آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ
حرکت بیداری اسلامی با سرنگونی حکام وابسته و مرتجع عرب در حالی دوران بازیابی خود را طی می کند که هنوز آتش خشم و کینه استکبار جهانی برای انتقام گیری از جبهه مقاومت در کشور سوریه شعله ور است.

در طی حدود دو سالی که از آغاز تلاش ها برای شکست جریان مقاومت در سوریه می گذرد، حاصل دخالت های مستقیم قطر، عربستان و ترکیه و حمایت های آشکار و نهان آمریکا و اسرائیل بیش از 50 هزار کشته و زخمی و خسارت های فراوان مادی بوده است.

این روزها در حالی خبر تجاوز رژیم اشغالگر قدس به یک مرکز علمی - تحقیقاتی در اطراف دمشق را می شنویم که پیش از این نیز در قالب حمایت های مادی و معنوی از «ارتش آزاد سوریه»، «جبهه‌ی ملی سوریه»، و برگزاری نشست های موسوم به «دوستان سوریه»، شاهد دخالت های مکرر خارجی در سوریه بوده ایم.


این در حالی است که هرگونه مداخله خارجی در امور داخلی کشورها در چارچوب حقوق بین الملل و در قالب اعلامیه ها و منشورهای بین المللی نفی و رد شده است، که اینک به برخی از آنها اشاره می شود.

1.    بر اساس بند 2 ماده یک منشور ملل متحد مصوب 1945 میلادی در بیان مقاصد و اصول ملل متحد، بر خودمختاری ملل در انجام امور داخلی تأکید شده است؛ همچنین طبق بند 4 ماده 2 منشور ملل متحد نیز ممنوعیت مطلق توسل به زور مقرر شده و به علاوه، تهدید به کاربرد زور و دیگر شیوه های مغایر با مقاصد ملل متحد از عداد راهبردهای قانونی کشورها خارج قلمداد شده است. در این چارچوب، تنها اقدامات قهری ملل متحد بر وفق تصمیم لازم الاجرای فصل هفتمی منشور و حق ذاتی دفاع مشروع با برخی شرایط از این ممنوعیت استثنا شد.

گفتنی است قطعنامه ٢٠ ژوئن ٢٠١٢ که بر مبنای فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد در مورد سوریه تهیه شده بود با وتوی چین و روسیه -دو عضو دائم شورای امنیت- به نتیجه نرسید و بدین ترتیب، امکان مداخله در امور این کشور به استناد فصل هفتم منشور رد شد.

2.    ممنوعیت توسل به زور در روابط بین المللی با توجه به حمایت ها و تأکیدات اسناد بین المللی وضعیتی خاص یافت بگونه ای که این قاعده به مثابه قاعده ای آمره از حقوق بین الملل عام مورد شناسایی قرار گرفته است. لذا عمل تجاوز نظامی اخیر اسرائیل به خاک سوریه، به عنوان وضعیتی مغایر با صلح و امنیت بین المللی شناخته می شود (ماده 39) و احراز و واکنش به آن از کار ویژه­های اصلی شورای امنیت در نظر گرفته شده – که البته این روزها سکوت اختیار کرده است - و در این میان، حق دفاع مشروع سوریه در برابر تجاوز اسرائیل نیز سلب نشده است.(ماده 51)

در این میان باید اضافه کرد که جنایت تجاوز نیز به عنوان یکی از جنایات بین المللی مورد وفاق جامعه جهانی قرار گرفته و در کنار مسئولیت بین المللی دولت متجاوز، مسئولیت کیفری فردی عوامل مؤثر دخیل در این واقعه در صلاحیت محاکم داخلی (با بسط صلاحیت جهانی) و مراجع بین المللی (محاکم کیفری بین المللی ازجمله دیوان کیفری بین المللی) قرار گرفته است.

علاوه بر اینها چندی پیش گروهی از دولت‌های مخالف سوریه در چند نشست ضد سوری در استانبول ترکیه، مراکش و ژنو و پاریس، ضمن زیر پا نهادن اصول مسلم حقوق بین‌الملل و در رأس آن اصل مداخله و هم‌چنین اصول و قواعد حاکم بر شناسایی دولت‌ها، موجودیتی به نام «جبهه‌ی ملی سوریه» ـ که متشکل از گروهی است که تحت عنوان «ارتش آزاد سوریه» فعالیت می‌کندـ را به عنوان نماینده‌ی مشروع همه‌ی سوری‌ها و مخاطب جامعه‌ی بین‌المللی معرفی نمودند. شرکت کنندگان در این نشست هم‌چنین تأکید کرده‌اند برای شورشیان سوری کمک مالی و تجهیزات ارتباطی فراهم خواهند کرد که اتخاذ این تصمیم مسلماً به منزله‌ی حرکت این کشورها به سوی استفاده از گزینه‌های نظامی به منظور براندازی دولت بشار اسد به شمار می‌رود. این در حالی است که در صورت جنگ داخلی، یک دولت قانونی می تواند از یک کشور دیگر تقاضای کمک کند اما یک گروه شورشی که بر ضد دولت مرکزی می جنگد، از چنین حقی برخوردار نیست.

3.    علی رغم تصریح بند 7 ماده ‌2 منشور ملل متحد به «عدم مداخله سازمان ملل در اموری که ذاتاً جزو صلاحیت داخلی کشورها است»، با این وجود همچنان شاهد اظهارنظر های بیجای جناب دبیرکل در امور داخلی سوریه هستیم. این در حالی است که تا کنون هیچکدام از هیأت های نظارت سازمان ملل در امور سوریه و نیروهای حافظ صلح نتوانسته اند در آرامش بخشی به اوضاع سوریه کمک کنند.

4.    اعلامیه اصول حقوق بین الملل 1970 نیز به صراحت تمام، عدم مداخله مستقیم ویا غیر مستقیم در امور داخلی کشورها را از اصول حقوق بین الملل مطابق منشور ملل متحد برشمرده و بیان داشته است که هیچ دولت و یا گروه از دولتها حق ندارند، به هر علتی که باشد، بطور مستقیم و یا غیر مستقیم، به امور داخلی و یا خارجی یک کشور دیگر مداخله کند. در نتیجه، مداخلۀ نظامی و هرگونه مداخلۀ دیگر، یا تهدید برضد شخصیت یک دولت یا بر ضد بنیادهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی یک دولت، نقض حقوق بین الملل محسوب می­ شوند.

در این میان موارد متعدد حمایت های آشکار آمریکا، فرانسه، انگلیس، ترکیه، قطر و عربستان از تروریست های چند ملیتی در سوریه و گروه های سلفی و تکفیری خودساخته استکبار و نیز تجاوز نظامی اخیر اسرائیل به خاک سوریه بدون واکنش نهادهای بین المللی مسئول متأسفانه همچنان ادامه دارد.


5.    در اعلامیۀ مجمع عمومی ملل متحد دربارۀ غیرقابل پذیرش بودن ورود و مداخله در امور داخلی دولتها و حمایت از استقلال و حاکمیت آنها نیز دولت ها به تعهداتی در مورد اجتناب از مداخله در امور داخلی دیگر کشورها موظف دانسته شده اند ازجمله؛ به خودداری از هرگونه تهدید یا کاربرد زور در روابط بین المللی که ناقض مرزهای بین المللی باشد؛ به منظور اختلال در نظم سیاسی، اجتماعی، یا اقتصادی دیگر دولت ها باشد؛ به منظور براندازی یا تغییر در نظام سیاسی یا حکومت دیگر دولت باشد؛ به جهت ایجاد تنش میان دولت ها بوده یا عامل محرومیت مردم از هویت ملی شان و میراث فرهنگی شان باشد.

پر واضح است که تجاوز اخیر نظامی اسرائیل به سوریه و قانون اخیرالتصویب پارلمان ترکیه که مجوز درگیری نظامی با سوریه را می دهد نه تنها در تضاد آشکار با اصل عدم مداخله در امور داخلی دولت هاست بلکه با ممنوعیت توسل به زور و یا تهدید به آن در روابط بین المللی نیز مغایرت دارد. اظهارات و اقدامات وزرای امور خارجه امریکا، عربستان و برخی دیگر از کشورها نیز از همین منظر قابل ارزیابی است. و این در حالی است که استناد به دکترین مسئولیت حمایت به عنوان مجوزی برای مداخله نظامی در سوریه نیازمند قطعنامه لازم­ الاجرایی در سازمان ملل متحد (توسط شورای امنیت وفق فصل هفتم منشور ملل متحد و یا توسط مجمع عمومی بر اساس قطعنامه اتحاد برای صلح) است که تاکنون، چنین امری به وقوع نپیوسته است.

در پایان باید اضافه کرد که علیرغم اتحاد جبهه باطل در ضربه زدن به جبهه مقاومت در منطقه و انحراف اذهان از مسئله فلسطین – که مهمترین مسئله دنیای اسلام است - خواب سقوط دولت آقای بشار اسد تعبیر نخواهد شد و راه حل بحران سوریه تنها بدست ملت مقاوم سوریه بوده و در پای صندوق های رأی رقم خواهد خورد.





برای مشاهده این اینفوگراف در اندازه واقعی کلیک کنید




طبقه بندی: فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: سوریه، مداخلات خارجی، حقوق بین الملل، حمله اسرائیل به سوریه، خط مقاومت، بیداری اسلامی، ترکیه،
دنبالک ها: بیانیه حقوقی سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) در خصوص مداخلات خارجی در سوریه،
[ دوشنبه شانزدهم بهمنماه سال 1391 ] [ 10:44 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
مسئولین دانشگاه اسلامی کمی جهانی بیاندیشند!

بی تردید درک درست از وظیفه ی دانشگاهی ما تنها در شرایطی امکانپذیر خواهد بود که بتوانیم با در نظر گرفتن اهداف و رسالت ها، ضمن شناختی صحیح از توانمندی ها و ظرفیت های خود، برآورد دقیقی از موقعیت جهانی و اوضاع منطقه ای داشته باشیم.
فرمایشات حکیمانة ریاست معزز هیئت امنای دانشگاه و رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان دانشگاه در سال 84 اهداف و رسالت ما را در رسیدن به یک "الگوی دانشگاه اسلامی" و "مرجعیت تحقیقات مراکز علمی و دانشگاه های دنیا" روشن ساخت. این کلام خالی از هرگونه شبهه و اجمالی است، کاملاً روشن و گویا و البته فصل الخطاب.
از یکسو اوضاع منطقه ای در بیداری اسلامی و از سوی دیگر موقعیت جهانی در بیداری کشورهای آمریکایی و اروپایی و جنبش ضد سرمایه داری نیز کاملاً بر ما روشن و آشکار است که روند تحولات به سمت اهداف ضد استکباری و ضد سرمایه داری انقلاب اسلامی در پیش بوده و عطش شدید به فهم و یادگیری مبانی آن فراگیر گردیده است.
مجموعه توانمندی ها و ظرفیت های ما نیز شامل فهم عمیق از متون اسلامی منبعث از قرآن و سنت، اعتقاد راسخ و استوار به آراء و اندیشه های امام راحل و آرمانهای جهانی انقلاب اسلامی، ایمان درست به جاری بودن جریان حق و مضمحل شدن جریان باطل در آینده ای نزدیک، فراهم بودن امکانات مادی و ارتباط وثیق با بدنه مدیریتی نظام و ... همگی می تواند تکلیف ما را در وضعیت کنونی روشن سازد.
قیام های مردمی در منطقه فرصت خوبی را ایجاد کرد تا درهای علم و دانش دانشگاه با جهان اسلام گشوده گردد و رفت و آمد های سیاسی سالیان گذشته کمی جنبه علمی به خود گیرد و راه نفوذ اساتید و نخبگان دانشگاه های خاورمیانه به جامعه الامام الصادق(ع) باز گردد.
امروزه مراکز علمی و دانشگاه های بزرگ دنیا برای گسترش حوزه تفکری خود به سایر ملل و نحل از ایجاد شعبه های متعدد فراگیری متون علمی و اندیشه های خود فرو نمیگذارند و از این طریق پایه های علمی خود را با نظریات جدید مستحکم تر می نمایند و کسان بیشتری را تربیت و پرورش می دهند.
اکنون به نظر می رسد دیگر فرصت آن رسیده تا برای رسیدن به اهداف ترسیم شده توسط ولی معظم فقیه و رسالت نگارش یافته دانشگاه حرکتی جدی صورت گیرد. دیگر فرصت آن رسیده که تصمیمات، مجادله ها و دغدغه های ذهنی!! برخی مسئولین دانشگاه از تغییر کاربری فلان بخش یا معاونت و جابجایی میز و صندلی فلان اداره و ... تغییر یابد. دیگر وقت آن شده که در جلسات هیئت رئیسه دانشگاه بجای بحث پیرامون برنامه غذایی دانشگاه و وضعیت خوابگاه متأهلی و سفرهای زیارتی دانشجویان و بررسی اقدامات جزئی فلان کانون فعال دانشجویی و ... کمی به مسائل کلان تر و جهانی اندیشیده و بحث شود.
دیگر فرصت آن رسیده تا با ایجاد شعبه قاهره و بیروت و دمشق و استانبولِ دانشگاه امام صادق(ع) حوزه اندیشه ای و تفکری خود را به جهان اسلام منتقل کنیم و گام جدی مرجعیت را برداریم. دیگر وقت آن شده تا با سیراب کردن دانشجویان و نخبگان جهان اسلام آنها را بیش از پیش با اندیشه های ناب اسلامی و عقاید شیعی آشنا ساخته و انقلاب اسلامی، روح الله خمینی(س)، مقاومت اسلامی را بدون هیچ حجابی برایشان نمایان سازیم.
اینک وقت آن شده که اساتید دانشگاه را برای انجام این رسالت بزرگ به آن شعبه ها اعزام کنیم، دانشجویان را برای این حرکت عظیم علمی که یک "جهاد واقعی" است آماده نماییم، واحد "بین الملل" بسیج را راه اندازی نماییم، معاونت "اعزام به شعب خارج کشور" دفتر اعزام مبلغ را تأسیس کنیم، حتی جلسات هفتگی "هیئت میثاق" را در کشورهای مختلف برگزار کنیم و ... و آنگاه خواهید دید که چه شور علمی فراگیری نه فقط در "خانة ما" که در "جهان" ایجاد خواهد شد...
این برهه حساس را نباید از دست داد چرا که اگر کمی دیر بجنبیم موقعیتی را از دست میدهیم که دیگر بدست آوردنش سالیان متمادی به درازا خواهد کشید و افسوسش را باید خورد...

پ.ن:
این مطلب را در شماره نهم هفته نامه داخلی "خانه ما" بعنوان سرمقاله منتشر کردم.
گمان می کنم گویا و صریح و بدون هیچ واهمه ای نگارش شده.
برای اینکه بدانند دیگران که چه دغدغه هایی در دانشگاه امام صادق(ع) وجود داره ولی فرصت و توان عملی و اجرایی شدنش وجود نداره منتشرش می کنم.
شاید واقعاً یه روزی این آروز محقق شد...
دوستان دانشگاه در این فاصله خیلی مراجعه کردند و نظر دادند اگر کسی نظر نگفته ای داره همین جا درج کنه میخونمش



طبقه بندی: تفکر، دل نوشته،
برچسب ها: دانشگاه امام صادق(ع)، بیداری اسلامی، شعبه قاهره، بیداری انسانی، دانشگاه اسلامی، علوم انسانی، مسئولان دانشگاه، محمد سلیمانی، نشریه خانه ما، خانه ما، اندیشه جهانی، نگاه منطقه ای،
[ شنبه یکم بهمنماه سال 1390 ] [ 05:19 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

روند تحولات در منطقه امروز بیش از گذشته نشانگر عزم راسخ امت اسلامی در تحقق حکومت اسلامی است. دیگر ملت های مظلوم مسلمان تحمل سالهای بیشتر ظلم و استضعاف را ندارند و خواهان پایان بخشیدن این روند ظالمانه هستند.
تحرکات ملت های مسلمان در برابر دولت های وابسته و خودباخته شان از یک سو و فعالیت های آشکار جمهوری اسلامی با محوریت و نقش مستقیم رهبری معظم، حضرت خامنه ای مدظله العالی در تدارک و تجمیع ظرفیت های موجود امت اسلامی و تلاش برای جلوگیری از انحراف و زاویه گرفتن ملت های بیدار شده با آرمان های خویش همه و همه نشان از عظمت این مقطع تاریخی دارد که جبهه مستکبران عالم را مستقیماً در برابر جبهه مسلمین و عدالتخواهان قرار داده است.

باید گفت که در هیچ برهه ای از تاریخ اینگونه مسلمین و مستکبرین رویارو با همدِگر نگردیده بودند و این چنین بر ریشه های اعتقادی و ایدئولوژیک خویش نتاخته بودند. بی تردید دوران سیاه جنگ سرد و سخت به اتمام رسیده و بنیان های فلسفی و سیاسی و فرهنگی بر رویارویی فکری نهاده شده.
کنفرانس های بیداری اسلامی و حمایت از انتفاضه فلسطین که به فاصله ی کمتر از یکماه در تهران برگزار شد و مشخصاً با اجرا و حمایت های مادی و معنوی حضرت خامنه ای صورت گرفت نشان از پتانسیل های خاموش جمهوری اسلامی داشته که در طی این سالها کمتر به کار گرفته شده است.
ابهتی که در این کنفرانس ها از حضرت خامنه ای در مقابل چشمان کور بنگاه های رسانه ای به نمایش گذاشته شد تنها چشمه ای از حکمت و تدبیر ایشان بود که برخی از این بنگاه های صهیونیستی تلاش می کنند با سر هم نمودن چند قطعه تصویر ویدئویی و نامیدن مستند!! به آن، دست و پایی بیهوده برای تخریب این سیما نورانی نمایند. این حرکت کور را می توانم ادامه ی همان حرکتی بدانم که چند سال پیش از این برای توهین و تخریب چهره ی اسلام از طریق کشیدن کاریکاتور پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و یا ساختن فیلم فتنه دانست.
در مطلبی که چندی پیش برای ماهنامه ی حیات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام نگاشته بودم اینگونه آوردم که نبرد امروزی ملت مصر – که آن روزها هنوز حسنی نامبارک را بر دوش خویش تحمل می کردند – را نباید فقط تحولی در خاورمیانه دانست که این آغاز رویدادی بزرگ است که منجر به بیداری اروپا شده و طومار نظام ماتریالیستی و اومانیستی غرب را در هم می پیچد.
همانجا گفته بودم که امروز ملت های مسلمان در خاورمیانه در جستجوی اسلام ناب راه های گوناگون را طی می نمایند و آزمون های مختلف را پشت سر می نهند اما اتفاق اصلی و نهایی در گام بعدی منجر به گسترش اسلام – و البته نه از نوع اسلام ناب – در غرب خواهد شد.
حقیقتی که امروز خود غربیان به آن اذعان دارند و در تلاشند تا با شیعه هراسی و اسلام هراسی به زعم خود مقابل روند حقیقت خواهی ملل عالم را بگیرند، همین گسترش روزافزون اسلام در غرب است.
این یک واقعیت است که راه پر پیچ و خم مسلمانان خاورمیانه نهایتاً از مسیر حقه ی تشیع می گذرد. آنان که از درک تحولات منطقه ناآگاهند نمی توانند این رویداد بزرگ را در یابند که قدرت تشیع امروز در جهان بیش از هر زمان دیگری نمایان و آشکار است و اگرچه که ملت های مسلمان دیکتاتورهای دست نشانده و وابسته ی به غرب خود را به زیر کشیده اند اما در پس این آزادی خواهی و عدالت طلبی نوعی گرایش به تشیع دیده می شود.
در واقع عطش امروزه ی مسلمانان جز به آب حیات راه اهل بیت علیهم السلام و مذهب راستین تشیع برطرف نخواهد شد و پایان بیداری اسلامی یعنی همین!


آنچه که مسلمانان امروز در طلب آنند همان حاکمیت اسلام بر اجتماع و امت شان می باشد که با تجربه ی ملت های مسلمان در تمام این سالها، این حقیقت با مذهب ناحق اهل تسنن محقق نشده و نخواهد شد، چرا که واقعیت این مذهب در نمایش آنان در برابر امریکا و اسرائیل با وادادگی و سر سپردگی نمایان گردید.
اما آیین استوار تشیع با مبارزه فکری، فرهنگی، اقتصادی و نظامی با تمام قوا در برابر ظلم و تعدی می ایستد و تا رسیدن به اهداف خود از پا نمی نشیند و رمز گسترش و نفوذ روزافزون مسیر اهل بیت پیامبر علیهم السلام در قلوب جهانیان همین ایستادگی و مبارزه است...




طبقه بندی: بیداری اسلامی، تفکر، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: بیداری اسلامی، کنفرانس بیداری اسلامی، کنفرانس حمایت از انتفاضه فلسطین، آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، ولی امر مسلمین، بحرین، لیبی، فلسطین، انقلاب اسلامی، مکتب تشیع، شیعه،
دنبالک ها: لینک همین مطلب در جهان نیوز، لینک همین مطلب در خبرگزاری دانشجو،
[ یکشنبه بیست و چهارم مهرماه سال 1390 ] [ 06:53 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
حضرت روح الله از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی نوید تحقق حاکمیت اسلام را بر جهان داد و پیروزی نهایی مستضعفان بر مستکبران عالم را گوشزد کرد.
او بارها به سران وابسته و خودفروخته عرب هشدار داد که استقلال و هویت خود را بازجویند و در برابر ملت های مستضعف خود کرنش کرده و خواسته های اصیل آنان را بر آورده کنند. او بارها صدام و مبارک و فهد و ... را بیم داد که در صورت ادامه این وضعیت، به واسطه اراده ی مستحکم ملت هایشان بالاخره از میان خواهند رفت و استعمار و استکبار نیز چاره ای جز رها کردن آنان نخواهند داشت.
امروز فهد از میان رفته، صدام نابود شده، مبارک برای مصون ماندن از خشم ملت مسلمان مصر به سوراخی پناه برده و البته دیگر از دیکتاتور یمن نیز خبری نیست و این سرنوشت آل خلیفه و آل سعود و عبدالله اردنی نیز خواهد بود و این تقدیری الهی است که گریزی از آن نیست. سُنَّةَ اللَّهِ الَّتی‏ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدیلاً (فتح/23)
اگر گورباچف به نصایح حضرت روح الله اعتنایی نکرد، اگر صدام بیچاره به هشدار امام خمینی توجهی نداشت، اگر حسنی نامبارک دل به امریکا و اسرائیل بست و پیام خمینی را نشنیده گرفت، شد هر آنچه که او پیش بینی می کرد و اینک باید امثال نامبارک ها ببینند ادامه ی ماجرا را...
اینک بخشی از توصیه های حضرت روح الله را نسبت به حکام وابسته عرب و پیش بینی تحقق بیداری اسلامی-انسانی را با هم دیگر مرور می کنیم، باشد که صحیفه امام همیشه در مقابل دیدگانمان باشد...

حضرت روح الله در پیامی که به ملت ایران به مناسبت هفته جنگ تحمیلى در 31 شهریور 1362 صادر می نمایند با تاکید بر حماقت صدام در حمله به ایران و نیز تکیه ی وی به آمریکا و اسرائیل، پیروزی انقلاب اسلامی را بر رژیم بعث عراق حتمی می دانند و ‏شکست های پی در پی برای صدام را نشانه ی قدرت و عظمت ملت ایران می خوانند.
«بی تردید باید براى صدامیان و وابستگان آن در داخل كشور ثابت شده باشد كه كمك‏هاى همه جانبه ابرقدرتها و وابستگان به آنها و بوقهاى تبلیغاتى شبانه روزى آنان تا كنون به حال آنان مفید نبوده؛ و پس از این نیز به خواست خداوند تعالى مفید نخواهد بود. و اگر چشم خود را باز كنند، براى آنها واضح شده است كه قدرت‏هاى بزرگ یعنى امریكا و شوروى از بى‏ عقلى آنان استفاده نموده و مى‏ خواهند با دست آنان، و لو به احتمال بسیار ضعیف، در منطقه یا در ایران به خیال واهى خود ناراحتى ایجاد كنند.»
ایشان در ادامه به ریشه یابی شکست ها و رسوایی های استکبار جهانی در دنیا می پردازند و علت اصلی آن را عدم شناخت اسلام عنوان می کنند:
«تمام این مسائل و رسوایى‏ هایشان به خاطر آن است كه اسلام و نفوذ معنوى آن را در توده‏ هاى میلیونى مردم نشناخته‏ اند، و چشم و گوش خود را از شناخت حقیقت‏ ها بسته‏اند. اینان آیا ندیده‏ اند كه در ظرف مدت كوتاهى جوانان غیور ایران در سایه معنویت اسلام از پرتگاه‏هایى كه قدرت‏هاى نفتخوار و مفتخوار براى سقوط آنان ایجاد كرده بودند به صورتى معجزه‏ آسا نجات یافته، و به قله بلند ایمان و تعهد به اسلام صعود نموده‏اند؛ و با شجاعت و شهامت كم نظیر بر كفر جهانى و عفلقیان تاخته و آنان را از كشور عزیز خود بیرون رانده‏ اند و میهن اسلامى خود را از دست چپاولگران شرق و غرب نجات داده، و تفاله‏هاى وابسته و پیوسته آنان را به جاى خود نشانده‏اند و به عمر ننگین آنان خاتمه داده‏ اند. و آیا تجربه چند ساله كافى نیست تا این مدعیان قدرت و شناخت مسائل نظامى، سیاسى و تشكیلاتى را به خود آرد و از خواب غفلت بیدار كند، تا از وعده‏ هاى پوچ ابرقدرتها بازى نخورند و خود را آلت بى‏اراده دست آنان قرار ندهند؟
این جانب، براى اداى وظیفه اسلامى، در هر فرصت فریاد دل محرومان و مظلومان منطقه را به جهانیان، از آن جمله دولت‏هاى كشورهاى اسلامى، رسانده‏ام. و پس از این نیز، اگر فرصتى رخ دهد، ان شاء اللَّه خواهم رساند. شاید در حكومت‏هاى این كشورها، كه بعضى سرگرم عیاشى و بعضى نزاع و جدال با برادران خویش و بعضى از ترس امریكا خود را باخته‏اند، اثر كند و این خواب غفلت به یك بیدارى اسلامى- انسانى تبدیل گردد، و به این وضع فلاكت‏بار خویش خاتمه دهند، و همانند ایران قهرمان دست رد به سینه تمام ابرقدرتها زنند.
و آنها گمان مى‏ كنند كه صدام را با این كمكها مى‏ شود نجات داد؛ و اگر نجات پیدا كرد. دست آنان را به گرمى مى‏ فشارد. غافل از آنكه با آن خوى سلطه‏ جویى و بلندپروازى و سبعیتى كه در او هست فرصت نفس كشیدن به آنان را نخواهد داد، و با بهانه‏ هاى واهى به كشورهاى آنان تجاوز خواهد كرد. امریكا و شوروى براى تضعیف اسلام و دولتهاى اسلامى مشغول فعالیت، از قبیل تفرقه افكنی ها و ایجاد تشنجات داخلى به دست عمال مزدور یا فریب خورده و بر افروختن جنگ بین كشورها و دیگر شیوه‏هاى استعمارى، هستند. و این دولتهاى كشورهاى اسلامى و مستضعف جهان هستند كه باید چشم و گوش خود را باز كرده و این توطئه‏ ها را خنثى كنند.
صحیفه امام، ج‏18، ص: 150- 144

بدیهی است اشاره حضرت امام به شکست و رسوایی های صدام و اشتباهات وی فقط ناظر به شخصِ او نیست؛ بلکه باید دانست که این پیش بینی نسبت به سایر دیکتاتورهای عالم و سر سپردگان آمریکا در دنیا هم مصداق دارد و قابل انطباق است.
از دید حضرت امام علت اصلی رسوایی های دشمنان اسلام عدم شناخت آنان نسبت به این شریعة الهی می باشد و اگر قدر و ارزش این دین را درک می کردند هرگز مرتکب خطاهای رخ داده نمی شدند.
از سوی دیگر تلاش ایشان برای بیدار کردن ملت های اسلامی قابل توجه است. آنگاه که بنا به تکلیف خود می فرمایند:
«این جانب، براى اداى وظیفه اسلامى، در هر فرصت فریاد دل محرومان و مظلومان منطقه را به جهانیان، از آن جمله دولت‏هاى كشورهاى اسلامى، رسانده‏ام. و پس از این نیز، اگر فرصتى رخ دهد، ان شاء اللَّه خواهم رساند. شاید در حكومت‏هاى این كشورها، كه بعضى سرگرم عیاشى و بعضى نزاع و جدال با برادران خویش و بعضى از ترس امریكا خود را باخته‏اند، اثر كند و این خواب غفلت به یك بیدارى اسلامى- انسانى تبدیل گردد، و به این وضع فلاكت‏بار خویش خاتمه دهند، و همانند ایران قهرمان دست رد به سینه تمام ابرقدرتها زنند
گویی صدایی که آن زمان از کلام حضرت روح الله به گوش می رسید امروز از حلقوم ملت های مسلمان به گوش می رسد و شعار «الشعب یرید اسقاط النظام» ترجمه عربی شعار «مرگ بر شاه» و «مرگ بر آمریکا» است.
ایشان در پاسخ به پیام تسلیت رئیس جمهور یمن جنوبى در زمینه شهادت آقایان رجایى و باهنر ‏با اشاره به توطئه های آمریکا و اسرائیل ابراز امیدواری می کنند که روزی فرا خواهد رسید که ملت ها در برابر وادادگی حکومت هایشان بالاخره بیدار خواهند شد و رشته های استکبار را پنبه خواهند کرد...

«پیام تسلیت جنابعالى را در مورد شهادت جانگداز رئیس جمهور محبوب و نخست وزیر عزیزمان دریافت نمودم. از اظهار محبت و همدردى شما متشكرم. و امید است این حوادث ناگوار موجب بیدارى مسلمانان گردیده، دشمنان واقعى خود را كه در رأس آنها امریكاى جنایتكار قرار دارد، بهتر بشناسند و بیش از این فریب تبلیغات مسموم آنها را نخورند، و پاسخ اتهامات بى ‏اساس و واهى آنان را كه به ما نسبت مى ‏دهند- تا جایى كه بیشرمانه تهمت خرید اسلحه از اسرائیل غاصب و خونخوار را به ما نسبت مى ‏دهند- به خوبى بدهد و آنها را در پیشگاه ملل آزاد جهان و بخصوص برادران عرب زبان رسوا سازد. و السلام علیكم.»
4 ذى القعدة 1401

امام راحلمان بارها به سران عرب هشدار داد تا نسبت به دلدادگی به مستکبران عالم دست بر کشند و فریب حمایت های آنان را نخوردند که روزی تکیه به دیواری پوشالی را خواهند فهمید...

« و شما شنیده و ما هم شنیده ‏ایم كه بعضى شیخ‏نشین هاى خلیج و بعضى دولتهاى كشورهاى اسلامى در جنگ بین اسلام و كفر، طرف كفر را اختیار و كمكهاى نظامى و تبلیغاتى از دولت غاصب بعث و جنایتكار مى‏ كنند. و جاى تأسف و شگفت است كه كسانى خود را مسلمان بدانند و حكام كشورهاى اسلامى باشند و بر ضد اسلام و قرآن كریم قیام كنند و آتش به روى مسلمانان بیگناه گشایند. اینان باید بدانند كه اگر ثابت شود كه بر خلاف مصالح اسلام عملى انجام داده‏اند و برائت خود را ثابت نكنند، دولت و ملت اسلام با آنان به وظیفه شرعیه عمل مى ‏نمایند. این جانب آنان را موعظه مى ‏كنم كه دست از مخالفت با اسلام و طرفدارى از كفر بردارند و به وظیفه انسانى و اسلامى خود عمل كنند و با سرنوشت خود بازى نكنند. این جانب در حالى كه به حسب اخبار موثق مى‏ دانم ملت و قواى مسلح ما با آوارگان به طور اسلامى و انسانى رفتار مى ‏كنند، از همه آنان مى‏ خواهم كه با اسرا؛ خصوصاً مجروحین و مصدومین آنان هر چه بیشتر محبت و خدمت كنند. و از نیروهاى مسلح مى‏ خواهم كه چون گذشته مواضع دشمن را بمباران نمایند؛ گر چه قواى دشمن حتى بیمارستانهاى ما را مورد حمله قرار داده‏ اند و همین فرق بین حق و باطل است. و شما و ما مى‏ دانیم كه دستگاههاى تبلیغاتى غرب و گروههاى خبرى آنان با پخش اكاذیب، به دشمن اسلامى ایران كمكهاى فراوان مى‏كنند و مع الأسف در دستگاههاى تبلیغاتى بعضى كشورهاى اسلامى نیز این معنا دیده شده است. به كشورهاى اسلامى اخطار مى ‏كنم كه جلو این تبلیغات باطل را بگیرند و با اسلام عزیز مخالفت نكنند.
صحیفه امام، ج‏13، ص: 257



طبقه بندی: بیداری اسلامی، راه اینجاست...،
برچسب ها: بیداری اسلامی، حضرت روح الله، امام خمینی، تحولات منطقه، انقلاب های مردمی، امام خامنه ای، پیش بینی، صحیفه امام،
دنبالک ها: لینک همین مطلب در جهان نیوز،
[ جمعه بیستم خردادماه سال 1390 ] [ 06:07 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

در ادامه بازخوانی توصیه های رهبری به هیئت دولت بخش دیگری از فرمایشات ایشان که نسبت به رویکردهای ارزشی دولت و سیاست ها ی مدیریتی و اجرایی ایشان ابراز شده را با هم مرور می کنیم.

این بیانات در دیدار رئیس جمهور و اعضاى هیئت دولت 08/ 06/ 1389 ایراد گردیده.

******

رویکرد انقلابی دولت را مغتنم شمارید
این را شما افتخار بدانید كه الحمدللَّه به مبانى انقلاب پایبندید و به اینكه شعارهاى انقلاب را قبول دارید و میخواهید اجراء كنید، افتخار میكنید؛ این توفیق بزرگى است. یكى از مهمترین خصوصیات این دولت این است كه شعارهاى خودش را شعارهاى انقلاب قرار داده و به این، احساس سربلندى و افتخار میكند. مردم هم به خاطر همین به شما اقبال كردند؛ این هم معلوم باشد. مردم به این شعارها دلبسته‏اند، علاقه‏مندند. شعار عدالت‏طلبى، براى مردم جذاب است؛ شعار اجتناب از اشرافیگرى، براى مردم شعار مطلوب و شعار جذابى است؛ یا شعار خدمت‏رسانى به مردم، یا شعار استكبارستیزى، یا شعار ساده‏زیستى، یا شعار كار و تلاش و خدمت به مردم؛ اینها چیزهائى است كه مردم دوست میدارند و اینها را میخواهند. یك‏ جامعه و یك كشور و یك ملت بیدار از مسئولینش این چیزها را مطالبه میكند: مطالبه‏ى عدالت، مطالبه‏ى انصاف، مطالبه‏ى خدمت، مطالبه‏ى ارتباط صمیمى با مردم، مطالبه‏ى دین، پایبندى به ارزشهاى دینى، پایبندى به شرع. این چیزها را مردم میخواهند و دوست میدارند. شما هم بحمداللَّه این شعارها را داده‏اید، مردم هم قبول و اقبال كرده‏اند؛ این را مغتنم بشمارید.

جهت گیری های کلی و کلان دولت را با تعصب حفظ کنید
من در چند سرفصل توصیه‏هائى عرض میكنم. در زمینه‏ى جهتگیرى‏هاى كلى و كلان دولت توصیه‏ى من این است كه این جهتگیرى‏ها را با شدت، با حدت و با تعصب حفظ كنید. از این جهتگیرى‏ها انصراف پیدا نكنید: جهتگیرى دین، جهتگیرى اخلاق، جهتگیرى عدالت، جهتگیرى خدمت، جهتگیرى مقابله و مبارزه‏ى با استكبار و زورگویان عالم. رشد روزافزون فهم و سواد و بلوغ سیاسى مردم موجب شده است كه این چیزها را بیشتر بخواهند. امروز براى مردم مسئله‏ى استكبارستیزى، روشن‏تر و واضح‏تر و مطلوبتر از سالهاى قبل و اوائل انقلاب است. امروز مردم خیلى چیزها را به چشم خودشان مشاهده كرده‏اند، بوضوح تجربه كرده‏اند؛ لذا خیلى چیزها برایشان روشن است. مسئله‏ى خدمت‏رسانى همین جور است، مسئله‏ى مبارزه‏ى دائم براى پیشبرد كشور همین جور است؛ اینها باید جهتگیرى‏هاى كلى شما باشد؛ یعنى اینها را از دست ندهید و رها نكنید.


زندگی مردم را تسهیل کنید
یكى از چیزهائى كه در جهتگیرى‏هاى كلى دولت باید مورد نظر باشد، تسهیل زندگى براى مردم است. زندگى كردن را براى مردم باید آسان كرد. این یك سرفصل مهم است كه اگر چنانچه انسان این را باز كند، خواهیم دید كه بسیارى از خواسته‏هاى اقتصادى، بسیارى از كاركردهاى مربوط به دولت، همین دولت الكترونیك، تا برسیم به مسئله‏ى فعال كردن روستاها، جلوگیرى از مهاجرت، اینها همه‏اش تحت همین عنوان آسان كردن زندگى براى مردم است، كه مردم بتوانند راحت زندگى كنند، بتوانند با امنیت زندگى كنند. این كار در بخشهاى مختلف تأثیر میگذارد.

سند چشم انداز مورد توجه باشد
یكى از مواردى كه به نظر ما باید در جهتگیرى‏هاى كلى دولت مورد توجه قرار بگیرد، مسئله‏ى سند چشم‏انداز است. این سند چشم‏انداز یك كار اساسى بود كه در كشور انجام گرفت؛ بررسى شد، مطالعه شد، جوانبش سنجیده شد. آنچه كه در این سند هم آمده، شعار نیست. با توجه به امكانات و واقعیات، این سند تنظیم شده. این سند در واقع نقشه‏ى راه بیست ساله‏ى ماست. خوب، از این بیست سال، پنج سالش گذشت. یك وقت مى‏بینیم این بیست سال با یك چشم به هم زدنى تمام شد. باید ببینیم چقدر جلو رفتیم. یكى از كارهائى كه باید انجام بگیرد، همین است؛ باید ببینیم چقدر ما توانستیم از این نقشه را به سمت آن هدفها طى كنیم. والّا اگر چنانچه این توجه و این ذُكر را نداشته باشیم، یك وقت چشم باز میكنیم، مى‏بینیم فرضاً ده سال یا دوازده سال از این زمان گذشت، ما هنوز آن راهى را كه باید در این مدت طى كنیم، طى نكردیم؛ در بقیه‏ى این مدت هم طى كردن آن راه امكان ندارد. بنابراین بایستى یك تقسیم‏بندى صحیحى انجام بگیرد بین تلاشها و فعالیتهائى كه باید بشود، و بین این مسیرى كه ما تا آن اهداف داریم، تا در هر برهه‏اى از زمان، به تناسب امكان آن برهه، پیشرفت كرده باشیم. به نظر من بایستى این را یك جا بررسى كرد. این كار هم برعهده‏ى دولت است؛ این را بررسى كنید.

عدالت را تعریف کنید
یكى از چیزهاى دیگرى كه در مورد جهتگیرى‏ها مهم است، همین مسئله‏ى دهه‏ى پیشرفت و عدالت است كه ما گفتیم این دهه، دهه‏ى پیشرفت و عدالت باشد. خوب، تلقى به قبول شد و دستگاه‏هاى گوناگون كشور گفتند بله، این دهه را دهه‏ى پیشرفت و عدالت قرار بدهیم. از این دهه هم تقریباً دو سالش سپرى شده. البته انسان مصادیق پیشرفت را در همین كارهاى گوناگون ملاحظه میكند؛ همین گزارشهائى كه دادند، گزارشهاى خوبى است؛ نشان‏دهنده‏ى پیشرفتهائى در بخشهاى مختلف است؛ لیكن عدالت چه جورى تأمین میشود؟ یعنى واقعاً یك مقیاسى لازم است، یك معیارى لازم است براى اینكه ببینیم عدالت در بخشهاى مختلف- بخشهاى فرهنگى، بخشهاى آموزشى، بخشهاى اقتصادى- مراعات شده یا نه؟ فرض كنید در بخش آموزش و پرورش یا در بخش آموزش عالى، معیار عدالت چیست؟ چگونه عدالت تأمین میشود؟ این باید مشخص شود تا بتوانیم آن معیار را در برنامه‏ریزى‏ها داخل كنیم و در مقام عمل و در مقام اجراء، به آن عدالت مورد نظر برسیم. تا ندانیم، تعریف نكنیم، نمیشود. بنابراین تعیین كردن شاخص و معیار براى عدالت در بخشهاى مختلف، خودش یك چیز مهمى است. فرض كنید در صرف بودجه‏هاى گوناگون- كه حالا در بخش فرهنگ من اشاره میكنم- رعایت عدالت به چیست؟ چگونه میشود انسان خاطرجمع شود كه در صرف این بودجه‏ها رعایت عدالت شد یا نشد؟ اینها معیار و شاخص لازم دارد.

مجلس تغییرات اساسی در برنامه های کلی دولت ایجاد نکند
یكى از چیزهاى دیگرى كه باز در این جهتگیرى‏ها لازم است، برنامه‏هاى پنج‏ساله است؛ كه حالا این برنامه‏ى پنجم در دست ملاحظه و بررسى مجلس است و امیدواریم كه همكارى واقعى بین دولت و مجلس انجام بگیرد. اگر چنانچه فرض كنیم كه دولت یك چیزى را تهیه كرده و بر همان اساس هم پافشارى دارد، مجلس هم تغییرات اساسى‏اى روى این بدهد، انسجام برنامه به هم میخورد. یا اگر فرض كنیم كه تغییراتى در برنامه‏ى پنجم صورت بگیرد كه این تغییرات ناشى از نگاه یكپارچه و نگاه كلان به كشور نباشد، بلكه ناشى از نگاه به یك بخش یا نگاه به یك منطقه باشد، باز هم انسجام برنامه به هم میخورد. انسان وقتى بخشى یا منطقه‏اى نگاه كند، یك چیزهائى به نظر او بزرگ و درشت مینماید. واقعاً هم همین جور است، نیاز هم واقعى است؛ اما وقتى كه انسان با نظر مجموعى نگاه میكند، همان نیازى كه در جاى خود درشت هم هست، مى‏بینیم رنگ میبازد و كوچك میشود؛ چون در مقایسه‏ى با بقیه‏ى كارهائى كه باید انجام بگیرد و امكانات محدودى كه هست، طبعاً این نیاز نمیتواند اولویت داشته باشد. باید اینجورى به برنامه نگاه كرد. نباید نگاه بخشى یا نگاه موضعى و محلى و منطقه‏اى بر برنامه حاكم باشد.

تصمیمات دولت منعطف و قابل تغییر و نقد باشد
حالا این از آن طرف بود؛ از این طرف هم آن چیزى را كه دولت تهیه كرده و داده، قابل تغییر و نقد بداند. باید جورى بشود كه هم مجلس، هم دولت از جایگاهى كه خودشان را در آن قرار داده‏اند، انعطاف داشته باشند؛ بتوانند حركت كنند كه به هم برسند تا برنامه، برنامه‏ى منسجمى از آب در بیاید كه مورد اتفاق دولت و مجلس باشد تا عملى شود.

به مسائل اقتصادی توجه شود
در زمینه‏ى مسائل اقتصادى هم كارهاى خوبى انجام گرفته، كه آقاى رئیس جمهور هم در گزارش خود به آن اشاره كردند. خوب است كه این گزارش را در معرض اطلاع عموم بگذارید؛ یعنى چیزى باشد كه همه این گزارش دولت را در زمینه‏ى كارهائى كه انجام گرفته، بشنوند. آنچه كه من رویش تكیه میكنم، همین طرح تحول اقتصادى است كه در دولت نهم مطرح شد. خوب، الان هدفمند كردن یارانه‏ها كه یك بخشى از آن طرح تحول بود، مورد بحث و بررسى و نزدیك به اجراست؛ همه هم متفق‏القولند- اگرچه حالا در كیفیت اجراء ممكن است اختلاف نظرهائى باشد- لیكن بخشهاى دیگرِ طرح تحول اقتصادى كه درباره‏ى نظامهاى پولى و بازرگانى و گمركى و امثال اینها بود، نباید مغفولٌ‏عنه قرار بگیرد؛ آنها هم بایستى حتماً دنبال شود. طرح تحول اقتصادى، كار مهم و بزرگى بود. ما توصیه میكنیم؛ از جمله‏ى چیزهائى كه از بین راه برنگردید، همین طرح تحول اقتصادى است؛ آن را واقعاً دنبال كنید.
یك چیز دیگرى كه ما در زمینه‏ى اقتصادى حتماً رویش تكیه میكنیم، مسئله‏ى توجه به شاخصهاى كلان اقتصادى است. البته در گزارش آقاى رئیس جمهور نكاتى در این زمینه بود، لیكن ما هم تأكید میكنیم. روى مسئله‏ى نرخ رشد واقعاً كار بشود. آن چیزى كه به عنوان نرخ رشد در برنامه یا در چشم‏انداز دیده شده، با آنچه كه در واقعیت اتفاق افتاده، خیلى فاصله دارد. البته از عوامل ركود اقتصادى جهانى و مشكلات اقتصادى جهانى غافل نیستیم- اینها مسلّماً تأثیر دارد- لیكن بالاخره باید تلاش كرد تا به آن چیزى كه به عنوان شاخص معین شده و ذكر شده، نزدیك شویم. مسئله‏ى سرمایه‏گذارى‏هاى داخلى و خارجى هم همین طور. آمارهائى كه میدهند، آمارهاى خوب و امیدواركننده‏اى است. به هر حال مسئله‏ى سرمایه‏گذارى خیلى اهمیت دارد. آینده، وابسته به سرمایه‏گذارى در بخشهاى مختلف است؛ چه در بخش انرژى، چه در بخشهاى دیگر. در بخشهاى گوناگون، سرمایه‏گذارى لازم است.

مسئله اشتغال
مسئله‏ى اشتغال هم مسئله‏ى مهمى است. طرحهائى كه از چند سال پیش به این طرف براى اشتغال پیش‏بینى شده، آنچنان كه انسان انتظار داشت، نشد. اگرچه حالا كارهائى انجام گرفت و خوب بود، بد نیست؛ لیكن ما را مستغنى نمیكند از اینكه نسبت به مسئله‏ى اشتغال یك اهتمام ویژه‏اى داشته باشیم. مسئله‏ى ارتقاى بهره‏ورى هم همین طور.

سیاست های اصل 44
باز از جمله‏ى چیزهائى كه ما در باب مسائل اقتصادى رویش تكیه میكنیم و به عنوان توصیه‏ى جزمى مطرح میكنیم، مسئله‏ى سیاستهاى اصل 44 است. خیلى بایستى به این سیاستها اهتمام ورزید. خوب، حالا در مقایسه‏ى خصوصى‏سازى در سالهاى طولانىِ گذشته با این چند سال، آمارى ذكر میشود؛ این آمار، آمار درستى است؛ منتها آن زمان سیاستهاى اصل 44 ابلاغ نشده بود. یعنى آن زمانى كه اصلًا بحث سیاستهاى اصل 44 نبود، آن وقت را نباید ملاحظه كرد؛ بعد كه آن سیاستها ابلاغ شد، اصلًا وضع مسئله‏ى اقتصاد عوض شد؛ در واقع حركت جدیدى در اقتصاد كشور آغاز شد. لذا مقایسه‏ى با قبل از آن دوران، مقایسه‏ى تعیین‏كننده‏اى نیست. در همین دوران، ما بایستى ببینیم در باب اصل 44 چه كار كردیم؛ این مهم است. ببینید، روح اصل 44 هم این بود كه ما بتوانیم اولًا سرمایه‏هاى مردم و بعد مدیریت مردم را وارد عرصه‏ى اقتصاد كنیم. باید سرمایه‏هاى مردم و مدیریت مردم- بخش خصوصى- وارد عرصه‏ى اقتصاد بشود؛ والّا اگر مدیریتها دولتى باقى ماند، آن مقصود حاصل نخواهد شد. البته در همان محدوده‏اى كه این سیاستها اجازه میدهند و با همان رعایتهائى كه در قانون پیش‏بینى شده- كه قانون هم قانون دقیقى است، قانون خوبى است- این را باید رعایت كنید.
البته در برخى از سرمایه‏گذارى‏ها بخش خصوصى ناتوان است؛ یعنى واقعاً توانائى سرمایه‏گذارى ندارد. خوب، علاجش چیست؟ اگر بخش خصوصى همین طور ناتوان بماند، هیچ گرهى باز نخواهد شد؛ باید سیاستها برود به این سمت كه شما بخش خصوصى را قادر كنید بر اینكه بتواند زیر بار برخى از سرمایه‏گذارى‏هاى بزرگ برود. این هم میشود یكى از سیاستها. البته دولت وقتى كه شانه‏ى خودش را از فعالیتهاى اقتصادى خالى میكند، معنایش این نیست كه از اقتصاد كناره میگیرد؛ نه، سیاستگذارى‏ها باز هم در اختیار دولت است، دست دولت است؛ یعنى بایستى سیاست را دولت بگذارد، بایستى نظارت را دولت بكند.

مبارزه با مفاسد اقتصادی پیگیری شود
البته بحث مبارزه با قاچاق و مبارزه با مفاسد اقتصادى و اینها هم دیگر بحثهاى طولانى است؛ همه‏ى اینها هر كدام به نحوى با مسائل اقتصادى ارتباط پیدا میكند؛ كه چون در این زمینه‏ها زیاد گفتیم، نمیخواهیم مطالبى عرض كنیم.

سرفصل دیگرى كه ما میخواهیم چند تا توصیه عرض كنیم، مسئله‏ى مدیریتهاى كشور است. یكى از مدیریتهاى مهم، همین هیئت وزیران است. هیئت وزیران جاى بسیار مهمى است. ما معتقدیم كه هیئت وزیران نقش خیلى سنگینى دارد. تصمیم‏گیرى در هیئت وزیران، یك تكلیف قانونى را بر عهده‏ى همه میگذارد؛ بر عهده‏ى مسئولین و بر عهده‏ى مردم. مصوبه‏هاى هیئت وزیران یك چنین اهمیتى دارد. در كارهاى اجرائى هم كه در واقع دولت همه‏كاره است.

هیئت وزیران مانع ایجاد اصطکاک بین دستگاه ها شود
چند تا مسئله‏ى اساسى در اینجا هست. یكى اینكه هیئت وزیران بایستى به هم‏افزائى دستگاه‏ها كمك كند؛ یعنى اگر چنانچه بین دستگاه‏ها تعارضى وجود دارد- كه معمولًا وجود دارد؛ معمولًا دستگاه‏هاى مختلف به طور طبیعى اصطكاكها و تعارضهائى با هم دارند؛ مخصوص اینجا هم نیست، همه جا همین‏جور است؛ طبیعت كار این است- هیئت وزیران بایستى این اصطكاكها را به حداقل برساند و اگر بتواند، برطرف كند. یكى از مسائل مهم این است. من همیشه مثال میزنم و میگویم اینجا یك چهارراه كه نه، چندین راه است، كه رئیس جمهور هم مثل پلیس راهنمائى است- كه در واقع در مقام ریاست هیئت وزیران، راهنمائى میكند- این را متوقف میكند، آن را راه مى‏اندازد؛ یعنى هدایت میكند كه اینها هم‏افزائى كنند، با یكدیگر اصطكاك نداشته باشند. یكى از نقشهاى هیئت وزیران این است.
برخى اوقات این اصطكاكها و تعارضهائى كه در عمل و اجراء وجود دارد، در تبلیغات هم منعكس میشود؛ این دیگر میشود چند برابر؛ در واقع بدىِ‏ مضاعف میشود. یك دستگاهى مثلًا فرض كنید درباره‏ى یك شیئى، یك پدیده‏اى حرفى میزند، یك خبرى میدهد، یك اظهارنظرى میكند، از آن طرف یك دستگاه دیگر مى‏آید عكس آن را میگوید! مردم متحیر میمانند؛ یعنى واقعاً نمیفهمند كه این درست است یا آن درست است. این مسئله به زندگى مردم هم ارتباط پیدا میكند؛ یعنى اینجور هم نیست كه خارج از زندگى مردم باشد؛ نه، درست مسائلِ مربوط به متن زندگى مردم است. یكى یك آمارى میدهد، دیگرى یك آمارى؛ اینها نبایستى اتفاق بیفتد. همه‏ى دولتها گرفتار یك چنین چیزهائى بودند. در نقش دادن به هیئت وزیران و بارور كردن این مجموعه‏اى كه دور هم مى‏نشینند و وقت گران‏قیمتى را مصرف میكنند، بكوشید و هرچه ممكن است، آن اصطكاكها را باز هم كم كنید.

به وزیران باید اعتماد شود/مسئولیت های آنان به رسمیت شناخته شود
مسئله‏ى دیگرى كه باز در امر هیئت وزیران مهم است، نقش وزراست. بالاخره اینجا مسئولیت مشترك است. شما وقتى مى‏نشینید آنجا، مسئولیت مشترك دارید. اینجور نیست كه یك نفر مثلًا بگوید آقا من دخالتى ندارم، مسئولیتى ندارم؛ نخیر، وقتى كه در این مجموعه تصمیم‏گیرى میشود، آقایان و خانمهائى كه در آنجا حضور دارند، همه مسئولند؛ آنهائى كه صاحب رأى هستند، همه‏شان مسئولند. حالا كه مسئول هستید، پس بایستى در پرورش دادن و تصحیح و تكمیل آن مصوبه نقش ایفاء كنید. اینجور نباشد كه در جلسه‏ى هیئت وزیران مثلًا یك آقائى مشغول كارتابل خودش باشد، یا بدون ملاحظه‏ى موضوعى كه مثلًا در آنجا مطرح است، وارد جلسه شود؛ نه، مسئله‏اى كه بناست مطرح شود، شما آنجا رأى دارید؛ بایستى در تصمیم‏گیرى تأثیر بگذارید و چون قانوناً مؤثر هستید، بنابراین باید روى مسئله فكر كنید، مطالعه كنید و عقبه‏ى كارشناسى دستگاه و وزارت خودتان را به كمك این چیزى كه میخواهید به عنوان مصوبه توى هیئت دولت در بیاید، بیاورید. البته وزرا اختیاراتى دارند، باید هم به آنها اعتماد كرد. باید به كسانى كه در قوه‏ى مجریه در رأس هستند- وزرا- اعتماد كنند و مسئولیتهاى وزرا را بایستى به رسمیت بشناسند؛ جورى نباشد كه لوث بشود.

کار موازی در دولت صورت نگیرد
یك مسئله‏ى دیگر هم در مدیریتهاى دولتى، كار موازى است. در دولت نباید كارهاى موازى انجام بگیرد. كار موازى چند عیب دارد: اولًا هزینه‏ى انسانى زیادى بیجا مصرف میشود، ثانیاً هزینه‏ى مالى زیادى مصرف میشود، ثالثاً تناقض در تصمیم‏گیرى‏ها به وجود مى‏آید- وقتى دو دستگاه مسئول یك كارى هستند، این یك تصمیم میگیرد، آن هم یك تصمیم دیگر میگیرد- و رابعاً از همه بالاتر، مسئولیت لوث میشود. فرض كنید توى فلان مسئله‏ى اقتصادى یا مسئله‏ى فرهنگى یا مسئله‏ى سیاست خارجى یا هرچه، اگر چنانچه یك مشكلى پیش بیاید، مسئولیت لوث میشود. وقتى كار موازى انجام گرفت، مسئولیت لوث میشود. بین دولت- یعنى قوه‏ى مجریه- و بعضى از دستگاه‏هاى بیرون از قوه‏ى مجریه، یك جاهائى بعضى موازى‏كارى‏ها هست. همه‏ى تلاشمان این است كه بلكه این موازى‏كارى‏ها را یك جورى حل كنیم، اصلاح كنیم، علاج كنیم. در داخل دولت، دیگر نبایستى از این موازى‏كارى‏ها به وجود بیاید. حالا یك موارد خاصى هست؛ اما كلى‏اش این است كه موازى‏كارى خوب نیست.

سعه صدر داشته باشید/انتقاد ها را تحمل کنید
یك جمله‏ى دیگر هم در باب مدیریت عرض بكنیم. خوب، من گاهى اوقات گلایه‏هائى میشنوم كه دوستان دولت از بعضى از دستگاه‏هاى دیگر دارند؛ خیلى اوقات هم حق با شماهاست؛ یعنى واقعاً همین جورى است كه گله كردید از بعضى قواى دیگر، یا از دستگاه‏هائى مثل نیروهاى مسلح و امثال اینها؛ غالباً آدم مى‏بیند كه مسئولین اجرائى حق دارند و واقعاً حق به جانب اینهاست؛ چون من خودم هم توى دستگاه اجرائى بودم، با حجم كار و كیفیت كار آشنایم، لذا مى‏بینم واقعاً آن گلایه‏ها محقند؛ لیكن در عین حال كه ممكن است یك موارد بیشترى را شما محق باشید، یك جاهائى هم ممكن است انتقاد وارد باشد؛ بنابراین انتقادپذیرى را در خودتان نهادینه كنید. باید جورى باشد كه مسئولین دولتى انتقادپذیرى را در نفس خودشان پذیرا باشند. البته این كار، سخت هم هست، اما باید با سعه‏ى صدر برخورد كرد، كه: «آله الرّیاسه سعه الصّدر». (2) البته ریاست به معناى آن بالانشینى‏ها نیست. اگر بخواهید مدیریت كنید، ناچارید سعه‏ى صدر داشته باشید و یك چیزهائى را تحمل كنید.

ادامه دارد...




طبقه بندی: راه اینجاست...، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: توصیه، رهبر معظم انقلاب، امام خامنه ای، هیئت دولت، احمدی نژاد، جریان انحرافی، جهاد اقتصادی، بیداری اسلامی، مسئله فرعی، سیاست، جهان نیوز، خدمتگزاری، رویکرد ارزشی،
دنبالک ها: متن کامل بیانات در دیدار با اعضای هیئت دولت در سال 89، همین مطلب در جهان نیوز،
[ پنجشنبه پنجم خردادماه سال 1390 ] [ 03:01 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات