آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ

بسم الله

سالها پیش کشورهای توسعه یافته ی غربی برای تحقق بیشتر رفاه و آسایش مردمان خویش به مطالعات مردم شناسانه و جامعه شناختی روی آوردند. بسیاری از موضوعات و مسائل را واکاوی کردند و ریشه ی برخی از مشکلات را خشکانیدند. در این میان برخی از تفکرات مادی گرایانه و ماتریالیستی، بهبود وضع اجتماع و رفاه بیشتر را در تعداد کمتر اعضای خانواده دانستند. عده ای با این استدلال که زوج های جوان می توانند هم میل جنسی خود را بصورت نامحدود ارضا کنند و هم می توانند خود را از مشکلات ناشی از فرزند داری و نگهداری کودکان برهانند، پیشنهاد "فرزند کمتر، زندگی بهتر" را دادند.

این پیشنهاد برای مدتهای طولانی مورد توجه زوج های جوان قرار گرفت و دانشمندان غربی ریشه بسیاری از دغدغه های روحی و روانی خانواده ها را در این مسئله ارزیابی می کردند. لذت بهره ی جنسی نامحدود با وجود رها شدن از بند محدودیت های دست و پا گیر فرزندان، باعث شد تا این مسئله با استقبال شدید جوانان غربی روبرو گردد. ریشه دیگر این مسئله در جایی بروز می کرد که تفکر "کار بیشتر، مساوی رفاه بیشتر" قرار گرفت. در این حالت دیگر فرصت گذاشتن برای تربیت فرزند و رشد او بیهوده می نمود و تمایل به این مهم از میان نهاد خانواده در غرب به مرور رخت بربست.

اما در ایران در سالهای نه چندان دور -پس از جنگ- که مشکلات بزرگ اقتصادی و اجتماعی ناشی از آن سر برآورد، عده ای از مسئولان و اقتصاددانان با همان نگاه غربی و تحت تاثیر اندیشه های ماتریالیستی، گمان کردند که مشکلات جامعه ی ایرانی نیز از جنس همان مصائب جوامع غربی است. آنها که سالها در تمدن پر زرق و برق غرب زیسته بودند و مدال دانش غربی و مدارک دانشگاهی آنجا را بر گردن خود آویخته بودند به ترویج و تبلیغ این اندیشه ی غربی غلط روی آوردند. در حالیکه عنان قدرت در دست آنها بود از ابزار های متنوع و متفاوت نظیر صدا و سیما، روزنامه ها، مجلات، تبلیغات شهری و ... استفاده کردند و این اندیشه ناصحیح را رواج دادند تا حدی که کارخانجات و تولید کنندگان ملزم گردیدند بر روی کالاهای مصرفی خویش، این شعار را درج نمایند.

سالها گذشت و این اندیشه ی غلط در میان مردمان جایی پیدا کرد و به اعتقادی تبدیل شد. به مرور اثرات منفی آن نیز آشکار گردید و منحنی رشد، سیر نزولی خود را طی کرد. میزان ازدواج در بین جوانان حتی به طور چشمگیری کاهش پیدا کرد و هنجارهای منفی شکل گرفت. بر طبق همان تفکر غربی که جوانان به رابطه ی جنسی نا محدود و بدون ازدواج تشویق می گشتند در ایران نیز به یکباره رسانه ها در روزنامه ها، سینماها، مجلات و نشریات و ... به ترویج روابط نامشروع در قالب "دوستی دختر و پسر" پرداختند. بی عفتی و بی غیرتی در جامعه رخنه پیدا کرد و حجاب در بین طبقات مختلف مردم تضعیف گردید. قصد کرده بودن تا ابرو را اصلاح کنند، چشم را نیز کور کردند!!

اکنون سالها از آن زمان می گذرد و وضع جامعه روز به روز اسفناک تر می گردد. گویی دیگر عنان این اسب وحشی رها گردیده و کسی را یارای نگهداشتن او نیست. اما...

اما مردی استوار و ثابت قدم با اراده ای پولادین سر می رسد و پایه های برخی از این دست تفکرات لیبرالی رایج در بین مسئولان و حاکمان را برهم می زند و فریاد اسلام خواهی و عدالت جویی را بر می آورد. در بسیاری از زمینه ها وارد می گردد و ریشه عادت های غلط لیبرالی را می خشکاند. احمدی نژاد که دولت دهم را "دولت فرهنگی" نامیده اینک وارد عرصه فرهنگ و اجتماع گردیده و مردانه پای کار ایستاده است . او اکنون می خواهد اندیشه "فرزند کمتر، زندگی بهتر" و "دو بچه کافیست" را از اذهان مردمان پاک گرداند و طبیعتا با حمله مخالفان و پای بندان به اصول لیبرالیستی مواجه می گردد.(همچون گذشته!)

دو بچه کافیست!!!

 او در روزهای گذشته، در سخنرانی های گوناگون بارها به این مسئله اشاره کرده است که "دو بچه کافی نیست" و جوامع غربی که خود این اندیشه غلط را رواج داده اند و پایه گذار آن بوده اند به اشتباه بودن آن پی برده اند و در صدد اصلاح آن برآمده اند. هزینه های هنگفت برای توالید می پردازند و اقدامات تشویقی گوناگونی در نظر گرفته اند. ایشان در جمع کارگران در در همایش معرفی کارگران نمونه به این مطلب اشاره کرد که :«كشورهای غربی كه شعار كاهش جمعیت را ارائه كردند، امروز رشد جمعیتشان منفی شده و با تزریق منابع هم قادر نیستند این مشكل را برطرف كنند بگونه ای كه حتی مجبورند جمعیت وارد كنند.»

دكتر احمدی نژاد با بیان اینكه بعد خانوار در كشور به كمتر از 4 نفر رسیده است، افزود: طبیعی است كه با این روند در بلند مدت ترکیب جمعیتی به هم خورده و کشورمان در معادلات اجتماعی با مشکل مواجه خواهد شد.

احمدی نژاد

وی در بخش دیگری از سخنان خود در روز سه شنبه هفتم اردیبهشت ما گفت:« یک مشت آدم خیال می‌کنند که آن‌ها روزی مردم را می‌دهند و به محض این‌که خانواده‌ای دارای سه فرزند و یا چهار فرزند می‌شود به آن خانواده اعتراض می‌کنند، انگار که آن‌ها می‌خواهند روزی این خانواده را بدهند. به شما چه که چند بچه کافی است؟ چرا قانون می‌گذارید که کسی از سه بچه بیشتر حق ندارد داشته باشد؟ این تفکرات مادی است. این‌که من می‌گویم حرف من نیست حرف خداست، خدا می‌گوید از ترس فقر بچه را نکشید.

وی افزود:‌ ما مسوولان موظفیم چاله‌ای که دیگران در آن افتاده‌اند را با تصمیماتی که می‌گیریم و هشدارهایی که می‌دهیم کاری کنیم کشور و جامعه ما در آن نیفتد. کسانی که شعارهایی می‌دادند که رشد جمعیت کم شود، امروز رشد جمعیت‌شان منفی شده و تبلیغ می‌کنند تا خانواده‌ها دارای فرزند شوند و مجبور هستند که جمعیت از جاهای دیگر دنیا وارد شود. اینها سی سال دیگر چیزی از جمعیت‌شان باقی نمی‌ماند.

احمدی نژاد/همایش معرفی کارگران نمونه/هفتم اردیبهشت

با این حال به نظر می رسد راه حل اساسی این معضل نه در تشویق خانواده ها به تولید نسل و فرزند دار شدن باشد بلکه مشکل اساسی تر مسئله ازدواج جوانان است.

اشتباه احمدی نژاد در این است که وی برای حل این مسئله به جای فراهم نمودن مقدمات و امکانات ازدواج برای جوانان به خصوص در زمینه اشتغال و مسکن به تشویق زوج های جوان به فرزند دار شدن می پردازد.

اگر بتوان مشکل ازدواج این قشر عظیم را حل نمود دیگر ریشه بسیاری از معضلات و مفاسد اجتماعی از قبیل فساد اخلاقی، اعتیاد، لاابالی گری و ... را می توان برطرف نمود و پایه ی پیشرفت های عظیم ملت ایران را با همت همسران و فرزندان برطرف نمود. اگر جوانان در آغاز زندگی مشترک خود با مشکلات و سختی های عدیده ای روبرو باشند هرگز به ازدواج رو نخواهند آورد و در صورت ازدواج نیز تمایلی به فرزند دار شدن نخواهند داشت چراکه در این حالت فرزند، چیزی جز افزودن مصیبت ها و سختی ها برای زوج های جوان نخواهد بود...


ادامه مطلب

طبقه بندی: تفکر، فکر نوشت،
برچسب ها: احمدی نژاد، تکنوکرات ها، دو بچه،
[ شنبه یازدهم اردیبهشتماه سال 1389 ] [ 10:58 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]

سلام آقای رئیس جمهور!

عظمت حضورت را در نیویورک دیدیم و شکوه سخنرانی ات را در سازمان ملل نظاره کردیم. نظاره کردیم آن گاه که از امام زمانمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) یاد کردی و او را سلام دادی. دیدیم آن هنگام که از پیامبر اعظم (صلوات الله علیه) ما نام بردی و بر او درود فرستادی. شنیدیم که بانگ عدالت و عدالتخواهی را در جهان سر دادی و توحید و یکتاپرستی را برای همگان خواستار شدی. شنیدیم که از مظلومان و محرومان یاد کردی و صدای آنان را به گوش جهانیان رساندی. تو فریاد ملت های مظلوم عالم بودی آن گاه که از فلسطین گفتی و گفتی که چگونه کفتارهای وحشی به جان آن پیکرهای پاک می افتادند و از خون آنان ارتزاق می کردند و گفتی که رژیم ناپاک و نامشروع اسرائیل، آن ولدالزنای قوم پلید یهود چگونه اکنون مال و منال مسلمین را غارت می کند و چگونه پنجه بر جگر گوشه و پاره تن اسلام افکنده است...

دیدیم که از شهیده ی حجاب یاد کردی، تصویرش را نشان جهانیان دادی تا برای همیشه در تاریخ ثبت گردد فریاد آزادی و آزادی خواهی او و اسلام ستیزی و دین گریزی مدعیان دروغین دموکراسی...

و "ندا"ی ما نه آن بود که روزی در کوچه پس کوچه های تهران در خون غلتید و چون پیراهن عثمان اینک بدست امویان افتاده و هر روز برای خونخواهی او صورتی از وی را به این سو و آن سو می کشانند که..."ندا" ی ما همان بغض فرو خورده ی مظلومان و پابرهنگان تاریخ است. "ندا" ی ما، ندای مظلومین تاریخ و ستمدیدگان جهان است..."ندا" ی ما همان شهیده ی حجاب، مروه الشربینی است و "ندا" ی ما همان...

آقای رئیس جمهور!

همه دیدیم که چگونه آن مجری تلویزیونی تو را می خواست سئوال پیچت کند و به خیال خودش ناتوان جلوه دهد اما...اما این دست الهی که پشت سر تو بود که او را عصبانی نمود و "جان" را صدا می کرد و او را کمک می خواست. جان او دیگر به لب آمد آن گاه که از حقایق جهان پرده برداشتی و اسرار دنیای ما را به خوبی فاش کردی...جان او به لب آمد وقتی که تنها اراده ی پرسش کردی و او نیز به درستی دانست سئوالهایت را و جواب هایش را...او نیز به درستی فهمید که چگونه رسانه ی آنها اینک تریبونی برای مظلومین تاریخ شده و برای همین بود که پی در پی سخنانت را برای پخش آگهی کات می نمود!!

آقای رئیس جمهور!

دیدیم که چگونه هاله ای از نور وجودت را فراگرفته بود آنگونه که شدت نورانیت وجودت، چشمان دلهای تیره و ظلمانی عده ای را فرا گرفت و از ترس کور شدن دیدگانشان سالن سخنرانی تو را ترک نمودند...

آری آنها که طاقت شنیدن حقایق را ندارد چاره ای جز این نیز نخواهند داشت و چه زیبا کفار امروزی اقتدا کردند به مشرکان دیروزی آنگاه که پیامبر اعظم صلوات الله علیه برایشان آیات الهی را می خواند و آنها برای نشنیدن پیام حق و حقیقت لباس هایشان را بر سر می کشاندند و فرار می نمودند...

آقای رئیس جمهور!

این سنت الهیست و این پیامی جهانیست به همه آنها که ندای آسمانی ما را خواهند شنید که حق آمدنیست، آمدنی...


دانلود قسمتی از مصاحبه آقای احمدی نژاد با cnn در مورد هلوکاست






طبقه بندی: تفکر، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: احمدی نژاد، ایران، مظلومین تاریخ، سازمان ملل، نیویورک، cnn، لری کینگ، پیامبر اعظم، امام زمان، جمهوری اسلامی، ندا، مروه الشربینی، شهیده حجاب، فلسطین، حقیقت، قدس، هلوکاست، قوم یهود، تهران، رئیس جمهور، مصاحبه، سخنرانی، عدالت، عدالتخواهی، محرومان، مظلومان،
[ جمعه دهم مهرماه سال 1388 ] [ 06:47 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]

شب گذشته که خبر برکناری وزرای اطلاعات و ارشاد را شنیدم، از اینکه این اتفاقات در هفته ی پایانی دولت نهم رخ می دهد بسیار متاسف شدم.

این روز ها در حالیکه رسانه های مجری کودتای مخملی در ایران و خارج از ایران بدنبال شعله ور تر کردن آتش فتنه اخیر هستند متاسفانه دیده می شود که اتفاقات عجیبی در بدنه دولت نهم روی می دهد که تنها باعث شادمانی فتنه گران است.

در شرایطی که دولت بیش از هر زمان دیگری به آرامش و سکون نیاز دارد انتصاب رحیم مشایی همانگونه که انتظار می رفت موجی از اعتراضات را بدنبال داشت. جامعه یک صدا خواستار عزل و برکناری وی شدند. از علماء و برخی از مراجع گرفته تا نمایندگان و دانشجویان، از اعضای کابینه و وزرای دولت گرفته تا طرفداران سخت احمدی نژاد، و از همه مهمتر وبالاتر رهبر معظم انقلاب اسلامی که کخالفت خود را با این انتصاب در قالب نامه ای بیان کردند.

متاسفانه در زمانیکه افکار عمومی منتظر برکناری رحیم مشایی از سمت معاونت اولی بودند، شاهد بودیم که با گذشت 5 روز از ارسال نامه رهبری به رئیس جمهور همچنان وی بر کرسی معاونت اولی تکیه زده است و زیر بار این مطالبه عمومی نمی رود. هرچند که اصولگرایان انتظاری بیش از این از رحیم مشایی ندارند اما از این اقدام احمدی نژاد و تاخیر وی در برکناری او تعجب همگان برانگیخته شد.

شاید هیچ کس فکر نمی کرد روزی مشایی باعث عزل 4 وزیر کابینه گردد. کسی که اکنون کابینه را در معرض سقوط قرار داده است و معترضان را به بالای چوبه دار کشانده است...

هیچ کس بدرستی نمی داند علت اصرار و پافشاری احمدی نژاد بر حضور مشایی در کنار وی چیست. چه خوب بود دلیل آنهمه تعریف و تمجیدهایی که رئیس جمهور از " مراد " خود در مراسم تودیع وی نمود، برایمان روشن و واضح می گردید و ما نیز بر ویژگی های شخصیتی و امتیازات وی مطلع می گشتیم.

اما نه قرار گرفتن او در این پست مهم بود و نه رفتن وی. برکناری این 4 وزیر کابینه هم اهمیتی ندارد. حتی واکنش مردم هم نسبت به این انتصاب دارای اهمیتی نیست! آنچه که دارای اهمیت است، اینست که آزمون ولایت پذیری برای همه روی می دهد. انتخابات دهم ریاست جمهوری محملی بود برای این آزمون تا مرد و نامرد از همدیگر شناخته شوند.

هاشمی در این آزمون مردود شد. میر حسین موسوی، کروبی و رضایی هم. خاتمی نیز سالهاست که مردود شده...اما این بار محمود احمدی نژاد بود که سرافکنده از این آزمون بیرون آمد...

گفتن این جمله ساده و آسان نیست اما حقیقتی تلخ و ناگوار است.

و در پس این اتفاقات تنها یک چیز مشخص گردید و آنهم تنها بودن " ولی و رهبرمان"...




طبقه بندی: فکر نوشت،
برچسب ها: احمدی نژاد، مشایی، رهبری، معاون اولی، هاشمی، آزمون، خاتمی، میرحسین موسوی، رضایی، کروبی،
[ یکشنبه یازدهم مردادماه سال 1388 ] [ 03:37 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقیقت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات