آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ
تأسیس حزب جهانى مستضعفین؛ چاره نابودی مستکبرین

1- انقلاب ایران، انقلابی بود بر آمده از محرومین و مستضعفین. همان ها که طعم ظلم و فقر و استضعاف را چشیده بودند و به ندای «قوموا للدفاع عن الإسلام» (1) حضرت روح الله لبیک گفتند و به یاری او در اسقاط حاکمیت طاغوت شتافتند.

لذا انقلابی که به حمایت از پابرهنگان برخاسته و شعار دفاع از حقوق مستضعفان را زنده كرده است باید «محرومیت زدایى»، عقیده و راه و رسمِ زندگىِ رهبران و مسئولان و مردمانش باشد و از همین روست که به تعبیر حضرت روح الله جهانخواران در این مورد هم ما را آرام نگذاشته¬اند و براى ناتوان ساختن دولت ودست اندركاران كشور ما حلقه‏هاى محاصره را تنگتر كرده‏اند و بغض و كینه و ترس و وحشت خود را در این حركتِ مردمى و تاریخى تا مرز هزاران توطئه سیاسى- اقتصادى ظاهر ساخته‏اند و بدون شك جهانخواران به همان میزان كه از شهادت طلبى و سایر ارزشهاى ایثارگرانه ملت ما واهمه دارند، از گرایش و روح اقتصاد اسلام به طرف حمایت از پابرهنگان در هراسند و مسلّم هر قدر كشور ما به طرف فقرزدایى و دفاع از محرومان حركت كند، امید جهانخواران از ما منقطع و گرایش ملتهاى جهان به اسلام زیادتر مى‏شود. (2)

لذا توجه به محرومین و مستضعفین و حل مشکلات معیشتی و اقتصادی آنها، هم جزو وظایف دینی و انسانی ماست و هم بعنوان یک تکلیف انقلابی و یک راهبرد استراتژیک در گسترش و صدور انقلاب به شرق و غرب عالم نیز به شمار می آید.

2- متأسفانه آنچه که تا کنون بیشتر مورد توجه ما قرار گرفته است همین بُعد اقتصادیِ استضعاف است در حالیکه بُعد فکری - فرهنگی استضعاف که اهمیت بیشتری دارد مورد غفلت واقع شده است. تلقی رایج و برداشت موجود از واژه مستضعف و مستکبر نه امروز که از گذشته در جامعه ما بواسطه اشتراک لفظی موجود و تحلیل های نادرست دچار نوعی التقاط و اشتباه شده است.

البته برخی از ما در توجه به همین بعد اقتصادیِ استضعاف نیز ما دچار خطا شده و نفس سرمایه و سود آوری را محکوم کرده و مذموم شمرده اند و شاید به دلیل همین فهم غلط از «تفکر اقتصادی عدالت محور» باشد که رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر خود با تشکل های دانشجویی در ماه رمضان، آنها را از نگاه سوسیالیستی و مارکسیستی بر تفکر اقتصادی شان بر حذر داشتند.

باید دانست که مفهوم بسیط «استضعاف» اگرچه بیشتر با فقر و مشکلات اقتصادی بیشتر شناخته شده اما محدود به استضعاف اقتصادی نبوده و دارای ابعاد مختلف استضعاف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و ... می باشد. و چه بسیار اشخاصی که به لحاظ اقتصادی مستضعف نبوده ولی به لحاظ فرهنگی و اعتقادی جزو مستضعفین به شمار می آیند.

3- در قرآن كریم، برتری جویی و خود بزرگ نمایی(3) ، تفرقه افكنی در میان مردمان محروم و مستضعف(4) ، به فساد كشیدن مردم و ترویج مفاسد(5) ، تحقیر و توهین به مردم(6) و اسراف و ولخرجی(7) از نشانه های مستکبرین ذکر شده است.

در حقیقت مستكبران افرادی اند كه خود را برتر از دیگران می دانند و نشان می دهند. آن ها می گویند: ما سیاست مدار، عالم و دانشمند و عاقل هستیم و مصالح شما را بهتر از خودتان تشخیص می دهیم. از ما اطاعت كنید تا سعادت و خوشبختی شما را فراهم سازیم. ما می فهمیم و شما نادانید. حق پرسش و سئوال ندارید و اجازه انتقاد و ایراد ندارید. آنها راه را برای ترویج مفاسد اخلاقی باز می گذارند و مردم را به عیاشی و لهو و لعب سرگرم می سازند تا با تقلیل سطح امیال و خواسته های آدمیان، هویت و آرمان های بلند انسانی خود را فراموش كرده و در برابر خواسته های شان تسلیم گردند.

بنابراین، مستضعفین واقعاً ضعیف و ناتوان نیستند بلكه خودشان را ضعیف می پندارند. مشكل مستضعفین ناتوانی واقعی نیست بلكه اختلافات درونی و نادانی و اطاعت كوركورانه از مستكبرین است. مستكبران نیروهای سركوب گر را از خود مستضعفان فراهم می سازند و بر سر خودشان می كوبند، و استثمارشان می كنند.

مستكبران اگرچه اقلیتی بیش نیستند ولی امکانات و سرمایه های عظیم خدادادی اعم از زمین، آب، منابع معدنی و زیرزمینی، سیاست، فرهنگ، دانشگاه و علم و ... را به دست گرفته و مستضعفین را به استعمار و استثمار خویش درآورده اند و چنانچه توده های مردم با آنان همكاری نكنند همین قدرت پوشالی و غیر واقعی خود را نیز نخواهند داشت. آنان با حیله گری و تلقینات دروغین، شعار «شما نمی توانید(لستم بقادرین)» را در جامعه منتشر می کنند و اندک توفیقات مستضعفین را نیز به خود نسبت می دهند.
استکبار به معنای دنیای کفر و شرک و الحاد نیست و استضعاف برابر با دنیای اسلام و جهان تشیع نیست. چه به ظاهر مسلمانانی که در ورای ریش و تسبیح و عمامه با خوی استکباری به استضعاف محرومین فکری و اجتماعی مشغولند و چه بسیار بت پرستان و آتش پرستان و مشرکانی که در دایره مستضعفین به شمار می آیند.

4- اگرچه رفع استضعاف اقتصادی از اهمیت بالایی برخوردار بوده و از اهداف اصیل انقلاب اسلامی به شمار می آید اما از آن مهمتر و پایه ای تر رفع «استضعاف فکری» است که چنانچه در عرصه فکر، پیشرفت حاصل شود می توان امیدوار بود که استضعاف در ابعاد دیگر خود نیز برطرف شود.

رهبر انقلاب نیز بارها بر اهمیت و اولویت «پیشرفت در عرصه فکر» تأکید کرده اند و آن را از درس های قرآنی برای جامعه ایمانی ذکر کرده اند که دستیابی به آن، نیاز به یک تلاش جمعی و برنامه ریزی همه جانبه و دقیق دارد: «در درجه‌ى اول، پیشرفت در عرصه‌ى فكر است. ما بایستى جامعه را به سمت یك جامعه‌ى متفكر حركت دهیم؛ این هم درس قرآنى است. شما ببینید در قرآن چقدر «لقوم یتفكّرون»، «لقوم یعقلون»، «أفلا یعقلون»، «أفلا یتدبّرون» داریم. ما باید جوشیدن فكر و اندیشه‌ورزى را در جامعه‌ى خودمان به یك حقیقت نمایان و واضح تبدیل كنیم. البته این از مجموعه‌ى نخبگان شروع خواهد شد، بعد سرریز خواهد شد به آحاد مردم. البته این راهبردهائى دارد، الزاماتى دارد. ابزار كار، آموزش و پرورش و رسانه‌هاست؛ كه باید در برنامه‌ریزى‌ها اینها همه لحاظ شود و بیاید.» (8)
5- گام اول برای مبارزه با همه انواع و اشکال استضعاف نیز، خود باوری و اعتماد به نفس ملی - مذهبی و «امید» به آینده در میان نسل جوان یک ملت است. آحاد یک ملت باید به توانایی و قدرت اصلاح و تغییر وضعیت خود ایمان داشته و بدانند که مبارزه با استضعاف بیش از آنکه توسط قدرتی خارج از یک جامعه هدایت و راهنمایی شود امری درونی و برآمده از عمق جان و اعتقاد افراد است. به همین جهت خداوند متعال در قرآن کریم فرمود: « خداوند سرنوشت هیچ قوم و ملّتى را تغییر نمى‏دهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند.» (9)

پس «باید اولاً كار و تلاش را هرگز از دست ندهیم؛ ثانیاً سعى كنیم روحیه‌ى كار، روحیه‌ى تلاش، روحیه‌ى امید را در همه‌ى كسانى كه از ما می شنوند، در حوزه‌ى كار ما هستند، تقویت كنیم، تزریق كنیم؛ این وظیفه است. هر سخنى كه نشان‌دهنده‌ى یأس و خستگى و افسردگى و ملالت و اختلاف باشد، بلاشك به ضرر مصالح كشور است، به ضرر پیشرفت كشور است، به ضرر عزت ملى است.» (10)

6- آینده مستضعفین را خداوند متعال در قرآن کریم به روشنی ترسیم کرده است. آینده ای روشن و سعادتمند که در سایه مبارزه تاریخی استضعاف و استكبار بدست خواهد آمد.

در طول تاریخ، چندی یك بار در گوشه ای از جهان، محرومان نهضتی بر پا کرده و بر ضد مستكبران و ستمكاران و زراندوزان قیام می كردند. گاهی در همان بدایت امر شكست می خوردند و بدست عوامل استكبار سركوب می شدند و گاهی پیروز می شدند و آنان را كنار می نهادند و چند صباحی در مسند قدرت قرار می گرفتند.

اما سرانجام نبرد نهایی جبهه حق با محوریت انقلاب اسلامی ایران و جبهه باطل به سرکردگی شیطان اکبر آمریکای جنایتکار چیزی جز پیروزی جریان الهی نخواهد بود و جهان شاهد فروپاشی جریان کفر و شرک و نفاق خواهد بود.

این پیش بینی تاریخی قرآن کریم تنها با عمل به توصیة حضرت امام (ره) در «تأسیس حزب جهانی مستضعفین» محقق خواهد شد.
به تعبیر حضرت روح الله (س)، حزب جهانی مستضعفین قطعاً تأسیس و اداره ای نظیر سایر احزاب سیاسی و اجتماعی نخواهد داشت بلکه صورتی متمایز از آنچه تا کنون در اذهان ترسیم شده را شکل خواهد داد. مانیفست حزب برگرفته از توصیه قرآن کریم بر اجتماع مردمان با یکدیگر بر پایة تأکید بر کلمه توحید و پرستش خدای یگانه و نفی شرک و به استضعاف نکشیدن مردم و رعایت حقوق بشر توسط یکدیگر استوار است. (11)

اعضای حزب تمام مستضعفین دنیا، اعم از مُسْلم و غیر مُسْلم را شامل می شود و اگر یك چنین حزبى كه همان «حزب اللَّه» است، در عالَم پیدا بشود، با رفع این دو اشكال، تمام مشكلات مسلمین رفع مى‏شود و بی تردید هیچ قدرتى با این قدرتها نمى‏تواند مقابله بكند. (12)


پـــــی نوشت:

1.    برگرفته از صحیفة الإمام(ترجمة عربیة)، ج‏13، ص: 199
2.    برگرفته از صحیفه امام، ج‏21، ص: 204
3.    حقاف آیه 20 و فصلت آیه 15
4.    قصص آیه 4
5.    قصص آیه 4
6.    زخرف آیه 45
7.    یونس آیه 48
8.    بیانات رهبر انقلاب در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی ۱۳۸۹/۰۹/۱۰
9.    «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ» (رعد/11)
10.    بیانات رهبر انقلاب در اجتماع نخبگان و مسئولان استان خراسان شمالى‌ ۱۳۹۱/۰۷/۲۵
11.    «قُلْ یا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ الله...» (آل عمران/64)
12.    برگرفته از صحیفه امام، ج‏9، ص: 331


+ همین مطلب در: صفحه دانشگاه روزنامه کیهان ، خبرنامه دانشجویان




طبقه بندی: بازخوانی اندیشه امام، تفکر، فکر نوشت،
برچسب ها: مستضعفین، مستکبرین، حزب جهانی مستضعفین، نابودی، حزب الله، حضرت روح الله، امام خامنه ای،
دنبالک ها: حزب جهانی مستضعفین؛ چاره نابودی مستكبرین،
[ دوشنبه پانزدهم آبانماه سال 1391 ] [ 07:53 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]
انقلاب ایران، انقلابی بود بر آمده از محرومین و مستضعفین. همان ها که طعم ظلم و فقر و استضعاف را چشیده بودند و به ندای «قوموا للدفاع عن الإسلام»(1)  حضرت روح الله لبیک گفتند و به یاری او در اسقاط حاکمیت طاغوت شتافتند.
لذا انقلابی که به حمایت از پابرهنگان برخاسته و شعار دفاع از حقوق مستضعفان را زنده كرده است باید «محرومیت زدایى»، عقیده و راه و رسمِ زندگىِ رهبران و مسئولان و مردمانش باشد. و از همین روست که جهانخواران در این مورد هم ما را آرام نگذاشته اند و براى ناتوان ساختن دولت و دست اندركاران كشور ما حلقه‏ هاى محاصره را تنگتر كرده‏ اند و بغض و كینه و ترس و وحشت خود را در این حركتِ مردمى و تاریخى تا مرز هزاران توطئه سیاسى- اقتصادى ظاهر ساخته‏ اند و بدون شك جهانخواران به همان میزان كه از شهادت طلبى و سایر ارزشهاى ایثارگرانه ملت ما واهمه دارند، از گرایش و روح اقتصاد اسلام به طرف حمایت از پابرهنگان در هراسند و مسلّم هر قدر كشور ما به طرف فقرزدایى و دفاع از محرومان حركت كند، امید جهانخواران از ما منقطع و گرایش ملتهاى جهان به اسلام زیادتر مى‏ شود.(2)


در نتیجه توجه به محرومین و مستضعفین و حل مشکلات معیشتی و اقتصادی آنها، هم جزو وظایف دینی و انسانی ماست و هم بعنوان یک تکلیف انقلابی و یک راهبرد استراتژیک در گسترش و صدور انقلاب به شرق و غرب عالم نیز به شمار می آید.
اگرچه انقلاب اسلامی از ابتدا به این هدف و شعار خویش در عرصه عمل پایبند بوده ولی متأسفانه در سالهای پس از جنگ با روی کار آمدن تکنوکرات هایی که طعم فقر و استضعاف را نچشیده بودند و تجدیدنظر طلبانی که با الفبای مبارزه آشنایی نداشتند قدری از سرعت رسیدگی به محرومین کاسته شد و موجب افزایش شکاف طبقاتی موجود در جامعه گردید.
در این میان شعار «عدالتخواهی» و «توجه به مستضعفینِ» دولت نهم - هرچند که با فراز و نشیبی همراه بوده است - اما خون تازه ای در رگ های انقلاب جاری کرد و راه را برای مسابقه خدمت و رفع نابرابری ها هموار کرد.
آنچه که ما از نزدیک و در خلال هجرت به دور افتاده ترین مناطق روستایی و عشایری ایران مشاهده کردیم نیز چیزی جز همت و تلاش مسئولان نظام برای توجه به محرومین و مستضعفین نبود. برق رسانی به صعب العبورترین مناطق روستایی، تأسیس خانه های بهداشت و مراکز درمانی، ایجاد مدارس روستایی و عشایری، احداث جاده های ارتباطی و مواصلاتی، بنای پروژه های عمرانی و ... برای رفع محرومیت های اقتصادی، بهداشتی - درمانی و آموزشی اگرچه ناکافی اما حیرت برانگیز و ارزنده است.


اکنون با درک اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی و شرایط امروز جامعه کشور و با تجربه اردوهای جهادی و سازندگی، برخی از ضرورت ها و اقتضائات جامعه در عرصه محرومیت زدایی و توجه به محرومین را در نکات زیر می توان بیان کرد:
1.    به منظور تثبیت امنیت، افزایش وحدت و همدلی میان آحاد جامعه و خصوصاً میان برادران شیعه و سنی و دفع توطئه های دشمنان نظام اسلامی، حضور گروه های جهادی در مناطق مرزی و سنی نشین اهمیت و ضرورت دو چندان پیدا می کند.
2.    برای تحقق بسیج هفتاد میلیونی، گروه های جهادی، بایستی تمام عزم و همت خود را برای «تشکیل هسته های مقاومت انقلاب اسلامی» در روستاهای محرومِ پذیرای آنها به کار بندند و علاوه بر آن ارتباط خود را با یکدیگر به عنوان جهادگران انقلاب اسلامی حفظ کرده و توسعه بخشند.
3.    به منظور انتقال تجربه کاری، درک عمیق روحیه ایثار و از خود گذشتگی و تربیت و رشد همه جانبه اعتقادی و معنویِ جهادگران جوان از نسل سوم انقلاب، ارتباط مستقیم و بی واسطه نسل اولی ها که صحنه مبارزه با طاغوت و جهاد با کفار را از نزدیک لمس کرده اند، از طریق حضور در اردوهای جهادی و درآمیختگی آنان با جوانان، امری لازم و ضروری به نظر می رسد.
4.    در دهه چهارم انقلاب اسلامی، ضعف اعتقادی، مشکلات دینی و کمبود اطلاعات مذهبی در روستائیان به علت عدم حضور مبلغان دینی و روحانیون مذهبی در بسیاری از مناطق محروم روستائی به روشنی حس می گردد و این در حالیست که هزاران طلبه و روحانی جوان در شهرهای مقدس قم، مشهد و اصفهان مشغول تحصیل می باشند. باید از نهادهای متولی تربیت و اعزام مبلغین به مناطق مختلف کشور همچون دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، اداره کل امور دینی واعزام مبلغ سازمان اوقاف وامور خیریه، سازمان تبلیغات اسلامی و ... پرسید که چه اثری بر حضور این تعداد از طلاب و مبلغان دینی در قم بدون پرداخت زکات علمی آنها مترتب است؟ آیا صرفاً هدف از تعلیم و تربیت طلاب علوم دینی علم آموزی آنهاست یا رشد و تعالی آحاد جامعه دینی هدف أعلی است؟
5.    مهم ترین مولفه برای تحقق جهاد اقتصادی در مناطق محروم که تأثیر مستقیمی در تثبیت روستا نشینی و جلوگیری از مهاجرت روستائیان به مناطق شهری دارد، ایجاد بستر مناسب برای کار و فعالیت روستائیان و پویا ساختن این مناطق است.
اگر در کنار کمک های مادی به روستائیان، شرایطی فراهم گردد تا از آب و خاک و سرمایه روستائیان به نحو شایسته برای کار و تولید استفاده گردد، فضای راکد و کم انگیزه روستا با همت و تلاش بلند آنان تغییر کرده و گامی در راستای تحقق جهاد اقتصادی برداشته می شود.
گاهی دیده شده که ایجاد یک کانال آبی از رودخانه نزدیک روستا تا زمین های آماده کاشت توسط جهاد سازندگی، توانسته فضای تولید و خدمت را در روستا زنده کند.
6.    در وضعیت فعلی کشور که اقتصاد مقاومتی مهمترین ضرورت برای آن قلمداد می شود، داشتن روحیه جهادی -یعنی انجام کارِ مخلصانه و برای خدا، با جدیت و بصورت خستگی ناپذیر و ناظر به نتیجه(3)  - به جای روح حاکم بروکراتیک درفضای اداری کشور، در میان خدمتگزاران انقلاب از مدیران و مسئولان گرفته تا کارمندان و کارکنان یک اصل اساسی و مهم است، که باید مورد توجه همگان قرار گیرد.
7.    تمامی جهادگران جوان انقلاب اسلامی که با روحیه و احساس ناب بسیجی، مجاهدت علمی را با تلاش و خدمت برای رفع محرومیت زدایی در کشور آمیخته اند(4)، برای انجام مسئولیت تاریخی خود باید به چیزی جز استوارى پایه‏ هاى اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- نیاندیشند. اسلامى كه غرب، و در رأس آن امریكاى جهانخوار، و شرق و در رأس آن شوروى جنایتكار را به خاك مذلت نشانده است. اسلامى كه پرچمداران آن پابرهنگان و مظلومین و فقراى جهانند و دشمنان آن ملحدان و كافران و سرمایه داران و پول پرستانند. اسلامى كه طرفداران واقعى آن همیشه از مال و قدرت بى‏ بهره بوده‏ اند؛ و دشمنان حقیقى آن زراندوزان حیله‏ گر و قدرت مداران بازیگر و مقدس نمایان بى‏ هنرند.(5)
... و خدا نیاورد آن روزى را كه سیاست ما و سیاست مسئولین كشور ما پشت كردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان ازاعتبار و عنایت بیشترى برخوردار شوند.(6)
باشد که رستگار شویم...


ارجاعات:
1. برگرفته از صحیفة الإمام(ترجمة عربیة)، ج‏13، ص: 199
2. برگرفته از صحیفه امام، ج‏21، ص: 204
3. برگرفته از بیانات مقام معظم رهبری در حرم مطهر رضوی در آغاز سال 90: به تاریخ 1390/01/01
4. برگرفته از پیام معظم له به اولین همایش سالانه فعالان بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام/ سوم خرداد هزار و سیصد و نود و یک
5. برگرفته از صحیفه امام، ج‏21، ص: 204
6. برگرفته از صحیفه امام، ج‏20، ص: 341


+ این مطلب در خبرگزاری دانشجو  و پایگاه اطلاع رسانی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع)، تصریح و پایگاه اطلاع رسانی جهادگر منتشر شد.



طبقه بندی: بازخوانی اندیشه امام، تفکر، دل نوشته،
برچسب ها: 7 نکته، اردوهای جهادی، جهاد، محرومین، مستضعین، پابرهنگان، حضرت روح الله،
دنبالک ها: پایگاه دفتر اعزام مبلغ، موسسه جهادی، مرکز مطالعات راهبردی و هدایت حرکت های جهادی، عروج شهادت گونه حمید عابدین زادگان در اردوی جهادی،
[ جمعه هفدهم شهریورماه سال 1391 ] [ 08:56 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]
برخورد امام با استکبار جهانی اینطوری بود. چه کسانی می خواهند وضع سابقه را برای ما تکرار کنند؟
بخش زیر قسمتی از بیانات امام راحل در بعد از تسخیر سفارت امریکا در تهران توسط دانشجویان است...
.
«آن روزى كه ملت ما در خیابانها ریختند، از بانوان محترمه و جوانهاى محترم، ببینیم اینها چه مى‏خواستند. آنكه خواستند شده است یا نشده است؟ آنهایى كه مى‏خواستند، آن كه از سرتاسر كشور فریادش در خیابان و در كوچه‏ها و در مدارس و در همه جا بلند بود این بود كه «استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى». این سه تا كلمه بر سر زبان همه بود. آن روز، هیچ فكر دیگر نداشتند جز اینكه این رژیم را ساقطش كنند و تبدیلش كنند به یك رژیم دیگرى، و آزادى به دست بیاورند بعد از اختناق پنجاه و چند ساله- اگر نگوییم دو هزار و پانصد ساله- و استقلال به دست بیاورند كه ممالك دیگر آقایى اینجا نكنند و نیایند و ما را اسیر خودشان بكنند. اصول مسائلى را كه ابتدایى؛ یعنى مسائل ابتدایى ملت ما بود این سه تا بود. اینها كه مى‏گویند «انقلاب شد و هیچى نشد»، مى‏گویند این اصولى كه اصولِ خواستِ دستِ اول ملت بود، این نشده است؟ یعنى الآن باز رژیم سلطنتى است؟ یعنى الآن باز اختناق است؟ یعنى الآن باز مشاورهاى این دولتهاى بزرگ در اینجا مشغول كار هستند و مشغول فعالیت هستند، و دولت ما یا ملت ما تحت سلطه آنهاست؟ خوب، اگر اینها را به شما بگویند، جوابش را شما خودتان مى‏دهید كه نه، اینها الآن حاصل است، این آزادى است كه شما و ما را در اینجا جمع كرده است. شما پنج سال پیش از این امكان برایتان داشت كه در یك همچو جلسه‏اى بنشینید صحبت بكنید؟ این آزادى است كه شما در بیرون، در هر جا صحبت مى‏كنید، انتقاد مى‏كنید، از رژیم سابق انتقاد مى‏كنید، از دولت لاحق انتقاد مى‏كنید، اینها همه آزادى است. هیچ كس هم نمى‏آید به شما بگوید كه نه، انتقاد نكنید. پس آزادى الآن حاصل است براى ما یكى از آن چیزهایى كه ملت ما فریاد مى‏كرد برایش، به دست آورده.
استقلال هم اگر چنانچه آنها مى‏گویند كه الآن امریكا در اینجا دارد حكومت مى‏كند. شما مى‏بینید كه الآن مركز فساد امریكا را جوانها رفته‏اند گرفته‏اند، و امریكاییهایى هم كه در آنجا بوده گرفتند، و آن لانه فساد را به دست آوردند و امریكا هم هیچ غلطى نمى‏تواند بكند، و جوانها هم مطمئن باشند كه امریكا هیچ غلطى نمى‏تواند بكند. بیخود صحبت اینكه اگر دخالت نظامى [كند]، مگر امریكا مى‏تواند دخالت نظامى در این مملكت بكند؟ امكان برایش ندارد. تمام دنیا توجهشان الآن به اینجاست. مگر امریكا مى‏تواند مقابل همه دنیا بایستد و دخالت نظامى بكند؟ غلط مى‏كند دخالت نظامى بكند. نترسید، نترسانید. همین تعبیرى كه جوانهاى ما از روى احساسات جوانى كردند كه اگر چنانچه امریكا بخواهد دخالت نظامى بكند ما چه خواهیم كرد، اصلًا این «اگر» ش را هم نباید بگویند. امریكا عاجز از این است كه دخالت نظامى در اینجاها بكند. اینها یك مسائلى در پیششان است، یك مطالبى در پیششان است كه روى آن مطالب گرفتاریهایى دارند، نمى‏توانند این كارها را بكنند. اگر آنها مى‏توانستند دخالت نظامى بكنند، شاه را نگه مى‏داشتند. با تمام قدرتشان، قدرتهاى تبلیغى [تلاش‏] كردند كه نگهش دارند و ملت ما اعتنا نكرد به آن. و نه تنها او، همه قدرتها پشت سر هم ایستاده بودند كه نگه دارند شاه را و نتوانستند نگه دارند. براى اینكه ملت، یك چیزى را كه مى‏خواهد، نمى‏شود مقابل ملت بایستد كسى و چه بكند، هیچ ابداً. این مطلب را از جوانهاى ما پیش نیاورند؛ این مطلب را كه دخالت نظامى [است‏]. آنها همیشه دخالتهایشان، دخالتهاى شیطنتى است؛ توطئه است. آنها اگر بخواهند یك كارى هم بكنند، وادار مى‏كنند جوانهاى ما را كه آنها تظاهر بكنند و در تظاهر، عمال آنها بیایند درگیرى بكنند با اینها و یك غائله راه بیندازند كه ما نتوانیم یك محیط آزاد پیدا بكنیم. یك محیط آرام پیدا بكنیم و مسائلى را كه مى‏خواهیم طرح بكنیم، و مى‏خواهیم ایجاد بكنیم، بتوانیم. آنها از این راهِ شیطنتها پیش مى‏آیند. آنها شیطانهایشان را پیش همین جوانهاى صافدل عزیز مى‏فرستند تبلیغات مى‏كنند. مى‏نویسند به دیوار؛ چه مى‏كنند، چه، چه، چه. یك وقت مى‏بینیم كه یك عده جوان را راه انداختند توى خیابانها به یك تظاهراتى؛ تظاهرات بحق، لكن آنها از همین تظاهرات بحق مى‏خواهند استفاده ناحق بكنند.»

صحیفه امام، ج‏10، صص: 516-517




طبقه بندی: راه اینجاست...، بازخوانی اندیشه امام،
برچسب ها: ملت، آمریکا، دشمن، غلطی، توانستن، دشمنی، ایران، امام خمینی، امام، حضرت روح الله، رهبر، بینیانگذار، استکبارستیزی، سلطنت، اختناق، تسخیر لانه جاسوسی، سفارت آمریکا، دانشجویان، 13 آبان، ابرقدرت ها، جوان، خیابان، حمله، نظامی، فساد، لانه، حمایت، توطئه، فریب، شیطانی، دوست، جوانان، خمینی، درگیری، طرح، مسائلی، غائله، صحیفه امام، تبلیغات، استقلال، آزادی، جمهوری، اسلامی، جمهوری اسلامی، اصول، روش، معیار، قاعده،
[ یکشنبه بیستم فروردینماه سال 1391 ] [ 12:31 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]
حضرت روح الله از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی نوید تحقق حاکمیت اسلام را بر جهان داد و پیروزی نهایی مستضعفان بر مستکبران عالم را گوشزد کرد.
او بارها به سران وابسته و خودفروخته عرب هشدار داد که استقلال و هویت خود را بازجویند و در برابر ملت های مستضعف خود کرنش کرده و خواسته های اصیل آنان را بر آورده کنند. او بارها صدام و مبارک و فهد و ... را بیم داد که در صورت ادامه این وضعیت، به واسطه اراده ی مستحکم ملت هایشان بالاخره از میان خواهند رفت و استعمار و استکبار نیز چاره ای جز رها کردن آنان نخواهند داشت.
امروز فهد از میان رفته، صدام نابود شده، مبارک برای مصون ماندن از خشم ملت مسلمان مصر به سوراخی پناه برده و البته دیگر از دیکتاتور یمن نیز خبری نیست و این سرنوشت آل خلیفه و آل سعود و عبدالله اردنی نیز خواهد بود و این تقدیری الهی است که گریزی از آن نیست. سُنَّةَ اللَّهِ الَّتی‏ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدیلاً (فتح/23)
اگر گورباچف به نصایح حضرت روح الله اعتنایی نکرد، اگر صدام بیچاره به هشدار امام خمینی توجهی نداشت، اگر حسنی نامبارک دل به امریکا و اسرائیل بست و پیام خمینی را نشنیده گرفت، شد هر آنچه که او پیش بینی می کرد و اینک باید امثال نامبارک ها ببینند ادامه ی ماجرا را...
اینک بخشی از توصیه های حضرت روح الله را نسبت به حکام وابسته عرب و پیش بینی تحقق بیداری اسلامی-انسانی را با هم دیگر مرور می کنیم، باشد که صحیفه امام همیشه در مقابل دیدگانمان باشد...

حضرت روح الله در پیامی که به ملت ایران به مناسبت هفته جنگ تحمیلى در 31 شهریور 1362 صادر می نمایند با تاکید بر حماقت صدام در حمله به ایران و نیز تکیه ی وی به آمریکا و اسرائیل، پیروزی انقلاب اسلامی را بر رژیم بعث عراق حتمی می دانند و ‏شکست های پی در پی برای صدام را نشانه ی قدرت و عظمت ملت ایران می خوانند.
«بی تردید باید براى صدامیان و وابستگان آن در داخل كشور ثابت شده باشد كه كمك‏هاى همه جانبه ابرقدرتها و وابستگان به آنها و بوقهاى تبلیغاتى شبانه روزى آنان تا كنون به حال آنان مفید نبوده؛ و پس از این نیز به خواست خداوند تعالى مفید نخواهد بود. و اگر چشم خود را باز كنند، براى آنها واضح شده است كه قدرت‏هاى بزرگ یعنى امریكا و شوروى از بى‏ عقلى آنان استفاده نموده و مى‏ خواهند با دست آنان، و لو به احتمال بسیار ضعیف، در منطقه یا در ایران به خیال واهى خود ناراحتى ایجاد كنند.»
ایشان در ادامه به ریشه یابی شکست ها و رسوایی های استکبار جهانی در دنیا می پردازند و علت اصلی آن را عدم شناخت اسلام عنوان می کنند:
«تمام این مسائل و رسوایى‏ هایشان به خاطر آن است كه اسلام و نفوذ معنوى آن را در توده‏ هاى میلیونى مردم نشناخته‏ اند، و چشم و گوش خود را از شناخت حقیقت‏ ها بسته‏اند. اینان آیا ندیده‏ اند كه در ظرف مدت كوتاهى جوانان غیور ایران در سایه معنویت اسلام از پرتگاه‏هایى كه قدرت‏هاى نفتخوار و مفتخوار براى سقوط آنان ایجاد كرده بودند به صورتى معجزه‏ آسا نجات یافته، و به قله بلند ایمان و تعهد به اسلام صعود نموده‏اند؛ و با شجاعت و شهامت كم نظیر بر كفر جهانى و عفلقیان تاخته و آنان را از كشور عزیز خود بیرون رانده‏ اند و میهن اسلامى خود را از دست چپاولگران شرق و غرب نجات داده، و تفاله‏هاى وابسته و پیوسته آنان را به جاى خود نشانده‏اند و به عمر ننگین آنان خاتمه داده‏ اند. و آیا تجربه چند ساله كافى نیست تا این مدعیان قدرت و شناخت مسائل نظامى، سیاسى و تشكیلاتى را به خود آرد و از خواب غفلت بیدار كند، تا از وعده‏ هاى پوچ ابرقدرتها بازى نخورند و خود را آلت بى‏اراده دست آنان قرار ندهند؟
این جانب، براى اداى وظیفه اسلامى، در هر فرصت فریاد دل محرومان و مظلومان منطقه را به جهانیان، از آن جمله دولت‏هاى كشورهاى اسلامى، رسانده‏ام. و پس از این نیز، اگر فرصتى رخ دهد، ان شاء اللَّه خواهم رساند. شاید در حكومت‏هاى این كشورها، كه بعضى سرگرم عیاشى و بعضى نزاع و جدال با برادران خویش و بعضى از ترس امریكا خود را باخته‏اند، اثر كند و این خواب غفلت به یك بیدارى اسلامى- انسانى تبدیل گردد، و به این وضع فلاكت‏بار خویش خاتمه دهند، و همانند ایران قهرمان دست رد به سینه تمام ابرقدرتها زنند.
و آنها گمان مى‏ كنند كه صدام را با این كمكها مى‏ شود نجات داد؛ و اگر نجات پیدا كرد. دست آنان را به گرمى مى‏ فشارد. غافل از آنكه با آن خوى سلطه‏ جویى و بلندپروازى و سبعیتى كه در او هست فرصت نفس كشیدن به آنان را نخواهد داد، و با بهانه‏ هاى واهى به كشورهاى آنان تجاوز خواهد كرد. امریكا و شوروى براى تضعیف اسلام و دولتهاى اسلامى مشغول فعالیت، از قبیل تفرقه افكنی ها و ایجاد تشنجات داخلى به دست عمال مزدور یا فریب خورده و بر افروختن جنگ بین كشورها و دیگر شیوه‏هاى استعمارى، هستند. و این دولتهاى كشورهاى اسلامى و مستضعف جهان هستند كه باید چشم و گوش خود را باز كرده و این توطئه‏ ها را خنثى كنند.
صحیفه امام، ج‏18، ص: 150- 144

بدیهی است اشاره حضرت امام به شکست و رسوایی های صدام و اشتباهات وی فقط ناظر به شخصِ او نیست؛ بلکه باید دانست که این پیش بینی نسبت به سایر دیکتاتورهای عالم و سر سپردگان آمریکا در دنیا هم مصداق دارد و قابل انطباق است.
از دید حضرت امام علت اصلی رسوایی های دشمنان اسلام عدم شناخت آنان نسبت به این شریعة الهی می باشد و اگر قدر و ارزش این دین را درک می کردند هرگز مرتکب خطاهای رخ داده نمی شدند.
از سوی دیگر تلاش ایشان برای بیدار کردن ملت های اسلامی قابل توجه است. آنگاه که بنا به تکلیف خود می فرمایند:
«این جانب، براى اداى وظیفه اسلامى، در هر فرصت فریاد دل محرومان و مظلومان منطقه را به جهانیان، از آن جمله دولت‏هاى كشورهاى اسلامى، رسانده‏ام. و پس از این نیز، اگر فرصتى رخ دهد، ان شاء اللَّه خواهم رساند. شاید در حكومت‏هاى این كشورها، كه بعضى سرگرم عیاشى و بعضى نزاع و جدال با برادران خویش و بعضى از ترس امریكا خود را باخته‏اند، اثر كند و این خواب غفلت به یك بیدارى اسلامى- انسانى تبدیل گردد، و به این وضع فلاكت‏بار خویش خاتمه دهند، و همانند ایران قهرمان دست رد به سینه تمام ابرقدرتها زنند
گویی صدایی که آن زمان از کلام حضرت روح الله به گوش می رسید امروز از حلقوم ملت های مسلمان به گوش می رسد و شعار «الشعب یرید اسقاط النظام» ترجمه عربی شعار «مرگ بر شاه» و «مرگ بر آمریکا» است.
ایشان در پاسخ به پیام تسلیت رئیس جمهور یمن جنوبى در زمینه شهادت آقایان رجایى و باهنر ‏با اشاره به توطئه های آمریکا و اسرائیل ابراز امیدواری می کنند که روزی فرا خواهد رسید که ملت ها در برابر وادادگی حکومت هایشان بالاخره بیدار خواهند شد و رشته های استکبار را پنبه خواهند کرد...

«پیام تسلیت جنابعالى را در مورد شهادت جانگداز رئیس جمهور محبوب و نخست وزیر عزیزمان دریافت نمودم. از اظهار محبت و همدردى شما متشكرم. و امید است این حوادث ناگوار موجب بیدارى مسلمانان گردیده، دشمنان واقعى خود را كه در رأس آنها امریكاى جنایتكار قرار دارد، بهتر بشناسند و بیش از این فریب تبلیغات مسموم آنها را نخورند، و پاسخ اتهامات بى ‏اساس و واهى آنان را كه به ما نسبت مى ‏دهند- تا جایى كه بیشرمانه تهمت خرید اسلحه از اسرائیل غاصب و خونخوار را به ما نسبت مى ‏دهند- به خوبى بدهد و آنها را در پیشگاه ملل آزاد جهان و بخصوص برادران عرب زبان رسوا سازد. و السلام علیكم.»
4 ذى القعدة 1401

امام راحلمان بارها به سران عرب هشدار داد تا نسبت به دلدادگی به مستکبران عالم دست بر کشند و فریب حمایت های آنان را نخوردند که روزی تکیه به دیواری پوشالی را خواهند فهمید...

« و شما شنیده و ما هم شنیده ‏ایم كه بعضى شیخ‏نشین هاى خلیج و بعضى دولتهاى كشورهاى اسلامى در جنگ بین اسلام و كفر، طرف كفر را اختیار و كمكهاى نظامى و تبلیغاتى از دولت غاصب بعث و جنایتكار مى‏ كنند. و جاى تأسف و شگفت است كه كسانى خود را مسلمان بدانند و حكام كشورهاى اسلامى باشند و بر ضد اسلام و قرآن كریم قیام كنند و آتش به روى مسلمانان بیگناه گشایند. اینان باید بدانند كه اگر ثابت شود كه بر خلاف مصالح اسلام عملى انجام داده‏اند و برائت خود را ثابت نكنند، دولت و ملت اسلام با آنان به وظیفه شرعیه عمل مى ‏نمایند. این جانب آنان را موعظه مى ‏كنم كه دست از مخالفت با اسلام و طرفدارى از كفر بردارند و به وظیفه انسانى و اسلامى خود عمل كنند و با سرنوشت خود بازى نكنند. این جانب در حالى كه به حسب اخبار موثق مى‏ دانم ملت و قواى مسلح ما با آوارگان به طور اسلامى و انسانى رفتار مى ‏كنند، از همه آنان مى‏ خواهم كه با اسرا؛ خصوصاً مجروحین و مصدومین آنان هر چه بیشتر محبت و خدمت كنند. و از نیروهاى مسلح مى‏ خواهم كه چون گذشته مواضع دشمن را بمباران نمایند؛ گر چه قواى دشمن حتى بیمارستانهاى ما را مورد حمله قرار داده‏ اند و همین فرق بین حق و باطل است. و شما و ما مى‏ دانیم كه دستگاههاى تبلیغاتى غرب و گروههاى خبرى آنان با پخش اكاذیب، به دشمن اسلامى ایران كمكهاى فراوان مى‏كنند و مع الأسف در دستگاههاى تبلیغاتى بعضى كشورهاى اسلامى نیز این معنا دیده شده است. به كشورهاى اسلامى اخطار مى ‏كنم كه جلو این تبلیغات باطل را بگیرند و با اسلام عزیز مخالفت نكنند.
صحیفه امام، ج‏13، ص: 257



طبقه بندی: بیداری اسلامی، راه اینجاست...،
برچسب ها: بیداری اسلامی، حضرت روح الله، امام خمینی، تحولات منطقه، انقلاب های مردمی، امام خامنه ای، پیش بینی، صحیفه امام،
دنبالک ها: لینک همین مطلب در جهان نیوز،
[ جمعه بیستم خردادماه سال 1390 ] [ 06:07 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

مطلبی که در ذیل تقدیم حضورتان می شود، یادداشتی است که برای سایت بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام به مناسبت سالروز شهادت سید مرتضی آوینی نگاشته ام. امیدوارم مفید واقع شود...

********

تاکنون از آوینی زیاد سخن به میان آمده است و ابعاد مختلفی از شخصیت ارزشمند وی به انحای گوناگون مورد بررسی واقع شده. از ظرفیت های آوینی در کارگردانی و مستندسازی، گویندگی، نویسندگی، نقد فیلم و سینما، مباحث تفکری و فلسفی، جریان شناسی تاریخ معاصر، حضور بی باکانه ی وی خط مقدم جبهه ها و ... همیشه به نوعی سخن رفته است.

اگرچه آوینی توانسته بود خلاقیت خود را در مستندسازی به رخ همگان بکشد و هنر خود را نشان دهد و اگرچه وی با نقد غرب و بررسی علل وابستگی ما به آن به مثابه ی یک متفکر و اندیشمند ظاهر شد و اگرچه وی با "فتح خون"ش نشان داد حماسه حسین بن علی علیه السلام را می تواند با بیان شیوا و اثرگذار خود به بهترین نحو توصیف کند ولی همه ی اینها تنها در گرو یک چیز بدست آمده بود که در تمام این سال ها کمتر به آن توجه شده.

آوینی را نه می توان از کتابهایش همچون فتح خون، آیینه ی جادو، توسعه و مبانی تمدن غرب شناخت و نه می توان او را در لا به لای مقالاتش چون بهشت زمینی، آخرین دوران رنج و در معنای توسعه یافت. او را حتی در میان مستندات روایت فتح نیز نباید جستجو کرد!

آوینی را باید از آن هنگام که منقلب شد شناخت. انقلابی که در آوینی شکل گرفت نه در بهمن 57 رخ داد که مدتها پیش از آن او را دگرگون ساخت. همان زمان که ظاهری دیگر برای خود برگزید، دوستانش را کنار نهاد، کتاب هایش را دور ریخت و نوشته هایش را به آتش کشید و همان زمان که خمینی را شناخت.

آوینی را باید از شخصیتی شناخت که او را دگرگون ساخت و وی را حر انقلاب اسلامی کرد. آوینی را باید از شخصیتی شناخت که ظاهر ساده و کلام روان و لهجه ی بی آلایشش ژست روشنفکرمآبانه آوینی را تغییر داد و وی را مجذوب خویش کرد. شخصیتی که تمام ابهت شرق و غربی را که آوینی جوانیش را به پای مظاهر آن گذاشته بود در هم شکست و نظامی به پا کرد که با محاسبه ی امروز می شود سی و دومین سالی که دنیا را تحت تاثیر خود قرار داده.

همه از فن گویندگی و دل نشین بودن کلام آوینی سخن گفته اند. همه از وجدان پاک و بی آلایش سید شهیدان اهل قلم نوشته اند اما از اینکه مبدا این تحول عمیق و شگرف در او چه بوده کمتر گفته اند و نوشته اند و به تصویر کشیده اند.

آری؛ آوینی بدرستی نسبت انقلاب اسلامی با تکنولوزی و تکنیک مدرن را دریافت و راه حل هایی برای آن ارائه کرد. آوینی به پرسش هایی که در دوران گذار برای انقلاب اسلامی مطرح می شود به خوبی توجه کرد و پاسخی شایسته داد. آوینی به درستی رابطه "سنت و مدرنیته"و "تفکر و فرهنگ و تمدن"را شناخت و معمای آن را چاره کرد اما همین آوینی آنگاه به شخصیت کسی چون حضرت روح الله سلام الله علیه می رسد سر مست می شود و چنان در رثای او آواز سخن سر می دهد که گمان می بری او تنها دل به خمینی داده و دیگر دل از همه عالم بریده.

او می گفت: حضرت امام بت های ظاهر و باطن را شکست و با انقلاب اسلامی خانه حقیقی را بنا نهاد که کعبه ی دل های ناس است، ام القری است، بیت عتیق است و اسوه قیام ناس که نه شرقی است و نه غربی.(مقاله آغازی بر یک پایان، مقاله امام و حیات باطنی انسان، ص 15)

آری؛ به راستی «امام خمینی سلام الله علیه انسانی چونان دیگران نبود، از قبیله انبیاء و اصحاب آنان بود و مصداقی از مصادیق نبأ عظیم ... که هر هزار سال یکی می رسد، و مراد از آن هزار عدد نیست مراد آن است که او از خیل یاد آوران است: انما انت مذکر» (آغازی بر یک پایان، مقاله دهه شصت و امام خمینی ، ص 17)

او حتی تاریخ را مورد شماتت قرار می داد که چرا نمی تواند به شخصیت عظیم حضرت روح الله سلام الله علیه به درستی بپردازد:

«حضرت امام امت (ره) انسانی از زمره دیگر انسان ها نبود و در میان بزرگان تاریخ نیز افرادی چون او بسیار نیستند؛ اما تاریخ، آن سان که امروزی هانگاشته اند، نمی تواند قدر بزرگ مردانی چون حضرت امام (ره) را دریابد.»

اگرچه مرتضی آوینی را باید سالهای سال بررسی کرد تا شناخت ولی بی تردید ما را راهی به شناخت شخصیت او بدون در نظر گرفتن شخصیت حضرت روح الله سلام الله علیه نخواهد بود.

آوینی یکی از هزاران معجزه خمینی است که با طلوع این خورشید به خود آمد و توانست همراه انقلاب اسلامی و رهبر آن به پیش آید.


برچسب ها: سید مرتضی آوینی، سید شهیدان اهل قلم، شهید آوینی، امام خمینی، حضرت روح الله، معجزه خمینی، کعبه دلها، بیت عتیق، نه شرقی نه غربی، بت های ظاهر و باطن، تکنولوژی، نقد غرب، فرهنگ، تمدن، تفکر، سنت، مدرنیته، فتح خون، توسعه و مبانی تمدن غرب، مستند سازی، کارگردانی، فیلم سازی، جریان شناسی،
دنبالک ها: لینک همین مطلب در سایت بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام،
[ شنبه بیستم فروردینماه سال 1390 ] [ 06:49 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic