آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ
شعارهای اولیه ی دولت و شخص احمدی نژاد در اجرای عدالت و مبارزه با فساد امید مردم را چنان به آرزوهای دوردست و فراموش شده ی انقلاب اسلامی دو چندان کرد که گفتمان یکپارچه ی عدالت در میان عموم رایج شد و از همان ابتدا نیز با استقبال حضرت خامنه ای روبرو شد. اما با گذشت زمان پرده از چهره پنهانی دولت بر افتاد و نمایشی بودن شعارهای اصلی او که در راستای گفتمان انقلاب اسلامی بود، آشکار گردید.
نمونه ی این مواردِ بسیار را در موضوعات کلیدی فرهنگ عفاف و حجاب، رابطه و مذاکره با آمریکا، مبارزه با فساد، برقراری عدالت، و ... می توان جستجو کرد.چرایی این پدیده را باید در چند محور اصلی پیدا کرد.
یک تحلیل جدی از این نوع رفتار دولت عدم اعتقاد به شعارها در عالم عمل است. برخی معتقدند که این دولت واقعاً به آنچه که از آن سخن می رانده اعتقاد و پایبندی ای نداشته و ندارد و به نوعی وجود یک نوع نفاق پیچیده در درون دولت را عامل اصلی این ماجرا می دانند. اگرچه برخی شواهد و امارات بر این مطلب صحه می گذارد ولی بدلیل اصل حسن ظن نباید تا اقامه دلیل قاطع و روشن این مطلب را تأیید کرد. اگرچه که در مورد برخی از نزدیکان رئیس جمهور این مسئله مستدل و متقن است...
اما تحلیل نگارنده از رفتارهای متفاوت دولت با انتظار «جامعه دینی» و رأی دهندگان ایشان تحلیلی متفاوت با تلقی رایج است.

می توان گفت عزم دولت در اجرای شعارها و علی الخصوص در مورد مبارزه با فساد – که موضوع این نگاشته است - جدی بوده لیکن فهم و دریافت او از فساد با تلقی رایج متدینین و دلسوزان انقلاب اسلامی متفاوت است. در واقع احمدی نژاد نه عدالت را خوب درک کرده بود و نه فساد را. او تخصصی در آنچه که ورود بدان کرده بود نداشت و از کارشناسان اسلامی و عالمان دینی نیز بهره ای نبرد. در حوزه علوم انسانی، غربی بودن ریشه ها و محتوای این علوم نیز عاملی مضاعف شد تا جهل احمدی نژاد فنی خوانده، تبدیل به برداشت نادرستی از این مفاهیم دینی و اسلامی (همچون عدالت) گردد. بدین ترتیب او که در جستجوی عدالت می گشت بی اختیار در مقابلِ عدالت ایستاد و در این راه هم هر آنچه را که با وی به مخالفت می پرداخت و در مقابل او می ایستاد و نقدش می کرد، فاسد و یا منشاء فساد تلقی می کرد و خود را مجسمه عدالت و پایداری می پنداشت. هر منتقدی را منتقد دولت و انقلاب اسلامی می دانست و لذا تحمل هیچ گونه انتقادی را به عملکرد اجرایی خویش نداشت. غافل از آنکه برخی از کسانی که او را نقد می نمودند دلسوزان انقلاب اسلامی بوده و اشتباهات وی را گوشزد می نمایند.
او در این راه حتی به نزدیک ترین عالمان دینی خویش نیز رحم نکرد و علامه مصباح یزدی را هم کسی خواند که در راه دشوار عدالت طاقت نیاورد و لذا از وی جدا شد!!
اکنون احمدی نژاد از حمایت ملت و رأی بی سابقه و تاریخیِ شان به شعارهای انقلابیِ وی، غره شده و خود را به مثابة تمام ملت تلقی می کند. در ادبیات او به خوبی مشاهده می شود که منتقدان دولت و شخص وی را منتقدان ملت و دشمنان ایران خطاب می کند و به آنها لقب انتقام گیرندگان از ملت می هد!! او در واقع می خواهد منتقدان را نه در برابر خویش که در برابر ملت جلوه دهد تا هیچ کس جرئت انتقاد ار وی را نداشته باشد.
استقبال مردم از شعارهای عدالتخواهانه ی وی او را بیش از پیش گستاخ کرده و با توهمی خیالی، ملت را متعهد به خود گمان می کند. او هیچگاه با فساد مقابله نکرد که با مفسدان به جنگ پرداخت. تقابل با مدیریت دانشگاه آزاد و شخص هاشمی رفسنجانی هم بیش از آنکه به اجرای عدالت باز گردد به دعوای شخصی می ماند.
تهدید به افشای نام مفسدان اقتصادی هم جزو آن دسته از کارهای صرفاً تبلیغاتی بود که تأثیری در ریشه کنی فساد نداشت. همین مورد نیز دلیل دیگری است بر جهل وی در حوزه های مفاهیم دینی. گمان می کند که نام بردن از مفسدان و بی آبرو ساختن آنها در چارچوب اخلاق اسلامی می گنجد. این مشکل تا جایی بود که رهبری مجبور شد تا خود در این مورد اظهار نظر نمایند و مسئولان را از بی آبرو ساختن کسانی هم که جرمشان اثبات شده منع نمایند. از سویی دیگر نیز شعارهایی را که به منظور ایجاد غرور ملی و اعتماد به نفس ملی مطرح کرده بود از «می شود، می توانیم» به گذاره های «نمی گذارند، نمی خواهند» تغییر کرد.
با اندکی تأمل به درستی در یافته می شود که گفتمان دولت و احمدی نژاد هرگز در سالهای اخیر تغییری نکرده لیکن آنچه که ما را به حیرت واداشته است ناشی از فاصله ی موجود فی ما بین شعار تا عمل است. آنگاه که همه دم از عدالت بزنند کمتر کسی نگران می شود ولی آنگاه که عدالت مطابق فهم مجری اجرا گردد «صداها بلند می شود» و مخالفت ها شروع می گردد – که البته کاملاً هم طبیعی است - و این امر زمانی دشوارتر می شود که درک مجری و مشعِر عدالت از این مفهوم کلیدی بسیار متفاوت با حقیقتِ آن باشد.
هیچ بعید نیست کسانی که دل امید به این دولت بسته بودند با خواندن این نگاشته برآشفته گردند و به شماتت نگارنده بپردازند اما باید پذیرفت که فهم ما از شعارهای دولت فهمی مطابق با واقع نبوده...
اینک که رئیس جمهور خود را مستظهر به ملت می داند از هر تریبونی برای حمله به منتقدان و مخالفن بهره می جوید و در عین حال دم از موضع سکوت می زند. او براحتی مجلس، مجمع تشخیص، دستگاه قضایی و دیگر نهادهای انقلابی را در نهان و آشکار به زیر سئوال می برد.
او بیش از هر زمان دیگری اینک به خط و نشان کشیدن برای دیگران مشغول است و افسوس که به تعبیر آیت الله خوشوقت دیگر امید آن نمی رود تا احمدی نژاد به پرچمداری جریان سوم تیر به پا خیزد...




طبقه بندی: بیداری اسلامی، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: احمدی نژاد، رئیش جمهور، مصاحبه، گفت و گو، دولت، ملت، خط و نشان، حضرت خامنه ای، فساد، شعار، عمل، مبارزه، عدالت، عدالتخواهی، جریان انحرافی، شبکه دو، گفتگوی ویژه خبری، مشایی، اختلاس، سه هزار میلیارد، آیت الله خوشوقت، علوم انسانی، علم، جهل، تفاوت، تلقی اشتباه، جریان سوم تیر،
دنبالک ها: لینک همین مطلب در جهان نیوز،
[ پنجشنبه چهاردهم مهرماه سال 1390 ] [ 01:00 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

در ادامه بازخوانی توصیه های رهبری به هیئت دولت بخش دیگری از فرمایشات ایشان که نسبت به رویکردهای ارزشی دولت و سیاست ها ی مدیریتی و اجرایی ایشان ابراز شده را با هم مرور می کنیم.

این بیانات در دیدار رئیس جمهور و اعضاى هیئت دولت 08/ 06/ 1389 ایراد گردیده.

******

رویکرد انقلابی دولت را مغتنم شمارید
این را شما افتخار بدانید كه الحمدللَّه به مبانى انقلاب پایبندید و به اینكه شعارهاى انقلاب را قبول دارید و میخواهید اجراء كنید، افتخار میكنید؛ این توفیق بزرگى است. یكى از مهمترین خصوصیات این دولت این است كه شعارهاى خودش را شعارهاى انقلاب قرار داده و به این، احساس سربلندى و افتخار میكند. مردم هم به خاطر همین به شما اقبال كردند؛ این هم معلوم باشد. مردم به این شعارها دلبسته‏اند، علاقه‏مندند. شعار عدالت‏طلبى، براى مردم جذاب است؛ شعار اجتناب از اشرافیگرى، براى مردم شعار مطلوب و شعار جذابى است؛ یا شعار خدمت‏رسانى به مردم، یا شعار استكبارستیزى، یا شعار ساده‏زیستى، یا شعار كار و تلاش و خدمت به مردم؛ اینها چیزهائى است كه مردم دوست میدارند و اینها را میخواهند. یك‏ جامعه و یك كشور و یك ملت بیدار از مسئولینش این چیزها را مطالبه میكند: مطالبه‏ى عدالت، مطالبه‏ى انصاف، مطالبه‏ى خدمت، مطالبه‏ى ارتباط صمیمى با مردم، مطالبه‏ى دین، پایبندى به ارزشهاى دینى، پایبندى به شرع. این چیزها را مردم میخواهند و دوست میدارند. شما هم بحمداللَّه این شعارها را داده‏اید، مردم هم قبول و اقبال كرده‏اند؛ این را مغتنم بشمارید.

جهت گیری های کلی و کلان دولت را با تعصب حفظ کنید
من در چند سرفصل توصیه‏هائى عرض میكنم. در زمینه‏ى جهتگیرى‏هاى كلى و كلان دولت توصیه‏ى من این است كه این جهتگیرى‏ها را با شدت، با حدت و با تعصب حفظ كنید. از این جهتگیرى‏ها انصراف پیدا نكنید: جهتگیرى دین، جهتگیرى اخلاق، جهتگیرى عدالت، جهتگیرى خدمت، جهتگیرى مقابله و مبارزه‏ى با استكبار و زورگویان عالم. رشد روزافزون فهم و سواد و بلوغ سیاسى مردم موجب شده است كه این چیزها را بیشتر بخواهند. امروز براى مردم مسئله‏ى استكبارستیزى، روشن‏تر و واضح‏تر و مطلوبتر از سالهاى قبل و اوائل انقلاب است. امروز مردم خیلى چیزها را به چشم خودشان مشاهده كرده‏اند، بوضوح تجربه كرده‏اند؛ لذا خیلى چیزها برایشان روشن است. مسئله‏ى خدمت‏رسانى همین جور است، مسئله‏ى مبارزه‏ى دائم براى پیشبرد كشور همین جور است؛ اینها باید جهتگیرى‏هاى كلى شما باشد؛ یعنى اینها را از دست ندهید و رها نكنید.


زندگی مردم را تسهیل کنید
یكى از چیزهائى كه در جهتگیرى‏هاى كلى دولت باید مورد نظر باشد، تسهیل زندگى براى مردم است. زندگى كردن را براى مردم باید آسان كرد. این یك سرفصل مهم است كه اگر چنانچه انسان این را باز كند، خواهیم دید كه بسیارى از خواسته‏هاى اقتصادى، بسیارى از كاركردهاى مربوط به دولت، همین دولت الكترونیك، تا برسیم به مسئله‏ى فعال كردن روستاها، جلوگیرى از مهاجرت، اینها همه‏اش تحت همین عنوان آسان كردن زندگى براى مردم است، كه مردم بتوانند راحت زندگى كنند، بتوانند با امنیت زندگى كنند. این كار در بخشهاى مختلف تأثیر میگذارد.

سند چشم انداز مورد توجه باشد
یكى از مواردى كه به نظر ما باید در جهتگیرى‏هاى كلى دولت مورد توجه قرار بگیرد، مسئله‏ى سند چشم‏انداز است. این سند چشم‏انداز یك كار اساسى بود كه در كشور انجام گرفت؛ بررسى شد، مطالعه شد، جوانبش سنجیده شد. آنچه كه در این سند هم آمده، شعار نیست. با توجه به امكانات و واقعیات، این سند تنظیم شده. این سند در واقع نقشه‏ى راه بیست ساله‏ى ماست. خوب، از این بیست سال، پنج سالش گذشت. یك وقت مى‏بینیم این بیست سال با یك چشم به هم زدنى تمام شد. باید ببینیم چقدر جلو رفتیم. یكى از كارهائى كه باید انجام بگیرد، همین است؛ باید ببینیم چقدر ما توانستیم از این نقشه را به سمت آن هدفها طى كنیم. والّا اگر چنانچه این توجه و این ذُكر را نداشته باشیم، یك وقت چشم باز میكنیم، مى‏بینیم فرضاً ده سال یا دوازده سال از این زمان گذشت، ما هنوز آن راهى را كه باید در این مدت طى كنیم، طى نكردیم؛ در بقیه‏ى این مدت هم طى كردن آن راه امكان ندارد. بنابراین بایستى یك تقسیم‏بندى صحیحى انجام بگیرد بین تلاشها و فعالیتهائى كه باید بشود، و بین این مسیرى كه ما تا آن اهداف داریم، تا در هر برهه‏اى از زمان، به تناسب امكان آن برهه، پیشرفت كرده باشیم. به نظر من بایستى این را یك جا بررسى كرد. این كار هم برعهده‏ى دولت است؛ این را بررسى كنید.

عدالت را تعریف کنید
یكى از چیزهاى دیگرى كه در مورد جهتگیرى‏ها مهم است، همین مسئله‏ى دهه‏ى پیشرفت و عدالت است كه ما گفتیم این دهه، دهه‏ى پیشرفت و عدالت باشد. خوب، تلقى به قبول شد و دستگاه‏هاى گوناگون كشور گفتند بله، این دهه را دهه‏ى پیشرفت و عدالت قرار بدهیم. از این دهه هم تقریباً دو سالش سپرى شده. البته انسان مصادیق پیشرفت را در همین كارهاى گوناگون ملاحظه میكند؛ همین گزارشهائى كه دادند، گزارشهاى خوبى است؛ نشان‏دهنده‏ى پیشرفتهائى در بخشهاى مختلف است؛ لیكن عدالت چه جورى تأمین میشود؟ یعنى واقعاً یك مقیاسى لازم است، یك معیارى لازم است براى اینكه ببینیم عدالت در بخشهاى مختلف- بخشهاى فرهنگى، بخشهاى آموزشى، بخشهاى اقتصادى- مراعات شده یا نه؟ فرض كنید در بخش آموزش و پرورش یا در بخش آموزش عالى، معیار عدالت چیست؟ چگونه عدالت تأمین میشود؟ این باید مشخص شود تا بتوانیم آن معیار را در برنامه‏ریزى‏ها داخل كنیم و در مقام عمل و در مقام اجراء، به آن عدالت مورد نظر برسیم. تا ندانیم، تعریف نكنیم، نمیشود. بنابراین تعیین كردن شاخص و معیار براى عدالت در بخشهاى مختلف، خودش یك چیز مهمى است. فرض كنید در صرف بودجه‏هاى گوناگون- كه حالا در بخش فرهنگ من اشاره میكنم- رعایت عدالت به چیست؟ چگونه میشود انسان خاطرجمع شود كه در صرف این بودجه‏ها رعایت عدالت شد یا نشد؟ اینها معیار و شاخص لازم دارد.

مجلس تغییرات اساسی در برنامه های کلی دولت ایجاد نکند
یكى از چیزهاى دیگرى كه باز در این جهتگیرى‏ها لازم است، برنامه‏هاى پنج‏ساله است؛ كه حالا این برنامه‏ى پنجم در دست ملاحظه و بررسى مجلس است و امیدواریم كه همكارى واقعى بین دولت و مجلس انجام بگیرد. اگر چنانچه فرض كنیم كه دولت یك چیزى را تهیه كرده و بر همان اساس هم پافشارى دارد، مجلس هم تغییرات اساسى‏اى روى این بدهد، انسجام برنامه به هم میخورد. یا اگر فرض كنیم كه تغییراتى در برنامه‏ى پنجم صورت بگیرد كه این تغییرات ناشى از نگاه یكپارچه و نگاه كلان به كشور نباشد، بلكه ناشى از نگاه به یك بخش یا نگاه به یك منطقه باشد، باز هم انسجام برنامه به هم میخورد. انسان وقتى بخشى یا منطقه‏اى نگاه كند، یك چیزهائى به نظر او بزرگ و درشت مینماید. واقعاً هم همین جور است، نیاز هم واقعى است؛ اما وقتى كه انسان با نظر مجموعى نگاه میكند، همان نیازى كه در جاى خود درشت هم هست، مى‏بینیم رنگ میبازد و كوچك میشود؛ چون در مقایسه‏ى با بقیه‏ى كارهائى كه باید انجام بگیرد و امكانات محدودى كه هست، طبعاً این نیاز نمیتواند اولویت داشته باشد. باید اینجورى به برنامه نگاه كرد. نباید نگاه بخشى یا نگاه موضعى و محلى و منطقه‏اى بر برنامه حاكم باشد.

تصمیمات دولت منعطف و قابل تغییر و نقد باشد
حالا این از آن طرف بود؛ از این طرف هم آن چیزى را كه دولت تهیه كرده و داده، قابل تغییر و نقد بداند. باید جورى بشود كه هم مجلس، هم دولت از جایگاهى كه خودشان را در آن قرار داده‏اند، انعطاف داشته باشند؛ بتوانند حركت كنند كه به هم برسند تا برنامه، برنامه‏ى منسجمى از آب در بیاید كه مورد اتفاق دولت و مجلس باشد تا عملى شود.

به مسائل اقتصادی توجه شود
در زمینه‏ى مسائل اقتصادى هم كارهاى خوبى انجام گرفته، كه آقاى رئیس جمهور هم در گزارش خود به آن اشاره كردند. خوب است كه این گزارش را در معرض اطلاع عموم بگذارید؛ یعنى چیزى باشد كه همه این گزارش دولت را در زمینه‏ى كارهائى كه انجام گرفته، بشنوند. آنچه كه من رویش تكیه میكنم، همین طرح تحول اقتصادى است كه در دولت نهم مطرح شد. خوب، الان هدفمند كردن یارانه‏ها كه یك بخشى از آن طرح تحول بود، مورد بحث و بررسى و نزدیك به اجراست؛ همه هم متفق‏القولند- اگرچه حالا در كیفیت اجراء ممكن است اختلاف نظرهائى باشد- لیكن بخشهاى دیگرِ طرح تحول اقتصادى كه درباره‏ى نظامهاى پولى و بازرگانى و گمركى و امثال اینها بود، نباید مغفولٌ‏عنه قرار بگیرد؛ آنها هم بایستى حتماً دنبال شود. طرح تحول اقتصادى، كار مهم و بزرگى بود. ما توصیه میكنیم؛ از جمله‏ى چیزهائى كه از بین راه برنگردید، همین طرح تحول اقتصادى است؛ آن را واقعاً دنبال كنید.
یك چیز دیگرى كه ما در زمینه‏ى اقتصادى حتماً رویش تكیه میكنیم، مسئله‏ى توجه به شاخصهاى كلان اقتصادى است. البته در گزارش آقاى رئیس جمهور نكاتى در این زمینه بود، لیكن ما هم تأكید میكنیم. روى مسئله‏ى نرخ رشد واقعاً كار بشود. آن چیزى كه به عنوان نرخ رشد در برنامه یا در چشم‏انداز دیده شده، با آنچه كه در واقعیت اتفاق افتاده، خیلى فاصله دارد. البته از عوامل ركود اقتصادى جهانى و مشكلات اقتصادى جهانى غافل نیستیم- اینها مسلّماً تأثیر دارد- لیكن بالاخره باید تلاش كرد تا به آن چیزى كه به عنوان شاخص معین شده و ذكر شده، نزدیك شویم. مسئله‏ى سرمایه‏گذارى‏هاى داخلى و خارجى هم همین طور. آمارهائى كه میدهند، آمارهاى خوب و امیدواركننده‏اى است. به هر حال مسئله‏ى سرمایه‏گذارى خیلى اهمیت دارد. آینده، وابسته به سرمایه‏گذارى در بخشهاى مختلف است؛ چه در بخش انرژى، چه در بخشهاى دیگر. در بخشهاى گوناگون، سرمایه‏گذارى لازم است.

مسئله اشتغال
مسئله‏ى اشتغال هم مسئله‏ى مهمى است. طرحهائى كه از چند سال پیش به این طرف براى اشتغال پیش‏بینى شده، آنچنان كه انسان انتظار داشت، نشد. اگرچه حالا كارهائى انجام گرفت و خوب بود، بد نیست؛ لیكن ما را مستغنى نمیكند از اینكه نسبت به مسئله‏ى اشتغال یك اهتمام ویژه‏اى داشته باشیم. مسئله‏ى ارتقاى بهره‏ورى هم همین طور.

سیاست های اصل 44
باز از جمله‏ى چیزهائى كه ما در باب مسائل اقتصادى رویش تكیه میكنیم و به عنوان توصیه‏ى جزمى مطرح میكنیم، مسئله‏ى سیاستهاى اصل 44 است. خیلى بایستى به این سیاستها اهتمام ورزید. خوب، حالا در مقایسه‏ى خصوصى‏سازى در سالهاى طولانىِ گذشته با این چند سال، آمارى ذكر میشود؛ این آمار، آمار درستى است؛ منتها آن زمان سیاستهاى اصل 44 ابلاغ نشده بود. یعنى آن زمانى كه اصلًا بحث سیاستهاى اصل 44 نبود، آن وقت را نباید ملاحظه كرد؛ بعد كه آن سیاستها ابلاغ شد، اصلًا وضع مسئله‏ى اقتصاد عوض شد؛ در واقع حركت جدیدى در اقتصاد كشور آغاز شد. لذا مقایسه‏ى با قبل از آن دوران، مقایسه‏ى تعیین‏كننده‏اى نیست. در همین دوران، ما بایستى ببینیم در باب اصل 44 چه كار كردیم؛ این مهم است. ببینید، روح اصل 44 هم این بود كه ما بتوانیم اولًا سرمایه‏هاى مردم و بعد مدیریت مردم را وارد عرصه‏ى اقتصاد كنیم. باید سرمایه‏هاى مردم و مدیریت مردم- بخش خصوصى- وارد عرصه‏ى اقتصاد بشود؛ والّا اگر مدیریتها دولتى باقى ماند، آن مقصود حاصل نخواهد شد. البته در همان محدوده‏اى كه این سیاستها اجازه میدهند و با همان رعایتهائى كه در قانون پیش‏بینى شده- كه قانون هم قانون دقیقى است، قانون خوبى است- این را باید رعایت كنید.
البته در برخى از سرمایه‏گذارى‏ها بخش خصوصى ناتوان است؛ یعنى واقعاً توانائى سرمایه‏گذارى ندارد. خوب، علاجش چیست؟ اگر بخش خصوصى همین طور ناتوان بماند، هیچ گرهى باز نخواهد شد؛ باید سیاستها برود به این سمت كه شما بخش خصوصى را قادر كنید بر اینكه بتواند زیر بار برخى از سرمایه‏گذارى‏هاى بزرگ برود. این هم میشود یكى از سیاستها. البته دولت وقتى كه شانه‏ى خودش را از فعالیتهاى اقتصادى خالى میكند، معنایش این نیست كه از اقتصاد كناره میگیرد؛ نه، سیاستگذارى‏ها باز هم در اختیار دولت است، دست دولت است؛ یعنى بایستى سیاست را دولت بگذارد، بایستى نظارت را دولت بكند.

مبارزه با مفاسد اقتصادی پیگیری شود
البته بحث مبارزه با قاچاق و مبارزه با مفاسد اقتصادى و اینها هم دیگر بحثهاى طولانى است؛ همه‏ى اینها هر كدام به نحوى با مسائل اقتصادى ارتباط پیدا میكند؛ كه چون در این زمینه‏ها زیاد گفتیم، نمیخواهیم مطالبى عرض كنیم.

سرفصل دیگرى كه ما میخواهیم چند تا توصیه عرض كنیم، مسئله‏ى مدیریتهاى كشور است. یكى از مدیریتهاى مهم، همین هیئت وزیران است. هیئت وزیران جاى بسیار مهمى است. ما معتقدیم كه هیئت وزیران نقش خیلى سنگینى دارد. تصمیم‏گیرى در هیئت وزیران، یك تكلیف قانونى را بر عهده‏ى همه میگذارد؛ بر عهده‏ى مسئولین و بر عهده‏ى مردم. مصوبه‏هاى هیئت وزیران یك چنین اهمیتى دارد. در كارهاى اجرائى هم كه در واقع دولت همه‏كاره است.

هیئت وزیران مانع ایجاد اصطکاک بین دستگاه ها شود
چند تا مسئله‏ى اساسى در اینجا هست. یكى اینكه هیئت وزیران بایستى به هم‏افزائى دستگاه‏ها كمك كند؛ یعنى اگر چنانچه بین دستگاه‏ها تعارضى وجود دارد- كه معمولًا وجود دارد؛ معمولًا دستگاه‏هاى مختلف به طور طبیعى اصطكاكها و تعارضهائى با هم دارند؛ مخصوص اینجا هم نیست، همه جا همین‏جور است؛ طبیعت كار این است- هیئت وزیران بایستى این اصطكاكها را به حداقل برساند و اگر بتواند، برطرف كند. یكى از مسائل مهم این است. من همیشه مثال میزنم و میگویم اینجا یك چهارراه كه نه، چندین راه است، كه رئیس جمهور هم مثل پلیس راهنمائى است- كه در واقع در مقام ریاست هیئت وزیران، راهنمائى میكند- این را متوقف میكند، آن را راه مى‏اندازد؛ یعنى هدایت میكند كه اینها هم‏افزائى كنند، با یكدیگر اصطكاك نداشته باشند. یكى از نقشهاى هیئت وزیران این است.
برخى اوقات این اصطكاكها و تعارضهائى كه در عمل و اجراء وجود دارد، در تبلیغات هم منعكس میشود؛ این دیگر میشود چند برابر؛ در واقع بدىِ‏ مضاعف میشود. یك دستگاهى مثلًا فرض كنید درباره‏ى یك شیئى، یك پدیده‏اى حرفى میزند، یك خبرى میدهد، یك اظهارنظرى میكند، از آن طرف یك دستگاه دیگر مى‏آید عكس آن را میگوید! مردم متحیر میمانند؛ یعنى واقعاً نمیفهمند كه این درست است یا آن درست است. این مسئله به زندگى مردم هم ارتباط پیدا میكند؛ یعنى اینجور هم نیست كه خارج از زندگى مردم باشد؛ نه، درست مسائلِ مربوط به متن زندگى مردم است. یكى یك آمارى میدهد، دیگرى یك آمارى؛ اینها نبایستى اتفاق بیفتد. همه‏ى دولتها گرفتار یك چنین چیزهائى بودند. در نقش دادن به هیئت وزیران و بارور كردن این مجموعه‏اى كه دور هم مى‏نشینند و وقت گران‏قیمتى را مصرف میكنند، بكوشید و هرچه ممكن است، آن اصطكاكها را باز هم كم كنید.

به وزیران باید اعتماد شود/مسئولیت های آنان به رسمیت شناخته شود
مسئله‏ى دیگرى كه باز در امر هیئت وزیران مهم است، نقش وزراست. بالاخره اینجا مسئولیت مشترك است. شما وقتى مى‏نشینید آنجا، مسئولیت مشترك دارید. اینجور نیست كه یك نفر مثلًا بگوید آقا من دخالتى ندارم، مسئولیتى ندارم؛ نخیر، وقتى كه در این مجموعه تصمیم‏گیرى میشود، آقایان و خانمهائى كه در آنجا حضور دارند، همه مسئولند؛ آنهائى كه صاحب رأى هستند، همه‏شان مسئولند. حالا كه مسئول هستید، پس بایستى در پرورش دادن و تصحیح و تكمیل آن مصوبه نقش ایفاء كنید. اینجور نباشد كه در جلسه‏ى هیئت وزیران مثلًا یك آقائى مشغول كارتابل خودش باشد، یا بدون ملاحظه‏ى موضوعى كه مثلًا در آنجا مطرح است، وارد جلسه شود؛ نه، مسئله‏اى كه بناست مطرح شود، شما آنجا رأى دارید؛ بایستى در تصمیم‏گیرى تأثیر بگذارید و چون قانوناً مؤثر هستید، بنابراین باید روى مسئله فكر كنید، مطالعه كنید و عقبه‏ى كارشناسى دستگاه و وزارت خودتان را به كمك این چیزى كه میخواهید به عنوان مصوبه توى هیئت دولت در بیاید، بیاورید. البته وزرا اختیاراتى دارند، باید هم به آنها اعتماد كرد. باید به كسانى كه در قوه‏ى مجریه در رأس هستند- وزرا- اعتماد كنند و مسئولیتهاى وزرا را بایستى به رسمیت بشناسند؛ جورى نباشد كه لوث بشود.

کار موازی در دولت صورت نگیرد
یك مسئله‏ى دیگر هم در مدیریتهاى دولتى، كار موازى است. در دولت نباید كارهاى موازى انجام بگیرد. كار موازى چند عیب دارد: اولًا هزینه‏ى انسانى زیادى بیجا مصرف میشود، ثانیاً هزینه‏ى مالى زیادى مصرف میشود، ثالثاً تناقض در تصمیم‏گیرى‏ها به وجود مى‏آید- وقتى دو دستگاه مسئول یك كارى هستند، این یك تصمیم میگیرد، آن هم یك تصمیم دیگر میگیرد- و رابعاً از همه بالاتر، مسئولیت لوث میشود. فرض كنید توى فلان مسئله‏ى اقتصادى یا مسئله‏ى فرهنگى یا مسئله‏ى سیاست خارجى یا هرچه، اگر چنانچه یك مشكلى پیش بیاید، مسئولیت لوث میشود. وقتى كار موازى انجام گرفت، مسئولیت لوث میشود. بین دولت- یعنى قوه‏ى مجریه- و بعضى از دستگاه‏هاى بیرون از قوه‏ى مجریه، یك جاهائى بعضى موازى‏كارى‏ها هست. همه‏ى تلاشمان این است كه بلكه این موازى‏كارى‏ها را یك جورى حل كنیم، اصلاح كنیم، علاج كنیم. در داخل دولت، دیگر نبایستى از این موازى‏كارى‏ها به وجود بیاید. حالا یك موارد خاصى هست؛ اما كلى‏اش این است كه موازى‏كارى خوب نیست.

سعه صدر داشته باشید/انتقاد ها را تحمل کنید
یك جمله‏ى دیگر هم در باب مدیریت عرض بكنیم. خوب، من گاهى اوقات گلایه‏هائى میشنوم كه دوستان دولت از بعضى از دستگاه‏هاى دیگر دارند؛ خیلى اوقات هم حق با شماهاست؛ یعنى واقعاً همین جورى است كه گله كردید از بعضى قواى دیگر، یا از دستگاه‏هائى مثل نیروهاى مسلح و امثال اینها؛ غالباً آدم مى‏بیند كه مسئولین اجرائى حق دارند و واقعاً حق به جانب اینهاست؛ چون من خودم هم توى دستگاه اجرائى بودم، با حجم كار و كیفیت كار آشنایم، لذا مى‏بینم واقعاً آن گلایه‏ها محقند؛ لیكن در عین حال كه ممكن است یك موارد بیشترى را شما محق باشید، یك جاهائى هم ممكن است انتقاد وارد باشد؛ بنابراین انتقادپذیرى را در خودتان نهادینه كنید. باید جورى باشد كه مسئولین دولتى انتقادپذیرى را در نفس خودشان پذیرا باشند. البته این كار، سخت هم هست، اما باید با سعه‏ى صدر برخورد كرد، كه: «آله الرّیاسه سعه الصّدر». (2) البته ریاست به معناى آن بالانشینى‏ها نیست. اگر بخواهید مدیریت كنید، ناچارید سعه‏ى صدر داشته باشید و یك چیزهائى را تحمل كنید.

ادامه دارد...




طبقه بندی: راه اینجاست...، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: توصیه، رهبر معظم انقلاب، امام خامنه ای، هیئت دولت، احمدی نژاد، جریان انحرافی، جهاد اقتصادی، بیداری اسلامی، مسئله فرعی، سیاست، جهان نیوز، خدمتگزاری، رویکرد ارزشی،
دنبالک ها: متن کامل بیانات در دیدار با اعضای هیئت دولت در سال 89، همین مطلب در جهان نیوز،
[ پنجشنبه پنجم خردادماه سال 1390 ] [ 03:01 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

گمان باطلی است اگر بپنداری که امتحان الهی تنها شامل حال کفار و مشرکین می گردد. اتفاقاً آنگاه که ایمان می آوری بیشتر در معرض امتحانات الهی هستی. اگرچه هر کدام از ما دائما در معرض امتحانات مختلف الهی هستیم اما هر امتحانی درجه ای از سختی را دارد و همگی از دشواری یکسانی برخوردار نیستند. درست آنگاه که ایمانت بیشتر می شود به امتحانی دشوار تر مبتلا می شوی و آنگاه که ادعایت نیز بزرگتر می شود دام بلایی وسیعتر برایت پهن می شود. اصلاً امتحان الهی مخصوص مومنان و دینداران است چرا که افراد بی دین چیزی برای آزمودن ندارند. أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَكُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ (عنکبوت/2)

اما سخت ترین آزمون الهی، آزمون ولایت است. همان آزمونی که تو را بین فرمان نفس خویش و امر ولیّ زمانت مخیّر می کند و این تویی که دیگر باید انتخاب کنی مسیری را که می خواهی در آن قدم نهی. دیگر سخن از ولایت و ولایتمداری کفایت نمی کند. باید در عمل ثابت کرد هرچند که بهترین لغات و الفاظ را در رثای ولایت استخدام کنی. و مگر می توان فرض کرد کسی در ولایتمداری خود صادق و راستگو باشد اما در عمل فرمان ولیّش را بر زمین نهد و به گوشه ای خرامیده و دست بر سینه گذاشته تا مطالبات!! خود را محقق نماید.

این دو با همدگر قابل جمع نیست آقایان! امروز عده ای گمان می کنند که می توانند با پنهان شدن در پشت ظاهر دینی و گفتمان ولایی هر طور که می خواهند رفتار نمایند و چندی بعد که از یک سو پایداری رهبری در موضع خود و از سوی دیگر واکنش سخت حزب الله را مشاهده می کنند با چند جمله تمام ماجرا را به خیال خود حل و فصل نموده و از خشم حزب الله بکاهند.

ما نه با هیچ کس عقد اخوت نبسته ایم نه پیمان برادری امضا کرده ایم. ما گوش به فرمان رهبرمانیم و تنها با او عهد ولایت بسته ایم. ملاک ما معیار ها و آرمان های انقلاب مان است. ملاک ما منشور و مانیفست حضرت روح الله است. و مگر همین مولای ما نبود که گفت کاری نکنید دل دشمنان شاد و دل دوستانتان رنجیده گردد؟ نکند دایره دوستی و دشمنی شما وسیعتر و یا تنگ تر از دایره حب و بغض رهبری نسبت به افراد است؟ آب رفته به جوی باز نمی گردد با سخنان بیهوده، ما عمل می خواهیم اگرچه که سخن گفتن بسیار آسانتر است تا ...

آری آزمون ولایت برای همه افراد با ایمان –از بکار بردن عبارت «مومنان» بیم دارم –رخ خواهد داد، آنجا که میان هوای نفس خویش و فرمان ولی فقیه گیر میکنی و ولایتی بودنت را آنگاه باید نشان دهی. بیاد داشته باش تا به آزمون ولایت سنجیده نشوی از این دنیا نخواهی رفت و چه زیبا گفت مرتضای آوینی که :«مپندار تنها عاشوراییان را بدان بلا آزموده اند و لا غیر...صحرای بلا به وسعت همه ی تاریخ است.»




طبقه بندی: تفکر، راه اینجاست...، دل نوشته، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: ولایت فقیه، رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، امام خامنه ای، رئیس جمهور، احمدی نژاد، آزمون ولایت، مردودی خواص، نفس اماره، فرمان ولی، مشایی، مصلحی، جریان انحرافی، ولایتمداری، شهید آوینی، سید مرتضی آوینی،
دنبالک ها: همین مطلب در پایگاه اطلاع رسانی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام،
[ پنجشنبه پانزدهم اردیبهشتماه سال 1390 ] [ 10:41 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic