آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ

در ادامه بازخوانی توصیه های رهبری به هیئت دولت بخش دیگری از فرمایشات ایشان که نسبت به رویکردهای ارزشی دولت و سیاست ها ی مدیریتی و اجرایی ایشان ابراز شده را با هم مرور می کنیم.

این بیانات در دیدار رئیس جمهور و اعضاى هیئت دولت 08/ 06/ 1389 ایراد گردیده.

******

رویکرد انقلابی دولت را مغتنم شمارید
این را شما افتخار بدانید كه الحمدللَّه به مبانى انقلاب پایبندید و به اینكه شعارهاى انقلاب را قبول دارید و میخواهید اجراء كنید، افتخار میكنید؛ این توفیق بزرگى است. یكى از مهمترین خصوصیات این دولت این است كه شعارهاى خودش را شعارهاى انقلاب قرار داده و به این، احساس سربلندى و افتخار میكند. مردم هم به خاطر همین به شما اقبال كردند؛ این هم معلوم باشد. مردم به این شعارها دلبسته‏اند، علاقه‏مندند. شعار عدالت‏طلبى، براى مردم جذاب است؛ شعار اجتناب از اشرافیگرى، براى مردم شعار مطلوب و شعار جذابى است؛ یا شعار خدمت‏رسانى به مردم، یا شعار استكبارستیزى، یا شعار ساده‏زیستى، یا شعار كار و تلاش و خدمت به مردم؛ اینها چیزهائى است كه مردم دوست میدارند و اینها را میخواهند. یك‏ جامعه و یك كشور و یك ملت بیدار از مسئولینش این چیزها را مطالبه میكند: مطالبه‏ى عدالت، مطالبه‏ى انصاف، مطالبه‏ى خدمت، مطالبه‏ى ارتباط صمیمى با مردم، مطالبه‏ى دین، پایبندى به ارزشهاى دینى، پایبندى به شرع. این چیزها را مردم میخواهند و دوست میدارند. شما هم بحمداللَّه این شعارها را داده‏اید، مردم هم قبول و اقبال كرده‏اند؛ این را مغتنم بشمارید.

جهت گیری های کلی و کلان دولت را با تعصب حفظ کنید
من در چند سرفصل توصیه‏هائى عرض میكنم. در زمینه‏ى جهتگیرى‏هاى كلى و كلان دولت توصیه‏ى من این است كه این جهتگیرى‏ها را با شدت، با حدت و با تعصب حفظ كنید. از این جهتگیرى‏ها انصراف پیدا نكنید: جهتگیرى دین، جهتگیرى اخلاق، جهتگیرى عدالت، جهتگیرى خدمت، جهتگیرى مقابله و مبارزه‏ى با استكبار و زورگویان عالم. رشد روزافزون فهم و سواد و بلوغ سیاسى مردم موجب شده است كه این چیزها را بیشتر بخواهند. امروز براى مردم مسئله‏ى استكبارستیزى، روشن‏تر و واضح‏تر و مطلوبتر از سالهاى قبل و اوائل انقلاب است. امروز مردم خیلى چیزها را به چشم خودشان مشاهده كرده‏اند، بوضوح تجربه كرده‏اند؛ لذا خیلى چیزها برایشان روشن است. مسئله‏ى خدمت‏رسانى همین جور است، مسئله‏ى مبارزه‏ى دائم براى پیشبرد كشور همین جور است؛ اینها باید جهتگیرى‏هاى كلى شما باشد؛ یعنى اینها را از دست ندهید و رها نكنید.


زندگی مردم را تسهیل کنید
یكى از چیزهائى كه در جهتگیرى‏هاى كلى دولت باید مورد نظر باشد، تسهیل زندگى براى مردم است. زندگى كردن را براى مردم باید آسان كرد. این یك سرفصل مهم است كه اگر چنانچه انسان این را باز كند، خواهیم دید كه بسیارى از خواسته‏هاى اقتصادى، بسیارى از كاركردهاى مربوط به دولت، همین دولت الكترونیك، تا برسیم به مسئله‏ى فعال كردن روستاها، جلوگیرى از مهاجرت، اینها همه‏اش تحت همین عنوان آسان كردن زندگى براى مردم است، كه مردم بتوانند راحت زندگى كنند، بتوانند با امنیت زندگى كنند. این كار در بخشهاى مختلف تأثیر میگذارد.

سند چشم انداز مورد توجه باشد
یكى از مواردى كه به نظر ما باید در جهتگیرى‏هاى كلى دولت مورد توجه قرار بگیرد، مسئله‏ى سند چشم‏انداز است. این سند چشم‏انداز یك كار اساسى بود كه در كشور انجام گرفت؛ بررسى شد، مطالعه شد، جوانبش سنجیده شد. آنچه كه در این سند هم آمده، شعار نیست. با توجه به امكانات و واقعیات، این سند تنظیم شده. این سند در واقع نقشه‏ى راه بیست ساله‏ى ماست. خوب، از این بیست سال، پنج سالش گذشت. یك وقت مى‏بینیم این بیست سال با یك چشم به هم زدنى تمام شد. باید ببینیم چقدر جلو رفتیم. یكى از كارهائى كه باید انجام بگیرد، همین است؛ باید ببینیم چقدر ما توانستیم از این نقشه را به سمت آن هدفها طى كنیم. والّا اگر چنانچه این توجه و این ذُكر را نداشته باشیم، یك وقت چشم باز میكنیم، مى‏بینیم فرضاً ده سال یا دوازده سال از این زمان گذشت، ما هنوز آن راهى را كه باید در این مدت طى كنیم، طى نكردیم؛ در بقیه‏ى این مدت هم طى كردن آن راه امكان ندارد. بنابراین بایستى یك تقسیم‏بندى صحیحى انجام بگیرد بین تلاشها و فعالیتهائى كه باید بشود، و بین این مسیرى كه ما تا آن اهداف داریم، تا در هر برهه‏اى از زمان، به تناسب امكان آن برهه، پیشرفت كرده باشیم. به نظر من بایستى این را یك جا بررسى كرد. این كار هم برعهده‏ى دولت است؛ این را بررسى كنید.

عدالت را تعریف کنید
یكى از چیزهاى دیگرى كه در مورد جهتگیرى‏ها مهم است، همین مسئله‏ى دهه‏ى پیشرفت و عدالت است كه ما گفتیم این دهه، دهه‏ى پیشرفت و عدالت باشد. خوب، تلقى به قبول شد و دستگاه‏هاى گوناگون كشور گفتند بله، این دهه را دهه‏ى پیشرفت و عدالت قرار بدهیم. از این دهه هم تقریباً دو سالش سپرى شده. البته انسان مصادیق پیشرفت را در همین كارهاى گوناگون ملاحظه میكند؛ همین گزارشهائى كه دادند، گزارشهاى خوبى است؛ نشان‏دهنده‏ى پیشرفتهائى در بخشهاى مختلف است؛ لیكن عدالت چه جورى تأمین میشود؟ یعنى واقعاً یك مقیاسى لازم است، یك معیارى لازم است براى اینكه ببینیم عدالت در بخشهاى مختلف- بخشهاى فرهنگى، بخشهاى آموزشى، بخشهاى اقتصادى- مراعات شده یا نه؟ فرض كنید در بخش آموزش و پرورش یا در بخش آموزش عالى، معیار عدالت چیست؟ چگونه عدالت تأمین میشود؟ این باید مشخص شود تا بتوانیم آن معیار را در برنامه‏ریزى‏ها داخل كنیم و در مقام عمل و در مقام اجراء، به آن عدالت مورد نظر برسیم. تا ندانیم، تعریف نكنیم، نمیشود. بنابراین تعیین كردن شاخص و معیار براى عدالت در بخشهاى مختلف، خودش یك چیز مهمى است. فرض كنید در صرف بودجه‏هاى گوناگون- كه حالا در بخش فرهنگ من اشاره میكنم- رعایت عدالت به چیست؟ چگونه میشود انسان خاطرجمع شود كه در صرف این بودجه‏ها رعایت عدالت شد یا نشد؟ اینها معیار و شاخص لازم دارد.

مجلس تغییرات اساسی در برنامه های کلی دولت ایجاد نکند
یكى از چیزهاى دیگرى كه باز در این جهتگیرى‏ها لازم است، برنامه‏هاى پنج‏ساله است؛ كه حالا این برنامه‏ى پنجم در دست ملاحظه و بررسى مجلس است و امیدواریم كه همكارى واقعى بین دولت و مجلس انجام بگیرد. اگر چنانچه فرض كنیم كه دولت یك چیزى را تهیه كرده و بر همان اساس هم پافشارى دارد، مجلس هم تغییرات اساسى‏اى روى این بدهد، انسجام برنامه به هم میخورد. یا اگر فرض كنیم كه تغییراتى در برنامه‏ى پنجم صورت بگیرد كه این تغییرات ناشى از نگاه یكپارچه و نگاه كلان به كشور نباشد، بلكه ناشى از نگاه به یك بخش یا نگاه به یك منطقه باشد، باز هم انسجام برنامه به هم میخورد. انسان وقتى بخشى یا منطقه‏اى نگاه كند، یك چیزهائى به نظر او بزرگ و درشت مینماید. واقعاً هم همین جور است، نیاز هم واقعى است؛ اما وقتى كه انسان با نظر مجموعى نگاه میكند، همان نیازى كه در جاى خود درشت هم هست، مى‏بینیم رنگ میبازد و كوچك میشود؛ چون در مقایسه‏ى با بقیه‏ى كارهائى كه باید انجام بگیرد و امكانات محدودى كه هست، طبعاً این نیاز نمیتواند اولویت داشته باشد. باید اینجورى به برنامه نگاه كرد. نباید نگاه بخشى یا نگاه موضعى و محلى و منطقه‏اى بر برنامه حاكم باشد.

تصمیمات دولت منعطف و قابل تغییر و نقد باشد
حالا این از آن طرف بود؛ از این طرف هم آن چیزى را كه دولت تهیه كرده و داده، قابل تغییر و نقد بداند. باید جورى بشود كه هم مجلس، هم دولت از جایگاهى كه خودشان را در آن قرار داده‏اند، انعطاف داشته باشند؛ بتوانند حركت كنند كه به هم برسند تا برنامه، برنامه‏ى منسجمى از آب در بیاید كه مورد اتفاق دولت و مجلس باشد تا عملى شود.

به مسائل اقتصادی توجه شود
در زمینه‏ى مسائل اقتصادى هم كارهاى خوبى انجام گرفته، كه آقاى رئیس جمهور هم در گزارش خود به آن اشاره كردند. خوب است كه این گزارش را در معرض اطلاع عموم بگذارید؛ یعنى چیزى باشد كه همه این گزارش دولت را در زمینه‏ى كارهائى كه انجام گرفته، بشنوند. آنچه كه من رویش تكیه میكنم، همین طرح تحول اقتصادى است كه در دولت نهم مطرح شد. خوب، الان هدفمند كردن یارانه‏ها كه یك بخشى از آن طرح تحول بود، مورد بحث و بررسى و نزدیك به اجراست؛ همه هم متفق‏القولند- اگرچه حالا در كیفیت اجراء ممكن است اختلاف نظرهائى باشد- لیكن بخشهاى دیگرِ طرح تحول اقتصادى كه درباره‏ى نظامهاى پولى و بازرگانى و گمركى و امثال اینها بود، نباید مغفولٌ‏عنه قرار بگیرد؛ آنها هم بایستى حتماً دنبال شود. طرح تحول اقتصادى، كار مهم و بزرگى بود. ما توصیه میكنیم؛ از جمله‏ى چیزهائى كه از بین راه برنگردید، همین طرح تحول اقتصادى است؛ آن را واقعاً دنبال كنید.
یك چیز دیگرى كه ما در زمینه‏ى اقتصادى حتماً رویش تكیه میكنیم، مسئله‏ى توجه به شاخصهاى كلان اقتصادى است. البته در گزارش آقاى رئیس جمهور نكاتى در این زمینه بود، لیكن ما هم تأكید میكنیم. روى مسئله‏ى نرخ رشد واقعاً كار بشود. آن چیزى كه به عنوان نرخ رشد در برنامه یا در چشم‏انداز دیده شده، با آنچه كه در واقعیت اتفاق افتاده، خیلى فاصله دارد. البته از عوامل ركود اقتصادى جهانى و مشكلات اقتصادى جهانى غافل نیستیم- اینها مسلّماً تأثیر دارد- لیكن بالاخره باید تلاش كرد تا به آن چیزى كه به عنوان شاخص معین شده و ذكر شده، نزدیك شویم. مسئله‏ى سرمایه‏گذارى‏هاى داخلى و خارجى هم همین طور. آمارهائى كه میدهند، آمارهاى خوب و امیدواركننده‏اى است. به هر حال مسئله‏ى سرمایه‏گذارى خیلى اهمیت دارد. آینده، وابسته به سرمایه‏گذارى در بخشهاى مختلف است؛ چه در بخش انرژى، چه در بخشهاى دیگر. در بخشهاى گوناگون، سرمایه‏گذارى لازم است.

مسئله اشتغال
مسئله‏ى اشتغال هم مسئله‏ى مهمى است. طرحهائى كه از چند سال پیش به این طرف براى اشتغال پیش‏بینى شده، آنچنان كه انسان انتظار داشت، نشد. اگرچه حالا كارهائى انجام گرفت و خوب بود، بد نیست؛ لیكن ما را مستغنى نمیكند از اینكه نسبت به مسئله‏ى اشتغال یك اهتمام ویژه‏اى داشته باشیم. مسئله‏ى ارتقاى بهره‏ورى هم همین طور.

سیاست های اصل 44
باز از جمله‏ى چیزهائى كه ما در باب مسائل اقتصادى رویش تكیه میكنیم و به عنوان توصیه‏ى جزمى مطرح میكنیم، مسئله‏ى سیاستهاى اصل 44 است. خیلى بایستى به این سیاستها اهتمام ورزید. خوب، حالا در مقایسه‏ى خصوصى‏سازى در سالهاى طولانىِ گذشته با این چند سال، آمارى ذكر میشود؛ این آمار، آمار درستى است؛ منتها آن زمان سیاستهاى اصل 44 ابلاغ نشده بود. یعنى آن زمانى كه اصلًا بحث سیاستهاى اصل 44 نبود، آن وقت را نباید ملاحظه كرد؛ بعد كه آن سیاستها ابلاغ شد، اصلًا وضع مسئله‏ى اقتصاد عوض شد؛ در واقع حركت جدیدى در اقتصاد كشور آغاز شد. لذا مقایسه‏ى با قبل از آن دوران، مقایسه‏ى تعیین‏كننده‏اى نیست. در همین دوران، ما بایستى ببینیم در باب اصل 44 چه كار كردیم؛ این مهم است. ببینید، روح اصل 44 هم این بود كه ما بتوانیم اولًا سرمایه‏هاى مردم و بعد مدیریت مردم را وارد عرصه‏ى اقتصاد كنیم. باید سرمایه‏هاى مردم و مدیریت مردم- بخش خصوصى- وارد عرصه‏ى اقتصاد بشود؛ والّا اگر مدیریتها دولتى باقى ماند، آن مقصود حاصل نخواهد شد. البته در همان محدوده‏اى كه این سیاستها اجازه میدهند و با همان رعایتهائى كه در قانون پیش‏بینى شده- كه قانون هم قانون دقیقى است، قانون خوبى است- این را باید رعایت كنید.
البته در برخى از سرمایه‏گذارى‏ها بخش خصوصى ناتوان است؛ یعنى واقعاً توانائى سرمایه‏گذارى ندارد. خوب، علاجش چیست؟ اگر بخش خصوصى همین طور ناتوان بماند، هیچ گرهى باز نخواهد شد؛ باید سیاستها برود به این سمت كه شما بخش خصوصى را قادر كنید بر اینكه بتواند زیر بار برخى از سرمایه‏گذارى‏هاى بزرگ برود. این هم میشود یكى از سیاستها. البته دولت وقتى كه شانه‏ى خودش را از فعالیتهاى اقتصادى خالى میكند، معنایش این نیست كه از اقتصاد كناره میگیرد؛ نه، سیاستگذارى‏ها باز هم در اختیار دولت است، دست دولت است؛ یعنى بایستى سیاست را دولت بگذارد، بایستى نظارت را دولت بكند.

مبارزه با مفاسد اقتصادی پیگیری شود
البته بحث مبارزه با قاچاق و مبارزه با مفاسد اقتصادى و اینها هم دیگر بحثهاى طولانى است؛ همه‏ى اینها هر كدام به نحوى با مسائل اقتصادى ارتباط پیدا میكند؛ كه چون در این زمینه‏ها زیاد گفتیم، نمیخواهیم مطالبى عرض كنیم.

سرفصل دیگرى كه ما میخواهیم چند تا توصیه عرض كنیم، مسئله‏ى مدیریتهاى كشور است. یكى از مدیریتهاى مهم، همین هیئت وزیران است. هیئت وزیران جاى بسیار مهمى است. ما معتقدیم كه هیئت وزیران نقش خیلى سنگینى دارد. تصمیم‏گیرى در هیئت وزیران، یك تكلیف قانونى را بر عهده‏ى همه میگذارد؛ بر عهده‏ى مسئولین و بر عهده‏ى مردم. مصوبه‏هاى هیئت وزیران یك چنین اهمیتى دارد. در كارهاى اجرائى هم كه در واقع دولت همه‏كاره است.

هیئت وزیران مانع ایجاد اصطکاک بین دستگاه ها شود
چند تا مسئله‏ى اساسى در اینجا هست. یكى اینكه هیئت وزیران بایستى به هم‏افزائى دستگاه‏ها كمك كند؛ یعنى اگر چنانچه بین دستگاه‏ها تعارضى وجود دارد- كه معمولًا وجود دارد؛ معمولًا دستگاه‏هاى مختلف به طور طبیعى اصطكاكها و تعارضهائى با هم دارند؛ مخصوص اینجا هم نیست، همه جا همین‏جور است؛ طبیعت كار این است- هیئت وزیران بایستى این اصطكاكها را به حداقل برساند و اگر بتواند، برطرف كند. یكى از مسائل مهم این است. من همیشه مثال میزنم و میگویم اینجا یك چهارراه كه نه، چندین راه است، كه رئیس جمهور هم مثل پلیس راهنمائى است- كه در واقع در مقام ریاست هیئت وزیران، راهنمائى میكند- این را متوقف میكند، آن را راه مى‏اندازد؛ یعنى هدایت میكند كه اینها هم‏افزائى كنند، با یكدیگر اصطكاك نداشته باشند. یكى از نقشهاى هیئت وزیران این است.
برخى اوقات این اصطكاكها و تعارضهائى كه در عمل و اجراء وجود دارد، در تبلیغات هم منعكس میشود؛ این دیگر میشود چند برابر؛ در واقع بدىِ‏ مضاعف میشود. یك دستگاهى مثلًا فرض كنید درباره‏ى یك شیئى، یك پدیده‏اى حرفى میزند، یك خبرى میدهد، یك اظهارنظرى میكند، از آن طرف یك دستگاه دیگر مى‏آید عكس آن را میگوید! مردم متحیر میمانند؛ یعنى واقعاً نمیفهمند كه این درست است یا آن درست است. این مسئله به زندگى مردم هم ارتباط پیدا میكند؛ یعنى اینجور هم نیست كه خارج از زندگى مردم باشد؛ نه، درست مسائلِ مربوط به متن زندگى مردم است. یكى یك آمارى میدهد، دیگرى یك آمارى؛ اینها نبایستى اتفاق بیفتد. همه‏ى دولتها گرفتار یك چنین چیزهائى بودند. در نقش دادن به هیئت وزیران و بارور كردن این مجموعه‏اى كه دور هم مى‏نشینند و وقت گران‏قیمتى را مصرف میكنند، بكوشید و هرچه ممكن است، آن اصطكاكها را باز هم كم كنید.

به وزیران باید اعتماد شود/مسئولیت های آنان به رسمیت شناخته شود
مسئله‏ى دیگرى كه باز در امر هیئت وزیران مهم است، نقش وزراست. بالاخره اینجا مسئولیت مشترك است. شما وقتى مى‏نشینید آنجا، مسئولیت مشترك دارید. اینجور نیست كه یك نفر مثلًا بگوید آقا من دخالتى ندارم، مسئولیتى ندارم؛ نخیر، وقتى كه در این مجموعه تصمیم‏گیرى میشود، آقایان و خانمهائى كه در آنجا حضور دارند، همه مسئولند؛ آنهائى كه صاحب رأى هستند، همه‏شان مسئولند. حالا كه مسئول هستید، پس بایستى در پرورش دادن و تصحیح و تكمیل آن مصوبه نقش ایفاء كنید. اینجور نباشد كه در جلسه‏ى هیئت وزیران مثلًا یك آقائى مشغول كارتابل خودش باشد، یا بدون ملاحظه‏ى موضوعى كه مثلًا در آنجا مطرح است، وارد جلسه شود؛ نه، مسئله‏اى كه بناست مطرح شود، شما آنجا رأى دارید؛ بایستى در تصمیم‏گیرى تأثیر بگذارید و چون قانوناً مؤثر هستید، بنابراین باید روى مسئله فكر كنید، مطالعه كنید و عقبه‏ى كارشناسى دستگاه و وزارت خودتان را به كمك این چیزى كه میخواهید به عنوان مصوبه توى هیئت دولت در بیاید، بیاورید. البته وزرا اختیاراتى دارند، باید هم به آنها اعتماد كرد. باید به كسانى كه در قوه‏ى مجریه در رأس هستند- وزرا- اعتماد كنند و مسئولیتهاى وزرا را بایستى به رسمیت بشناسند؛ جورى نباشد كه لوث بشود.

کار موازی در دولت صورت نگیرد
یك مسئله‏ى دیگر هم در مدیریتهاى دولتى، كار موازى است. در دولت نباید كارهاى موازى انجام بگیرد. كار موازى چند عیب دارد: اولًا هزینه‏ى انسانى زیادى بیجا مصرف میشود، ثانیاً هزینه‏ى مالى زیادى مصرف میشود، ثالثاً تناقض در تصمیم‏گیرى‏ها به وجود مى‏آید- وقتى دو دستگاه مسئول یك كارى هستند، این یك تصمیم میگیرد، آن هم یك تصمیم دیگر میگیرد- و رابعاً از همه بالاتر، مسئولیت لوث میشود. فرض كنید توى فلان مسئله‏ى اقتصادى یا مسئله‏ى فرهنگى یا مسئله‏ى سیاست خارجى یا هرچه، اگر چنانچه یك مشكلى پیش بیاید، مسئولیت لوث میشود. وقتى كار موازى انجام گرفت، مسئولیت لوث میشود. بین دولت- یعنى قوه‏ى مجریه- و بعضى از دستگاه‏هاى بیرون از قوه‏ى مجریه، یك جاهائى بعضى موازى‏كارى‏ها هست. همه‏ى تلاشمان این است كه بلكه این موازى‏كارى‏ها را یك جورى حل كنیم، اصلاح كنیم، علاج كنیم. در داخل دولت، دیگر نبایستى از این موازى‏كارى‏ها به وجود بیاید. حالا یك موارد خاصى هست؛ اما كلى‏اش این است كه موازى‏كارى خوب نیست.

سعه صدر داشته باشید/انتقاد ها را تحمل کنید
یك جمله‏ى دیگر هم در باب مدیریت عرض بكنیم. خوب، من گاهى اوقات گلایه‏هائى میشنوم كه دوستان دولت از بعضى از دستگاه‏هاى دیگر دارند؛ خیلى اوقات هم حق با شماهاست؛ یعنى واقعاً همین جورى است كه گله كردید از بعضى قواى دیگر، یا از دستگاه‏هائى مثل نیروهاى مسلح و امثال اینها؛ غالباً آدم مى‏بیند كه مسئولین اجرائى حق دارند و واقعاً حق به جانب اینهاست؛ چون من خودم هم توى دستگاه اجرائى بودم، با حجم كار و كیفیت كار آشنایم، لذا مى‏بینم واقعاً آن گلایه‏ها محقند؛ لیكن در عین حال كه ممكن است یك موارد بیشترى را شما محق باشید، یك جاهائى هم ممكن است انتقاد وارد باشد؛ بنابراین انتقادپذیرى را در خودتان نهادینه كنید. باید جورى باشد كه مسئولین دولتى انتقادپذیرى را در نفس خودشان پذیرا باشند. البته این كار، سخت هم هست، اما باید با سعه‏ى صدر برخورد كرد، كه: «آله الرّیاسه سعه الصّدر». (2) البته ریاست به معناى آن بالانشینى‏ها نیست. اگر بخواهید مدیریت كنید، ناچارید سعه‏ى صدر داشته باشید و یك چیزهائى را تحمل كنید.

ادامه دارد...




طبقه بندی: راه اینجاست...، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: توصیه، رهبر معظم انقلاب، امام خامنه ای، هیئت دولت، احمدی نژاد، جریان انحرافی، جهاد اقتصادی، بیداری اسلامی، مسئله فرعی، سیاست، جهان نیوز، خدمتگزاری، رویکرد ارزشی،
دنبالک ها: متن کامل بیانات در دیدار با اعضای هیئت دولت در سال 89، همین مطلب در جهان نیوز،
[ پنجشنبه پنجم خردادماه سال 1390 ] [ 03:01 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

بیانات رهبر معظم انقلاب همیشه بعنوان یک سند راهبردی برای مسئولان و معتقدان به نظام اسلامی باید باشد. جدای از فرمایشات سیاسی رهبری غالباً به توصیه های اخلاقی ایشان یا توجه نمی شود و یا کمتر مورد عنایت قرار می گیرد. نمی دانم تا کنون چقدر از ما نسبت به امام خامنه ای مدظله العالی به عنوان یک استاد اخلاق نگاه کرده ایم ولی باید دانست که همیشه ایشان در ابتدای فرمایشات خود بخشی را به نصایح اخلاقی اختصاص می دهند.

دیدار اعضای هیئت دولت در اولین جلسه با ایشان بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نیز خالی از این نکته نبود. بسیاری از نکاتی که مطرح می شود توسط ایشان اختصاص به هیئت دولت و دستگاه اجرایی ندارد و بلکه بایستی مورد توجه همه آحاد جامعه قرار گیرد.

اکنون بخشی از توصیه های ایشان را در تاریخ 16/6/1388 که در جلسه با هیئت دولت ایراد گردیده را با همدیگر مرور می کنیم.

********

مغرور شدن، آغاز انحراف

باید همه شاكر باشیم. هر كسى كه به این كشور علاقه‌‌‌‌‌‌مند است، هر كس به اسلام و عظمت اسلام علاقه‌‌‌‌‌‌مند است، هر كس دلبسته‌‌‌‌‌‌ى امام بزرگوارمان هست، باید شكرگزار باشد این نعمت بزرگى را كه خداى متعال به ما داد. شماها البته، بیشتر هم باید شكرگزار باشید كه مسئولیت بر دوش شماست؛ بخصوص آقاى رئیس جمهور بیش از دیگران باید شكرگزار باشند. و هم شاكر باشید. هم مغتنم بشمارید و هم بر اثر این شكرگزارى، تواضعتان را بیشتر كنید. مفتخر باشید به رأى مردم، مستظهر باشید به رأى مردم؛ اما مغرور نشوید، كه اگر خداى نكرده غرور به سراغ ماها آمد، آن وقت انحرافها و انحطاطهاى گوناگونى را در پیش پاى خودمان خواهیم دید. مراقب باشید؛ این از آن دامهاى بزرگ شیطان است. معمولاً بعد از پیروزى‌‌‌‌‌‌هاى بزرگ، خطرهاى بزرگ وجود دارد.
 

پیروزی ها از آن خداست
ببینید، خرمشهر وقتى آزاد شد، خوب، خیلى پیروزى بزرگى بود - آنهائى كه درست یادشان هست، سال 61 - خیلى كار عظیمى بود؛ هم از لحاظ سیاسى مهم بود، هم از لحاظ نظامى بسیار پیچیده و مهم بود، هم از لحاظ اجتماعى و نگاه عمومى و دل مردم، چقدر مهم بود و تأثیر داشت. از همه جهت كار عظیمى بود. همه، از جاهاى مختلف آمدند. من آن وقت رئیس جمهور بودم. آقایان رؤساى جمهور چندین كشور - پنج شش تا، هفت تا كشور - آمدند اینجا با ما ملاقات كردند و صریحاً به ما گفتند كه الان دیگر وضع شما با گذشته فرق میكند؛ بعد از این فتح بزرگى كه انجام گرفت. یعنى اینقدر ابعاد داخلى و خارجى این حادثه عظیم بود. امام واقعاً یك معلم بود. امام یك معلم اخلاق بود. تا این حادثه‌‌‌‌‌‌ى عظیم، با این عظمت، با این حجم پیدا شد، از همان ساعت اول تو خیابان اثرش در روحیه‌‌‌‌‌‌ى مردم فهمیده شد، امام فوراً درد را احساس كرد، درمانش را بلافاصله داد: «خرمشهر را خدا آزاد كرد». این معنایش این بود كه فرماندهان مسلحى كه این همه سختى كشیده بودند، این همه رنج برده بودند، آن خون دلها را خورده بودند، چقدر شهیدهاى خوب و بزرگ ما در همین فتح بیت‌‌‌‌‌‌المقدس دادیم، بر اثر این همه مجاهدت، حالا این كار بزرگ انجام گرفته، اینها مغرور نشوند. سیاسیونى كه در مساند قدرت نشسته‌‌‌‌‌‌اند، از این پیروزى بزرگى كه در عرصه‌‌‌‌‌‌ى سیاسى برایشان پیدا شد، بر اثر این حادثه مغرور نشوند: «و ما رمیت اذ رمیت و لكنّ اللَّه رمى‌‌‌‌‌‌»؛(2)

اهمیت دادن به قانون
نكته‌‌‌‌‌‌ى هفتمى كه میخواهم توصیه بكنم، این است كه دولت به قانون اهمیت بدهد. بله اینى كه آقاى رئیس جمهور گفتند كه همه باید قانون را رعایت كنند، بله مسلم است؛ مجلس، قوه‌‌‌‌‌‌ى قضائیه، دستگاه‌‌‌‌‌‌هاى گوناگون، باید قانون را رعایت كنند؛ به آنها هم ما توصیه‌‌‌‌‌‌ى این را میكنیم، به شما هم توصیه میكنیم. قانون را دقیق رعایت كنید. خوب، حالا بعضى از منتقدین دولت گفتند كه دولت قانون را رعایت نمیكند. آقاى رئیس جمهور هم در جواب گفتند كه نه، این دولت قانون‌‌‌‌‌‌گراترین دولتهاست. این، دو تا ادعا شد؛ دو طرف قضیه. باز من این جا كار ندارم كه كدام طرف ترجیح دارد، كدام طرف ترجیح ندارد. من میخواهم به شما عنوان مسئولین مجریه‌‌‌‌‌‌ى كشور سفارش اكید بكنم كه به قانون اهمیت بدهید. اگر چنانچه ما اینجا قانون را در مسئله‌‌‌‌‌‌اى خاص شكستیم و عمل نكردیم، صرفاً این نیست كه یك قانون نقض شده باشد؛ بلكه معنایش این است كه یك راهى، یك خطى باز شد كه این خط، دنباله خواهد داشت. كارِ قانون‌‌‌‌‌‌شكنى اینجورى است. اینجا كه قانون نقض شد، نقض قانون یك فرصت تازه‌‌‌‌‌‌اى پیدا كرد كه به وسیله‌‌‌‌‌‌ى دیگران انجام بگیرد. لذاست كه به مسئله‌‌‌‌‌‌ى قانون، خیلى اهمیت بدهید.

سعه صدر در برابر انتقادها

نكته‌‌‌‌‌‌ى بعدى. براى شنیدن نقد، سینه‌‌‌‌‌‌ى گشاده و روى باز و گوش شنوا داشته باشید. هیچ ضرر نمیكنید از اینكه از شما انتقاد كنند. البته این انتقادهائى كه میشود، همه یك جور نیست. بعضى‌‌‌‌‌‌ها به قصد اصلاح نیست، بلكه به قصد تخریب است؛ داریم مى‌‌‌‌‌‌بینیم دیگر؛ هم از مجموعه مطبوعات خودمان، هم پشتوانه‌‌‌‌‌‌ى آنها. ده‌‌‌‌‌‌ها رادیو و تلویزیون بیگانه و رسانه‌‌‌‌‌‌ى عمومى و بین‌‌‌‌‌‌المللى در اختیار حرفها و افكارى هست كه بنایش بر تخریب است؛ یعنى هیچ بناى اصلاح ندارند. آنچه كه نقل میكنند و ذكر میكنند، براى تخریب است. لذاست كه واقعیت و غیر واقعیت و خلاف واقع و ضد واقع، همه چیز تویش است. گاهى یك چیز كوچك را بزرگ میكنند، گاهى یك چیزى كه نبوده، به عنوان یك حقیقت مسلّم جلوه میدهند. اینها البته هست. این، تخریب است. لیكن در كنار اینها، نقد هم وجود دارد؛ نقدهاى مصلحانه، خیرخواهانه. گاهى از سوى دوستان شماست، گاهى حتّى از سوى كسانى است كه دوست شما و طرفدار شما هم نیستند؛ گاهى اینجورى است. به انسان یك نقدى میشود؛ عیبجوئى‌‌‌‌‌‌اى از انسان میشود، انتقادى میشود، كه آن طرف هم دوست آدم نیست كه آدم به اعتماد دوستى او بخواهد بگوید كه خوب، ما گوش میكنیم. نه، دوست هم نیست، اما دشمن هم نیست؛ دشمنى‌‌‌‌‌‌اش هم ثابت نشده. لیكن نقد است؛ انتقاد است. آن را هم حتّى باید گوش كرد. شاید در خلال این نقدها حرفى وجود داشته باشد كه به درد ما بخورد و باید به هر حال با سعه‌‌‌‌‌‌ى صدر برخورد بشود.

توجه به نصایح علمای دینی

من این را اینجا خوب است عرض بكنم: نصیحت علماى دینى را قدر بدانید، مغتنم بشمارید. گاهى علماى دین، بزرگان دین، مراجع حتّى، نصایحى میكنند، درباره‌‌‌‌‌‌ى مسائلى توصیه‌‌‌‌‌‌هائى میكنند؛ این را مغتنم بشمرید؛ اینها را حمل بر محبت و علاقه‌‌‌‌‌‌مندى بكنید. ما میدانیم، آقایان، بزرگان علمائى كه هستند - حالا گوشه كنار كسانى بر خلاف این معنا باشند، او مورد محاسبه‌‌‌‌‌‌ى ما نیست - و امروز در مناطق مختلف، در مراكز حوزه‌‌‌‌‌‌هاى علمیه‌‌‌‌‌‌ى بزرگ و در شهرستانها هستند، اینها همه طرفدار نظام جمهورى اسلامى و قدردان نظام جمهورى اسلامى‌‌‌‌‌‌اند. مى‌‌‌‌‌‌بینند كه نظام جمهورى اسلامى چقدر در جهت پیشرفت اهداف اسلامى كار كرده و دارد كار میكند و تلاش میكند، تلاشهاى شما را هم مى‌‌‌‌‌‌بینند، كمكهاى شما و خدمات شماها را هم دارند مشاهده میكنند. یك وقت توصیه‌‌‌‌‌‌اى میكنند، از روى علاقه‌‌‌‌‌‌مندى است، از روى دلسوزى است؛ اینها را خیلى باید قدر دانست. همچنین نخبگان دانشگاه‌‌‌‌‌‌ها هم همین جور. بعضى از نخبگان دانشگاه‌‌‌‌‌‌ها مردمان خیرخواهى هستند؛ ما مى‌‌‌‌‌‌بینیم. به بنده گاهى نامه‌‌‌‌‌‌هائى مینویسند، من هم بحمداللَّه توفیق دارم، خیلى از این نامه‌‌‌‌‌‌هائى كه نخبگان و فرزانگان حوزه و دانشگاه به من مینویسند، نگاه میكنم و خودم میخوانم. اگر چه كه نامه زیاد است، همه‌‌‌‌‌‌ى نامه‌‌‌‌‌‌ها را هم انسان نمیتواند بخواند، اما بسیارى از این نامه‌‌‌‌‌‌هاى خاص را من بحمداللَّه توفیق پیدا كرده‌‌‌‌‌‌ام و خوانده‌‌‌‌‌‌ام؛ نگاه كرده‌‌‌‌‌‌ام و مى‌‌‌‌‌‌بینم. انتقاد دارند؛ به بنده، به شما، به فلان كار، به فلان اقدام، به فلان تصمیم. ممكن است ایراد داشته باشند، اعتراض داشته باشند. ممكن است آن اعتراض به نظر ما وارد هم نباشد. یعنى حتّى انسان گاهى نامه‌‌‌‌‌‌اى را كه میخواند، مى‌‌‌‌‌‌بیند كه نه، این اشكالش وارد نیست؛ بر اثر بى‌‌‌‌‌‌اطلاعى از مثلاً فلان موضوع این اعتراض را كرده است كه اگر اطلاع داشت، این اعتراض را نمیكرد. اما یك جا هم در خلال حرفها انسان مى‌‌‌‌‌‌بیند كه نه، یك نكته‌‌‌‌‌‌ى روشنى، یك حرف خوبى هست، انسان استفاده میكند. این ذهن فعالِ این انسان نخبه را، انسان براى خودش نگه دارد. شما وقتى از انتقاد او، از تذكر او استقبال كردى، در واقع ذهن او و فكر او را به عنوان یك پشتوانه‌‌‌‌‌‌اى براى خودتان نگه میدارى. او احساس میكند كه میتواند كمك فكرى براى شما باشد. این همان راهى است كه ما همیشه گفتیم بین خودتان و نخبگان باز كنید.




طبقه بندی: راه اینجاست...،
برچسب ها: امام خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، توصیه اخلاقی، بیانات، فرمایشات، رئیس جمهور، هیئت دولت، قانون پذیری، توجه به توصیه های علما، انتقاد پذیری، سعه صدر، احمدی نژاد، مخالفان، انحراف،
دنبالک ها: متن کامل بیانات معظم له در جلسه هیئت دولت، همین مطلب در جهان نیوز،
[ شنبه سی و یکم اردیبهشتماه سال 1390 ] [ 07:31 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]

گمان باطلی است اگر بپنداری که امتحان الهی تنها شامل حال کفار و مشرکین می گردد. اتفاقاً آنگاه که ایمان می آوری بیشتر در معرض امتحانات الهی هستی. اگرچه هر کدام از ما دائما در معرض امتحانات مختلف الهی هستیم اما هر امتحانی درجه ای از سختی را دارد و همگی از دشواری یکسانی برخوردار نیستند. درست آنگاه که ایمانت بیشتر می شود به امتحانی دشوار تر مبتلا می شوی و آنگاه که ادعایت نیز بزرگتر می شود دام بلایی وسیعتر برایت پهن می شود. اصلاً امتحان الهی مخصوص مومنان و دینداران است چرا که افراد بی دین چیزی برای آزمودن ندارند. أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَكُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ (عنکبوت/2)

اما سخت ترین آزمون الهی، آزمون ولایت است. همان آزمونی که تو را بین فرمان نفس خویش و امر ولیّ زمانت مخیّر می کند و این تویی که دیگر باید انتخاب کنی مسیری را که می خواهی در آن قدم نهی. دیگر سخن از ولایت و ولایتمداری کفایت نمی کند. باید در عمل ثابت کرد هرچند که بهترین لغات و الفاظ را در رثای ولایت استخدام کنی. و مگر می توان فرض کرد کسی در ولایتمداری خود صادق و راستگو باشد اما در عمل فرمان ولیّش را بر زمین نهد و به گوشه ای خرامیده و دست بر سینه گذاشته تا مطالبات!! خود را محقق نماید.

این دو با همدگر قابل جمع نیست آقایان! امروز عده ای گمان می کنند که می توانند با پنهان شدن در پشت ظاهر دینی و گفتمان ولایی هر طور که می خواهند رفتار نمایند و چندی بعد که از یک سو پایداری رهبری در موضع خود و از سوی دیگر واکنش سخت حزب الله را مشاهده می کنند با چند جمله تمام ماجرا را به خیال خود حل و فصل نموده و از خشم حزب الله بکاهند.

ما نه با هیچ کس عقد اخوت نبسته ایم نه پیمان برادری امضا کرده ایم. ما گوش به فرمان رهبرمانیم و تنها با او عهد ولایت بسته ایم. ملاک ما معیار ها و آرمان های انقلاب مان است. ملاک ما منشور و مانیفست حضرت روح الله است. و مگر همین مولای ما نبود که گفت کاری نکنید دل دشمنان شاد و دل دوستانتان رنجیده گردد؟ نکند دایره دوستی و دشمنی شما وسیعتر و یا تنگ تر از دایره حب و بغض رهبری نسبت به افراد است؟ آب رفته به جوی باز نمی گردد با سخنان بیهوده، ما عمل می خواهیم اگرچه که سخن گفتن بسیار آسانتر است تا ...

آری آزمون ولایت برای همه افراد با ایمان –از بکار بردن عبارت «مومنان» بیم دارم –رخ خواهد داد، آنجا که میان هوای نفس خویش و فرمان ولی فقیه گیر میکنی و ولایتی بودنت را آنگاه باید نشان دهی. بیاد داشته باش تا به آزمون ولایت سنجیده نشوی از این دنیا نخواهی رفت و چه زیبا گفت مرتضای آوینی که :«مپندار تنها عاشوراییان را بدان بلا آزموده اند و لا غیر...صحرای بلا به وسعت همه ی تاریخ است.»




طبقه بندی: تفکر، راه اینجاست...، دل نوشته، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: ولایت فقیه، رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، امام خامنه ای، رئیس جمهور، احمدی نژاد، آزمون ولایت، مردودی خواص، نفس اماره، فرمان ولی، مشایی، مصلحی، جریان انحرافی، ولایتمداری، شهید آوینی، سید مرتضی آوینی،
دنبالک ها: همین مطلب در پایگاه اطلاع رسانی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام،
[ پنجشنبه پانزدهم اردیبهشتماه سال 1390 ] [ 10:41 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

بدو بدو از هتل زدیم بیرون تا سوار اتوبوس ها بشیم و به نماز ظهر و عصر مسجد الحرام برسیم. وقت زیادی تا اذان نمانده بود. مثل همیشه عبای شکلاتی رنگ و قرآن جیبی ام رو هم همراه آوردم. در محدوده مسجد النبی و مسجد الحرام همیشه عبا می انداختم. آن طرف خیابان اتوبوس ها منتظر زائرین بودند. به تفکیک ملیت قبل از تونل توقف کرده بودند. یکسری از اتوبوس ها مخصوص ایرانی ها و یکسری دیگر مخصوص ترک ها و اتوبوس های دیگر مخصوص زائران دیگر مثل عراقی ها، سوری ها و ... . خیلی به مذاقم خوش نیامد تفکیک ملیتیِ انتقال زائران به مسجد الحرام. اینجا جایی باید باشد که تفاوت و تمایزی میان زائران نباشد. به نظرم اگر همه بدون در نظر گرفتن ملیت هایشان در کنار هم به حرم منتقل می شدند خیلی زیباتر بود.
من و عبدالرضا در کنار هم نشسته ایم. خود را با اذکار وارده برای ورود به حرم آماده می کنیم. در شعب ابی طالب یعنی همانجا که بعداً در آن بازداشت شده بودم پیاده می شویم و روانه حرم می شویم.
هوا گرم و آفتاب نسبتاً داغی بر سر و رویمان می تابد. برای اقامه نماز در طبقه اول جایی باقی نمانده ناچار باید به طبقه دوم برویم و آنجا نمازمان را اقامه کنیم.
از طریق پله های برقی تعبیه شده قدم در صفا و مروه می گذاریم و وارد طبقه دوم می شویم. دوست دارم در جایی نمازم را اقامه کنم که خانه زیبای کعبه کاملاً نمایان باشد. به پیشنهاد عبدالرضا از لا به لای صفوف می گذریم تا به اولین صف می رسیم جایی که پشت نرده ها قرار می گیریم و کعبه را بدون هیچ مانعی می توانیم تماشا کنیم. هنوز اذان ظهر داده نشده و فرصتی تا اقامه نماز باقی مانده است. عبای خود را به روی نرده ها می گذارم تا سجاده ای را که از حاج آقای نجفی مسئول بعثه رهبری در مدینه هدیه گرفته ام را پهن کنم. به عرض پهن می کنم تا دو نفری بتوانیم بنشینیم. همینطور محو تماشای خانه خدا هستم که جوانی که دشداشه ی سفید رنگ عربی پوشیده است با زبان انگلیسی چیزی می پرسد. جا می خورم. دوباره تکرار می کند سئوالش را. قیمت عبایم را می پرسد!! جواب می دهم که این را نخریده ام و کسی هدیه ام کرده است. لبخند می زند و تشکر می کند. به عربی می گویم: می خوای بهت هدیه اش کنم؟ با خنده جواب منفی می دهد. باب صحبت را از همین جا باز می کند. ریش خوبی دارد، مثل من عینکی و البته با قد متوسطی. او هم محو کعبه و عظمت آن است. تماشای خانه کعبه و مردمی که هر کدام با یک رنگ و نژادی به دور خانه کعبه می گردند زیباترین صحنه ها را خلق کرده. جوان رو به من می کند و لذتی را که از تماشای کعبه می برد را با من تقسیم می کند. او هم حس من را دارد. باب گفتگو باز می شود. ملیتش را از وی می پرسم. تعجب می کنم. می گوید ترک است. با خنده به لباسهای عربی اش اشاره می کنم و می گویم که انتظار دیدن یک ترک را در زیّ عربی نداشتم. می پرسد اهل کجا هستم و من نیز از او. اهل آنتالیای ترکیه است! می گوید که ایرانی در آنجا زیاد هست و البته من هم به او می فهمانم که خبر دارم از اوضاع و احوال آنجا!! به شوخی و البته جدی می گویم که در آنتالیا از اسلام خبری نیست و سکونت او در آنجا غیر موجه است. خوش و بش ها ادامه دارد تا اینکه از نظام سیاسی ایران می پرسد. گویی ابهام دارد. می گوید: امام خمینی (ره)، آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) و ...؟ به ترتیب و از بالا به پایین! جمله اش سئوالی است و منتظر است تا بداند بعد از رهبر عزیز چه کسی در راس نظام ایران قرار دارد. پاسخ می دهم: احمدی نژاد! به حالت تایید سری تکان می دهد که یعنی می شناسد او را. من هم همین سئوال را از جوان ترک می پرسم و بعد از رابطه محکم و برادرانه ایران و ترکیه می گویم. تایید می کند. جوان ترک از علاقه ی شدیدش به احمدی نژاد می گوید و اینکه چقدر او را دوست دارد. می گوید من عاشق احمدی نژادم! برای ایجاد پیوند و احساس یگانگی بیشتر من هم متقابلا از علاقه ام به اردوغان می گویم. برایش جالب است. اینکه یک خارجی به نخست وزیر کشورش علاقه مند است. علت را می پرسد. پاسخش را می دهم البته نه تمام و کمال.

نظام سیاسی ترکیه بعد از روی کار آمدن اردوغان و عبدالله گل به کلی متحول شده است. اسلامگرایان کرسی های زیادی را در پارلمان کسب کرده اند و مسلمانان در این کشور لائیک قدرت و آزادی های بیشتری بدست آورده اند. از همان زمان تا کنون شیعیان ترک هم حتی توانسته اند از آزادی های اجتماعی بیشتری برخوردار شوند. حضور طیب اردوغان در مراسم روز عاشورای امسال شیعیان که بشدت مورد توجه رسانه ها نیز قرار گرفت نمونه ی این توجه مسئولان ترکیه ای به اسلام و مسئله وحدت بین شیعه و سنی می باشد.

شاید برای رفقا جالب باشد که در منطقه خاورمیانه تا همین چند سال پیش ترکیه بیشترین حجم روابط اقتصادی و سیاسی را با اسرائیل داشته و شاید هنوز هم دارد. بسیاری ار توریست های اسرائیلی، ترکیه را برای گذران تفریح خود انتخاب می کنند. از سوی دیگر ترکیه از سال 1996 به عنوان تنها هم پیمان نظامی اسرائیل در منطقه شناخته می شود.

در واقع روابط تركیه و اسرائیل شاهد دو مرحله‌ بوده است؛ مرحله نخست قبل از روی كار آمدن حزب عدالت و توسعه كه به حد نزدیك شدن همكاری اقتصادی و امنیتی رسید. با امضای توافقنامه امنیتی میان دو طرف این روابط به حد ائتلاف امنیتی و همكاری اطلاعاتی و تجاری رسید و این مرحله‌ ائتلاف بود. تغییر در این روابط و در واقع مرحله‌ی دوم روابط، با روی كار آمدن حزب عدالت و توسعه در سال81 آغاز شد. سیاست تركیه در این مرحله با بعد اسلامی آمیخته شد. بعد از سقوط امپراطوری عثمانی، صحبت‌هایی از نقش قوی تركیه در منطقه مطرح شد. در این مرحله به رغم برخی تنش‌ها دو طرف به ادامه روابط اصرار داشتند.
مهمترین تنش در روابط دو طرف، حمله اسرائیل به نوار غزه بود. این جنگ خشم و انزجار دولت تركیه را برانگیخت. تركیه آن را اهانتی به خود توصیف كرد. رجب طیب اردوغان، نخست‌وزیر تركیه، گفت آنچه كه اسرائیل صورت داد تروریسم دولتی بود. شكی نیست كه این جنگ یك نقطه‌ی تحول و امری مهم در روابط دو طرف بود. در پی آن، رجب طیب اردوغان شدیدا در همایش داووس از اسرائیل انتقاد كرد و در حالیكه شیمون پرز، رئیس اسرائیل نیز در آن كنفرانس حضور داشت، گفت كه پرز دست به كشتار كودكان فلسطین زد و از جلسه خارج شد.

از آن پس، نوعی بی‌اعتمادی در روابط دو طرف ایجاد شد و این روابط دستخوش تنش‌های متعددی شد و به مرحله‌ اختلاف رسید و آن زمانی بود كه دنی ایالون، معاون وزیر امور خارجه اسرائیل، سفیر تركیه در وزارت امور خارجه‌ اسرائیل را در پایین‌ترین مكان نشاند و پرچم تركیه را روی میز خود قرار نداد. تركیه آن را اهانتی توصیف كرد. این تنش عذرخواهی اسرائیل را به همراه داشت و ایهود باراك وزیر جنگ اسرائیل به تركیه سفر كرد تا به این تنش پایان دهد.

بعد از آن، حمله به كشتی مرمره آغاز شد كه 9 تبعه تركیه در آن به شهادت رسیدند. این امر نشان از آن دارد كه موضع تند تركیه در قبال اسرائیل همواره به خاطر اقدامات اسرائیل بوده است. به رغم تمام مواضع تند تركیه، هرگز این امر به حد قطع روابط تركیه و اسرائیل نرسیده است، چرا كه پیامدهای منفی بر روابط تركیه با آمریكا و اروپا دارد چون منافع مشترك، عامل تعیین كننده در این روابط در مرحله كنونی است. البته احتمالا بعد داخلی، انتخابات محلی و موضع گیری احزاب اسلامی و معارض نیز بر این امر تاثیر می‌گذارد.

****

با جوان ترک در حالی خداحافظی می کنم که از استعمارستیزی و ایستادگی طیب اردوغان در برابر استکبار جهانی و آمریکا و اسرائیل تجلیل کرده ام. علاقه او نیز به احمدی نژاد به همین دلیل است. ایستادگی او در برابر قدرت های جهانی و آمریکا و اسرائیل. کاری به حواشی ندارم که در جای خود قابل تامل و بررسی است و برخی درد خود ما نیز هست اما باید دانست که احمدی نژاد داخل ایران با احمدی نژاد کشورهای اسلامی و ملت های ستمدیده بسیار متفاوت است.

اصلاً بحثم احمدی نژاد نبود. تنها میخواستم خاطره ای از سفر حج را نقل کنم...




طبقه بندی: خاطرات حج تاریخی، فکر نوشت، رخدادهای روزانه، دل نوشته،
برچسب ها: حج، خاطره، ترکیه، اسرائیل، روابط دیپلماتیک، روابط اقتصادی، روابط امنیتی، بازداشت، آل سعود، احمدی نژاد، آمریکا، امام خمینی، امام خامنه ای، کعبه، مسجد الحرام، جوان، دشداشه، ملیت، آنتالیا، استانبول، تهران، اردوغان، عبدالله گل، اسلام، شیعه، سنی، وحدت،
دنبالک ها: روابط تركیه و اسرائیل از "ائتلاف" تا "اختلاف"، اردوغان : از تخریب رابطه با اسراییل استقبال می کنیم، تیرگی روابط ترکیه و اسرائیل، نگاهى به روابط ترکیه و اسرائیل در نیم قرن اخیر، بحران در روابط ترکیه و اسرائیل، مردم ترکیه، خواهان قطع روابط با اسرائیل،
[ دوشنبه پانزدهم فروردینماه سال 1390 ] [ 10:06 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
این مطلب همانی است که وعده اش را داده بودم. مطلبی است که برای شماره بعدی نشریه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام (حیات) آماده کردم که البته پرونده اش در مورد اسلام ناب بود.
تحولات امروزی منطقه را به نظر می رسد دیگر باید از منظری متفاوت بررسی کرد. به قول شهید آوینی جنگ آخرالزمان جنگ میان اسلام ناب و اسلام آمریکایی است. اما این جنگ مقدماتی دارد که یکی از آنها در حال وقوع است. یعنی روندی که منجر به رشد تشیع در بلاد اسلامی و گسترش اسلام در بلاد کفر می شود. گویی برای آنکه تشیع رشد کند باید همه از یک دوره اسلام آمریکایی عبور و گذر کنند.
خود قضاوت کنید:
*******

1.    بیش از سه دهه از شروع انقلاب اسلامی ایران می گذرد که پیش بینی رهبران آن در مورد تحولات جهانی و رویدادهای منطقه ای در کشورهای اسلامی و ملت های مستضعف عالم در حال تحقق است. گویی در این قرن باید آخرین نفس های نظام سلطه و استکباری و آخرین روزهای حضور جریان باطل – یعنی صهیونیزم بین الملل - را در هرم قدرت و مدیریت جهانی شاهد و ناظر باشیم و این همان وعده ایست که حضرت روح الله سلام الله علیه سال ها پیش از این به فرزندان خود داد که: « این قرن به خواست خداوند قادر، قرن غلبه مستضعفان بر مستکبران و حق بر باطل خواهد بود.»1
2.    هرچند که « حوادث امروز شمال آفریقا، كشور مصر، كشور تونس، برخى كشورهاى دیگر، براى ما ملت ایران معناى دیگرى دارد و این همان چیزى است كه همیشه به عنوان حدوث بیدارى اسلامى...گفته میشد»2  و « گسترش موج بیداری اسلامی...از سه دهه پیش با پیروزی انقلاب اسلامی و تشكیل نظام جمهوری اسلامی آغاز شد»3  اما باید گفت که موج اصلی و نهایی برای پیروزی جریان حق بر باطل و مستضفان بر مستکبران در آینده ای نزدیک و در غرب اتفاق خواهد افتاد و فرض قیاس خیزش پرقدرت مردم مسلمان منطقه با پیش بینیِ وعده داده شده اشتباه است.
در واقع اتفاقی که امروز در حال تحقق است همان موج اسلامگرایی است که ملت های مسلمان تحت حاکمیت دولت های به ظاهر اسلامی ولی در باطن طاغوتی – نظیر دولت مبارک، آل سعود، بن علی، عبدالله صالح و ... که به ظاهر مسلمان ولی در باطن طاغوتی هستند- در میان خود شکل داده اند و با قیام عظیمی در حال حرکت به سمت اسلام ناب محمدی می باشند.
بی شک اولین گام برای حرکت در مسیر اسلام ناب رهایی از حاکمیت طاغوت است و تا زمانی که طاغوت بر مسلمانان حاکم باشد نباید انتظار دستیابی به اسلام ناب داشت. خوشبختانه امروز دیده می شود که ملت های مسلمان منطقه گام نخستین برای حرکت در مسیر اسلام ناب را بر داشته اند هرچند که فاصله زیادی تا تحقق کامل آن دارند اما روند فعلی روندی امیدوار کننده و روشن است. به نظر می رسد در گام بعدی پس از رهایی از سیطره طاغوت در کشورهای منطقه باید منتظر پیاده شدن مدل حاکمیتی ولایت و موج شیعی گری باشیم و حقیقت آنست که تحقق اسلام ناب بدون انجام دو مقدمة رهایی از حاکمیت طاغوت و ایمان خدا و تبعیت از ولایت الهی او که متجلی در اهل بیت علیهم السلام است امکانپذیر نخواهد بود، همانگونه که خداوند متعال فرمود:« فَمَنْ یَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ »4. البته این را نیز باید دانست، موجی که در آینده کشورهای اسلامی را در بر خواهد گرفت به یقین جوششی از درون ملت ها خواهد بود و نه ناشی از تبلیغات شیعیان.
3.    اما وعده فراموش ناشدنی حضرت روح الله سلام الله علیها مبنی بر افول نظام های سلطه و پیروزی نهایی حق بر باطل نه در بین جوامع اسلامی که در غرب و در قلب نظام استکباری و دستگاه سرمایه داری دنیا رخ خواهد داد.
در نگاه آن پیر حکیم تمام خوف مستکبرین عالم در این است که اسلام سرزمین آنها را فتح کند و بدین جهت است که تمام تلاش های خود را برای جلوگیری از روند اسلام خواهی در غرب بکار گرفته اند. همو بود که گفت :« آنها خوف این را دارند كه اسلام به آن طورى كه هست گسترش پیدا كند و همه كشورهاى اسلامى را بگیرد، و به همه مستضعفین جهان پرتو بیفكند. آنها خوف این را دارند، و لهذا از اسلام مى‏ترسند، و حقیقتاً حمله‏شان به اسلام است، منتها به صورت این كه ایران چطور است؛ نمى‏توانند بگویند كه اسلام چطور است، مى‏گویند ایران چطور است.»5
در نگاه ایشان، نبرد اصلی فقط میان مسلمانان و کفار نیست بلکه در دوران قیام آخرالزمان و نابودی نظام سلطه تمام ادیان و مسالک حضور دارند و البته وجه مشترک میان همه آنان استضعافشان در ابعاد مختلف فکری، فرهنگی، اقتصادی و ... است:« همه باید كوشش كنیم كه وحدت بین مستضعفان در هر مسلك و مذهبى كه باشند، تحقق پیدا كند كه اگر خداى نخواسته سستى پیدا شود، این دو قطب مستكبر شرق و غرب مانند سرطان همه را به هلاكت‏خواهند رساند. ما عازم هستیم كه تمام سلطه‏ها را نابود سازیم.»6
4.    امروز نشانه های افول نظام های سلطه بیش از هر زمان دیگری مشاهده می شود. موج اسلام گرایی در خاورمیانه و موج اسلام خواهی در غرب، بلایی است که به جان ابر قدرتهای جهانی افتاده و همین دو موج است که این قرن را برای آنها قرن افول و زوال قرار داده.
اکنون باید دل به وعده تخلف ناپذیر امام خامنه ای مدظله العالی سپرد که: « هر روز كه بگذرد، امواج سهمگین بیدارى اسلامى، تختهاى قدرت فرعونهاى عالم را بیشتر خواهد لرزاند.»7
در حالیکه غرب، امروز در اوج فساد و انحطاط اقتصادی، اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی غوطه ور است موج اسلام خواهی به سرعت در حال افزایش است. به تعبیر خامنه ای عزیز :« امروز استكبار جهانى و قلدرهاى سیاسى عالم و امپراتوریهاى زر و زور در سرتاسر جهان كه در فساد و انحطاط غرقند، با اسلام و نظام اسلامى دشمن هستند؛ زیرا افشاگر و تهدید كننده‌ى آنها، اسلام و بیدارى مسلمین است.»8
اخیراً نتایج تحقیقی که توسط یک مؤسسة آمریکایی انجام شده نشان می دهد، شمار مسلمانان جهان در 20 سال آینده به دو برابر میزان كنونی خواهد رسید. بطوریكه 26.4 درصد مردم جهان در سال 2030، اسلام را آیین و اساس زندگی خویش قرار خواهند داد.
براساس این تحقیق هر سال 1.5 درصد بر شمار پیروان اسلام در جهان افزوده خواهد شد در حالیكه شمار غیرمسلمانان با رشد 0.7 درصدی روبرو خواهد شد.
مطابق این تحقیق صورت گرفته تا دو دهه دیگر شمار مسلمین اروپا از 6 به 8 درصد افزایش خواهد یافت. براین اساس به جای 44.1 میلیون نفر فعلی تا آن هنگام دست كم 58.2 میلیون نفر مسلمان در اروپا خواهیم داشت. در چنین وضعیتی حتی انتظار می رود در برخی از كشورها نظیر بلژیك(از 6 تا 10.2 درصد)، فرانسه(از 7.5 الی 10.3 درصد)، سوئد(از 10 تا 20 درصد) افزایش یابد. این در حالیست که به نظر می رسد بسیاری از فاکتورهایی که به رشد اسلام خواهی در غرب کمک می کند نادیده گرفته شده و نا امیدی و یأس غربیان نسبت به کارآمدی و پاسخگویی نظام سرمایه داری نسبت به نیازهای مادی و معنویِ آنان در نظر گرفته نشده است. از سوی دیگر موج اعتراضاتی که از ماه ها پیش به بهانه های اقتصادی و سیاسی در اروپا شکل گرفته حاکی از درماندگی جوامع غربی در ایجاد رفاه و امنیت مادی گرایان است.
در عین حال طبق گزارشات دیگر روند اسلام خواهی به اروپا محدود نمی شود و دامنگیر آمریکاییان هم گردیده. در ایالات متحده آمریكا هم آمار از افزایش 1.7 درصدی مردم مسلمان حكایت دارد.(9)
5.    در نهایت اینکه از یک سو اتفاقات و تحولات امروز خاورمیانه نوید بخش انگیزه مسلمانان منطقه برای حاکم کردن اسلام ناب در سایة رهایی از طاغوت و پیروی از ولایت الهی است و از سوی دیگر شواهد قطعی و مسلم حاکی از آن است که افول دیکتاتوری نظام لیبرال دموکراسی غرب و امپراطوری های زور و زر با بازگشت غربیها به فطرت خداجو و حق طلب آنان به نظام توحیدی و عدالت محوری و در یک کلام آیین اسلام در حال تحقق است و این دقیقاً خواب آشفتة حقه بازان طماع و کینه ورزان حیله گر و سیاست بازِ دروغگوی غربی است و همان پیش بینی موعود رهبران جمهوری اسلامی است.
هرچند که نمی توان زمان مشخصی برای فرارسیدن این پیروزی نهایی مستضعفان بر مستکبران و حق بر باطل تعیین کرد اما باید به این نکته اذعان کرد که به یقین همانگونه که حضرت روح الله به فرزندان انقلابی خود وعده داده این قرن، قرن غلبة حق بر باطل خواهد بود.

****
پی نوشت ها:
1/ بیانات امام  خامنه ای مدظله العالی  1389/11/15
2 و 3 / بیانات امام خامنه ای مدظله العالی 1389/08/24 
4/ بقره/ 256
5/صحیفه نور، ج‏19، ص: 132
6/صحیفه نور، ج‏17، ص: 430
7/ بیانات امام خامنه ای مدظله العالی1368/04/22
8/ بیانات امام خامنه ای مدظله العالی1368/03/26
9/http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8911091098



طبقه بندی: فکر نوشت، رخدادهای روزانه، بیداری اسلامی،
برچسب ها: امام خامنه ای، قرن غلبه حق بر باطل، حق، باطل، امام خمینی، انقلاب اسلامی، بیداری اسلامی، مصر، تونس، فلسطین، فتنه 88، موسوی منافق، کروبی منافق، خیزش اسلامی،
[ شنبه سی ام بهمنماه سال 1389 ] [ 07:41 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات