آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ
برخورد امام با استکبار جهانی اینطوری بود. چه کسانی می خواهند وضع سابقه را برای ما تکرار کنند؟
بخش زیر قسمتی از بیانات امام راحل در بعد از تسخیر سفارت امریکا در تهران توسط دانشجویان است...
.
«آن روزى كه ملت ما در خیابانها ریختند، از بانوان محترمه و جوانهاى محترم، ببینیم اینها چه مى‏خواستند. آنكه خواستند شده است یا نشده است؟ آنهایى كه مى‏خواستند، آن كه از سرتاسر كشور فریادش در خیابان و در كوچه‏ها و در مدارس و در همه جا بلند بود این بود كه «استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى». این سه تا كلمه بر سر زبان همه بود. آن روز، هیچ فكر دیگر نداشتند جز اینكه این رژیم را ساقطش كنند و تبدیلش كنند به یك رژیم دیگرى، و آزادى به دست بیاورند بعد از اختناق پنجاه و چند ساله- اگر نگوییم دو هزار و پانصد ساله- و استقلال به دست بیاورند كه ممالك دیگر آقایى اینجا نكنند و نیایند و ما را اسیر خودشان بكنند. اصول مسائلى را كه ابتدایى؛ یعنى مسائل ابتدایى ملت ما بود این سه تا بود. اینها كه مى‏گویند «انقلاب شد و هیچى نشد»، مى‏گویند این اصولى كه اصولِ خواستِ دستِ اول ملت بود، این نشده است؟ یعنى الآن باز رژیم سلطنتى است؟ یعنى الآن باز اختناق است؟ یعنى الآن باز مشاورهاى این دولتهاى بزرگ در اینجا مشغول كار هستند و مشغول فعالیت هستند، و دولت ما یا ملت ما تحت سلطه آنهاست؟ خوب، اگر اینها را به شما بگویند، جوابش را شما خودتان مى‏دهید كه نه، اینها الآن حاصل است، این آزادى است كه شما و ما را در اینجا جمع كرده است. شما پنج سال پیش از این امكان برایتان داشت كه در یك همچو جلسه‏اى بنشینید صحبت بكنید؟ این آزادى است كه شما در بیرون، در هر جا صحبت مى‏كنید، انتقاد مى‏كنید، از رژیم سابق انتقاد مى‏كنید، از دولت لاحق انتقاد مى‏كنید، اینها همه آزادى است. هیچ كس هم نمى‏آید به شما بگوید كه نه، انتقاد نكنید. پس آزادى الآن حاصل است براى ما یكى از آن چیزهایى كه ملت ما فریاد مى‏كرد برایش، به دست آورده.
استقلال هم اگر چنانچه آنها مى‏گویند كه الآن امریكا در اینجا دارد حكومت مى‏كند. شما مى‏بینید كه الآن مركز فساد امریكا را جوانها رفته‏اند گرفته‏اند، و امریكاییهایى هم كه در آنجا بوده گرفتند، و آن لانه فساد را به دست آوردند و امریكا هم هیچ غلطى نمى‏تواند بكند، و جوانها هم مطمئن باشند كه امریكا هیچ غلطى نمى‏تواند بكند. بیخود صحبت اینكه اگر دخالت نظامى [كند]، مگر امریكا مى‏تواند دخالت نظامى در این مملكت بكند؟ امكان برایش ندارد. تمام دنیا توجهشان الآن به اینجاست. مگر امریكا مى‏تواند مقابل همه دنیا بایستد و دخالت نظامى بكند؟ غلط مى‏كند دخالت نظامى بكند. نترسید، نترسانید. همین تعبیرى كه جوانهاى ما از روى احساسات جوانى كردند كه اگر چنانچه امریكا بخواهد دخالت نظامى بكند ما چه خواهیم كرد، اصلًا این «اگر» ش را هم نباید بگویند. امریكا عاجز از این است كه دخالت نظامى در اینجاها بكند. اینها یك مسائلى در پیششان است، یك مطالبى در پیششان است كه روى آن مطالب گرفتاریهایى دارند، نمى‏توانند این كارها را بكنند. اگر آنها مى‏توانستند دخالت نظامى بكنند، شاه را نگه مى‏داشتند. با تمام قدرتشان، قدرتهاى تبلیغى [تلاش‏] كردند كه نگهش دارند و ملت ما اعتنا نكرد به آن. و نه تنها او، همه قدرتها پشت سر هم ایستاده بودند كه نگه دارند شاه را و نتوانستند نگه دارند. براى اینكه ملت، یك چیزى را كه مى‏خواهد، نمى‏شود مقابل ملت بایستد كسى و چه بكند، هیچ ابداً. این مطلب را از جوانهاى ما پیش نیاورند؛ این مطلب را كه دخالت نظامى [است‏]. آنها همیشه دخالتهایشان، دخالتهاى شیطنتى است؛ توطئه است. آنها اگر بخواهند یك كارى هم بكنند، وادار مى‏كنند جوانهاى ما را كه آنها تظاهر بكنند و در تظاهر، عمال آنها بیایند درگیرى بكنند با اینها و یك غائله راه بیندازند كه ما نتوانیم یك محیط آزاد پیدا بكنیم. یك محیط آرام پیدا بكنیم و مسائلى را كه مى‏خواهیم طرح بكنیم، و مى‏خواهیم ایجاد بكنیم، بتوانیم. آنها از این راهِ شیطنتها پیش مى‏آیند. آنها شیطانهایشان را پیش همین جوانهاى صافدل عزیز مى‏فرستند تبلیغات مى‏كنند. مى‏نویسند به دیوار؛ چه مى‏كنند، چه، چه، چه. یك وقت مى‏بینیم كه یك عده جوان را راه انداختند توى خیابانها به یك تظاهراتى؛ تظاهرات بحق، لكن آنها از همین تظاهرات بحق مى‏خواهند استفاده ناحق بكنند.»

صحیفه امام، ج‏10، صص: 516-517




طبقه بندی: راه اینجاست...، بازخوانی اندیشه امام،
برچسب ها: ملت، آمریکا، دشمن، غلطی، توانستن، دشمنی، ایران، امام خمینی، امام، حضرت روح الله، رهبر، بینیانگذار، استکبارستیزی، سلطنت، اختناق، تسخیر لانه جاسوسی، سفارت آمریکا، دانشجویان، 13 آبان، ابرقدرت ها، جوان، خیابان، حمله، نظامی، فساد، لانه، حمایت، توطئه، فریب، شیطانی، دوست، جوانان، خمینی، درگیری، طرح، مسائلی، غائله، صحیفه امام، تبلیغات، استقلال، آزادی، جمهوری، اسلامی، جمهوری اسلامی، اصول، روش، معیار، قاعده،
[ یکشنبه بیستم فروردینماه سال 1391 ] [ 12:31 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]
انتخابات بعنوان مهمترین عرصه حضور مردم در صحنه تصمیم گیری برای تعیین سرنوشت خویش در جوامع مردم سالار شناخته می شود، در نتیجه، انتخاب نامزدهای مورد نیاز برای تصدی مسئولیت ها اهمیتی معادل تعیین آیندة یک نظام و مملکت را دارد.
احزاب و گروه های سیاسی در آستانه انتخابات ها تلاش می کنند با ارائه ی لیست های انتخاباتی کاندیداهای خود را به مردم معرفی کنند تا هر کدام در مدیریت کشور سهمیه ای را کسب کنند.
در این میان برخی از مردم بر اساس سلایق سیاسی خویش و بنابر اعتماد به احزاب و اشخاص، کاندیدای منتخب خود را از میان فهرست های انتخاباتی بر می گزینند، اما با مراجعه به دیدگاه های بنیانگذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب و سایر نخبگان سیاسی کشور دریافته می شود که مبنای انتخاب نامزدها به هیچ وجه نباید گرایشات حزبی و قبیله ای باشد بلکه تنها بایستی کاندیدای «اصلح» بر اساس تحقیق و تفحص و ارزیابی آنها برگزیده شده و به او رأی داده شود.
در ذیل تلاش شده تا ضمن مراجعه به دیدگاه های رهبران جمهوری اسلامی یعنی حضرت امام خمینی(ره) و امام خامنه ای(مدظله العالی) و واکاوی نظرات حضرت آیت الله مهدوی کنی و نیز علامه مصباح یزدی بعنوان دبیران جبهة متحد اصولگرایان و جبهة پایداری انقلاب اسلامی، آراء آنان را نسبت به انتخاب نمایندگان مجلس بررسی کنیم.
حضرت امام خمینی (ره) ضمن اشاره به اهمیت انتخاب افراد در انتخابات به بیان ویژگی های یک نامزد اصلح پرداخته و از مردم می خواهند که با بررسی این معیارها در کاندیداهای مختلف، خودشان بدون توجه به تبلیغات کسی که دارای آن صفات بود را برگزیده و به آن رأی دهند:
«[مردم] قانون اساسى را ملاحظه كنند و صفات رئیس جمهور را در آنجا ملاحظه كنند، و كسى كه داراى آن صفات بود و او را به آن صفات مى‏شناسید به او رأى بدهید، و اگر فاقد آن صفات باشد، احتراز كنید از رأى دادن به او. روز سرنوشت‏سازى است. مى‏خواهید زمام كشور را به یك كسى بدهید كه مؤثر است در مقدرات كشور شما. سهل انگارى نكنید، و به پاى صندوقها بروید، و با هم اجتماع كنید، و كسى كه لایق براى این مقام است و داراى آن صفاتى است كه سوء سابقه نداشتن، وابستگى به رژیم سابق نداشتن، اینها از امورى است كه باید ملاحظه بشود. و آقایان نباید سستى كنند در رفتن. به پاى صندوق بروند. لكن به كسى كه این صفات را دارد رأى بدهند.»(1)


در جای دیگری بنیانگذار انقلاب با اشاره به این نکته که «مجلس خانه همه مردم و امید مستضعفین است»، دیدگاه رایج در وابستگی صنفی و گروهی نمایندگان را طرد کرده و بر لزوم تحقیق و شناسایی کاندیداهای اصلح از سوی مردم تأکید می ورزند:
«در هر حال، مردم با بصیرت و درایت و تحقیقْ كاندیداها را شناسایى كرده، و به‏ سوابق و روحیات و خصوصیات دینى- سیاسى نامزدهاى انتخاباتى توجه نمایند. مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانى رأى دهند كه متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئولیت كنند، و طعم تلخ فقر را چشیده باشند، و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنجدیدگان تاریخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاك طینتان عارف، و در یك كلمه، مدافع اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- باشند. و افرادى را كه طرفدار اسلام سرمایه دارى، اسلام مستكبرین، اسلام مرفهین بى‏درد، اسلام منافقین، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان، و در یك كلمه، اسلام امریكایى هستند طرد نموده و به مردم معرفى نمایند. و از آنجا كه مجلس خانه همه مردم و امید مستضعفین است، در شرایط كنونى نباید كسى انتظار داشته باشد كه حتماً نمایندگان باید از گروه و صنف خاصى باشند. باید توجه داشت كه هنوز خیلى از مسائل وجود دارد كه به نفع محرومین باید حل و فصل شود. و تمیز بین كسانى كه در تفكر خود خدمت به اسلام و محرومان را اصل قرار داده‏اند، با دیگران كار مشكلى نیست. »(2)
رهبر حکیم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه ای هم در آستانه هر انتخاباتی با برشمردن ملاک ها و معیارهای یک نامزد اصلح، تلاش مردم برای جستجوی نامزد مناسب تر را وظیفه همه مردم دانسته و عدم ملاحظات حزبی و خویشاوندی را با در نظر گرفتن ملاک های دینی و شرعی و انقلابی را از مردم می خواهند.
« مردم وظیفه دارند در انتخابات شركت كنند و نامزدهاى صحیح را پیدا و آن‏ها را انتخاب نمایند. مردم وظیفه دارند به ملاكهاى دینى و شرعى و انقلابى نگاه كنند؛ به روابط قوم و خویشى و ایل و طایفه‏اى و این‏طور چیزها نگاه نكنند. ببینند واقعاً چه كسى با معیارهاى الهى و انقلابى، مناسب‏تر و به آن نزدیك‏تر است، او را برگزینند و با شور و شوق به عنوان یك وظیفه در این كار دخالت كنند. كسانى از مردم وظیفه دارند كه دیگران را تشویق و تحریض كنند. كسانى كه زبان گویایى دارند، قلم توانایى دارند و آبرویى پیش مردم دارند- كه این آبرو هم جزو ذخایر الهى است و خداى متعال به هركس داده است، باید آن را در راه او مصرف كند و به كار ببرد- مردم را توجیه و تشویق كنند و آدم‏هاى خوب را به آن‏ها معرفى نمایند. در معرفىِ نامزدهاى نمایندگى باید ملاحظه كنند كه هیچ رابطه‏اى را غیر از رابطه‏ى دینى و الهى و وظیفه‏ى شرعى دخالت ندهند. فلان‏كس با ما رفیق است، فلان‏كس با ما دوست است، فلان‏كس فایده‏اى به ما مى‏رساند؛ ابداً این چیزها را در نظر نگیرند. البته هر كارى هم كه آن‏ها بكنند، مردم باید چشمشان باز باشد؛ خودشان واقعاً بشناسند و بفهمند كه چه كار مى‏كنند. »(3)
«مسئله‏ ى بعدى در انتخابات این است كه مردم سعى كنند صالح‏ترین را انتخاب كنند. آن كسانى كه نامزد ریاست جمهورى مى‏شوند و در شوراى‏ نگهبان‏ صلاحیت‏ آن‏ها زیر ذره بین قرار مى‏گیرد و شوراى‏ نگهبان‏ صلاحیت‏ آن‏ها را اعلام مى‏كند، این‏ها همه‏شان صالحند. اما مهم این است كه شما در بین این افراد صالح، بگردید و صالح‏ترین را پیدا كنید. اینجا جائى نیست كه من و شما بتوانیم به حد اقل اكتفاء كنیم؛ دنبال حد اكثر باشید؛ بهترین را انتخاب كنید. »(4)


« مردم تحقیق و مطالعه كنند؛ از روى احساس وظیفه به پاى صندوقهاى رأى بروند و از روى احساسِ وظیفه، نام كسانى را كه گزینش كرده‏اند، به صندوقهاى رأى بیندازند. مجلس، این‏گونه درست مى‏شود و سپس دولت به وجود مى‏آید و به پیش مى‏رود. این، امتحانِ بزرگ و كارِ مهمّى است. »(5)
از سوی دیگر کسانی نیز که ملاک های لازم برای تصدی مسئولیت ها را در خود مشاهده می کنند و افرادی با صلاحیت تر از خود را سراغ ندارند، باید برای انتخابات نامزد شده و خود را در معرض رأی ملت قرار دهند:
« در این چند روزى كه از مهلت ثبت‏نام نامزدهاى انتخابات باقى مانده، وظیفه‏ى وجدانى و اسلامى و میهنى هركسى كه خود را داراى این خصوصیات مى‏داند، این است كه برود داوطلب شود و به صحنه‏ى انتخابات بیاید. اگر بعد دیدند افرادِ باصلاحیت‏تر از آن‏ها هستند، مى‏توانند كنار بروند؛ لیكن الآن باید به صحنه بیایند. مردم چنین افرادى را هرجا دیدند، باید از آن‏ها بخواهند كه بروند نامزد شوند. صلاح و آینده‏ى كشور به این است كه انتخابات، پُرشور و با علاقه و حضورِ قاطبه‏ى ملت برگزار شود. »(6)
اهمیت دیگر تعقل و تدبیر در بررسی و تحقیق نامزدها، مسئولیت الهیِ رأی دهنده است. هرکس باید بداند که باید در قبال رأی خود در پیشگاه خداوند متعال پاسخگو باشد:
« مردم عزیز ما و بخصوص جوانان، احساساتشان را كنترل و با عقلشان كار كنند؛ با دو چشمِ باز نگاه كنند و انتخاب نمایند. البته سلایق هم زیاد است؛ همه گونه سلیقه وجود دارد؛ تابه‏حال هم همین‏طور بوده است. هركسى طبق سلیقه‏ى خود عمل كند؛ منتها همه توجّه كنند كه این انتخابى كه ما مى‏كنیم، یكجا مى‏بایست جواب آن را بدهیم. این‏طور نیست كه بگوییم حالا ما یا اصلًا انتخاب نمى‏كنیم، یا انتخاب مى‏كنیم و كسى چه مى‏فهمد! بله؛ مردم نمى‏فهمند كه ما چه انتخاب كردیم؛ اما خداى متعال كه تشخیص مى‏دهد. ما باید جواب او را بدهیم. ما باید محاسبه كنیم، تحقیق كنیم، بررسى كنیم و معیارها را ملاحظه نماییم، تا بتوانیم به خداوند پاسخ دهیم. اگر انسان نمى‏تواند، از اشخاصى كه مورد اعتماد هستند، از كسانى كه انسان مى‏تواند در مسائل مهم در مسائلى كه باید به خدا جواب داد به آن‏ها اعتماد كند، استفسار نماید؛ اشكالى هم ندارد. »(7)
«آنچه كه من عرض مى‏كنم، در درجه‏ى اول حضور مردمى است. در درجه‏ى بعد كه البته حائز اهمیت بسیارى است این هم، پیدا كردن نماینده‏ى اصلح است. آن كسانى كه به وسیله‏ى شوراى‏ نگهبان‏ صلاحیت‏ آن‏ها اعلام مى‏شود، معنایش این است كه این از حد اقل صلاحیت مورد نیاز برخوردار است. در بین این كسانى كه اعلام مى‏شوند، افرادى هستند با صلاحیتهاى بالاتر، افرادى هستند در سطح پایین‏تر. هنر ملت ایران و مردم شهرها و حوزه‏هاى انتخابیه این است كه دقت كنند، نگاه كنند، بشناسند اصلح را، بهترین را انتخاب كنند؛ بهترین از لحاظ ایمان، بهترین از لحاظ اخلاص و امانت، بهترین از لحاظ دین‏دارى و آمادگى براى حضور در میدانهاى انقلاب؛ دردشناس‏ترین و دردمندترین نسبت به نیازهاى مردم را انتخاب كنند. »(8)
در نگاه معظمٌ له جناح بندی های سیاسی و حزبی به هیچ وجه معتبر نبوده و اثری در انتخاب افراد بعنوان نمایندگان ملت نباید داشته باشد. این در حالی است که برخی ملاک اولی و ابتدایی را برای گزینش کاندیداهای مورد نظر، تعلقات حزبی و خطوط سیاسی می دانند و سعی دارند رهبری را نیز متمایل به جریان سیاسی خود نشان دهند:
« این جناحها و خطوط و احزاب هم از نظر بنده اعتبارى ندارند. بعضى خودشان كه كشمكش مى‏كنند هیچ، سعى مى‏كنند كه رهبرى و دستگاه‏هاى نظام را هم وانمود كنند كه در دعواهاى جناحى و خطّىِ این‏ها واردند! این مطلب درست نیست. بنده حزب و شخصیت نمى‏شناسم؛ بنده این را مى‏شناسم كه كسى كه مى‏آید به مجلس، باید باتقوا باشد. اوّلین شرط تقواست: «انّ اكرمكم عند الله اتقاكم (حجرات/13)». دیگر اینكه باید طرف‏دار محرومین باشد؛ بداند كه در كشور محرومیت هست و سعى و همّت او باشد كه رفع محرومیت كند. باید ضدّ فساد هم باشد و با فساد مالى و اقتصادى به شدّت و به‏جد، از بُن دندان و نه به لفظ، مخالف باشد، تا با فساد مبارزه كند. البته توانمند، بااخلاص و عالِم هم باشد. »(9)
رهبر معظم انقلاب با معرفی ملاک های انتخاب نمایندگان مجلس، راه صحیح انتخاب اصلح را همواره نشان مردم داده و آنها را به گزینش افراد توصیه کرده اند. در زیر برخی از ملاک های دیگر را بصورت گذرا اشاره می کنیم:
«آحاد ملت باید هوشیار باشند. نماینده‏ى متدین، امین، طرف‏دار عدالت، مخالف با فساد، طرف‏دار حقوق محرومین، پایبند به مبانى اسلام و ارزشهاى اسلامى و خط امام؛ یك چنین نماینده‏اى را بفرستند مجلس؛ آن‏وقت مجلس مقتدر خواهد شد، عزتمند خواهد شد. تشخیص این براى همه البته آسان نیست، ولى باید تحقیق كرد، باید به آدم‏هاى مطلع، آدم‏هاى خبره، آدم‏هاى مطمئن مراجعه كرد.»(10)
«مبادا كسانی به مجلس بروند كه گیرنده‌ی آنها، منتظر فرستنده‌ی قوی امریكا و غرب باشد! مبادا كسانی وارد مجلس شوند كه آنتنهایشان را به آن سمت تنظیم كرده باشند؛ هر چه از آن‌جا می‌آید، بگیرند و در داخل به زبان دیگری منتشر و منعكس كنند! همه نگرانی من از این است.» (11)
«نماینده باید شجاع و باشرف و امین و طرف‏دار ضعفا و قشر ضعیف باشد. قانون‏ باید بتواند از حقوق ضعفا دفاع كند، و الّا قانونى كه پول‏داران را پول‏دارتر كند، قانون‏ مملكت اسلامى نیست. قانون‏ باید بتواند گره‏ها را باز كند و به دردِ دل قشرهاى محروم برسد.» (12)
«اگر خودتان توانستید كسانى را بشناسید كه داراى این خصوصیات باشند، بروید به آن‏ها رأى دهید؛ اما اگر خودتان آشنایى ندارید، در هر نقطه‏ى كشور از آدم‏هاى امینى كه به آن‏ها اطمینان داشته باشید، بپرسید؛ آن‏ها معرفى مى‏كنند، تا إن شاء اللّه یك مجلس قوى، مردمى و متّكى به آراءِ مردم تشكیل شود و بتواند كارهاى بزرگى را كه بر عهده ‏ى او قرار دارد، انجام دهد و مردم را- طبق آنچه شایسته‏ى این مردم آزاده و بزرگ است- إن شاء اللّه راضى و خشنود كند، كه این رضایت الهى را هم به دنبال دارد. »(13)
رئیس مجلس خبرگان رهبری و دبیرکل جامعه روحانیت مبارز و جبهه متحد اصولگرایان، آیت‌الله مهدوی كنی نیز بر انتخاب فرد اصلح از سوی مردم بارها تأکید کرده اند:
« مردم ما در این سی سال بلكه قبل از آن نشان داده اند كه مردمی رشید و صاحب تشخیص هستند. به میدان رای خواهند آمد و آنها هم فردی را كه اصلح می دانند، انتخاب می كنند.» (14)


ایشان البته اصلح بودن افراد را بصورت مطلق ندانسته بلکه نسبی می دانند و اصلح بودن را به معنای بلا اشکال بودن اشخاص نمی شمرند:
«در انتخابات قاعدتا به كسی كه صالح تر است رای داده میشود. اصلح بودن هم جهات مختلفی دارد. اگر به كسی رای داده می شود، معنایش این نیست كه او هیچ عیبی ندارد و قابل نقد هم نیست. چون انسانهای معمولی طبعا اشكال در كارشان وجود دارد و ممكن است اشتباه و خطا بكنند. رای دهندگان من حیث المجموع فردی را با تمام خصوصیات و جنبه های سلبی و ایجابی اش بررسی می كنند و در نهایت یك نفر كه به نظرشان برای مردم، انقلاب و اسلام مفید است را انتخاب می كنند. ما هم روی این جهت است كه می خواهیم فردی را انتخاب بكنیم و الا نسبت به كاندیداهای دیگر هم احترام می گذاریم.» (15)
عمار انقلاب اسلامی و رهبر معنوی جبهه پایداری انقلاب اسلامی، علامه مصباح یزدی هم با وجود تلاش جبهه متبوع برای تهیة لیست انتخاباتی از اشخاص شایسته، بارها بر ضرورت عدم توجه مردم به اینگونه لیست ها و گزینش اشخاص مناسبی که خارج از فهرست های موجود نیز وجود دارند تأکید کرده اند.
ایشان تلاش برای تهیة لیست را به جهت وظیفه دینی و شرعی خود دانسته و مسئلة مهم را انتخاب اصلح می دانند:
«مهم انتخاب اصلح با در نظر گرفتن مصلحت نظام و اسلام است، حتی اگر با آن فرد اختلاف نظر داشته باشیم یا وی در گروه و حزب ما نباشد. »(16)


ایشان همچنین با بیان این که مقام معظم رهبری بر معرفی کاندیدای اصلح تاکید دارند اضافه می کنند: در معرفی افراد لایق و شایسته نباید تعصب داشت که این فرد در گروه و یا حزب دیگری است و شما هوادار گروه دیگر هستید بلکه باید به عنوان وظیفه دینی خود عمل کرده و او را معرفی نمایید.
عضو خبرگان رهبری در بخش دیگری از سخنان خود، به انتخابات مجلس شورای اسلامی و انتخاب کاندیدای اصلح اشاره کرده و می فرمایند: ما به عنوان روحانی و کارشناس دینی در مسائلی اظهار نظر می کنیم که ارتباط با دین داشته باشد.
علما به عنوان کارشناسان دینی و خبره و به عنوان حجت شرعی به مردمی که نمی توانند تحقیق کرده و اصلح را تشخیص دهند، افراد متدین و انقلابی را معرفی می کنند.
رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) با بیان این که ما بین خود و خدا و به عنوان حجت شرعی فردی که اصلح است را معرفی می کنیم اظهار داشتند: عالمی که سر و کارش با کتاب است نمی تواند از لای کتاب و یا با استخاره بگوید فلانی اصلح است، باید کسانی که با مردم سر و کار دارند و مورد اعتماد آنان هستند فرد اصلح را از غیر اصلح تشخیص دهند و معرفی نمایند. (17)

منابع و ارجاعات:
1. صحیفه امام، ج‏11، ص: 394
2. صحیفه امام، ج‏21، ص: 11
3. بیانات در دیدار اعضاى هیئت نظارت بر انتخابات شوراى نگهبان‏ 14/ 11/ 1374
4. بیانات در جمع مردم استان كردستان در میدان آزادى سنندج‏ 22/ 02/ 1388
5. بیانات در «دانشكده‏ى افسرى» 16/ 12/ 1374
6. بیانات در اجتماع بزرگ مردم قزوین‏ 25/ 09/ 1382
7. بیانات در دیدار كارگزاران حج‏ 26/ 11/ 1378
8. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در اجتماع بزرگ مردم یزد 12/ 10/ 1386
9. بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم قم‏ 18/ 10/ 1382
10. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اقشار مختلف مردم‏ 22/ 12/ 1386
11. بیانات در دیدار پرسنل و فرماندهان ارتش 28/1/75
12. بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار اقشار مختلف مردم‏13/ 11/ 1378
13. بیانات در خطبه‏ هاى نماز جمعه‏ى تهران‏ 24/ 11/ 1382

14. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8803040300
15. همان
16. تاریخ: 29/10/1390  http://mesbahyazdi.com/farsi/news?=49
17. ۲۷  دی http://sobheentekhabat.com/fa/?p=5637- ۱۳۹۰


همین مطلب در
SNN؛ تریبون مستضعفین؛ جام نیوز



طبقه بندی: راه اینجاست...، تفکر، فکر نوشت،
برچسب ها: انتخابات، مجلس، مجلس شورای اسلامی، مجلس نهم، حضور، مشارکت، حداکثر، انتخاب اصلح، صالح مقبول، دفع افسد به فاسد، فرد اصلح، لیست اصلح، جمهوری اسلامی، مردم، امام خمینی، امام خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، دبیرکل جبهه متحد، آیت الله مهدوی کنی، رئیس مجلس خبرگان رهبری، دانشگاه امام صادق، آیت الله مصباح یزدی، علامه مصباح، عمار انقلاب، جبهه پایداری انقلاب اسلامی،
[ دوشنبه بیست و چهارم بهمنماه سال 1390 ] [ 06:15 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
بعد از سال ها از پذیرش قطعنامه 598 که منجر به برقراری آتش بس میان ایران و عراق گردید هنوز هم برای بسیاری از مردمان این سئوال هست که چرا حضرت امام پذیرش این قطعنامه را به مثابه نوشیدن جام زهر دانستند و آن را با میل و خواسته ی قلبی خود یکسان ندانستند.
اگرچه در طول این سال ها از لا به لای برخی مدارک و اسناد محرمانه و نیز اظهارات برخی از مسئولان وقت جنگ، پرده از این اسرار برداشته شد اما تاملی دوباره بر این داستان تلخ می تواند به عبرت آموزی از این تجربه تاریخی کمک نماید، باشد که بتوانیم برای همیشه در کنار مولایمان و ولی امرمان ایستاده بمانیم و تحقق وعده ی الهی را نظاره گر باشیم.
اما در زمینه پذیرش قطعنامه 598 و اینکه چرا حضرت امام از آن تعبیر به نوشیدن جام زهر فرمودند تلقی ها و تفسیرهای متفاوتی هست که با توجه به اسناد تاریخی به علت این ماجرا اشاره می کنیم:
امام خمینی (ره) در پیامی که به مناسبت سالگرد کشتار مکه صادر نمودند به ناگفته های خود از مسأله پذیرش قطع نامه اشاره کرده و فرمودند:
«...اما در مورد قبول قطعنامه كه حقیقتا مسئله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصا برای من بود، این است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجرای آن می دیدم، ولی به واسطه حوادث و عواملی كه از ذكر آن فعلا خودداری می كنم، و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی كارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای كشور، كه من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم، و در مقطع كنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می دانم و خدا می داند كه اگر نبود انگیزه ای كه همه ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نمی بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود. اما چاره چیست كه همه باید به رضایت حق تعالی گردن نهیم و مسلم ملت قهرمان و دلاور ایران نیز چنین بوده و خواهد بود. من در اینجا از همه فرزندان عزیزم در جبهه های آتش و خون كه از اول جنگ تا امروز به نحوی در ارتباط با جنگ تلاش و كوشش نموده اند، تشكر و قدردانی می كنم و همه ملت ایران را به هوشیاری و صبر و مقاومت دعوت می كنم.» (1)
مطالعه پیام امام موید این نکته است که پذیرش قطع‏نامه و آتش بس، به مثابه نوشیدن جام زهر برای حضرت امام(ره) بود که او تنها به خاطر رضای خداوند، حفظ اسلام و مصالح نظام اسلامی، آن را با جان و دل پذیرا شد. در پیام چنین آمده است:
« ... قبول این مسئله برای من، از زهر کشنده ‏تر است؛ ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او، این جرعه را نوشیدم. در شرایط کنونی، آن چه موجب این امر شد، تکلیف الهی‏ام بود. شما می‏دانید که من با شما پیمان بسته بودم که تا آخرین قطره خون و آخرین نفس بجنگم؛ اما تصمیم امروز، فقط برای تشخیص مصلحت بود و تنها به امید رحمت و رضای او، از هر آن چه گفتم، گذشته و اگر آبرویی داشتم، با خدا معامله کرده ‏ام».(2)



ادامه مطلب را در ادامه حقیقت بخوانید...

ادامه حقیقت

طبقه بندی: راه اینجاست...، بازخوانی اندیشه امام، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: امام، امام خمینی، قطعنامه 598، جام زهر، نوشیدن، هاشمی رفسنجانی، خاتمی، جنگ تحمیلی، دفاع مقدس، میرحسین موسوی، مسئول جنگ، سازمان ملل، پذیرش، پذیرش قطعنامه، ادامه، صلح، آتش بس، نامه امام به مسئولان، دلخون شدن، صحیفه، پایان، صدام، خصوص، حقیقی، کبیر، قطره، بسیجی، سپاه، مهمات، مجمع تشخیص، مراسم، سالگرد، دفاع، خسارت، سرباز،
[ یکشنبه دوازدهم تیرماه سال 1390 ] [ 03:18 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
حضرت روح الله از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی نوید تحقق حاکمیت اسلام را بر جهان داد و پیروزی نهایی مستضعفان بر مستکبران عالم را گوشزد کرد.
او بارها به سران وابسته و خودفروخته عرب هشدار داد که استقلال و هویت خود را بازجویند و در برابر ملت های مستضعف خود کرنش کرده و خواسته های اصیل آنان را بر آورده کنند. او بارها صدام و مبارک و فهد و ... را بیم داد که در صورت ادامه این وضعیت، به واسطه اراده ی مستحکم ملت هایشان بالاخره از میان خواهند رفت و استعمار و استکبار نیز چاره ای جز رها کردن آنان نخواهند داشت.
امروز فهد از میان رفته، صدام نابود شده، مبارک برای مصون ماندن از خشم ملت مسلمان مصر به سوراخی پناه برده و البته دیگر از دیکتاتور یمن نیز خبری نیست و این سرنوشت آل خلیفه و آل سعود و عبدالله اردنی نیز خواهد بود و این تقدیری الهی است که گریزی از آن نیست. سُنَّةَ اللَّهِ الَّتی‏ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدیلاً (فتح/23)
اگر گورباچف به نصایح حضرت روح الله اعتنایی نکرد، اگر صدام بیچاره به هشدار امام خمینی توجهی نداشت، اگر حسنی نامبارک دل به امریکا و اسرائیل بست و پیام خمینی را نشنیده گرفت، شد هر آنچه که او پیش بینی می کرد و اینک باید امثال نامبارک ها ببینند ادامه ی ماجرا را...
اینک بخشی از توصیه های حضرت روح الله را نسبت به حکام وابسته عرب و پیش بینی تحقق بیداری اسلامی-انسانی را با هم دیگر مرور می کنیم، باشد که صحیفه امام همیشه در مقابل دیدگانمان باشد...

حضرت روح الله در پیامی که به ملت ایران به مناسبت هفته جنگ تحمیلى در 31 شهریور 1362 صادر می نمایند با تاکید بر حماقت صدام در حمله به ایران و نیز تکیه ی وی به آمریکا و اسرائیل، پیروزی انقلاب اسلامی را بر رژیم بعث عراق حتمی می دانند و ‏شکست های پی در پی برای صدام را نشانه ی قدرت و عظمت ملت ایران می خوانند.
«بی تردید باید براى صدامیان و وابستگان آن در داخل كشور ثابت شده باشد كه كمك‏هاى همه جانبه ابرقدرتها و وابستگان به آنها و بوقهاى تبلیغاتى شبانه روزى آنان تا كنون به حال آنان مفید نبوده؛ و پس از این نیز به خواست خداوند تعالى مفید نخواهد بود. و اگر چشم خود را باز كنند، براى آنها واضح شده است كه قدرت‏هاى بزرگ یعنى امریكا و شوروى از بى‏ عقلى آنان استفاده نموده و مى‏ خواهند با دست آنان، و لو به احتمال بسیار ضعیف، در منطقه یا در ایران به خیال واهى خود ناراحتى ایجاد كنند.»
ایشان در ادامه به ریشه یابی شکست ها و رسوایی های استکبار جهانی در دنیا می پردازند و علت اصلی آن را عدم شناخت اسلام عنوان می کنند:
«تمام این مسائل و رسوایى‏ هایشان به خاطر آن است كه اسلام و نفوذ معنوى آن را در توده‏ هاى میلیونى مردم نشناخته‏ اند، و چشم و گوش خود را از شناخت حقیقت‏ ها بسته‏اند. اینان آیا ندیده‏ اند كه در ظرف مدت كوتاهى جوانان غیور ایران در سایه معنویت اسلام از پرتگاه‏هایى كه قدرت‏هاى نفتخوار و مفتخوار براى سقوط آنان ایجاد كرده بودند به صورتى معجزه‏ آسا نجات یافته، و به قله بلند ایمان و تعهد به اسلام صعود نموده‏اند؛ و با شجاعت و شهامت كم نظیر بر كفر جهانى و عفلقیان تاخته و آنان را از كشور عزیز خود بیرون رانده‏ اند و میهن اسلامى خود را از دست چپاولگران شرق و غرب نجات داده، و تفاله‏هاى وابسته و پیوسته آنان را به جاى خود نشانده‏اند و به عمر ننگین آنان خاتمه داده‏ اند. و آیا تجربه چند ساله كافى نیست تا این مدعیان قدرت و شناخت مسائل نظامى، سیاسى و تشكیلاتى را به خود آرد و از خواب غفلت بیدار كند، تا از وعده‏ هاى پوچ ابرقدرتها بازى نخورند و خود را آلت بى‏اراده دست آنان قرار ندهند؟
این جانب، براى اداى وظیفه اسلامى، در هر فرصت فریاد دل محرومان و مظلومان منطقه را به جهانیان، از آن جمله دولت‏هاى كشورهاى اسلامى، رسانده‏ام. و پس از این نیز، اگر فرصتى رخ دهد، ان شاء اللَّه خواهم رساند. شاید در حكومت‏هاى این كشورها، كه بعضى سرگرم عیاشى و بعضى نزاع و جدال با برادران خویش و بعضى از ترس امریكا خود را باخته‏اند، اثر كند و این خواب غفلت به یك بیدارى اسلامى- انسانى تبدیل گردد، و به این وضع فلاكت‏بار خویش خاتمه دهند، و همانند ایران قهرمان دست رد به سینه تمام ابرقدرتها زنند.
و آنها گمان مى‏ كنند كه صدام را با این كمكها مى‏ شود نجات داد؛ و اگر نجات پیدا كرد. دست آنان را به گرمى مى‏ فشارد. غافل از آنكه با آن خوى سلطه‏ جویى و بلندپروازى و سبعیتى كه در او هست فرصت نفس كشیدن به آنان را نخواهد داد، و با بهانه‏ هاى واهى به كشورهاى آنان تجاوز خواهد كرد. امریكا و شوروى براى تضعیف اسلام و دولتهاى اسلامى مشغول فعالیت، از قبیل تفرقه افكنی ها و ایجاد تشنجات داخلى به دست عمال مزدور یا فریب خورده و بر افروختن جنگ بین كشورها و دیگر شیوه‏هاى استعمارى، هستند. و این دولتهاى كشورهاى اسلامى و مستضعف جهان هستند كه باید چشم و گوش خود را باز كرده و این توطئه‏ ها را خنثى كنند.
صحیفه امام، ج‏18، ص: 150- 144

بدیهی است اشاره حضرت امام به شکست و رسوایی های صدام و اشتباهات وی فقط ناظر به شخصِ او نیست؛ بلکه باید دانست که این پیش بینی نسبت به سایر دیکتاتورهای عالم و سر سپردگان آمریکا در دنیا هم مصداق دارد و قابل انطباق است.
از دید حضرت امام علت اصلی رسوایی های دشمنان اسلام عدم شناخت آنان نسبت به این شریعة الهی می باشد و اگر قدر و ارزش این دین را درک می کردند هرگز مرتکب خطاهای رخ داده نمی شدند.
از سوی دیگر تلاش ایشان برای بیدار کردن ملت های اسلامی قابل توجه است. آنگاه که بنا به تکلیف خود می فرمایند:
«این جانب، براى اداى وظیفه اسلامى، در هر فرصت فریاد دل محرومان و مظلومان منطقه را به جهانیان، از آن جمله دولت‏هاى كشورهاى اسلامى، رسانده‏ام. و پس از این نیز، اگر فرصتى رخ دهد، ان شاء اللَّه خواهم رساند. شاید در حكومت‏هاى این كشورها، كه بعضى سرگرم عیاشى و بعضى نزاع و جدال با برادران خویش و بعضى از ترس امریكا خود را باخته‏اند، اثر كند و این خواب غفلت به یك بیدارى اسلامى- انسانى تبدیل گردد، و به این وضع فلاكت‏بار خویش خاتمه دهند، و همانند ایران قهرمان دست رد به سینه تمام ابرقدرتها زنند
گویی صدایی که آن زمان از کلام حضرت روح الله به گوش می رسید امروز از حلقوم ملت های مسلمان به گوش می رسد و شعار «الشعب یرید اسقاط النظام» ترجمه عربی شعار «مرگ بر شاه» و «مرگ بر آمریکا» است.
ایشان در پاسخ به پیام تسلیت رئیس جمهور یمن جنوبى در زمینه شهادت آقایان رجایى و باهنر ‏با اشاره به توطئه های آمریکا و اسرائیل ابراز امیدواری می کنند که روزی فرا خواهد رسید که ملت ها در برابر وادادگی حکومت هایشان بالاخره بیدار خواهند شد و رشته های استکبار را پنبه خواهند کرد...

«پیام تسلیت جنابعالى را در مورد شهادت جانگداز رئیس جمهور محبوب و نخست وزیر عزیزمان دریافت نمودم. از اظهار محبت و همدردى شما متشكرم. و امید است این حوادث ناگوار موجب بیدارى مسلمانان گردیده، دشمنان واقعى خود را كه در رأس آنها امریكاى جنایتكار قرار دارد، بهتر بشناسند و بیش از این فریب تبلیغات مسموم آنها را نخورند، و پاسخ اتهامات بى ‏اساس و واهى آنان را كه به ما نسبت مى ‏دهند- تا جایى كه بیشرمانه تهمت خرید اسلحه از اسرائیل غاصب و خونخوار را به ما نسبت مى ‏دهند- به خوبى بدهد و آنها را در پیشگاه ملل آزاد جهان و بخصوص برادران عرب زبان رسوا سازد. و السلام علیكم.»
4 ذى القعدة 1401

امام راحلمان بارها به سران عرب هشدار داد تا نسبت به دلدادگی به مستکبران عالم دست بر کشند و فریب حمایت های آنان را نخوردند که روزی تکیه به دیواری پوشالی را خواهند فهمید...

« و شما شنیده و ما هم شنیده ‏ایم كه بعضى شیخ‏نشین هاى خلیج و بعضى دولتهاى كشورهاى اسلامى در جنگ بین اسلام و كفر، طرف كفر را اختیار و كمكهاى نظامى و تبلیغاتى از دولت غاصب بعث و جنایتكار مى‏ كنند. و جاى تأسف و شگفت است كه كسانى خود را مسلمان بدانند و حكام كشورهاى اسلامى باشند و بر ضد اسلام و قرآن كریم قیام كنند و آتش به روى مسلمانان بیگناه گشایند. اینان باید بدانند كه اگر ثابت شود كه بر خلاف مصالح اسلام عملى انجام داده‏اند و برائت خود را ثابت نكنند، دولت و ملت اسلام با آنان به وظیفه شرعیه عمل مى ‏نمایند. این جانب آنان را موعظه مى ‏كنم كه دست از مخالفت با اسلام و طرفدارى از كفر بردارند و به وظیفه انسانى و اسلامى خود عمل كنند و با سرنوشت خود بازى نكنند. این جانب در حالى كه به حسب اخبار موثق مى‏ دانم ملت و قواى مسلح ما با آوارگان به طور اسلامى و انسانى رفتار مى ‏كنند، از همه آنان مى‏ خواهم كه با اسرا؛ خصوصاً مجروحین و مصدومین آنان هر چه بیشتر محبت و خدمت كنند. و از نیروهاى مسلح مى‏ خواهم كه چون گذشته مواضع دشمن را بمباران نمایند؛ گر چه قواى دشمن حتى بیمارستانهاى ما را مورد حمله قرار داده‏ اند و همین فرق بین حق و باطل است. و شما و ما مى‏ دانیم كه دستگاههاى تبلیغاتى غرب و گروههاى خبرى آنان با پخش اكاذیب، به دشمن اسلامى ایران كمكهاى فراوان مى‏كنند و مع الأسف در دستگاههاى تبلیغاتى بعضى كشورهاى اسلامى نیز این معنا دیده شده است. به كشورهاى اسلامى اخطار مى ‏كنم كه جلو این تبلیغات باطل را بگیرند و با اسلام عزیز مخالفت نكنند.
صحیفه امام، ج‏13، ص: 257



طبقه بندی: بیداری اسلامی، راه اینجاست...،
برچسب ها: بیداری اسلامی، حضرت روح الله، امام خمینی، تحولات منطقه، انقلاب های مردمی، امام خامنه ای، پیش بینی، صحیفه امام،
دنبالک ها: لینک همین مطلب در جهان نیوز،
[ جمعه بیستم خردادماه سال 1390 ] [ 06:07 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

مطلبی که در ذیل تقدیم حضورتان می شود، یادداشتی است که برای سایت بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام به مناسبت سالروز شهادت سید مرتضی آوینی نگاشته ام. امیدوارم مفید واقع شود...

********

تاکنون از آوینی زیاد سخن به میان آمده است و ابعاد مختلفی از شخصیت ارزشمند وی به انحای گوناگون مورد بررسی واقع شده. از ظرفیت های آوینی در کارگردانی و مستندسازی، گویندگی، نویسندگی، نقد فیلم و سینما، مباحث تفکری و فلسفی، جریان شناسی تاریخ معاصر، حضور بی باکانه ی وی خط مقدم جبهه ها و ... همیشه به نوعی سخن رفته است.

اگرچه آوینی توانسته بود خلاقیت خود را در مستندسازی به رخ همگان بکشد و هنر خود را نشان دهد و اگرچه وی با نقد غرب و بررسی علل وابستگی ما به آن به مثابه ی یک متفکر و اندیشمند ظاهر شد و اگرچه وی با "فتح خون"ش نشان داد حماسه حسین بن علی علیه السلام را می تواند با بیان شیوا و اثرگذار خود به بهترین نحو توصیف کند ولی همه ی اینها تنها در گرو یک چیز بدست آمده بود که در تمام این سال ها کمتر به آن توجه شده.

آوینی را نه می توان از کتابهایش همچون فتح خون، آیینه ی جادو، توسعه و مبانی تمدن غرب شناخت و نه می توان او را در لا به لای مقالاتش چون بهشت زمینی، آخرین دوران رنج و در معنای توسعه یافت. او را حتی در میان مستندات روایت فتح نیز نباید جستجو کرد!

آوینی را باید از آن هنگام که منقلب شد شناخت. انقلابی که در آوینی شکل گرفت نه در بهمن 57 رخ داد که مدتها پیش از آن او را دگرگون ساخت. همان زمان که ظاهری دیگر برای خود برگزید، دوستانش را کنار نهاد، کتاب هایش را دور ریخت و نوشته هایش را به آتش کشید و همان زمان که خمینی را شناخت.

آوینی را باید از شخصیتی شناخت که او را دگرگون ساخت و وی را حر انقلاب اسلامی کرد. آوینی را باید از شخصیتی شناخت که ظاهر ساده و کلام روان و لهجه ی بی آلایشش ژست روشنفکرمآبانه آوینی را تغییر داد و وی را مجذوب خویش کرد. شخصیتی که تمام ابهت شرق و غربی را که آوینی جوانیش را به پای مظاهر آن گذاشته بود در هم شکست و نظامی به پا کرد که با محاسبه ی امروز می شود سی و دومین سالی که دنیا را تحت تاثیر خود قرار داده.

همه از فن گویندگی و دل نشین بودن کلام آوینی سخن گفته اند. همه از وجدان پاک و بی آلایش سید شهیدان اهل قلم نوشته اند اما از اینکه مبدا این تحول عمیق و شگرف در او چه بوده کمتر گفته اند و نوشته اند و به تصویر کشیده اند.

آری؛ آوینی بدرستی نسبت انقلاب اسلامی با تکنولوزی و تکنیک مدرن را دریافت و راه حل هایی برای آن ارائه کرد. آوینی به پرسش هایی که در دوران گذار برای انقلاب اسلامی مطرح می شود به خوبی توجه کرد و پاسخی شایسته داد. آوینی به درستی رابطه "سنت و مدرنیته"و "تفکر و فرهنگ و تمدن"را شناخت و معمای آن را چاره کرد اما همین آوینی آنگاه به شخصیت کسی چون حضرت روح الله سلام الله علیه می رسد سر مست می شود و چنان در رثای او آواز سخن سر می دهد که گمان می بری او تنها دل به خمینی داده و دیگر دل از همه عالم بریده.

او می گفت: حضرت امام بت های ظاهر و باطن را شکست و با انقلاب اسلامی خانه حقیقی را بنا نهاد که کعبه ی دل های ناس است، ام القری است، بیت عتیق است و اسوه قیام ناس که نه شرقی است و نه غربی.(مقاله آغازی بر یک پایان، مقاله امام و حیات باطنی انسان، ص 15)

آری؛ به راستی «امام خمینی سلام الله علیه انسانی چونان دیگران نبود، از قبیله انبیاء و اصحاب آنان بود و مصداقی از مصادیق نبأ عظیم ... که هر هزار سال یکی می رسد، و مراد از آن هزار عدد نیست مراد آن است که او از خیل یاد آوران است: انما انت مذکر» (آغازی بر یک پایان، مقاله دهه شصت و امام خمینی ، ص 17)

او حتی تاریخ را مورد شماتت قرار می داد که چرا نمی تواند به شخصیت عظیم حضرت روح الله سلام الله علیه به درستی بپردازد:

«حضرت امام امت (ره) انسانی از زمره دیگر انسان ها نبود و در میان بزرگان تاریخ نیز افرادی چون او بسیار نیستند؛ اما تاریخ، آن سان که امروزی هانگاشته اند، نمی تواند قدر بزرگ مردانی چون حضرت امام (ره) را دریابد.»

اگرچه مرتضی آوینی را باید سالهای سال بررسی کرد تا شناخت ولی بی تردید ما را راهی به شناخت شخصیت او بدون در نظر گرفتن شخصیت حضرت روح الله سلام الله علیه نخواهد بود.

آوینی یکی از هزاران معجزه خمینی است که با طلوع این خورشید به خود آمد و توانست همراه انقلاب اسلامی و رهبر آن به پیش آید.


برچسب ها: سید مرتضی آوینی، سید شهیدان اهل قلم، شهید آوینی، امام خمینی، حضرت روح الله، معجزه خمینی، کعبه دلها، بیت عتیق، نه شرقی نه غربی، بت های ظاهر و باطن، تکنولوژی، نقد غرب، فرهنگ، تمدن، تفکر، سنت، مدرنیته، فتح خون، توسعه و مبانی تمدن غرب، مستند سازی، کارگردانی، فیلم سازی، جریان شناسی،
دنبالک ها: لینک همین مطلب در سایت بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام،
[ شنبه بیستم فروردینماه سال 1390 ] [ 06:49 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات