آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ

بیانات رهبر معظم انقلاب همیشه بعنوان یک سند راهبردی برای مسئولان و معتقدان به نظام اسلامی باید باشد. جدای از فرمایشات سیاسی رهبری غالباً به توصیه های اخلاقی ایشان یا توجه نمی شود و یا کمتر مورد عنایت قرار می گیرد. نمی دانم تا کنون چقدر از ما نسبت به امام خامنه ای مدظله العالی به عنوان یک استاد اخلاق نگاه کرده ایم ولی باید دانست که همیشه ایشان در ابتدای فرمایشات خود بخشی را به نصایح اخلاقی اختصاص می دهند.

دیدار اعضای هیئت دولت در اولین جلسه با ایشان بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نیز خالی از این نکته نبود. بسیاری از نکاتی که مطرح می شود توسط ایشان اختصاص به هیئت دولت و دستگاه اجرایی ندارد و بلکه بایستی مورد توجه همه آحاد جامعه قرار گیرد.

اکنون بخشی از توصیه های ایشان را در تاریخ 16/6/1388 که در جلسه با هیئت دولت ایراد گردیده را با همدیگر مرور می کنیم.

********

مغرور شدن، آغاز انحراف

باید همه شاكر باشیم. هر كسى كه به این كشور علاقه‌‌‌‌‌‌مند است، هر كس به اسلام و عظمت اسلام علاقه‌‌‌‌‌‌مند است، هر كس دلبسته‌‌‌‌‌‌ى امام بزرگوارمان هست، باید شكرگزار باشد این نعمت بزرگى را كه خداى متعال به ما داد. شماها البته، بیشتر هم باید شكرگزار باشید كه مسئولیت بر دوش شماست؛ بخصوص آقاى رئیس جمهور بیش از دیگران باید شكرگزار باشند. و هم شاكر باشید. هم مغتنم بشمارید و هم بر اثر این شكرگزارى، تواضعتان را بیشتر كنید. مفتخر باشید به رأى مردم، مستظهر باشید به رأى مردم؛ اما مغرور نشوید، كه اگر خداى نكرده غرور به سراغ ماها آمد، آن وقت انحرافها و انحطاطهاى گوناگونى را در پیش پاى خودمان خواهیم دید. مراقب باشید؛ این از آن دامهاى بزرگ شیطان است. معمولاً بعد از پیروزى‌‌‌‌‌‌هاى بزرگ، خطرهاى بزرگ وجود دارد.
 

پیروزی ها از آن خداست
ببینید، خرمشهر وقتى آزاد شد، خوب، خیلى پیروزى بزرگى بود - آنهائى كه درست یادشان هست، سال 61 - خیلى كار عظیمى بود؛ هم از لحاظ سیاسى مهم بود، هم از لحاظ نظامى بسیار پیچیده و مهم بود، هم از لحاظ اجتماعى و نگاه عمومى و دل مردم، چقدر مهم بود و تأثیر داشت. از همه جهت كار عظیمى بود. همه، از جاهاى مختلف آمدند. من آن وقت رئیس جمهور بودم. آقایان رؤساى جمهور چندین كشور - پنج شش تا، هفت تا كشور - آمدند اینجا با ما ملاقات كردند و صریحاً به ما گفتند كه الان دیگر وضع شما با گذشته فرق میكند؛ بعد از این فتح بزرگى كه انجام گرفت. یعنى اینقدر ابعاد داخلى و خارجى این حادثه عظیم بود. امام واقعاً یك معلم بود. امام یك معلم اخلاق بود. تا این حادثه‌‌‌‌‌‌ى عظیم، با این عظمت، با این حجم پیدا شد، از همان ساعت اول تو خیابان اثرش در روحیه‌‌‌‌‌‌ى مردم فهمیده شد، امام فوراً درد را احساس كرد، درمانش را بلافاصله داد: «خرمشهر را خدا آزاد كرد». این معنایش این بود كه فرماندهان مسلحى كه این همه سختى كشیده بودند، این همه رنج برده بودند، آن خون دلها را خورده بودند، چقدر شهیدهاى خوب و بزرگ ما در همین فتح بیت‌‌‌‌‌‌المقدس دادیم، بر اثر این همه مجاهدت، حالا این كار بزرگ انجام گرفته، اینها مغرور نشوند. سیاسیونى كه در مساند قدرت نشسته‌‌‌‌‌‌اند، از این پیروزى بزرگى كه در عرصه‌‌‌‌‌‌ى سیاسى برایشان پیدا شد، بر اثر این حادثه مغرور نشوند: «و ما رمیت اذ رمیت و لكنّ اللَّه رمى‌‌‌‌‌‌»؛(2)

اهمیت دادن به قانون
نكته‌‌‌‌‌‌ى هفتمى كه میخواهم توصیه بكنم، این است كه دولت به قانون اهمیت بدهد. بله اینى كه آقاى رئیس جمهور گفتند كه همه باید قانون را رعایت كنند، بله مسلم است؛ مجلس، قوه‌‌‌‌‌‌ى قضائیه، دستگاه‌‌‌‌‌‌هاى گوناگون، باید قانون را رعایت كنند؛ به آنها هم ما توصیه‌‌‌‌‌‌ى این را میكنیم، به شما هم توصیه میكنیم. قانون را دقیق رعایت كنید. خوب، حالا بعضى از منتقدین دولت گفتند كه دولت قانون را رعایت نمیكند. آقاى رئیس جمهور هم در جواب گفتند كه نه، این دولت قانون‌‌‌‌‌‌گراترین دولتهاست. این، دو تا ادعا شد؛ دو طرف قضیه. باز من این جا كار ندارم كه كدام طرف ترجیح دارد، كدام طرف ترجیح ندارد. من میخواهم به شما عنوان مسئولین مجریه‌‌‌‌‌‌ى كشور سفارش اكید بكنم كه به قانون اهمیت بدهید. اگر چنانچه ما اینجا قانون را در مسئله‌‌‌‌‌‌اى خاص شكستیم و عمل نكردیم، صرفاً این نیست كه یك قانون نقض شده باشد؛ بلكه معنایش این است كه یك راهى، یك خطى باز شد كه این خط، دنباله خواهد داشت. كارِ قانون‌‌‌‌‌‌شكنى اینجورى است. اینجا كه قانون نقض شد، نقض قانون یك فرصت تازه‌‌‌‌‌‌اى پیدا كرد كه به وسیله‌‌‌‌‌‌ى دیگران انجام بگیرد. لذاست كه به مسئله‌‌‌‌‌‌ى قانون، خیلى اهمیت بدهید.

سعه صدر در برابر انتقادها

نكته‌‌‌‌‌‌ى بعدى. براى شنیدن نقد، سینه‌‌‌‌‌‌ى گشاده و روى باز و گوش شنوا داشته باشید. هیچ ضرر نمیكنید از اینكه از شما انتقاد كنند. البته این انتقادهائى كه میشود، همه یك جور نیست. بعضى‌‌‌‌‌‌ها به قصد اصلاح نیست، بلكه به قصد تخریب است؛ داریم مى‌‌‌‌‌‌بینیم دیگر؛ هم از مجموعه مطبوعات خودمان، هم پشتوانه‌‌‌‌‌‌ى آنها. ده‌‌‌‌‌‌ها رادیو و تلویزیون بیگانه و رسانه‌‌‌‌‌‌ى عمومى و بین‌‌‌‌‌‌المللى در اختیار حرفها و افكارى هست كه بنایش بر تخریب است؛ یعنى هیچ بناى اصلاح ندارند. آنچه كه نقل میكنند و ذكر میكنند، براى تخریب است. لذاست كه واقعیت و غیر واقعیت و خلاف واقع و ضد واقع، همه چیز تویش است. گاهى یك چیز كوچك را بزرگ میكنند، گاهى یك چیزى كه نبوده، به عنوان یك حقیقت مسلّم جلوه میدهند. اینها البته هست. این، تخریب است. لیكن در كنار اینها، نقد هم وجود دارد؛ نقدهاى مصلحانه، خیرخواهانه. گاهى از سوى دوستان شماست، گاهى حتّى از سوى كسانى است كه دوست شما و طرفدار شما هم نیستند؛ گاهى اینجورى است. به انسان یك نقدى میشود؛ عیبجوئى‌‌‌‌‌‌اى از انسان میشود، انتقادى میشود، كه آن طرف هم دوست آدم نیست كه آدم به اعتماد دوستى او بخواهد بگوید كه خوب، ما گوش میكنیم. نه، دوست هم نیست، اما دشمن هم نیست؛ دشمنى‌‌‌‌‌‌اش هم ثابت نشده. لیكن نقد است؛ انتقاد است. آن را هم حتّى باید گوش كرد. شاید در خلال این نقدها حرفى وجود داشته باشد كه به درد ما بخورد و باید به هر حال با سعه‌‌‌‌‌‌ى صدر برخورد بشود.

توجه به نصایح علمای دینی

من این را اینجا خوب است عرض بكنم: نصیحت علماى دینى را قدر بدانید، مغتنم بشمارید. گاهى علماى دین، بزرگان دین، مراجع حتّى، نصایحى میكنند، درباره‌‌‌‌‌‌ى مسائلى توصیه‌‌‌‌‌‌هائى میكنند؛ این را مغتنم بشمرید؛ اینها را حمل بر محبت و علاقه‌‌‌‌‌‌مندى بكنید. ما میدانیم، آقایان، بزرگان علمائى كه هستند - حالا گوشه كنار كسانى بر خلاف این معنا باشند، او مورد محاسبه‌‌‌‌‌‌ى ما نیست - و امروز در مناطق مختلف، در مراكز حوزه‌‌‌‌‌‌هاى علمیه‌‌‌‌‌‌ى بزرگ و در شهرستانها هستند، اینها همه طرفدار نظام جمهورى اسلامى و قدردان نظام جمهورى اسلامى‌‌‌‌‌‌اند. مى‌‌‌‌‌‌بینند كه نظام جمهورى اسلامى چقدر در جهت پیشرفت اهداف اسلامى كار كرده و دارد كار میكند و تلاش میكند، تلاشهاى شما را هم مى‌‌‌‌‌‌بینند، كمكهاى شما و خدمات شماها را هم دارند مشاهده میكنند. یك وقت توصیه‌‌‌‌‌‌اى میكنند، از روى علاقه‌‌‌‌‌‌مندى است، از روى دلسوزى است؛ اینها را خیلى باید قدر دانست. همچنین نخبگان دانشگاه‌‌‌‌‌‌ها هم همین جور. بعضى از نخبگان دانشگاه‌‌‌‌‌‌ها مردمان خیرخواهى هستند؛ ما مى‌‌‌‌‌‌بینیم. به بنده گاهى نامه‌‌‌‌‌‌هائى مینویسند، من هم بحمداللَّه توفیق دارم، خیلى از این نامه‌‌‌‌‌‌هائى كه نخبگان و فرزانگان حوزه و دانشگاه به من مینویسند، نگاه میكنم و خودم میخوانم. اگر چه كه نامه زیاد است، همه‌‌‌‌‌‌ى نامه‌‌‌‌‌‌ها را هم انسان نمیتواند بخواند، اما بسیارى از این نامه‌‌‌‌‌‌هاى خاص را من بحمداللَّه توفیق پیدا كرده‌‌‌‌‌‌ام و خوانده‌‌‌‌‌‌ام؛ نگاه كرده‌‌‌‌‌‌ام و مى‌‌‌‌‌‌بینم. انتقاد دارند؛ به بنده، به شما، به فلان كار، به فلان اقدام، به فلان تصمیم. ممكن است ایراد داشته باشند، اعتراض داشته باشند. ممكن است آن اعتراض به نظر ما وارد هم نباشد. یعنى حتّى انسان گاهى نامه‌‌‌‌‌‌اى را كه میخواند، مى‌‌‌‌‌‌بیند كه نه، این اشكالش وارد نیست؛ بر اثر بى‌‌‌‌‌‌اطلاعى از مثلاً فلان موضوع این اعتراض را كرده است كه اگر اطلاع داشت، این اعتراض را نمیكرد. اما یك جا هم در خلال حرفها انسان مى‌‌‌‌‌‌بیند كه نه، یك نكته‌‌‌‌‌‌ى روشنى، یك حرف خوبى هست، انسان استفاده میكند. این ذهن فعالِ این انسان نخبه را، انسان براى خودش نگه دارد. شما وقتى از انتقاد او، از تذكر او استقبال كردى، در واقع ذهن او و فكر او را به عنوان یك پشتوانه‌‌‌‌‌‌اى براى خودتان نگه میدارى. او احساس میكند كه میتواند كمك فكرى براى شما باشد. این همان راهى است كه ما همیشه گفتیم بین خودتان و نخبگان باز كنید.




طبقه بندی: راه اینجاست...،
برچسب ها: امام خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، توصیه اخلاقی، بیانات، فرمایشات، رئیس جمهور، هیئت دولت، قانون پذیری، توجه به توصیه های علما، انتقاد پذیری، سعه صدر، احمدی نژاد، مخالفان، انحراف،
دنبالک ها: متن کامل بیانات معظم له در جلسه هیئت دولت، همین مطلب در جهان نیوز،
[ شنبه سی و یکم اردیبهشتماه سال 1390 ] [ 07:31 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]

گمان باطلی است اگر بپنداری که امتحان الهی تنها شامل حال کفار و مشرکین می گردد. اتفاقاً آنگاه که ایمان می آوری بیشتر در معرض امتحانات الهی هستی. اگرچه هر کدام از ما دائما در معرض امتحانات مختلف الهی هستیم اما هر امتحانی درجه ای از سختی را دارد و همگی از دشواری یکسانی برخوردار نیستند. درست آنگاه که ایمانت بیشتر می شود به امتحانی دشوار تر مبتلا می شوی و آنگاه که ادعایت نیز بزرگتر می شود دام بلایی وسیعتر برایت پهن می شود. اصلاً امتحان الهی مخصوص مومنان و دینداران است چرا که افراد بی دین چیزی برای آزمودن ندارند. أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَكُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ (عنکبوت/2)

اما سخت ترین آزمون الهی، آزمون ولایت است. همان آزمونی که تو را بین فرمان نفس خویش و امر ولیّ زمانت مخیّر می کند و این تویی که دیگر باید انتخاب کنی مسیری را که می خواهی در آن قدم نهی. دیگر سخن از ولایت و ولایتمداری کفایت نمی کند. باید در عمل ثابت کرد هرچند که بهترین لغات و الفاظ را در رثای ولایت استخدام کنی. و مگر می توان فرض کرد کسی در ولایتمداری خود صادق و راستگو باشد اما در عمل فرمان ولیّش را بر زمین نهد و به گوشه ای خرامیده و دست بر سینه گذاشته تا مطالبات!! خود را محقق نماید.

این دو با همدگر قابل جمع نیست آقایان! امروز عده ای گمان می کنند که می توانند با پنهان شدن در پشت ظاهر دینی و گفتمان ولایی هر طور که می خواهند رفتار نمایند و چندی بعد که از یک سو پایداری رهبری در موضع خود و از سوی دیگر واکنش سخت حزب الله را مشاهده می کنند با چند جمله تمام ماجرا را به خیال خود حل و فصل نموده و از خشم حزب الله بکاهند.

ما نه با هیچ کس عقد اخوت نبسته ایم نه پیمان برادری امضا کرده ایم. ما گوش به فرمان رهبرمانیم و تنها با او عهد ولایت بسته ایم. ملاک ما معیار ها و آرمان های انقلاب مان است. ملاک ما منشور و مانیفست حضرت روح الله است. و مگر همین مولای ما نبود که گفت کاری نکنید دل دشمنان شاد و دل دوستانتان رنجیده گردد؟ نکند دایره دوستی و دشمنی شما وسیعتر و یا تنگ تر از دایره حب و بغض رهبری نسبت به افراد است؟ آب رفته به جوی باز نمی گردد با سخنان بیهوده، ما عمل می خواهیم اگرچه که سخن گفتن بسیار آسانتر است تا ...

آری آزمون ولایت برای همه افراد با ایمان –از بکار بردن عبارت «مومنان» بیم دارم –رخ خواهد داد، آنجا که میان هوای نفس خویش و فرمان ولی فقیه گیر میکنی و ولایتی بودنت را آنگاه باید نشان دهی. بیاد داشته باش تا به آزمون ولایت سنجیده نشوی از این دنیا نخواهی رفت و چه زیبا گفت مرتضای آوینی که :«مپندار تنها عاشوراییان را بدان بلا آزموده اند و لا غیر...صحرای بلا به وسعت همه ی تاریخ است.»




طبقه بندی: تفکر، راه اینجاست...، دل نوشته، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: ولایت فقیه، رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، امام خامنه ای، رئیس جمهور، احمدی نژاد، آزمون ولایت، مردودی خواص، نفس اماره، فرمان ولی، مشایی، مصلحی، جریان انحرافی، ولایتمداری، شهید آوینی، سید مرتضی آوینی،
دنبالک ها: همین مطلب در پایگاه اطلاع رسانی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام،
[ پنجشنبه پانزدهم اردیبهشتماه سال 1390 ] [ 10:41 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

بدو بدو از هتل زدیم بیرون تا سوار اتوبوس ها بشیم و به نماز ظهر و عصر مسجد الحرام برسیم. وقت زیادی تا اذان نمانده بود. مثل همیشه عبای شکلاتی رنگ و قرآن جیبی ام رو هم همراه آوردم. در محدوده مسجد النبی و مسجد الحرام همیشه عبا می انداختم. آن طرف خیابان اتوبوس ها منتظر زائرین بودند. به تفکیک ملیت قبل از تونل توقف کرده بودند. یکسری از اتوبوس ها مخصوص ایرانی ها و یکسری دیگر مخصوص ترک ها و اتوبوس های دیگر مخصوص زائران دیگر مثل عراقی ها، سوری ها و ... . خیلی به مذاقم خوش نیامد تفکیک ملیتیِ انتقال زائران به مسجد الحرام. اینجا جایی باید باشد که تفاوت و تمایزی میان زائران نباشد. به نظرم اگر همه بدون در نظر گرفتن ملیت هایشان در کنار هم به حرم منتقل می شدند خیلی زیباتر بود.
من و عبدالرضا در کنار هم نشسته ایم. خود را با اذکار وارده برای ورود به حرم آماده می کنیم. در شعب ابی طالب یعنی همانجا که بعداً در آن بازداشت شده بودم پیاده می شویم و روانه حرم می شویم.
هوا گرم و آفتاب نسبتاً داغی بر سر و رویمان می تابد. برای اقامه نماز در طبقه اول جایی باقی نمانده ناچار باید به طبقه دوم برویم و آنجا نمازمان را اقامه کنیم.
از طریق پله های برقی تعبیه شده قدم در صفا و مروه می گذاریم و وارد طبقه دوم می شویم. دوست دارم در جایی نمازم را اقامه کنم که خانه زیبای کعبه کاملاً نمایان باشد. به پیشنهاد عبدالرضا از لا به لای صفوف می گذریم تا به اولین صف می رسیم جایی که پشت نرده ها قرار می گیریم و کعبه را بدون هیچ مانعی می توانیم تماشا کنیم. هنوز اذان ظهر داده نشده و فرصتی تا اقامه نماز باقی مانده است. عبای خود را به روی نرده ها می گذارم تا سجاده ای را که از حاج آقای نجفی مسئول بعثه رهبری در مدینه هدیه گرفته ام را پهن کنم. به عرض پهن می کنم تا دو نفری بتوانیم بنشینیم. همینطور محو تماشای خانه خدا هستم که جوانی که دشداشه ی سفید رنگ عربی پوشیده است با زبان انگلیسی چیزی می پرسد. جا می خورم. دوباره تکرار می کند سئوالش را. قیمت عبایم را می پرسد!! جواب می دهم که این را نخریده ام و کسی هدیه ام کرده است. لبخند می زند و تشکر می کند. به عربی می گویم: می خوای بهت هدیه اش کنم؟ با خنده جواب منفی می دهد. باب صحبت را از همین جا باز می کند. ریش خوبی دارد، مثل من عینکی و البته با قد متوسطی. او هم محو کعبه و عظمت آن است. تماشای خانه کعبه و مردمی که هر کدام با یک رنگ و نژادی به دور خانه کعبه می گردند زیباترین صحنه ها را خلق کرده. جوان رو به من می کند و لذتی را که از تماشای کعبه می برد را با من تقسیم می کند. او هم حس من را دارد. باب گفتگو باز می شود. ملیتش را از وی می پرسم. تعجب می کنم. می گوید ترک است. با خنده به لباسهای عربی اش اشاره می کنم و می گویم که انتظار دیدن یک ترک را در زیّ عربی نداشتم. می پرسد اهل کجا هستم و من نیز از او. اهل آنتالیای ترکیه است! می گوید که ایرانی در آنجا زیاد هست و البته من هم به او می فهمانم که خبر دارم از اوضاع و احوال آنجا!! به شوخی و البته جدی می گویم که در آنتالیا از اسلام خبری نیست و سکونت او در آنجا غیر موجه است. خوش و بش ها ادامه دارد تا اینکه از نظام سیاسی ایران می پرسد. گویی ابهام دارد. می گوید: امام خمینی (ره)، آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) و ...؟ به ترتیب و از بالا به پایین! جمله اش سئوالی است و منتظر است تا بداند بعد از رهبر عزیز چه کسی در راس نظام ایران قرار دارد. پاسخ می دهم: احمدی نژاد! به حالت تایید سری تکان می دهد که یعنی می شناسد او را. من هم همین سئوال را از جوان ترک می پرسم و بعد از رابطه محکم و برادرانه ایران و ترکیه می گویم. تایید می کند. جوان ترک از علاقه ی شدیدش به احمدی نژاد می گوید و اینکه چقدر او را دوست دارد. می گوید من عاشق احمدی نژادم! برای ایجاد پیوند و احساس یگانگی بیشتر من هم متقابلا از علاقه ام به اردوغان می گویم. برایش جالب است. اینکه یک خارجی به نخست وزیر کشورش علاقه مند است. علت را می پرسد. پاسخش را می دهم البته نه تمام و کمال.

نظام سیاسی ترکیه بعد از روی کار آمدن اردوغان و عبدالله گل به کلی متحول شده است. اسلامگرایان کرسی های زیادی را در پارلمان کسب کرده اند و مسلمانان در این کشور لائیک قدرت و آزادی های بیشتری بدست آورده اند. از همان زمان تا کنون شیعیان ترک هم حتی توانسته اند از آزادی های اجتماعی بیشتری برخوردار شوند. حضور طیب اردوغان در مراسم روز عاشورای امسال شیعیان که بشدت مورد توجه رسانه ها نیز قرار گرفت نمونه ی این توجه مسئولان ترکیه ای به اسلام و مسئله وحدت بین شیعه و سنی می باشد.

شاید برای رفقا جالب باشد که در منطقه خاورمیانه تا همین چند سال پیش ترکیه بیشترین حجم روابط اقتصادی و سیاسی را با اسرائیل داشته و شاید هنوز هم دارد. بسیاری ار توریست های اسرائیلی، ترکیه را برای گذران تفریح خود انتخاب می کنند. از سوی دیگر ترکیه از سال 1996 به عنوان تنها هم پیمان نظامی اسرائیل در منطقه شناخته می شود.

در واقع روابط تركیه و اسرائیل شاهد دو مرحله‌ بوده است؛ مرحله نخست قبل از روی كار آمدن حزب عدالت و توسعه كه به حد نزدیك شدن همكاری اقتصادی و امنیتی رسید. با امضای توافقنامه امنیتی میان دو طرف این روابط به حد ائتلاف امنیتی و همكاری اطلاعاتی و تجاری رسید و این مرحله‌ ائتلاف بود. تغییر در این روابط و در واقع مرحله‌ی دوم روابط، با روی كار آمدن حزب عدالت و توسعه در سال81 آغاز شد. سیاست تركیه در این مرحله با بعد اسلامی آمیخته شد. بعد از سقوط امپراطوری عثمانی، صحبت‌هایی از نقش قوی تركیه در منطقه مطرح شد. در این مرحله به رغم برخی تنش‌ها دو طرف به ادامه روابط اصرار داشتند.
مهمترین تنش در روابط دو طرف، حمله اسرائیل به نوار غزه بود. این جنگ خشم و انزجار دولت تركیه را برانگیخت. تركیه آن را اهانتی به خود توصیف كرد. رجب طیب اردوغان، نخست‌وزیر تركیه، گفت آنچه كه اسرائیل صورت داد تروریسم دولتی بود. شكی نیست كه این جنگ یك نقطه‌ی تحول و امری مهم در روابط دو طرف بود. در پی آن، رجب طیب اردوغان شدیدا در همایش داووس از اسرائیل انتقاد كرد و در حالیكه شیمون پرز، رئیس اسرائیل نیز در آن كنفرانس حضور داشت، گفت كه پرز دست به كشتار كودكان فلسطین زد و از جلسه خارج شد.

از آن پس، نوعی بی‌اعتمادی در روابط دو طرف ایجاد شد و این روابط دستخوش تنش‌های متعددی شد و به مرحله‌ اختلاف رسید و آن زمانی بود كه دنی ایالون، معاون وزیر امور خارجه اسرائیل، سفیر تركیه در وزارت امور خارجه‌ اسرائیل را در پایین‌ترین مكان نشاند و پرچم تركیه را روی میز خود قرار نداد. تركیه آن را اهانتی توصیف كرد. این تنش عذرخواهی اسرائیل را به همراه داشت و ایهود باراك وزیر جنگ اسرائیل به تركیه سفر كرد تا به این تنش پایان دهد.

بعد از آن، حمله به كشتی مرمره آغاز شد كه 9 تبعه تركیه در آن به شهادت رسیدند. این امر نشان از آن دارد كه موضع تند تركیه در قبال اسرائیل همواره به خاطر اقدامات اسرائیل بوده است. به رغم تمام مواضع تند تركیه، هرگز این امر به حد قطع روابط تركیه و اسرائیل نرسیده است، چرا كه پیامدهای منفی بر روابط تركیه با آمریكا و اروپا دارد چون منافع مشترك، عامل تعیین كننده در این روابط در مرحله كنونی است. البته احتمالا بعد داخلی، انتخابات محلی و موضع گیری احزاب اسلامی و معارض نیز بر این امر تاثیر می‌گذارد.

****

با جوان ترک در حالی خداحافظی می کنم که از استعمارستیزی و ایستادگی طیب اردوغان در برابر استکبار جهانی و آمریکا و اسرائیل تجلیل کرده ام. علاقه او نیز به احمدی نژاد به همین دلیل است. ایستادگی او در برابر قدرت های جهانی و آمریکا و اسرائیل. کاری به حواشی ندارم که در جای خود قابل تامل و بررسی است و برخی درد خود ما نیز هست اما باید دانست که احمدی نژاد داخل ایران با احمدی نژاد کشورهای اسلامی و ملت های ستمدیده بسیار متفاوت است.

اصلاً بحثم احمدی نژاد نبود. تنها میخواستم خاطره ای از سفر حج را نقل کنم...




طبقه بندی: خاطرات حج تاریخی، فکر نوشت، رخدادهای روزانه، دل نوشته،
برچسب ها: حج، خاطره، ترکیه، اسرائیل، روابط دیپلماتیک، روابط اقتصادی، روابط امنیتی، بازداشت، آل سعود، احمدی نژاد، آمریکا، امام خمینی، امام خامنه ای، کعبه، مسجد الحرام، جوان، دشداشه، ملیت، آنتالیا، استانبول، تهران، اردوغان، عبدالله گل، اسلام، شیعه، سنی، وحدت،
دنبالک ها: روابط تركیه و اسرائیل از "ائتلاف" تا "اختلاف"، اردوغان : از تخریب رابطه با اسراییل استقبال می کنیم، تیرگی روابط ترکیه و اسرائیل، نگاهى به روابط ترکیه و اسرائیل در نیم قرن اخیر، بحران در روابط ترکیه و اسرائیل، مردم ترکیه، خواهان قطع روابط با اسرائیل،
[ دوشنبه پانزدهم فروردینماه سال 1390 ] [ 10:06 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

دیشب در یک میهمانی به  یکی از مسئولان نظام برخورد کردم . بعد از کمی خوش و بش و احوال پرسیِ خودمانی از صحبتهای اخیرش در مورد رحیم مشایی انتقاد کردم. ایشان که در هفته گذشته در مورد سخنان مشایی در جمع ایرانیان خارج کشور مصاحبه ای کرده بود، گفته بود که سخنان وی موجب ابراز خشنودیِ وهابی های عربستان شده بود و آنها ابراز خشنودی کرده بودند از اظهارات یک مقام ایرانی در مورد مکتب ایرانی. وی با اشاره به سمت های دولتیِ مشایی از وی خواسته بود که از مناصبش استعفا بدهد و در مورد مسائل تخصصی و کارشناسی اسلام اظهار نظر نکند.

اول از ایشان پرسیدم که آیا صرف اظهار نظر کردن در مورد مسائل دینی و اسلامی ایرادی دارد (که یکی از ادله ی اساسی مخالفان این است) و ایشان در پاسخ گفتند خیر! مدتها برایم سئوال بود که چرا مخالفین مشایی دائم می گویند که تو در مورد مسائل دینی سخنی مگو! و سخن گفتن در این باره را مخصوص روحانیت و حوزه می کنند در حالیکه در هیچ کجای شریعت اسلام نیامده که تنها " روحانیون "در مورد مسائل دینی و شرعی اظهار نظر کنند. البته به مردم توصیه شده که برای کسب معارف اهل بیت و حل مشکلات مستحدثه به عالمان دینی مراجعه کنند ( بر مبنای روایت ِ فارجعوا الی رواۀ احادیثنا) اما هیچ کسی از بیان آنچه که از دین فهمیده، منع نشده! این مسئله که امروز بشدت از طرف حوزه و مراجع تقلید مطرح می شود نشان از خطری دارد که در آینده می تواند گریبانگیر شریعت گردد. اگر تنها آنچه که عالمان حوزوی از دین می فهمند بخواهیم شریعت را تبیین کنیم تنها باید صورت مورد پذیرش آنها را قبول کنیم. چه کسی گفته که روحانیت درک صحیح و درستی از دین دارند؟ چه کسی گفته که حوزه فهم جامعی از شریعت دارد؟ براستی فهمِ زوایای پنهان دین که در لابلای مسائل علمی و تخصصی پنهان شده کار چه کسی است؟ آیا امروز حوزه در همه مسائل اجتماعی و علمی ورود دارد؟ آیا نیاز مردمان امروزی را می تواند بر اساس دین و مشکلات ناشی از تمدن امروز حل نماید؟ اصلاً چقدر از نیاز امروز مردم و مشکلات دینی آنها آگاه است؟

مشکل امروز حوزه این است که از نیاز مردمان امروز آگاهی ندارد و در مقابل آن دسته از مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ... که جامعه با آن مواجه است راه حل و چاره ای ندارد! مشکلاتی که در حوزه اقتصاد و بانکداری اسلامی سالهاست با آن مواجهیم هنوز هم فهمیده نشده چه رسد به یافتن راه چاره! در حوزه ی حقوق و مسائل تقنینی نیز وضعیت همینگونه است. قانون در بسیاری از مواردی که به تازگی برای جوامع پیش آمده ساکت است چون فقه هنوز به پویایی کامل نرسیده است! در مورد جرایم سایبری، حقوق موءلفان و ناشران، قانون مجازات اسلامی ومدنی هنوز ابهامات زیادی مطرح است که هیچ کس پاسخگوی آنان نیست! تکلیف حوزه چیست؟ وظیفه ی ما چیست؟ آیا باید منتظر بمانیم تا آنان در این باره اظهار نظر کنند(آنگونه که سالها و قرن هاست منتظریم!!) یا خود رخوت و سستیِ حوزه را بشکنیم و در این زمینه فعال شویم؟ امروز حوزه علاوه بر آنکه خود در مورد مسائل دینی و عقیدتی سکوت کرده دیگران را نیز به سکوت فرا میخواند و از افراد مختلف می خواهد که اظهار نظری نکنند!!

این مسئله یادآور اقدامات کلیسا و دستگاه روحانیت مسیحی در مواجه با دانشمندان و عالمان است در قرون وسطی! و همین نحوه ی برخورد منجر به وقوع پروتستانتیسم مسیحی گردید و حرکتی ضد دینی را در اروپا بوجود آورد. فضایی بوجود آمد که گویی دین مانع رشد و توسعه است. دین مخالف پیشرفت علم و دانش است و این خطری یس عظیم است که اگر امروز حل نگردد در آینده منجر به پروتستانتیسم اسلامی خواهد شد!

آنچه که آن مسئول نظام در این باره اشاره بدان کرد که بحق هم می باشد این بودکه افراد با توجه به شخصیت های حقوقی و حقیقی خود باید سخن بگویند. ممکن است هرکسی بتواند با توجه به شخصیت حقیقی خودش هر سخنی بگوید اما با توجه به شخصیت حقوقی خود جایز به اظهار نظر در مسائل مختلف نباشد. اهمیت این مسئله در جایی رخ می نماید که افراد اظهار نظری اشتباه کنند و یا به موضوعی مورد اختلاف و شبهه دامن بزنند که آنگاه بذر اختلاف و تفرقه در جامعه رشد می کند و در این بستر فرصت گفتگوهای عالمانه و دقیق گرفته می شود.

در ادامه ایشان به برخی اقدامات مشایی در مناصب دولتی اشاره کردند و از فعالیتهای پنهان وی پرده برداشت تا علت مخالفتش را بیشتر روشن کند که صحبتهای تفصیلی را به آینده موکول کرد.

در ادامه ی صحبتم با این شخصیت که از اطرافیان حضرت آیۀ الله مهدوی کنی است در مورد نامه بسیجای دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام به مراجع پرسیدم و اظهارنظری که آیۀ الله مهدوی کنی در این مورد کرده بودند پرسیدم که ایشان ضمن تایید این حرکت گفتند: در جلسه ای بودیم با حضور ایشان (آیۀ الله مهدوی کنی) که به نامه ی بسیج اشاره شد و ایشان ضمن حمایت از این حرکت به حضار گفتند: "چه اشکالی دارد؟ مگر ما در جوانی از اینگونه کارها نکردیم؟"

این موضع گیری نشان از این دارد که آیۀ الله مهدوی در داخل دانشگاه ضمن انتقاد از اقدامات دانشجویان اما در جلسات محفلی خود با مسئولان نظام از دانشجویان و فرزندان خود حمایت می کنند.

در این باره البته سخنان دیگری هم هست که در آینده به آن اشاره می کنم. البته در عالم سیاست هیچ گاه نمی توان انتظار داشت که زوایای یک ماجرا به راحتی و در کوتاه مدت مکشوف گردد. همیشه بخشی از حوادث پنهان است که تو دسترسی به آن نداری و نمی توانی اظهار نظر دقیق و کامل بنمایی. پشت این تحلیل ها و اطلاعات مسائلی است که در بین روزنامه ها و سایت ها هیچ گاه به آن پرداخته نمی شود و کمتر کسی است که دسترسی به خبرهای پشت پرده داشته باشد. همین امر توان تحلیل وقایع را دشوار می کند و دست افراد را در شناخت حقیقت امر می بندد.

منتظر باشید...




طبقه بندی: فکر نوشت، رخدادهای روزانه، دل نوشته،
برچسب ها: مشایی، احمدی نژاد، افطاری، همایش ایرانیان خارج کشور،
[ سه شنبه بیست و ششم مردادماه سال 1389 ] [ 02:44 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]

خبرگزاری فارس: هاشمی رفسنجانی در زمان رای گیری عدم كفایت سیاسی بنی صدر گفت: امام متأثر بود از اینكه رئیس جمهور با گروهك‌های محارب و آشوب‌طلب و برانداز رابطه دارد و مكررا گفتند كه من به ایشان(بنی‌صدر) پیغام دادم كه موضع خودش را در مقابل این‌ها اعلام كند.


به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، بعد از اینكه بنی‌صدر تمام نصایح امام را مبنی شفاف سازی موضع خود با آشوبگران و فتنه‌انگیزان ضد انقلاب نادیده گرفت، مجلس شورای اسلامی تصمیم گرفت تا عدم كفایت سیاسی رئیس جمهور وقت را به رای بگذارد.
در این جلسه كه در سی‌ویك خرداد ماه سال 60 برگزار شد، آیت‌الله اكبر هاشمی رفسنجانی طی سخنانی می‌گوید: نكته مهمی كه من یادم است و مكرر از لبان مقدس امام شنیده‌ام، كه امام متأثر بود از اینكه رئیس جمهور با گروهك‌های محارب و آشوب‌طلب و برانداز روابط ارگانیك برقرار كرده است و مكررا امام به من گفتند كه من به ایشان پیغام دادم كه موضع خودش را در مقابل این‌ها اعلام كند.
وی در ادامه می‌گوید: یك روز در حضور من و در جمع ما به آقای بازرگان و آقای بنی‌صدر امام با اوقات تلخی به بنی صدر گفتند كه از جرایم شما این است كه شما با این گروه‌های ضد اسلام و ضدانقلاب رابطه دارید؛ ایشان(بنی صدر) گفت نه من چه رابطه‌ای دارم، امام گفت شما اینها را مسلح كردید، امام لرزید و این جمله را گفت، بعد ایشان(بنی صدر) جواب داد كه من اسلحه دادم كه خودشان را حفظ كنند چون جانشان در خطر بود امام گفت كه به‌درك كه جانشان در خطر بود به جهنم كه در خطر بود. شما می‌خواهید كی را حفظ كنید.
بدین ترتیب بود كه نمایندگان مجلس شورای اسلامی بنی‌صدر را به خاطر ارتباط ارگانیك با آشوبگران از سمت ریاست جمهوری ایران محروم كردند.




طبقه بندی: رخدادهای روزانه،
برچسب ها: هاشمی رفسنجانی، سران فتنه، حماسه 22 خرداد، احمدی نژاد، میرحسین منافق، كروبی ساد لوح، خاتمی آمریكایی،
دنبالک ها: اصل خبر در فارس،
[ پنجشنبه بیستم خردادماه سال 1389 ] [ 07:33 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic