آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ

1-فتنه 88 در کنار همه تلخ کامی ها و رنجش هایی که از خود به جای گذاشت، باعث ایجاد تغییرات مفیدی در سطوح مختلفِ جامعه ی ما گردید. هرچند که فتنه گران با هجوم همه جانبه به لایه های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و عقیدتی کشور ما سعی داشتند بنیان های اساسی آن را متزلزل کنند و دستاوردهای 30 ساله ی نظام را تخریب نمایند اما دست آشکار خداوند متعال و درایت رهبرِ فرزانه باعث شد، تهدیدی که کشور را متوجه خود می نمود به فرصتی بی نظیر تبدیل گردد و آهنگ پیشرفت انقلاب با سرعتی روزافزون روبرو کند.

2- صدا و سیمای ما هرچند که پسوند جمهوری اسلامی را یدک می کشد اما نشانه ها و انگاره های یک رسانه ی متعلق به نظام اسلامی را کمتر داراست. گروهی محدود با تفکرات تکنوکراتی با نفوذ در رسانه ملی سالها با ایجاد یک دستگاه عظیم و طویل و با قدرتی نامحدود عنان سیاستگذاری ها و برنامه ریزی ها را در دست گرفته بودند و هر آنچه را که می خواستند به نمایش می گذاشتند.

مشکل اصلی رسانه ملی در این سالها را می توان در عدم توجه به آرمانهای انقلاب اسلامی و عدم درک نیازهای اصلی مخاطبان جستجو کرد. هرچند که مدیران سیما بر این باور باشند که همه ی برنامه های خود را با مخاطبان خود می سنجند و رضایتمندی آنها را ملاک برنامه ریزی های خود قرار می دهند اما باید این حقیقت را پذیرفت که رسانه ملی طیف مخاطبان خود را چیزی بالاتر از سطح عموم جامعه تعریف کرده است. در واقع آنچه که ضرغامی و همکاران وی بدنبال آن بوده اند – ولو ناخواسته! - جلب رضایت مخاطبانی بوده است که به لحاظ فرهنگی و اجتماعی پیوند کمتری با ارزشهای دینی و آرمانهای انقلاب اسلامی داشته اند.

متاسفانه بر خلاف آنچه که القا می شود، رسانه ملی نه تنها در اختیار نیروهای ارزشی و وفادار به انقلاب اسلامی نیست بلکه غالباً حجم گسترده ای از برنامه های صدا و سیما در تباین با شرع مقدس و آرمانهای میهنی و دینی است.

3- سیر حوادث رخ داده در خلال فتنه 88 رسانه ملی را بناچار به سمتی سوق داد که روند یکسان و تکراری برنامه های خود را بالاخره تغییر دهد و رویکردی جدید در تولید اتخاذ نماید. هرچند که دلایل این امر خود نیازمند بررسی و موشکافب جداگانه ای است اما یکی از علل آن را می توان در حضور 40 میلیونی مردم در پای صندوق های رأی و اقبال حیرت آور مردم به رئیس جمهور احمدی نژاد جستجو کرد. در واقع انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در نظام فکری و تحلیل های نادرست مسئولان صدا و سیما انقلابی ایجاد کرد که منجر به بازنگری در سیاست ها و برنامه ریزی ها شد.

بر همین اساس روندی که در رسانه ملی مدتها باعث ممنوع التصویر شدن جریان اصیل انقلابی شده بود تا حدودی متوقف گردید و فضایی برای ابراز دیدگاههای چهره های اصولگرا فراهم گردید. سیاستی – بخوانید: خیانتی - که سالها بر رسانه ملی حکمفرما شده بود و چهره های تکراری و برنامه های ملال آور را بخورد مردم می داد اینک با تجدید نظر اساسی روبرو شده تا حدی که رشحاتی از آن را می توان در برنامه هایی نظیر :«ایران 88»، «رو به فردا»، «دیروز امروز فردا» و اینک در «راز» ملاحظه کرد.

4- خدمتی که فتنه گرانِ خیانتکار به ما کردند این بود که ما توانستیم دوباره رسانه ی ملیِ مان را باز یابیم و در برنامه های آن برای خود جایی پیدا کنیم. خدمتی که فتنه گران به ما کردند این بود که انحصار رسانه ای را که سالها در  خدمت آنان و اصحاب و اتباع آنان بود بالاخره بشکنیم و فضایی برای ظهور چهره هایی انقلابی فراهم آوریم. خدمتی که خیانتکاران به ما کردند این بود که تریبون ما را از چنگ لیبرال ها و تکنوکرات ها درآوردند و اندکی نیز فرصت را به ما دادند تا بتوانیم صریح و روشن حرفهای ناگفته ی خود را واگوییم و پرده از رازهای ناگفته و ناشنیده ی این سالهای طولانی برداریم.

5- شاید عجیب ترین و بیشترین اصلاحات پس از انتخابات در رسانه ملی افتاده باشد. از حضور حسن عباسی در برنامه های تلویزیونی گرفته تا پخش مناجات های حاج منصور، از حضور الله کرم در برنامه ی زنده گرفته تا صحبت های شیرین و دلنشین حاج سعید قاسمی در شبکه 4، از سخن گفتن درباره نصایح خاک گرفته ی حضرت روح الله(ره) تا پرده برداشتن از نقش برخی خواص و آقازاده هایشان در فتنه 88 و حتی قبل تر از آن، از بررسی فجایع صرب ها تا مظلومیت های احمد شاه مسعود؛ همه و همه نشان از تحولی شگرف در رسانه ی "ما" دارد که روزنه های امید دلسوزان انقلاب را به صدا و سیما باز می کند.

5- در طول این سالها سخنان زیادی بیان نشده، رازهایی فراوانی گفته نشده و پرونده های بسیاری باز نگردیده که اکنون زمان رو کردن آنها فرارسیده. شاید نیاز بود تا چنین زمان طولانی بگذرد تا جامعه به بلوغ و رشد مشخصی برای پذیرش این حقایق برسد و شاید لازم بود تا خواسته واقعی مردم به مدیران سیما "فهمانده" شود!

دگر زمان آن رسیده که براحتی بتوانیم از جنگ 33 روزه لبنان سخن بگوییم، اینک زمان آن رسیده که از رازهای بوسنی و هرزگووین پرده برداریم، اینک زمان آن رسیده که تاریخ بدون سانسور انقلاب اسلامی بدانیم، چهره های جدیدتر را بشناسیم و مبارزان واقعی را دریابیم، اینک زمان آن رسیده که از لایه های ناگفته ی  8 سال دفاع مقدس رونمایی کنیم و حقیقت جنگ و حماسه ی آن سالها را به نسل نو بنماییم...و اینک زمان آن رسیده که چهره تمدنی جدید اسلامی-انقلابی خود را بنماییم...




طبقه بندی: فکر نوشت، تفکر،
برچسب ها: فتنه 88، صدا و سیما، رسانه ملی، جمهوری اسلامی،
[ یکشنبه چهاردهم شهریورماه سال 1389 ] [ 12:43 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]

دشمن ما فقط محمد رضا خان نبود. هر كس مسیرش مسیر اسلام نباشد دشمن ماست، با هر اسم كه می‌خواهد باشد. هر كس جمهوری بدون اسلام را بخواهد دشمن ماست برای اینكه دشمن اسلام است. هر كس پهلوی جمهوری اسلامی "دموكراتیك " بگذارد، این دشمن ماست. هر كس جمهور دموكراتیك بگوید این دشمن ماست، برای این كه اسلام را نمی‌خواهد ما اسلام می‌خواهیم. ما این همه فداكاری كردیم... برای این بود كه اسلام را می‌خواستند.

صحیفه امام جلد هفتم صفحه 457





طبقه بندی: راه اینجاست...،
برچسب ها: امام خمینی(ره)، اسلام، جمهوری اسلامی، موسوی منافق، کروبی، خاتمی،
[ چهارشنبه نهم دیماه سال 1388 ] [ 08:32 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]

مردم شورش می کنند. ناراضی از حکومتی که اموال مردم را به تاراج برده و خویشان خویش را بر مسند خلافت نشانده. مردم به دارالخلافه هجوم می برند. خشم بر عقل آنها غلبه می کند. می خواهند خلیفه را به قتل برسانند و زندگی او را پایان دهند. عده ای سراغ مرد دیگری می روند تا او را نیز در این کار شریک خود کنند. مرد میانسال که اکنون پا را از پنجاه سالگی فراتر گذاشته مخالفت می کند. عده ای حیرت زده مرد را می نگرند. آخر او سال ها بود که خلافت را از آن خود می دانست و خلفا را در منصبی غصبی می شناخت. مردم بی اعتنا به آن مرد، زندگی خلیفه را به پایان می رسانند. خلیفه ای که سال ها بعد پیراهن خونینش رایت سپاه باطلی می شود، برای نابودی لشگر حق...

مردم که اکنون بغض خود را با کشتن خلیفه فرو خورده اند سراغ همان مرد می روند تا او را در جایگاه غصب شده اش برسانند. حقی که همین مردم او را سالها از آن محروم کردند. مرد ابتدا تمایلی به خلافت نشان نمی دهد. حکومت را از آب بینی بز نیز پست تر می داند." اهون عندی من عطفة العنز". مردم اجتماع می کنند ، اصرار می نمایند، فریاد می زنند و مرد...و مرد می پذیرد...

اینک پس از سالها خود روایت می کند آن روز را: " فما راعنی الا و الناس کعرف الضبع ینثالون علی من کل جانب، حتی لقد وطئ الحسنان و شق عطافی مجتمعین حولی کربیضة الغنم..."1 روزی که در کنارش جمع شده بودند همچون یالهای پرپشت کفتار و از هر سو وی را احاطه نمودند ، آنگونه که نزدیک بود تا حسن و حسین علیهما السلام را لگدمال کنند و ردای حضرت را از هر دو طرف پار گردانیدند. او را همچون گله های انبوه گوسفند در بر گرفتند اما ...

آن مرد از آن واقعه روایت می کند. خطبه ای که سال ها بعد به شقشقیه معروف می گردد. او علی (ع) است. مردمی را که برای بیعت حول او جمع گردیده اند را اینگونه وصف می کند ولی اینگونه ادادمه می دهد:« فلما نهضت بالامر نکثت طائفه و مرقت اخری و فسق آخرون...» « اما زمانی که به پا خواستم و حکومت را در دست گرفتم، جمعی پیمان شکستند و جمعی از اطاعت من سرباز زده و از دین خارج شدند و برخی از اطاعت حق سر برتافتند...»

علی (ع) با آنکه با استقبال شدید مردم و اصرار مکرر آنان برای پذیرفتن حکومت روبرو می گردد، سال های پایانی عمر شریف و با برکت خود را بی یار و یاور سپری می کند. در کمال غربت و تنهایی. علی (ع) هیچگاه بدنبال کسب جمعیت بیشتر و افزودن پیروان خود نبود که اینک از کمی تعداد آنان افسوس خورد. علی (ع) بدنبال عدالت و حقیقت بود. دیگر نمی توانست برای حفظ عده ای بی ایمان و سست عنصر سکوت کند. حتی برادرش را برای استفاده بیش از حد از بیت المال تنبیه می کند و با وی مانند سایر مردم برخورد می کند. اهل سازش با پیمان شکنان و قانون گریزان نبود. همان هایی که علی را تا آنگاه که در جهت منافع آنها بود، قبول داشتند و آنگاه که او را در برابر میل ثروت اندوزی و شهوت قدرت طلبی خود یافتند، رد نمودند. در مقابلش صف آرایی کردند و به جنگ با او پرداختند. برای خود اجتماعی نیز دست و پا کردند. گروهی با آنان در ثروت اندوزی و سهم خواهی از حکومت هم پیمان شدند اما علی (ع)...

اما علی (ع) به سازش با خیانتکاران و قانون شکنان حاضر نمی شود. برای همین است که از اطراف او پراکنده می شوند، همانان که با او در مدینه بیعت کردند.

 آری "حق" را گویند حقیقتی تلخ است برای آنان که منافعشان را تحت الشعاع قرار می دهد. عده ای قانون را قبول دارند تا آنگاه که قانون با آنان باشد، تا آن زمان که در جهت آنان باشد و به سود آنها حکم کند. اینان عده ای دنیا طلب و سودجویند. منفعت شخصی و سود فردی را بر حقیقت همیشگی و نظر جمعی ترجیح می دهند. برای بدست آوردن هدف پلید و دنیوی خود دست به هر اقدامی می زنند.بر امام معصوم هم شمشیر کین می کشند چه رسد به ولی زمانه که از ایستادن در برابرش باکی ندارند... . برایشان فرقی نمی کند دشمن در آن سوی سرحدات اسلامی از اقدام آنان چه سودی می برد و چه استفاده ای می نماید. تنها در فکر منفعت خویش اند. دیگران را متهم به دروغ می کنند حال آنکه سراسر زندگی پلید و نکبت بارشان مملو از دروغ و سیاهی است. قیافه ای حق طلبانه می گیرند و در عین حال آن را به زیر قدم های خود لگدمال می کنند.

در سوی دیگر این ماجرا حقیقت خواهان و حق جویان اند. همان هایی که در طول تاریخ این مرز بوم همیشه در کنار حق بودند و زیستند. تا پای چوبه دار نیز می روند و اما حاضر به تسلیم و سازش نمی شوند. بدن هایشان تکه تکه می شود و دست به سوی ابرقدرت ها و زورگویان عالم دراز نمی کنند. عدالت را سر فصل مطالبات خویش قرار می دهند و مبنای عمل می سازند. علیرغم همه اینها سودجویان آنان را متهم می نمایند. انگ انحصار طلبی، دیکتاتوری، دروغگویی، ظلم ، تعدی، افراط گری و ... می زنند و هیچ باکی از آن ندارند.

 عده ای دیگر نیز در کنار سودجویان جمع می گردند. دانسته یا نادانسته، هیزم بر آتش فتنه جویان می ریزند. اجنماع این افراد آنان را متوهم می کند که اکثریت را در جانب خود دارند و حال آنکه اکثریتی خاموش را که بیدارند همچون رهبر خود، نشناخته اند. و وای بر روزگار آنان آنگاه که اکثریت خاموش لب به سخن بگشایند و انتقام شهادت علی (ع) و غربت و مظلومیت سید علی را بگیرند.

و آری... تو نیز مظلوم بودی و مظلومانه زیستی که هرچه خواستند گفتند و آنچه را خود لایق آن بودند بر تو روا داشتند. ولی تو سکوت کردی. صبورانه آنان را نگریستی تا شاید از کرده ی خود دست بر کشند. پدرانه آنان را نصیحت فرمودی شاید جوانی که اکنون دنیا و مطامع آن جلوی چشمانش را گرفته، روزی بفهمد که پدری خیرخواه دارد. هرچند که جوان، پدر را شماتت کند و او را بیازارد اما پدر همچنان او را در آغوش می کشد و نوازشش می کند و این سنت خوبان و نیکان عالم است که در عین «ولا یخافون لومة لائم»2 بر حق استوار می ایستند... .

 

 

.......................

1. نهج البلاغة/ خطبه سوم، معروف به شقشیة

2. مائده/ 54




طبقه بندی: فکر نوشت،
برچسب ها: امیر المومنین (ع)، علی (ع)، سید علی خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، جمهوری اسلامی، حق، باطل، میرحسین موسوی، مهدی کروبی، نفاق، منافق، کفر، شرک، حکومت، دنیاطلبی، قدرت، انتخابات 22 خرداد، خلیفه، عثمان، خطبه شقشقیة، نهج البلاغة، اکثریت، اقلیت، بیعت، پیمان شکنان، قانون گریزان، سکوت، غوغاسالاری، عدالت، حقیقت،
[ دوشنبه نهم آذرماه سال 1388 ] [ 07:42 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]

سلام آقای رئیس جمهور!

عظمت حضورت را در نیویورک دیدیم و شکوه سخنرانی ات را در سازمان ملل نظاره کردیم. نظاره کردیم آن گاه که از امام زمانمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) یاد کردی و او را سلام دادی. دیدیم آن هنگام که از پیامبر اعظم (صلوات الله علیه) ما نام بردی و بر او درود فرستادی. شنیدیم که بانگ عدالت و عدالتخواهی را در جهان سر دادی و توحید و یکتاپرستی را برای همگان خواستار شدی. شنیدیم که از مظلومان و محرومان یاد کردی و صدای آنان را به گوش جهانیان رساندی. تو فریاد ملت های مظلوم عالم بودی آن گاه که از فلسطین گفتی و گفتی که چگونه کفتارهای وحشی به جان آن پیکرهای پاک می افتادند و از خون آنان ارتزاق می کردند و گفتی که رژیم ناپاک و نامشروع اسرائیل، آن ولدالزنای قوم پلید یهود چگونه اکنون مال و منال مسلمین را غارت می کند و چگونه پنجه بر جگر گوشه و پاره تن اسلام افکنده است...

دیدیم که از شهیده ی حجاب یاد کردی، تصویرش را نشان جهانیان دادی تا برای همیشه در تاریخ ثبت گردد فریاد آزادی و آزادی خواهی او و اسلام ستیزی و دین گریزی مدعیان دروغین دموکراسی...

و "ندا"ی ما نه آن بود که روزی در کوچه پس کوچه های تهران در خون غلتید و چون پیراهن عثمان اینک بدست امویان افتاده و هر روز برای خونخواهی او صورتی از وی را به این سو و آن سو می کشانند که..."ندا" ی ما همان بغض فرو خورده ی مظلومان و پابرهنگان تاریخ است. "ندا" ی ما، ندای مظلومین تاریخ و ستمدیدگان جهان است..."ندا" ی ما همان شهیده ی حجاب، مروه الشربینی است و "ندا" ی ما همان...

آقای رئیس جمهور!

همه دیدیم که چگونه آن مجری تلویزیونی تو را می خواست سئوال پیچت کند و به خیال خودش ناتوان جلوه دهد اما...اما این دست الهی که پشت سر تو بود که او را عصبانی نمود و "جان" را صدا می کرد و او را کمک می خواست. جان او دیگر به لب آمد آن گاه که از حقایق جهان پرده برداشتی و اسرار دنیای ما را به خوبی فاش کردی...جان او به لب آمد وقتی که تنها اراده ی پرسش کردی و او نیز به درستی دانست سئوالهایت را و جواب هایش را...او نیز به درستی فهمید که چگونه رسانه ی آنها اینک تریبونی برای مظلومین تاریخ شده و برای همین بود که پی در پی سخنانت را برای پخش آگهی کات می نمود!!

آقای رئیس جمهور!

دیدیم که چگونه هاله ای از نور وجودت را فراگرفته بود آنگونه که شدت نورانیت وجودت، چشمان دلهای تیره و ظلمانی عده ای را فرا گرفت و از ترس کور شدن دیدگانشان سالن سخنرانی تو را ترک نمودند...

آری آنها که طاقت شنیدن حقایق را ندارد چاره ای جز این نیز نخواهند داشت و چه زیبا کفار امروزی اقتدا کردند به مشرکان دیروزی آنگاه که پیامبر اعظم صلوات الله علیه برایشان آیات الهی را می خواند و آنها برای نشنیدن پیام حق و حقیقت لباس هایشان را بر سر می کشاندند و فرار می نمودند...

آقای رئیس جمهور!

این سنت الهیست و این پیامی جهانیست به همه آنها که ندای آسمانی ما را خواهند شنید که حق آمدنیست، آمدنی...


دانلود قسمتی از مصاحبه آقای احمدی نژاد با cnn در مورد هلوکاست






طبقه بندی: تفکر، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: احمدی نژاد، ایران، مظلومین تاریخ، سازمان ملل، نیویورک، cnn، لری کینگ، پیامبر اعظم، امام زمان، جمهوری اسلامی، ندا، مروه الشربینی، شهیده حجاب، فلسطین، حقیقت، قدس، هلوکاست، قوم یهود، تهران، رئیس جمهور، مصاحبه، سخنرانی، عدالت، عدالتخواهی، محرومان، مظلومان،
[ جمعه دهم مهرماه سال 1388 ] [ 06:47 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]

طی روزهای اخیر اخباری منتشر شد که نشانگر دستگیری چند تن دیگر از عوامل اغتشاشات اخیر و سران آنها داشت. خبر دستگیری علی رضا بهشتی و مرتضی الویری هرچند که کمی غیر منتظره بود اما حکایت از چند مسئله داشت.

  • اینکه نظام با هیچ کس عقد اخوت نبسته است و در اجرای قانون مصمم است هر قانون شکنی را مجازات نماید. اینکه برخی از افراد منتسب به برخی از شخصیت ها باشند و یا از قرزندان شهدای انقلاب اسلامی نظیر شهید بزرگواری چون بهشتی هیچ دخلی به حال افراد نباید داشته باشد. هرچند که با تحت فشار قرار دادن و اعمال نفوذ برخی مقامات، افراد منتسب به آنان که مرتکب جرایمی از قبیل سیاسی و امنیتی، مالی و اقتصادی، اخلاقی و ... شده اند از چنگ قانون گریخته اند اما کلیت نظام مصمم از با همه متخلفان با قاطعیت و به شدت برخورد نماید. لزوم توجه به مصالح نظام نیز در این بین مشخص است. چرا که گاهی برخورد با برخی متخلفان برای اجرای عدالت ممکن است از مصلحت بالاتری که حفظ نظام اسلامی می باشد جلوگیری کند و یا در تزاحم با یکدیگر باشد. انشاءالله در پستی دیگر به بیان اهمیت حفظ نظام از منظر بنیانگذار انقلاب اسلامی بیشتر خواهیم پرداخت تا با ابعاد این مسئله بیشتر آشنا شویم.
  • دستگیری این دو نفر حاکی از آن است که نیروهای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی،اسناد و اطلاعات دقیق و غیر قابل انکاری از همکاری این دو نفر با نهادهای بیگانه و نقش آنان در برهم زدن امنیت عمومی در جریان حوادث اخیر دارند که در این برهه ی پس از انتخابات نسبت به دستگیری آنان اقدام کرده اند. علت این مسئله نیز به سادگی قابل تشخیص است، چراکه هیچگاه نظام و نهادهای امنیتی دست به ریسکی این چنینی نخواهند زد که شخصی چون بهشتی یا الویری را بدون سند و مدرک دستگیر و روانه زندان کنند و بعدها معلوم گردد که آنها بیگناه بوده اند و تبرئه گردند و سپس نیز با موجی از اتهامات و جوسازی های رسانه های استکباری مواجه گردند.
  • نکته دیگر آنکه این اقدام بشدت خشم میر حسین منافق را برانگیخت و لرزه بر اندام کثیف وی انداخت. این نیز از بیانیه ی تند وی که در رسانه ها منتشر گردید، روشن می شود. این نکته بسیار حائز اهمیتی است که او اینک خطر را در بیخ گوش خود حس می کند و باید منتظر دستگیری وی در آینده ای تزدیک باشیم چرا که عامل اجرایی این اتفاقات و اغتشاشات او بوده است و نقش وی در اجرایی ساختن و ساماندهی اغتشاشات و تحریک عوامل آنها حداقل با منتشر ساختن بیانیه های بسیار قابل فهم و درک است. اکنون که شتر وی نیز از بین رفته او نیز تا گرفتار شدن در چنگال قانون فاصله چندانی ندارد و این ماجرا را می توان به مثابه زنگ دستگیری وی تلقی کرد.
  • اکنون که دستگیری و محاکمه سران و گردانندگان اصلی اغتشاشات یعنی میر حسین منافق و کروبی ساده لوح تبدیل به یک مطالبه عمومی شده و زمینه های آن نیز فراهم گردیده است، رسانه های متعلق به جریان انقلاب اسلامی باید برای انجام زمینه های تبلیغاتی و رسانه ای آن تلاش کنند تا محاکمه این دو نفر با کمترین حاشیه انجام شود و از هرگونه آسیب های احتمالی این اقدام جلوگیری به عمل آید. لذا پایان دادن به این غائله ها تنها با محاکمه و دستگیری سران اصلی آنها امکان پذیر خواهد شد.

میر حسین منافق

  • اکنون که چند روزی از دستگیری این دو نفر می گذرد، منتظریم تا در آینده ای نزدیک هم انها را در دادگاه و در جایگاه متهمان ببینیم. بزودی به اعترافات تکان دهنده ی آنان گوش فرا خواهیم داد و همچنان با تکذیب و انگ تحت فشار بود از سوی رسانه های جریان برانداز مواجه خواهیم شد.

و این پایان ماجرای تلخ و شیرین انتخابات 22 خرداد خواهد بود...

والعاقبة للمتقین...




طبقه بندی: تفکر، فکر نوشت،
برچسب ها: میر حسین منافق، موسوی، کروبی، محاکمه، مجازات، عدالت، دادگاه عوامل اغتشاشات، سران اغتشاشات، قانون، مساوات، جمهوری اسلامی، انتخابات 22 خرداد، دستگیری، زندان،
[ جمعه بیستم شهریورماه سال 1388 ] [ 05:08 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic