آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ
در ادامه مطلبی که در مورد انفجار دفتر نخست وزیری و شهادت شهیدان رجایی و باهنر منتشر کرده بودم و به نقش کشمیری اشاره کرده بودم در این مطلب به نقش خسرو تهرانی اشاره می کنم. کسی که از همان ابتدا نسبت به همکاری با کشمیری متهم بوده و حتی مدتی را نیز در زندان سپری کرده ولی هیچگاه ابهامات موجود برطرف نشد...
خسرو تهرانی از یکسوی دیگر نیز برای ما امام صادقی ها مهم است، از آن سو که وی در این دانشگاه تحصیل کرده و فارغ التحصیل گردیده.
در زیر با او بیشتر آشنا می شوید...

*******
بخش ابتدایی این مطلب برگرفته از پژوهش های رضا گلپور در این ماجرا می باشد.
"خسرو قنبری تهرانی"... که بیشتر با نام "خسرو تهرانی" شناخته شده است، در سال 1333 در تهران متولد شد. از اوایل دهه 1350 به واسطه ارتباط درون مدرسه با برخی چهره‌های سازمان منافقین، جذب سازمان مجاهدین خلق شد. او که از مرتبطین تشکیلاتی "محسن خاموشی" بوده است، پس از ترور تشکیلاتی "مجید شریف واقفی" توسط "محسن خاموش"ی و دستگیری و عدم مقاومت "خاموشی" لو رفته و به جرم ارتباط تشکیلاتی با سازمان از سال 1354 تا 1357 به زندان افتاد و موفق به ادامه تحصیل خود در رشته کشاورزی در کرج نمی شود. نقل است در زندان در ابتدا به طیف "میثمی" گرایش داشته و پس از آن با برخی مؤسسین سازمان مجاهدین انقلاب همچون "بهزاد نبوی" و "مصطفی قنادها" صمیمیت می‌یابد. از دوستان نزدیک و همفکر وی در دوران حضور در سازمان مجاهدین خلق، "حسین ابریشمچی" بوده است. "خسرو تهرانی" یک بار با "حسین ابریشمچی" جهت تربیت و آموزش تشکیلاتی سوار بر یک موتوسیکلت به زاهدان رفته و بر می‌گردد. او از همراهی "حسین ابریشمچی" در زندان با حلقه "میثمی" می‌گوید و از موفقیت "محمّدرضا سعادتی" در تلاش فشرده و سخت و کُشنده که او نیز از نزدیک شاهد آن بوده است، برای جذب برخی از اعضای حلقه آنها همچون "حسین" که منجر به حاکم شدن حلقه ی "مسعود رجوی" می‌گردد. ("حسین" برادر کوچکتر "مهدی ابریشمچی" است که بعدها دارای سمت‌های بالا در سازمان گشت و جنایت‌هایی همچون «عملیات مهندسی» را مرتکب شد. او هم اکنون ساکن پادگان اشرف است.)
{به نقل از سایت "محمّد مهدی اسلامی" منتشره در 11/6/1389:}
با پیروزی انقلاب "خسرو تهرانی" به عنوان یکی از اعضای کمیته انقلاب مرکز شروع به فعالیت نمود، سپس بازپرس و پس از آن مسئول اطّلاعات آن کمیته گشت. سپس در دوره شهید "رجایی" و زمانی که "بهزاد نبوی" بسط ید کامل داشت،‌ به عنوان مسئول دفتر اطّلاعات و تحقیقات دفتر نخست وزیری منصوب شد و در نهایت دبیر شورای امنیّت گشت که "کشمیری" از سوی او دعوت کننده جلسات بود و شأن قائم مقامی وی را داشت. یکی از مسئولیت‌های اطّلاعات دفتر نخست وزیری مسئولیت سایت‌های شنود آمریکایی‌ها در بهشهر و کبکان بوده است.
پیش از انقلاب این پایگاه‌های پیشرفته وسرّی در اختیار مطلق آمریکایی‌ها بوده و از 119 نفر پرسنل ایرانی مشغول در آن فقط سپهبد "برنجیان"، رئیس سابق ضدّ اطّلاعات نیروی هوایی، اجازه ورود به آنها را داشته است.
در جلسه شورای امنیّت که به شهادت رئیس جمهور و نخست وزیر منتهی شد، "خسرو تهرانی" یکی از کسانی بود که با مختصر جراحتی،‌ به هوش از صحنه خارج گردید. اتهاماتی که متوجه وی است شامل چگونگی نفوذ عوامل انفجار به داخل دفتر نخست وزیری و چگونگی فرصت دادن به آنها با عنوان نمودن "کشمیری" به عنوان شهید و صدور اطّلاعیه‌های بعدی است، در حالی که وی از زنده بودن "کشمیری" به دلیل مشاهده خروج وی از جلسه مطلع بوده است. همچنین وی و همکارانش متهم به مکتوم نگه داشتن برخی اطّلاعات حیاتی در راستای دستگیری کشمیری تا لحظه خروج وی از کشور هستند. خسرو تهرانی در همین راستا دستگیر و به مدّت 3 ماه هم به زندان افتاد که با پیگیری شدید دوستانش در مجلس و دولت، با مسکوت ماندن پرونده آزاد گردید.
جالب آنکه " فاطمه امیرانی"  که معمولاً خود را همسر "شهید باکری" معرّفی میکند در لینک نزدیکان فعلی "زهره کاظمی"("زهرا رهنورد") و"زهرا حاتمی" زنِ "محمّد تقی امانپور" قرار دارد.
"خسرو تهرانی" که به واسطه فعالیت اوّلیّه‌اش در کمیته مرکز توانسته بود وجهه مثبتی از خویش در ذهن آیت‌الله "مهدوی کنی" و برادرش "باقری کنی" ایجاد نماید، در سال تحصیلی 64-63 پس از ادغام دفتر اطّلاعات نخست وزیری در وزارت اطّلاعات به دانشگاه "امام صادق" (ع) رفت و مشغول تحصیل شد و در سال72 توانست دوره کارشناسی ارشد پیوسته خود را از دانشگاه "امام صادق" در رشته علوم سیاسی و معارف اسلامی، با تز پایان نامه «ساخت روانی و جامعه شناسانه سازمان مجاهدین خلق ایران با نگاه به مباحث تکنیکی» به پایان برساند.
وی سابقه تدریس در دانشگاه تهران، دانشگاه علّامه "طباطبائی"، دانشکده فنون و علوم سیاسی و حضور به عنوان پژوهشگر مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری را در کارنامه خود دارد و هم اینک معاون آموزشی و پژوهشی مؤسسه آموزش عالی غیرانتفاعی ارشاد دماوند است.
تهرانی پیش از انقلاب از اعضای سازمان مجاهدین خلق بود و یکی از مقاماتی بود که پس از انفجار دفتر نخست وزیری در ۸ شهریور ۱۳۶۰ به دست داشتن در این حادثه متهم گردیدند و حتی مدتی نیز زندانی شد.
خسرو قنبری (تهرانی) حدوداً یک سال پس از واقعه مزبور(یعنی ماجرای بمبگذاری در دفتر نخست وزیری که در شنود اشباح به آن اشاره شده است) در شهریور سال 60 وارد دانشگاه امام صادق علیه السلام شده و به شماره دانشجویی 633045119 تحصیل در رشته معارف اسلامی و علوم سیاسی را آغاز کرده است و پایان نامه خود را نیز در سال 1372 با عنوان «ساخت روانی و جامعه شناسانه سازمان مجاهدین خلق ایران با نگاه به مباحث تکنیکی» با مشاوره «احمد علم الهدی» و «محمد محمدی ری شهری» و به راهنمایی دکتر سریع القلم ارائه می دهد. وی همچنین سابقه تدریس در دانشگاه علامه طباطبایی و دانشگاه تهران را دارد.
هفته نامه شهروند امروز در سال ۱۳۸۷ به دلیل انتشار مقاله‌ای از خسرو تهرانی در مورد مجاهدین خلق در آستانه توقیف قرار گرفت. تهرانی در بخشی از مقاله مسعود رجوی را فردی هشیار و زیرک و دارای قدرت تئوریزه کردن بحران‌ها نامیده بود.
خسرو تهرانی كه برای اولین بار تصویرش در شنود اشباح منتشر شد، روابط نزدیكی با روحانیون نسل اول انقلاب همچون آیت‌الله مهدوی كنی دارد. وی پس از ماجراهای 8 شهریور 1360 كه مدتی كوتاه را در زندان سپری كرد، به دانشگاه امام صادق تحت مدیریت آیت‌الله مهدوی كنی رفت و تا مقطع فوق لیسانس به تحصیل پرداخت.
در زمان انتشار جلد اول كتاب شنود اشباح كه حاوی اتهامات سنگینی به خسرو تهرانی بود، آیت‌الله مهدوی كنی در درس اخلاق خود به شدت به این كتاب انتقاد كرد و آن را «بچه‌بازی» نامید. رئیس دانشگاه امام صادق علیه السلام، در سخنان خود از خسرو تهرانی به عنوان «انسانی خوب و ارادتمند روحانیت» یاد کرد و گفت: «من خودم در آن زمان وزیر كشور بودم و شما نباید در باره این مسأله (ماجرای 8 شهریور 1360) این‌گونه حرف بزنید.»

نقش خسرو تهرانی در انفجار دفتر نخست وزیری
رازهای آن فاجعه بزرگ سر به مهر باقی ماند. اما این معما در بزنگاه های بعدی حوادث سیاسی همواره به عنوان یک قرینه برای شناسایی جریان های منحرف از اصول انقلاب، از حافظه تاریخی ناظران به تحلیل آنان جاری شده است. همواره این سوال وجود داشته است که مثلا محسن سازگارا که ابتدا به عنوان یار نزدیک ابراهیم یزدی وظیفه مسلط ساختن دولت موقت بر نهادهای انقلاب را داشت، چگونه به جمع یاران بهزاد نبوی در دولت رجایی شهید راه یافت تا به منظور ایجاد فرصت برای فرار کشمیری برای او جنازه سازی کند و در عین حال سال ها در سلک مدیران میانی دولت خط امام به فعالیت ادامه دهد و ناگهان در نیمه دهه هفتاد بار دیگر از نقش نفوذی خود چهره گشایی کند و سرانجام در سیمای یک عنصر افراطی راست گرا در خدمت مجموعه نومحافظه کاران آمریکایی در موسسه آمریکن اینترپرایز درآید؟!
انتحار سیاسی منافقان در بهار 1360 روند سیاسی را به سمت حذف این گروه و دیگر گروه های محارب و نیز انزوای جریان های مخالف خط امام در حکومت هدایت کرد و در دوره دو ساله بین 1360 تا 1362 شخصیت های ارزشمندی را از نظام جمهوری اسلامی گرفت. اما این دوران به واقع، زمانه تثبیت مدیریت خط امام(ره) بر کشور بود. با این حال رازآلودگی برخی از حوادث، آغازی بر پیدایش نگرانی هایی در دل حامیان امام نسبت به ماهیت برخی از همراهان قبلی شد. فاجعه هشتم شهریور و مسائل اولین روزهای پس از آن بیش از هر چیز به این فضا دامن می زد. در روز تشییع شهدای هشتم شهریور در کنار اجساد مطهر شهیدان رجایی و باهنر و نیز شهید «دفتریان» یک کیسه خاکستر به عنوان جنازه کشمیری بر فراز دستان مردم عزادار نهاده شد. در روزهای بعد و با از پرده برون افتادن واقعیت، این سوال پیش آمد: به فرض آن که بنابر استدلال افرادی مثل بهزاد نبوی، کشمیری تنها با استفاده از فقدان دستگاه اطلاعاتی قوی توانسته بود به مسئولیت دبیری جلسات شورای امنیت کشور راه یابد، چه کسانی در نخست وزیری با معرفی این کیسه خاکستر به عنوان جنازه کشمیری باعث استمرار غفلت نسبت به نقش وی در این جنایت شدند؟
دکتر زرگر نماینده وقت مجلس با تکیه بر دانش پزشکی خود پودر شدن تمام اجزای بدن و خصوصا اجزایی مثل جمجمه در چنین انفجاری را محال دانسته بود. همه قرائن از وجود همدستانی برای کشمیری در نخست وزیری حکایت داشت که حتی پس از انفجار می توانند جنازه سازی کنند.
آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان کسی که سعی در رفع التهاب در جبهه خط امام را داشت در خاطرات خود از روزهای اول پس از فاجعه هشتم شهریور تأمل کنندگان در این ماجرا را «شایعه پردازان و تفرقه اندازها» و ضد انقلاب «که برای ایجاد تفرقه بین حزب جمهوری اسلامی و مجاهدان انقلاب اسلامی و ایجاد جو سوءتفاهم دست به این شیطنت ها می زنند» توصیف کرده است. اما این واقعیت قابل انکار نبود که به رغم شهادت بسیاری از شاهدان بر خروج کشمیری از نخست وزیری قبل از وقوع انفجار، برخی از دست اندرکاران این نهاد مثل محمدمحسن سازگارا و تعداد دیگری از نزدیکان بهزاد نبوی خبر دروغ شهیدشدن کشمیری را به مجلس و رادیو منتقل کردند. این افراد مثل خسرو قنبری تهرانی حتی مدتی را در بازداشت به سر می بردند اما فقدان دلیل کافی برای احراز اتهامات آنها باعث آزادی شان شد. شهید لاجوردی جدیت خاصی در پیگیری این پرونده داشت اما مرحوم زواره ای از تلاش عده ای برای نیفتادن پرونده به دست لاجوردی یاد می کند. ورود شهید لاجوردی به پیگیری پرونده نیز با خودکشی تقی محمدی کاردار ایران در افغانستان که در ارتباط با این پرونده به تهران فراخوانده و بازداشت شده بود، استمرار نیافت. به گفته مرحوم سیدرضا زواره ای، تقی محمدی با پیگیری شهید لاجوردی مطالبی را عنوان کرده بود که توجهی به آن نشده بود. مرحوم زواره ای همچنین با یادآوری بازجویی های حضار جلسه 8 شهریور نخست وزیری، از قرارگرفتن غیرمعمول کشمیری در کنار صندلی رئیس جمهور (مکان همیشگی استقرار خسرو تهرانی مسئول اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری) و سپس خروج او از جلسه پس از یک گفت وگوی کوتاه با خسرو تهرانی در انتهای میز جلسه به عنوان قرائن مربوط به ردیابی عوامل دیگر این حادثه یاد می کند. به طور کلی مرحوم زواره ای و شهید لاجوردی پیگیرترین مسئولان در قبال این ماجرا در آن مقطع بودند. شهید لاجوردی حتی در وصیت نامه خود به کسانی که از آنها به عنوان منافقان جدید یاد می کند، اشاره دارد. در خلال تحقیقات همچنین برخی از عناصر امنیتی نسبت به ترتیب اثرندادن افرادی مثل رضوی (عضو سازمان مجاهدین انقلاب و اطلاعات نخست وزیری) به گزارش هایی درباره سوابق هواداری کشمیری از منافقان در ماه های پیروزی انقلاب و نیز سرقت اسناد سری نیروی هوایی ارتش شکایت داشتند. توضیحات رضوی و دیگر مسئولان اطلاعات نخست وزیری با توجه به مشارکت پیگیر آنان در مبارزه با جریان های انحرافی، حتی افرادی مثل آیت ا... مهدوی کنی را به نقش نداشتن آنها در این ماجرا متقاعد می ساخت. آیت ا... مهدوی کنی درباره به کارگیری کشمیری در نخست وزیری یادآور می شود: «از این اشتباهات در گزینش افراد در اوایل انقلاب زیاد رخ داده و لذا بنده همیشه از اینها دفاع می کردم به خصوص از خسرو تهرانی که اتهام بیشتری داشت. من می گفتم من اینها را می شناسم. زیرا در کمیته به خصوص خسرو با ما همکاری داشتند. بعد هم در نخست وزیری ایشان در قسمت امور محرمانه اطلاعات بود. لذا هر وقت از من در مورد این آقایان سوال می کردند من آنها را تبرئه می کردم و می گفتم من نمی توانم به این اتهام بزنم. البته خانواده شهید باهنر از من گله داشتند که تأیید و تبرئه مهدوی سبب شد که متهمین واقعی از مجازات نجات پیداکنند.»
واقعیت این است که برای تبرئه بهزاد نبوی، خسرو تهرانی و دوستانش از اتهام همراهی با کشمیری دلایل زیادی وجود داشت. کشمیری از زمان کشف کودتای نوژه توانسته بود در چهره یک فرد متدین حزب اللهی فعال و جدی ظاهر شود و همکاران او در ارتش نیز دچار خوش بینی نسبت به وی بودند. رفتار کشمیری از پیچیدگی خاصی برخوردار بود. خود او در خاطراتش که نشریه منافقین با امضای محفوظ به چاپ رسانده یادآور شده است: «بالاترین مهره های رژیم به ....نخست وزی احضار شدند. از طریق چند تن از آنها که قبلا با آنها صحبت کرده بودم مسئله چک برخی افراد و این که نفوذی مجاهدین نباشند را مطرح کردم و بعدا خودم نیز وارد شدم و نظراتی دادم این نفوذی جریان نفاق چنان جلب اعتماد کرده بود که پیگیری مقدمات یک حمله هوایی برای انهدام مرکز فرستنده رادیویی منافقان در خاک عراق به او سپرده شده بود.
حتی اگر کسی می دانست که کشمیری در ابتدای انقلاب از مجاهدین خلق هواداری می کرده و عباس دلنواز نامزد منافقان برای نمایندگی مردم اسلام آباد غرب در انتخابات مجلس اول پسردایی و برادر همسرش بوده است با توجه به وجهه بعدی کشمیری که همکاری در جهت مبارزه نیروهای خط امامی با ضد انقلاب بود شاید در آن شرایط حساسیت چندانی نشان نمی داد چنان که ماهیت «کلاهی» عامل انفجار حزب جمهوری اسلامی نیز پس از رایزنی مأموران اطلاعاتی سپاه با انجمن اسلامی دانشگاه محل تحصیل او روشن شد و قاتل شهید قدوسی نیز توانسته بود در دادستانی انقلاب جا خوش کند. دستگاه اطلاعاتی دقت چندانی در این امر نداشت که معرفی کشمیری توسط رئیس دفتر مهندس بازرگان نخست وزیر دولت موقت (حلیمی) به ارتش برای حفاظت از اسناد نیروی هوایی دلیل کافی برای صلاحیت او نبوده است. بر این اساس آقای ری شهری معرفی کشمیری به نخست وزیری را قصور و نه تقصیر «محمدکاظم رضوی» می داند. به هر حال پیگیری پرونده 8 شهریور با تمام ادله حاکی از قصور یا تقصیر دست اندرکاران اطلاعاتی قبل از آن که به نتیجه محکمه پسندی برسد با اصرار افرادی مثل آقای سیدمحمد موسوی خوئینی ها و در شرایطی که کشور در مرحله حساسی از دفاع مقدس قرار گرفته بود به دستور حضرت امام متوقف شد و رازهای آن فاجعه بزرگ سر به مهر باقی ماند. اما این معما در بزنگاه های بعدی حوادث سیاسی همواره به عنوان یک قرینه برای شناسایی جریان های منحرف از اصول انقلاب، از حافظه تاریخی ناظران به تحلیل آنان جاری شده است. همواره این سوال وجود داشته است که مثلا محسن سازگارا که ابتدا به عنوان یار نزدیک ابراهیم یزدی وظیفه مسلط ساختن دولت موقت بر نهادهای انقلاب را داشت، چگونه به جمع یاران بهزاد نبوی در دولت رجایی شهید راه یافت تا به منظور ایجاد فرصت برای فرار کشمیری برای او جنازه سازی کند و در عین حال سال ها در سلک مدیران میانی دولت خط امام به فعالیت ادامه دهد و ناگهان در نیمه دهه هفتاد بار دیگر از نقش نفوذی خود چهره گشایی کند و سرانجام در سیمای یک عنصر افراطی راست گرا در خدمت مجموعه نومحافظه کاران آمریکایی در موسسه آمریکن اینترپرایز درآید؟!



طبقه بندی: فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: انفجار نخست وزیری، ماجرای هشتم شهریور، شهید رجایی، شهید باهنر، رضا گلپور، مسعود کشمیری، خسرو تهرانی، خسرو قنبری، دانشگاه امام صادق، متهم، ترور، منافقین، مجاهدین خلق، انقلاب اسلامی، سال 61، حمله، پژوهش، آمریکا، اسرائیل، ایران، اسناد محرمانه،
دنبالک ها: مطلب رضا گلپور در این رابطه،
[ دوشنبه دهم مردادماه سال 1390 ] [ 09:05 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

بدو بدو از هتل زدیم بیرون تا سوار اتوبوس ها بشیم و به نماز ظهر و عصر مسجد الحرام برسیم. وقت زیادی تا اذان نمانده بود. مثل همیشه عبای شکلاتی رنگ و قرآن جیبی ام رو هم همراه آوردم. در محدوده مسجد النبی و مسجد الحرام همیشه عبا می انداختم. آن طرف خیابان اتوبوس ها منتظر زائرین بودند. به تفکیک ملیت قبل از تونل توقف کرده بودند. یکسری از اتوبوس ها مخصوص ایرانی ها و یکسری دیگر مخصوص ترک ها و اتوبوس های دیگر مخصوص زائران دیگر مثل عراقی ها، سوری ها و ... . خیلی به مذاقم خوش نیامد تفکیک ملیتیِ انتقال زائران به مسجد الحرام. اینجا جایی باید باشد که تفاوت و تمایزی میان زائران نباشد. به نظرم اگر همه بدون در نظر گرفتن ملیت هایشان در کنار هم به حرم منتقل می شدند خیلی زیباتر بود.
من و عبدالرضا در کنار هم نشسته ایم. خود را با اذکار وارده برای ورود به حرم آماده می کنیم. در شعب ابی طالب یعنی همانجا که بعداً در آن بازداشت شده بودم پیاده می شویم و روانه حرم می شویم.
هوا گرم و آفتاب نسبتاً داغی بر سر و رویمان می تابد. برای اقامه نماز در طبقه اول جایی باقی نمانده ناچار باید به طبقه دوم برویم و آنجا نمازمان را اقامه کنیم.
از طریق پله های برقی تعبیه شده قدم در صفا و مروه می گذاریم و وارد طبقه دوم می شویم. دوست دارم در جایی نمازم را اقامه کنم که خانه زیبای کعبه کاملاً نمایان باشد. به پیشنهاد عبدالرضا از لا به لای صفوف می گذریم تا به اولین صف می رسیم جایی که پشت نرده ها قرار می گیریم و کعبه را بدون هیچ مانعی می توانیم تماشا کنیم. هنوز اذان ظهر داده نشده و فرصتی تا اقامه نماز باقی مانده است. عبای خود را به روی نرده ها می گذارم تا سجاده ای را که از حاج آقای نجفی مسئول بعثه رهبری در مدینه هدیه گرفته ام را پهن کنم. به عرض پهن می کنم تا دو نفری بتوانیم بنشینیم. همینطور محو تماشای خانه خدا هستم که جوانی که دشداشه ی سفید رنگ عربی پوشیده است با زبان انگلیسی چیزی می پرسد. جا می خورم. دوباره تکرار می کند سئوالش را. قیمت عبایم را می پرسد!! جواب می دهم که این را نخریده ام و کسی هدیه ام کرده است. لبخند می زند و تشکر می کند. به عربی می گویم: می خوای بهت هدیه اش کنم؟ با خنده جواب منفی می دهد. باب صحبت را از همین جا باز می کند. ریش خوبی دارد، مثل من عینکی و البته با قد متوسطی. او هم محو کعبه و عظمت آن است. تماشای خانه کعبه و مردمی که هر کدام با یک رنگ و نژادی به دور خانه کعبه می گردند زیباترین صحنه ها را خلق کرده. جوان رو به من می کند و لذتی را که از تماشای کعبه می برد را با من تقسیم می کند. او هم حس من را دارد. باب گفتگو باز می شود. ملیتش را از وی می پرسم. تعجب می کنم. می گوید ترک است. با خنده به لباسهای عربی اش اشاره می کنم و می گویم که انتظار دیدن یک ترک را در زیّ عربی نداشتم. می پرسد اهل کجا هستم و من نیز از او. اهل آنتالیای ترکیه است! می گوید که ایرانی در آنجا زیاد هست و البته من هم به او می فهمانم که خبر دارم از اوضاع و احوال آنجا!! به شوخی و البته جدی می گویم که در آنتالیا از اسلام خبری نیست و سکونت او در آنجا غیر موجه است. خوش و بش ها ادامه دارد تا اینکه از نظام سیاسی ایران می پرسد. گویی ابهام دارد. می گوید: امام خمینی (ره)، آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) و ...؟ به ترتیب و از بالا به پایین! جمله اش سئوالی است و منتظر است تا بداند بعد از رهبر عزیز چه کسی در راس نظام ایران قرار دارد. پاسخ می دهم: احمدی نژاد! به حالت تایید سری تکان می دهد که یعنی می شناسد او را. من هم همین سئوال را از جوان ترک می پرسم و بعد از رابطه محکم و برادرانه ایران و ترکیه می گویم. تایید می کند. جوان ترک از علاقه ی شدیدش به احمدی نژاد می گوید و اینکه چقدر او را دوست دارد. می گوید من عاشق احمدی نژادم! برای ایجاد پیوند و احساس یگانگی بیشتر من هم متقابلا از علاقه ام به اردوغان می گویم. برایش جالب است. اینکه یک خارجی به نخست وزیر کشورش علاقه مند است. علت را می پرسد. پاسخش را می دهم البته نه تمام و کمال.

نظام سیاسی ترکیه بعد از روی کار آمدن اردوغان و عبدالله گل به کلی متحول شده است. اسلامگرایان کرسی های زیادی را در پارلمان کسب کرده اند و مسلمانان در این کشور لائیک قدرت و آزادی های بیشتری بدست آورده اند. از همان زمان تا کنون شیعیان ترک هم حتی توانسته اند از آزادی های اجتماعی بیشتری برخوردار شوند. حضور طیب اردوغان در مراسم روز عاشورای امسال شیعیان که بشدت مورد توجه رسانه ها نیز قرار گرفت نمونه ی این توجه مسئولان ترکیه ای به اسلام و مسئله وحدت بین شیعه و سنی می باشد.

شاید برای رفقا جالب باشد که در منطقه خاورمیانه تا همین چند سال پیش ترکیه بیشترین حجم روابط اقتصادی و سیاسی را با اسرائیل داشته و شاید هنوز هم دارد. بسیاری ار توریست های اسرائیلی، ترکیه را برای گذران تفریح خود انتخاب می کنند. از سوی دیگر ترکیه از سال 1996 به عنوان تنها هم پیمان نظامی اسرائیل در منطقه شناخته می شود.

در واقع روابط تركیه و اسرائیل شاهد دو مرحله‌ بوده است؛ مرحله نخست قبل از روی كار آمدن حزب عدالت و توسعه كه به حد نزدیك شدن همكاری اقتصادی و امنیتی رسید. با امضای توافقنامه امنیتی میان دو طرف این روابط به حد ائتلاف امنیتی و همكاری اطلاعاتی و تجاری رسید و این مرحله‌ ائتلاف بود. تغییر در این روابط و در واقع مرحله‌ی دوم روابط، با روی كار آمدن حزب عدالت و توسعه در سال81 آغاز شد. سیاست تركیه در این مرحله با بعد اسلامی آمیخته شد. بعد از سقوط امپراطوری عثمانی، صحبت‌هایی از نقش قوی تركیه در منطقه مطرح شد. در این مرحله به رغم برخی تنش‌ها دو طرف به ادامه روابط اصرار داشتند.
مهمترین تنش در روابط دو طرف، حمله اسرائیل به نوار غزه بود. این جنگ خشم و انزجار دولت تركیه را برانگیخت. تركیه آن را اهانتی به خود توصیف كرد. رجب طیب اردوغان، نخست‌وزیر تركیه، گفت آنچه كه اسرائیل صورت داد تروریسم دولتی بود. شكی نیست كه این جنگ یك نقطه‌ی تحول و امری مهم در روابط دو طرف بود. در پی آن، رجب طیب اردوغان شدیدا در همایش داووس از اسرائیل انتقاد كرد و در حالیكه شیمون پرز، رئیس اسرائیل نیز در آن كنفرانس حضور داشت، گفت كه پرز دست به كشتار كودكان فلسطین زد و از جلسه خارج شد.

از آن پس، نوعی بی‌اعتمادی در روابط دو طرف ایجاد شد و این روابط دستخوش تنش‌های متعددی شد و به مرحله‌ اختلاف رسید و آن زمانی بود كه دنی ایالون، معاون وزیر امور خارجه اسرائیل، سفیر تركیه در وزارت امور خارجه‌ اسرائیل را در پایین‌ترین مكان نشاند و پرچم تركیه را روی میز خود قرار نداد. تركیه آن را اهانتی توصیف كرد. این تنش عذرخواهی اسرائیل را به همراه داشت و ایهود باراك وزیر جنگ اسرائیل به تركیه سفر كرد تا به این تنش پایان دهد.

بعد از آن، حمله به كشتی مرمره آغاز شد كه 9 تبعه تركیه در آن به شهادت رسیدند. این امر نشان از آن دارد كه موضع تند تركیه در قبال اسرائیل همواره به خاطر اقدامات اسرائیل بوده است. به رغم تمام مواضع تند تركیه، هرگز این امر به حد قطع روابط تركیه و اسرائیل نرسیده است، چرا كه پیامدهای منفی بر روابط تركیه با آمریكا و اروپا دارد چون منافع مشترك، عامل تعیین كننده در این روابط در مرحله كنونی است. البته احتمالا بعد داخلی، انتخابات محلی و موضع گیری احزاب اسلامی و معارض نیز بر این امر تاثیر می‌گذارد.

****

با جوان ترک در حالی خداحافظی می کنم که از استعمارستیزی و ایستادگی طیب اردوغان در برابر استکبار جهانی و آمریکا و اسرائیل تجلیل کرده ام. علاقه او نیز به احمدی نژاد به همین دلیل است. ایستادگی او در برابر قدرت های جهانی و آمریکا و اسرائیل. کاری به حواشی ندارم که در جای خود قابل تامل و بررسی است و برخی درد خود ما نیز هست اما باید دانست که احمدی نژاد داخل ایران با احمدی نژاد کشورهای اسلامی و ملت های ستمدیده بسیار متفاوت است.

اصلاً بحثم احمدی نژاد نبود. تنها میخواستم خاطره ای از سفر حج را نقل کنم...




طبقه بندی: خاطرات حج تاریخی، فکر نوشت، رخدادهای روزانه، دل نوشته،
برچسب ها: حج، خاطره، ترکیه، اسرائیل، روابط دیپلماتیک، روابط اقتصادی، روابط امنیتی، بازداشت، آل سعود، احمدی نژاد، آمریکا، امام خمینی، امام خامنه ای، کعبه، مسجد الحرام، جوان، دشداشه، ملیت، آنتالیا، استانبول، تهران، اردوغان، عبدالله گل، اسلام، شیعه، سنی، وحدت،
دنبالک ها: روابط تركیه و اسرائیل از "ائتلاف" تا "اختلاف"، اردوغان : از تخریب رابطه با اسراییل استقبال می کنیم، تیرگی روابط ترکیه و اسرائیل، نگاهى به روابط ترکیه و اسرائیل در نیم قرن اخیر، بحران در روابط ترکیه و اسرائیل، مردم ترکیه، خواهان قطع روابط با اسرائیل،
[ دوشنبه پانزدهم فروردینماه سال 1390 ] [ 10:06 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) خطاب به آیت‌الله لاریجانی:

با محاكمه فوری موسوی و كروبی مانع فوران خشم انقلابی مردم شوید

بسم الله الرحمن الرحیم

إِنَّمَا جَزَاء الَّذِینَ یُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الأَرْضِ فَسَادًا أَن یُقَتَّلُواْ أَوْ یُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ یُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیَا وَلَهُمْ فِی الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِیمٌ(مائده/33)

سزای کسانی که با (دوستداران) خدا و پیامبر او می جنگند و در زمین به فساد می کوشند، جز این نیست که کشته شوند یا بر دار آویخته گردند یا دست و پایشان در خلاف جهت یکدیگر بریده شود یا از آن سرزمین تبعید گردند. این ، رسوایی آنان در دنیاست و در آخرت عذابی بزرگ خواهند داشت.

"گوش های خودتان را باز كنید من همان طوری كه با شاه عمل كردم و هم ملت ما همان طوری كه با محمدرضا عمل كرد، با اشخاصی كه بخواهند فساد ایجاد كنند، با اشخاصی كه بخواهند تشنج ایجاد كنند، با اشخاصی كه می خواهند صف آرایی كنند در مقابل دادستانی، در مقابل مجلس، در مقابل ارگان های دیگر من همان خواهم كرد كه با محمدرضا كردم"
امام خمینی ( رحمت ا... علیه)

اكنون در حالی وارد سی و سومین بهار انقلاب اسلامی شده ایم كه شاهد رویش جوانه های این انقلاب در سایر بلاد مسلمین هستیم.لبنان، عراق، مصر، تونس تنها بخشی از گواهان این مدعا هستند كه پیام آزادگی و مقاومت در مقابل طاغوت و استكبار انقلاب اسلامی را به درستی شنیده و درك نموده اند. امروز موج عظیم بیداری اسلامی در سر تا سر بلاد اسلامی حاكم شده است.

چه كنیم كه عده ای افراد مغلوب هوی و هوسهای نفسانی و گرفتار ظلمات درونی نمی توانند این خروش بیداری مبعث از انقلاب اسلامی را بشنوند. چه كنیم كه برخی از عوامل دشمن مستكبر همیشه در كمین نظام اسلامی دیده بر حقایق عالم بسته اند. خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِیمٌ. چه كنیم كه فتنه گران دیروز و آشوب طلبان و محاربان امروز حقایق وقایع را به گونه ای دیگر تفسیر نموده و  سعی در مصادره نهضت بیداری اسلامی به نفع مطامع پوچ و باطل خویش دارند. یُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ .

كسانی كه سال گذشته فتنه ای بی سابقه در مصاف با نظام اسلامی تدارك دیده و به راه انداختند، كسانی كه نشاط انتخابات88 را با نادانی خویش به هیجان مبدل كرده و سپس با طرح ادعای دروغین و دیكته شده ی دشمنان مغضوب مردم، تغلب در انتخابات را مطرح كرده و با لگدمال نمودن قوانین، آشوب و اغتشاش جشن حضور چهل ملیونی مردم را به تلخی كشاندند، كسانی كه چرخ پیشرفت كشور را با منفعت طلبی خویش كُند كرده و موجبات كشته و مجروح شدن بسیاری از هموطنان مسلمانمان را فراهم آوردند و راه را برای ترور دانشمندان هسته ای مان توسط مزدوران اسرائیل و آمریكا هموار نمودند؛ امروز همانهایی هستند كه بیست و پنج بهمن را به روز اغتشاش و آشوب تبدیل كرده و اصرار خویش در ادامه ی مسیر غلط و دشمن شادكن دیروزی را نشان می دهند.

جای تعجب نیست از اینكه این دشمنان امروزی انقلاب نتوانستند كثرت جمعیت و ندای مردمی شركت كنندگان در 9 دی88، 22بهمن88، 14 خرداد89، 9دی89، 22بهمن89 و هزاران تجمع كوچك و بزرگ در جای جای میهن اسلامی را بشنوند.به راستی چه باید كرد تا این دو و سایر همراهانشان صدای تنفر و بیزاری و اعلام برائت ملت از آنان  را بشنوند؟

آیا جز این نیست كه اینان از فضای رأفت اسلامی سوء استفاده كرده اند؟ مگر غیر از این است كه هزاران شكایت مردمی از سران فتنه به دستگاه قضایی كشور ارسال شد و مسئولین دستگاه قضایی به خاطر برخی مصالح از محاكمه ی سران فتنه بازایستادند؟ به راستی چرا باید عرصه برای تاخت و تاز این دشمنان نظام اسلامی گشوده باشد؟ و چرا عده ای بی گناه از مردم كشور و مأمورین انتظامی و نیروهای فداكار بسیجی تاوان ندانم كاری ها ، آشوب گری ها و اغتشاشات این دو را بدهند؟ مسئول خون های به ناحق ریخته شده و جبران خسارت های مادی و معنوی بوجود آمده از اغتشاشات و آشوب های سال گذشته و 25بهمن امسال كیست؟

این را نیز ناگفته نگذاریم عملكرد دستگاه های مسئول در تعلل و برخورد با این دو متهم فرصت طلب و ایجاد هزینه ای دیگر برای مردم و نظام اسلامی و نیز عملكرد نیروی انتظامی در فتنه سال گذشته و اغتشاش دیروز درعدم برخورد جدی و شایسته با آشوب گران برای ما محل سؤال  و ابهام است؟
ریاست محترم قوه قضائیه؛ دیگر وقت آن رسیده است كه به درخواست دیرین مردم در محاكمه ی سران دیروزی فتنه و دشمنان امروزی حكومت اسلامی جامه ی عمل پوشیده و هزاران صفحه مدرك و مستندات موجود در محكومیت این دو را به دادگاه عدل اسلامی عرضه نمایید.

حضرت آیت ا... آملی لاریجانی؛ شما در عملكرد گذشته تان نشان داده اید كه بر اجرای دقیق قانون و بر هم زنندگان نظم و امنیت عمومی اصرار دارید و به طور قاطع با خاطیان برخورد نموده اید. اكنون زمان آن فرا رسیده است برخورد عدالت محور و بدون اغماض از اتهامات این دو متهم بزرگ خسارات بی شمار مادی و معنوی به حكومت اسلامی را عملی كنید.

بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام ضمن محكومیت اقدامات آشوب طلبانه ی دو معاند نظام اسلامی و دیگر محاربان در ایجاد و شكل گیری برخی ناآرامی ها ی بیست و پنجم بهمن ماه از دستگاههای مسئول به ویژه نیروی انتظامی و قوه ی قضائیه خواستار است با دو متهم اصلی و مسببان این حادثه و سایر آشوب گران برخوردی فوری ، قاطع و مطابق قانون گردد. به نظر می رسد برخی خواص خاموش و دارای موضعی مبهم نیز اكنون  خط و ربط خویش را به صورت دقیق واضح از این معاندین جدا نمایند.

امید است تا با اقدام جدی و سریع قوه ی قضائیه مانع از فوران خشم انقلابی مردم در برخورد با این دو دست نشانده عوامل استكبار بشود.زیرا این همان مصداق لبیك به ندای امام راحل و مجاهد كبیر قرن است كه فرمودند: "و مردم و جوانان حزب اللهی اگر برخورد به یكی از امور مذكور نمودند به دستگاههای مربوطه رجوع كنند و اگر آنان كوتاهی نمودند، خودشان مكلف به جلوگیری هستند".

بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق( علیه السلام)




طبقه بندی: رخدادهای روزانه،
برچسب ها: بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق، دانشگاه امام صادق، میرحسین منافق، کروبی منافق، اغتشاشات خیابانی، 25 بهمن، مجازات عوامل فتنه، آمریکا، اسرائیل،
دنبالک ها: با محاكمه فوری موسوی و كروبی مانع فوران خشم انقلابی مردم شوید، بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) خطاب به آیت‌الله لاریجانی،
[ چهارشنبه بیست و هفتم بهمنماه سال 1389 ] [ 07:17 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

وبلاگ كاروان آسیایی آزادی غزه هم راه افتاده. البته چند وقتی هست كه از راه اندازیش میگذره اما من كه خودم تو این دو هفته مطالبی كه بچه های داخل كاروان از حاشیه ها و اتفاقات كاروان منتشر می كنند رو هم پیگیری میكنم و هم به دیگران الان توصیه میكنم حتماً سر بزنند.

البته بچه های ایرانی همراه كاروان هم یك سایت رسمی راه انداختند كه آدرس آن هم همین جاست. می تونید اخبار رسمی رو از اینجا پیگیری كنید.

برای شكست حصر غزه، سلامتی رفقامون و رسیدنشون به غزه دعا میكنم. انشاءالله كه ویزای مصرشون هم جور بشه.

مطمئن باشید ضرر نمی كنید. شما هم اطلاع رسانی كنید.

هر روز با وبلاگ كاروان آسیایی آزادی غزه!




طبقه بندی: رخدادهای روزانه،
برچسب ها: اولین كاروان آسایی شكست حصر غزه، غزه، فلسطین پاره تن اسلام، اسرائیل،
[ شنبه چهارم دیماه سال 1389 ] [ 10:10 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]

این روزها خبر ناوگان آزادی و حرکت آن به سمت سواحل غزه در صدر اخبار رسانه های جهان قرار گرفته. ناوگانی که حامل مقادیری مواد غذایی و مصالح ساختمانی برای تجدید بناهای ویران شده از جنگ 22 روزه بود. در حالیکه این ناوگان هنوز به سواحل غزه نزدیک نشده بود و در آبهای آزاد به سر می برد، شاهد حمله ی وحشیانه ی ارتش رژیم صهیونیستی بودیم. شهادت جمعی از اعضای این ناوگان آزادی جهانیان را در بهت و حیرت فرو برد. هرچند که از رژیم صهیونیستی انتظاری جز این نمی رفت اما بار دیگر بر دنیا اثبات گردید که این سگ ولگرد خاورمیانه باکی از قتل و غارت و خونریزی ندارد و معنای تروریسم دولتی بیش از پیش بر دیگران اثبات گردید.

در حالیکه توجهات رسانه ها به سوی ناوگان آزادی دوخته شده بود، خبر حرکت کشتی ایرلندی به سمت سواحل غزه شنیده شد.

هرچند که ارتش رژیم صهیونیستی این بار نیز از ورود کشتی ایرلندی جلوگیری کرد و اجازه پهلو گرفتن به آن را در سواحل غزه نداد اما این مسئله نشان از چند نکته دارد:

1. وجدانجهانیان نسبت به جنایت های رژیم صهیونیستی اینک بیدار شده و تلاش های بین المللی ملت های دنیا برای شکست حصر غزه در حال پیگیری است. حرکتی که امروز آغاز شده ، به نظر می رسد راه برگشتو توقفی ندارد و رژیم صهیونیستی را بیش از پیش در مقابل افکار عمومی مردم دنیا قرار داده است. شاید این رژیم سفاک بتواند در مقابل پند ناوگان مقاومت بکند اما بر اساس شواهد قطعی و تحلیل های دقیق امکان جلوگیری از ورود کشتی های صلح و آزادی دیگر را به منطقه نخواهد داشت و به قطع و یقین ادامه ی این روند شکست حصر غزه را بدنبال خواهد داشت.

در سراشیبی سقوط

2. در حالیکه تمام ارتش های دنیا و مجامع بین المللی یکپارچه برای مقابله با دزدان دریایی سومالی هم صدا شده اند و بعضا با ارسال ناوهای جنگی به منطقه در صدد مقابله با آنها بر آمده اند اما در سوی دیگر شاهدیم که هیچ یک از قدرتهای منطقه ای و جهانی موضعی محکم در مقابل این دولت غاصب و جعلی اتخاذ نکرده است و حتی برخی دیگر نظیر آمریکا و انگلیس به حمایت از این رژِیم پرداخته اند.

نظام سرمایه داری دنیا اگر به آن میزان که برای کالا ها و سرمایه های خود ارزش قائل اند برای جان صدها هزار انسان بیگناه نیزز ارزش قائل بود اکنون وضعیت غزه این مقدار اسفناک و اندوه بار نبود.

سکوت مطلق ابرنکبت ها و شورای امنیت سازمان ملل در مقابل جنایات هولناک اسرائیل بار دیگر ضرورت اصلاح ساختار سازمان ملل و دیگر نهاد های بین المللی را روشن می کند که به درستی از سوی مقام معظم رهبرری بارها مورد تاکید واقع شده است. دیگر عدم همراهی ملت ها با دولت های سرسپرده ی خویش به روشنی فهمیده می شود. دیگر وحشی و غاصب بودن دولت جعلی اسرائیل به درستی بر همگان آشکار شده است و دیگر صدای در هم شکسته شدن استخوان های رژِیم خونریز صهیونیستی بهراحتی شنیده می شود.

3. در حالیکه دستگاه امنیتی و سیاست خارجی برای حفظ مشتی اقلام مصرفی، کشتی جنگی و نیروی نظامی به منطقه سومالی فرستاده است جای بسی تعجب دارد که از عرگونه اقدام عملی موثر جهت حمایت از این فعالان حقوق بشر به منظور شکست حصر غزه خودداری میکند و به محکومیت رژیم صهیونیستی و ابراز همدردی با حادثه دیدگان این ماجرا اکتفا می کند!!

دزدان سومالی و رژیم صهیونیستی

4.پیام رهبر معظم انقلاب به عنوان دستور العمل برخورد با این اتفاق باید تلقی گردد و خواست معظم له برای تکرار این حرکت از سوی کلیه کشورها و ممالک عربی و اسلامی باید به عنوان راهبردی اساسی و استراتژیک برای دستگاه سیاست خارجی در نظر گرفته شود و تفسیر آن به یک توصیه ی صرفا سیاسی احمقانه و کاملا ساده انگارانه است...




طبقه بندی: فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: رژیم صهیونیستی، ناوگان آزادی، غزه، راشل کوری، شکست حصر غزه، اسرائیل،
[ یکشنبه شانزدهم خردادماه سال 1389 ] [ 10:43 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات