آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ

بدو بدو از هتل زدیم بیرون تا سوار اتوبوس ها بشیم و به نماز ظهر و عصر مسجد الحرام برسیم. وقت زیادی تا اذان نمانده بود. مثل همیشه عبای شکلاتی رنگ و قرآن جیبی ام رو هم همراه آوردم. در محدوده مسجد النبی و مسجد الحرام همیشه عبا می انداختم. آن طرف خیابان اتوبوس ها منتظر زائرین بودند. به تفکیک ملیت قبل از تونل توقف کرده بودند. یکسری از اتوبوس ها مخصوص ایرانی ها و یکسری دیگر مخصوص ترک ها و اتوبوس های دیگر مخصوص زائران دیگر مثل عراقی ها، سوری ها و ... . خیلی به مذاقم خوش نیامد تفکیک ملیتیِ انتقال زائران به مسجد الحرام. اینجا جایی باید باشد که تفاوت و تمایزی میان زائران نباشد. به نظرم اگر همه بدون در نظر گرفتن ملیت هایشان در کنار هم به حرم منتقل می شدند خیلی زیباتر بود.
من و عبدالرضا در کنار هم نشسته ایم. خود را با اذکار وارده برای ورود به حرم آماده می کنیم. در شعب ابی طالب یعنی همانجا که بعداً در آن بازداشت شده بودم پیاده می شویم و روانه حرم می شویم.
هوا گرم و آفتاب نسبتاً داغی بر سر و رویمان می تابد. برای اقامه نماز در طبقه اول جایی باقی نمانده ناچار باید به طبقه دوم برویم و آنجا نمازمان را اقامه کنیم.
از طریق پله های برقی تعبیه شده قدم در صفا و مروه می گذاریم و وارد طبقه دوم می شویم. دوست دارم در جایی نمازم را اقامه کنم که خانه زیبای کعبه کاملاً نمایان باشد. به پیشنهاد عبدالرضا از لا به لای صفوف می گذریم تا به اولین صف می رسیم جایی که پشت نرده ها قرار می گیریم و کعبه را بدون هیچ مانعی می توانیم تماشا کنیم. هنوز اذان ظهر داده نشده و فرصتی تا اقامه نماز باقی مانده است. عبای خود را به روی نرده ها می گذارم تا سجاده ای را که از حاج آقای نجفی مسئول بعثه رهبری در مدینه هدیه گرفته ام را پهن کنم. به عرض پهن می کنم تا دو نفری بتوانیم بنشینیم. همینطور محو تماشای خانه خدا هستم که جوانی که دشداشه ی سفید رنگ عربی پوشیده است با زبان انگلیسی چیزی می پرسد. جا می خورم. دوباره تکرار می کند سئوالش را. قیمت عبایم را می پرسد!! جواب می دهم که این را نخریده ام و کسی هدیه ام کرده است. لبخند می زند و تشکر می کند. به عربی می گویم: می خوای بهت هدیه اش کنم؟ با خنده جواب منفی می دهد. باب صحبت را از همین جا باز می کند. ریش خوبی دارد، مثل من عینکی و البته با قد متوسطی. او هم محو کعبه و عظمت آن است. تماشای خانه کعبه و مردمی که هر کدام با یک رنگ و نژادی به دور خانه کعبه می گردند زیباترین صحنه ها را خلق کرده. جوان رو به من می کند و لذتی را که از تماشای کعبه می برد را با من تقسیم می کند. او هم حس من را دارد. باب گفتگو باز می شود. ملیتش را از وی می پرسم. تعجب می کنم. می گوید ترک است. با خنده به لباسهای عربی اش اشاره می کنم و می گویم که انتظار دیدن یک ترک را در زیّ عربی نداشتم. می پرسد اهل کجا هستم و من نیز از او. اهل آنتالیای ترکیه است! می گوید که ایرانی در آنجا زیاد هست و البته من هم به او می فهمانم که خبر دارم از اوضاع و احوال آنجا!! به شوخی و البته جدی می گویم که در آنتالیا از اسلام خبری نیست و سکونت او در آنجا غیر موجه است. خوش و بش ها ادامه دارد تا اینکه از نظام سیاسی ایران می پرسد. گویی ابهام دارد. می گوید: امام خمینی (ره)، آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) و ...؟ به ترتیب و از بالا به پایین! جمله اش سئوالی است و منتظر است تا بداند بعد از رهبر عزیز چه کسی در راس نظام ایران قرار دارد. پاسخ می دهم: احمدی نژاد! به حالت تایید سری تکان می دهد که یعنی می شناسد او را. من هم همین سئوال را از جوان ترک می پرسم و بعد از رابطه محکم و برادرانه ایران و ترکیه می گویم. تایید می کند. جوان ترک از علاقه ی شدیدش به احمدی نژاد می گوید و اینکه چقدر او را دوست دارد. می گوید من عاشق احمدی نژادم! برای ایجاد پیوند و احساس یگانگی بیشتر من هم متقابلا از علاقه ام به اردوغان می گویم. برایش جالب است. اینکه یک خارجی به نخست وزیر کشورش علاقه مند است. علت را می پرسد. پاسخش را می دهم البته نه تمام و کمال.

نظام سیاسی ترکیه بعد از روی کار آمدن اردوغان و عبدالله گل به کلی متحول شده است. اسلامگرایان کرسی های زیادی را در پارلمان کسب کرده اند و مسلمانان در این کشور لائیک قدرت و آزادی های بیشتری بدست آورده اند. از همان زمان تا کنون شیعیان ترک هم حتی توانسته اند از آزادی های اجتماعی بیشتری برخوردار شوند. حضور طیب اردوغان در مراسم روز عاشورای امسال شیعیان که بشدت مورد توجه رسانه ها نیز قرار گرفت نمونه ی این توجه مسئولان ترکیه ای به اسلام و مسئله وحدت بین شیعه و سنی می باشد.

شاید برای رفقا جالب باشد که در منطقه خاورمیانه تا همین چند سال پیش ترکیه بیشترین حجم روابط اقتصادی و سیاسی را با اسرائیل داشته و شاید هنوز هم دارد. بسیاری ار توریست های اسرائیلی، ترکیه را برای گذران تفریح خود انتخاب می کنند. از سوی دیگر ترکیه از سال 1996 به عنوان تنها هم پیمان نظامی اسرائیل در منطقه شناخته می شود.

در واقع روابط تركیه و اسرائیل شاهد دو مرحله‌ بوده است؛ مرحله نخست قبل از روی كار آمدن حزب عدالت و توسعه كه به حد نزدیك شدن همكاری اقتصادی و امنیتی رسید. با امضای توافقنامه امنیتی میان دو طرف این روابط به حد ائتلاف امنیتی و همكاری اطلاعاتی و تجاری رسید و این مرحله‌ ائتلاف بود. تغییر در این روابط و در واقع مرحله‌ی دوم روابط، با روی كار آمدن حزب عدالت و توسعه در سال81 آغاز شد. سیاست تركیه در این مرحله با بعد اسلامی آمیخته شد. بعد از سقوط امپراطوری عثمانی، صحبت‌هایی از نقش قوی تركیه در منطقه مطرح شد. در این مرحله به رغم برخی تنش‌ها دو طرف به ادامه روابط اصرار داشتند.
مهمترین تنش در روابط دو طرف، حمله اسرائیل به نوار غزه بود. این جنگ خشم و انزجار دولت تركیه را برانگیخت. تركیه آن را اهانتی به خود توصیف كرد. رجب طیب اردوغان، نخست‌وزیر تركیه، گفت آنچه كه اسرائیل صورت داد تروریسم دولتی بود. شكی نیست كه این جنگ یك نقطه‌ی تحول و امری مهم در روابط دو طرف بود. در پی آن، رجب طیب اردوغان شدیدا در همایش داووس از اسرائیل انتقاد كرد و در حالیكه شیمون پرز، رئیس اسرائیل نیز در آن كنفرانس حضور داشت، گفت كه پرز دست به كشتار كودكان فلسطین زد و از جلسه خارج شد.

از آن پس، نوعی بی‌اعتمادی در روابط دو طرف ایجاد شد و این روابط دستخوش تنش‌های متعددی شد و به مرحله‌ اختلاف رسید و آن زمانی بود كه دنی ایالون، معاون وزیر امور خارجه اسرائیل، سفیر تركیه در وزارت امور خارجه‌ اسرائیل را در پایین‌ترین مكان نشاند و پرچم تركیه را روی میز خود قرار نداد. تركیه آن را اهانتی توصیف كرد. این تنش عذرخواهی اسرائیل را به همراه داشت و ایهود باراك وزیر جنگ اسرائیل به تركیه سفر كرد تا به این تنش پایان دهد.

بعد از آن، حمله به كشتی مرمره آغاز شد كه 9 تبعه تركیه در آن به شهادت رسیدند. این امر نشان از آن دارد كه موضع تند تركیه در قبال اسرائیل همواره به خاطر اقدامات اسرائیل بوده است. به رغم تمام مواضع تند تركیه، هرگز این امر به حد قطع روابط تركیه و اسرائیل نرسیده است، چرا كه پیامدهای منفی بر روابط تركیه با آمریكا و اروپا دارد چون منافع مشترك، عامل تعیین كننده در این روابط در مرحله كنونی است. البته احتمالا بعد داخلی، انتخابات محلی و موضع گیری احزاب اسلامی و معارض نیز بر این امر تاثیر می‌گذارد.

****

با جوان ترک در حالی خداحافظی می کنم که از استعمارستیزی و ایستادگی طیب اردوغان در برابر استکبار جهانی و آمریکا و اسرائیل تجلیل کرده ام. علاقه او نیز به احمدی نژاد به همین دلیل است. ایستادگی او در برابر قدرت های جهانی و آمریکا و اسرائیل. کاری به حواشی ندارم که در جای خود قابل تامل و بررسی است و برخی درد خود ما نیز هست اما باید دانست که احمدی نژاد داخل ایران با احمدی نژاد کشورهای اسلامی و ملت های ستمدیده بسیار متفاوت است.

اصلاً بحثم احمدی نژاد نبود. تنها میخواستم خاطره ای از سفر حج را نقل کنم...




طبقه بندی: خاطرات حج تاریخی، فکر نوشت، رخدادهای روزانه، دل نوشته،
برچسب ها: حج، خاطره، ترکیه، اسرائیل، روابط دیپلماتیک، روابط اقتصادی، روابط امنیتی، بازداشت، آل سعود، احمدی نژاد، آمریکا، امام خمینی، امام خامنه ای، کعبه، مسجد الحرام، جوان، دشداشه، ملیت، آنتالیا، استانبول، تهران، اردوغان، عبدالله گل، اسلام، شیعه، سنی، وحدت،
دنبالک ها: روابط تركیه و اسرائیل از "ائتلاف" تا "اختلاف"، اردوغان : از تخریب رابطه با اسراییل استقبال می کنیم، تیرگی روابط ترکیه و اسرائیل، نگاهى به روابط ترکیه و اسرائیل در نیم قرن اخیر، بحران در روابط ترکیه و اسرائیل، مردم ترکیه، خواهان قطع روابط با اسرائیل،
[ دوشنبه پانزدهم فروردینماه سال 1390 ] [ 10:06 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

سلام آقای رئیس جمهور!

عظمت حضورت را در نیویورک دیدیم و شکوه سخنرانی ات را در سازمان ملل نظاره کردیم. نظاره کردیم آن گاه که از امام زمانمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) یاد کردی و او را سلام دادی. دیدیم آن هنگام که از پیامبر اعظم (صلوات الله علیه) ما نام بردی و بر او درود فرستادی. شنیدیم که بانگ عدالت و عدالتخواهی را در جهان سر دادی و توحید و یکتاپرستی را برای همگان خواستار شدی. شنیدیم که از مظلومان و محرومان یاد کردی و صدای آنان را به گوش جهانیان رساندی. تو فریاد ملت های مظلوم عالم بودی آن گاه که از فلسطین گفتی و گفتی که چگونه کفتارهای وحشی به جان آن پیکرهای پاک می افتادند و از خون آنان ارتزاق می کردند و گفتی که رژیم ناپاک و نامشروع اسرائیل، آن ولدالزنای قوم پلید یهود چگونه اکنون مال و منال مسلمین را غارت می کند و چگونه پنجه بر جگر گوشه و پاره تن اسلام افکنده است...

دیدیم که از شهیده ی حجاب یاد کردی، تصویرش را نشان جهانیان دادی تا برای همیشه در تاریخ ثبت گردد فریاد آزادی و آزادی خواهی او و اسلام ستیزی و دین گریزی مدعیان دروغین دموکراسی...

و "ندا"ی ما نه آن بود که روزی در کوچه پس کوچه های تهران در خون غلتید و چون پیراهن عثمان اینک بدست امویان افتاده و هر روز برای خونخواهی او صورتی از وی را به این سو و آن سو می کشانند که..."ندا" ی ما همان بغض فرو خورده ی مظلومان و پابرهنگان تاریخ است. "ندا" ی ما، ندای مظلومین تاریخ و ستمدیدگان جهان است..."ندا" ی ما همان شهیده ی حجاب، مروه الشربینی است و "ندا" ی ما همان...

آقای رئیس جمهور!

همه دیدیم که چگونه آن مجری تلویزیونی تو را می خواست سئوال پیچت کند و به خیال خودش ناتوان جلوه دهد اما...اما این دست الهی که پشت سر تو بود که او را عصبانی نمود و "جان" را صدا می کرد و او را کمک می خواست. جان او دیگر به لب آمد آن گاه که از حقایق جهان پرده برداشتی و اسرار دنیای ما را به خوبی فاش کردی...جان او به لب آمد وقتی که تنها اراده ی پرسش کردی و او نیز به درستی دانست سئوالهایت را و جواب هایش را...او نیز به درستی فهمید که چگونه رسانه ی آنها اینک تریبونی برای مظلومین تاریخ شده و برای همین بود که پی در پی سخنانت را برای پخش آگهی کات می نمود!!

آقای رئیس جمهور!

دیدیم که چگونه هاله ای از نور وجودت را فراگرفته بود آنگونه که شدت نورانیت وجودت، چشمان دلهای تیره و ظلمانی عده ای را فرا گرفت و از ترس کور شدن دیدگانشان سالن سخنرانی تو را ترک نمودند...

آری آنها که طاقت شنیدن حقایق را ندارد چاره ای جز این نیز نخواهند داشت و چه زیبا کفار امروزی اقتدا کردند به مشرکان دیروزی آنگاه که پیامبر اعظم صلوات الله علیه برایشان آیات الهی را می خواند و آنها برای نشنیدن پیام حق و حقیقت لباس هایشان را بر سر می کشاندند و فرار می نمودند...

آقای رئیس جمهور!

این سنت الهیست و این پیامی جهانیست به همه آنها که ندای آسمانی ما را خواهند شنید که حق آمدنیست، آمدنی...


دانلود قسمتی از مصاحبه آقای احمدی نژاد با cnn در مورد هلوکاست






طبقه بندی: تفکر، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: احمدی نژاد، ایران، مظلومین تاریخ، سازمان ملل، نیویورک، cnn، لری کینگ، پیامبر اعظم، امام زمان، جمهوری اسلامی، ندا، مروه الشربینی، شهیده حجاب، فلسطین، حقیقت، قدس، هلوکاست، قوم یهود، تهران، رئیس جمهور، مصاحبه، سخنرانی، عدالت، عدالتخواهی، محرومان، مظلومان،
[ جمعه دهم مهرماه سال 1388 ] [ 06:47 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic