آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ
برخورد امام با استکبار جهانی اینطوری بود. چه کسانی می خواهند وضع سابقه را برای ما تکرار کنند؟
بخش زیر قسمتی از بیانات امام راحل در بعد از تسخیر سفارت امریکا در تهران توسط دانشجویان است...
.
«آن روزى كه ملت ما در خیابانها ریختند، از بانوان محترمه و جوانهاى محترم، ببینیم اینها چه مى‏خواستند. آنكه خواستند شده است یا نشده است؟ آنهایى كه مى‏خواستند، آن كه از سرتاسر كشور فریادش در خیابان و در كوچه‏ها و در مدارس و در همه جا بلند بود این بود كه «استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى». این سه تا كلمه بر سر زبان همه بود. آن روز، هیچ فكر دیگر نداشتند جز اینكه این رژیم را ساقطش كنند و تبدیلش كنند به یك رژیم دیگرى، و آزادى به دست بیاورند بعد از اختناق پنجاه و چند ساله- اگر نگوییم دو هزار و پانصد ساله- و استقلال به دست بیاورند كه ممالك دیگر آقایى اینجا نكنند و نیایند و ما را اسیر خودشان بكنند. اصول مسائلى را كه ابتدایى؛ یعنى مسائل ابتدایى ملت ما بود این سه تا بود. اینها كه مى‏گویند «انقلاب شد و هیچى نشد»، مى‏گویند این اصولى كه اصولِ خواستِ دستِ اول ملت بود، این نشده است؟ یعنى الآن باز رژیم سلطنتى است؟ یعنى الآن باز اختناق است؟ یعنى الآن باز مشاورهاى این دولتهاى بزرگ در اینجا مشغول كار هستند و مشغول فعالیت هستند، و دولت ما یا ملت ما تحت سلطه آنهاست؟ خوب، اگر اینها را به شما بگویند، جوابش را شما خودتان مى‏دهید كه نه، اینها الآن حاصل است، این آزادى است كه شما و ما را در اینجا جمع كرده است. شما پنج سال پیش از این امكان برایتان داشت كه در یك همچو جلسه‏اى بنشینید صحبت بكنید؟ این آزادى است كه شما در بیرون، در هر جا صحبت مى‏كنید، انتقاد مى‏كنید، از رژیم سابق انتقاد مى‏كنید، از دولت لاحق انتقاد مى‏كنید، اینها همه آزادى است. هیچ كس هم نمى‏آید به شما بگوید كه نه، انتقاد نكنید. پس آزادى الآن حاصل است براى ما یكى از آن چیزهایى كه ملت ما فریاد مى‏كرد برایش، به دست آورده.
استقلال هم اگر چنانچه آنها مى‏گویند كه الآن امریكا در اینجا دارد حكومت مى‏كند. شما مى‏بینید كه الآن مركز فساد امریكا را جوانها رفته‏اند گرفته‏اند، و امریكاییهایى هم كه در آنجا بوده گرفتند، و آن لانه فساد را به دست آوردند و امریكا هم هیچ غلطى نمى‏تواند بكند، و جوانها هم مطمئن باشند كه امریكا هیچ غلطى نمى‏تواند بكند. بیخود صحبت اینكه اگر دخالت نظامى [كند]، مگر امریكا مى‏تواند دخالت نظامى در این مملكت بكند؟ امكان برایش ندارد. تمام دنیا توجهشان الآن به اینجاست. مگر امریكا مى‏تواند مقابل همه دنیا بایستد و دخالت نظامى بكند؟ غلط مى‏كند دخالت نظامى بكند. نترسید، نترسانید. همین تعبیرى كه جوانهاى ما از روى احساسات جوانى كردند كه اگر چنانچه امریكا بخواهد دخالت نظامى بكند ما چه خواهیم كرد، اصلًا این «اگر» ش را هم نباید بگویند. امریكا عاجز از این است كه دخالت نظامى در اینجاها بكند. اینها یك مسائلى در پیششان است، یك مطالبى در پیششان است كه روى آن مطالب گرفتاریهایى دارند، نمى‏توانند این كارها را بكنند. اگر آنها مى‏توانستند دخالت نظامى بكنند، شاه را نگه مى‏داشتند. با تمام قدرتشان، قدرتهاى تبلیغى [تلاش‏] كردند كه نگهش دارند و ملت ما اعتنا نكرد به آن. و نه تنها او، همه قدرتها پشت سر هم ایستاده بودند كه نگه دارند شاه را و نتوانستند نگه دارند. براى اینكه ملت، یك چیزى را كه مى‏خواهد، نمى‏شود مقابل ملت بایستد كسى و چه بكند، هیچ ابداً. این مطلب را از جوانهاى ما پیش نیاورند؛ این مطلب را كه دخالت نظامى [است‏]. آنها همیشه دخالتهایشان، دخالتهاى شیطنتى است؛ توطئه است. آنها اگر بخواهند یك كارى هم بكنند، وادار مى‏كنند جوانهاى ما را كه آنها تظاهر بكنند و در تظاهر، عمال آنها بیایند درگیرى بكنند با اینها و یك غائله راه بیندازند كه ما نتوانیم یك محیط آزاد پیدا بكنیم. یك محیط آرام پیدا بكنیم و مسائلى را كه مى‏خواهیم طرح بكنیم، و مى‏خواهیم ایجاد بكنیم، بتوانیم. آنها از این راهِ شیطنتها پیش مى‏آیند. آنها شیطانهایشان را پیش همین جوانهاى صافدل عزیز مى‏فرستند تبلیغات مى‏كنند. مى‏نویسند به دیوار؛ چه مى‏كنند، چه، چه، چه. یك وقت مى‏بینیم كه یك عده جوان را راه انداختند توى خیابانها به یك تظاهراتى؛ تظاهرات بحق، لكن آنها از همین تظاهرات بحق مى‏خواهند استفاده ناحق بكنند.»

صحیفه امام، ج‏10، صص: 516-517




طبقه بندی: راه اینجاست...، بازخوانی اندیشه امام،
برچسب ها: ملت، آمریکا، دشمن، غلطی، توانستن، دشمنی، ایران، امام خمینی، امام، حضرت روح الله، رهبر، بینیانگذار، استکبارستیزی، سلطنت، اختناق، تسخیر لانه جاسوسی، سفارت آمریکا، دانشجویان، 13 آبان، ابرقدرت ها، جوان، خیابان، حمله، نظامی، فساد، لانه، حمایت، توطئه، فریب، شیطانی، دوست، جوانان، خمینی، درگیری، طرح، مسائلی، غائله، صحیفه امام، تبلیغات، استقلال، آزادی، جمهوری، اسلامی، جمهوری اسلامی، اصول، روش، معیار، قاعده،
[ یکشنبه بیستم فروردینماه سال 1391 ] [ 12:31 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]

همانگونه که در پست قبلی بیان شد، طبق نظر شهید مطهری(ره) هر موجودی در این عالم مادی 3 نیاز اولیه دارد. این سه نیاز منحصر به انسانها نمی باشد و در سایر موجودات نظیر گیاهان و حیوانات نیز وجود دارد. این سه نیاز شامل تربیت، امنیت و آزادی است.

 سپس شهید مطهری به بیان تعاریف هریک از سه نیاز فوق می پردازند و به تبیین حدود آن در زندگی انسانی و نقش آن در زندگی اجتماعی وی و نیز اثر آن در منش و رفتار او اشاره می کنند. ایشان در تعریفی ابتدایی از آزادی اینگونه بیان می کنند: " آزادی، یعنی جلوی راهش را نگیرند، پیش رویش مانع ایجاد نكنند. هر موجود زنده‏ای كه می‏خواهد راه رشد و تكامل‏ را طی كند، یكی از احتیاجاتش آزادی است. پس آزادی یعنی چه؟ یعنی‏ نبودن مانع. انسانهای آزاد، انسانهائی هستند كه با موانعی كه در جلوی‏ رشد و تكاملشان هست، مبارزه می‏كنند. انسانهایی هستند كه تن به وجود مانع نمی‏دهند."

در ادامه به بیان اقسام آزادی می پردازند و آن را به 2 قسم تقسیم می کنند: آزادی معنوی و آزادی اجتماعی. در تعریف آزادی اجتماعی اینگونه اشاره می کنند که: " آزادی اجتماعی یعنی چه‏؟ یعنی بشر باید در اجتماع از ناحیه سایر افراد اجتماع آزادی داشته باشد، دیگران مانعی در راه رشد و تكامل اونباشند، او را محبوس نكنند، به‏ حالت یك زندانی در نیاورند كه جلوی فعالیتش گرفته شود، دیگران او را استثمار نكنند، استخدام نكنند، استعباد نكنند، یعنی تمام قوای فكری‏ وجسمی او را در جهت منافع خودشان به كار نگیرند. این را می‏گویند آزادی‏ اجتماعی. خود آزادی اجتماعی هم می‏تواند انواعی داشته باشد كه فعلا كاری‏ با آن نداریم."

ایشان در ادامه ی بیان این مطلب که در این قسمت به آن اشاره می شود، با ارائه ی توضیحات مفصلتری در رابطه با آزادی اجتماعی به بیان قسم دیگر یعنی، آزادی معنوی می پردازند و دیدگاه اسلام را بطور کامل بیان می کنند. مطلب کمی طولانیست اما هم محتوای عمیقی داره و هم خلاصه شده سخنرانی استاده...

 

 ***

ادامه از پست قبلی...

 

...در نص قرآن مجید، یكی از هدفهائی كه انبیاء داشته اند این بوده است‏ كه به بشر آزادی اجتماعی بدهند. یعنی افراد را از اسارت و بندگی و بردگی‏ یكدیگر نجات بدهند. قرآن كتاب عجیبی است! بعضی از معانی ومفاهیم‏ است كه در یك عصر به اصطلاح گل می‏كند، زنده می‏شود، اوج می‏گیرد، ولی‏ در عصرهای دیگر اگر نگاه بكنید، آنقدر اوج نداشته است. در بعضی از عصرها می‏بینیم كه برخی از كلمات به حق اوج می‏گیرد، وقتی به قرآن مراجعه‏ می‏كنیم، می‏بینیم چقدر در قرآن این كلمه اوج دارد، واین عجیب است. یكی از حماسه‏های قرآنی، همین موضوع آزادی اجتماعی است. من خیال نمی‏كنم‏ كه شما بتوانید جمله‏ای زنده تر و موجدارتر از جمله‏ای كه در این مورد در قرآن هست پیدا كنید، شما در هیچ زمانی پیدا نخواهید كرد، نه در قرن‏ هجدهم، نه در قرن نوزدهم و نه در قرن بیستم، در این قرنهائی كه شعار فلاسفه بشر آزادی بوده است، و آزادی بیش از اندازه زبانزد مردم بوده و شعار واقع شده است. شما جمله‏ای پیدا كنید زنده تر و موجدارتر از این‏ جمله‏ای كه قرآن دارد: "قل یا اهل الكتاب تعالوا الی كلمة سواء بیننا و بینكم الا نعبد الا الله و لا نشرك به شیئا و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله" ای پیغمبر! به این كسانی كه مدعی پیروی از یك كتاب آسمانی گذشته‏ هستند، به این یهودیها، به این مسیحیها، به این زرتشتیها و حتی شاید به این صابئیها كه در قرآن اسمشان آمده است و به همه ملتهائی كه پیرو یك كتاب قدیم آسمانی هستند اینطور بگو: بیائیدهمه ما جمع شویم دور یك كلمه، زیر یك پرچم. آن پرچم چیست؟ دو جمله‏ بیشتر ندارد، یك جمله‏اش این است: « الا نعبد الا الله و لا نشرك به‏ شیئا ». در مقام پرستش، جز خدای یگانه چیزی را پرستش نكنیم، نه مسیح‏ را بپرستیم، نه غیر مسیح را و نه اهرمن را پرستش كنیم، جز خدا هیچ‏ موجودی را پرستش نكنیم. جمله دوم: « و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله ». اینكه‏ هیچكدام از ما دیگری را بنده و برده خودش نداند و هیچكس هم یك نفر دیگر را از باب و آقای خودش نداند. یعنی نظام آقائی ونوكری ملغی. نظام استثمار، مستثمر و مستثمر ملغی. نظام لامساوات ملغی. هیچكس حق‏ استثمار و استعباد دیگری را نداشته باشد. تنها این آیه نیست، آیاتی كه‏ در قرآن در این زمینه هست زیاد است. چون می‏خواهم عرایضم را بطور فشرده‏ عرض كنم بعضی هایش را می‏گویم: قرآن از زبان موسی (ع) نقل می‏كند: كه‏ وقتی با فرعون مباحثه می‏كرد، و فرعون به او گفت: " ا لم نربك فینا ولیدا و لبثت فینا من عمرك سنین و فعلت فعلتك التی فعلت و انت من‏ الكافرین "، موسی به او گفت: "و تلك نعمه تمنها علی ان عبدت‏ بنی‏اسرائیل". فرعون به موسی گفت: تو همان كسی هستی كه در خانه‏ ما بزرگ شدی، سر سفره ما بزرگ شدی. تو همان كسی هستی كه وقتی بزرگ‏ شدی آن جنایت را انجام دادی (به تعبیر فرعون) آن آدم را كشتی، می‏خواست منت بر سرش بگذارد كه در خانه ما بزرگ شده‏ای، سر سفره ما بزرگ شده‏ای. موسی به او گفت: این هم شد حرف؟! من در خانه تو بزرگ‏ شدم، حالا كه در خانه تو بزرگ شده‏ام در مقابل اینكه تو قوم من را برده و بنده خودت قرار داده‏ای سكوت كنم؟ من آمده‏ام كه این بردگان را نجات‏ بدهم. مرحوم آیةالله نائینی در كتاب تنزیه الامة می‏گوید: همه می‏دانند كه قوم موسی، اولاد یعقوب هرگز فرعون را مثل قبطیها پرستش نكردند، ولی‏ در عین حال چون فرعون آنها را مانند برده خودش استخدام كرده بود قرآن‏ این را با كلمه " تعبید " از زبان موسی نقل می‏كند. یكی از مقاصد انبیأ بطور كلی و بطور قطع اینست كه آزادی اجتماعی را تأمین كنند و با انواع بندگیها و بردگیها اجتماعی و سلب آزادیهائی كه در اجتماع هست مبارزه كنند. دنیای امروز هم آزادی اجتماعی را یكی از مقدسات خودش می‏شمارد. اگر مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر را خوانده‏ باشید این را می‏فهمید. در آنجا می‏گوید علة العلل تمام جنگها، خونریزیها و بدبختیها كه در دنیا وجود دارد اینست كه افراد بشر به آزادی دیگران‏ احترام نمی‏گذارند. آیا منطق انبیاء تا اینجا با منطق امرو موافق است؟ آیا آزادی مقدس‏ است؟ بله مقدس است و بسیار هم مقدس است. پیغمبر اكرم جمله‏ای دارد كه می‏گویند متواتر هم هست، فرمود: "اذا بلغ بنوابی العاص ثلاثین‏ اتخذوا عبادالله خولا و مال الله دولا و دین الله دخلا ".)پیغمبر اكرم همیشه از امویها بیم داشت و از آینده آنها بر امت نگران بود. فرمود: اولاد ابی العاص اگر به سی نفر برسند بندگان خدا رابنده خود و مال خدا را مال خود حساب می‏كنند و در دین خدا هم آنچه‏ بخواهند بدعت ایجاد می‏كنند. پس این مطلب هم درست كه آزادی اجتماعی‏ مقدس است.

اما نوع دیگر آزادی، آزادی معنوی است...


ادامه مطلب برچسب ها: شهید مطهری، انسان، آزادی، آزادی معنوی، آزادی اجتماعی، عدالت اجتماعی، قرآن، دین، انبیاء، علی (ع)، آزادمردی، اعلامیه جهانی حقوق بشر، مکتب انبیاء، ارزش، شهوت، غریزه انسانی، تزکیه نفس، تقوی، نفس اماره، منفعت طلبی، علم، قانون، آزادی بخش،
[ دوشنبه دوم شهریورماه سال 1388 ] [ 05:20 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]

این روزها اعترافات ابطحی آنچنان ولوله ای در جامعه بپا کرده است که سران اصلاح طلب را به تکاپو برای توجیه و راه فراری از این دره عمیق و هولناک انداخته است تا بتوانند این بار نیز همچون گذشته خود را از محکمه ی ( بخوانید مهلکه ) عدالت و برابری رها ساخته و به اقدامات ستیزه جویانه خود با نظام اسلامی ادامه دهند حال آنکه این بار راه فراری از رسوایی های فعلی ندارند و تنها باید به توجیه سخنان معترفان بپردازند و با خیال پردازی های واهی خود آنگونه وانمود کنند که اقاریر بیان شده تحت شکنجه بوده است!!

آری اگر آنان اینگونه به توجیه سخنان ابطحی و عطریان فر نپردازند چه کنند؟؟ چه دارند که بگویند؟؟ آنگونه دست و پای خود را گم کرده اند که در منجلاب کردار خود در حال غوطه ور شدن هستند...

اما گذشته از این، علیرغم همه سخنان ابطحی که تنها بخش کوچکی از حقایق منعکس شده بوده، وی مطالب ناگفتنی فراوانی نیز دارد که در آینده و البته در زندان باید برای دیگران واضح و روشن گردد و یقینا این چنین خواهد بود...

در اعترافات و سخنان ابطحی ملاحظه کردید که او بر دو نکته اصرار می کرد:

1- من همچنان خود را یک اصلاح طلب می دانم

2- مطالب بیان شده بعنوان یک نظر از دید یک تحلیلگر مسایل سیاسی است

باید از آقای ابطحی پرسید که چگونه ایشان می توانند اصلاح طلبی ( به معنای ایجاد اصلاح در ساختار حاکمیت با روش های ساختارشکنانه ای که تا کنون دنبال می کرده اند ) را با سخنان اخیر خود جمع کنند. مسیری که خود، دوستان و هم حزبی های ایشان تا کنون انتخاب کرده بودند راهی جز ضربه زدن به اصل ولایت فقیه و حاکمیت جمهوری اسلامی را نپیموده است و چگونه میتواند این دو امر متضاد را در کنار یکدیگر جمع کنند؟ آیا مسیر خود را تغییر خواهند داد( بر مبنای شعار تغییر در زمان انتخابات change )؟ آیا روشها و تاکتیک های خود را عوض خواهند کرد؟ آیا راه گذشته را علیرغم اعترافات خود ادامه خواهند داد؟ یا تنها با اصولگرایان در لفظ اختلاف خواهند داشت؟

سئوال دیگر این است که اگر به حقیقت مطالب بیان شده اعتقاد دارد و آنها را با وجدان قلبی بیان کرده است چگونه نام " یک نظر سیاسی" برآنها می نهد؟ اگر حقیقت همانی باشد که بیان کرده دیگر این گفته ی وی بی معنا می نماید و اگر اینگونه نباشد ...

 

به نظر می رسد محمد علی ابطحی این سخنان را همچنان از سر صدق و راستی نمی گوید و اعتقاد قلبی به آن ندارد!

مفهوم این جمله بعد از آزادی او از زندان و بازگشت او به فعالیت های سیاسی معنای روشن تری پیدا می کند...

 

و باید دید که محم علی ابطحی که به سادگی ردای روحانیت از تنش به در آمد آیا به سادگی خوردن آب هم اعترافاتش را پس خواهد گرفت؟؟

 

 

آیا ابطحی به سادگی خوردن این آب اعترافاتش را پس خواهد گرفت؟

 

 




طبقه بندی: فکر نوشت،
برچسب ها: محمد علی ابطحی، زندان، آزادی، عطریانفر، ولایت فقیه، جمهوری اسلامی، اقاریر، اعترافات، اصلاح طلبان، تغییر،
[ دوشنبه دوازدهم مردادماه سال 1388 ] [ 12:32 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic