آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ

روزهای حین و پس از اعلام نتایج انتخابات را شاید بتوانم یکی از سخت ترین روزهای دوران زندگی ام بدانم. روزهای پر التهاب و پر از نگرانی. نگرانی برای آینده مملکت و انقلاب. نگران فرهنگ و اخلاق. نگران دین، نگران معیشت، نگران اقتصاد. حتی نگران از سرنوشت درگیری های این روزهای جبهه مقاومت در سوریه.

اما التهاب آن روزها اینک فروکش کرده و فضای مبهم آینده تا حدی روشن شده. نگرانی ها اگرچه هست اما امیدهایی نیز وجود دارد. نباید از بابت نگرانی ها نگران بود! این نگرانی هاست که امیدها را زنده و شیرین می گرداند. امیدهایی برای پیروزی های شیرین آینده، فتح خیبر، فتح بدر، فتح خرمشهر و قدس. فتوحی دیگر از جنس سوم خرداد و سوم تیر.

دولت احمدی نژاد اما تمام شد. تمام شد با تمام خوبی ها و بدی هایش. با تمام اولین هایش و حتی با تمام آخرین هایش. اما ما هنوز خیلی نگذشته که دلتنگ یک دولت اسلامی شده ایم. دلتنگ شعارهای انقلاب، دلتنگ وصیتنامه امام، دلتنگ اللهم عجل لولیک الفرج ها، دلتنگ نوکری و خدمت به مردم ها و ... دلتنگ خیلی چیزهای دیگر.

اما ما از دل همین شکست ها و نگرانی ها و دلتنگی ها بوی فتح و ظفر را احساس می کنیم و به بازسازی نیروی خود، شناخت ضعف ها و قوت های خود، تعمیق فکری و علمی خود و شناخت بیشتر دشمن، رقیب و مردم فکر می کنیم. ما اینک برنامه ای عملیاتی و دقیق در پیش داریم و برای اجرای آن باید بیاندیشیم. ما ضعف شعاری، ابزاری و ارتباطی خود را دریافته ایم و باید برای رفع آن ها تدبیر کنیم. ما از مدل های شکست خورده گذشته تجربه ای دو چندان توشه خود کرده ایم و اینک طرحی نو در اندازیم. دیگر رقیب را نه آنچنان کوچک و خار می بینیم و نه آنچنان بزرگ و قدرتمند. دیگر نه از پیروزی خود آنچنان سرمست و مغرور می شویم و نه از شکست و هزیمت ها دل افکار و افسرده. دیگر اصلی - فرعی کردن امور را بایستی سر لوحه خود قرار دهیم و به هرچیز به میزان بها و ارزش آن اهمیت دهیم. دیگر فرصت لاف زدن و شعارهای رنگارنگ سر دادن گذشته است، اینک باید برای به «نتیجه رسیدن» آرمان ها تلاش کنیم.

مرز جبهه خودی و غیر خودی اینک کمی فراتر رفته و دایره آن گسترده تر شده. باید عرصه را شناخت و خودی را از غیر خودی تفکیک کرد. درون این دایره طیفی – نه خطی – از افراد هستند که دارای تفاوت هایی با هم بوده و برخی از دیگران به محور دایره – کانون ولایت – نزدیک ترند. اگرچه برخی دیگر از محور دایره فاصله ای دارند اما بیرون این دایره نیز دیده نمی شوند. بهای هرکس به میزان نزدیکی و قرابت آن به محور دایره است. طبیعی است که از هرکسی انتظار یکسان نمی رود. جایگاه ها متفاوت و توانایی افراد مختلف است. اکنون بیش از آنکه از دیگران انتظار نزدیکی به محور دایره را داشته باشیم، باید نگاه خود به افراد را تغییر دهیم. انتظارات خود از افراد را تغییر دهیم. درک خود را از رفتار آنها تغییر دهیم و در یک جمله «جور دیگر باید دید».



طبقه بندی: تفکر، فکر نوشت،
برچسب ها: روحانی، امید، احمدی نژاد، سوم خرداد، سوم تیر، فتح، شکست و هزیمت،
[ پنجشنبه سی و یکم مردادماه سال 1392 ] [ 10:22 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
مقایسه آقای دكتر سعید جلیلی ١٣٩٢ با آقای دكتر محمود احمدی نژاد ١٣٨٤:

١- اگر جلیلی همان احمدی نژاد 84 باشد باكی نیست. چرا كه بسیاری از ما اگر به 84 یا 88 هم برگردیم باز به احمدی نژاد رأی می دهیم. در حقیقت رأی دادن تابع شرایط زمانی خاص خود و حضور رقبای دیگر است. لذا همانگونه كه ترجیح هاشمی به احمدی نژاد پسندیده نبوده ترجیح دیگران به جلیلی نیز پسندیده نیست. از سوی دیگر اگر فرض بگیریم جلیلی عین احمدی نژاد 84 باشد باز ایرادی نیست! چرا كه احمدی نژاد 92  اشكال دارد نه احمدی نژاد 84. حال بنگرید مواضع و رفتارهای كاندیداها را بررسی كنید می بینید خیلی از آنها رفتارهاشان منطبق با احمدی نژاد فعلی است و این ضعف و اشكال است.


٢- منظومه فكری جلیلی از احمدی نژاد ٨٤ پخته تر و شكل یافته تر است. یك علت آن این است كه تحصیلات احمدی نژاد در حوزه علوم دقیقه (ریاضی و فنی) بود اما تحصیلات جلیلی در حوزه علوم انسانی است. در حقیقت جلیلی نظام فكری منسجم با غنای اندیشه دینی و اسلامی دارد و این وجه ممیزه او از سایر افراد است.

٣- جلیلی جهان دیده تر از احمدی نژاد ٨٤ است. او به واسطه حضورش در دستگاه دیپلماسی، شناخت و رفتار حساب شده تری نسبت به احمدی نژاد دارد. احمدی نژاد به خاطر همین تفاوت ها دائماً درگیر حاشیه سازی و اختلاف با مسئولان و سران قوا بود ولی جلیلی سعی می كند به موضوعات حاشیه ای و زرد نپردازد.

٤- جلیلی اغراقهای احمدی نژاد ٨٤ را ندارد. احمدی نژاد براساس رفتار مردمی خود، مثل خیلی از ما، اهل اغراق بود اما جلیلی به دلیل دیپلمات بودن، در دادن كوچكترین وعده هم احتیاط می كند.

٥- جلیلی همان عطر آرمانخواهی، عدالت طلبی و ساده زیستی سالهای اول انقلاب را دارد كه احمدی نژاد در سال ٨٤ داشت. عطری كه این بار آقایان قالیباف و رضایی می خواهند به آن شناخته شوند.

٦- به نظر می رسد ترس دشمنان از رای آوردن جلیلی، بیشتر از ترسشان از رای آوردن احمدی نژاد در سال ٨٤ است.

٧- الان مثل سال ١٣٨٤ نیست كه عده ای از لج آقای هاشمی رفسنجانی به احمدی نژاد ٨٤ رای بدهند. بنابرین طرفداران جلیلی یكدست تر از طرفداران احمدی نژاد ١٣٨٤ هستند.

٨- به نظر می رسد جلیلی قانونمدارتر از احمدی نژاد ٨٤ است. او از همین ابتدا بر آزادسازی ظرفیتهای قانونی تكیه كرده است.

٩- جلیلی قدرت انگیزش اجتماعی احمدی نژاد ٨٤ را ندارد. از این نظر، احمدی نژاد یك پدیده بوده است. البته یك ضعف احمدی نژاد این بود كه از همان ابتدا سعی كرد حلقه اطرافیان خود را ببندد.




10- 
 افراد و جریان هایی كه امروز برای نفی جلیلی اصرار بر مقایسه میان وی و احمدی نژاد دارند، خواسته یا ناخواسته این دو را در "نقاط قوت" یكدیگر مقایسه می كنند، به عبارت دیگر وقتی ساده زیستی سعید جلیلی با ساده زیستی احمدی نژاد مقایسه می شود و در پس آن نتیجه گیری می شود كه این یك نقطه منفی در كارنامه جلیلی محسوب می شود؛ بیش از هر چیز دست خالی مخالفان جلیلی آشكار می شود چرا كه وی در مقایسه با نقاط منفی احمدی نژاد دارای اشتراك خاصی نیست.

به عنوان مثال، جلیلی در طول دوره 6 ساله حضور خود در شورای عالی امنیت ملی كشور نشان داده بسیاری از نقاط ضعف احمدی ن‍ژاد را ندارد و علاوه بر ساده زیستی، مردمی بودن، پر كاری و ... كه همان نقاط قوت رییس جمهور فعلی است،‌فردی بسیار كم حاشیه است كه در عین حال از مواضع انقلابی و اصولی خود ذره ای كوتاه نیامده است. جلیلی در عین تقوای سیاسی؛ اخلاق مداری اسلامی، مرزبندی روشنی با جریان های موازی مدعی اصولگرایی، تكنوكرات ها و سیاست بازان دارد و رصد دقیق مواضع و رفتارهای سیاسی وی نشان می دهد، "عقلانیت انقلابی" شاه كلید تفسیر كنش های سیاسی او محسوب می شود. او  به خاطر پایبندی اش به اخلاق اسلامی ستاد خود را از تخریب به كاندیداها علی الخصوص قالیباف بر حذر داشته و مانع تهاجم به وی شده است. رقیب او گفتمان سازش است نه اصولگرایان.

11- جلیلی در عین حال نه تنها بواسطه عملكرد خود طی سالهای اخیر، ولایتمداری خود را نشان داده است بلكه تاكیدات وی در اولین حضور انتخاباتی اش در برنامه گفتگوی ویژه خبری مبنی بر فصل الخطاب بودن "قانون" نشان می دهد نوع نگرش او به قانون و لزوم پایبندی به آن چگونه است؛ چرا كه كارنامه وی طی سالهای گذشته نیز به گونه ای است كه هیچ فردی قانون ستیزی یا اصرار بر دور زدن قانون آن را در جلیلی مشاهده نكرده و با توجه به این پیشینه مشخص، تاكیدات امروز وی نسبت به این مساله را نمی توان نوعی شعار انتخاباتی و لحظه ای توصیف كرد.






طبقه بندی: فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: انتخابات ریاست جمهوری 92، احمدی نژاد، سعید جلیلی، گفتمان انقلاب اسلامی، تفاوت ها و تمایزها، مقاومت رمز پیشرفت، حیات طیبه،
[ یکشنبه نوزدهم خردادماه سال 1392 ] [ 11:34 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
واکاوی یک اندیشه افراطی و جریان مشکوک فکری

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نظام سلطه به رهبری آمریکا و انگلیس درصدد ضربه زدن به ملت ایران با استفاده از هر وسیله ای برآمد و در این راه از تهاجم نظامی، تحریم اقتصادی و فشار سیاسی دریغ نکرد.

آنها گاهی با تأکید بر مسئله شیعه و سنی، گاهی با تکیه بر مسئله عرب و عجم و گاهی نیز با مطرح کردن جزایر سه گانه و استفاده از نام جعلی خلیج ع ر ب ی برای خلیج فارس بدنبال ایجاد تفرقه در بین صفوف مسلمین و جدا کردن ملت ایران از همسایگان مسلمان خود در منطقه بوده اند.

در این میان برخی از حاکمان فریب خورده منطقه و عده ای از نا آگاهان داخلی با بازی در پازل دشمن به تکمیل این فتنه آمریکایی کمک کرده و اهداف آنها را پیش برده اند.

در ماجرای ادعای دولت امارات در مورد مالکیت بر جزایر سه گانه شاهد بودیم که یک گروه خاص با مطرح کردن تغییر نام جزیره «ابوموسی» به «الغدیر» در پی ایجاد تنش بیشتر میان شیعه و سنی برآمدند.

از همه عجیب تر اینکه این جریان مشکوک برای بیان افکار و اندیشه ی غلط خود از بیانات رهبر معظم انقلاب نیز استفاده می کند.

این در حالیست که جزیره «ابوموسی» با همین نام و نشان همچون «خلیج فارس» بخشی از هویت و تمدن ملت ایران را تشکیل می دهد و به تعبیر رهبر حکیم انقلاب «بدترین مشكلِ یك كشور این است كه تمدّن و هویّت خود را فراموش كند.» (03/07/1381) و قطعاً اگر در این مسیر« هر كس بخواهد حیثیت و هویت ملت ایران را مخدوش كند، مورد تنفر ملت ایران است.» (18/11/1380)

در حقیقت نظام استکبار با طرح مسائلی از این قبیل به دنبال منحرف کردن اذهان ملت های منطقه از مسائل اصلی یعنی بیداری اسلامی و وحدت و یکپارچگی مسلمانان در برابر کفار، به مسائل فرعی است و بدین منظور تمامی ابزارهای سیاسی رسانه ای خود را بکار می گیرد.

منطق انقلاب اسلامی در برابر این توطئه ها کاملاً مشخص است. جمهوری اسلامی ضمن تأکید بر مسائل ملی، میهنی و عقاید هویتی تمدنی خود بارها بر حفظ وحدت شیعه و سنی در عین اعتقاد به حقایق مذهبی خود اذعان داشته است.

در این میان، دشمن با بهره گیری از مسئله جزایر سه گانه و خلیج فارس از یکسو جمهوری اسلامی را در برابر دولت های مرتجع عرب منطقه قرار داده و از سوی دیگر او را با ملت ایران مواجه کند و در صورتیکه نظام بخواهد بر خلیج فارس اصرار ورزد از طرف دولتهای عربی و اگر بخواهد خلیج اسلام را مطرح کند از جانب ملت خود تحت فشار باشد.

ماجرای جزیره ابوموسی اینک میان یک کشمکش مرزی - جغرافیایی و عقیدتی واقع شده است.

در واقع هر حرکت افراط­گونه همچون تغییر نام آن به الغدیر و یا تفریطی مثل واگذاری آن به دولت امارات بازی در پازل دشمن و ایفای نقش در جهت اهداف استعماری آمریکایی ها خواهد بود.


حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به اهمیت شناختن «روش دشمنیِ دشمن»، مخالفت اصلی آنها را با ملت ایران دانسته اند، «چون ملت ایران است كه این قیام عظیم (انقلاب اسلامی) را به راه انداخت؛ ملت ایران است كه این پشتیبانی صادقانه و غیرتمندانه را از اسلام می‌كند؛ ملت ایران است كه موجب شده امریكا نتواند طمع بورزد.»(01/09/1381)

از نظر ایشان « ملت ایران با ایمانش، با احساساتش، با غرور ملی‌اش، با افتخار به گذشته‌ی تاریخی و مواریث عظیم فرهنگی‌اش، توانست این حركت عظیم (انقلاب اسلامی) را بوجود بیاورد.»( 11/ 02/ 1387) در واقع تأکید بجا بر هویت ملی و مواریث فرهنگی نه تنها عامل تفرقه نیست بلکه عامل وحدت ملی و حرکت یکپارچه ملت ایران نیز به شمار می آید.

در پایان نیز بخش دیگری از کلام رهبر فرزانه انقلاب را که درباره اختلاف بر سر مالکیت بر جزایر سه گانه، ایراد شده است را بدون کم و کاست می آوریم.

«ما كه از تهاجم دشمن باكى نداریم! ما مى‌گوییم وحدت، براى این‌كه شما منتفع شوید؛ همه دولتها منتفع شوند؛ دنیاى اسلام منتفع شود. وحدت، این است! امروز مى‌شنوید كه در خلیج فارس، باز سر و صداهایى درست كرده‌اند: بهانه‌اى به اسم جزیره ابوموسى و از این حرفها. این حرفها چیست؟! اینها كار كیست؟! كیست كه دست استعمارگران دیروز - همان دستهاى پلید - را در این ماجرا نبیند؟! كیست كه دست قدرتهاى حاضر در خلیج فارس را، دست امریكا را، دست استعمارگر پیرمنحوس، یعنى دولت انگلیس را، در این ماجرا نبیند؟! چه مى‌خواهند اینها؟ چرا مى‌خواهند بین همسایه‌ها اختلاف بیندازند؟ چرا مى‌خواهند براى توجیه حضور خودشان در خلیج فارس، برادران را با هم دشمن كنند؟ این كشورها اگر با یكدیگر همدست باشند، مشتى خواهند شد و آن وقت دشمن جرأت نمى‌كند در مقابل آنها بایستد و به این كشورها زور بگوید. مى‌خواهند این همدستى از بین برود و این مشت باز شود. چرا؟ چه كسانى هستند؟ معلوم است كه دست قدرتهاى بیگانه است. ما تصوّرمان این است. ما خیال مى‌كنیم در این قضایا، شیوخ منطقه اگر گناهى داشته باشند، گناهشان غفلت از حقایق است. آنها هم دلشان مى‌خواهد اتّحاد و اتّفاق باشد.

ما توصیه‌مان به دولتهاى خلیج فارس و همسایه‌ها این است كه دشمن را ببینند؛ دشمن را بشناسند؛ كید دشمن را بشناسند؛ دست دشمن را بشناسند و بدانند كیست كه مى‌خواهد در این منطقه اختلاف بیندازد؟ این اختلاف، بیشتر به ضرر خود آنهاست. حوادث دو، سه سال پیشِ منطقه را دیدید؟ دیدید نتیجه كمك به عراق چه شد؟ نتیجه حضور قدرتمندانه امریكا و انگلیس و دیگران را در این منطقه دیدید؟ چقدر منطقه و دولتهاى جنوب خلیج فارس تحقیر شدند و هنوز هم مى‌شوند! ملتها چقدر تحقیر شدند! علاج همه اینها، اتّحاد كلمه است. والّا دولت ایران كه از چیزى نمى‌ترسد. ملت ایران هم از چیزى نمى‌ترسد. ما در انقلاب متولّد شدیم، با انقلاب پیش رفتیم و در مقابل دشمنیها رشد كردیم. بیشتر از آنچه كه دنیا تا امروز با ما دشمنى كرده‌است، ممكن نیست با كسى دشمنى كرد. با كدام ملت این‌قدر دشمنى كرده‌اند؟ با این وجود، ملت ایران مانده است؛ انقلاب مانده است؛ جمهورى اسلامى مانده است و همیشه به فضل الهى خواهد ماند. این، آن پیام وحدت اسلامى است كه براى همه، مایه عزّت، مایه كرامت و مایه آرامش است. این، آن آرزوى ماست. (۱۳۷۱/۰۶/۲۴)»

+ این مطلب در
امت اسلامی  و تریبون مستضعفین و جهان نیوز منتشر شد.




طبقه بندی: بیداری اسلامی، تفکر، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: جزیره ابوموسی، ابوموسی، تنب کوچک، تنب بزرگ، خلیج فارس، امارات، امریکا، انگلیس، شیعه، سنی، اختلاف، اختلاف مذهبی، اختلاف مرزی، جغرافیایی، جمهوری اسلامی، انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، احمدی نژاد، سفر به ابوموسی، شیعه نیوز، افراط، تفریط، خلیج اسلام، الغدیر، جزیره الغدیر، پازل دشمن، وحدت شکنی به بهانه دفاع از ابوموسی،
دنبالک ها: تغییر نام جزیره ابو موسی به جزیره الغدیر، جزایر سه گانه بهانه جدید، برای تشدید اختلافات مذهبی، ملاک وحدت مسلمین از دیدگاه رهبری / پاسخی به مدعیان دروغین پیروی از ولایت، «وحدت‌شکنی» به بهانه دفاع از «ابوموسی»،
[ دوشنبه هجدهم اردیبهشتماه سال 1391 ] [ 02:40 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
شعارهای اولیه ی دولت و شخص احمدی نژاد در اجرای عدالت و مبارزه با فساد امید مردم را چنان به آرزوهای دوردست و فراموش شده ی انقلاب اسلامی دو چندان کرد که گفتمان یکپارچه ی عدالت در میان عموم رایج شد و از همان ابتدا نیز با استقبال حضرت خامنه ای روبرو شد. اما با گذشت زمان پرده از چهره پنهانی دولت بر افتاد و نمایشی بودن شعارهای اصلی او که در راستای گفتمان انقلاب اسلامی بود، آشکار گردید.
نمونه ی این مواردِ بسیار را در موضوعات کلیدی فرهنگ عفاف و حجاب، رابطه و مذاکره با آمریکا، مبارزه با فساد، برقراری عدالت، و ... می توان جستجو کرد.چرایی این پدیده را باید در چند محور اصلی پیدا کرد.
یک تحلیل جدی از این نوع رفتار دولت عدم اعتقاد به شعارها در عالم عمل است. برخی معتقدند که این دولت واقعاً به آنچه که از آن سخن می رانده اعتقاد و پایبندی ای نداشته و ندارد و به نوعی وجود یک نوع نفاق پیچیده در درون دولت را عامل اصلی این ماجرا می دانند. اگرچه برخی شواهد و امارات بر این مطلب صحه می گذارد ولی بدلیل اصل حسن ظن نباید تا اقامه دلیل قاطع و روشن این مطلب را تأیید کرد. اگرچه که در مورد برخی از نزدیکان رئیس جمهور این مسئله مستدل و متقن است...
اما تحلیل نگارنده از رفتارهای متفاوت دولت با انتظار «جامعه دینی» و رأی دهندگان ایشان تحلیلی متفاوت با تلقی رایج است.

می توان گفت عزم دولت در اجرای شعارها و علی الخصوص در مورد مبارزه با فساد – که موضوع این نگاشته است - جدی بوده لیکن فهم و دریافت او از فساد با تلقی رایج متدینین و دلسوزان انقلاب اسلامی متفاوت است. در واقع احمدی نژاد نه عدالت را خوب درک کرده بود و نه فساد را. او تخصصی در آنچه که ورود بدان کرده بود نداشت و از کارشناسان اسلامی و عالمان دینی نیز بهره ای نبرد. در حوزه علوم انسانی، غربی بودن ریشه ها و محتوای این علوم نیز عاملی مضاعف شد تا جهل احمدی نژاد فنی خوانده، تبدیل به برداشت نادرستی از این مفاهیم دینی و اسلامی (همچون عدالت) گردد. بدین ترتیب او که در جستجوی عدالت می گشت بی اختیار در مقابلِ عدالت ایستاد و در این راه هم هر آنچه را که با وی به مخالفت می پرداخت و در مقابل او می ایستاد و نقدش می کرد، فاسد و یا منشاء فساد تلقی می کرد و خود را مجسمه عدالت و پایداری می پنداشت. هر منتقدی را منتقد دولت و انقلاب اسلامی می دانست و لذا تحمل هیچ گونه انتقادی را به عملکرد اجرایی خویش نداشت. غافل از آنکه برخی از کسانی که او را نقد می نمودند دلسوزان انقلاب اسلامی بوده و اشتباهات وی را گوشزد می نمایند.
او در این راه حتی به نزدیک ترین عالمان دینی خویش نیز رحم نکرد و علامه مصباح یزدی را هم کسی خواند که در راه دشوار عدالت طاقت نیاورد و لذا از وی جدا شد!!
اکنون احمدی نژاد از حمایت ملت و رأی بی سابقه و تاریخیِ شان به شعارهای انقلابیِ وی، غره شده و خود را به مثابة تمام ملت تلقی می کند. در ادبیات او به خوبی مشاهده می شود که منتقدان دولت و شخص وی را منتقدان ملت و دشمنان ایران خطاب می کند و به آنها لقب انتقام گیرندگان از ملت می هد!! او در واقع می خواهد منتقدان را نه در برابر خویش که در برابر ملت جلوه دهد تا هیچ کس جرئت انتقاد ار وی را نداشته باشد.
استقبال مردم از شعارهای عدالتخواهانه ی وی او را بیش از پیش گستاخ کرده و با توهمی خیالی، ملت را متعهد به خود گمان می کند. او هیچگاه با فساد مقابله نکرد که با مفسدان به جنگ پرداخت. تقابل با مدیریت دانشگاه آزاد و شخص هاشمی رفسنجانی هم بیش از آنکه به اجرای عدالت باز گردد به دعوای شخصی می ماند.
تهدید به افشای نام مفسدان اقتصادی هم جزو آن دسته از کارهای صرفاً تبلیغاتی بود که تأثیری در ریشه کنی فساد نداشت. همین مورد نیز دلیل دیگری است بر جهل وی در حوزه های مفاهیم دینی. گمان می کند که نام بردن از مفسدان و بی آبرو ساختن آنها در چارچوب اخلاق اسلامی می گنجد. این مشکل تا جایی بود که رهبری مجبور شد تا خود در این مورد اظهار نظر نمایند و مسئولان را از بی آبرو ساختن کسانی هم که جرمشان اثبات شده منع نمایند. از سویی دیگر نیز شعارهایی را که به منظور ایجاد غرور ملی و اعتماد به نفس ملی مطرح کرده بود از «می شود، می توانیم» به گذاره های «نمی گذارند، نمی خواهند» تغییر کرد.
با اندکی تأمل به درستی در یافته می شود که گفتمان دولت و احمدی نژاد هرگز در سالهای اخیر تغییری نکرده لیکن آنچه که ما را به حیرت واداشته است ناشی از فاصله ی موجود فی ما بین شعار تا عمل است. آنگاه که همه دم از عدالت بزنند کمتر کسی نگران می شود ولی آنگاه که عدالت مطابق فهم مجری اجرا گردد «صداها بلند می شود» و مخالفت ها شروع می گردد – که البته کاملاً هم طبیعی است - و این امر زمانی دشوارتر می شود که درک مجری و مشعِر عدالت از این مفهوم کلیدی بسیار متفاوت با حقیقتِ آن باشد.
هیچ بعید نیست کسانی که دل امید به این دولت بسته بودند با خواندن این نگاشته برآشفته گردند و به شماتت نگارنده بپردازند اما باید پذیرفت که فهم ما از شعارهای دولت فهمی مطابق با واقع نبوده...
اینک که رئیس جمهور خود را مستظهر به ملت می داند از هر تریبونی برای حمله به منتقدان و مخالفن بهره می جوید و در عین حال دم از موضع سکوت می زند. او براحتی مجلس، مجمع تشخیص، دستگاه قضایی و دیگر نهادهای انقلابی را در نهان و آشکار به زیر سئوال می برد.
او بیش از هر زمان دیگری اینک به خط و نشان کشیدن برای دیگران مشغول است و افسوس که به تعبیر آیت الله خوشوقت دیگر امید آن نمی رود تا احمدی نژاد به پرچمداری جریان سوم تیر به پا خیزد...




طبقه بندی: بیداری اسلامی، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: احمدی نژاد، رئیش جمهور، مصاحبه، گفت و گو، دولت، ملت، خط و نشان، حضرت خامنه ای، فساد، شعار، عمل، مبارزه، عدالت، عدالتخواهی، جریان انحرافی، شبکه دو، گفتگوی ویژه خبری، مشایی، اختلاس، سه هزار میلیارد، آیت الله خوشوقت، علوم انسانی، علم، جهل، تفاوت، تلقی اشتباه، جریان سوم تیر،
دنبالک ها: لینک همین مطلب در جهان نیوز،
[ پنجشنبه چهاردهم مهرماه سال 1390 ] [ 02:00 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

در ادامه بازخوانی توصیه های رهبری به هیئت دولت بخش دیگری از فرمایشات ایشان که نسبت به رویکردهای ارزشی دولت و سیاست ها ی مدیریتی و اجرایی ایشان ابراز شده را با هم مرور می کنیم.

این بیانات در دیدار رئیس جمهور و اعضاى هیئت دولت 08/ 06/ 1389 ایراد گردیده.

******

رویکرد انقلابی دولت را مغتنم شمارید
این را شما افتخار بدانید كه الحمدللَّه به مبانى انقلاب پایبندید و به اینكه شعارهاى انقلاب را قبول دارید و میخواهید اجراء كنید، افتخار میكنید؛ این توفیق بزرگى است. یكى از مهمترین خصوصیات این دولت این است كه شعارهاى خودش را شعارهاى انقلاب قرار داده و به این، احساس سربلندى و افتخار میكند. مردم هم به خاطر همین به شما اقبال كردند؛ این هم معلوم باشد. مردم به این شعارها دلبسته‏اند، علاقه‏مندند. شعار عدالت‏طلبى، براى مردم جذاب است؛ شعار اجتناب از اشرافیگرى، براى مردم شعار مطلوب و شعار جذابى است؛ یا شعار خدمت‏رسانى به مردم، یا شعار استكبارستیزى، یا شعار ساده‏زیستى، یا شعار كار و تلاش و خدمت به مردم؛ اینها چیزهائى است كه مردم دوست میدارند و اینها را میخواهند. یك‏ جامعه و یك كشور و یك ملت بیدار از مسئولینش این چیزها را مطالبه میكند: مطالبه‏ى عدالت، مطالبه‏ى انصاف، مطالبه‏ى خدمت، مطالبه‏ى ارتباط صمیمى با مردم، مطالبه‏ى دین، پایبندى به ارزشهاى دینى، پایبندى به شرع. این چیزها را مردم میخواهند و دوست میدارند. شما هم بحمداللَّه این شعارها را داده‏اید، مردم هم قبول و اقبال كرده‏اند؛ این را مغتنم بشمارید.

جهت گیری های کلی و کلان دولت را با تعصب حفظ کنید
من در چند سرفصل توصیه‏هائى عرض میكنم. در زمینه‏ى جهتگیرى‏هاى كلى و كلان دولت توصیه‏ى من این است كه این جهتگیرى‏ها را با شدت، با حدت و با تعصب حفظ كنید. از این جهتگیرى‏ها انصراف پیدا نكنید: جهتگیرى دین، جهتگیرى اخلاق، جهتگیرى عدالت، جهتگیرى خدمت، جهتگیرى مقابله و مبارزه‏ى با استكبار و زورگویان عالم. رشد روزافزون فهم و سواد و بلوغ سیاسى مردم موجب شده است كه این چیزها را بیشتر بخواهند. امروز براى مردم مسئله‏ى استكبارستیزى، روشن‏تر و واضح‏تر و مطلوبتر از سالهاى قبل و اوائل انقلاب است. امروز مردم خیلى چیزها را به چشم خودشان مشاهده كرده‏اند، بوضوح تجربه كرده‏اند؛ لذا خیلى چیزها برایشان روشن است. مسئله‏ى خدمت‏رسانى همین جور است، مسئله‏ى مبارزه‏ى دائم براى پیشبرد كشور همین جور است؛ اینها باید جهتگیرى‏هاى كلى شما باشد؛ یعنى اینها را از دست ندهید و رها نكنید.


زندگی مردم را تسهیل کنید
یكى از چیزهائى كه در جهتگیرى‏هاى كلى دولت باید مورد نظر باشد، تسهیل زندگى براى مردم است. زندگى كردن را براى مردم باید آسان كرد. این یك سرفصل مهم است كه اگر چنانچه انسان این را باز كند، خواهیم دید كه بسیارى از خواسته‏هاى اقتصادى، بسیارى از كاركردهاى مربوط به دولت، همین دولت الكترونیك، تا برسیم به مسئله‏ى فعال كردن روستاها، جلوگیرى از مهاجرت، اینها همه‏اش تحت همین عنوان آسان كردن زندگى براى مردم است، كه مردم بتوانند راحت زندگى كنند، بتوانند با امنیت زندگى كنند. این كار در بخشهاى مختلف تأثیر میگذارد.

سند چشم انداز مورد توجه باشد
یكى از مواردى كه به نظر ما باید در جهتگیرى‏هاى كلى دولت مورد توجه قرار بگیرد، مسئله‏ى سند چشم‏انداز است. این سند چشم‏انداز یك كار اساسى بود كه در كشور انجام گرفت؛ بررسى شد، مطالعه شد، جوانبش سنجیده شد. آنچه كه در این سند هم آمده، شعار نیست. با توجه به امكانات و واقعیات، این سند تنظیم شده. این سند در واقع نقشه‏ى راه بیست ساله‏ى ماست. خوب، از این بیست سال، پنج سالش گذشت. یك وقت مى‏بینیم این بیست سال با یك چشم به هم زدنى تمام شد. باید ببینیم چقدر جلو رفتیم. یكى از كارهائى كه باید انجام بگیرد، همین است؛ باید ببینیم چقدر ما توانستیم از این نقشه را به سمت آن هدفها طى كنیم. والّا اگر چنانچه این توجه و این ذُكر را نداشته باشیم، یك وقت چشم باز میكنیم، مى‏بینیم فرضاً ده سال یا دوازده سال از این زمان گذشت، ما هنوز آن راهى را كه باید در این مدت طى كنیم، طى نكردیم؛ در بقیه‏ى این مدت هم طى كردن آن راه امكان ندارد. بنابراین بایستى یك تقسیم‏بندى صحیحى انجام بگیرد بین تلاشها و فعالیتهائى كه باید بشود، و بین این مسیرى كه ما تا آن اهداف داریم، تا در هر برهه‏اى از زمان، به تناسب امكان آن برهه، پیشرفت كرده باشیم. به نظر من بایستى این را یك جا بررسى كرد. این كار هم برعهده‏ى دولت است؛ این را بررسى كنید.

عدالت را تعریف کنید
یكى از چیزهاى دیگرى كه در مورد جهتگیرى‏ها مهم است، همین مسئله‏ى دهه‏ى پیشرفت و عدالت است كه ما گفتیم این دهه، دهه‏ى پیشرفت و عدالت باشد. خوب، تلقى به قبول شد و دستگاه‏هاى گوناگون كشور گفتند بله، این دهه را دهه‏ى پیشرفت و عدالت قرار بدهیم. از این دهه هم تقریباً دو سالش سپرى شده. البته انسان مصادیق پیشرفت را در همین كارهاى گوناگون ملاحظه میكند؛ همین گزارشهائى كه دادند، گزارشهاى خوبى است؛ نشان‏دهنده‏ى پیشرفتهائى در بخشهاى مختلف است؛ لیكن عدالت چه جورى تأمین میشود؟ یعنى واقعاً یك مقیاسى لازم است، یك معیارى لازم است براى اینكه ببینیم عدالت در بخشهاى مختلف- بخشهاى فرهنگى، بخشهاى آموزشى، بخشهاى اقتصادى- مراعات شده یا نه؟ فرض كنید در بخش آموزش و پرورش یا در بخش آموزش عالى، معیار عدالت چیست؟ چگونه عدالت تأمین میشود؟ این باید مشخص شود تا بتوانیم آن معیار را در برنامه‏ریزى‏ها داخل كنیم و در مقام عمل و در مقام اجراء، به آن عدالت مورد نظر برسیم. تا ندانیم، تعریف نكنیم، نمیشود. بنابراین تعیین كردن شاخص و معیار براى عدالت در بخشهاى مختلف، خودش یك چیز مهمى است. فرض كنید در صرف بودجه‏هاى گوناگون- كه حالا در بخش فرهنگ من اشاره میكنم- رعایت عدالت به چیست؟ چگونه میشود انسان خاطرجمع شود كه در صرف این بودجه‏ها رعایت عدالت شد یا نشد؟ اینها معیار و شاخص لازم دارد.

مجلس تغییرات اساسی در برنامه های کلی دولت ایجاد نکند
یكى از چیزهاى دیگرى كه باز در این جهتگیرى‏ها لازم است، برنامه‏هاى پنج‏ساله است؛ كه حالا این برنامه‏ى پنجم در دست ملاحظه و بررسى مجلس است و امیدواریم كه همكارى واقعى بین دولت و مجلس انجام بگیرد. اگر چنانچه فرض كنیم كه دولت یك چیزى را تهیه كرده و بر همان اساس هم پافشارى دارد، مجلس هم تغییرات اساسى‏اى روى این بدهد، انسجام برنامه به هم میخورد. یا اگر فرض كنیم كه تغییراتى در برنامه‏ى پنجم صورت بگیرد كه این تغییرات ناشى از نگاه یكپارچه و نگاه كلان به كشور نباشد، بلكه ناشى از نگاه به یك بخش یا نگاه به یك منطقه باشد، باز هم انسجام برنامه به هم میخورد. انسان وقتى بخشى یا منطقه‏اى نگاه كند، یك چیزهائى به نظر او بزرگ و درشت مینماید. واقعاً هم همین جور است، نیاز هم واقعى است؛ اما وقتى كه انسان با نظر مجموعى نگاه میكند، همان نیازى كه در جاى خود درشت هم هست، مى‏بینیم رنگ میبازد و كوچك میشود؛ چون در مقایسه‏ى با بقیه‏ى كارهائى كه باید انجام بگیرد و امكانات محدودى كه هست، طبعاً این نیاز نمیتواند اولویت داشته باشد. باید اینجورى به برنامه نگاه كرد. نباید نگاه بخشى یا نگاه موضعى و محلى و منطقه‏اى بر برنامه حاكم باشد.

تصمیمات دولت منعطف و قابل تغییر و نقد باشد
حالا این از آن طرف بود؛ از این طرف هم آن چیزى را كه دولت تهیه كرده و داده، قابل تغییر و نقد بداند. باید جورى بشود كه هم مجلس، هم دولت از جایگاهى كه خودشان را در آن قرار داده‏اند، انعطاف داشته باشند؛ بتوانند حركت كنند كه به هم برسند تا برنامه، برنامه‏ى منسجمى از آب در بیاید كه مورد اتفاق دولت و مجلس باشد تا عملى شود.

به مسائل اقتصادی توجه شود
در زمینه‏ى مسائل اقتصادى هم كارهاى خوبى انجام گرفته، كه آقاى رئیس جمهور هم در گزارش خود به آن اشاره كردند. خوب است كه این گزارش را در معرض اطلاع عموم بگذارید؛ یعنى چیزى باشد كه همه این گزارش دولت را در زمینه‏ى كارهائى كه انجام گرفته، بشنوند. آنچه كه من رویش تكیه میكنم، همین طرح تحول اقتصادى است كه در دولت نهم مطرح شد. خوب، الان هدفمند كردن یارانه‏ها كه یك بخشى از آن طرح تحول بود، مورد بحث و بررسى و نزدیك به اجراست؛ همه هم متفق‏القولند- اگرچه حالا در كیفیت اجراء ممكن است اختلاف نظرهائى باشد- لیكن بخشهاى دیگرِ طرح تحول اقتصادى كه درباره‏ى نظامهاى پولى و بازرگانى و گمركى و امثال اینها بود، نباید مغفولٌ‏عنه قرار بگیرد؛ آنها هم بایستى حتماً دنبال شود. طرح تحول اقتصادى، كار مهم و بزرگى بود. ما توصیه میكنیم؛ از جمله‏ى چیزهائى كه از بین راه برنگردید، همین طرح تحول اقتصادى است؛ آن را واقعاً دنبال كنید.
یك چیز دیگرى كه ما در زمینه‏ى اقتصادى حتماً رویش تكیه میكنیم، مسئله‏ى توجه به شاخصهاى كلان اقتصادى است. البته در گزارش آقاى رئیس جمهور نكاتى در این زمینه بود، لیكن ما هم تأكید میكنیم. روى مسئله‏ى نرخ رشد واقعاً كار بشود. آن چیزى كه به عنوان نرخ رشد در برنامه یا در چشم‏انداز دیده شده، با آنچه كه در واقعیت اتفاق افتاده، خیلى فاصله دارد. البته از عوامل ركود اقتصادى جهانى و مشكلات اقتصادى جهانى غافل نیستیم- اینها مسلّماً تأثیر دارد- لیكن بالاخره باید تلاش كرد تا به آن چیزى كه به عنوان شاخص معین شده و ذكر شده، نزدیك شویم. مسئله‏ى سرمایه‏گذارى‏هاى داخلى و خارجى هم همین طور. آمارهائى كه میدهند، آمارهاى خوب و امیدواركننده‏اى است. به هر حال مسئله‏ى سرمایه‏گذارى خیلى اهمیت دارد. آینده، وابسته به سرمایه‏گذارى در بخشهاى مختلف است؛ چه در بخش انرژى، چه در بخشهاى دیگر. در بخشهاى گوناگون، سرمایه‏گذارى لازم است.

مسئله اشتغال
مسئله‏ى اشتغال هم مسئله‏ى مهمى است. طرحهائى كه از چند سال پیش به این طرف براى اشتغال پیش‏بینى شده، آنچنان كه انسان انتظار داشت، نشد. اگرچه حالا كارهائى انجام گرفت و خوب بود، بد نیست؛ لیكن ما را مستغنى نمیكند از اینكه نسبت به مسئله‏ى اشتغال یك اهتمام ویژه‏اى داشته باشیم. مسئله‏ى ارتقاى بهره‏ورى هم همین طور.

سیاست های اصل 44
باز از جمله‏ى چیزهائى كه ما در باب مسائل اقتصادى رویش تكیه میكنیم و به عنوان توصیه‏ى جزمى مطرح میكنیم، مسئله‏ى سیاستهاى اصل 44 است. خیلى بایستى به این سیاستها اهتمام ورزید. خوب، حالا در مقایسه‏ى خصوصى‏سازى در سالهاى طولانىِ گذشته با این چند سال، آمارى ذكر میشود؛ این آمار، آمار درستى است؛ منتها آن زمان سیاستهاى اصل 44 ابلاغ نشده بود. یعنى آن زمانى كه اصلًا بحث سیاستهاى اصل 44 نبود، آن وقت را نباید ملاحظه كرد؛ بعد كه آن سیاستها ابلاغ شد، اصلًا وضع مسئله‏ى اقتصاد عوض شد؛ در واقع حركت جدیدى در اقتصاد كشور آغاز شد. لذا مقایسه‏ى با قبل از آن دوران، مقایسه‏ى تعیین‏كننده‏اى نیست. در همین دوران، ما بایستى ببینیم در باب اصل 44 چه كار كردیم؛ این مهم است. ببینید، روح اصل 44 هم این بود كه ما بتوانیم اولًا سرمایه‏هاى مردم و بعد مدیریت مردم را وارد عرصه‏ى اقتصاد كنیم. باید سرمایه‏هاى مردم و مدیریت مردم- بخش خصوصى- وارد عرصه‏ى اقتصاد بشود؛ والّا اگر مدیریتها دولتى باقى ماند، آن مقصود حاصل نخواهد شد. البته در همان محدوده‏اى كه این سیاستها اجازه میدهند و با همان رعایتهائى كه در قانون پیش‏بینى شده- كه قانون هم قانون دقیقى است، قانون خوبى است- این را باید رعایت كنید.
البته در برخى از سرمایه‏گذارى‏ها بخش خصوصى ناتوان است؛ یعنى واقعاً توانائى سرمایه‏گذارى ندارد. خوب، علاجش چیست؟ اگر بخش خصوصى همین طور ناتوان بماند، هیچ گرهى باز نخواهد شد؛ باید سیاستها برود به این سمت كه شما بخش خصوصى را قادر كنید بر اینكه بتواند زیر بار برخى از سرمایه‏گذارى‏هاى بزرگ برود. این هم میشود یكى از سیاستها. البته دولت وقتى كه شانه‏ى خودش را از فعالیتهاى اقتصادى خالى میكند، معنایش این نیست كه از اقتصاد كناره میگیرد؛ نه، سیاستگذارى‏ها باز هم در اختیار دولت است، دست دولت است؛ یعنى بایستى سیاست را دولت بگذارد، بایستى نظارت را دولت بكند.

مبارزه با مفاسد اقتصادی پیگیری شود
البته بحث مبارزه با قاچاق و مبارزه با مفاسد اقتصادى و اینها هم دیگر بحثهاى طولانى است؛ همه‏ى اینها هر كدام به نحوى با مسائل اقتصادى ارتباط پیدا میكند؛ كه چون در این زمینه‏ها زیاد گفتیم، نمیخواهیم مطالبى عرض كنیم.

سرفصل دیگرى كه ما میخواهیم چند تا توصیه عرض كنیم، مسئله‏ى مدیریتهاى كشور است. یكى از مدیریتهاى مهم، همین هیئت وزیران است. هیئت وزیران جاى بسیار مهمى است. ما معتقدیم كه هیئت وزیران نقش خیلى سنگینى دارد. تصمیم‏گیرى در هیئت وزیران، یك تكلیف قانونى را بر عهده‏ى همه میگذارد؛ بر عهده‏ى مسئولین و بر عهده‏ى مردم. مصوبه‏هاى هیئت وزیران یك چنین اهمیتى دارد. در كارهاى اجرائى هم كه در واقع دولت همه‏كاره است.

هیئت وزیران مانع ایجاد اصطکاک بین دستگاه ها شود
چند تا مسئله‏ى اساسى در اینجا هست. یكى اینكه هیئت وزیران بایستى به هم‏افزائى دستگاه‏ها كمك كند؛ یعنى اگر چنانچه بین دستگاه‏ها تعارضى وجود دارد- كه معمولًا وجود دارد؛ معمولًا دستگاه‏هاى مختلف به طور طبیعى اصطكاكها و تعارضهائى با هم دارند؛ مخصوص اینجا هم نیست، همه جا همین‏جور است؛ طبیعت كار این است- هیئت وزیران بایستى این اصطكاكها را به حداقل برساند و اگر بتواند، برطرف كند. یكى از مسائل مهم این است. من همیشه مثال میزنم و میگویم اینجا یك چهارراه كه نه، چندین راه است، كه رئیس جمهور هم مثل پلیس راهنمائى است- كه در واقع در مقام ریاست هیئت وزیران، راهنمائى میكند- این را متوقف میكند، آن را راه مى‏اندازد؛ یعنى هدایت میكند كه اینها هم‏افزائى كنند، با یكدیگر اصطكاك نداشته باشند. یكى از نقشهاى هیئت وزیران این است.
برخى اوقات این اصطكاكها و تعارضهائى كه در عمل و اجراء وجود دارد، در تبلیغات هم منعكس میشود؛ این دیگر میشود چند برابر؛ در واقع بدىِ‏ مضاعف میشود. یك دستگاهى مثلًا فرض كنید درباره‏ى یك شیئى، یك پدیده‏اى حرفى میزند، یك خبرى میدهد، یك اظهارنظرى میكند، از آن طرف یك دستگاه دیگر مى‏آید عكس آن را میگوید! مردم متحیر میمانند؛ یعنى واقعاً نمیفهمند كه این درست است یا آن درست است. این مسئله به زندگى مردم هم ارتباط پیدا میكند؛ یعنى اینجور هم نیست كه خارج از زندگى مردم باشد؛ نه، درست مسائلِ مربوط به متن زندگى مردم است. یكى یك آمارى میدهد، دیگرى یك آمارى؛ اینها نبایستى اتفاق بیفتد. همه‏ى دولتها گرفتار یك چنین چیزهائى بودند. در نقش دادن به هیئت وزیران و بارور كردن این مجموعه‏اى كه دور هم مى‏نشینند و وقت گران‏قیمتى را مصرف میكنند، بكوشید و هرچه ممكن است، آن اصطكاكها را باز هم كم كنید.

به وزیران باید اعتماد شود/مسئولیت های آنان به رسمیت شناخته شود
مسئله‏ى دیگرى كه باز در امر هیئت وزیران مهم است، نقش وزراست. بالاخره اینجا مسئولیت مشترك است. شما وقتى مى‏نشینید آنجا، مسئولیت مشترك دارید. اینجور نیست كه یك نفر مثلًا بگوید آقا من دخالتى ندارم، مسئولیتى ندارم؛ نخیر، وقتى كه در این مجموعه تصمیم‏گیرى میشود، آقایان و خانمهائى كه در آنجا حضور دارند، همه مسئولند؛ آنهائى كه صاحب رأى هستند، همه‏شان مسئولند. حالا كه مسئول هستید، پس بایستى در پرورش دادن و تصحیح و تكمیل آن مصوبه نقش ایفاء كنید. اینجور نباشد كه در جلسه‏ى هیئت وزیران مثلًا یك آقائى مشغول كارتابل خودش باشد، یا بدون ملاحظه‏ى موضوعى كه مثلًا در آنجا مطرح است، وارد جلسه شود؛ نه، مسئله‏اى كه بناست مطرح شود، شما آنجا رأى دارید؛ بایستى در تصمیم‏گیرى تأثیر بگذارید و چون قانوناً مؤثر هستید، بنابراین باید روى مسئله فكر كنید، مطالعه كنید و عقبه‏ى كارشناسى دستگاه و وزارت خودتان را به كمك این چیزى كه میخواهید به عنوان مصوبه توى هیئت دولت در بیاید، بیاورید. البته وزرا اختیاراتى دارند، باید هم به آنها اعتماد كرد. باید به كسانى كه در قوه‏ى مجریه در رأس هستند- وزرا- اعتماد كنند و مسئولیتهاى وزرا را بایستى به رسمیت بشناسند؛ جورى نباشد كه لوث بشود.

کار موازی در دولت صورت نگیرد
یك مسئله‏ى دیگر هم در مدیریتهاى دولتى، كار موازى است. در دولت نباید كارهاى موازى انجام بگیرد. كار موازى چند عیب دارد: اولًا هزینه‏ى انسانى زیادى بیجا مصرف میشود، ثانیاً هزینه‏ى مالى زیادى مصرف میشود، ثالثاً تناقض در تصمیم‏گیرى‏ها به وجود مى‏آید- وقتى دو دستگاه مسئول یك كارى هستند، این یك تصمیم میگیرد، آن هم یك تصمیم دیگر میگیرد- و رابعاً از همه بالاتر، مسئولیت لوث میشود. فرض كنید توى فلان مسئله‏ى اقتصادى یا مسئله‏ى فرهنگى یا مسئله‏ى سیاست خارجى یا هرچه، اگر چنانچه یك مشكلى پیش بیاید، مسئولیت لوث میشود. وقتى كار موازى انجام گرفت، مسئولیت لوث میشود. بین دولت- یعنى قوه‏ى مجریه- و بعضى از دستگاه‏هاى بیرون از قوه‏ى مجریه، یك جاهائى بعضى موازى‏كارى‏ها هست. همه‏ى تلاشمان این است كه بلكه این موازى‏كارى‏ها را یك جورى حل كنیم، اصلاح كنیم، علاج كنیم. در داخل دولت، دیگر نبایستى از این موازى‏كارى‏ها به وجود بیاید. حالا یك موارد خاصى هست؛ اما كلى‏اش این است كه موازى‏كارى خوب نیست.

سعه صدر داشته باشید/انتقاد ها را تحمل کنید
یك جمله‏ى دیگر هم در باب مدیریت عرض بكنیم. خوب، من گاهى اوقات گلایه‏هائى میشنوم كه دوستان دولت از بعضى از دستگاه‏هاى دیگر دارند؛ خیلى اوقات هم حق با شماهاست؛ یعنى واقعاً همین جورى است كه گله كردید از بعضى قواى دیگر، یا از دستگاه‏هائى مثل نیروهاى مسلح و امثال اینها؛ غالباً آدم مى‏بیند كه مسئولین اجرائى حق دارند و واقعاً حق به جانب اینهاست؛ چون من خودم هم توى دستگاه اجرائى بودم، با حجم كار و كیفیت كار آشنایم، لذا مى‏بینم واقعاً آن گلایه‏ها محقند؛ لیكن در عین حال كه ممكن است یك موارد بیشترى را شما محق باشید، یك جاهائى هم ممكن است انتقاد وارد باشد؛ بنابراین انتقادپذیرى را در خودتان نهادینه كنید. باید جورى باشد كه مسئولین دولتى انتقادپذیرى را در نفس خودشان پذیرا باشند. البته این كار، سخت هم هست، اما باید با سعه‏ى صدر برخورد كرد، كه: «آله الرّیاسه سعه الصّدر». (2) البته ریاست به معناى آن بالانشینى‏ها نیست. اگر بخواهید مدیریت كنید، ناچارید سعه‏ى صدر داشته باشید و یك چیزهائى را تحمل كنید.

ادامه دارد...




طبقه بندی: راه اینجاست...، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: توصیه، رهبر معظم انقلاب، امام خامنه ای، هیئت دولت، احمدی نژاد، جریان انحرافی، جهاد اقتصادی، بیداری اسلامی، مسئله فرعی، سیاست، جهان نیوز، خدمتگزاری، رویکرد ارزشی،
دنبالک ها: متن کامل بیانات در دیدار با اعضای هیئت دولت در سال 89، همین مطلب در جهان نیوز،
[ پنجشنبه پنجم خردادماه سال 1390 ] [ 03:01 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات