آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ
(خصوصیات منحصر به فرد بسیج دانشجویی و مزیتهای آن نسبت به سایر تشکل های دانشجویی)

نهاد بسیج اندکی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تشکیل و در سالهای آخر عمر مبارک حضرت امام(ره) و با تدبیر ایشان فرمان تشکیل بسیج دانشجو و طلبه صادر گردید.
از آن به بعد این تشکل که مولود انقلاب اسلامی و تدبیر ولایت مطلقه فقیه بود در عرصه دانشگاه ها به فعالیت پرداخت و به جستجوی آرمان های انقلاب اسلامی و مطالبه ی آن از مسئولان بود. حجم گسترده فعالیتها، تنوع اقدامات و اثرگذاری آن در سطح دانشگاه های کشور همواره باعث شد تا هجمة مخالفان و دشمنان انقلاب اسلامی به سوی این نهاد دانشجویی و انقلابی روانه شود و کارشکنی ها، تخریب ها و توطئه های آنان ادامه یابد؛ اگرچه که بسیج دانشجویی با صلابت و استقامت به مسیر خود ادامه می داد.

حضور بسیج در سطح دانشگاه ها هیچگاه به معنای نفی تشکل های دانشجویی نبوده و نیست، بلکه به عنوان عاملی محرک برای رشد و هم افزایی تشکل های دانشجویی بوده و هست. همکاری بسیج با اتحادیه ها و انجمن های دانشجویی دیگر به منظور بسط و توسعه ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی در حوزه های گوناگون علمی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و ... خود مؤید این مطلب است.

اما در هر صورت بسیج دانشجویی از ابتدای تأسیس خود مورد لطف و مهربانی رهبران جمهوری اسلامی بوده و با توصیه های آن بزرگواران به حرکت در مسیر خود ادامه می داده است. در این مطلب تلاش شده تا به دلایلی برای لزوم ساماندهی فعالیت های دانشجویی در نهاد بسیج دانشجویی اشاره شود که وجه ممیزة آن از سایر تشکل های دانشجویی است.
بی تردید این مطلب بیانگر یکی شدن تشکل های دانشجویی و گرد آمدن همه ی آنها تحت نام بسیج نیست چرا که این مسئله نه مورد تأیید رهبر معظم انقلاب است و نه امکانپذیر است، بلکه تنها بدنبال بیان اهمیت و ضرورت فعالیت در بسیج دانشجویی در سطح دانشگاه هاست...

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید...

ادامه مطلب

طبقه بندی: بازخوانی اندیشه امام، راه اینجاست...، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: بسیج دانشجویی، بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)، تفکر بسیجی، مدیریت بسیجی، نهاد مقدس، شجره طیبه، انقلاب اسلامی، امام روح الله، امام خامنه ای، مخالفان بسیج، تشکل های دانشجویی، 19 دلیل، حضور در بسیج، عضویت در بسیج، عامل دفع توطئه، نظارت چند وجهی، سوم خرداد، حماسه بسیجیان، اتصال به مقام ولایت فقیه، بسیج؛ افتخار رهبران انقلاب اسلامی، تقدس ذاتی بسیج، همه جانبگی، ذوابعاد بودن بسیج، بسیج پشتوانه کشور، بسیج سرمایه انقلاب، بسیج عامل نجات کشور، بسیج سپر دفاعی کشور، الگوی بیداری اسلامی،
[ پنجشنبه چهارم خردادماه سال 1391 ] [ 09:42 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
واکاوی یک اندیشه افراطی و جریان مشکوک فکری

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نظام سلطه به رهبری آمریکا و انگلیس درصدد ضربه زدن به ملت ایران با استفاده از هر وسیله ای برآمد و در این راه از تهاجم نظامی، تحریم اقتصادی و فشار سیاسی دریغ نکرد.

آنها گاهی با تأکید بر مسئله شیعه و سنی، گاهی با تکیه بر مسئله عرب و عجم و گاهی نیز با مطرح کردن جزایر سه گانه و استفاده از نام جعلی خلیج ع ر ب ی برای خلیج فارس بدنبال ایجاد تفرقه در بین صفوف مسلمین و جدا کردن ملت ایران از همسایگان مسلمان خود در منطقه بوده اند.

در این میان برخی از حاکمان فریب خورده منطقه و عده ای از نا آگاهان داخلی با بازی در پازل دشمن به تکمیل این فتنه آمریکایی کمک کرده و اهداف آنها را پیش برده اند.

در ماجرای ادعای دولت امارات در مورد مالکیت بر جزایر سه گانه شاهد بودیم که یک گروه خاص با مطرح کردن تغییر نام جزیره «ابوموسی» به «الغدیر» در پی ایجاد تنش بیشتر میان شیعه و سنی برآمدند.

از همه عجیب تر اینکه این جریان مشکوک برای بیان افکار و اندیشه ی غلط خود از بیانات رهبر معظم انقلاب نیز استفاده می کند.

این در حالیست که جزیره «ابوموسی» با همین نام و نشان همچون «خلیج فارس» بخشی از هویت و تمدن ملت ایران را تشکیل می دهد و به تعبیر رهبر حکیم انقلاب «بدترین مشكلِ یك كشور این است كه تمدّن و هویّت خود را فراموش كند.» (03/07/1381) و قطعاً اگر در این مسیر« هر كس بخواهد حیثیت و هویت ملت ایران را مخدوش كند، مورد تنفر ملت ایران است.» (18/11/1380)

در حقیقت نظام استکبار با طرح مسائلی از این قبیل به دنبال منحرف کردن اذهان ملت های منطقه از مسائل اصلی یعنی بیداری اسلامی و وحدت و یکپارچگی مسلمانان در برابر کفار، به مسائل فرعی است و بدین منظور تمامی ابزارهای سیاسی رسانه ای خود را بکار می گیرد.

منطق انقلاب اسلامی در برابر این توطئه ها کاملاً مشخص است. جمهوری اسلامی ضمن تأکید بر مسائل ملی، میهنی و عقاید هویتی تمدنی خود بارها بر حفظ وحدت شیعه و سنی در عین اعتقاد به حقایق مذهبی خود اذعان داشته است.

در این میان، دشمن با بهره گیری از مسئله جزایر سه گانه و خلیج فارس از یکسو جمهوری اسلامی را در برابر دولت های مرتجع عرب منطقه قرار داده و از سوی دیگر او را با ملت ایران مواجه کند و در صورتیکه نظام بخواهد بر خلیج فارس اصرار ورزد از طرف دولتهای عربی و اگر بخواهد خلیج اسلام را مطرح کند از جانب ملت خود تحت فشار باشد.

ماجرای جزیره ابوموسی اینک میان یک کشمکش مرزی - جغرافیایی و عقیدتی واقع شده است.

در واقع هر حرکت افراط­گونه همچون تغییر نام آن به الغدیر و یا تفریطی مثل واگذاری آن به دولت امارات بازی در پازل دشمن و ایفای نقش در جهت اهداف استعماری آمریکایی ها خواهد بود.


حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به اهمیت شناختن «روش دشمنیِ دشمن»، مخالفت اصلی آنها را با ملت ایران دانسته اند، «چون ملت ایران است كه این قیام عظیم (انقلاب اسلامی) را به راه انداخت؛ ملت ایران است كه این پشتیبانی صادقانه و غیرتمندانه را از اسلام می‌كند؛ ملت ایران است كه موجب شده امریكا نتواند طمع بورزد.»(01/09/1381)

از نظر ایشان « ملت ایران با ایمانش، با احساساتش، با غرور ملی‌اش، با افتخار به گذشته‌ی تاریخی و مواریث عظیم فرهنگی‌اش، توانست این حركت عظیم (انقلاب اسلامی) را بوجود بیاورد.»( 11/ 02/ 1387) در واقع تأکید بجا بر هویت ملی و مواریث فرهنگی نه تنها عامل تفرقه نیست بلکه عامل وحدت ملی و حرکت یکپارچه ملت ایران نیز به شمار می آید.

در پایان نیز بخش دیگری از کلام رهبر فرزانه انقلاب را که درباره اختلاف بر سر مالکیت بر جزایر سه گانه، ایراد شده است را بدون کم و کاست می آوریم.

«ما كه از تهاجم دشمن باكى نداریم! ما مى‌گوییم وحدت، براى این‌كه شما منتفع شوید؛ همه دولتها منتفع شوند؛ دنیاى اسلام منتفع شود. وحدت، این است! امروز مى‌شنوید كه در خلیج فارس، باز سر و صداهایى درست كرده‌اند: بهانه‌اى به اسم جزیره ابوموسى و از این حرفها. این حرفها چیست؟! اینها كار كیست؟! كیست كه دست استعمارگران دیروز - همان دستهاى پلید - را در این ماجرا نبیند؟! كیست كه دست قدرتهاى حاضر در خلیج فارس را، دست امریكا را، دست استعمارگر پیرمنحوس، یعنى دولت انگلیس را، در این ماجرا نبیند؟! چه مى‌خواهند اینها؟ چرا مى‌خواهند بین همسایه‌ها اختلاف بیندازند؟ چرا مى‌خواهند براى توجیه حضور خودشان در خلیج فارس، برادران را با هم دشمن كنند؟ این كشورها اگر با یكدیگر همدست باشند، مشتى خواهند شد و آن وقت دشمن جرأت نمى‌كند در مقابل آنها بایستد و به این كشورها زور بگوید. مى‌خواهند این همدستى از بین برود و این مشت باز شود. چرا؟ چه كسانى هستند؟ معلوم است كه دست قدرتهاى بیگانه است. ما تصوّرمان این است. ما خیال مى‌كنیم در این قضایا، شیوخ منطقه اگر گناهى داشته باشند، گناهشان غفلت از حقایق است. آنها هم دلشان مى‌خواهد اتّحاد و اتّفاق باشد.

ما توصیه‌مان به دولتهاى خلیج فارس و همسایه‌ها این است كه دشمن را ببینند؛ دشمن را بشناسند؛ كید دشمن را بشناسند؛ دست دشمن را بشناسند و بدانند كیست كه مى‌خواهد در این منطقه اختلاف بیندازد؟ این اختلاف، بیشتر به ضرر خود آنهاست. حوادث دو، سه سال پیشِ منطقه را دیدید؟ دیدید نتیجه كمك به عراق چه شد؟ نتیجه حضور قدرتمندانه امریكا و انگلیس و دیگران را در این منطقه دیدید؟ چقدر منطقه و دولتهاى جنوب خلیج فارس تحقیر شدند و هنوز هم مى‌شوند! ملتها چقدر تحقیر شدند! علاج همه اینها، اتّحاد كلمه است. والّا دولت ایران كه از چیزى نمى‌ترسد. ملت ایران هم از چیزى نمى‌ترسد. ما در انقلاب متولّد شدیم، با انقلاب پیش رفتیم و در مقابل دشمنیها رشد كردیم. بیشتر از آنچه كه دنیا تا امروز با ما دشمنى كرده‌است، ممكن نیست با كسى دشمنى كرد. با كدام ملت این‌قدر دشمنى كرده‌اند؟ با این وجود، ملت ایران مانده است؛ انقلاب مانده است؛ جمهورى اسلامى مانده است و همیشه به فضل الهى خواهد ماند. این، آن پیام وحدت اسلامى است كه براى همه، مایه عزّت، مایه كرامت و مایه آرامش است. این، آن آرزوى ماست. (۱۳۷۱/۰۶/۲۴)»

+ این مطلب در
امت اسلامی  و تریبون مستضعفین و جهان نیوز منتشر شد.




طبقه بندی: بیداری اسلامی، تفکر، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: جزیره ابوموسی، ابوموسی، تنب کوچک، تنب بزرگ، خلیج فارس، امارات، امریکا، انگلیس، شیعه، سنی، اختلاف، اختلاف مذهبی، اختلاف مرزی، جغرافیایی، جمهوری اسلامی، انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، احمدی نژاد، سفر به ابوموسی، شیعه نیوز، افراط، تفریط، خلیج اسلام، الغدیر، جزیره الغدیر، پازل دشمن، وحدت شکنی به بهانه دفاع از ابوموسی،
دنبالک ها: تغییر نام جزیره ابو موسی به جزیره الغدیر، جزایر سه گانه بهانه جدید، برای تشدید اختلافات مذهبی، ملاک وحدت مسلمین از دیدگاه رهبری / پاسخی به مدعیان دروغین پیروی از ولایت، «وحدت‌شکنی» به بهانه دفاع از «ابوموسی»،
[ دوشنبه هجدهم اردیبهشتماه سال 1391 ] [ 02:40 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

روند تحولات در منطقه امروز بیش از گذشته نشانگر عزم راسخ امت اسلامی در تحقق حکومت اسلامی است. دیگر ملت های مظلوم مسلمان تحمل سالهای بیشتر ظلم و استضعاف را ندارند و خواهان پایان بخشیدن این روند ظالمانه هستند.
تحرکات ملت های مسلمان در برابر دولت های وابسته و خودباخته شان از یک سو و فعالیت های آشکار جمهوری اسلامی با محوریت و نقش مستقیم رهبری معظم، حضرت خامنه ای مدظله العالی در تدارک و تجمیع ظرفیت های موجود امت اسلامی و تلاش برای جلوگیری از انحراف و زاویه گرفتن ملت های بیدار شده با آرمان های خویش همه و همه نشان از عظمت این مقطع تاریخی دارد که جبهه مستکبران عالم را مستقیماً در برابر جبهه مسلمین و عدالتخواهان قرار داده است.

باید گفت که در هیچ برهه ای از تاریخ اینگونه مسلمین و مستکبرین رویارو با همدِگر نگردیده بودند و این چنین بر ریشه های اعتقادی و ایدئولوژیک خویش نتاخته بودند. بی تردید دوران سیاه جنگ سرد و سخت به اتمام رسیده و بنیان های فلسفی و سیاسی و فرهنگی بر رویارویی فکری نهاده شده.
کنفرانس های بیداری اسلامی و حمایت از انتفاضه فلسطین که به فاصله ی کمتر از یکماه در تهران برگزار شد و مشخصاً با اجرا و حمایت های مادی و معنوی حضرت خامنه ای صورت گرفت نشان از پتانسیل های خاموش جمهوری اسلامی داشته که در طی این سالها کمتر به کار گرفته شده است.
ابهتی که در این کنفرانس ها از حضرت خامنه ای در مقابل چشمان کور بنگاه های رسانه ای به نمایش گذاشته شد تنها چشمه ای از حکمت و تدبیر ایشان بود که برخی از این بنگاه های صهیونیستی تلاش می کنند با سر هم نمودن چند قطعه تصویر ویدئویی و نامیدن مستند!! به آن، دست و پایی بیهوده برای تخریب این سیما نورانی نمایند. این حرکت کور را می توانم ادامه ی همان حرکتی بدانم که چند سال پیش از این برای توهین و تخریب چهره ی اسلام از طریق کشیدن کاریکاتور پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و یا ساختن فیلم فتنه دانست.
در مطلبی که چندی پیش برای ماهنامه ی حیات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام نگاشته بودم اینگونه آوردم که نبرد امروزی ملت مصر – که آن روزها هنوز حسنی نامبارک را بر دوش خویش تحمل می کردند – را نباید فقط تحولی در خاورمیانه دانست که این آغاز رویدادی بزرگ است که منجر به بیداری اروپا شده و طومار نظام ماتریالیستی و اومانیستی غرب را در هم می پیچد.
همانجا گفته بودم که امروز ملت های مسلمان در خاورمیانه در جستجوی اسلام ناب راه های گوناگون را طی می نمایند و آزمون های مختلف را پشت سر می نهند اما اتفاق اصلی و نهایی در گام بعدی منجر به گسترش اسلام – و البته نه از نوع اسلام ناب – در غرب خواهد شد.
حقیقتی که امروز خود غربیان به آن اذعان دارند و در تلاشند تا با شیعه هراسی و اسلام هراسی به زعم خود مقابل روند حقیقت خواهی ملل عالم را بگیرند، همین گسترش روزافزون اسلام در غرب است.
این یک واقعیت است که راه پر پیچ و خم مسلمانان خاورمیانه نهایتاً از مسیر حقه ی تشیع می گذرد. آنان که از درک تحولات منطقه ناآگاهند نمی توانند این رویداد بزرگ را در یابند که قدرت تشیع امروز در جهان بیش از هر زمان دیگری نمایان و آشکار است و اگرچه که ملت های مسلمان دیکتاتورهای دست نشانده و وابسته ی به غرب خود را به زیر کشیده اند اما در پس این آزادی خواهی و عدالت طلبی نوعی گرایش به تشیع دیده می شود.
در واقع عطش امروزه ی مسلمانان جز به آب حیات راه اهل بیت علیهم السلام و مذهب راستین تشیع برطرف نخواهد شد و پایان بیداری اسلامی یعنی همین!


آنچه که مسلمانان امروز در طلب آنند همان حاکمیت اسلام بر اجتماع و امت شان می باشد که با تجربه ی ملت های مسلمان در تمام این سالها، این حقیقت با مذهب ناحق اهل تسنن محقق نشده و نخواهد شد، چرا که واقعیت این مذهب در نمایش آنان در برابر امریکا و اسرائیل با وادادگی و سر سپردگی نمایان گردید.
اما آیین استوار تشیع با مبارزه فکری، فرهنگی، اقتصادی و نظامی با تمام قوا در برابر ظلم و تعدی می ایستد و تا رسیدن به اهداف خود از پا نمی نشیند و رمز گسترش و نفوذ روزافزون مسیر اهل بیت پیامبر علیهم السلام در قلوب جهانیان همین ایستادگی و مبارزه است...




طبقه بندی: بیداری اسلامی، تفکر، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: بیداری اسلامی، کنفرانس بیداری اسلامی، کنفرانس حمایت از انتفاضه فلسطین، آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، ولی امر مسلمین، بحرین، لیبی، فلسطین، انقلاب اسلامی، مکتب تشیع، شیعه،
دنبالک ها: لینک همین مطلب در جهان نیوز، لینک همین مطلب در خبرگزاری دانشجو،
[ یکشنبه بیست و چهارم مهرماه سال 1390 ] [ 06:53 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
در ادامه مطلبی که در مورد انفجار دفتر نخست وزیری و شهادت شهیدان رجایی و باهنر منتشر کرده بودم و به نقش کشمیری اشاره کرده بودم در این مطلب به نقش خسرو تهرانی اشاره می کنم. کسی که از همان ابتدا نسبت به همکاری با کشمیری متهم بوده و حتی مدتی را نیز در زندان سپری کرده ولی هیچگاه ابهامات موجود برطرف نشد...
خسرو تهرانی از یکسوی دیگر نیز برای ما امام صادقی ها مهم است، از آن سو که وی در این دانشگاه تحصیل کرده و فارغ التحصیل گردیده.
در زیر با او بیشتر آشنا می شوید...

*******
بخش ابتدایی این مطلب برگرفته از پژوهش های رضا گلپور در این ماجرا می باشد.
"خسرو قنبری تهرانی"... که بیشتر با نام "خسرو تهرانی" شناخته شده است، در سال 1333 در تهران متولد شد. از اوایل دهه 1350 به واسطه ارتباط درون مدرسه با برخی چهره‌های سازمان منافقین، جذب سازمان مجاهدین خلق شد. او که از مرتبطین تشکیلاتی "محسن خاموشی" بوده است، پس از ترور تشکیلاتی "مجید شریف واقفی" توسط "محسن خاموش"ی و دستگیری و عدم مقاومت "خاموشی" لو رفته و به جرم ارتباط تشکیلاتی با سازمان از سال 1354 تا 1357 به زندان افتاد و موفق به ادامه تحصیل خود در رشته کشاورزی در کرج نمی شود. نقل است در زندان در ابتدا به طیف "میثمی" گرایش داشته و پس از آن با برخی مؤسسین سازمان مجاهدین انقلاب همچون "بهزاد نبوی" و "مصطفی قنادها" صمیمیت می‌یابد. از دوستان نزدیک و همفکر وی در دوران حضور در سازمان مجاهدین خلق، "حسین ابریشمچی" بوده است. "خسرو تهرانی" یک بار با "حسین ابریشمچی" جهت تربیت و آموزش تشکیلاتی سوار بر یک موتوسیکلت به زاهدان رفته و بر می‌گردد. او از همراهی "حسین ابریشمچی" در زندان با حلقه "میثمی" می‌گوید و از موفقیت "محمّدرضا سعادتی" در تلاش فشرده و سخت و کُشنده که او نیز از نزدیک شاهد آن بوده است، برای جذب برخی از اعضای حلقه آنها همچون "حسین" که منجر به حاکم شدن حلقه ی "مسعود رجوی" می‌گردد. ("حسین" برادر کوچکتر "مهدی ابریشمچی" است که بعدها دارای سمت‌های بالا در سازمان گشت و جنایت‌هایی همچون «عملیات مهندسی» را مرتکب شد. او هم اکنون ساکن پادگان اشرف است.)
{به نقل از سایت "محمّد مهدی اسلامی" منتشره در 11/6/1389:}
با پیروزی انقلاب "خسرو تهرانی" به عنوان یکی از اعضای کمیته انقلاب مرکز شروع به فعالیت نمود، سپس بازپرس و پس از آن مسئول اطّلاعات آن کمیته گشت. سپس در دوره شهید "رجایی" و زمانی که "بهزاد نبوی" بسط ید کامل داشت،‌ به عنوان مسئول دفتر اطّلاعات و تحقیقات دفتر نخست وزیری منصوب شد و در نهایت دبیر شورای امنیّت گشت که "کشمیری" از سوی او دعوت کننده جلسات بود و شأن قائم مقامی وی را داشت. یکی از مسئولیت‌های اطّلاعات دفتر نخست وزیری مسئولیت سایت‌های شنود آمریکایی‌ها در بهشهر و کبکان بوده است.
پیش از انقلاب این پایگاه‌های پیشرفته وسرّی در اختیار مطلق آمریکایی‌ها بوده و از 119 نفر پرسنل ایرانی مشغول در آن فقط سپهبد "برنجیان"، رئیس سابق ضدّ اطّلاعات نیروی هوایی، اجازه ورود به آنها را داشته است.
در جلسه شورای امنیّت که به شهادت رئیس جمهور و نخست وزیر منتهی شد، "خسرو تهرانی" یکی از کسانی بود که با مختصر جراحتی،‌ به هوش از صحنه خارج گردید. اتهاماتی که متوجه وی است شامل چگونگی نفوذ عوامل انفجار به داخل دفتر نخست وزیری و چگونگی فرصت دادن به آنها با عنوان نمودن "کشمیری" به عنوان شهید و صدور اطّلاعیه‌های بعدی است، در حالی که وی از زنده بودن "کشمیری" به دلیل مشاهده خروج وی از جلسه مطلع بوده است. همچنین وی و همکارانش متهم به مکتوم نگه داشتن برخی اطّلاعات حیاتی در راستای دستگیری کشمیری تا لحظه خروج وی از کشور هستند. خسرو تهرانی در همین راستا دستگیر و به مدّت 3 ماه هم به زندان افتاد که با پیگیری شدید دوستانش در مجلس و دولت، با مسکوت ماندن پرونده آزاد گردید.
جالب آنکه " فاطمه امیرانی"  که معمولاً خود را همسر "شهید باکری" معرّفی میکند در لینک نزدیکان فعلی "زهره کاظمی"("زهرا رهنورد") و"زهرا حاتمی" زنِ "محمّد تقی امانپور" قرار دارد.
"خسرو تهرانی" که به واسطه فعالیت اوّلیّه‌اش در کمیته مرکز توانسته بود وجهه مثبتی از خویش در ذهن آیت‌الله "مهدوی کنی" و برادرش "باقری کنی" ایجاد نماید، در سال تحصیلی 64-63 پس از ادغام دفتر اطّلاعات نخست وزیری در وزارت اطّلاعات به دانشگاه "امام صادق" (ع) رفت و مشغول تحصیل شد و در سال72 توانست دوره کارشناسی ارشد پیوسته خود را از دانشگاه "امام صادق" در رشته علوم سیاسی و معارف اسلامی، با تز پایان نامه «ساخت روانی و جامعه شناسانه سازمان مجاهدین خلق ایران با نگاه به مباحث تکنیکی» به پایان برساند.
وی سابقه تدریس در دانشگاه تهران، دانشگاه علّامه "طباطبائی"، دانشکده فنون و علوم سیاسی و حضور به عنوان پژوهشگر مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری را در کارنامه خود دارد و هم اینک معاون آموزشی و پژوهشی مؤسسه آموزش عالی غیرانتفاعی ارشاد دماوند است.
تهرانی پیش از انقلاب از اعضای سازمان مجاهدین خلق بود و یکی از مقاماتی بود که پس از انفجار دفتر نخست وزیری در ۸ شهریور ۱۳۶۰ به دست داشتن در این حادثه متهم گردیدند و حتی مدتی نیز زندانی شد.
خسرو قنبری (تهرانی) حدوداً یک سال پس از واقعه مزبور(یعنی ماجرای بمبگذاری در دفتر نخست وزیری که در شنود اشباح به آن اشاره شده است) در شهریور سال 60 وارد دانشگاه امام صادق علیه السلام شده و به شماره دانشجویی 633045119 تحصیل در رشته معارف اسلامی و علوم سیاسی را آغاز کرده است و پایان نامه خود را نیز در سال 1372 با عنوان «ساخت روانی و جامعه شناسانه سازمان مجاهدین خلق ایران با نگاه به مباحث تکنیکی» با مشاوره «احمد علم الهدی» و «محمد محمدی ری شهری» و به راهنمایی دکتر سریع القلم ارائه می دهد. وی همچنین سابقه تدریس در دانشگاه علامه طباطبایی و دانشگاه تهران را دارد.
هفته نامه شهروند امروز در سال ۱۳۸۷ به دلیل انتشار مقاله‌ای از خسرو تهرانی در مورد مجاهدین خلق در آستانه توقیف قرار گرفت. تهرانی در بخشی از مقاله مسعود رجوی را فردی هشیار و زیرک و دارای قدرت تئوریزه کردن بحران‌ها نامیده بود.
خسرو تهرانی كه برای اولین بار تصویرش در شنود اشباح منتشر شد، روابط نزدیكی با روحانیون نسل اول انقلاب همچون آیت‌الله مهدوی كنی دارد. وی پس از ماجراهای 8 شهریور 1360 كه مدتی كوتاه را در زندان سپری كرد، به دانشگاه امام صادق تحت مدیریت آیت‌الله مهدوی كنی رفت و تا مقطع فوق لیسانس به تحصیل پرداخت.
در زمان انتشار جلد اول كتاب شنود اشباح كه حاوی اتهامات سنگینی به خسرو تهرانی بود، آیت‌الله مهدوی كنی در درس اخلاق خود به شدت به این كتاب انتقاد كرد و آن را «بچه‌بازی» نامید. رئیس دانشگاه امام صادق علیه السلام، در سخنان خود از خسرو تهرانی به عنوان «انسانی خوب و ارادتمند روحانیت» یاد کرد و گفت: «من خودم در آن زمان وزیر كشور بودم و شما نباید در باره این مسأله (ماجرای 8 شهریور 1360) این‌گونه حرف بزنید.»

نقش خسرو تهرانی در انفجار دفتر نخست وزیری
رازهای آن فاجعه بزرگ سر به مهر باقی ماند. اما این معما در بزنگاه های بعدی حوادث سیاسی همواره به عنوان یک قرینه برای شناسایی جریان های منحرف از اصول انقلاب، از حافظه تاریخی ناظران به تحلیل آنان جاری شده است. همواره این سوال وجود داشته است که مثلا محسن سازگارا که ابتدا به عنوان یار نزدیک ابراهیم یزدی وظیفه مسلط ساختن دولت موقت بر نهادهای انقلاب را داشت، چگونه به جمع یاران بهزاد نبوی در دولت رجایی شهید راه یافت تا به منظور ایجاد فرصت برای فرار کشمیری برای او جنازه سازی کند و در عین حال سال ها در سلک مدیران میانی دولت خط امام به فعالیت ادامه دهد و ناگهان در نیمه دهه هفتاد بار دیگر از نقش نفوذی خود چهره گشایی کند و سرانجام در سیمای یک عنصر افراطی راست گرا در خدمت مجموعه نومحافظه کاران آمریکایی در موسسه آمریکن اینترپرایز درآید؟!
انتحار سیاسی منافقان در بهار 1360 روند سیاسی را به سمت حذف این گروه و دیگر گروه های محارب و نیز انزوای جریان های مخالف خط امام در حکومت هدایت کرد و در دوره دو ساله بین 1360 تا 1362 شخصیت های ارزشمندی را از نظام جمهوری اسلامی گرفت. اما این دوران به واقع، زمانه تثبیت مدیریت خط امام(ره) بر کشور بود. با این حال رازآلودگی برخی از حوادث، آغازی بر پیدایش نگرانی هایی در دل حامیان امام نسبت به ماهیت برخی از همراهان قبلی شد. فاجعه هشتم شهریور و مسائل اولین روزهای پس از آن بیش از هر چیز به این فضا دامن می زد. در روز تشییع شهدای هشتم شهریور در کنار اجساد مطهر شهیدان رجایی و باهنر و نیز شهید «دفتریان» یک کیسه خاکستر به عنوان جنازه کشمیری بر فراز دستان مردم عزادار نهاده شد. در روزهای بعد و با از پرده برون افتادن واقعیت، این سوال پیش آمد: به فرض آن که بنابر استدلال افرادی مثل بهزاد نبوی، کشمیری تنها با استفاده از فقدان دستگاه اطلاعاتی قوی توانسته بود به مسئولیت دبیری جلسات شورای امنیت کشور راه یابد، چه کسانی در نخست وزیری با معرفی این کیسه خاکستر به عنوان جنازه کشمیری باعث استمرار غفلت نسبت به نقش وی در این جنایت شدند؟
دکتر زرگر نماینده وقت مجلس با تکیه بر دانش پزشکی خود پودر شدن تمام اجزای بدن و خصوصا اجزایی مثل جمجمه در چنین انفجاری را محال دانسته بود. همه قرائن از وجود همدستانی برای کشمیری در نخست وزیری حکایت داشت که حتی پس از انفجار می توانند جنازه سازی کنند.
آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان کسی که سعی در رفع التهاب در جبهه خط امام را داشت در خاطرات خود از روزهای اول پس از فاجعه هشتم شهریور تأمل کنندگان در این ماجرا را «شایعه پردازان و تفرقه اندازها» و ضد انقلاب «که برای ایجاد تفرقه بین حزب جمهوری اسلامی و مجاهدان انقلاب اسلامی و ایجاد جو سوءتفاهم دست به این شیطنت ها می زنند» توصیف کرده است. اما این واقعیت قابل انکار نبود که به رغم شهادت بسیاری از شاهدان بر خروج کشمیری از نخست وزیری قبل از وقوع انفجار، برخی از دست اندرکاران این نهاد مثل محمدمحسن سازگارا و تعداد دیگری از نزدیکان بهزاد نبوی خبر دروغ شهیدشدن کشمیری را به مجلس و رادیو منتقل کردند. این افراد مثل خسرو قنبری تهرانی حتی مدتی را در بازداشت به سر می بردند اما فقدان دلیل کافی برای احراز اتهامات آنها باعث آزادی شان شد. شهید لاجوردی جدیت خاصی در پیگیری این پرونده داشت اما مرحوم زواره ای از تلاش عده ای برای نیفتادن پرونده به دست لاجوردی یاد می کند. ورود شهید لاجوردی به پیگیری پرونده نیز با خودکشی تقی محمدی کاردار ایران در افغانستان که در ارتباط با این پرونده به تهران فراخوانده و بازداشت شده بود، استمرار نیافت. به گفته مرحوم سیدرضا زواره ای، تقی محمدی با پیگیری شهید لاجوردی مطالبی را عنوان کرده بود که توجهی به آن نشده بود. مرحوم زواره ای همچنین با یادآوری بازجویی های حضار جلسه 8 شهریور نخست وزیری، از قرارگرفتن غیرمعمول کشمیری در کنار صندلی رئیس جمهور (مکان همیشگی استقرار خسرو تهرانی مسئول اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری) و سپس خروج او از جلسه پس از یک گفت وگوی کوتاه با خسرو تهرانی در انتهای میز جلسه به عنوان قرائن مربوط به ردیابی عوامل دیگر این حادثه یاد می کند. به طور کلی مرحوم زواره ای و شهید لاجوردی پیگیرترین مسئولان در قبال این ماجرا در آن مقطع بودند. شهید لاجوردی حتی در وصیت نامه خود به کسانی که از آنها به عنوان منافقان جدید یاد می کند، اشاره دارد. در خلال تحقیقات همچنین برخی از عناصر امنیتی نسبت به ترتیب اثرندادن افرادی مثل رضوی (عضو سازمان مجاهدین انقلاب و اطلاعات نخست وزیری) به گزارش هایی درباره سوابق هواداری کشمیری از منافقان در ماه های پیروزی انقلاب و نیز سرقت اسناد سری نیروی هوایی ارتش شکایت داشتند. توضیحات رضوی و دیگر مسئولان اطلاعات نخست وزیری با توجه به مشارکت پیگیر آنان در مبارزه با جریان های انحرافی، حتی افرادی مثل آیت ا... مهدوی کنی را به نقش نداشتن آنها در این ماجرا متقاعد می ساخت. آیت ا... مهدوی کنی درباره به کارگیری کشمیری در نخست وزیری یادآور می شود: «از این اشتباهات در گزینش افراد در اوایل انقلاب زیاد رخ داده و لذا بنده همیشه از اینها دفاع می کردم به خصوص از خسرو تهرانی که اتهام بیشتری داشت. من می گفتم من اینها را می شناسم. زیرا در کمیته به خصوص خسرو با ما همکاری داشتند. بعد هم در نخست وزیری ایشان در قسمت امور محرمانه اطلاعات بود. لذا هر وقت از من در مورد این آقایان سوال می کردند من آنها را تبرئه می کردم و می گفتم من نمی توانم به این اتهام بزنم. البته خانواده شهید باهنر از من گله داشتند که تأیید و تبرئه مهدوی سبب شد که متهمین واقعی از مجازات نجات پیداکنند.»
واقعیت این است که برای تبرئه بهزاد نبوی، خسرو تهرانی و دوستانش از اتهام همراهی با کشمیری دلایل زیادی وجود داشت. کشمیری از زمان کشف کودتای نوژه توانسته بود در چهره یک فرد متدین حزب اللهی فعال و جدی ظاهر شود و همکاران او در ارتش نیز دچار خوش بینی نسبت به وی بودند. رفتار کشمیری از پیچیدگی خاصی برخوردار بود. خود او در خاطراتش که نشریه منافقین با امضای محفوظ به چاپ رسانده یادآور شده است: «بالاترین مهره های رژیم به ....نخست وزی احضار شدند. از طریق چند تن از آنها که قبلا با آنها صحبت کرده بودم مسئله چک برخی افراد و این که نفوذی مجاهدین نباشند را مطرح کردم و بعدا خودم نیز وارد شدم و نظراتی دادم این نفوذی جریان نفاق چنان جلب اعتماد کرده بود که پیگیری مقدمات یک حمله هوایی برای انهدام مرکز فرستنده رادیویی منافقان در خاک عراق به او سپرده شده بود.
حتی اگر کسی می دانست که کشمیری در ابتدای انقلاب از مجاهدین خلق هواداری می کرده و عباس دلنواز نامزد منافقان برای نمایندگی مردم اسلام آباد غرب در انتخابات مجلس اول پسردایی و برادر همسرش بوده است با توجه به وجهه بعدی کشمیری که همکاری در جهت مبارزه نیروهای خط امامی با ضد انقلاب بود شاید در آن شرایط حساسیت چندانی نشان نمی داد چنان که ماهیت «کلاهی» عامل انفجار حزب جمهوری اسلامی نیز پس از رایزنی مأموران اطلاعاتی سپاه با انجمن اسلامی دانشگاه محل تحصیل او روشن شد و قاتل شهید قدوسی نیز توانسته بود در دادستانی انقلاب جا خوش کند. دستگاه اطلاعاتی دقت چندانی در این امر نداشت که معرفی کشمیری توسط رئیس دفتر مهندس بازرگان نخست وزیر دولت موقت (حلیمی) به ارتش برای حفاظت از اسناد نیروی هوایی دلیل کافی برای صلاحیت او نبوده است. بر این اساس آقای ری شهری معرفی کشمیری به نخست وزیری را قصور و نه تقصیر «محمدکاظم رضوی» می داند. به هر حال پیگیری پرونده 8 شهریور با تمام ادله حاکی از قصور یا تقصیر دست اندرکاران اطلاعاتی قبل از آن که به نتیجه محکمه پسندی برسد با اصرار افرادی مثل آقای سیدمحمد موسوی خوئینی ها و در شرایطی که کشور در مرحله حساسی از دفاع مقدس قرار گرفته بود به دستور حضرت امام متوقف شد و رازهای آن فاجعه بزرگ سر به مهر باقی ماند. اما این معما در بزنگاه های بعدی حوادث سیاسی همواره به عنوان یک قرینه برای شناسایی جریان های منحرف از اصول انقلاب، از حافظه تاریخی ناظران به تحلیل آنان جاری شده است. همواره این سوال وجود داشته است که مثلا محسن سازگارا که ابتدا به عنوان یار نزدیک ابراهیم یزدی وظیفه مسلط ساختن دولت موقت بر نهادهای انقلاب را داشت، چگونه به جمع یاران بهزاد نبوی در دولت رجایی شهید راه یافت تا به منظور ایجاد فرصت برای فرار کشمیری برای او جنازه سازی کند و در عین حال سال ها در سلک مدیران میانی دولت خط امام به فعالیت ادامه دهد و ناگهان در نیمه دهه هفتاد بار دیگر از نقش نفوذی خود چهره گشایی کند و سرانجام در سیمای یک عنصر افراطی راست گرا در خدمت مجموعه نومحافظه کاران آمریکایی در موسسه آمریکن اینترپرایز درآید؟!



طبقه بندی: فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: انفجار نخست وزیری، ماجرای هشتم شهریور، شهید رجایی، شهید باهنر، رضا گلپور، مسعود کشمیری، خسرو تهرانی، خسرو قنبری، دانشگاه امام صادق، متهم، ترور، منافقین، مجاهدین خلق، انقلاب اسلامی، سال 61، حمله، پژوهش، آمریکا، اسرائیل، ایران، اسناد محرمانه،
دنبالک ها: مطلب رضا گلپور در این رابطه،
[ دوشنبه دهم مردادماه سال 1390 ] [ 09:05 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
این مطلب همانی است که وعده اش را داده بودم. مطلبی است که برای شماره بعدی نشریه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام (حیات) آماده کردم که البته پرونده اش در مورد اسلام ناب بود.
تحولات امروزی منطقه را به نظر می رسد دیگر باید از منظری متفاوت بررسی کرد. به قول شهید آوینی جنگ آخرالزمان جنگ میان اسلام ناب و اسلام آمریکایی است. اما این جنگ مقدماتی دارد که یکی از آنها در حال وقوع است. یعنی روندی که منجر به رشد تشیع در بلاد اسلامی و گسترش اسلام در بلاد کفر می شود. گویی برای آنکه تشیع رشد کند باید همه از یک دوره اسلام آمریکایی عبور و گذر کنند.
خود قضاوت کنید:
*******

1.    بیش از سه دهه از شروع انقلاب اسلامی ایران می گذرد که پیش بینی رهبران آن در مورد تحولات جهانی و رویدادهای منطقه ای در کشورهای اسلامی و ملت های مستضعف عالم در حال تحقق است. گویی در این قرن باید آخرین نفس های نظام سلطه و استکباری و آخرین روزهای حضور جریان باطل – یعنی صهیونیزم بین الملل - را در هرم قدرت و مدیریت جهانی شاهد و ناظر باشیم و این همان وعده ایست که حضرت روح الله سلام الله علیه سال ها پیش از این به فرزندان خود داد که: « این قرن به خواست خداوند قادر، قرن غلبه مستضعفان بر مستکبران و حق بر باطل خواهد بود.»1
2.    هرچند که « حوادث امروز شمال آفریقا، كشور مصر، كشور تونس، برخى كشورهاى دیگر، براى ما ملت ایران معناى دیگرى دارد و این همان چیزى است كه همیشه به عنوان حدوث بیدارى اسلامى...گفته میشد»2  و « گسترش موج بیداری اسلامی...از سه دهه پیش با پیروزی انقلاب اسلامی و تشكیل نظام جمهوری اسلامی آغاز شد»3  اما باید گفت که موج اصلی و نهایی برای پیروزی جریان حق بر باطل و مستضفان بر مستکبران در آینده ای نزدیک و در غرب اتفاق خواهد افتاد و فرض قیاس خیزش پرقدرت مردم مسلمان منطقه با پیش بینیِ وعده داده شده اشتباه است.
در واقع اتفاقی که امروز در حال تحقق است همان موج اسلامگرایی است که ملت های مسلمان تحت حاکمیت دولت های به ظاهر اسلامی ولی در باطن طاغوتی – نظیر دولت مبارک، آل سعود، بن علی، عبدالله صالح و ... که به ظاهر مسلمان ولی در باطن طاغوتی هستند- در میان خود شکل داده اند و با قیام عظیمی در حال حرکت به سمت اسلام ناب محمدی می باشند.
بی شک اولین گام برای حرکت در مسیر اسلام ناب رهایی از حاکمیت طاغوت است و تا زمانی که طاغوت بر مسلمانان حاکم باشد نباید انتظار دستیابی به اسلام ناب داشت. خوشبختانه امروز دیده می شود که ملت های مسلمان منطقه گام نخستین برای حرکت در مسیر اسلام ناب را بر داشته اند هرچند که فاصله زیادی تا تحقق کامل آن دارند اما روند فعلی روندی امیدوار کننده و روشن است. به نظر می رسد در گام بعدی پس از رهایی از سیطره طاغوت در کشورهای منطقه باید منتظر پیاده شدن مدل حاکمیتی ولایت و موج شیعی گری باشیم و حقیقت آنست که تحقق اسلام ناب بدون انجام دو مقدمة رهایی از حاکمیت طاغوت و ایمان خدا و تبعیت از ولایت الهی او که متجلی در اهل بیت علیهم السلام است امکانپذیر نخواهد بود، همانگونه که خداوند متعال فرمود:« فَمَنْ یَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ »4. البته این را نیز باید دانست، موجی که در آینده کشورهای اسلامی را در بر خواهد گرفت به یقین جوششی از درون ملت ها خواهد بود و نه ناشی از تبلیغات شیعیان.
3.    اما وعده فراموش ناشدنی حضرت روح الله سلام الله علیها مبنی بر افول نظام های سلطه و پیروزی نهایی حق بر باطل نه در بین جوامع اسلامی که در غرب و در قلب نظام استکباری و دستگاه سرمایه داری دنیا رخ خواهد داد.
در نگاه آن پیر حکیم تمام خوف مستکبرین عالم در این است که اسلام سرزمین آنها را فتح کند و بدین جهت است که تمام تلاش های خود را برای جلوگیری از روند اسلام خواهی در غرب بکار گرفته اند. همو بود که گفت :« آنها خوف این را دارند كه اسلام به آن طورى كه هست گسترش پیدا كند و همه كشورهاى اسلامى را بگیرد، و به همه مستضعفین جهان پرتو بیفكند. آنها خوف این را دارند، و لهذا از اسلام مى‏ترسند، و حقیقتاً حمله‏شان به اسلام است، منتها به صورت این كه ایران چطور است؛ نمى‏توانند بگویند كه اسلام چطور است، مى‏گویند ایران چطور است.»5
در نگاه ایشان، نبرد اصلی فقط میان مسلمانان و کفار نیست بلکه در دوران قیام آخرالزمان و نابودی نظام سلطه تمام ادیان و مسالک حضور دارند و البته وجه مشترک میان همه آنان استضعافشان در ابعاد مختلف فکری، فرهنگی، اقتصادی و ... است:« همه باید كوشش كنیم كه وحدت بین مستضعفان در هر مسلك و مذهبى كه باشند، تحقق پیدا كند كه اگر خداى نخواسته سستى پیدا شود، این دو قطب مستكبر شرق و غرب مانند سرطان همه را به هلاكت‏خواهند رساند. ما عازم هستیم كه تمام سلطه‏ها را نابود سازیم.»6
4.    امروز نشانه های افول نظام های سلطه بیش از هر زمان دیگری مشاهده می شود. موج اسلام گرایی در خاورمیانه و موج اسلام خواهی در غرب، بلایی است که به جان ابر قدرتهای جهانی افتاده و همین دو موج است که این قرن را برای آنها قرن افول و زوال قرار داده.
اکنون باید دل به وعده تخلف ناپذیر امام خامنه ای مدظله العالی سپرد که: « هر روز كه بگذرد، امواج سهمگین بیدارى اسلامى، تختهاى قدرت فرعونهاى عالم را بیشتر خواهد لرزاند.»7
در حالیکه غرب، امروز در اوج فساد و انحطاط اقتصادی، اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی غوطه ور است موج اسلام خواهی به سرعت در حال افزایش است. به تعبیر خامنه ای عزیز :« امروز استكبار جهانى و قلدرهاى سیاسى عالم و امپراتوریهاى زر و زور در سرتاسر جهان كه در فساد و انحطاط غرقند، با اسلام و نظام اسلامى دشمن هستند؛ زیرا افشاگر و تهدید كننده‌ى آنها، اسلام و بیدارى مسلمین است.»8
اخیراً نتایج تحقیقی که توسط یک مؤسسة آمریکایی انجام شده نشان می دهد، شمار مسلمانان جهان در 20 سال آینده به دو برابر میزان كنونی خواهد رسید. بطوریكه 26.4 درصد مردم جهان در سال 2030، اسلام را آیین و اساس زندگی خویش قرار خواهند داد.
براساس این تحقیق هر سال 1.5 درصد بر شمار پیروان اسلام در جهان افزوده خواهد شد در حالیكه شمار غیرمسلمانان با رشد 0.7 درصدی روبرو خواهد شد.
مطابق این تحقیق صورت گرفته تا دو دهه دیگر شمار مسلمین اروپا از 6 به 8 درصد افزایش خواهد یافت. براین اساس به جای 44.1 میلیون نفر فعلی تا آن هنگام دست كم 58.2 میلیون نفر مسلمان در اروپا خواهیم داشت. در چنین وضعیتی حتی انتظار می رود در برخی از كشورها نظیر بلژیك(از 6 تا 10.2 درصد)، فرانسه(از 7.5 الی 10.3 درصد)، سوئد(از 10 تا 20 درصد) افزایش یابد. این در حالیست که به نظر می رسد بسیاری از فاکتورهایی که به رشد اسلام خواهی در غرب کمک می کند نادیده گرفته شده و نا امیدی و یأس غربیان نسبت به کارآمدی و پاسخگویی نظام سرمایه داری نسبت به نیازهای مادی و معنویِ آنان در نظر گرفته نشده است. از سوی دیگر موج اعتراضاتی که از ماه ها پیش به بهانه های اقتصادی و سیاسی در اروپا شکل گرفته حاکی از درماندگی جوامع غربی در ایجاد رفاه و امنیت مادی گرایان است.
در عین حال طبق گزارشات دیگر روند اسلام خواهی به اروپا محدود نمی شود و دامنگیر آمریکاییان هم گردیده. در ایالات متحده آمریكا هم آمار از افزایش 1.7 درصدی مردم مسلمان حكایت دارد.(9)
5.    در نهایت اینکه از یک سو اتفاقات و تحولات امروز خاورمیانه نوید بخش انگیزه مسلمانان منطقه برای حاکم کردن اسلام ناب در سایة رهایی از طاغوت و پیروی از ولایت الهی است و از سوی دیگر شواهد قطعی و مسلم حاکی از آن است که افول دیکتاتوری نظام لیبرال دموکراسی غرب و امپراطوری های زور و زر با بازگشت غربیها به فطرت خداجو و حق طلب آنان به نظام توحیدی و عدالت محوری و در یک کلام آیین اسلام در حال تحقق است و این دقیقاً خواب آشفتة حقه بازان طماع و کینه ورزان حیله گر و سیاست بازِ دروغگوی غربی است و همان پیش بینی موعود رهبران جمهوری اسلامی است.
هرچند که نمی توان زمان مشخصی برای فرارسیدن این پیروزی نهایی مستضعفان بر مستکبران و حق بر باطل تعیین کرد اما باید به این نکته اذعان کرد که به یقین همانگونه که حضرت روح الله به فرزندان انقلابی خود وعده داده این قرن، قرن غلبة حق بر باطل خواهد بود.

****
پی نوشت ها:
1/ بیانات امام  خامنه ای مدظله العالی  1389/11/15
2 و 3 / بیانات امام خامنه ای مدظله العالی 1389/08/24 
4/ بقره/ 256
5/صحیفه نور، ج‏19، ص: 132
6/صحیفه نور، ج‏17، ص: 430
7/ بیانات امام خامنه ای مدظله العالی1368/04/22
8/ بیانات امام خامنه ای مدظله العالی1368/03/26
9/http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8911091098



طبقه بندی: فکر نوشت، رخدادهای روزانه، بیداری اسلامی،
برچسب ها: امام خامنه ای، قرن غلبه حق بر باطل، حق، باطل، امام خمینی، انقلاب اسلامی، بیداری اسلامی، مصر، تونس، فلسطین، فتنه 88، موسوی منافق، کروبی منافق، خیزش اسلامی،
[ شنبه سی ام بهمنماه سال 1389 ] [ 07:41 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات