آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ
بعد از سال ها از پذیرش قطعنامه 598 که منجر به برقراری آتش بس میان ایران و عراق گردید هنوز هم برای بسیاری از مردمان این سئوال هست که چرا حضرت امام پذیرش این قطعنامه را به مثابه نوشیدن جام زهر دانستند و آن را با میل و خواسته ی قلبی خود یکسان ندانستند.
اگرچه در طول این سال ها از لا به لای برخی مدارک و اسناد محرمانه و نیز اظهارات برخی از مسئولان وقت جنگ، پرده از این اسرار برداشته شد اما تاملی دوباره بر این داستان تلخ می تواند به عبرت آموزی از این تجربه تاریخی کمک نماید، باشد که بتوانیم برای همیشه در کنار مولایمان و ولی امرمان ایستاده بمانیم و تحقق وعده ی الهی را نظاره گر باشیم.
اما در زمینه پذیرش قطعنامه 598 و اینکه چرا حضرت امام از آن تعبیر به نوشیدن جام زهر فرمودند تلقی ها و تفسیرهای متفاوتی هست که با توجه به اسناد تاریخی به علت این ماجرا اشاره می کنیم:
امام خمینی (ره) در پیامی که به مناسبت سالگرد کشتار مکه صادر نمودند به ناگفته های خود از مسأله پذیرش قطع نامه اشاره کرده و فرمودند:
«...اما در مورد قبول قطعنامه كه حقیقتا مسئله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصا برای من بود، این است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجرای آن می دیدم، ولی به واسطه حوادث و عواملی كه از ذكر آن فعلا خودداری می كنم، و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی كارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای كشور، كه من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم، و در مقطع كنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می دانم و خدا می داند كه اگر نبود انگیزه ای كه همه ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نمی بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود. اما چاره چیست كه همه باید به رضایت حق تعالی گردن نهیم و مسلم ملت قهرمان و دلاور ایران نیز چنین بوده و خواهد بود. من در اینجا از همه فرزندان عزیزم در جبهه های آتش و خون كه از اول جنگ تا امروز به نحوی در ارتباط با جنگ تلاش و كوشش نموده اند، تشكر و قدردانی می كنم و همه ملت ایران را به هوشیاری و صبر و مقاومت دعوت می كنم.» (1)
مطالعه پیام امام موید این نکته است که پذیرش قطع‏نامه و آتش بس، به مثابه نوشیدن جام زهر برای حضرت امام(ره) بود که او تنها به خاطر رضای خداوند، حفظ اسلام و مصالح نظام اسلامی، آن را با جان و دل پذیرا شد. در پیام چنین آمده است:
« ... قبول این مسئله برای من، از زهر کشنده ‏تر است؛ ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او، این جرعه را نوشیدم. در شرایط کنونی، آن چه موجب این امر شد، تکلیف الهی‏ام بود. شما می‏دانید که من با شما پیمان بسته بودم که تا آخرین قطره خون و آخرین نفس بجنگم؛ اما تصمیم امروز، فقط برای تشخیص مصلحت بود و تنها به امید رحمت و رضای او، از هر آن چه گفتم، گذشته و اگر آبرویی داشتم، با خدا معامله کرده ‏ام».(2)



ادامه مطلب را در ادامه حقیقت بخوانید...

ادامه حقیقت

طبقه بندی: راه اینجاست...، بازخوانی اندیشه امام، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: امام، امام خمینی، قطعنامه 598، جام زهر، نوشیدن، هاشمی رفسنجانی، خاتمی، جنگ تحمیلی، دفاع مقدس، میرحسین موسوی، مسئول جنگ، سازمان ملل، پذیرش، پذیرش قطعنامه، ادامه، صلح، آتش بس، نامه امام به مسئولان، دلخون شدن، صحیفه، پایان، صدام، خصوص، حقیقی، کبیر، قطره، بسیجی، سپاه، مهمات، مجمع تشخیص، مراسم، سالگرد، دفاع، خسارت، سرباز،
[ یکشنبه دوازدهم تیرماه سال 1390 ] [ 03:18 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
در آستانه ی اعتکاف هستیم. یک برنامه معنوی و خودسازی برای مقابله با نفس اماره. در پست قبلی اشاره کردم که متأسفانه بعد عرفانی و اخلاقی رهبری طی اتفاقات سیاسی کشور ما تحت الشعاع قرار گرفته و غالباً به ایشام به دید یک استاد اخلاق و عرفان نگاه نمی شود. حال آنکه جامع الابعاد بودن ایشان توانسته کشتی انقلاب را اینگونه از خطرات پیش روی آن مصون و محفوظ بدارد و رشد جامعه را در زمینه های گوناگون به همرا داشته باشد.
اینک بخشی از فرمایشات ایشان را درباره مسئله اعتکاف با همدیگر مرور میکنیم.
انشاءالله که مورد توجه معتکفان قرار گیرد.
 
 
* برنامه‌های جمعی اعتکاف با خلوت هر کدام از معتکفین منافات پیدا نکند

من همین‏جا به مسئولین مربوط - در این امور اعتکافها - یک سفارشى بکنم: اگرچه که اجتماع هزاران نفر در جاهاى مختلف یک فرصت خوبى است و شنیده‏ایم بعضى از مسئولین مساجد، در این فرصتها برنامه‏هاى جمعى‏اى میگذارند که مثلاً افراد، بیشتر استفاده بکنند؛ لکن من میخواهم عرض بکنم این برنامه‏هاى جنبى مراکز اعتکاف، جورى نباشد که با خلوت هر کدام از معتکفین منافات پیدا کند.
نهج البلاغه و صحیفه سجادیه بخوانید!
این اعتکافى که جوانها انجام میدهند، در واقع دارند با خدا خلوت میکنند. اعتکاف بیشتر یک کار فردى است؛ ایجاد یک ارتباط با خداست. جورى نشود که برنامه‏هاى جمعى این مراکز اعتکاف، حال خلوت و حال ارتباط فردى و قلبى با خدا را در افراد ضعیف بکند یا بگیرد. مجال بدهند؛ وقت بگذارند؛ بگذارند این جوانها قرآن بخوانند، نهج‏البلاغه بخوانند، صحیفه‏ى سجادیّه بخوانند.

بخصوص من در این ایام اعتکاف، صحیفه‏ى سجادیه را توصیه میکنم. این صحیفه‏ى سجادیه واقعاً کتاب معجزنشانى است. خوشبختانه حالا ترجمه هم شده و ترجمه‏هائى هست. سال گذشته ترجمه‏ى خوبى از صحیفه‏ى سجادیه را به من دادند و آن را دیدم؛ ترجمه‏ى بسیار خوبى است. از این معارف موجود در دعاهاى حضرت على‏بن‏حسین (سلام اللَّه علیه) در صحیفه‏ى سجادیه، استفاده کنند؛ بخوانند؛ تأمل کنند.

اینها فقط دعا نیست؛ درس است؛ این کلمات امام سجاد - و همه‏ى ادعیه‏اى که از ائمه (علیهم‏السّلام) مأثور است و بدست ما رسیده است - پر است از معارف.

پس ماه رجب است، ماه عبادت است، ماه توسل به پروردگار است، ماه تضرع است؛ و در این راه، ماه تشبه به امیرالمؤمنین است. با خدا ارتباطمان را قوى کنیم تا در میدانهاى زندگى بتوانیم با اراده‏ى محکم، با قدم استوار و با ذهن روشن، وارد هر میدانى بشویم.

دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت میلاد حضرت على (علیه‏السّلام) 26/4/1387

 






طبقه بندی: راه اینجاست...، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: امام خامنه ای، اعتکاف رجبیه، اعتکاف، خودسازی، برنامه معنوی، اخلاق و عرفان، مبارزه با نفس،
[ پنجشنبه بیست و ششم خردادماه سال 1390 ] [ 01:18 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
حضرت روح الله از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی نوید تحقق حاکمیت اسلام را بر جهان داد و پیروزی نهایی مستضعفان بر مستکبران عالم را گوشزد کرد.
او بارها به سران وابسته و خودفروخته عرب هشدار داد که استقلال و هویت خود را بازجویند و در برابر ملت های مستضعف خود کرنش کرده و خواسته های اصیل آنان را بر آورده کنند. او بارها صدام و مبارک و فهد و ... را بیم داد که در صورت ادامه این وضعیت، به واسطه اراده ی مستحکم ملت هایشان بالاخره از میان خواهند رفت و استعمار و استکبار نیز چاره ای جز رها کردن آنان نخواهند داشت.
امروز فهد از میان رفته، صدام نابود شده، مبارک برای مصون ماندن از خشم ملت مسلمان مصر به سوراخی پناه برده و البته دیگر از دیکتاتور یمن نیز خبری نیست و این سرنوشت آل خلیفه و آل سعود و عبدالله اردنی نیز خواهد بود و این تقدیری الهی است که گریزی از آن نیست. سُنَّةَ اللَّهِ الَّتی‏ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدیلاً (فتح/23)
اگر گورباچف به نصایح حضرت روح الله اعتنایی نکرد، اگر صدام بیچاره به هشدار امام خمینی توجهی نداشت، اگر حسنی نامبارک دل به امریکا و اسرائیل بست و پیام خمینی را نشنیده گرفت، شد هر آنچه که او پیش بینی می کرد و اینک باید امثال نامبارک ها ببینند ادامه ی ماجرا را...
اینک بخشی از توصیه های حضرت روح الله را نسبت به حکام وابسته عرب و پیش بینی تحقق بیداری اسلامی-انسانی را با هم دیگر مرور می کنیم، باشد که صحیفه امام همیشه در مقابل دیدگانمان باشد...

حضرت روح الله در پیامی که به ملت ایران به مناسبت هفته جنگ تحمیلى در 31 شهریور 1362 صادر می نمایند با تاکید بر حماقت صدام در حمله به ایران و نیز تکیه ی وی به آمریکا و اسرائیل، پیروزی انقلاب اسلامی را بر رژیم بعث عراق حتمی می دانند و ‏شکست های پی در پی برای صدام را نشانه ی قدرت و عظمت ملت ایران می خوانند.
«بی تردید باید براى صدامیان و وابستگان آن در داخل كشور ثابت شده باشد كه كمك‏هاى همه جانبه ابرقدرتها و وابستگان به آنها و بوقهاى تبلیغاتى شبانه روزى آنان تا كنون به حال آنان مفید نبوده؛ و پس از این نیز به خواست خداوند تعالى مفید نخواهد بود. و اگر چشم خود را باز كنند، براى آنها واضح شده است كه قدرت‏هاى بزرگ یعنى امریكا و شوروى از بى‏ عقلى آنان استفاده نموده و مى‏ خواهند با دست آنان، و لو به احتمال بسیار ضعیف، در منطقه یا در ایران به خیال واهى خود ناراحتى ایجاد كنند.»
ایشان در ادامه به ریشه یابی شکست ها و رسوایی های استکبار جهانی در دنیا می پردازند و علت اصلی آن را عدم شناخت اسلام عنوان می کنند:
«تمام این مسائل و رسوایى‏ هایشان به خاطر آن است كه اسلام و نفوذ معنوى آن را در توده‏ هاى میلیونى مردم نشناخته‏ اند، و چشم و گوش خود را از شناخت حقیقت‏ ها بسته‏اند. اینان آیا ندیده‏ اند كه در ظرف مدت كوتاهى جوانان غیور ایران در سایه معنویت اسلام از پرتگاه‏هایى كه قدرت‏هاى نفتخوار و مفتخوار براى سقوط آنان ایجاد كرده بودند به صورتى معجزه‏ آسا نجات یافته، و به قله بلند ایمان و تعهد به اسلام صعود نموده‏اند؛ و با شجاعت و شهامت كم نظیر بر كفر جهانى و عفلقیان تاخته و آنان را از كشور عزیز خود بیرون رانده‏ اند و میهن اسلامى خود را از دست چپاولگران شرق و غرب نجات داده، و تفاله‏هاى وابسته و پیوسته آنان را به جاى خود نشانده‏اند و به عمر ننگین آنان خاتمه داده‏ اند. و آیا تجربه چند ساله كافى نیست تا این مدعیان قدرت و شناخت مسائل نظامى، سیاسى و تشكیلاتى را به خود آرد و از خواب غفلت بیدار كند، تا از وعده‏ هاى پوچ ابرقدرتها بازى نخورند و خود را آلت بى‏اراده دست آنان قرار ندهند؟
این جانب، براى اداى وظیفه اسلامى، در هر فرصت فریاد دل محرومان و مظلومان منطقه را به جهانیان، از آن جمله دولت‏هاى كشورهاى اسلامى، رسانده‏ام. و پس از این نیز، اگر فرصتى رخ دهد، ان شاء اللَّه خواهم رساند. شاید در حكومت‏هاى این كشورها، كه بعضى سرگرم عیاشى و بعضى نزاع و جدال با برادران خویش و بعضى از ترس امریكا خود را باخته‏اند، اثر كند و این خواب غفلت به یك بیدارى اسلامى- انسانى تبدیل گردد، و به این وضع فلاكت‏بار خویش خاتمه دهند، و همانند ایران قهرمان دست رد به سینه تمام ابرقدرتها زنند.
و آنها گمان مى‏ كنند كه صدام را با این كمكها مى‏ شود نجات داد؛ و اگر نجات پیدا كرد. دست آنان را به گرمى مى‏ فشارد. غافل از آنكه با آن خوى سلطه‏ جویى و بلندپروازى و سبعیتى كه در او هست فرصت نفس كشیدن به آنان را نخواهد داد، و با بهانه‏ هاى واهى به كشورهاى آنان تجاوز خواهد كرد. امریكا و شوروى براى تضعیف اسلام و دولتهاى اسلامى مشغول فعالیت، از قبیل تفرقه افكنی ها و ایجاد تشنجات داخلى به دست عمال مزدور یا فریب خورده و بر افروختن جنگ بین كشورها و دیگر شیوه‏هاى استعمارى، هستند. و این دولتهاى كشورهاى اسلامى و مستضعف جهان هستند كه باید چشم و گوش خود را باز كرده و این توطئه‏ ها را خنثى كنند.
صحیفه امام، ج‏18، ص: 150- 144

بدیهی است اشاره حضرت امام به شکست و رسوایی های صدام و اشتباهات وی فقط ناظر به شخصِ او نیست؛ بلکه باید دانست که این پیش بینی نسبت به سایر دیکتاتورهای عالم و سر سپردگان آمریکا در دنیا هم مصداق دارد و قابل انطباق است.
از دید حضرت امام علت اصلی رسوایی های دشمنان اسلام عدم شناخت آنان نسبت به این شریعة الهی می باشد و اگر قدر و ارزش این دین را درک می کردند هرگز مرتکب خطاهای رخ داده نمی شدند.
از سوی دیگر تلاش ایشان برای بیدار کردن ملت های اسلامی قابل توجه است. آنگاه که بنا به تکلیف خود می فرمایند:
«این جانب، براى اداى وظیفه اسلامى، در هر فرصت فریاد دل محرومان و مظلومان منطقه را به جهانیان، از آن جمله دولت‏هاى كشورهاى اسلامى، رسانده‏ام. و پس از این نیز، اگر فرصتى رخ دهد، ان شاء اللَّه خواهم رساند. شاید در حكومت‏هاى این كشورها، كه بعضى سرگرم عیاشى و بعضى نزاع و جدال با برادران خویش و بعضى از ترس امریكا خود را باخته‏اند، اثر كند و این خواب غفلت به یك بیدارى اسلامى- انسانى تبدیل گردد، و به این وضع فلاكت‏بار خویش خاتمه دهند، و همانند ایران قهرمان دست رد به سینه تمام ابرقدرتها زنند
گویی صدایی که آن زمان از کلام حضرت روح الله به گوش می رسید امروز از حلقوم ملت های مسلمان به گوش می رسد و شعار «الشعب یرید اسقاط النظام» ترجمه عربی شعار «مرگ بر شاه» و «مرگ بر آمریکا» است.
ایشان در پاسخ به پیام تسلیت رئیس جمهور یمن جنوبى در زمینه شهادت آقایان رجایى و باهنر ‏با اشاره به توطئه های آمریکا و اسرائیل ابراز امیدواری می کنند که روزی فرا خواهد رسید که ملت ها در برابر وادادگی حکومت هایشان بالاخره بیدار خواهند شد و رشته های استکبار را پنبه خواهند کرد...

«پیام تسلیت جنابعالى را در مورد شهادت جانگداز رئیس جمهور محبوب و نخست وزیر عزیزمان دریافت نمودم. از اظهار محبت و همدردى شما متشكرم. و امید است این حوادث ناگوار موجب بیدارى مسلمانان گردیده، دشمنان واقعى خود را كه در رأس آنها امریكاى جنایتكار قرار دارد، بهتر بشناسند و بیش از این فریب تبلیغات مسموم آنها را نخورند، و پاسخ اتهامات بى ‏اساس و واهى آنان را كه به ما نسبت مى ‏دهند- تا جایى كه بیشرمانه تهمت خرید اسلحه از اسرائیل غاصب و خونخوار را به ما نسبت مى ‏دهند- به خوبى بدهد و آنها را در پیشگاه ملل آزاد جهان و بخصوص برادران عرب زبان رسوا سازد. و السلام علیكم.»
4 ذى القعدة 1401

امام راحلمان بارها به سران عرب هشدار داد تا نسبت به دلدادگی به مستکبران عالم دست بر کشند و فریب حمایت های آنان را نخوردند که روزی تکیه به دیواری پوشالی را خواهند فهمید...

« و شما شنیده و ما هم شنیده ‏ایم كه بعضى شیخ‏نشین هاى خلیج و بعضى دولتهاى كشورهاى اسلامى در جنگ بین اسلام و كفر، طرف كفر را اختیار و كمكهاى نظامى و تبلیغاتى از دولت غاصب بعث و جنایتكار مى‏ كنند. و جاى تأسف و شگفت است كه كسانى خود را مسلمان بدانند و حكام كشورهاى اسلامى باشند و بر ضد اسلام و قرآن كریم قیام كنند و آتش به روى مسلمانان بیگناه گشایند. اینان باید بدانند كه اگر ثابت شود كه بر خلاف مصالح اسلام عملى انجام داده‏اند و برائت خود را ثابت نكنند، دولت و ملت اسلام با آنان به وظیفه شرعیه عمل مى ‏نمایند. این جانب آنان را موعظه مى ‏كنم كه دست از مخالفت با اسلام و طرفدارى از كفر بردارند و به وظیفه انسانى و اسلامى خود عمل كنند و با سرنوشت خود بازى نكنند. این جانب در حالى كه به حسب اخبار موثق مى‏ دانم ملت و قواى مسلح ما با آوارگان به طور اسلامى و انسانى رفتار مى ‏كنند، از همه آنان مى‏ خواهم كه با اسرا؛ خصوصاً مجروحین و مصدومین آنان هر چه بیشتر محبت و خدمت كنند. و از نیروهاى مسلح مى‏ خواهم كه چون گذشته مواضع دشمن را بمباران نمایند؛ گر چه قواى دشمن حتى بیمارستانهاى ما را مورد حمله قرار داده‏ اند و همین فرق بین حق و باطل است. و شما و ما مى‏ دانیم كه دستگاههاى تبلیغاتى غرب و گروههاى خبرى آنان با پخش اكاذیب، به دشمن اسلامى ایران كمكهاى فراوان مى‏كنند و مع الأسف در دستگاههاى تبلیغاتى بعضى كشورهاى اسلامى نیز این معنا دیده شده است. به كشورهاى اسلامى اخطار مى ‏كنم كه جلو این تبلیغات باطل را بگیرند و با اسلام عزیز مخالفت نكنند.
صحیفه امام، ج‏13، ص: 257



طبقه بندی: بیداری اسلامی، راه اینجاست...،
برچسب ها: بیداری اسلامی، حضرت روح الله، امام خمینی، تحولات منطقه، انقلاب های مردمی، امام خامنه ای، پیش بینی، صحیفه امام،
دنبالک ها: لینک همین مطلب در جهان نیوز،
[ جمعه بیستم خردادماه سال 1390 ] [ 06:07 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

در ادامه بازخوانی توصیه های رهبری به هیئت دولت بخش دیگری از فرمایشات ایشان که نسبت به رویکردهای ارزشی دولت و سیاست ها ی مدیریتی و اجرایی ایشان ابراز شده را با هم مرور می کنیم.

این بیانات در دیدار رئیس جمهور و اعضاى هیئت دولت 08/ 06/ 1389 ایراد گردیده.

******

رویکرد انقلابی دولت را مغتنم شمارید
این را شما افتخار بدانید كه الحمدللَّه به مبانى انقلاب پایبندید و به اینكه شعارهاى انقلاب را قبول دارید و میخواهید اجراء كنید، افتخار میكنید؛ این توفیق بزرگى است. یكى از مهمترین خصوصیات این دولت این است كه شعارهاى خودش را شعارهاى انقلاب قرار داده و به این، احساس سربلندى و افتخار میكند. مردم هم به خاطر همین به شما اقبال كردند؛ این هم معلوم باشد. مردم به این شعارها دلبسته‏اند، علاقه‏مندند. شعار عدالت‏طلبى، براى مردم جذاب است؛ شعار اجتناب از اشرافیگرى، براى مردم شعار مطلوب و شعار جذابى است؛ یا شعار خدمت‏رسانى به مردم، یا شعار استكبارستیزى، یا شعار ساده‏زیستى، یا شعار كار و تلاش و خدمت به مردم؛ اینها چیزهائى است كه مردم دوست میدارند و اینها را میخواهند. یك‏ جامعه و یك كشور و یك ملت بیدار از مسئولینش این چیزها را مطالبه میكند: مطالبه‏ى عدالت، مطالبه‏ى انصاف، مطالبه‏ى خدمت، مطالبه‏ى ارتباط صمیمى با مردم، مطالبه‏ى دین، پایبندى به ارزشهاى دینى، پایبندى به شرع. این چیزها را مردم میخواهند و دوست میدارند. شما هم بحمداللَّه این شعارها را داده‏اید، مردم هم قبول و اقبال كرده‏اند؛ این را مغتنم بشمارید.

جهت گیری های کلی و کلان دولت را با تعصب حفظ کنید
من در چند سرفصل توصیه‏هائى عرض میكنم. در زمینه‏ى جهتگیرى‏هاى كلى و كلان دولت توصیه‏ى من این است كه این جهتگیرى‏ها را با شدت، با حدت و با تعصب حفظ كنید. از این جهتگیرى‏ها انصراف پیدا نكنید: جهتگیرى دین، جهتگیرى اخلاق، جهتگیرى عدالت، جهتگیرى خدمت، جهتگیرى مقابله و مبارزه‏ى با استكبار و زورگویان عالم. رشد روزافزون فهم و سواد و بلوغ سیاسى مردم موجب شده است كه این چیزها را بیشتر بخواهند. امروز براى مردم مسئله‏ى استكبارستیزى، روشن‏تر و واضح‏تر و مطلوبتر از سالهاى قبل و اوائل انقلاب است. امروز مردم خیلى چیزها را به چشم خودشان مشاهده كرده‏اند، بوضوح تجربه كرده‏اند؛ لذا خیلى چیزها برایشان روشن است. مسئله‏ى خدمت‏رسانى همین جور است، مسئله‏ى مبارزه‏ى دائم براى پیشبرد كشور همین جور است؛ اینها باید جهتگیرى‏هاى كلى شما باشد؛ یعنى اینها را از دست ندهید و رها نكنید.


زندگی مردم را تسهیل کنید
یكى از چیزهائى كه در جهتگیرى‏هاى كلى دولت باید مورد نظر باشد، تسهیل زندگى براى مردم است. زندگى كردن را براى مردم باید آسان كرد. این یك سرفصل مهم است كه اگر چنانچه انسان این را باز كند، خواهیم دید كه بسیارى از خواسته‏هاى اقتصادى، بسیارى از كاركردهاى مربوط به دولت، همین دولت الكترونیك، تا برسیم به مسئله‏ى فعال كردن روستاها، جلوگیرى از مهاجرت، اینها همه‏اش تحت همین عنوان آسان كردن زندگى براى مردم است، كه مردم بتوانند راحت زندگى كنند، بتوانند با امنیت زندگى كنند. این كار در بخشهاى مختلف تأثیر میگذارد.

سند چشم انداز مورد توجه باشد
یكى از مواردى كه به نظر ما باید در جهتگیرى‏هاى كلى دولت مورد توجه قرار بگیرد، مسئله‏ى سند چشم‏انداز است. این سند چشم‏انداز یك كار اساسى بود كه در كشور انجام گرفت؛ بررسى شد، مطالعه شد، جوانبش سنجیده شد. آنچه كه در این سند هم آمده، شعار نیست. با توجه به امكانات و واقعیات، این سند تنظیم شده. این سند در واقع نقشه‏ى راه بیست ساله‏ى ماست. خوب، از این بیست سال، پنج سالش گذشت. یك وقت مى‏بینیم این بیست سال با یك چشم به هم زدنى تمام شد. باید ببینیم چقدر جلو رفتیم. یكى از كارهائى كه باید انجام بگیرد، همین است؛ باید ببینیم چقدر ما توانستیم از این نقشه را به سمت آن هدفها طى كنیم. والّا اگر چنانچه این توجه و این ذُكر را نداشته باشیم، یك وقت چشم باز میكنیم، مى‏بینیم فرضاً ده سال یا دوازده سال از این زمان گذشت، ما هنوز آن راهى را كه باید در این مدت طى كنیم، طى نكردیم؛ در بقیه‏ى این مدت هم طى كردن آن راه امكان ندارد. بنابراین بایستى یك تقسیم‏بندى صحیحى انجام بگیرد بین تلاشها و فعالیتهائى كه باید بشود، و بین این مسیرى كه ما تا آن اهداف داریم، تا در هر برهه‏اى از زمان، به تناسب امكان آن برهه، پیشرفت كرده باشیم. به نظر من بایستى این را یك جا بررسى كرد. این كار هم برعهده‏ى دولت است؛ این را بررسى كنید.

عدالت را تعریف کنید
یكى از چیزهاى دیگرى كه در مورد جهتگیرى‏ها مهم است، همین مسئله‏ى دهه‏ى پیشرفت و عدالت است كه ما گفتیم این دهه، دهه‏ى پیشرفت و عدالت باشد. خوب، تلقى به قبول شد و دستگاه‏هاى گوناگون كشور گفتند بله، این دهه را دهه‏ى پیشرفت و عدالت قرار بدهیم. از این دهه هم تقریباً دو سالش سپرى شده. البته انسان مصادیق پیشرفت را در همین كارهاى گوناگون ملاحظه میكند؛ همین گزارشهائى كه دادند، گزارشهاى خوبى است؛ نشان‏دهنده‏ى پیشرفتهائى در بخشهاى مختلف است؛ لیكن عدالت چه جورى تأمین میشود؟ یعنى واقعاً یك مقیاسى لازم است، یك معیارى لازم است براى اینكه ببینیم عدالت در بخشهاى مختلف- بخشهاى فرهنگى، بخشهاى آموزشى، بخشهاى اقتصادى- مراعات شده یا نه؟ فرض كنید در بخش آموزش و پرورش یا در بخش آموزش عالى، معیار عدالت چیست؟ چگونه عدالت تأمین میشود؟ این باید مشخص شود تا بتوانیم آن معیار را در برنامه‏ریزى‏ها داخل كنیم و در مقام عمل و در مقام اجراء، به آن عدالت مورد نظر برسیم. تا ندانیم، تعریف نكنیم، نمیشود. بنابراین تعیین كردن شاخص و معیار براى عدالت در بخشهاى مختلف، خودش یك چیز مهمى است. فرض كنید در صرف بودجه‏هاى گوناگون- كه حالا در بخش فرهنگ من اشاره میكنم- رعایت عدالت به چیست؟ چگونه میشود انسان خاطرجمع شود كه در صرف این بودجه‏ها رعایت عدالت شد یا نشد؟ اینها معیار و شاخص لازم دارد.

مجلس تغییرات اساسی در برنامه های کلی دولت ایجاد نکند
یكى از چیزهاى دیگرى كه باز در این جهتگیرى‏ها لازم است، برنامه‏هاى پنج‏ساله است؛ كه حالا این برنامه‏ى پنجم در دست ملاحظه و بررسى مجلس است و امیدواریم كه همكارى واقعى بین دولت و مجلس انجام بگیرد. اگر چنانچه فرض كنیم كه دولت یك چیزى را تهیه كرده و بر همان اساس هم پافشارى دارد، مجلس هم تغییرات اساسى‏اى روى این بدهد، انسجام برنامه به هم میخورد. یا اگر فرض كنیم كه تغییراتى در برنامه‏ى پنجم صورت بگیرد كه این تغییرات ناشى از نگاه یكپارچه و نگاه كلان به كشور نباشد، بلكه ناشى از نگاه به یك بخش یا نگاه به یك منطقه باشد، باز هم انسجام برنامه به هم میخورد. انسان وقتى بخشى یا منطقه‏اى نگاه كند، یك چیزهائى به نظر او بزرگ و درشت مینماید. واقعاً هم همین جور است، نیاز هم واقعى است؛ اما وقتى كه انسان با نظر مجموعى نگاه میكند، همان نیازى كه در جاى خود درشت هم هست، مى‏بینیم رنگ میبازد و كوچك میشود؛ چون در مقایسه‏ى با بقیه‏ى كارهائى كه باید انجام بگیرد و امكانات محدودى كه هست، طبعاً این نیاز نمیتواند اولویت داشته باشد. باید اینجورى به برنامه نگاه كرد. نباید نگاه بخشى یا نگاه موضعى و محلى و منطقه‏اى بر برنامه حاكم باشد.

تصمیمات دولت منعطف و قابل تغییر و نقد باشد
حالا این از آن طرف بود؛ از این طرف هم آن چیزى را كه دولت تهیه كرده و داده، قابل تغییر و نقد بداند. باید جورى بشود كه هم مجلس، هم دولت از جایگاهى كه خودشان را در آن قرار داده‏اند، انعطاف داشته باشند؛ بتوانند حركت كنند كه به هم برسند تا برنامه، برنامه‏ى منسجمى از آب در بیاید كه مورد اتفاق دولت و مجلس باشد تا عملى شود.

به مسائل اقتصادی توجه شود
در زمینه‏ى مسائل اقتصادى هم كارهاى خوبى انجام گرفته، كه آقاى رئیس جمهور هم در گزارش خود به آن اشاره كردند. خوب است كه این گزارش را در معرض اطلاع عموم بگذارید؛ یعنى چیزى باشد كه همه این گزارش دولت را در زمینه‏ى كارهائى كه انجام گرفته، بشنوند. آنچه كه من رویش تكیه میكنم، همین طرح تحول اقتصادى است كه در دولت نهم مطرح شد. خوب، الان هدفمند كردن یارانه‏ها كه یك بخشى از آن طرح تحول بود، مورد بحث و بررسى و نزدیك به اجراست؛ همه هم متفق‏القولند- اگرچه حالا در كیفیت اجراء ممكن است اختلاف نظرهائى باشد- لیكن بخشهاى دیگرِ طرح تحول اقتصادى كه درباره‏ى نظامهاى پولى و بازرگانى و گمركى و امثال اینها بود، نباید مغفولٌ‏عنه قرار بگیرد؛ آنها هم بایستى حتماً دنبال شود. طرح تحول اقتصادى، كار مهم و بزرگى بود. ما توصیه میكنیم؛ از جمله‏ى چیزهائى كه از بین راه برنگردید، همین طرح تحول اقتصادى است؛ آن را واقعاً دنبال كنید.
یك چیز دیگرى كه ما در زمینه‏ى اقتصادى حتماً رویش تكیه میكنیم، مسئله‏ى توجه به شاخصهاى كلان اقتصادى است. البته در گزارش آقاى رئیس جمهور نكاتى در این زمینه بود، لیكن ما هم تأكید میكنیم. روى مسئله‏ى نرخ رشد واقعاً كار بشود. آن چیزى كه به عنوان نرخ رشد در برنامه یا در چشم‏انداز دیده شده، با آنچه كه در واقعیت اتفاق افتاده، خیلى فاصله دارد. البته از عوامل ركود اقتصادى جهانى و مشكلات اقتصادى جهانى غافل نیستیم- اینها مسلّماً تأثیر دارد- لیكن بالاخره باید تلاش كرد تا به آن چیزى كه به عنوان شاخص معین شده و ذكر شده، نزدیك شویم. مسئله‏ى سرمایه‏گذارى‏هاى داخلى و خارجى هم همین طور. آمارهائى كه میدهند، آمارهاى خوب و امیدواركننده‏اى است. به هر حال مسئله‏ى سرمایه‏گذارى خیلى اهمیت دارد. آینده، وابسته به سرمایه‏گذارى در بخشهاى مختلف است؛ چه در بخش انرژى، چه در بخشهاى دیگر. در بخشهاى گوناگون، سرمایه‏گذارى لازم است.

مسئله اشتغال
مسئله‏ى اشتغال هم مسئله‏ى مهمى است. طرحهائى كه از چند سال پیش به این طرف براى اشتغال پیش‏بینى شده، آنچنان كه انسان انتظار داشت، نشد. اگرچه حالا كارهائى انجام گرفت و خوب بود، بد نیست؛ لیكن ما را مستغنى نمیكند از اینكه نسبت به مسئله‏ى اشتغال یك اهتمام ویژه‏اى داشته باشیم. مسئله‏ى ارتقاى بهره‏ورى هم همین طور.

سیاست های اصل 44
باز از جمله‏ى چیزهائى كه ما در باب مسائل اقتصادى رویش تكیه میكنیم و به عنوان توصیه‏ى جزمى مطرح میكنیم، مسئله‏ى سیاستهاى اصل 44 است. خیلى بایستى به این سیاستها اهتمام ورزید. خوب، حالا در مقایسه‏ى خصوصى‏سازى در سالهاى طولانىِ گذشته با این چند سال، آمارى ذكر میشود؛ این آمار، آمار درستى است؛ منتها آن زمان سیاستهاى اصل 44 ابلاغ نشده بود. یعنى آن زمانى كه اصلًا بحث سیاستهاى اصل 44 نبود، آن وقت را نباید ملاحظه كرد؛ بعد كه آن سیاستها ابلاغ شد، اصلًا وضع مسئله‏ى اقتصاد عوض شد؛ در واقع حركت جدیدى در اقتصاد كشور آغاز شد. لذا مقایسه‏ى با قبل از آن دوران، مقایسه‏ى تعیین‏كننده‏اى نیست. در همین دوران، ما بایستى ببینیم در باب اصل 44 چه كار كردیم؛ این مهم است. ببینید، روح اصل 44 هم این بود كه ما بتوانیم اولًا سرمایه‏هاى مردم و بعد مدیریت مردم را وارد عرصه‏ى اقتصاد كنیم. باید سرمایه‏هاى مردم و مدیریت مردم- بخش خصوصى- وارد عرصه‏ى اقتصاد بشود؛ والّا اگر مدیریتها دولتى باقى ماند، آن مقصود حاصل نخواهد شد. البته در همان محدوده‏اى كه این سیاستها اجازه میدهند و با همان رعایتهائى كه در قانون پیش‏بینى شده- كه قانون هم قانون دقیقى است، قانون خوبى است- این را باید رعایت كنید.
البته در برخى از سرمایه‏گذارى‏ها بخش خصوصى ناتوان است؛ یعنى واقعاً توانائى سرمایه‏گذارى ندارد. خوب، علاجش چیست؟ اگر بخش خصوصى همین طور ناتوان بماند، هیچ گرهى باز نخواهد شد؛ باید سیاستها برود به این سمت كه شما بخش خصوصى را قادر كنید بر اینكه بتواند زیر بار برخى از سرمایه‏گذارى‏هاى بزرگ برود. این هم میشود یكى از سیاستها. البته دولت وقتى كه شانه‏ى خودش را از فعالیتهاى اقتصادى خالى میكند، معنایش این نیست كه از اقتصاد كناره میگیرد؛ نه، سیاستگذارى‏ها باز هم در اختیار دولت است، دست دولت است؛ یعنى بایستى سیاست را دولت بگذارد، بایستى نظارت را دولت بكند.

مبارزه با مفاسد اقتصادی پیگیری شود
البته بحث مبارزه با قاچاق و مبارزه با مفاسد اقتصادى و اینها هم دیگر بحثهاى طولانى است؛ همه‏ى اینها هر كدام به نحوى با مسائل اقتصادى ارتباط پیدا میكند؛ كه چون در این زمینه‏ها زیاد گفتیم، نمیخواهیم مطالبى عرض كنیم.

سرفصل دیگرى كه ما میخواهیم چند تا توصیه عرض كنیم، مسئله‏ى مدیریتهاى كشور است. یكى از مدیریتهاى مهم، همین هیئت وزیران است. هیئت وزیران جاى بسیار مهمى است. ما معتقدیم كه هیئت وزیران نقش خیلى سنگینى دارد. تصمیم‏گیرى در هیئت وزیران، یك تكلیف قانونى را بر عهده‏ى همه میگذارد؛ بر عهده‏ى مسئولین و بر عهده‏ى مردم. مصوبه‏هاى هیئت وزیران یك چنین اهمیتى دارد. در كارهاى اجرائى هم كه در واقع دولت همه‏كاره است.

هیئت وزیران مانع ایجاد اصطکاک بین دستگاه ها شود
چند تا مسئله‏ى اساسى در اینجا هست. یكى اینكه هیئت وزیران بایستى به هم‏افزائى دستگاه‏ها كمك كند؛ یعنى اگر چنانچه بین دستگاه‏ها تعارضى وجود دارد- كه معمولًا وجود دارد؛ معمولًا دستگاه‏هاى مختلف به طور طبیعى اصطكاكها و تعارضهائى با هم دارند؛ مخصوص اینجا هم نیست، همه جا همین‏جور است؛ طبیعت كار این است- هیئت وزیران بایستى این اصطكاكها را به حداقل برساند و اگر بتواند، برطرف كند. یكى از مسائل مهم این است. من همیشه مثال میزنم و میگویم اینجا یك چهارراه كه نه، چندین راه است، كه رئیس جمهور هم مثل پلیس راهنمائى است- كه در واقع در مقام ریاست هیئت وزیران، راهنمائى میكند- این را متوقف میكند، آن را راه مى‏اندازد؛ یعنى هدایت میكند كه اینها هم‏افزائى كنند، با یكدیگر اصطكاك نداشته باشند. یكى از نقشهاى هیئت وزیران این است.
برخى اوقات این اصطكاكها و تعارضهائى كه در عمل و اجراء وجود دارد، در تبلیغات هم منعكس میشود؛ این دیگر میشود چند برابر؛ در واقع بدىِ‏ مضاعف میشود. یك دستگاهى مثلًا فرض كنید درباره‏ى یك شیئى، یك پدیده‏اى حرفى میزند، یك خبرى میدهد، یك اظهارنظرى میكند، از آن طرف یك دستگاه دیگر مى‏آید عكس آن را میگوید! مردم متحیر میمانند؛ یعنى واقعاً نمیفهمند كه این درست است یا آن درست است. این مسئله به زندگى مردم هم ارتباط پیدا میكند؛ یعنى اینجور هم نیست كه خارج از زندگى مردم باشد؛ نه، درست مسائلِ مربوط به متن زندگى مردم است. یكى یك آمارى میدهد، دیگرى یك آمارى؛ اینها نبایستى اتفاق بیفتد. همه‏ى دولتها گرفتار یك چنین چیزهائى بودند. در نقش دادن به هیئت وزیران و بارور كردن این مجموعه‏اى كه دور هم مى‏نشینند و وقت گران‏قیمتى را مصرف میكنند، بكوشید و هرچه ممكن است، آن اصطكاكها را باز هم كم كنید.

به وزیران باید اعتماد شود/مسئولیت های آنان به رسمیت شناخته شود
مسئله‏ى دیگرى كه باز در امر هیئت وزیران مهم است، نقش وزراست. بالاخره اینجا مسئولیت مشترك است. شما وقتى مى‏نشینید آنجا، مسئولیت مشترك دارید. اینجور نیست كه یك نفر مثلًا بگوید آقا من دخالتى ندارم، مسئولیتى ندارم؛ نخیر، وقتى كه در این مجموعه تصمیم‏گیرى میشود، آقایان و خانمهائى كه در آنجا حضور دارند، همه مسئولند؛ آنهائى كه صاحب رأى هستند، همه‏شان مسئولند. حالا كه مسئول هستید، پس بایستى در پرورش دادن و تصحیح و تكمیل آن مصوبه نقش ایفاء كنید. اینجور نباشد كه در جلسه‏ى هیئت وزیران مثلًا یك آقائى مشغول كارتابل خودش باشد، یا بدون ملاحظه‏ى موضوعى كه مثلًا در آنجا مطرح است، وارد جلسه شود؛ نه، مسئله‏اى كه بناست مطرح شود، شما آنجا رأى دارید؛ بایستى در تصمیم‏گیرى تأثیر بگذارید و چون قانوناً مؤثر هستید، بنابراین باید روى مسئله فكر كنید، مطالعه كنید و عقبه‏ى كارشناسى دستگاه و وزارت خودتان را به كمك این چیزى كه میخواهید به عنوان مصوبه توى هیئت دولت در بیاید، بیاورید. البته وزرا اختیاراتى دارند، باید هم به آنها اعتماد كرد. باید به كسانى كه در قوه‏ى مجریه در رأس هستند- وزرا- اعتماد كنند و مسئولیتهاى وزرا را بایستى به رسمیت بشناسند؛ جورى نباشد كه لوث بشود.

کار موازی در دولت صورت نگیرد
یك مسئله‏ى دیگر هم در مدیریتهاى دولتى، كار موازى است. در دولت نباید كارهاى موازى انجام بگیرد. كار موازى چند عیب دارد: اولًا هزینه‏ى انسانى زیادى بیجا مصرف میشود، ثانیاً هزینه‏ى مالى زیادى مصرف میشود، ثالثاً تناقض در تصمیم‏گیرى‏ها به وجود مى‏آید- وقتى دو دستگاه مسئول یك كارى هستند، این یك تصمیم میگیرد، آن هم یك تصمیم دیگر میگیرد- و رابعاً از همه بالاتر، مسئولیت لوث میشود. فرض كنید توى فلان مسئله‏ى اقتصادى یا مسئله‏ى فرهنگى یا مسئله‏ى سیاست خارجى یا هرچه، اگر چنانچه یك مشكلى پیش بیاید، مسئولیت لوث میشود. وقتى كار موازى انجام گرفت، مسئولیت لوث میشود. بین دولت- یعنى قوه‏ى مجریه- و بعضى از دستگاه‏هاى بیرون از قوه‏ى مجریه، یك جاهائى بعضى موازى‏كارى‏ها هست. همه‏ى تلاشمان این است كه بلكه این موازى‏كارى‏ها را یك جورى حل كنیم، اصلاح كنیم، علاج كنیم. در داخل دولت، دیگر نبایستى از این موازى‏كارى‏ها به وجود بیاید. حالا یك موارد خاصى هست؛ اما كلى‏اش این است كه موازى‏كارى خوب نیست.

سعه صدر داشته باشید/انتقاد ها را تحمل کنید
یك جمله‏ى دیگر هم در باب مدیریت عرض بكنیم. خوب، من گاهى اوقات گلایه‏هائى میشنوم كه دوستان دولت از بعضى از دستگاه‏هاى دیگر دارند؛ خیلى اوقات هم حق با شماهاست؛ یعنى واقعاً همین جورى است كه گله كردید از بعضى قواى دیگر، یا از دستگاه‏هائى مثل نیروهاى مسلح و امثال اینها؛ غالباً آدم مى‏بیند كه مسئولین اجرائى حق دارند و واقعاً حق به جانب اینهاست؛ چون من خودم هم توى دستگاه اجرائى بودم، با حجم كار و كیفیت كار آشنایم، لذا مى‏بینم واقعاً آن گلایه‏ها محقند؛ لیكن در عین حال كه ممكن است یك موارد بیشترى را شما محق باشید، یك جاهائى هم ممكن است انتقاد وارد باشد؛ بنابراین انتقادپذیرى را در خودتان نهادینه كنید. باید جورى باشد كه مسئولین دولتى انتقادپذیرى را در نفس خودشان پذیرا باشند. البته این كار، سخت هم هست، اما باید با سعه‏ى صدر برخورد كرد، كه: «آله الرّیاسه سعه الصّدر». (2) البته ریاست به معناى آن بالانشینى‏ها نیست. اگر بخواهید مدیریت كنید، ناچارید سعه‏ى صدر داشته باشید و یك چیزهائى را تحمل كنید.

ادامه دارد...




طبقه بندی: راه اینجاست...، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: توصیه، رهبر معظم انقلاب، امام خامنه ای، هیئت دولت، احمدی نژاد، جریان انحرافی، جهاد اقتصادی، بیداری اسلامی، مسئله فرعی، سیاست، جهان نیوز، خدمتگزاری، رویکرد ارزشی،
دنبالک ها: متن کامل بیانات در دیدار با اعضای هیئت دولت در سال 89، همین مطلب در جهان نیوز،
[ پنجشنبه پنجم خردادماه سال 1390 ] [ 03:01 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

بیانات رهبر معظم انقلاب همیشه بعنوان یک سند راهبردی برای مسئولان و معتقدان به نظام اسلامی باید باشد. جدای از فرمایشات سیاسی رهبری غالباً به توصیه های اخلاقی ایشان یا توجه نمی شود و یا کمتر مورد عنایت قرار می گیرد. نمی دانم تا کنون چقدر از ما نسبت به امام خامنه ای مدظله العالی به عنوان یک استاد اخلاق نگاه کرده ایم ولی باید دانست که همیشه ایشان در ابتدای فرمایشات خود بخشی را به نصایح اخلاقی اختصاص می دهند.

دیدار اعضای هیئت دولت در اولین جلسه با ایشان بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نیز خالی از این نکته نبود. بسیاری از نکاتی که مطرح می شود توسط ایشان اختصاص به هیئت دولت و دستگاه اجرایی ندارد و بلکه بایستی مورد توجه همه آحاد جامعه قرار گیرد.

اکنون بخشی از توصیه های ایشان را در تاریخ 16/6/1388 که در جلسه با هیئت دولت ایراد گردیده را با همدیگر مرور می کنیم.

********

مغرور شدن، آغاز انحراف

باید همه شاكر باشیم. هر كسى كه به این كشور علاقه‌‌‌‌‌‌مند است، هر كس به اسلام و عظمت اسلام علاقه‌‌‌‌‌‌مند است، هر كس دلبسته‌‌‌‌‌‌ى امام بزرگوارمان هست، باید شكرگزار باشد این نعمت بزرگى را كه خداى متعال به ما داد. شماها البته، بیشتر هم باید شكرگزار باشید كه مسئولیت بر دوش شماست؛ بخصوص آقاى رئیس جمهور بیش از دیگران باید شكرگزار باشند. و هم شاكر باشید. هم مغتنم بشمارید و هم بر اثر این شكرگزارى، تواضعتان را بیشتر كنید. مفتخر باشید به رأى مردم، مستظهر باشید به رأى مردم؛ اما مغرور نشوید، كه اگر خداى نكرده غرور به سراغ ماها آمد، آن وقت انحرافها و انحطاطهاى گوناگونى را در پیش پاى خودمان خواهیم دید. مراقب باشید؛ این از آن دامهاى بزرگ شیطان است. معمولاً بعد از پیروزى‌‌‌‌‌‌هاى بزرگ، خطرهاى بزرگ وجود دارد.
 

پیروزی ها از آن خداست
ببینید، خرمشهر وقتى آزاد شد، خوب، خیلى پیروزى بزرگى بود - آنهائى كه درست یادشان هست، سال 61 - خیلى كار عظیمى بود؛ هم از لحاظ سیاسى مهم بود، هم از لحاظ نظامى بسیار پیچیده و مهم بود، هم از لحاظ اجتماعى و نگاه عمومى و دل مردم، چقدر مهم بود و تأثیر داشت. از همه جهت كار عظیمى بود. همه، از جاهاى مختلف آمدند. من آن وقت رئیس جمهور بودم. آقایان رؤساى جمهور چندین كشور - پنج شش تا، هفت تا كشور - آمدند اینجا با ما ملاقات كردند و صریحاً به ما گفتند كه الان دیگر وضع شما با گذشته فرق میكند؛ بعد از این فتح بزرگى كه انجام گرفت. یعنى اینقدر ابعاد داخلى و خارجى این حادثه عظیم بود. امام واقعاً یك معلم بود. امام یك معلم اخلاق بود. تا این حادثه‌‌‌‌‌‌ى عظیم، با این عظمت، با این حجم پیدا شد، از همان ساعت اول تو خیابان اثرش در روحیه‌‌‌‌‌‌ى مردم فهمیده شد، امام فوراً درد را احساس كرد، درمانش را بلافاصله داد: «خرمشهر را خدا آزاد كرد». این معنایش این بود كه فرماندهان مسلحى كه این همه سختى كشیده بودند، این همه رنج برده بودند، آن خون دلها را خورده بودند، چقدر شهیدهاى خوب و بزرگ ما در همین فتح بیت‌‌‌‌‌‌المقدس دادیم، بر اثر این همه مجاهدت، حالا این كار بزرگ انجام گرفته، اینها مغرور نشوند. سیاسیونى كه در مساند قدرت نشسته‌‌‌‌‌‌اند، از این پیروزى بزرگى كه در عرصه‌‌‌‌‌‌ى سیاسى برایشان پیدا شد، بر اثر این حادثه مغرور نشوند: «و ما رمیت اذ رمیت و لكنّ اللَّه رمى‌‌‌‌‌‌»؛(2)

اهمیت دادن به قانون
نكته‌‌‌‌‌‌ى هفتمى كه میخواهم توصیه بكنم، این است كه دولت به قانون اهمیت بدهد. بله اینى كه آقاى رئیس جمهور گفتند كه همه باید قانون را رعایت كنند، بله مسلم است؛ مجلس، قوه‌‌‌‌‌‌ى قضائیه، دستگاه‌‌‌‌‌‌هاى گوناگون، باید قانون را رعایت كنند؛ به آنها هم ما توصیه‌‌‌‌‌‌ى این را میكنیم، به شما هم توصیه میكنیم. قانون را دقیق رعایت كنید. خوب، حالا بعضى از منتقدین دولت گفتند كه دولت قانون را رعایت نمیكند. آقاى رئیس جمهور هم در جواب گفتند كه نه، این دولت قانون‌‌‌‌‌‌گراترین دولتهاست. این، دو تا ادعا شد؛ دو طرف قضیه. باز من این جا كار ندارم كه كدام طرف ترجیح دارد، كدام طرف ترجیح ندارد. من میخواهم به شما عنوان مسئولین مجریه‌‌‌‌‌‌ى كشور سفارش اكید بكنم كه به قانون اهمیت بدهید. اگر چنانچه ما اینجا قانون را در مسئله‌‌‌‌‌‌اى خاص شكستیم و عمل نكردیم، صرفاً این نیست كه یك قانون نقض شده باشد؛ بلكه معنایش این است كه یك راهى، یك خطى باز شد كه این خط، دنباله خواهد داشت. كارِ قانون‌‌‌‌‌‌شكنى اینجورى است. اینجا كه قانون نقض شد، نقض قانون یك فرصت تازه‌‌‌‌‌‌اى پیدا كرد كه به وسیله‌‌‌‌‌‌ى دیگران انجام بگیرد. لذاست كه به مسئله‌‌‌‌‌‌ى قانون، خیلى اهمیت بدهید.

سعه صدر در برابر انتقادها

نكته‌‌‌‌‌‌ى بعدى. براى شنیدن نقد، سینه‌‌‌‌‌‌ى گشاده و روى باز و گوش شنوا داشته باشید. هیچ ضرر نمیكنید از اینكه از شما انتقاد كنند. البته این انتقادهائى كه میشود، همه یك جور نیست. بعضى‌‌‌‌‌‌ها به قصد اصلاح نیست، بلكه به قصد تخریب است؛ داریم مى‌‌‌‌‌‌بینیم دیگر؛ هم از مجموعه مطبوعات خودمان، هم پشتوانه‌‌‌‌‌‌ى آنها. ده‌‌‌‌‌‌ها رادیو و تلویزیون بیگانه و رسانه‌‌‌‌‌‌ى عمومى و بین‌‌‌‌‌‌المللى در اختیار حرفها و افكارى هست كه بنایش بر تخریب است؛ یعنى هیچ بناى اصلاح ندارند. آنچه كه نقل میكنند و ذكر میكنند، براى تخریب است. لذاست كه واقعیت و غیر واقعیت و خلاف واقع و ضد واقع، همه چیز تویش است. گاهى یك چیز كوچك را بزرگ میكنند، گاهى یك چیزى كه نبوده، به عنوان یك حقیقت مسلّم جلوه میدهند. اینها البته هست. این، تخریب است. لیكن در كنار اینها، نقد هم وجود دارد؛ نقدهاى مصلحانه، خیرخواهانه. گاهى از سوى دوستان شماست، گاهى حتّى از سوى كسانى است كه دوست شما و طرفدار شما هم نیستند؛ گاهى اینجورى است. به انسان یك نقدى میشود؛ عیبجوئى‌‌‌‌‌‌اى از انسان میشود، انتقادى میشود، كه آن طرف هم دوست آدم نیست كه آدم به اعتماد دوستى او بخواهد بگوید كه خوب، ما گوش میكنیم. نه، دوست هم نیست، اما دشمن هم نیست؛ دشمنى‌‌‌‌‌‌اش هم ثابت نشده. لیكن نقد است؛ انتقاد است. آن را هم حتّى باید گوش كرد. شاید در خلال این نقدها حرفى وجود داشته باشد كه به درد ما بخورد و باید به هر حال با سعه‌‌‌‌‌‌ى صدر برخورد بشود.

توجه به نصایح علمای دینی

من این را اینجا خوب است عرض بكنم: نصیحت علماى دینى را قدر بدانید، مغتنم بشمارید. گاهى علماى دین، بزرگان دین، مراجع حتّى، نصایحى میكنند، درباره‌‌‌‌‌‌ى مسائلى توصیه‌‌‌‌‌‌هائى میكنند؛ این را مغتنم بشمرید؛ اینها را حمل بر محبت و علاقه‌‌‌‌‌‌مندى بكنید. ما میدانیم، آقایان، بزرگان علمائى كه هستند - حالا گوشه كنار كسانى بر خلاف این معنا باشند، او مورد محاسبه‌‌‌‌‌‌ى ما نیست - و امروز در مناطق مختلف، در مراكز حوزه‌‌‌‌‌‌هاى علمیه‌‌‌‌‌‌ى بزرگ و در شهرستانها هستند، اینها همه طرفدار نظام جمهورى اسلامى و قدردان نظام جمهورى اسلامى‌‌‌‌‌‌اند. مى‌‌‌‌‌‌بینند كه نظام جمهورى اسلامى چقدر در جهت پیشرفت اهداف اسلامى كار كرده و دارد كار میكند و تلاش میكند، تلاشهاى شما را هم مى‌‌‌‌‌‌بینند، كمكهاى شما و خدمات شماها را هم دارند مشاهده میكنند. یك وقت توصیه‌‌‌‌‌‌اى میكنند، از روى علاقه‌‌‌‌‌‌مندى است، از روى دلسوزى است؛ اینها را خیلى باید قدر دانست. همچنین نخبگان دانشگاه‌‌‌‌‌‌ها هم همین جور. بعضى از نخبگان دانشگاه‌‌‌‌‌‌ها مردمان خیرخواهى هستند؛ ما مى‌‌‌‌‌‌بینیم. به بنده گاهى نامه‌‌‌‌‌‌هائى مینویسند، من هم بحمداللَّه توفیق دارم، خیلى از این نامه‌‌‌‌‌‌هائى كه نخبگان و فرزانگان حوزه و دانشگاه به من مینویسند، نگاه میكنم و خودم میخوانم. اگر چه كه نامه زیاد است، همه‌‌‌‌‌‌ى نامه‌‌‌‌‌‌ها را هم انسان نمیتواند بخواند، اما بسیارى از این نامه‌‌‌‌‌‌هاى خاص را من بحمداللَّه توفیق پیدا كرده‌‌‌‌‌‌ام و خوانده‌‌‌‌‌‌ام؛ نگاه كرده‌‌‌‌‌‌ام و مى‌‌‌‌‌‌بینم. انتقاد دارند؛ به بنده، به شما، به فلان كار، به فلان اقدام، به فلان تصمیم. ممكن است ایراد داشته باشند، اعتراض داشته باشند. ممكن است آن اعتراض به نظر ما وارد هم نباشد. یعنى حتّى انسان گاهى نامه‌‌‌‌‌‌اى را كه میخواند، مى‌‌‌‌‌‌بیند كه نه، این اشكالش وارد نیست؛ بر اثر بى‌‌‌‌‌‌اطلاعى از مثلاً فلان موضوع این اعتراض را كرده است كه اگر اطلاع داشت، این اعتراض را نمیكرد. اما یك جا هم در خلال حرفها انسان مى‌‌‌‌‌‌بیند كه نه، یك نكته‌‌‌‌‌‌ى روشنى، یك حرف خوبى هست، انسان استفاده میكند. این ذهن فعالِ این انسان نخبه را، انسان براى خودش نگه دارد. شما وقتى از انتقاد او، از تذكر او استقبال كردى، در واقع ذهن او و فكر او را به عنوان یك پشتوانه‌‌‌‌‌‌اى براى خودتان نگه میدارى. او احساس میكند كه میتواند كمك فكرى براى شما باشد. این همان راهى است كه ما همیشه گفتیم بین خودتان و نخبگان باز كنید.




طبقه بندی: راه اینجاست...،
برچسب ها: امام خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، توصیه اخلاقی، بیانات، فرمایشات، رئیس جمهور، هیئت دولت، قانون پذیری، توجه به توصیه های علما، انتقاد پذیری، سعه صدر، احمدی نژاد، مخالفان، انحراف،
دنبالک ها: متن کامل بیانات معظم له در جلسه هیئت دولت، همین مطلب در جهان نیوز،
[ شنبه سی و یکم اردیبهشتماه سال 1390 ] [ 07:31 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5

درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات