آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ

1. مهمترین چالش امروز انقلاب اسلامی، چالش کارآمدی است. جمهوری اسلامی ایران که با طرد کامل شرک و کفر و مواجهه با استعمار و استبداد بر پایه ایمان و اعتقاد به اصول و موازین اسلامی شکل گرفته است، برای اثبات حقانیت و مشروعیت خویش در برابر زیاده خواهی های زورگویان و قلدرمآبان نیازمند اثبات کارآمدی خویش است. در حقیقت اگرچه کارآمدی مشروعیت ساز نیست اما بی تردید مقوم و سازنده آن است. چنانچه گفتمانی دارای منطق روشن و مبتنی بر اصول باشد ولی در مقام عمل و اجرا با بحران مواجه شود و توان پاسخگویی به ابعاد مختلف زندگی بشر را نداشته باشد، گفتمانی نامشروع تلقی خواهد شد.

ادعای سالهای طولانی فقهای شیعه مبنی بر توان پاسخگویی دین اسلام به همه نیازهای مادی و معنوی بشر (تئوری جامعیت و جاودانگی دین)، در تمام طول تاریخ و با توجه به اعصار و امصار مختلف، خود حکایت از اهمیت ضریب کارآمدی در دنیای کنونی دارد و اگر اینگونه نباشد، پس تفاوت واقعی ایدئولوژی الهی و غیر الهی در چیست؟ آیا تنها در عرصه اعتقادات و عبادات تجلی پیدا می کند و یا اثر آن باید در تمام مراحل زندگی بشر رخ بنماید؟[1] این هم که در قانون اساسى براى رهبر، رئیس‏ جمهور، نماینده‏ ى مجلس و براى وزیر شرایطى قائل شده‏ ایم و با این شرایط گفته‏ ایم این وظیفه را مى‏ تواند انجام بدهد، این شرایط، ملاك مشروعیتِ بر عهده گرفتن این وظایف و اختیارات و قدرتى است كه قانون و ملت به ما عطا مى‏ كند؛ یعنى این حكم ولایت، با همه‏ ى شعب و شاخه‏ هایى كه از آن متشعب است، روى این عناوین رفته است، نه روى اشخاص. تا وقتى‏ كه این عناوین، محفوظ و موجودند، این مشروعیت وجود دارد. وقتى این عناوین زایل شدند، چه از شخص رهبرى‏ و چه از بقیه‏ ى مسئولان در بخشهاى مختلف، آن مشروعیت هم زایل خواهد شد. لذا ما باید به دنبال كارآمدى باشیم.

2. مجموعه طراحی های خبیثانه دنیای استکبار در چند ساله اخیر برای اعمال فشار همه جانبه و تحریم های به اصطلاح «فلج کننده» - علی الخصوص 6 قطعنامه اخیر تحریمی شورای امنیت - نشانگر آن است که نوک پیکان تهاجم دشمن «کارآمدی انقلاب اسلامی» و عدم توان پاسخگویی گفتمان دینی و الگوی الهی-مردمی به مشکلات اقتصادی و دنیای امروز را نشانه گرفته است.

چنانچه انقلاب اسلامی بتواند با گفتمان دینی خویش بر مشکلات و سختی های روزمره و بحران های متعدد اقتصادی فائق آید، تحریم های «فلج کننده» را پشت سر گذارد، رفاه و آسایش عمومی را همراه با عدالت اجتماعی برای ابنای بشر میسور سازد، اقتصاد مقاومتی و واکسینه شدن در برابر بحران های اقتصادی دنیا را کسب کند، انحصار علمی دنیای متجدد را بشکند و راه تولید علم را باز کند و نهایتاً الگوی اسلامی و نسخه بومی تئوری های حقوقی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، مدیریتی و ... را برای نیل به تمدن اسلامی پایه ریزی کند، گردنه صعب و دشواری را پشت سر گذارده است که دنیای اسلام را در گذر از «پیچ تاریخی» یاری نموده و موفقیت مدل الگوی حکومت اسلامی را نمایان ساخته و نفی کامل نظام کاپیتالیسم و لیبرالیسم را با اثبات نمونه «مردم سالاری دینی» در پی خواهد داشت.

3. در نظام حقوقی ما، رئیس جمهور تئوریسین و نظریه پرداز نیست. او مجری است. مجری قانون، سیاست های کلی کشور، چشم انداز 20 ساله، برنامه های توسعه و ... . اشتباه است اگر از او توقع اصلاح نظام اداری و تشکیلاتی، آموزش و تربیت، فرهنگ، سامان دادن اقتصاد و غیره را داشته باشیم. وظیفه اصلی او اجرای قانون اساسی و مسئول اصلی و مستقیم تحقق سند چشم انداز است. اگر اوضاع مان در حوزه های مختلف به سامان نیست علتش را باید در دو چیز بیابیم: قانون، اجرا.

یا قانون متناسبی با شرایط کشور خویش نداریم و یا مجریان ناکارآمدی عنان امور را بدست گرفته اند که تحقق قانون را با مشکل مواجه ساخته است. ما معتقدیم كه با همین فكرى كه در قالب و چارچوب قانون اساسى مجسم و متجسد شده، مى‏توان كشور را به رفاه و پیشرفت رساند؛ اما شرطش این است كه ما كارآمدى خودمان و كارآمدى مسئولانمان را در همه‏ى انتخابها، در همه‏ ى گزینش ها و در همه‏ ى انتصابها حفظ كنیم.[2] قانون اساسی ما اگرچه قانونی مترقی و کافی برای پیشرفت کشور است اما قوانین عادی مان که توسط مجلس تصویب می شود همخوانی و تناسبی با نیازها و ضرورت های سازندگی و پیشرفت ندارد. گاهی می بینیم مجلس در امور جزئی ورود می کند و قانون تصویب می کند حال آنکه یکی از شروط قانون، ناظر بودن آن به نیازهای کشور و کلی بودن آن است. از سوی دیگر در موارد متعدد دیده می شود که مجریان قانون از رد قانون، عمل ننمودن به آن و دور زدن آن باکی نداشته و اسناد بالادستی را براحتی نقض می کنند. با این اوصاف نمی توان انتظار داشت که کشور مسیر رفاه و پیشرفت را طی نماید و چالش کارآمدی را برطرف نماید.

4. حیات یک جامعه به پویایی و زنده بودن جمعیت جوان و دانشجوی آن بستگی دارد. این دانشجویانند که با روحیه مطالبه گری و دادخواهی خود، نظارت و کنترل دستگاه های حکمرانی را بر عهده دارند و حقوق ملت را از دولت می خواهند و می توانند عملکرد مجریان و مدیران را با قوانین و اسناد بالادستی تطبیق دهند. جنبش دانشجویی در این راه برای هدف گیری درست به چند چیز نیازمند است: اشراف کامل بر اوضاع، شرایط و نیازهای کشور در ابعاد داخلی و خارجی، تحرک و اقدام به موقع با تأمل و تدبر کافی و سنجش همه ابعاد مسئله و... .

کار ویژه جنبش دانشجویی، شناخت اولویت هاست. اولویت هایی که بر اساس آرمان های انقلاب اسلامی، منویات مقام ولایت و سنجش نیازهای روز کشور در ابعاد جهانی بدست می آید. جنبش دانشجویی اگر در شناخت اولویت ها راه خطا بپماید و مسیر ناصواب را برگزیند، به میزان خطای خود، در دور شدن انقلاب اسلامی از اهداف خویش و در نزدیک نمودن آن به طراحی های دشمن همان ایجاد چالش کارآمدی سهیم خواهد بود. دانشجو باید در مهمترین و حساس ترین تصمیم گیری های انقلاب نظیر انتخاب سرنوشت ساز رئیس جمهور - معیارهای اصلی و فرعی را از همدیگر تمایز دهد و اولویت ها بشناسد، آنها را به جامعه بشناساند و اینگونه راه پیشرفت کشور را هموار سازد.

لذا مسئله اولی تشخیص درست و ارزیابی دقیق معیارهاست و اینکه نتیجه و مصداق این اولویت سنجی چه کسی و چه کاری خواهد شد، مسئله ثانوی است.

5. اصل اقدام یکی از مهمترین اصول عملی تشیع در برهه آخرالزمان است. هرکس به همان اندازه که می­فهمد باید اقدام کند.

تشخیص اولویت­ها ابتدای راه طولانی و دشوار جنبش دانشجویی است. دانشجو باید این اولویت­ها را به جامعه بشناساند و نقش تاریخی خویش را در این برهه حساس ایفا کند. کمتر کوتاهی در این مسیر موجب پشیمانی و ندامت طولانی خواهد شد، چرا که رشد و تعالی اجتماع بسته به ایفای نقش دانشجویان است. چنانچه اقدام به میزان فهم افراد صورت گیرد، خطاها و اشتباهات جنبش دانشجویی نمایان شده و به مرور اصلاح می­ شود، جامعه از آفات و خطرات ایمن ­می­ گردد، تکلیف و مسئولیت الهی این توده عظیم محقق می­ شود، جامه رخوت و سستی از دانشگاه­ ها رخت بر می­بندد و جامعه رو به رشد و تعالی می­ رود.

باید اندیشید، باید تصمیم گرفت و باید اقدام کرد. سه اصل اندیشه، تصمیم و اقدام نیازمند امروز جریان دانشجویی است... .



+ این مطلب در ویژه نامه انتخابات دو ماهنامه «دانشجو» معاونت فرهنگی وزارت علوم بعنوان سرمقاله و در خبرگزاری دانشجو منتشر شد.


[1] نكته‏ ى آخر اینكه، مشروعیت همه‏ ى ما بسته به انجام وظیفه‏ و كارآیى در انجام وظیفه است. بنده روى این اصرار و تكیه دارم كه بر روى كارآیى‏ ها و كارآمدى مسئولان طبق همان ضوابطى كه قوانین ما متخذ از شرع و قانون اساسى است، بایست تكیه شود. هرجا كارآمدى نباشد، مشروعیت از بین خواهد رفت. بیانات رهبر در دیدار با اعضاى مجلس خبرگان رهبرى‏ / 31/ 06/ 1383




طبقه بندی: راه اینجاست...، تفکر، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: انتخابات ریاست جمهوری 92، کارآمدی، بحران مشروعیت، گفتمان انقلاب اسلامی، چالش، پیچ تاریخی، مردم سالاری دینی،
[ شنبه هجدهم خردادماه سال 1392 ] [ 11:08 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
(خصوصیات منحصر به فرد بسیج دانشجویی و مزیتهای آن نسبت به سایر تشکل های دانشجویی)

نهاد بسیج اندکی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تشکیل و در سالهای آخر عمر مبارک حضرت امام(ره) و با تدبیر ایشان فرمان تشکیل بسیج دانشجو و طلبه صادر گردید.
از آن به بعد این تشکل که مولود انقلاب اسلامی و تدبیر ولایت مطلقه فقیه بود در عرصه دانشگاه ها به فعالیت پرداخت و به جستجوی آرمان های انقلاب اسلامی و مطالبه ی آن از مسئولان بود. حجم گسترده فعالیتها، تنوع اقدامات و اثرگذاری آن در سطح دانشگاه های کشور همواره باعث شد تا هجمة مخالفان و دشمنان انقلاب اسلامی به سوی این نهاد دانشجویی و انقلابی روانه شود و کارشکنی ها، تخریب ها و توطئه های آنان ادامه یابد؛ اگرچه که بسیج دانشجویی با صلابت و استقامت به مسیر خود ادامه می داد.

حضور بسیج در سطح دانشگاه ها هیچگاه به معنای نفی تشکل های دانشجویی نبوده و نیست، بلکه به عنوان عاملی محرک برای رشد و هم افزایی تشکل های دانشجویی بوده و هست. همکاری بسیج با اتحادیه ها و انجمن های دانشجویی دیگر به منظور بسط و توسعه ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی در حوزه های گوناگون علمی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و ... خود مؤید این مطلب است.

اما در هر صورت بسیج دانشجویی از ابتدای تأسیس خود مورد لطف و مهربانی رهبران جمهوری اسلامی بوده و با توصیه های آن بزرگواران به حرکت در مسیر خود ادامه می داده است. در این مطلب تلاش شده تا به دلایلی برای لزوم ساماندهی فعالیت های دانشجویی در نهاد بسیج دانشجویی اشاره شود که وجه ممیزة آن از سایر تشکل های دانشجویی است.
بی تردید این مطلب بیانگر یکی شدن تشکل های دانشجویی و گرد آمدن همه ی آنها تحت نام بسیج نیست چرا که این مسئله نه مورد تأیید رهبر معظم انقلاب است و نه امکانپذیر است، بلکه تنها بدنبال بیان اهمیت و ضرورت فعالیت در بسیج دانشجویی در سطح دانشگاه هاست...

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید...

ادامه مطلب

طبقه بندی: بازخوانی اندیشه امام، راه اینجاست...، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: بسیج دانشجویی، بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)، تفکر بسیجی، مدیریت بسیجی، نهاد مقدس، شجره طیبه، انقلاب اسلامی، امام روح الله، امام خامنه ای، مخالفان بسیج، تشکل های دانشجویی، 19 دلیل، حضور در بسیج، عضویت در بسیج، عامل دفع توطئه، نظارت چند وجهی، سوم خرداد، حماسه بسیجیان، اتصال به مقام ولایت فقیه، بسیج؛ افتخار رهبران انقلاب اسلامی، تقدس ذاتی بسیج، همه جانبگی، ذوابعاد بودن بسیج، بسیج پشتوانه کشور، بسیج سرمایه انقلاب، بسیج عامل نجات کشور، بسیج سپر دفاعی کشور، الگوی بیداری اسلامی،
[ پنجشنبه چهارم خردادماه سال 1391 ] [ 09:42 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

انتخابات بعنوان مهم‌ترین عرصه حضور مردم در صحنه تصمیم گیری برای تعیین سرنوشت خویش در جوامع مردم سالار شناخته می‌شود، در نتیجه، انتخاب نامزدهای مورد نیاز برای تصدی مسئولیت‌ها اهمیتی معادل تعیین آیندة یک نظام و مملکت را دارد.

در فقه امامیه تعیین سرنوشت مردم به دست خویش بعنوان یک اصل مسلم و غیر قابل خدشه پذیرفته شده است. در واقع مردم مختارند تا با اراده ی خویش و با تشخیص مصالح و مفاسد خود حاکمان جامعه را تعیین کنند و اموراتشان را اداره نمایند.

این امر در صدر اسلام و در زمان ائمة معصومین (علیهم السلام) و در طول دوران حاکمیت خلفای بنی امیه و بنی عباس و حتی بعد از آن، در بیعت مردم با خلفا متجلی می شد.

همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری یک عالم دینی و با به رأیِ عمومی گذاشتنِ مدل حاکمیتی نظام، این اراده ی مردمی به شکل جدیدی و در قالب رفراندوم متبلور گشت.

شکل گیری جمهوری اسلامی که نظامی مبتنی بر مردم سالاری دینی است، نمایانگر اهمیت اراده و تصمیم مردمانِ این سرزمین در تعیین سرنوشت خویش است. لذا از آن به بعد بطور متوسط هر ساله یک انتخابات برای تعیین رئیس جمهور، نمایندگان مجلس خبرگان رهبری، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، شورای های اسلامی شهر و روستا و … برگزار گردیده است.

اما مسئله مورد اختلاف این است که آیا رأی دادن و شرکت در انتخابات حق مردم است یا تکلیف آنان؟ و این در حالی است که در مفهوم حق «اختیار» و در مفهوم تکلیف «الزام و اجبار» نهفته است.
اگر رأی دادن و شرکت در انتخابات حق مردم باشد، فرد می تواند از این حق خویش صرف نظر کند و رأی ندهد و در مقابل اگر رأی دادن تکلیف باشد، همة واجدین شرایط، مکلف و موظف به دادن رأی می باشند و نتیجتاً نمی توانند از آن سرپیچی کنند.

در هر نظامی میزان اراده و نقش مردم در تعیین سرنوشت خویش و اختیار انتخاب حکمرانان متفاوت است. این تفاوت که غالباً از نوع جهان بینی مادی یا الهیِ حاکمیت ها و طرز نگرش آنها نسبت به انسان و طبیعت نشأت می گیرد، موجب بروز اختلاف دیدگاه نسبت به حق یا تکلیف بودن حضور در انتخابات و شرکت در رأی گیری می شود. طبعاً نظام جمهوری اسلامی ایران که بر مبنای حاکمیت خدا و دین شکل گرفته است نیز چارچوب های نظری و عملی خاص خود را که منطبق با ارزشها و هنجارهای مورد پذیرش اجتماع است، را دارد.

در اندیشه فقهای شیعه میان حقوق و تکالیف اجتماعی همواره تلازم وجود دارد. در حیات اجتماعی که قلمرو آن وسیع تر از زندگی فردی است، حقوق فردی افراد در اجتماع مبدل به حقوق اجتماعی می گردد و تعامل افراد در آن افزون بر حقوق فردی حقوق دیگری را ایجاد می کند. لازم حفظ کرامت انسانی، رعایت حقوق افراد در اجتماع بشری و تعهد سپاری در عدم تخطی از آن است.

بنابراین نمی توان ملتزم شد که در جامعه همه دارای حقوق باشند؛ اما افراد حاضر در آن ملزم به رعایت حقوق یکدیگر نباشند. اثبات هرگونه حقی برای فرد در جامعه برای دیگران تکلیفی ایجاد می کند.(نهج البلاغه، خطبه 216)

حضرت علی (ع) در تبیین این حق چنین می فرمایند:

ثُمَّ جَعَلَ سُبْحَانَهُ مِنْ حُقُوقِهِ حُقُوقاً افْتَرَضَهَا لِبَعْضِ النَّاسِ عَلَى بَعْضٍ فَجَعَلَهَا تَتَکَافَأُ فِی وُجُوهِهَا وَ یُوجِبُ بَعْضُهَا بَعْضاً وَ لَا یُسْتَوْجَبُ بَعْضُهَا إِلَّا بِبَعْضٍ. ؛ پس، خداى سبحان برخى از حقوق خود را براى بعضى از مردم واجب کرد، و آن حقوق را در برابر هم گذاشت، که برخى از حقوق برخى دیگر را واجب گرداند، و حقّى بر کسى واجب نمى‏شود مگر همانند آن را انجام دهد.(نهج البلاغه، خطبه 216)

در واقع، هرچند انسان از لحاظ تکوینی در انتخاب توحید و شرک یا خیر و شر آزاد آفریده شده ولی به لحاظ تشریعی این گونه وضعیتی ندارد. انسان نمی تواند در برابر قانون گذاری و تشریع الهی به آزادی تکوینی خویش استناد کند بلکه مکلف بودن وی بر انجام فرایض و قوانین دینی ریشه در حق انسانی او دارد. دین مداری و مکلف بودن وی بر انجام فرایض و قوانین دینی ریشه در حق انسانی او دارد.

در قضیة انتخابات و رأی در حکومت اسلامی همین معنا را می توان یافت یعنی رأی هم حق است چون تعیین سرنوشت مردم را به خود مردم داده است و هم رأی دادن تکلیف می باشد. این تکلیف به این خاطر است که مردم با پذیرفتن اسلام به عنوان دین و مکتب مکلف می باشند که در تشکیل استمرار و رفع مشکلات نظام مطلوب اسلامی شرکت و تلاش کنند. آنان بر اساس اصول مربوط به امر به معروف و نهی از منکر تعاون اصلاح امور جامعه سبقت در خیر و نیکوکاری تبلیغ دین قطع مادة فساد و … در این تکلیف مداخله و مشارکت دارند. در قوانین جمهوری اسلامی ضمانت اجرای خاصی برای مکلف کردن مردم به شرکت در انتخابات و دادن رأی در نظر گرفته نشده ولی مذهب و معنویت می تواند ضمانت اجرایی خوبی در این رابطه باشد زیرا هنگامی که ولی فقیه و مراجع دینی شرکت در انتخابات را وظیفة شرعی و تکلیف دینی معرفی می کنند، مسلماً یک مسلمان به راحتی از آن سرپیچی نمی کند.

حضرت امام خمینی (ره) بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران، بارها ضمن تأکید بر تکلیف بودن شرکت در انتخابات، نتیجه ی حضور مردم را حفظ نظام جمهوری اسلامی از تهدید های دشمنان دانسته اند و با توجه به اینکه حفظ نظام اسلامی نیز طبق دیدگاه ایشان از اوجب واجبات است در نتیجه می توان دریافت که حضور در انتخابات و شرکت در آن نه تنها یک وظیفه اجتماعی است بلکه از واجبات دینی و شرعی نیز به حساب می آید.

در زیر بخشی از فرمایشات امام راحل در این زمینه می‌آید:

-امروز شرکت در انتخابات ریاست جمهور نه فقط یک وظیفه اجتماعى و ملى است، بلکه یک وظیفه شرعى اسلامى و الهى است که شکست در آن، شکست جمهورى اسلامى است، که حفظ آن بر جمیع مردم از بزرگترین واجبات و فرایض است و وسوسه در آن از شیطان بلکه عمال شیطان بزرگ است.(صحیفه امام، ج‏15، ص: 251)

-انتخابات سرنوشت حتى شمایى که در آنجا هستید را تعیین مى‏کند. یک امرى که سرنوشت آحاد ملت در دست اوست، وظیفه آحاد ملت است که در آن دخالت کند، مربوط به یک قشرى، دون قشرى نیست، همه باید در این دخالت بکنند.(صحیفه امام، ج‏18، ص: 369)

-مردم هم خودشان مکلفند به اینکه هم شرکت کنند در انتخابات. نروند کنار، تکلیف است، حفظ اسلام است، رفتن کنار خلاف تکلیف است، خلاف مصالح اسلام است.(صحیفه امام، ج‏18، ص: 286)

-به یارى خداوند متعال، ملت شریف ایران با حضور گسترده خود انتخابات را در موعد مقرر و با قدرت و قاطعیت برگزار مى‏ کنند؛ و مطمئناً در زیر موشک و بمب هم اگر قرار بگیرند، به پاى صندوقها مى ‏روند و به تکلیف شرعى و الهى خود عمل خواهند نمود.(صحیفه امام، ج‏21، ص: 10)

رهبر حکیم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه‌ای (مدظله العالی) نیز همچون بنیانگذار انقلاب اسلامی بر ارتباط و تلازم حق و تکلیف شرکت در انتخابات تأکید ورزیده و اهمیت آن را از دو جهت ذکر کرده اند:

جهت اول: نا امید شدن دشمنان از طراحی ها و خنثی شدن توطئه های آنان . در نتیجه حفظ نظام اسلامی، که از این جهت حضور یک تکلیف تلقی می شود؛
جهت دوم: مردم با انتخاب صحیح و آزادانه، قانون‏گذارانشان را در قوّه‏ ى مقنّنه معیّن کنند و مجریان خودشان را با ترتیبى که در قانون معیّن شده است، معیّن کنند و لذا از این جهت، حق افراد به حساب می‌آید.

انتخابات‏ دوره‏‌ى پنجم در پیش است و مردم باید شرکت کنند. وظیفه و تکلیف‏ شرعى است.(بیانات در خطبه‏هاى نماز جمعه (19 رمضان 1416) 20/ 11/ 1374)

ما گفتیم، بازهم تکرار مى‏ کنیم: شرکت و حضور در انتخابات براى مردم، هم یک فریضه‏ ى سیاسى است، هم یک فریضه‏‌ى دینى است. این مثل این است که یک انسانى بدن خودش را با ویتامین و با غذاهاى مقوى تقویت کند؛ وقتى بدن تقویت شد، میکروبها دیگر نمى‏توانند در او نفوذ کنند؛ دشمنى هم اگر حمله کرد، مى تواند از خودش دفاع کند. این، مهم‏ترین مسئله در باب انتخابات است؛ یعنى حضور مردم.(بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اقشار مختلف مردم‏ 22/ 12/ 1386)

مردم هم بایستى بگردند و در همین فرصتى که تا انتخابات باقى است، به‏عنوان یک وظیفه شرعى و اخلاقى، نامزدهایى را پیدا کنند که وقتى در محضر خدا از آن‏ها سؤال مى‏شود که چرا تو این آقا یا این خانم را به قوه مقنّنه فرستادى، بتواند جواب بدهد و بگوید براى این مصلحت. انتخابات، وظیفه است. انتخابات، یک کار بزرگ و یک اقدام شرعى و یک اقدام خدایى است؛ بگردید آدم‏هاى مناسب را براى این کار مهم پیدا کنید.(بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار اقشار مختلف مردم‏ 13/ 11/ 1378)

ملت عزیز ایران، انتخابات‏ را باید اوّلًا به عنوان یک تکلیف‏ الهى و یک تکلیف‏ اسلامى محاسبه کند کسانى هم که به مسائل دینى توجه نداشته باشند، باید به چشم یک تکلیف‏ وجدانى و ملّى به آن نگاه کنند.(بیانات در خطبه‏هاى نماز عید سعید فطر 18/ 10/ 1378)
هم حق و هم تکلیف‏ مردم است که بیایند و سرنوشت کشورشان را به‏دست خودشان معیّن کنند؛ زیرا که کشور متعلّق به مردم است. مردم باید بیایند و با انتخاب صحیح و آزادانه، قانون‏گذارانشان را در قوّه‏ ى مقنّنه معیّن کنند؛ مجریان خودشان را با ترتیبى که در قانون معیّن شده است، معیّن کنند. این حقّ مردم است و متعلّق به آن‏هاست؛ اما تکلیف‏ هم هست. این‏طور نیست که یکى بگوید من نمى‏ خواهم از این حقّم استفاده کنم؛ نه، سرنوشت نظام بسته‏ ى به احقاق و استنقاذ این حقّ است؛ این تکلیف‏ است؛ باید همه شرکت کنند. نظام جمهورى اسلامى توانسته است این حق را در اختیار مردم بگذارد؛ اما در گذشته ما این حق را نداشتیم. در نظامهاى گذشته، مردم از استفاده از چنین حقّى محروم بودند. نظام جمهورى اسلامى این حق را داده است.(
بیانات در دیدار كارگزاران حج‏ 26/ 11/ 1378)

انتخابات، مظهر حضور مردم است. انتخابات، هم حقّ مردم و هم وظیفه‏ ى آن‏هاست. حقّ مردم است؛ براى اینکه بیایند و مدیر اجرایى کشور را انتخاب کنند. تکلیف‏ مردم است؛ چون با حضور شما، نظام تقویت پیدا مى‏ کند؛ اسلام عزیز مى‏ شود؛ حاکمیت اسلام در دنیا سرافراز مى‏ گردد و توطئه ‏ى دشمن- که اسلام را به جدایى از آراء مردم متّهم مى‏ کند- باطل مى‏ شود. حضور شما مى‏ تواند دفاع از اسلام و کشور و انقلاب محسوب شود.(بیانات در اجتماع زائران مرقد مطهّر امام خمینى (ره) 14/ 03/ 1380)

مبناى مردم‏ سالارى دینى با مبناى دمکراسى غربى متفاوت است. مردم‏سالارى دینى- که مبناى انتخابات‏ ماست و برخاسته‏ ى از حق و تکلیف‏ الهىِ انسان است- صرفاً یک قرارداد نیست. همه‏ ى انسان‏ها حق انتخاب و حق تعیین سرنوشت دارند؛ این است که انتخابات را در کشور و نظام جمهورى اسلامى معنا مى‏ کند. این، بسیار پیشرفته‏ تر و معنادارتر و ریشه‏ دارتر از چیزى است که امروز در لیبرال دمکراسى غربى وجود دارد؛ این از افتخارات ماست؛ این را باید حفظ کرد.( بیانات در مراسم شانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینى (ره) 14/ 03/ 1384)

نتیجه گیری

بنابراین نمی توان ملتزم شد که در جامعه همه دارای حقوق باشند؛ اما افراد حاضر در آن ملزم به رعایت حقوق یکدیگر نباشند. اثبات هرگونه حقی برای فرد در جامعه برای دیگران تکلیفی ایجاد می کند.
بر همین مبنا ضمن تأکید بر حق افراد برای شرکت در انتخابات باید گفت که اگرچه رأی دادن برای تک تک افراد بعنوان حقی شمرده می شود، اما با در نظر گرفتن جایگاه افراد در یک نظام اسلامی، حضور در انتخابات به لحاظ ارتباط این حق با حقوق دیگران و نیز از جهت حفظ نظلم اسلامی از خطرات و تهدیدات، در عین یک تکلیف و وظیفه نیز قلمداد می شود.

 
این مطلب در:
تریبون مستضعفین،
خبرگزاری دانشجو،
الف،
قطره،
خبر فارسی؛
منتشر گردید.



طبقه بندی: راه اینجاست...، تفکر، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: انتخابات، حق یا تکلیف، سرنوشت، جمهوری اسلامی، رأی دادن، مجلس شورای اسلامی، حقوق عمومی، حاکمیت مردم، دوره نهم، مردم سالاری، مردم سالاری دینی، دموکراسی،
[ جمعه پانزدهم اردیبهشتماه سال 1391 ] [ 02:39 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
برخورد امام با استکبار جهانی اینطوری بود. چه کسانی می خواهند وضع سابقه را برای ما تکرار کنند؟
بخش زیر قسمتی از بیانات امام راحل در بعد از تسخیر سفارت امریکا در تهران توسط دانشجویان است...
.
«آن روزى كه ملت ما در خیابانها ریختند، از بانوان محترمه و جوانهاى محترم، ببینیم اینها چه مى‏خواستند. آنكه خواستند شده است یا نشده است؟ آنهایى كه مى‏خواستند، آن كه از سرتاسر كشور فریادش در خیابان و در كوچه‏ها و در مدارس و در همه جا بلند بود این بود كه «استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى». این سه تا كلمه بر سر زبان همه بود. آن روز، هیچ فكر دیگر نداشتند جز اینكه این رژیم را ساقطش كنند و تبدیلش كنند به یك رژیم دیگرى، و آزادى به دست بیاورند بعد از اختناق پنجاه و چند ساله- اگر نگوییم دو هزار و پانصد ساله- و استقلال به دست بیاورند كه ممالك دیگر آقایى اینجا نكنند و نیایند و ما را اسیر خودشان بكنند. اصول مسائلى را كه ابتدایى؛ یعنى مسائل ابتدایى ملت ما بود این سه تا بود. اینها كه مى‏گویند «انقلاب شد و هیچى نشد»، مى‏گویند این اصولى كه اصولِ خواستِ دستِ اول ملت بود، این نشده است؟ یعنى الآن باز رژیم سلطنتى است؟ یعنى الآن باز اختناق است؟ یعنى الآن باز مشاورهاى این دولتهاى بزرگ در اینجا مشغول كار هستند و مشغول فعالیت هستند، و دولت ما یا ملت ما تحت سلطه آنهاست؟ خوب، اگر اینها را به شما بگویند، جوابش را شما خودتان مى‏دهید كه نه، اینها الآن حاصل است، این آزادى است كه شما و ما را در اینجا جمع كرده است. شما پنج سال پیش از این امكان برایتان داشت كه در یك همچو جلسه‏اى بنشینید صحبت بكنید؟ این آزادى است كه شما در بیرون، در هر جا صحبت مى‏كنید، انتقاد مى‏كنید، از رژیم سابق انتقاد مى‏كنید، از دولت لاحق انتقاد مى‏كنید، اینها همه آزادى است. هیچ كس هم نمى‏آید به شما بگوید كه نه، انتقاد نكنید. پس آزادى الآن حاصل است براى ما یكى از آن چیزهایى كه ملت ما فریاد مى‏كرد برایش، به دست آورده.
استقلال هم اگر چنانچه آنها مى‏گویند كه الآن امریكا در اینجا دارد حكومت مى‏كند. شما مى‏بینید كه الآن مركز فساد امریكا را جوانها رفته‏اند گرفته‏اند، و امریكاییهایى هم كه در آنجا بوده گرفتند، و آن لانه فساد را به دست آوردند و امریكا هم هیچ غلطى نمى‏تواند بكند، و جوانها هم مطمئن باشند كه امریكا هیچ غلطى نمى‏تواند بكند. بیخود صحبت اینكه اگر دخالت نظامى [كند]، مگر امریكا مى‏تواند دخالت نظامى در این مملكت بكند؟ امكان برایش ندارد. تمام دنیا توجهشان الآن به اینجاست. مگر امریكا مى‏تواند مقابل همه دنیا بایستد و دخالت نظامى بكند؟ غلط مى‏كند دخالت نظامى بكند. نترسید، نترسانید. همین تعبیرى كه جوانهاى ما از روى احساسات جوانى كردند كه اگر چنانچه امریكا بخواهد دخالت نظامى بكند ما چه خواهیم كرد، اصلًا این «اگر» ش را هم نباید بگویند. امریكا عاجز از این است كه دخالت نظامى در اینجاها بكند. اینها یك مسائلى در پیششان است، یك مطالبى در پیششان است كه روى آن مطالب گرفتاریهایى دارند، نمى‏توانند این كارها را بكنند. اگر آنها مى‏توانستند دخالت نظامى بكنند، شاه را نگه مى‏داشتند. با تمام قدرتشان، قدرتهاى تبلیغى [تلاش‏] كردند كه نگهش دارند و ملت ما اعتنا نكرد به آن. و نه تنها او، همه قدرتها پشت سر هم ایستاده بودند كه نگه دارند شاه را و نتوانستند نگه دارند. براى اینكه ملت، یك چیزى را كه مى‏خواهد، نمى‏شود مقابل ملت بایستد كسى و چه بكند، هیچ ابداً. این مطلب را از جوانهاى ما پیش نیاورند؛ این مطلب را كه دخالت نظامى [است‏]. آنها همیشه دخالتهایشان، دخالتهاى شیطنتى است؛ توطئه است. آنها اگر بخواهند یك كارى هم بكنند، وادار مى‏كنند جوانهاى ما را كه آنها تظاهر بكنند و در تظاهر، عمال آنها بیایند درگیرى بكنند با اینها و یك غائله راه بیندازند كه ما نتوانیم یك محیط آزاد پیدا بكنیم. یك محیط آرام پیدا بكنیم و مسائلى را كه مى‏خواهیم طرح بكنیم، و مى‏خواهیم ایجاد بكنیم، بتوانیم. آنها از این راهِ شیطنتها پیش مى‏آیند. آنها شیطانهایشان را پیش همین جوانهاى صافدل عزیز مى‏فرستند تبلیغات مى‏كنند. مى‏نویسند به دیوار؛ چه مى‏كنند، چه، چه، چه. یك وقت مى‏بینیم كه یك عده جوان را راه انداختند توى خیابانها به یك تظاهراتى؛ تظاهرات بحق، لكن آنها از همین تظاهرات بحق مى‏خواهند استفاده ناحق بكنند.»

صحیفه امام، ج‏10، صص: 516-517




طبقه بندی: راه اینجاست...، بازخوانی اندیشه امام،
برچسب ها: ملت، آمریکا، دشمن، غلطی، توانستن، دشمنی، ایران، امام خمینی، امام، حضرت روح الله، رهبر، بینیانگذار، استکبارستیزی، سلطنت، اختناق، تسخیر لانه جاسوسی، سفارت آمریکا، دانشجویان، 13 آبان، ابرقدرت ها، جوان، خیابان، حمله، نظامی، فساد، لانه، حمایت، توطئه، فریب، شیطانی، دوست، جوانان، خمینی، درگیری، طرح، مسائلی، غائله، صحیفه امام، تبلیغات، استقلال، آزادی، جمهوری، اسلامی، جمهوری اسلامی، اصول، روش، معیار، قاعده،
[ یکشنبه بیستم فروردینماه سال 1391 ] [ 12:31 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]
انتخابات بعنوان مهمترین عرصه حضور مردم در صحنه تصمیم گیری برای تعیین سرنوشت خویش در جوامع مردم سالار شناخته می شود، در نتیجه، انتخاب نامزدهای مورد نیاز برای تصدی مسئولیت ها اهمیتی معادل تعیین آیندة یک نظام و مملکت را دارد.
احزاب و گروه های سیاسی در آستانه انتخابات ها تلاش می کنند با ارائه ی لیست های انتخاباتی کاندیداهای خود را به مردم معرفی کنند تا هر کدام در مدیریت کشور سهمیه ای را کسب کنند.
در این میان برخی از مردم بر اساس سلایق سیاسی خویش و بنابر اعتماد به احزاب و اشخاص، کاندیدای منتخب خود را از میان فهرست های انتخاباتی بر می گزینند، اما با مراجعه به دیدگاه های بنیانگذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب و سایر نخبگان سیاسی کشور دریافته می شود که مبنای انتخاب نامزدها به هیچ وجه نباید گرایشات حزبی و قبیله ای باشد بلکه تنها بایستی کاندیدای «اصلح» بر اساس تحقیق و تفحص و ارزیابی آنها برگزیده شده و به او رأی داده شود.
در ذیل تلاش شده تا ضمن مراجعه به دیدگاه های رهبران جمهوری اسلامی یعنی حضرت امام خمینی(ره) و امام خامنه ای(مدظله العالی) و واکاوی نظرات حضرت آیت الله مهدوی کنی و نیز علامه مصباح یزدی بعنوان دبیران جبهة متحد اصولگرایان و جبهة پایداری انقلاب اسلامی، آراء آنان را نسبت به انتخاب نمایندگان مجلس بررسی کنیم.
حضرت امام خمینی (ره) ضمن اشاره به اهمیت انتخاب افراد در انتخابات به بیان ویژگی های یک نامزد اصلح پرداخته و از مردم می خواهند که با بررسی این معیارها در کاندیداهای مختلف، خودشان بدون توجه به تبلیغات کسی که دارای آن صفات بود را برگزیده و به آن رأی دهند:
«[مردم] قانون اساسى را ملاحظه كنند و صفات رئیس جمهور را در آنجا ملاحظه كنند، و كسى كه داراى آن صفات بود و او را به آن صفات مى‏شناسید به او رأى بدهید، و اگر فاقد آن صفات باشد، احتراز كنید از رأى دادن به او. روز سرنوشت‏سازى است. مى‏خواهید زمام كشور را به یك كسى بدهید كه مؤثر است در مقدرات كشور شما. سهل انگارى نكنید، و به پاى صندوقها بروید، و با هم اجتماع كنید، و كسى كه لایق براى این مقام است و داراى آن صفاتى است كه سوء سابقه نداشتن، وابستگى به رژیم سابق نداشتن، اینها از امورى است كه باید ملاحظه بشود. و آقایان نباید سستى كنند در رفتن. به پاى صندوق بروند. لكن به كسى كه این صفات را دارد رأى بدهند.»(1)


در جای دیگری بنیانگذار انقلاب با اشاره به این نکته که «مجلس خانه همه مردم و امید مستضعفین است»، دیدگاه رایج در وابستگی صنفی و گروهی نمایندگان را طرد کرده و بر لزوم تحقیق و شناسایی کاندیداهای اصلح از سوی مردم تأکید می ورزند:
«در هر حال، مردم با بصیرت و درایت و تحقیقْ كاندیداها را شناسایى كرده، و به‏ سوابق و روحیات و خصوصیات دینى- سیاسى نامزدهاى انتخاباتى توجه نمایند. مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانى رأى دهند كه متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئولیت كنند، و طعم تلخ فقر را چشیده باشند، و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنجدیدگان تاریخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاك طینتان عارف، و در یك كلمه، مدافع اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- باشند. و افرادى را كه طرفدار اسلام سرمایه دارى، اسلام مستكبرین، اسلام مرفهین بى‏درد، اسلام منافقین، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان، و در یك كلمه، اسلام امریكایى هستند طرد نموده و به مردم معرفى نمایند. و از آنجا كه مجلس خانه همه مردم و امید مستضعفین است، در شرایط كنونى نباید كسى انتظار داشته باشد كه حتماً نمایندگان باید از گروه و صنف خاصى باشند. باید توجه داشت كه هنوز خیلى از مسائل وجود دارد كه به نفع محرومین باید حل و فصل شود. و تمیز بین كسانى كه در تفكر خود خدمت به اسلام و محرومان را اصل قرار داده‏اند، با دیگران كار مشكلى نیست. »(2)
رهبر حکیم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه ای هم در آستانه هر انتخاباتی با برشمردن ملاک ها و معیارهای یک نامزد اصلح، تلاش مردم برای جستجوی نامزد مناسب تر را وظیفه همه مردم دانسته و عدم ملاحظات حزبی و خویشاوندی را با در نظر گرفتن ملاک های دینی و شرعی و انقلابی را از مردم می خواهند.
« مردم وظیفه دارند در انتخابات شركت كنند و نامزدهاى صحیح را پیدا و آن‏ها را انتخاب نمایند. مردم وظیفه دارند به ملاكهاى دینى و شرعى و انقلابى نگاه كنند؛ به روابط قوم و خویشى و ایل و طایفه‏اى و این‏طور چیزها نگاه نكنند. ببینند واقعاً چه كسى با معیارهاى الهى و انقلابى، مناسب‏تر و به آن نزدیك‏تر است، او را برگزینند و با شور و شوق به عنوان یك وظیفه در این كار دخالت كنند. كسانى از مردم وظیفه دارند كه دیگران را تشویق و تحریض كنند. كسانى كه زبان گویایى دارند، قلم توانایى دارند و آبرویى پیش مردم دارند- كه این آبرو هم جزو ذخایر الهى است و خداى متعال به هركس داده است، باید آن را در راه او مصرف كند و به كار ببرد- مردم را توجیه و تشویق كنند و آدم‏هاى خوب را به آن‏ها معرفى نمایند. در معرفىِ نامزدهاى نمایندگى باید ملاحظه كنند كه هیچ رابطه‏اى را غیر از رابطه‏ى دینى و الهى و وظیفه‏ى شرعى دخالت ندهند. فلان‏كس با ما رفیق است، فلان‏كس با ما دوست است، فلان‏كس فایده‏اى به ما مى‏رساند؛ ابداً این چیزها را در نظر نگیرند. البته هر كارى هم كه آن‏ها بكنند، مردم باید چشمشان باز باشد؛ خودشان واقعاً بشناسند و بفهمند كه چه كار مى‏كنند. »(3)
«مسئله‏ ى بعدى در انتخابات این است كه مردم سعى كنند صالح‏ترین را انتخاب كنند. آن كسانى كه نامزد ریاست جمهورى مى‏شوند و در شوراى‏ نگهبان‏ صلاحیت‏ آن‏ها زیر ذره بین قرار مى‏گیرد و شوراى‏ نگهبان‏ صلاحیت‏ آن‏ها را اعلام مى‏كند، این‏ها همه‏شان صالحند. اما مهم این است كه شما در بین این افراد صالح، بگردید و صالح‏ترین را پیدا كنید. اینجا جائى نیست كه من و شما بتوانیم به حد اقل اكتفاء كنیم؛ دنبال حد اكثر باشید؛ بهترین را انتخاب كنید. »(4)


« مردم تحقیق و مطالعه كنند؛ از روى احساس وظیفه به پاى صندوقهاى رأى بروند و از روى احساسِ وظیفه، نام كسانى را كه گزینش كرده‏اند، به صندوقهاى رأى بیندازند. مجلس، این‏گونه درست مى‏شود و سپس دولت به وجود مى‏آید و به پیش مى‏رود. این، امتحانِ بزرگ و كارِ مهمّى است. »(5)
از سوی دیگر کسانی نیز که ملاک های لازم برای تصدی مسئولیت ها را در خود مشاهده می کنند و افرادی با صلاحیت تر از خود را سراغ ندارند، باید برای انتخابات نامزد شده و خود را در معرض رأی ملت قرار دهند:
« در این چند روزى كه از مهلت ثبت‏نام نامزدهاى انتخابات باقى مانده، وظیفه‏ى وجدانى و اسلامى و میهنى هركسى كه خود را داراى این خصوصیات مى‏داند، این است كه برود داوطلب شود و به صحنه‏ى انتخابات بیاید. اگر بعد دیدند افرادِ باصلاحیت‏تر از آن‏ها هستند، مى‏توانند كنار بروند؛ لیكن الآن باید به صحنه بیایند. مردم چنین افرادى را هرجا دیدند، باید از آن‏ها بخواهند كه بروند نامزد شوند. صلاح و آینده‏ى كشور به این است كه انتخابات، پُرشور و با علاقه و حضورِ قاطبه‏ى ملت برگزار شود. »(6)
اهمیت دیگر تعقل و تدبیر در بررسی و تحقیق نامزدها، مسئولیت الهیِ رأی دهنده است. هرکس باید بداند که باید در قبال رأی خود در پیشگاه خداوند متعال پاسخگو باشد:
« مردم عزیز ما و بخصوص جوانان، احساساتشان را كنترل و با عقلشان كار كنند؛ با دو چشمِ باز نگاه كنند و انتخاب نمایند. البته سلایق هم زیاد است؛ همه گونه سلیقه وجود دارد؛ تابه‏حال هم همین‏طور بوده است. هركسى طبق سلیقه‏ى خود عمل كند؛ منتها همه توجّه كنند كه این انتخابى كه ما مى‏كنیم، یكجا مى‏بایست جواب آن را بدهیم. این‏طور نیست كه بگوییم حالا ما یا اصلًا انتخاب نمى‏كنیم، یا انتخاب مى‏كنیم و كسى چه مى‏فهمد! بله؛ مردم نمى‏فهمند كه ما چه انتخاب كردیم؛ اما خداى متعال كه تشخیص مى‏دهد. ما باید جواب او را بدهیم. ما باید محاسبه كنیم، تحقیق كنیم، بررسى كنیم و معیارها را ملاحظه نماییم، تا بتوانیم به خداوند پاسخ دهیم. اگر انسان نمى‏تواند، از اشخاصى كه مورد اعتماد هستند، از كسانى كه انسان مى‏تواند در مسائل مهم در مسائلى كه باید به خدا جواب داد به آن‏ها اعتماد كند، استفسار نماید؛ اشكالى هم ندارد. »(7)
«آنچه كه من عرض مى‏كنم، در درجه‏ى اول حضور مردمى است. در درجه‏ى بعد كه البته حائز اهمیت بسیارى است این هم، پیدا كردن نماینده‏ى اصلح است. آن كسانى كه به وسیله‏ى شوراى‏ نگهبان‏ صلاحیت‏ آن‏ها اعلام مى‏شود، معنایش این است كه این از حد اقل صلاحیت مورد نیاز برخوردار است. در بین این كسانى كه اعلام مى‏شوند، افرادى هستند با صلاحیتهاى بالاتر، افرادى هستند در سطح پایین‏تر. هنر ملت ایران و مردم شهرها و حوزه‏هاى انتخابیه این است كه دقت كنند، نگاه كنند، بشناسند اصلح را، بهترین را انتخاب كنند؛ بهترین از لحاظ ایمان، بهترین از لحاظ اخلاص و امانت، بهترین از لحاظ دین‏دارى و آمادگى براى حضور در میدانهاى انقلاب؛ دردشناس‏ترین و دردمندترین نسبت به نیازهاى مردم را انتخاب كنند. »(8)
در نگاه معظمٌ له جناح بندی های سیاسی و حزبی به هیچ وجه معتبر نبوده و اثری در انتخاب افراد بعنوان نمایندگان ملت نباید داشته باشد. این در حالی است که برخی ملاک اولی و ابتدایی را برای گزینش کاندیداهای مورد نظر، تعلقات حزبی و خطوط سیاسی می دانند و سعی دارند رهبری را نیز متمایل به جریان سیاسی خود نشان دهند:
« این جناحها و خطوط و احزاب هم از نظر بنده اعتبارى ندارند. بعضى خودشان كه كشمكش مى‏كنند هیچ، سعى مى‏كنند كه رهبرى و دستگاه‏هاى نظام را هم وانمود كنند كه در دعواهاى جناحى و خطّىِ این‏ها واردند! این مطلب درست نیست. بنده حزب و شخصیت نمى‏شناسم؛ بنده این را مى‏شناسم كه كسى كه مى‏آید به مجلس، باید باتقوا باشد. اوّلین شرط تقواست: «انّ اكرمكم عند الله اتقاكم (حجرات/13)». دیگر اینكه باید طرف‏دار محرومین باشد؛ بداند كه در كشور محرومیت هست و سعى و همّت او باشد كه رفع محرومیت كند. باید ضدّ فساد هم باشد و با فساد مالى و اقتصادى به شدّت و به‏جد، از بُن دندان و نه به لفظ، مخالف باشد، تا با فساد مبارزه كند. البته توانمند، بااخلاص و عالِم هم باشد. »(9)
رهبر معظم انقلاب با معرفی ملاک های انتخاب نمایندگان مجلس، راه صحیح انتخاب اصلح را همواره نشان مردم داده و آنها را به گزینش افراد توصیه کرده اند. در زیر برخی از ملاک های دیگر را بصورت گذرا اشاره می کنیم:
«آحاد ملت باید هوشیار باشند. نماینده‏ى متدین، امین، طرف‏دار عدالت، مخالف با فساد، طرف‏دار حقوق محرومین، پایبند به مبانى اسلام و ارزشهاى اسلامى و خط امام؛ یك چنین نماینده‏اى را بفرستند مجلس؛ آن‏وقت مجلس مقتدر خواهد شد، عزتمند خواهد شد. تشخیص این براى همه البته آسان نیست، ولى باید تحقیق كرد، باید به آدم‏هاى مطلع، آدم‏هاى خبره، آدم‏هاى مطمئن مراجعه كرد.»(10)
«مبادا كسانی به مجلس بروند كه گیرنده‌ی آنها، منتظر فرستنده‌ی قوی امریكا و غرب باشد! مبادا كسانی وارد مجلس شوند كه آنتنهایشان را به آن سمت تنظیم كرده باشند؛ هر چه از آن‌جا می‌آید، بگیرند و در داخل به زبان دیگری منتشر و منعكس كنند! همه نگرانی من از این است.» (11)
«نماینده باید شجاع و باشرف و امین و طرف‏دار ضعفا و قشر ضعیف باشد. قانون‏ باید بتواند از حقوق ضعفا دفاع كند، و الّا قانونى كه پول‏داران را پول‏دارتر كند، قانون‏ مملكت اسلامى نیست. قانون‏ باید بتواند گره‏ها را باز كند و به دردِ دل قشرهاى محروم برسد.» (12)
«اگر خودتان توانستید كسانى را بشناسید كه داراى این خصوصیات باشند، بروید به آن‏ها رأى دهید؛ اما اگر خودتان آشنایى ندارید، در هر نقطه‏ى كشور از آدم‏هاى امینى كه به آن‏ها اطمینان داشته باشید، بپرسید؛ آن‏ها معرفى مى‏كنند، تا إن شاء اللّه یك مجلس قوى، مردمى و متّكى به آراءِ مردم تشكیل شود و بتواند كارهاى بزرگى را كه بر عهده ‏ى او قرار دارد، انجام دهد و مردم را- طبق آنچه شایسته‏ى این مردم آزاده و بزرگ است- إن شاء اللّه راضى و خشنود كند، كه این رضایت الهى را هم به دنبال دارد. »(13)
رئیس مجلس خبرگان رهبری و دبیرکل جامعه روحانیت مبارز و جبهه متحد اصولگرایان، آیت‌الله مهدوی كنی نیز بر انتخاب فرد اصلح از سوی مردم بارها تأکید کرده اند:
« مردم ما در این سی سال بلكه قبل از آن نشان داده اند كه مردمی رشید و صاحب تشخیص هستند. به میدان رای خواهند آمد و آنها هم فردی را كه اصلح می دانند، انتخاب می كنند.» (14)


ایشان البته اصلح بودن افراد را بصورت مطلق ندانسته بلکه نسبی می دانند و اصلح بودن را به معنای بلا اشکال بودن اشخاص نمی شمرند:
«در انتخابات قاعدتا به كسی كه صالح تر است رای داده میشود. اصلح بودن هم جهات مختلفی دارد. اگر به كسی رای داده می شود، معنایش این نیست كه او هیچ عیبی ندارد و قابل نقد هم نیست. چون انسانهای معمولی طبعا اشكال در كارشان وجود دارد و ممكن است اشتباه و خطا بكنند. رای دهندگان من حیث المجموع فردی را با تمام خصوصیات و جنبه های سلبی و ایجابی اش بررسی می كنند و در نهایت یك نفر كه به نظرشان برای مردم، انقلاب و اسلام مفید است را انتخاب می كنند. ما هم روی این جهت است كه می خواهیم فردی را انتخاب بكنیم و الا نسبت به كاندیداهای دیگر هم احترام می گذاریم.» (15)
عمار انقلاب اسلامی و رهبر معنوی جبهه پایداری انقلاب اسلامی، علامه مصباح یزدی هم با وجود تلاش جبهه متبوع برای تهیة لیست انتخاباتی از اشخاص شایسته، بارها بر ضرورت عدم توجه مردم به اینگونه لیست ها و گزینش اشخاص مناسبی که خارج از فهرست های موجود نیز وجود دارند تأکید کرده اند.
ایشان تلاش برای تهیة لیست را به جهت وظیفه دینی و شرعی خود دانسته و مسئلة مهم را انتخاب اصلح می دانند:
«مهم انتخاب اصلح با در نظر گرفتن مصلحت نظام و اسلام است، حتی اگر با آن فرد اختلاف نظر داشته باشیم یا وی در گروه و حزب ما نباشد. »(16)


ایشان همچنین با بیان این که مقام معظم رهبری بر معرفی کاندیدای اصلح تاکید دارند اضافه می کنند: در معرفی افراد لایق و شایسته نباید تعصب داشت که این فرد در گروه و یا حزب دیگری است و شما هوادار گروه دیگر هستید بلکه باید به عنوان وظیفه دینی خود عمل کرده و او را معرفی نمایید.
عضو خبرگان رهبری در بخش دیگری از سخنان خود، به انتخابات مجلس شورای اسلامی و انتخاب کاندیدای اصلح اشاره کرده و می فرمایند: ما به عنوان روحانی و کارشناس دینی در مسائلی اظهار نظر می کنیم که ارتباط با دین داشته باشد.
علما به عنوان کارشناسان دینی و خبره و به عنوان حجت شرعی به مردمی که نمی توانند تحقیق کرده و اصلح را تشخیص دهند، افراد متدین و انقلابی را معرفی می کنند.
رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) با بیان این که ما بین خود و خدا و به عنوان حجت شرعی فردی که اصلح است را معرفی می کنیم اظهار داشتند: عالمی که سر و کارش با کتاب است نمی تواند از لای کتاب و یا با استخاره بگوید فلانی اصلح است، باید کسانی که با مردم سر و کار دارند و مورد اعتماد آنان هستند فرد اصلح را از غیر اصلح تشخیص دهند و معرفی نمایند. (17)

منابع و ارجاعات:
1. صحیفه امام، ج‏11، ص: 394
2. صحیفه امام، ج‏21، ص: 11
3. بیانات در دیدار اعضاى هیئت نظارت بر انتخابات شوراى نگهبان‏ 14/ 11/ 1374
4. بیانات در جمع مردم استان كردستان در میدان آزادى سنندج‏ 22/ 02/ 1388
5. بیانات در «دانشكده‏ى افسرى» 16/ 12/ 1374
6. بیانات در اجتماع بزرگ مردم قزوین‏ 25/ 09/ 1382
7. بیانات در دیدار كارگزاران حج‏ 26/ 11/ 1378
8. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در اجتماع بزرگ مردم یزد 12/ 10/ 1386
9. بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم قم‏ 18/ 10/ 1382
10. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اقشار مختلف مردم‏ 22/ 12/ 1386
11. بیانات در دیدار پرسنل و فرماندهان ارتش 28/1/75
12. بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار اقشار مختلف مردم‏13/ 11/ 1378
13. بیانات در خطبه‏ هاى نماز جمعه‏ى تهران‏ 24/ 11/ 1382

14. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8803040300
15. همان
16. تاریخ: 29/10/1390  http://mesbahyazdi.com/farsi/news?=49
17. ۲۷  دی http://sobheentekhabat.com/fa/?p=5637- ۱۳۹۰


همین مطلب در
SNN؛ تریبون مستضعفین؛ جام نیوز



طبقه بندی: راه اینجاست...، تفکر، فکر نوشت،
برچسب ها: انتخابات، مجلس، مجلس شورای اسلامی، مجلس نهم، حضور، مشارکت، حداکثر، انتخاب اصلح، صالح مقبول، دفع افسد به فاسد، فرد اصلح، لیست اصلح، جمهوری اسلامی، مردم، امام خمینی، امام خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، دبیرکل جبهه متحد، آیت الله مهدوی کنی، رئیس مجلس خبرگان رهبری، دانشگاه امام صادق، آیت الله مصباح یزدی، علامه مصباح، عمار انقلاب، جبهه پایداری انقلاب اسلامی،
[ دوشنبه بیست و چهارم بهمنماه سال 1390 ] [ 06:15 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5

درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic