آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ
این مطلب همانی است که وعده اش را داده بودم. مطلبی است که برای شماره بعدی نشریه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام (حیات) آماده کردم که البته پرونده اش در مورد اسلام ناب بود.
تحولات امروزی منطقه را به نظر می رسد دیگر باید از منظری متفاوت بررسی کرد. به قول شهید آوینی جنگ آخرالزمان جنگ میان اسلام ناب و اسلام آمریکایی است. اما این جنگ مقدماتی دارد که یکی از آنها در حال وقوع است. یعنی روندی که منجر به رشد تشیع در بلاد اسلامی و گسترش اسلام در بلاد کفر می شود. گویی برای آنکه تشیع رشد کند باید همه از یک دوره اسلام آمریکایی عبور و گذر کنند.
خود قضاوت کنید:
*******

1.    بیش از سه دهه از شروع انقلاب اسلامی ایران می گذرد که پیش بینی رهبران آن در مورد تحولات جهانی و رویدادهای منطقه ای در کشورهای اسلامی و ملت های مستضعف عالم در حال تحقق است. گویی در این قرن باید آخرین نفس های نظام سلطه و استکباری و آخرین روزهای حضور جریان باطل – یعنی صهیونیزم بین الملل - را در هرم قدرت و مدیریت جهانی شاهد و ناظر باشیم و این همان وعده ایست که حضرت روح الله سلام الله علیه سال ها پیش از این به فرزندان خود داد که: « این قرن به خواست خداوند قادر، قرن غلبه مستضعفان بر مستکبران و حق بر باطل خواهد بود.»1
2.    هرچند که « حوادث امروز شمال آفریقا، كشور مصر، كشور تونس، برخى كشورهاى دیگر، براى ما ملت ایران معناى دیگرى دارد و این همان چیزى است كه همیشه به عنوان حدوث بیدارى اسلامى...گفته میشد»2  و « گسترش موج بیداری اسلامی...از سه دهه پیش با پیروزی انقلاب اسلامی و تشكیل نظام جمهوری اسلامی آغاز شد»3  اما باید گفت که موج اصلی و نهایی برای پیروزی جریان حق بر باطل و مستضفان بر مستکبران در آینده ای نزدیک و در غرب اتفاق خواهد افتاد و فرض قیاس خیزش پرقدرت مردم مسلمان منطقه با پیش بینیِ وعده داده شده اشتباه است.
در واقع اتفاقی که امروز در حال تحقق است همان موج اسلامگرایی است که ملت های مسلمان تحت حاکمیت دولت های به ظاهر اسلامی ولی در باطن طاغوتی – نظیر دولت مبارک، آل سعود، بن علی، عبدالله صالح و ... که به ظاهر مسلمان ولی در باطن طاغوتی هستند- در میان خود شکل داده اند و با قیام عظیمی در حال حرکت به سمت اسلام ناب محمدی می باشند.
بی شک اولین گام برای حرکت در مسیر اسلام ناب رهایی از حاکمیت طاغوت است و تا زمانی که طاغوت بر مسلمانان حاکم باشد نباید انتظار دستیابی به اسلام ناب داشت. خوشبختانه امروز دیده می شود که ملت های مسلمان منطقه گام نخستین برای حرکت در مسیر اسلام ناب را بر داشته اند هرچند که فاصله زیادی تا تحقق کامل آن دارند اما روند فعلی روندی امیدوار کننده و روشن است. به نظر می رسد در گام بعدی پس از رهایی از سیطره طاغوت در کشورهای منطقه باید منتظر پیاده شدن مدل حاکمیتی ولایت و موج شیعی گری باشیم و حقیقت آنست که تحقق اسلام ناب بدون انجام دو مقدمة رهایی از حاکمیت طاغوت و ایمان خدا و تبعیت از ولایت الهی او که متجلی در اهل بیت علیهم السلام است امکانپذیر نخواهد بود، همانگونه که خداوند متعال فرمود:« فَمَنْ یَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ »4. البته این را نیز باید دانست، موجی که در آینده کشورهای اسلامی را در بر خواهد گرفت به یقین جوششی از درون ملت ها خواهد بود و نه ناشی از تبلیغات شیعیان.
3.    اما وعده فراموش ناشدنی حضرت روح الله سلام الله علیها مبنی بر افول نظام های سلطه و پیروزی نهایی حق بر باطل نه در بین جوامع اسلامی که در غرب و در قلب نظام استکباری و دستگاه سرمایه داری دنیا رخ خواهد داد.
در نگاه آن پیر حکیم تمام خوف مستکبرین عالم در این است که اسلام سرزمین آنها را فتح کند و بدین جهت است که تمام تلاش های خود را برای جلوگیری از روند اسلام خواهی در غرب بکار گرفته اند. همو بود که گفت :« آنها خوف این را دارند كه اسلام به آن طورى كه هست گسترش پیدا كند و همه كشورهاى اسلامى را بگیرد، و به همه مستضعفین جهان پرتو بیفكند. آنها خوف این را دارند، و لهذا از اسلام مى‏ترسند، و حقیقتاً حمله‏شان به اسلام است، منتها به صورت این كه ایران چطور است؛ نمى‏توانند بگویند كه اسلام چطور است، مى‏گویند ایران چطور است.»5
در نگاه ایشان، نبرد اصلی فقط میان مسلمانان و کفار نیست بلکه در دوران قیام آخرالزمان و نابودی نظام سلطه تمام ادیان و مسالک حضور دارند و البته وجه مشترک میان همه آنان استضعافشان در ابعاد مختلف فکری، فرهنگی، اقتصادی و ... است:« همه باید كوشش كنیم كه وحدت بین مستضعفان در هر مسلك و مذهبى كه باشند، تحقق پیدا كند كه اگر خداى نخواسته سستى پیدا شود، این دو قطب مستكبر شرق و غرب مانند سرطان همه را به هلاكت‏خواهند رساند. ما عازم هستیم كه تمام سلطه‏ها را نابود سازیم.»6
4.    امروز نشانه های افول نظام های سلطه بیش از هر زمان دیگری مشاهده می شود. موج اسلام گرایی در خاورمیانه و موج اسلام خواهی در غرب، بلایی است که به جان ابر قدرتهای جهانی افتاده و همین دو موج است که این قرن را برای آنها قرن افول و زوال قرار داده.
اکنون باید دل به وعده تخلف ناپذیر امام خامنه ای مدظله العالی سپرد که: « هر روز كه بگذرد، امواج سهمگین بیدارى اسلامى، تختهاى قدرت فرعونهاى عالم را بیشتر خواهد لرزاند.»7
در حالیکه غرب، امروز در اوج فساد و انحطاط اقتصادی، اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی غوطه ور است موج اسلام خواهی به سرعت در حال افزایش است. به تعبیر خامنه ای عزیز :« امروز استكبار جهانى و قلدرهاى سیاسى عالم و امپراتوریهاى زر و زور در سرتاسر جهان كه در فساد و انحطاط غرقند، با اسلام و نظام اسلامى دشمن هستند؛ زیرا افشاگر و تهدید كننده‌ى آنها، اسلام و بیدارى مسلمین است.»8
اخیراً نتایج تحقیقی که توسط یک مؤسسة آمریکایی انجام شده نشان می دهد، شمار مسلمانان جهان در 20 سال آینده به دو برابر میزان كنونی خواهد رسید. بطوریكه 26.4 درصد مردم جهان در سال 2030، اسلام را آیین و اساس زندگی خویش قرار خواهند داد.
براساس این تحقیق هر سال 1.5 درصد بر شمار پیروان اسلام در جهان افزوده خواهد شد در حالیكه شمار غیرمسلمانان با رشد 0.7 درصدی روبرو خواهد شد.
مطابق این تحقیق صورت گرفته تا دو دهه دیگر شمار مسلمین اروپا از 6 به 8 درصد افزایش خواهد یافت. براین اساس به جای 44.1 میلیون نفر فعلی تا آن هنگام دست كم 58.2 میلیون نفر مسلمان در اروپا خواهیم داشت. در چنین وضعیتی حتی انتظار می رود در برخی از كشورها نظیر بلژیك(از 6 تا 10.2 درصد)، فرانسه(از 7.5 الی 10.3 درصد)، سوئد(از 10 تا 20 درصد) افزایش یابد. این در حالیست که به نظر می رسد بسیاری از فاکتورهایی که به رشد اسلام خواهی در غرب کمک می کند نادیده گرفته شده و نا امیدی و یأس غربیان نسبت به کارآمدی و پاسخگویی نظام سرمایه داری نسبت به نیازهای مادی و معنویِ آنان در نظر گرفته نشده است. از سوی دیگر موج اعتراضاتی که از ماه ها پیش به بهانه های اقتصادی و سیاسی در اروپا شکل گرفته حاکی از درماندگی جوامع غربی در ایجاد رفاه و امنیت مادی گرایان است.
در عین حال طبق گزارشات دیگر روند اسلام خواهی به اروپا محدود نمی شود و دامنگیر آمریکاییان هم گردیده. در ایالات متحده آمریكا هم آمار از افزایش 1.7 درصدی مردم مسلمان حكایت دارد.(9)
5.    در نهایت اینکه از یک سو اتفاقات و تحولات امروز خاورمیانه نوید بخش انگیزه مسلمانان منطقه برای حاکم کردن اسلام ناب در سایة رهایی از طاغوت و پیروی از ولایت الهی است و از سوی دیگر شواهد قطعی و مسلم حاکی از آن است که افول دیکتاتوری نظام لیبرال دموکراسی غرب و امپراطوری های زور و زر با بازگشت غربیها به فطرت خداجو و حق طلب آنان به نظام توحیدی و عدالت محوری و در یک کلام آیین اسلام در حال تحقق است و این دقیقاً خواب آشفتة حقه بازان طماع و کینه ورزان حیله گر و سیاست بازِ دروغگوی غربی است و همان پیش بینی موعود رهبران جمهوری اسلامی است.
هرچند که نمی توان زمان مشخصی برای فرارسیدن این پیروزی نهایی مستضعفان بر مستکبران و حق بر باطل تعیین کرد اما باید به این نکته اذعان کرد که به یقین همانگونه که حضرت روح الله به فرزندان انقلابی خود وعده داده این قرن، قرن غلبة حق بر باطل خواهد بود.

****
پی نوشت ها:
1/ بیانات امام  خامنه ای مدظله العالی  1389/11/15
2 و 3 / بیانات امام خامنه ای مدظله العالی 1389/08/24 
4/ بقره/ 256
5/صحیفه نور، ج‏19، ص: 132
6/صحیفه نور، ج‏17، ص: 430
7/ بیانات امام خامنه ای مدظله العالی1368/04/22
8/ بیانات امام خامنه ای مدظله العالی1368/03/26
9/http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8911091098



طبقه بندی: فکر نوشت، رخدادهای روزانه، بیداری اسلامی،
برچسب ها: امام خامنه ای، قرن غلبه حق بر باطل، حق، باطل، امام خمینی، انقلاب اسلامی، بیداری اسلامی، مصر، تونس، فلسطین، فتنه 88، موسوی منافق، کروبی منافق، خیزش اسلامی،
[ شنبه سی ام بهمنماه سال 1389 ] [ 07:41 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

مردم شورش می کنند. ناراضی از حکومتی که اموال مردم را به تاراج برده و خویشان خویش را بر مسند خلافت نشانده. مردم به دارالخلافه هجوم می برند. خشم بر عقل آنها غلبه می کند. می خواهند خلیفه را به قتل برسانند و زندگی او را پایان دهند. عده ای سراغ مرد دیگری می روند تا او را نیز در این کار شریک خود کنند. مرد میانسال که اکنون پا را از پنجاه سالگی فراتر گذاشته مخالفت می کند. عده ای حیرت زده مرد را می نگرند. آخر او سال ها بود که خلافت را از آن خود می دانست و خلفا را در منصبی غصبی می شناخت. مردم بی اعتنا به آن مرد، زندگی خلیفه را به پایان می رسانند. خلیفه ای که سال ها بعد پیراهن خونینش رایت سپاه باطلی می شود، برای نابودی لشگر حق...

مردم که اکنون بغض خود را با کشتن خلیفه فرو خورده اند سراغ همان مرد می روند تا او را در جایگاه غصب شده اش برسانند. حقی که همین مردم او را سالها از آن محروم کردند. مرد ابتدا تمایلی به خلافت نشان نمی دهد. حکومت را از آب بینی بز نیز پست تر می داند." اهون عندی من عطفة العنز". مردم اجتماع می کنند ، اصرار می نمایند، فریاد می زنند و مرد...و مرد می پذیرد...

اینک پس از سالها خود روایت می کند آن روز را: " فما راعنی الا و الناس کعرف الضبع ینثالون علی من کل جانب، حتی لقد وطئ الحسنان و شق عطافی مجتمعین حولی کربیضة الغنم..."1 روزی که در کنارش جمع شده بودند همچون یالهای پرپشت کفتار و از هر سو وی را احاطه نمودند ، آنگونه که نزدیک بود تا حسن و حسین علیهما السلام را لگدمال کنند و ردای حضرت را از هر دو طرف پار گردانیدند. او را همچون گله های انبوه گوسفند در بر گرفتند اما ...

آن مرد از آن واقعه روایت می کند. خطبه ای که سال ها بعد به شقشقیه معروف می گردد. او علی (ع) است. مردمی را که برای بیعت حول او جمع گردیده اند را اینگونه وصف می کند ولی اینگونه ادادمه می دهد:« فلما نهضت بالامر نکثت طائفه و مرقت اخری و فسق آخرون...» « اما زمانی که به پا خواستم و حکومت را در دست گرفتم، جمعی پیمان شکستند و جمعی از اطاعت من سرباز زده و از دین خارج شدند و برخی از اطاعت حق سر برتافتند...»

علی (ع) با آنکه با استقبال شدید مردم و اصرار مکرر آنان برای پذیرفتن حکومت روبرو می گردد، سال های پایانی عمر شریف و با برکت خود را بی یار و یاور سپری می کند. در کمال غربت و تنهایی. علی (ع) هیچگاه بدنبال کسب جمعیت بیشتر و افزودن پیروان خود نبود که اینک از کمی تعداد آنان افسوس خورد. علی (ع) بدنبال عدالت و حقیقت بود. دیگر نمی توانست برای حفظ عده ای بی ایمان و سست عنصر سکوت کند. حتی برادرش را برای استفاده بیش از حد از بیت المال تنبیه می کند و با وی مانند سایر مردم برخورد می کند. اهل سازش با پیمان شکنان و قانون گریزان نبود. همان هایی که علی را تا آنگاه که در جهت منافع آنها بود، قبول داشتند و آنگاه که او را در برابر میل ثروت اندوزی و شهوت قدرت طلبی خود یافتند، رد نمودند. در مقابلش صف آرایی کردند و به جنگ با او پرداختند. برای خود اجتماعی نیز دست و پا کردند. گروهی با آنان در ثروت اندوزی و سهم خواهی از حکومت هم پیمان شدند اما علی (ع)...

اما علی (ع) به سازش با خیانتکاران و قانون شکنان حاضر نمی شود. برای همین است که از اطراف او پراکنده می شوند، همانان که با او در مدینه بیعت کردند.

 آری "حق" را گویند حقیقتی تلخ است برای آنان که منافعشان را تحت الشعاع قرار می دهد. عده ای قانون را قبول دارند تا آنگاه که قانون با آنان باشد، تا آن زمان که در جهت آنان باشد و به سود آنها حکم کند. اینان عده ای دنیا طلب و سودجویند. منفعت شخصی و سود فردی را بر حقیقت همیشگی و نظر جمعی ترجیح می دهند. برای بدست آوردن هدف پلید و دنیوی خود دست به هر اقدامی می زنند.بر امام معصوم هم شمشیر کین می کشند چه رسد به ولی زمانه که از ایستادن در برابرش باکی ندارند... . برایشان فرقی نمی کند دشمن در آن سوی سرحدات اسلامی از اقدام آنان چه سودی می برد و چه استفاده ای می نماید. تنها در فکر منفعت خویش اند. دیگران را متهم به دروغ می کنند حال آنکه سراسر زندگی پلید و نکبت بارشان مملو از دروغ و سیاهی است. قیافه ای حق طلبانه می گیرند و در عین حال آن را به زیر قدم های خود لگدمال می کنند.

در سوی دیگر این ماجرا حقیقت خواهان و حق جویان اند. همان هایی که در طول تاریخ این مرز بوم همیشه در کنار حق بودند و زیستند. تا پای چوبه دار نیز می روند و اما حاضر به تسلیم و سازش نمی شوند. بدن هایشان تکه تکه می شود و دست به سوی ابرقدرت ها و زورگویان عالم دراز نمی کنند. عدالت را سر فصل مطالبات خویش قرار می دهند و مبنای عمل می سازند. علیرغم همه اینها سودجویان آنان را متهم می نمایند. انگ انحصار طلبی، دیکتاتوری، دروغگویی، ظلم ، تعدی، افراط گری و ... می زنند و هیچ باکی از آن ندارند.

 عده ای دیگر نیز در کنار سودجویان جمع می گردند. دانسته یا نادانسته، هیزم بر آتش فتنه جویان می ریزند. اجنماع این افراد آنان را متوهم می کند که اکثریت را در جانب خود دارند و حال آنکه اکثریتی خاموش را که بیدارند همچون رهبر خود، نشناخته اند. و وای بر روزگار آنان آنگاه که اکثریت خاموش لب به سخن بگشایند و انتقام شهادت علی (ع) و غربت و مظلومیت سید علی را بگیرند.

و آری... تو نیز مظلوم بودی و مظلومانه زیستی که هرچه خواستند گفتند و آنچه را خود لایق آن بودند بر تو روا داشتند. ولی تو سکوت کردی. صبورانه آنان را نگریستی تا شاید از کرده ی خود دست بر کشند. پدرانه آنان را نصیحت فرمودی شاید جوانی که اکنون دنیا و مطامع آن جلوی چشمانش را گرفته، روزی بفهمد که پدری خیرخواه دارد. هرچند که جوان، پدر را شماتت کند و او را بیازارد اما پدر همچنان او را در آغوش می کشد و نوازشش می کند و این سنت خوبان و نیکان عالم است که در عین «ولا یخافون لومة لائم»2 بر حق استوار می ایستند... .

 

 

.......................

1. نهج البلاغة/ خطبه سوم، معروف به شقشیة

2. مائده/ 54




طبقه بندی: فکر نوشت،
برچسب ها: امیر المومنین (ع)، علی (ع)، سید علی خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، جمهوری اسلامی، حق، باطل، میرحسین موسوی، مهدی کروبی، نفاق، منافق، کفر، شرک، حکومت، دنیاطلبی، قدرت، انتخابات 22 خرداد، خلیفه، عثمان، خطبه شقشقیة، نهج البلاغة، اکثریت، اقلیت، بیعت، پیمان شکنان، قانون گریزان، سکوت، غوغاسالاری، عدالت، حقیقت،
[ دوشنبه نهم آذرماه سال 1388 ] [ 07:42 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات