردى است؛ ایجاد یک ارتباط با خداست. جورى نشود که برنامه‏هاى جمعى این مراکز اعتکاف، حال خلوت و حال ارتباط فردى و قلبى با خدا را در افراد ضعیف بکند یا بگیرد. مجال بدهند؛ وقت بگذارند؛ بگذارند این جوانها قرآن بخوانند، نهج‏البلاغه بخوانند، صحیفه‏ى سجادیّه بخوانند.

بخصوص من در این ایام اعتکاف، صحیفه‏ى سجادیه را توصیه میکنم. این صحیفه‏ى سجادیه واقعاً کتاب معجزنشانى است. خوشبختانه حالا ترجمه هم شده و ترجمه‏هائى هست. سال گذشته ترجمه‏ى خوبى از صحیفه‏ى سجادیه را به من دادند و آن را دیدم؛ ترجمه‏ى بسیار خوبى است. از این معارف موجود در دعاهاى حضرت على‏بن‏حسین (سلام اللَّه علیه) در صحیفه‏ى سجادیه، استفاده کنند؛ بخوانند؛ تأمل کنند.

اینها فقط دعا نیست؛ درس است؛ این کلمات امام سجاد - و همه‏ى ادعیه‏اى که از ائمه (علیهم‏السّلام) مأثور است و بدست ما رسیده است - پر است از معارف.

پس ماه رجب است، ماه عبادت است، ماه توسل به پروردگار است، ماه تضرع است؛ و در این راه، ماه تشبه به امیرالمؤمنین است. با خدا ارتباطمان را قوى کنیم تا در میدانهاى زندگى بتوانیم با اراده‏ى محکم، با قدم استوار و با ذهن روشن، وارد هر میدانى بشویم.

دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت میلاد حضرت على (علیه‏السّلام) 26/4/1387

 






طبقه بندی: راه اینجاست...، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: امام خامنه ای، اعتکاف رجبیه، اعتکاف، خودسازی، برنامه معنوی، اخلاق و عرفان، مبارزه با نفس،
[ پنجشنبه بیست و ششم خردادماه سال 1390 ] [ 01:18 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

در ادامه بازخوانی توصیه های رهبری به هیئت دولت بخش دیگری از فرمایشات ایشان که نسبت به رویکردهای ارزشی دولت و سیاست ها ی مدیریتی و اجرایی ایشان ابراز شده را با هم مرور می کنیم.

این بیانات در دیدار رئیس جمهور و اعضاى هیئت دولت 08/ 06/ 1389 ایراد گردیده.

******

رویکرد انقلابی دولت را مغتنم شمارید
این را شما افتخار بدانید كه الحمدللَّه به مبانى انقلاب پایبندید و به اینكه شعارهاى انقلاب را قبول دارید و میخواهید اجراء كنید، افتخار میكنید؛ این توفیق بزرگى است. یكى از مهمترین خصوصیات این دولت این است كه شعارهاى خودش را شعارهاى انقلاب قرار داده و به این، احساس سربلندى و افتخار میكند. مردم هم به خاطر همین به شما اقبال كردند؛ این هم معلوم باشد. مردم به این شعارها دلبسته‏اند، علاقه‏مندند. شعار عدالت‏طلبى، براى مردم جذاب است؛ شعار اجتناب از اشرافیگرى، براى مردم شعار مطلوب و شعار جذابى است؛ یا شعار خدمت‏رسانى به مردم، یا شعار استكبارستیزى، یا شعار ساده‏زیستى، یا شعار كار و تلاش و خدمت به مردم؛ اینها چیزهائى است كه مردم دوست میدارند و اینها را میخواهند. یك‏ جامعه و یك كشور و یك ملت بیدار از مسئولینش این چیزها را مطالبه میكند: مطالبه‏ى عدالت، مطالبه‏ى انصاف، مطالبه‏ى خدمت، مطالبه‏ى ارتباط صمیمى با مردم، مطالبه‏ى دین، پایبندى به ارزشهاى دینى، پایبندى به شرع. این چیزها را مردم میخواهند و دوست میدارند. شما هم بحمداللَّه این شعارها را داده‏اید، مردم هم قبول و اقبال كرده‏اند؛ این را مغتنم بشمارید.

جهت گیری های کلی و کلان دولت را با تعصب حفظ کنید
من در چند سرفصل توصیه‏هائى عرض میكنم. در زمینه‏ى جهتگیرى‏هاى كلى و كلان دولت توصیه‏ى من این است كه این جهتگیرى‏ها را با شدت، با حدت و با تعصب حفظ كنید. از این جهتگیرى‏ها انصراف پیدا نكنید: جهتگیرى دین، جهتگیرى اخلاق، جهتگیرى عدالت، جهتگیرى خدمت، جهتگیرى مقابله و مبارزه‏ى با استكبار و زورگویان عالم. رشد روزافزون فهم و سواد و بلوغ سیاسى مردم موجب شده است كه این چیزها را بیشتر بخواهند. امروز براى مردم مسئله‏ى استكبارستیزى، روشن‏تر و واضح‏تر و مطلوبتر از سالهاى قبل و اوائل انقلاب است. امروز مردم خیلى چیزها را به چشم خودشان مشاهده كرده‏اند، بوضوح تجربه كرده‏اند؛ لذا خیلى چیزها برایشان روشن است. مسئله‏ى خدمت‏رسانى همین جور است، مسئله‏ى مبارزه‏ى دائم براى پیشبرد كشور همین جور است؛ اینها باید جهتگیرى‏هاى كلى شما باشد؛ یعنى اینها را از دست ندهید و رها نكنید.


زندگی مردم را تسهیل کنید
یكى از چیزهائى كه در جهتگیرى‏هاى كلى دولت باید مورد نظر باشد، تسهیل زندگى براى مردم است. زندگى كردن را براى مردم باید آسان كرد. این یك سرفصل مهم است كه اگر چنانچه انسان این را باز كند، خواهیم دید كه بسیارى از خواسته‏هاى اقتصادى، بسیارى از كاركردهاى مربوط به دولت، همین دولت الكترونیك، تا برسیم به مسئله‏ى فعال كردن روستاها، جلوگیرى از مهاجرت، اینها همه‏اش تحت همین عنوان آسان كردن زندگى براى مردم است، كه مردم بتوانند راحت زندگى كنند، بتوانند با امنیت زندگى كنند. این كار در بخشهاى مختلف تأثیر میگذارد.

سند چشم انداز مورد توجه باشد
یكى از مواردى كه به نظر ما باید در جهتگیرى‏هاى كلى دولت مورد توجه قرار بگیرد، مسئله‏ى سند چشم‏انداز است. این سند چشم‏انداز یك كار اساسى بود كه در كشور انجام گرفت؛ بررسى شد، مطالعه شد، جوانبش سنجیده شد. آنچه كه در این سند هم آمده، شعار نیست. با توجه به امكانات و واقعیات، این سند تنظیم شده. این سند در واقع نقشه‏ى راه بیست ساله‏ى ماست. خوب، از این بیست سال، پنج سالش گذشت. یك وقت مى‏بینیم این بیست سال با یك چشم به هم زدنى تمام شد. باید ببینیم چقدر جلو رفتیم. یكى از كارهائى كه باید انجام بگیرد، همین است؛ باید ببینیم چقدر ما توانستیم از این نقشه را به سمت آن هدفها طى كنیم. والّا اگر چنانچه این توجه و این ذُكر را نداشته باشیم، یك وقت چشم باز میكنیم، مى‏بینیم فرضاً ده سال یا دوازده سال از این زمان گذشت، ما هنوز آن راهى را كه باید در این مدت طى كنیم، طى نكردیم؛ در بقیه‏ى این مدت هم طى كردن آن راه امكان ندارد. بنابراین بایستى یك تقسیم‏بندى صحیحى انجام بگیرد بین تلاشها و فعالیتهائى كه باید بشود، و بین این مسیرى كه ما تا آن اهداف داریم، تا در هر برهه‏اى از زمان، به تناسب امكان آن برهه، پیشرفت كرده باشیم. به نظر من بایستى این را یك جا بررسى كرد. این كار هم برعهده‏ى دولت است؛ این را بررسى كنید.

عدالت را تعریف کنید
یكى از چیزهاى دیگرى كه در مورد جهتگیرى‏ها مهم است، همین مسئله‏ى دهه‏ى پیشرفت و عدالت است كه ما گفتیم این دهه، دهه‏ى پیشرفت و عدالت باشد. خوب، تلقى به قبول شد و دستگاه‏هاى گوناگون كشور گفتند بله، این دهه را دهه‏ى پیشرفت و عدالت قرار بدهیم. از این دهه هم تقریباً دو سالش سپرى شده. البته انسان مصادیق پیشرفت را در همین كارهاى گوناگون ملاحظه میكند؛ همین گزارشهائى كه دادند، گزارشهاى خوبى است؛ نشان‏دهنده‏ى پیشرفتهائى در بخشهاى مختلف است؛ لیكن عدالت چه جورى تأمین میشود؟ یعنى واقعاً یك مقیاسى لازم است، یك معیارى لازم است براى اینكه ببینیم عدالت در بخشهاى مختلف- بخشهاى فرهنگى، بخشهاى آموزشى، بخشهاى اقتصادى- مراعات شده یا نه؟ فرض كنید در بخش آموزش و پرورش یا در بخش آموزش عالى، معیار عدالت چیست؟ چگونه عدالت تأمین میشود؟ این باید مشخص شود تا بتوانیم آن معیار را در برنامه‏ریزى‏ها داخل كنیم و در مقام عمل و در مقام اجراء، به آن عدالت مورد نظر برسیم. تا ندانیم، تعریف نكنیم، نمیشود. بنابراین تعیین كردن شاخص و معیار براى عدالت در بخشهاى مختلف، خودش یك چیز مهمى است. فرض كنید در صرف بودجه‏هاى گوناگون- كه حالا در بخش فرهنگ من اشاره میكنم- رعایت عدالت به چیست؟ چگونه میشود انسان خاطرجمع شود كه در صرف این بودجه‏ها رعایت عدالت شد یا نشد؟ اینها معیار و شاخص لازم دارد.

مجلس تغییرات اساسی در برنامه های کلی دولت ایجاد نکند
یكى از چیزهاى دیگرى كه باز در این جهتگیرى‏ها لازم است، برنامه‏هاى پنج‏ساله است؛ كه حالا این برنامه‏ى پنجم در دست ملاحظه و بررسى مجلس است و امیدواریم كه همكارى واقعى بین دولت و مجلس انجام بگیرد. اگر چنانچه فرض كنیم كه دولت یك چیزى را تهیه كرده و بر همان اساس هم پافشارى دارد، مجلس هم تغییرات اساسى‏اى روى این بدهد، انسجام برنامه به هم میخورد. یا اگر فرض كنیم كه تغییراتى در برنامه‏ى پنجم صورت بگیرد كه این تغییرات ناشى از نگاه یكپارچه و نگاه كلان به كشور نباشد، بلكه ناشى از نگاه به یك بخش یا نگاه به یك منطقه باشد، باز هم انسجام برنامه به هم میخورد. انسان وقتى بخشى یا منطقه‏اى نگاه كند، یك چیزهائى به نظر او بزرگ و درشت مینماید. واقعاً هم همین جور است، نیاز هم واقعى است؛ اما وقتى كه انسان با نظر مجموعى نگاه میكند، همان نیازى كه در جاى خود درشت هم هست، مى‏بینیم رنگ میبازد و كوچك میشود؛ چون در مقایسه‏ى با بقیه‏ى كارهائى كه باید انجام بگیرد و امكانات محدودى كه هست، طبعاً این نیاز نمیتواند اولویت داشته باشد. باید اینجورى به برنامه نگاه كرد. نباید نگاه بخشى یا نگاه موضعى و محلى و منطقه‏اى بر برنامه حاكم باشد.

تصمیمات دولت منعطف و قابل تغییر و نقد باشد
حالا این از آن طرف بود؛ از این طرف هم آن چیزى را كه دولت تهیه كرده و داده، قابل تغییر و نقد بداند. باید جورى بشود كه هم مجلس، هم دولت از جایگاهى كه خودشان را در آن قرار داده‏اند، انعطاف داشته باشند؛ بتوانند حركت كنند كه به هم برسند تا برنامه، برنامه‏ى منسجمى از آب در بیاید كه مورد اتفاق دولت و مجلس باشد تا عملى شود.

به مسائل اقتصادی توجه شود
در زمینه‏ى مسائل اقتصادى هم كارهاى خوبى انجام گرفته، كه آقاى رئیس جمهور هم در گزارش خود به آن اشاره كردند. خوب است كه این گزارش را در معرض اطلاع عموم بگذارید؛ یعنى چیزى باشد كه همه این گزارش دولت را در زمینه‏ى كارهائى كه انجام گرفته، بشنوند. آنچه كه من رویش تكیه میكنم، همین طرح تحول اقتصادى است كه در دولت نهم مطرح شد. خوب، الان هدفمند كردن یارانه‏ها كه یك بخشى از آن طرح تحول بود، مورد بحث و بررسى و نزدیك به اجراست؛ همه هم متفق‏القولند- اگرچه حالا در كیفیت اجراء ممكن است اختلاف نظرهائى باشد- لیكن بخشهاى دیگرِ طرح تحول اقتصادى كه درباره‏ى نظامهاى پولى و بازرگانى و گمركى و امثال اینها بود، نباید مغفولٌ‏عنه قرار بگیرد؛ آنها هم بایستى حتماً دنبال شود. طرح تحول اقتصادى، كار مهم و بزرگى بود. ما توصیه میكنیم؛ از جمله‏ى چیزهائى كه از بین راه برنگردید، همین طرح تحول اقتصادى است؛ آن را واقعاً دنبال كنید.
یك چیز دیگرى كه ما در زمینه‏ى اقتصادى حتماً رویش تكیه میكنیم، مسئله‏ى توجه به شاخصهاى كلان اقتصادى است. البته در گزارش آقاى رئیس جمهور نكاتى در این زمینه بود، لیكن ما هم تأكید میكنیم. روى مسئله‏ى نرخ رشد واقعاً كار بشود. آن چیزى كه به عنوان نرخ رشد در برنامه یا در چشم‏انداز دیده شده، با آنچه كه در واقعیت اتفاق افتاده، خیلى فاصله دارد. البته از عوامل ركود اقتصادى جهانى و مشكلات اقتصادى جهانى غافل نیستیم- اینها مسلّماً تأثیر دارد- لیكن بالاخره باید تلاش كرد تا به آن چیزى كه به عنوان شاخص معین شده و ذكر شده، نزدیك شویم. مسئله‏ى سرمایه‏گذارى‏هاى داخلى و خارجى هم همین طور. آمارهائى كه میدهند، آمارهاى خوب و امیدواركننده‏اى است. به هر حال مسئله‏ى سرمایه‏گذارى خیلى اهمیت دارد. آینده، وابسته به سرمایه‏گذارى در بخشهاى مختلف است؛ چه در بخش انرژى، چه در بخشهاى دیگر. در بخشهاى گوناگون، سرمایه‏گذارى لازم است.

مسئله اشتغال
مسئله‏ى اشتغال هم مسئله‏ى مهمى است. طرحهائى كه از چند سال پیش به این طرف براى اشتغال پیش‏بینى شده، آنچنان كه انسان انتظار داشت، نشد. اگرچه حالا كارهائى انجام گرفت و خوب بود، بد نیست؛ لیكن ما را مستغنى نمیكند از اینكه نسبت به مسئله‏ى اشتغال یك اهتمام ویژه‏اى داشته باشیم. مسئله‏ى ارتقاى بهره‏ورى هم همین طور.

سیاست های اصل 44
باز از جمله‏ى چیزهائى كه ما در باب مسائل اقتصادى رویش تكیه میكنیم و به عنوان توصیه‏ى جزمى مطرح میكنیم، مسئله‏ى سیاستهاى اصل 44 است. خیلى بایستى به این سیاستها اهتمام ورزید. خوب، حالا در مقایسه‏ى خصوصى‏سازى در سالهاى طولانىِ گذشته با این چند سال، آمارى ذكر میشود؛ این آمار، آمار درستى است؛ منتها آن زمان سیاستهاى اصل 44 ابلاغ نشده بود. یعنى آن زمانى كه اصلًا بحث سیاستهاى اصل 44 نبود، آن وقت را نباید ملاحظه كرد؛ بعد كه آن سیاستها ابلاغ شد، اصلًا وضع مسئله‏ى اقتصاد عوض شد؛ در واقع حركت جدیدى در اقتصاد كشور آغاز شد. لذا مقایسه‏ى با قبل از آن دوران، مقایسه‏ى تعیین‏كننده‏اى نیست. در همین دوران، ما بایستى ببینیم در باب اصل 44 چه كار كردیم؛ این مهم است. ببینید، روح اصل 44 هم این بود كه ما بتوانیم اولًا سرمایه‏هاى مردم و بعد مدیریت مردم را وارد عرصه‏ى اقتصاد كنیم. باید سرمایه‏هاى مردم و مدیریت مردم- بخش خصوصى- وارد عرصه‏ى اقتصاد بشود؛ والّا اگر مدیریتها دولتى باقى ماند، آن مقصود حاصل نخواهد شد. البته در همان محدوده‏اى كه این سیاستها اجازه میدهند و با همان رعایتهائى كه در قانون پیش‏بینى شده- كه قانون هم قانون دقیقى است، قانون خوبى است- این را باید رعایت كنید.
البته در برخى از سرمایه‏گذارى‏ها بخش خصوصى ناتوان است؛ یعنى واقعاً توانائى سرمایه‏گذارى ندارد. خوب، علاجش چیست؟ اگر بخش خصوصى همین طور ناتوان بماند، هیچ گرهى باز نخواهد شد؛ باید سیاستها برود به این سمت كه شما بخش خصوصى را قادر كنید بر اینكه بتواند زیر بار برخى از سرمایه‏گذارى‏هاى بزرگ برود. این هم میشود یكى از سیاستها. البته دولت وقتى كه شانه‏ى خودش را از فعالیتهاى اقتصادى خالى میكند، معنایش این نیست كه از اقتصاد كناره میگیرد؛ نه، سیاستگذارى‏ها باز هم در اختیار دولت است، دست دولت است؛ یعنى بایستى سیاست را دولت بگذارد، بایستى نظارت را دولت بكند.

مبارزه با مفاسد اقتصادی پیگیری شود
البته بحث مبارزه با قاچاق و مبارزه با مفاسد اقتصادى و اینها هم دیگر بحثهاى طولانى است؛ همه‏ى اینها هر كدام به نحوى با مسائل اقتصادى ارتباط پیدا میكند؛ كه چون در این زمینه‏ها زیاد گفتیم، نمیخواهیم مطالبى عرض كنیم.

سرفصل دیگرى كه ما میخواهیم چند تا توصیه عرض كنیم، مسئله‏ى مدیریتهاى كشور است. یكى از مدیریتهاى مهم، همین هیئت وزیران است. هیئت وزیران جاى بسیار مهمى است. ما معتقدیم كه هیئت وزیران نقش خیلى سنگینى دارد. تصمیم‏گیرى در هیئت وزیران، یك تكلیف قانونى را بر عهده‏ى همه میگذارد؛ بر عهده‏ى مسئولین و بر عهده‏ى مردم. مصوبه‏هاى هیئت وزیران یك چنین اهمیتى دارد. در كارهاى اجرائى هم كه در واقع دولت همه‏كاره است.

هیئت وزیران مانع ایجاد اصطکاک بین دستگاه ها شود
چند تا مسئله‏ى اساسى در اینجا هست. یكى اینكه هیئت وزیران بایستى به هم‏افزائى دستگاه‏ها كمك كند؛ یعنى اگر چنانچه بین دستگاه‏ها تعارضى وجود دارد- كه معمولًا وجود دارد؛ معمولًا دستگاه‏هاى مختلف به طور طبیعى اصطكاكها و تعارضهائى با هم دارند؛ مخصوص اینجا هم نیست، همه جا همین‏جور است؛ طبیعت كار این است- هیئت وزیران بایستى این اصطكاكها را به حداقل برساند و اگر بتواند، برطرف كند. یكى از مسائل مهم این است. من همیشه مثال میزنم و میگویم اینجا یك چهارراه كه نه، چندین راه است، كه رئیس جمهور هم مثل پلیس راهنمائى است- كه در واقع در مقام ریاست هیئت وزیران، راهنمائى میكند- این را متوقف میكند، آن را راه مى‏اندازد؛ یعنى هدایت میكند كه اینها هم‏افزائى كنند، با یكدیگر اصطكاك نداشته باشند. یكى از نقشهاى هیئت وزیران این است.
برخى اوقات این اصطكاكها و تعارضهائى كه در عمل و اجراء وجود دارد، در تبلیغات هم منعكس میشود؛ این دیگر میشود چند برابر؛ در واقع بدىِ‏ مضاعف میشود. یك دستگاهى مثلًا فرض كنید درباره‏ى یك شیئى، یك پدیده‏اى حرفى میزند، یك خبرى میدهد، یك اظهارنظرى میكند، از آن طرف یك دستگاه دیگر مى‏آید عكس آن را میگوید! مردم متحیر میمانند؛ یعنى واقعاً نمیفهمند كه این درست است یا آن درست است. این مسئله به زندگى مردم هم ارتباط پیدا میكند؛ یعنى اینجور هم نیست كه خارج از زندگى مردم باشد؛ نه، درست مسائلِ مربوط به متن زندگى مردم است. یكى یك آمارى میدهد، دیگرى یك آمارى؛ اینها نبایستى اتفاق بیفتد. همه‏ى دولتها گرفتار یك چنین چیزهائى بودند. در نقش دادن به هیئت وزیران و بارور كردن این مجموعه‏اى كه دور هم مى‏نشینند و وقت گران‏قیمتى را مصرف میكنند، بكوشید و هرچه ممكن است، آن اصطكاكها را باز هم كم كنید.

به وزیران باید اعتماد شود/مسئولیت های آنان به رسمیت شناخته شود
مسئله‏ى دیگرى كه باز در امر هیئت وزیران مهم است، نقش وزراست. بالاخره اینجا مسئولیت مشترك است. شما وقتى مى‏نشینید آنجا، مسئولیت مشترك دارید. اینجور نیست كه یك نفر مثلًا بگوید آقا من دخالتى ندارم، مسئولیتى ندارم؛ نخیر، وقتى كه در این مجموعه تصمیم‏گیرى میشود، آقایان و خانمهائى كه در آنجا حضور دارند، همه مسئولند؛ آنهائى كه صاحب رأى هستند، همه‏شان مسئولند. حالا كه مسئول هستید، پس بایستى در پرورش دادن و تصحیح و تكمیل آن مصوبه نقش ایفاء كنید. اینجور نباشد كه در جلسه‏ى هیئت وزیران مثلًا یك آقائى مشغول كارتابل خودش باشد، یا بدون ملاحظه‏ى موضوعى كه مثلًا در آنجا مطرح است، وارد جلسه شود؛ نه، مسئله‏اى كه بناست مطرح شود، شما آنجا رأى دارید؛ بایستى در تصمیم‏گیرى تأثیر بگذارید و چون قانوناً مؤثر هستید، بنابراین باید روى مسئله فكر كنید، مطالعه كنید و عقبه‏ى كارشناسى دستگاه و وزارت خودتان را به كمك این چیزى كه میخواهید به عنوان مصوبه توى هیئت دولت در بیاید، بیاورید. البته وزرا اختیاراتى دارند، باید هم به آنها اعتماد كرد. باید به كسانى كه در قوه‏ى مجریه در رأس هستند- وزرا- اعتماد كنند و مسئولیتهاى وزرا را بایستى به رسمیت بشناسند؛ جورى نباشد كه لوث بشود.

کار موازی در دولت صورت نگیرد
یك مسئله‏ى دیگر هم در مدیریتهاى دولتى، كار موازى است. در دولت نباید كارهاى موازى انجام بگیرد. كار موازى چند عیب دارد: اولًا هزینه‏ى انسانى زیادى بیجا مصرف میشود، ثانیاً هزینه‏ى مالى زیادى مصرف میشود، ثالثاً تناقض در تصمیم‏گیرى‏ها به وجود مى‏آید- وقتى دو دستگاه مسئول یك كارى هستند، این یك تصمیم میگیرد، آن هم یك تصمیم دیگر میگیرد- و رابعاً از همه بالاتر، مسئولیت لوث میشود. فرض كنید توى فلان مسئله‏ى اقتصادى یا مسئله‏ى فرهنگى یا مسئله‏ى سیاست خارجى یا هرچه، اگر چنانچه یك مشكلى پیش بیاید، مسئولیت لوث میشود. وقتى كار موازى انجام گرفت، مسئولیت لوث میشود. بین دولت- یعنى قوه‏ى مجریه- و بعضى از دستگاه‏هاى بیرون از قوه‏ى مجریه، یك جاهائى بعضى موازى‏كارى‏ها هست. همه‏ى تلاشمان این است كه بلكه این موازى‏كارى‏ها را یك جورى حل كنیم، اصلاح كنیم، علاج كنیم. در داخل دولت، دیگر نبایستى از این موازى‏كارى‏ها به وجود بیاید. حالا یك موارد خاصى هست؛ اما كلى‏اش این است كه موازى‏كارى خوب نیست.

سعه صدر داشته باشید/انتقاد ها را تحمل کنید
یك جمله‏ى دیگر هم در باب مدیریت عرض بكنیم. خوب، من گاهى اوقات گلایه‏هائى میشنوم كه دوستان دولت از بعضى از دستگاه‏هاى دیگر دارند؛ خیلى اوقات هم حق با شماهاست؛ یعنى واقعاً همین جورى است كه گله كردید از بعضى قواى دیگر، یا از دستگاه‏هائى مثل نیروهاى مسلح و امثال اینها؛ غالباً آدم مى‏بیند كه مسئولین اجرائى حق دارند و واقعاً حق به جانب اینهاست؛ چون من خودم هم توى دستگاه اجرائى بودم، با حجم كار و كیفیت كار آشنایم، لذا مى‏بینم واقعاً آن گلایه‏ها محقند؛ لیكن در عین حال كه ممكن است یك موارد بیشترى را شما محق باشید، یك جاهائى هم ممكن است انتقاد وارد باشد؛ بنابراین انتقادپذیرى را در خودتان نهادینه كنید. باید جورى باشد كه مسئولین دولتى انتقادپذیرى را در نفس خودشان پذیرا باشند. البته این كار، سخت هم هست، اما باید با سعه‏ى صدر برخورد كرد، كه: «آله الرّیاسه سعه الصّدر». (2) البته ریاست به معناى آن بالانشینى‏ها نیست. اگر بخواهید مدیریت كنید، ناچارید سعه‏ى صدر داشته باشید و یك چیزهائى را تحمل كنید.

ادامه دارد...




طبقه بندی: راه اینجاست...، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: توصیه، رهبر معظم انقلاب، امام خامنه ای، هیئت دولت، احمدی نژاد، جریان انحرافی، جهاد اقتصادی، بیداری اسلامی، مسئله فرعی، سیاست، جهان نیوز، خدمتگزاری، رویکرد ارزشی،
دنبالک ها: متن کامل بیانات در دیدار با اعضای هیئت دولت در سال 89، همین مطلب در جهان نیوز،
[ پنجشنبه پنجم خردادماه سال 1390 ] [ 03:01 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
هماهنگی ورودمان به مراسم کمی طول کشید، دم در ورودی که منتظر بودیم یکی یکی مسئولان و مقامات کشور می رسیدند و می رفتند ولی ما ها همونجا می موندیم.

اول که آقای پناهیان آمد رفتم جلو و سلام علیکی کردم و ایشان هم از اینکه بچه های هیئت میثاق رو اونجا دیده بود خوشحال بود. به ایشون گفتم حاج آقا امشب علی الظاهر همه هیئت میثاقی ها اینجا جمع شدند!! به یاد شب های محرم که حاج آقا پناهیان منبر می رفت و آقا میثم هم مداحی...

آقا رحیم صفوی که رسید با همه 13 نفرمون!! دست داد و تحویل گرفت ولی یکی از رفقا که آشنا در اومد و از قبل می شناختش روبوسی هم کرد. خواستند بروند داخل به آقا رحیم گفتم این رفیق ما را هم با خودتان ببرید داخل. ما که اینجا فعلاً گیر کردیم ایشون هم خنده ای کردند و دست رفیق ما رو گرفتند تا ببرند داخل. اینطوری شدیم 12 نفر. تا ببینیم خدا برای بقیه چه کار میکنه! بعد هم با خنده به آقا رحیم گفتم ما که مثل پابرهنه ها و مستضعفا می مونیم همینجا تا خدا یه فرجی برامون حاصل کنه شما لااقل این بنده خدا را با خودتون ببرید. آقا رحیم خنده اش گرفت و گفت باریکلا همین درسته!!

بعد از اینکه آقای ناطق و وزیر آموزش پرورش و وزیر فرمانده ارتش و آقای نجار و ... رفتند داخل، آقای طائب – رئیس حفاظت اطلاعات سپاه - که رسید به ایشون گفتم حاج آقا چند تا از این رفقای ما رو با خودتون ببرید داخل!! آقای طائب بنده خدا برگشت گفت من خودم فعلاً دارم این 4 نفر رو می برم.(یعنی کوپنم پر شده جا ندارم)

حاج آقا پناهیان که هنوز اونجا وایساده بود تا اون موقع داشت با تلفن صحبت میکرد خواست که بره تو بچه ها گفتند حاج آقا شما هم یکی دو تا از بچه ها رو با خودتون ببرید داخل. حاج آقا وساطت کرد و یک نفر رو با خودشون بردند داخل.

حالا غیر از اون 3 نفری که زودتر از همه به عنوان همراه آقا میثم رفته بوند تو و غیر از دو نفری که با آقا رحیم و حاج آقا پناهیان رفتن تو حالا ما 8 نفر مانده بودیم بیرون.

یه مقدار که گذشت و نزدیک اذان داشت میشد حضرت زهرایی درست شد و بقیه ی همراهان آقا میثم هم وارد شدند. ما عجله عجله رفتیم داخل و اون جلو یه جا کنار منبر گزفتیم. اگرچه که بعد از نماز محافظان آقا لطف کردند و ما رو فرستادند پشت میله ها ولی بهرحال خیلی نزدیک بودیم.

مراسم که تموم شد برای شام با کارتی که دم در دادند بهمون رفتیم در اندرونی. آقایون نشته بودند مشغول تناول شام. خواستیم بریم پایین پیش آقا، محافظی وایستاده بود و اجازه نداد که بریم. لطف داشت ایشون هم. هم به ما و هم به آقا یاسر اخوی آقا میثم.

یه مقدار که منتظر شدیم آقای کوثری اومد بالا تا ایشان رو دیدم گفتم ماجرایی که توی ورزشگاه نیروی انتظامی به سر بچه حزب اللهی ها و دانشجوها آورد رو مجلس همونطوری که ماجرای کوی دانشگاه رو پیگیری می کرد پیگیری کنید. البته میدونم که به آقای کوثری این حرف نیاز به زدن نداشت و خود ایشون هم همونطوری که قبلاً گفته بودند پیگیر هستند ولی برای تاکید مجدد و اینکه دانشجوهای بسیجی منتظر محاکمه ی خاطیان هستند یادآوری کردم.

یه مقدار دیگه باز بعضی از وزرا و فرماندهان آمدند بالا که البته ما باهاشون کاری نداشتیم تا اینکه آقای احمدی مقدم رسید. همین طور داشت با یکی دیگه از مسئولین صحبت میکرد که صداشون کردم. یه نگاهی به عقب انداختند و ادامه دادند تا صحبت شان تموم شد برگشت که ببینند چی میگم همون نکته رو با توضیح بیشتر و البته عصبانیت بیشتر گفتم. گفتم که چطور نظام ماجرای کهریزک رو که یک عده ضد انقلاب رو بازدداشت کرده بودند رو آن طور پیگیری کردند و حتی حکم اعدام برخی از متهمان را صادر کردند؛ با همان جدیت هم ماجرای وزشگاه رو پیگیری کنند. گفتم چطوریه که باتوم نیروی انتظامی همش باید تو سر بچه حزب اللهی ها بیاد پایین ورزشگاه و جلوی سفارت هم نداره!! بنده خدا که حرفی نداشت سر تکان می داد و تاکید میکرد که پیگیری میکنیم. بعدش گفتم همونطوری که دیه اون سبزی ها و ضد انقلاب ها دادند و حتی کسانی مثل روح الامینی که برای مخالفت با نظام روز 18 تیر (یعنی هفته ها بعد از سخنرانی نماز جمعه ی آقا) به خیابون آمده بودند و بعدش هم عزیز نظام!!! شدند  باید همین طوری هم عذر خواهی کنند مسئولین مربوطه و دیه ی دانشجویانی رو که آسیب دیده بودند رو پرداخت کنند. اگرچه که ضربه ای که حزب الله به لحاظ روحی دید توی این قضیه و انعکاس منفی آن توی رسانه های خارجی قابل جبران نیست ولی شاید دلهای آسیب دیدگان رو تسکین بده که یعنی عمل اشتباهی رو جبران میکنند...
حاشیه های نا گفته ی مراسم بیت دیشب اگر که بیشتر از اینی که نوشتم نباشه یقیناً کمتر نیست...



طبقه بندی: رخدادهای روزانه،
برچسب ها: مراسم بیت رهبری، شام غریبان، رهبر معظم انقلاب، حجت الاسلام پناهیان، میثم مطیعی، هیئت میثاق با شهدا، ناطق نوری، رحیم صفوی، احمدی مقدم، اسماعیل کوثری، ورزشگاه آزادی، حمله به دانشجویان، حاشیه،
[ یکشنبه هجدهم اردیبهشتماه سال 1390 ] [ 07:06 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 13 :: ... 2 3 4 5 6 7 8 ...

درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic