آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ

گمان باطلی است اگر بپنداری که امتحان الهی تنها شامل حال کفار و مشرکین می گردد. اتفاقاً آنگاه که ایمان می آوری بیشتر در معرض امتحانات الهی هستی. اگرچه هر کدام از ما دائما در معرض امتحانات مختلف الهی هستیم اما هر امتحانی درجه ای از سختی را دارد و همگی از دشواری یکسانی برخوردار نیستند. درست آنگاه که ایمانت بیشتر می شود به امتحانی دشوار تر مبتلا می شوی و آنگاه که ادعایت نیز بزرگتر می شود دام بلایی وسیعتر برایت پهن می شود. اصلاً امتحان الهی مخصوص مومنان و دینداران است چرا که افراد بی دین چیزی برای آزمودن ندارند. أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَكُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ (عنکبوت/2)

اما سخت ترین آزمون الهی، آزمون ولایت است. همان آزمونی که تو را بین فرمان نفس خویش و امر ولیّ زمانت مخیّر می کند و این تویی که دیگر باید انتخاب کنی مسیری را که می خواهی در آن قدم نهی. دیگر سخن از ولایت و ولایتمداری کفایت نمی کند. باید در عمل ثابت کرد هرچند که بهترین لغات و الفاظ را در رثای ولایت استخدام کنی. و مگر می توان فرض کرد کسی در ولایتمداری خود صادق و راستگو باشد اما در عمل فرمان ولیّش را بر زمین نهد و به گوشه ای خرامیده و دست بر سینه گذاشته تا مطالبات!! خود را محقق نماید.

این دو با همدگر قابل جمع نیست آقایان! امروز عده ای گمان می کنند که می توانند با پنهان شدن در پشت ظاهر دینی و گفتمان ولایی هر طور که می خواهند رفتار نمایند و چندی بعد که از یک سو پایداری رهبری در موضع خود و از سوی دیگر واکنش سخت حزب الله را مشاهده می کنند با چند جمله تمام ماجرا را به خیال خود حل و فصل نموده و از خشم حزب الله بکاهند.

ما نه با هیچ کس عقد اخوت نبسته ایم نه پیمان برادری امضا کرده ایم. ما گوش به فرمان رهبرمانیم و تنها با او عهد ولایت بسته ایم. ملاک ما معیار ها و آرمان های انقلاب مان است. ملاک ما منشور و مانیفست حضرت روح الله است. و مگر همین مولای ما نبود که گفت کاری نکنید دل دشمنان شاد و دل دوستانتان رنجیده گردد؟ نکند دایره دوستی و دشمنی شما وسیعتر و یا تنگ تر از دایره حب و بغض رهبری نسبت به افراد است؟ آب رفته به جوی باز نمی گردد با سخنان بیهوده، ما عمل می خواهیم اگرچه که سخن گفتن بسیار آسانتر است تا ...

آری آزمون ولایت برای همه افراد با ایمان –از بکار بردن عبارت «مومنان» بیم دارم –رخ خواهد داد، آنجا که میان هوای نفس خویش و فرمان ولی فقیه گیر میکنی و ولایتی بودنت را آنگاه باید نشان دهی. بیاد داشته باش تا به آزمون ولایت سنجیده نشوی از این دنیا نخواهی رفت و چه زیبا گفت مرتضای آوینی که :«مپندار تنها عاشوراییان را بدان بلا آزموده اند و لا غیر...صحرای بلا به وسعت همه ی تاریخ است.»




طبقه بندی: تفکر، راه اینجاست...، دل نوشته، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: ولایت فقیه، رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، امام خامنه ای، رئیس جمهور، احمدی نژاد، آزمون ولایت، مردودی خواص، نفس اماره، فرمان ولی، مشایی، مصلحی، جریان انحرافی، ولایتمداری، شهید آوینی، سید مرتضی آوینی،
دنبالک ها: همین مطلب در پایگاه اطلاع رسانی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام،
[ پنجشنبه پانزدهم اردیبهشتماه سال 1390 ] [ 10:41 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

اکنون که این مطالب را می نویسم از زمان عمومی شدن هیئت 5 سال میگذرد. 5سالی که با زحمات خالصانه و بی شائبه و چشمداشت خادمان هیئت میثاق با شهدا در بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام میگذرد. 5 سالی که خون دلها و تلاش های شبانه روزی آنان موجب گردید تا این هیئت امروز به عنوان بزرگترین و م‍‍ؤثرترین هیئت دانشجویی کشور فعالیت کند و به تایید رهبری معظم نیز برسد. 5 سالی که توانست به ما نشان دهد که می توان هیئتی دانشجویی و با این گستره تشکیل داد و بدون انحراف مسیری دشوار را طی کرد. 5 سالی که به ما نشان داد می توان هیئتی داشت که هیچگونه حمایت مالی و پشتیبانی امکاناتی نشود و با اینکه در مسیر حرکتش از جوانب مختلف به سوی آن هجمه می شود و در راه پر تلاطم آن سنگ اندازی می شود این راه را با قدرت و با صلابت طی کند. بی شک پیمودن این راه بدون عنایات خاصه حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها میسر نبوده و امکانپذیر نیز نخواهد بود...ما در این هیئت کمک ها و الطاف حضرتش را به رأی العین مشاهده کردیم و باور داریم که چشمان پر محبتشان بر هیئت کوچکمان دوخته شده حال هرکه میخواهد باور کند و هرکه میخواهد ...

اما...اما این مسیر پر فراز و نشیب را چه بگویم که با چه مشقت هایی طی شده؟

چه بگویم که کسانی را یارای دیدن مجموعه ای دانشجویی و هیئتی عزاداری، که مولایمان حضرت ماه بر آن نظر دارند، نیست...

چه بگویم که کسانی در داخل دانشگاه نمی توانند ببینند بدون کمک های آنان می توان چنین مراسم عظیمی در دهه اول محرم و فاطمیه برگزار کرد...

افسوس... .

اما از آنان که به خون ما تشنه اند و حسرت و حسادت راه بینایی چشمان کورشان و دلهای سیاهشان را بسته انتظاری نمی رود، انتظار ما از آنانی است که داخل مجموعه بسیج در کنار ما نشسته اند و برادران و یاورانمان به شمار می آیند...

مشکل امروز ما تنگ نظرانی هستند که گمان می کنند هیئت مرهون نظرات و کمک های آنان است. مشکل امروز ما فرومایگانی هستند که امیال درونیشان نمی گذارد پیشرفت و رشد هیئت را ببینند، مشکل امروز ما آنهایی اند که بدنبال هوای نفس سرکش خود به جستجوی راهی برای ارضای میل قدرت طلبی خود می گردند تا بلکه از تاب و تب آن بکاهند و فروکش کنند آن را...

درد ما جایی است که برادرانمان بجای آنکه دست یاری دراز کنند و به برگزاری مراسمی که پر شور تر برگزار شدنش صلابت و توان همه مجموعه را می رساند دل در گرو پندارهای غلطی دارند که تنها به سنگ اندازی در این مسیر روشن می انجامد.

و افسوس که آنان فهم درستی از هیئت و هیئت داری ندارند. همین جا باید بگویم که مشکل ما امروز در بسیج وجود چنین کسانی است که تا لایه های بالایی بسیج نفوذ کرده اند و گمان می کنند اگر وجود آنها در مجموعه نباشد این کشتی مقدس بسیج راه را نخواهد پیمود و گرفتار طوفان ها و امواج سهمگین دریا خواهد شد.

اگر که برخی مصلحت های کلی مجموعه نبود بی شک پرده از چهره برخی فرصت طلبان بر می داشتم و نقاب از صورتشان در می کشیدم تا علت ایستایی و رکود بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام نمایان شود و دلایل عقب ماندگی آن برای همگان واضح شود.

نمی خواهم زبان به گلایه و افشا بگشایم ولی باید این را گفت عدم فهم صحیح و درک درست از شرایط امروز بسیج و جامعه موجب می شود تا برخی با طرح دعواهای خاله زنکی جلوی پیشرفت مجموعه بسیج را بگیرند و از همه بدتر آن جایی است که احساس مسئولیت!! چنان توهمی در ذهن آنها ایجاد کرده که گمان می کنند باید در همه امور دخالت کنند و نظر بدهند بدون آنکه تخصصی داشته باشند. نقد کنند و خرده بگیرند. همچون مگسی بروی کثافات بنشینند و ایراد بگیرند. زبان تقدیر و تشکر که ندارند و البته کسی نیز محتاج صلای تشکری آنان نیست ولی شعور مخاطب را خوب می رساند...

ادعاهای آنان گوش فلک را کر کرده ولی به اندازه ی پشه ای نیز بخاری از آنان بلند نمیشود.

و شاید...

شاید اثرات همان طرح موسوم به غربشناسی در دانشگاه باشد که روزهای آخر خود را میگذراند...




طبقه بندی: دل نوشته،
برچسب ها: هیئت میثاق با شهدا، بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، غربشناسی، پژوهش و نشر، گزافه گویی، قدرت طلبی، هواخواهی،
[ یکشنبه چهارم اردیبهشتماه سال 1390 ] [ 03:28 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

بدو بدو از هتل زدیم بیرون تا سوار اتوبوس ها بشیم و به نماز ظهر و عصر مسجد الحرام برسیم. وقت زیادی تا اذان نمانده بود. مثل همیشه عبای شکلاتی رنگ و قرآن جیبی ام رو هم همراه آوردم. در محدوده مسجد النبی و مسجد الحرام همیشه عبا می انداختم. آن طرف خیابان اتوبوس ها منتظر زائرین بودند. به تفکیک ملیت قبل از تونل توقف کرده بودند. یکسری از اتوبوس ها مخصوص ایرانی ها و یکسری دیگر مخصوص ترک ها و اتوبوس های دیگر مخصوص زائران دیگر مثل عراقی ها، سوری ها و ... . خیلی به مذاقم خوش نیامد تفکیک ملیتیِ انتقال زائران به مسجد الحرام. اینجا جایی باید باشد که تفاوت و تمایزی میان زائران نباشد. به نظرم اگر همه بدون در نظر گرفتن ملیت هایشان در کنار هم به حرم منتقل می شدند خیلی زیباتر بود.
من و عبدالرضا در کنار هم نشسته ایم. خود را با اذکار وارده برای ورود به حرم آماده می کنیم. در شعب ابی طالب یعنی همانجا که بعداً در آن بازداشت شده بودم پیاده می شویم و روانه حرم می شویم.
هوا گرم و آفتاب نسبتاً داغی بر سر و رویمان می تابد. برای اقامه نماز در طبقه اول جایی باقی نمانده ناچار باید به طبقه دوم برویم و آنجا نمازمان را اقامه کنیم.
از طریق پله های برقی تعبیه شده قدم در صفا و مروه می گذاریم و وارد طبقه دوم می شویم. دوست دارم در جایی نمازم را اقامه کنم که خانه زیبای کعبه کاملاً نمایان باشد. به پیشنهاد عبدالرضا از لا به لای صفوف می گذریم تا به اولین صف می رسیم جایی که پشت نرده ها قرار می گیریم و کعبه را بدون هیچ مانعی می توانیم تماشا کنیم. هنوز اذان ظهر داده نشده و فرصتی تا اقامه نماز باقی مانده است. عبای خود را به روی نرده ها می گذارم تا سجاده ای را که از حاج آقای نجفی مسئول بعثه رهبری در مدینه هدیه گرفته ام را پهن کنم. به عرض پهن می کنم تا دو نفری بتوانیم بنشینیم. همینطور محو تماشای خانه خدا هستم که جوانی که دشداشه ی سفید رنگ عربی پوشیده است با زبان انگلیسی چیزی می پرسد. جا می خورم. دوباره تکرار می کند سئوالش را. قیمت عبایم را می پرسد!! جواب می دهم که این را نخریده ام و کسی هدیه ام کرده است. لبخند می زند و تشکر می کند. به عربی می گویم: می خوای بهت هدیه اش کنم؟ با خنده جواب منفی می دهد. باب صحبت را از همین جا باز می کند. ریش خوبی دارد، مثل من عینکی و البته با قد متوسطی. او هم محو کعبه و عظمت آن است. تماشای خانه کعبه و مردمی که هر کدام با یک رنگ و نژادی به دور خانه کعبه می گردند زیباترین صحنه ها را خلق کرده. جوان رو به من می کند و لذتی را که از تماشای کعبه می برد را با من تقسیم می کند. او هم حس من را دارد. باب گفتگو باز می شود. ملیتش را از وی می پرسم. تعجب می کنم. می گوید ترک است. با خنده به لباسهای عربی اش اشاره می کنم و می گویم که انتظار دیدن یک ترک را در زیّ عربی نداشتم. می پرسد اهل کجا هستم و من نیز از او. اهل آنتالیای ترکیه است! می گوید که ایرانی در آنجا زیاد هست و البته من هم به او می فهمانم که خبر دارم از اوضاع و احوال آنجا!! به شوخی و البته جدی می گویم که در آنتالیا از اسلام خبری نیست و سکونت او در آنجا غیر موجه است. خوش و بش ها ادامه دارد تا اینکه از نظام سیاسی ایران می پرسد. گویی ابهام دارد. می گوید: امام خمینی (ره)، آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) و ...؟ به ترتیب و از بالا به پایین! جمله اش سئوالی است و منتظر است تا بداند بعد از رهبر عزیز چه کسی در راس نظام ایران قرار دارد. پاسخ می دهم: احمدی نژاد! به حالت تایید سری تکان می دهد که یعنی می شناسد او را. من هم همین سئوال را از جوان ترک می پرسم و بعد از رابطه محکم و برادرانه ایران و ترکیه می گویم. تایید می کند. جوان ترک از علاقه ی شدیدش به احمدی نژاد می گوید و اینکه چقدر او را دوست دارد. می گوید من عاشق احمدی نژادم! برای ایجاد پیوند و احساس یگانگی بیشتر من هم متقابلا از علاقه ام به اردوغان می گویم. برایش جالب است. اینکه یک خارجی به نخست وزیر کشورش علاقه مند است. علت را می پرسد. پاسخش را می دهم البته نه تمام و کمال.

نظام سیاسی ترکیه بعد از روی کار آمدن اردوغان و عبدالله گل به کلی متحول شده است. اسلامگرایان کرسی های زیادی را در پارلمان کسب کرده اند و مسلمانان در این کشور لائیک قدرت و آزادی های بیشتری بدست آورده اند. از همان زمان تا کنون شیعیان ترک هم حتی توانسته اند از آزادی های اجتماعی بیشتری برخوردار شوند. حضور طیب اردوغان در مراسم روز عاشورای امسال شیعیان که بشدت مورد توجه رسانه ها نیز قرار گرفت نمونه ی این توجه مسئولان ترکیه ای به اسلام و مسئله وحدت بین شیعه و سنی می باشد.

شاید برای رفقا جالب باشد که در منطقه خاورمیانه تا همین چند سال پیش ترکیه بیشترین حجم روابط اقتصادی و سیاسی را با اسرائیل داشته و شاید هنوز هم دارد. بسیاری ار توریست های اسرائیلی، ترکیه را برای گذران تفریح خود انتخاب می کنند. از سوی دیگر ترکیه از سال 1996 به عنوان تنها هم پیمان نظامی اسرائیل در منطقه شناخته می شود.

در واقع روابط تركیه و اسرائیل شاهد دو مرحله‌ بوده است؛ مرحله نخست قبل از روی كار آمدن حزب عدالت و توسعه كه به حد نزدیك شدن همكاری اقتصادی و امنیتی رسید. با امضای توافقنامه امنیتی میان دو طرف این روابط به حد ائتلاف امنیتی و همكاری اطلاعاتی و تجاری رسید و این مرحله‌ ائتلاف بود. تغییر در این روابط و در واقع مرحله‌ی دوم روابط، با روی كار آمدن حزب عدالت و توسعه در سال81 آغاز شد. سیاست تركیه در این مرحله با بعد اسلامی آمیخته شد. بعد از سقوط امپراطوری عثمانی، صحبت‌هایی از نقش قوی تركیه در منطقه مطرح شد. در این مرحله به رغم برخی تنش‌ها دو طرف به ادامه روابط اصرار داشتند.
مهمترین تنش در روابط دو طرف، حمله اسرائیل به نوار غزه بود. این جنگ خشم و انزجار دولت تركیه را برانگیخت. تركیه آن را اهانتی به خود توصیف كرد. رجب طیب اردوغان، نخست‌وزیر تركیه، گفت آنچه كه اسرائیل صورت داد تروریسم دولتی بود. شكی نیست كه این جنگ یك نقطه‌ی تحول و امری مهم در روابط دو طرف بود. در پی آن، رجب طیب اردوغان شدیدا در همایش داووس از اسرائیل انتقاد كرد و در حالیكه شیمون پرز، رئیس اسرائیل نیز در آن كنفرانس حضور داشت، گفت كه پرز دست به كشتار كودكان فلسطین زد و از جلسه خارج شد.

از آن پس، نوعی بی‌اعتمادی در روابط دو طرف ایجاد شد و این روابط دستخوش تنش‌های متعددی شد و به مرحله‌ اختلاف رسید و آن زمانی بود كه دنی ایالون، معاون وزیر امور خارجه اسرائیل، سفیر تركیه در وزارت امور خارجه‌ اسرائیل را در پایین‌ترین مكان نشاند و پرچم تركیه را روی میز خود قرار نداد. تركیه آن را اهانتی توصیف كرد. این تنش عذرخواهی اسرائیل را به همراه داشت و ایهود باراك وزیر جنگ اسرائیل به تركیه سفر كرد تا به این تنش پایان دهد.

بعد از آن، حمله به كشتی مرمره آغاز شد كه 9 تبعه تركیه در آن به شهادت رسیدند. این امر نشان از آن دارد كه موضع تند تركیه در قبال اسرائیل همواره به خاطر اقدامات اسرائیل بوده است. به رغم تمام مواضع تند تركیه، هرگز این امر به حد قطع روابط تركیه و اسرائیل نرسیده است، چرا كه پیامدهای منفی بر روابط تركیه با آمریكا و اروپا دارد چون منافع مشترك، عامل تعیین كننده در این روابط در مرحله كنونی است. البته احتمالا بعد داخلی، انتخابات محلی و موضع گیری احزاب اسلامی و معارض نیز بر این امر تاثیر می‌گذارد.

****

با جوان ترک در حالی خداحافظی می کنم که از استعمارستیزی و ایستادگی طیب اردوغان در برابر استکبار جهانی و آمریکا و اسرائیل تجلیل کرده ام. علاقه او نیز به احمدی نژاد به همین دلیل است. ایستادگی او در برابر قدرت های جهانی و آمریکا و اسرائیل. کاری به حواشی ندارم که در جای خود قابل تامل و بررسی است و برخی درد خود ما نیز هست اما باید دانست که احمدی نژاد داخل ایران با احمدی نژاد کشورهای اسلامی و ملت های ستمدیده بسیار متفاوت است.

اصلاً بحثم احمدی نژاد نبود. تنها میخواستم خاطره ای از سفر حج را نقل کنم...




طبقه بندی: خاطرات حج تاریخی، فکر نوشت، رخدادهای روزانه، دل نوشته،
برچسب ها: حج، خاطره، ترکیه، اسرائیل، روابط دیپلماتیک، روابط اقتصادی، روابط امنیتی، بازداشت، آل سعود، احمدی نژاد، آمریکا، امام خمینی، امام خامنه ای، کعبه، مسجد الحرام، جوان، دشداشه، ملیت، آنتالیا، استانبول، تهران، اردوغان، عبدالله گل، اسلام، شیعه، سنی، وحدت،
دنبالک ها: روابط تركیه و اسرائیل از "ائتلاف" تا "اختلاف"، اردوغان : از تخریب رابطه با اسراییل استقبال می کنیم، تیرگی روابط ترکیه و اسرائیل، نگاهى به روابط ترکیه و اسرائیل در نیم قرن اخیر، بحران در روابط ترکیه و اسرائیل، مردم ترکیه، خواهان قطع روابط با اسرائیل،
[ دوشنبه پانزدهم فروردینماه سال 1390 ] [ 10:06 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

آن روز که وارد سایت لبیک شدم و برای عمره دانشجویی ثبت نام کردم هرگز گمان این را نمی بردم که رویای در آغوش کشیدن ضریح بقیع غریب و مظلوم برایم تعبیر گردد و گنبد سبز خضرائی اش را بتوانم از قریب مشاهده کنم.

آن روز هرگز گمان نمی بردم که بتوانم روزی در حریم امن الهی سعی صفا و مروه کنم و یاد هاجر و اسماعیل تشنه زنده کنم...

و آن روز تصورش را نمی کردم که جامه از تن بدر کنم و احرامی بر بندم و گرد خانه ملکوتی اش «بیت المعمور» که حقیقت آن را درک ولایت الهی گفته اند طواف نمایم...

به هرحال سه شنبه ای که می آید را تا ابد در خاطرم به یاد خواهم سپرد آنگاه که بر پله های طیاره قدم می گذارم و سوی مدینه النبی روانه می شوم...

*****

تا آن روزی که عازم دیار عشق می شوم چند پستی در مورد حج خواهم گذاشت و اگز امکانات بود از مدینه و مکه نیز دلنوشته هایم را برایتان خواهم نگاشت.

از همه ی دوستان طلب حلالیت. دعاگویتان خواهم بود...




طبقه بندی: ولایت، روح حج، رخدادهای روزانه، دل نوشته،
برچسب ها: حج، مکه، مدینه النبی، بقیع، عمره دانشجویی، طواف، سعی، صفا، مروه، کعبه، زمزم، منا، مسجد شجره، احرام، مسجدالحرام، مشعر، مقام اسماعیل، مقام ابراهیم، غار حراء،
[ پنجشنبه پنجم اسفندماه سال 1389 ] [ 10:45 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

لطفاً آدرس بدهید تا برای مراسم فردا به پذیراییتان بیاییم!

شما جنس پذیرایی را تعیین می کنید، به انتخاب خودتان! مرگ را انتخاب می کنید یا ...

اگر به دستمان بیافتید همان بلایی را که حضرت ابولؤلؤ به سر جناب عمر آورد را به سر نجس و کثیفتان خواهیم آورد.

کاش همین امشب می آمدید اصلاً...

از همین الان لباس های مخصوص میهمانی ام را برای دیدنتان آماده کرده ام. دیگر تاب ندارم. از خوشحالی در پوست خود نمی گنجم. شما را به خدا بیایید.

قول می دهیم که از این زنگی نکبت بارتان رهاییتان دهیم!!

نیت کرده ام آنچه که شیخ خرفت و احمق گفته بود که در زندان ها به سرتان آورده اند را در خیابان به سرتان بیاورم!!

بیایید بیایید!




طبقه بندی: رخدادهای روزانه، دل نوشته،
برچسب ها: شیخ احمق کروبی، کروبی منافق، موسوی منافق،
[ شنبه سی ام بهمنماه سال 1389 ] [ 07:39 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4

درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic