آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ

این روزها که نامه کروبی در رسانه ها منتشر شده بیش از هر زمان دیگری از سادگی و ساده لوحی خود پرده برداشته است و نشان داده است که چگونه فریب تملق گویی های این و آن را می خورد. مردی که هم عرض نداشته ی خود برد و هم آبروی روحانیت!

کسی که یاد حماقت های اشعث را در جنگ صفین زنده می کند و البته بعد از درک فریبی که خورده بود به سوی امام بازمی گردد و درخواست عفو می کند و از امام می خواهد که او نیز توبه کند از پذیرفتن حکمیت!

آری اشعث در همان لحظه پی به حماقت خود برد ولی این "شیخ اصلاحات" نه!! شیخی که هنوز هم به درستی نمی داند دست خود را به سوی چه کسانی دراز کرده و به چه کسانی پشت نموده است!

اکنون بیش از پیش فهمیده می شود که این ولد نامشروع اصلاحات چرا پس از اندک مدتی هلاک شد! آری... زنای امثال حجاریان با مادر سیاست – البته در محل مرکز تحقیقات ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی! – سبب شد تا این ولد الزنا با میراثی از بیماری ها و کثافات در دوم خرداد 76 متولد شود و در آینده ای نه چندان دور- سوم تیرماه 84 – جسد متلاشی شده اش توسط خاتمی و یاران وی به خاک سپرده شود...جسدی که بوی تعفن آن خاتمی را هم می آزرد و اشک وی را در می آورد...

در این میان با گذشت 4 سال از به خاک سپاری جسد این ولد نامشروع برخی از وارثان او برای به چنگ آوردن ارث و میراث وی به نزاع با یگدیگر پرداختند! نزاعی برای میراثی که جز سیاستی آلوده به هوا و هوس و قدرتی در آمیخته به ثروت وشهوت چیز دیگری نداشت!

این بار کروبی به طمع بدست آوردن قدرت دوباره با کمک جمعی از خائنین و منافقین وارد صحنه می شود. میر حسین موسوی نیز با گذشت سالهای طولانی از خواب زمستانی خویش بیدار می شود و با فرارسیدن بهار اعلام موجودیت می کند. گویی پس از سالها خواب فراموش کرده که این بهار به خزان ختم می شود و با فرارسیدن زمستان دوباره وی به خوابی عمیق تر فور می رود که چیزی جز مرگ را یارای بیداری وی از این خواب عمیق نیست!

 

و اما این رویا اکنون تعبیر می شود و با آمدن پاییز، دیگر این نزاع بر سر میراث ناپاک ولد اصلاحات هم با مرگ سیاسی اصلاح طلبان ( بخوانید آشوب طلبان ) پایان می پذیرد و زمستانی همیشگی برای آنان فرا می رسد. در این میان به صورت مشخص میتوان گفت که اگر موسوی خود را درگیر این دعوا نمی کرد شاید این نزاع خونین سالها به درازا می کشید اما ورود وی به این درگیری مرگ جیره خواران ومنافقان را به تعجیل انداخت و به یقین هیچ کس را یارای این جسارت نبود.

من جسارت میر حسین موسوی را تحسین می کنم. من حماقت کروبی را تحسین می کنم، چرا که تنها به مرگ اصلاح طلبان تسریع بخشیدند و نه به عمر نظام جمهوری اسلامی ایران...

سایه اش مستدام باد...




طبقه بندی: فکر نوشت،
برچسب ها: خاتمی، موسوی، کروبی، اصلاح طلبان، آشوب طلبان، خواب زمستانی، مرگ سیاسی، جمهوری اسلامی، جسارت، حماقت، ساده لوحی، دشمنان، نزاع خونین، بهار، زمستان، ولدالزنا، حجاریان، مرکز تحقیقات ریاست جمهوری هاشمی، زنا، دوم خرداد، سوم تیر، بوی تعفن، جسد،
[ پنجشنبه بیست و دوم مردادماه سال 1388 ] [ 01:58 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقیقت ]

این روزها اعترافات ابطحی آنچنان ولوله ای در جامعه بپا کرده است که سران اصلاح طلب را به تکاپو برای توجیه و راه فراری از این دره عمیق و هولناک انداخته است تا بتوانند این بار نیز همچون گذشته خود را از محکمه ی ( بخوانید مهلکه ) عدالت و برابری رها ساخته و به اقدامات ستیزه جویانه خود با نظام اسلامی ادامه دهند حال آنکه این بار راه فراری از رسوایی های فعلی ندارند و تنها باید به توجیه سخنان معترفان بپردازند و با خیال پردازی های واهی خود آنگونه وانمود کنند که اقاریر بیان شده تحت شکنجه بوده است!!

آری اگر آنان اینگونه به توجیه سخنان ابطحی و عطریان فر نپردازند چه کنند؟؟ چه دارند که بگویند؟؟ آنگونه دست و پای خود را گم کرده اند که در منجلاب کردار خود در حال غوطه ور شدن هستند...

اما گذشته از این، علیرغم همه سخنان ابطحی که تنها بخش کوچکی از حقایق منعکس شده بوده، وی مطالب ناگفتنی فراوانی نیز دارد که در آینده و البته در زندان باید برای دیگران واضح و روشن گردد و یقینا این چنین خواهد بود...

در اعترافات و سخنان ابطحی ملاحظه کردید که او بر دو نکته اصرار می کرد:

1- من همچنان خود را یک اصلاح طلب می دانم

2- مطالب بیان شده بعنوان یک نظر از دید یک تحلیلگر مسایل سیاسی است

باید از آقای ابطحی پرسید که چگونه ایشان می توانند اصلاح طلبی ( به معنای ایجاد اصلاح در ساختار حاکمیت با روش های ساختارشکنانه ای که تا کنون دنبال می کرده اند ) را با سخنان اخیر خود جمع کنند. مسیری که خود، دوستان و هم حزبی های ایشان تا کنون انتخاب کرده بودند راهی جز ضربه زدن به اصل ولایت فقیه و حاکمیت جمهوری اسلامی را نپیموده است و چگونه میتواند این دو امر متضاد را در کنار یکدیگر جمع کنند؟ آیا مسیر خود را تغییر خواهند داد( بر مبنای شعار تغییر در زمان انتخابات change )؟ آیا روشها و تاکتیک های خود را عوض خواهند کرد؟ آیا راه گذشته را علیرغم اعترافات خود ادامه خواهند داد؟ یا تنها با اصولگرایان در لفظ اختلاف خواهند داشت؟

سئوال دیگر این است که اگر به حقیقت مطالب بیان شده اعتقاد دارد و آنها را با وجدان قلبی بیان کرده است چگونه نام " یک نظر سیاسی" برآنها می نهد؟ اگر حقیقت همانی باشد که بیان کرده دیگر این گفته ی وی بی معنا می نماید و اگر اینگونه نباشد ...

 

به نظر می رسد محمد علی ابطحی این سخنان را همچنان از سر صدق و راستی نمی گوید و اعتقاد قلبی به آن ندارد!

مفهوم این جمله بعد از آزادی او از زندان و بازگشت او به فعالیت های سیاسی معنای روشن تری پیدا می کند...

 

و باید دید که محم علی ابطحی که به سادگی ردای روحانیت از تنش به در آمد آیا به سادگی خوردن آب هم اعترافاتش را پس خواهد گرفت؟؟

 

 

آیا ابطحی به سادگی خوردن این آب اعترافاتش را پس خواهد گرفت؟

 

 




طبقه بندی: فکر نوشت،
برچسب ها: محمد علی ابطحی، زندان، آزادی، عطریانفر، ولایت فقیه، جمهوری اسلامی، اقاریر، اعترافات، اصلاح طلبان، تغییر،
[ دوشنبه دوازدهم مردادماه سال 1388 ] [ 12:32 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات