آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ
بعد از سال ها از پذیرش قطعنامه 598 که منجر به برقراری آتش بس میان ایران و عراق گردید هنوز هم برای بسیاری از مردمان این سئوال هست که چرا حضرت امام پذیرش این قطعنامه را به مثابه نوشیدن جام زهر دانستند و آن را با میل و خواسته ی قلبی خود یکسان ندانستند.
اگرچه در طول این سال ها از لا به لای برخی مدارک و اسناد محرمانه و نیز اظهارات برخی از مسئولان وقت جنگ، پرده از این اسرار برداشته شد اما تاملی دوباره بر این داستان تلخ می تواند به عبرت آموزی از این تجربه تاریخی کمک نماید، باشد که بتوانیم برای همیشه در کنار مولایمان و ولی امرمان ایستاده بمانیم و تحقق وعده ی الهی را نظاره گر باشیم.
اما در زمینه پذیرش قطعنامه 598 و اینکه چرا حضرت امام از آن تعبیر به نوشیدن جام زهر فرمودند تلقی ها و تفسیرهای متفاوتی هست که با توجه به اسناد تاریخی به علت این ماجرا اشاره می کنیم:
امام خمینی (ره) در پیامی که به مناسبت سالگرد کشتار مکه صادر نمودند به ناگفته های خود از مسأله پذیرش قطع نامه اشاره کرده و فرمودند:
«...اما در مورد قبول قطعنامه كه حقیقتا مسئله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصا برای من بود، این است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجرای آن می دیدم، ولی به واسطه حوادث و عواملی كه از ذكر آن فعلا خودداری می كنم، و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی كارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای كشور، كه من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم، و در مقطع كنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می دانم و خدا می داند كه اگر نبود انگیزه ای كه همه ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نمی بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود. اما چاره چیست كه همه باید به رضایت حق تعالی گردن نهیم و مسلم ملت قهرمان و دلاور ایران نیز چنین بوده و خواهد بود. من در اینجا از همه فرزندان عزیزم در جبهه های آتش و خون كه از اول جنگ تا امروز به نحوی در ارتباط با جنگ تلاش و كوشش نموده اند، تشكر و قدردانی می كنم و همه ملت ایران را به هوشیاری و صبر و مقاومت دعوت می كنم.» (1)
مطالعه پیام امام موید این نکته است که پذیرش قطع‏نامه و آتش بس، به مثابه نوشیدن جام زهر برای حضرت امام(ره) بود که او تنها به خاطر رضای خداوند، حفظ اسلام و مصالح نظام اسلامی، آن را با جان و دل پذیرا شد. در پیام چنین آمده است:
« ... قبول این مسئله برای من، از زهر کشنده ‏تر است؛ ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او، این جرعه را نوشیدم. در شرایط کنونی، آن چه موجب این امر شد، تکلیف الهی‏ام بود. شما می‏دانید که من با شما پیمان بسته بودم که تا آخرین قطره خون و آخرین نفس بجنگم؛ اما تصمیم امروز، فقط برای تشخیص مصلحت بود و تنها به امید رحمت و رضای او، از هر آن چه گفتم، گذشته و اگر آبرویی داشتم، با خدا معامله کرده ‏ام».(2)



ادامه مطلب را در ادامه حقیقت بخوانید...

ادامه حقیقت

طبقه بندی: راه اینجاست...، بازخوانی اندیشه امام، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: امام، امام خمینی، قطعنامه 598، جام زهر، نوشیدن، هاشمی رفسنجانی، خاتمی، جنگ تحمیلی، دفاع مقدس، میرحسین موسوی، مسئول جنگ، سازمان ملل، پذیرش، پذیرش قطعنامه، ادامه، صلح، آتش بس، نامه امام به مسئولان، دلخون شدن، صحیفه، پایان، صدام، خصوص، حقیقی، کبیر، قطره، بسیجی، سپاه، مهمات، مجمع تشخیص، مراسم، سالگرد، دفاع، خسارت، سرباز،
[ یکشنبه دوازدهم تیرماه سال 1390 ] [ 03:18 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

دشمن ما فقط محمد رضا خان نبود. هر كس مسیرش مسیر اسلام نباشد دشمن ماست، با هر اسم كه می‌خواهد باشد. هر كس جمهوری بدون اسلام را بخواهد دشمن ماست برای اینكه دشمن اسلام است. هر كس پهلوی جمهوری اسلامی "دموكراتیك " بگذارد، این دشمن ماست. هر كس جمهور دموكراتیك بگوید این دشمن ماست، برای این كه اسلام را نمی‌خواهد ما اسلام می‌خواهیم. ما این همه فداكاری كردیم... برای این بود كه اسلام را می‌خواستند.

صحیفه امام جلد هفتم صفحه 457





طبقه بندی: راه اینجاست...،
برچسب ها: امام خمینی(ره)، اسلام، جمهوری اسلامی، موسوی منافق، کروبی، خاتمی،
[ چهارشنبه نهم دیماه سال 1388 ] [ 08:32 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]

این روزها که نامه کروبی در رسانه ها منتشر شده بیش از هر زمان دیگری از سادگی و ساده لوحی خود پرده برداشته است و نشان داده است که چگونه فریب تملق گویی های این و آن را می خورد. مردی که هم عرض نداشته ی خود برد و هم آبروی روحانیت!

کسی که یاد حماقت های اشعث را در جنگ صفین زنده می کند و البته بعد از درک فریبی که خورده بود به سوی امام بازمی گردد و درخواست عفو می کند و از امام می خواهد که او نیز توبه کند از پذیرفتن حکمیت!

آری اشعث در همان لحظه پی به حماقت خود برد ولی این "شیخ اصلاحات" نه!! شیخی که هنوز هم به درستی نمی داند دست خود را به سوی چه کسانی دراز کرده و به چه کسانی پشت نموده است!

اکنون بیش از پیش فهمیده می شود که این ولد نامشروع اصلاحات چرا پس از اندک مدتی هلاک شد! آری... زنای امثال حجاریان با مادر سیاست – البته در محل مرکز تحقیقات ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی! – سبب شد تا این ولد الزنا با میراثی از بیماری ها و کثافات در دوم خرداد 76 متولد شود و در آینده ای نه چندان دور- سوم تیرماه 84 – جسد متلاشی شده اش توسط خاتمی و یاران وی به خاک سپرده شود...جسدی که بوی تعفن آن خاتمی را هم می آزرد و اشک وی را در می آورد...

در این میان با گذشت 4 سال از به خاک سپاری جسد این ولد نامشروع برخی از وارثان او برای به چنگ آوردن ارث و میراث وی به نزاع با یگدیگر پرداختند! نزاعی برای میراثی که جز سیاستی آلوده به هوا و هوس و قدرتی در آمیخته به ثروت وشهوت چیز دیگری نداشت!

این بار کروبی به طمع بدست آوردن قدرت دوباره با کمک جمعی از خائنین و منافقین وارد صحنه می شود. میر حسین موسوی نیز با گذشت سالهای طولانی از خواب زمستانی خویش بیدار می شود و با فرارسیدن بهار اعلام موجودیت می کند. گویی پس از سالها خواب فراموش کرده که این بهار به خزان ختم می شود و با فرارسیدن زمستان دوباره وی به خوابی عمیق تر فور می رود که چیزی جز مرگ را یارای بیداری وی از این خواب عمیق نیست!

 

و اما این رویا اکنون تعبیر می شود و با آمدن پاییز، دیگر این نزاع بر سر میراث ناپاک ولد اصلاحات هم با مرگ سیاسی اصلاح طلبان ( بخوانید آشوب طلبان ) پایان می پذیرد و زمستانی همیشگی برای آنان فرا می رسد. در این میان به صورت مشخص میتوان گفت که اگر موسوی خود را درگیر این دعوا نمی کرد شاید این نزاع خونین سالها به درازا می کشید اما ورود وی به این درگیری مرگ جیره خواران ومنافقان را به تعجیل انداخت و به یقین هیچ کس را یارای این جسارت نبود.

من جسارت میر حسین موسوی را تحسین می کنم. من حماقت کروبی را تحسین می کنم، چرا که تنها به مرگ اصلاح طلبان تسریع بخشیدند و نه به عمر نظام جمهوری اسلامی ایران...

سایه اش مستدام باد...




طبقه بندی: فکر نوشت،
برچسب ها: خاتمی، موسوی، کروبی، اصلاح طلبان، آشوب طلبان، خواب زمستانی، مرگ سیاسی، جمهوری اسلامی، جسارت، حماقت، ساده لوحی، دشمنان، نزاع خونین، بهار، زمستان، ولدالزنا، حجاریان، مرکز تحقیقات ریاست جمهوری هاشمی، زنا، دوم خرداد، سوم تیر، بوی تعفن، جسد،
[ پنجشنبه بیست و دوم مردادماه سال 1388 ] [ 01:58 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقیقت ]

شب گذشته که خبر برکناری وزرای اطلاعات و ارشاد را شنیدم، از اینکه این اتفاقات در هفته ی پایانی دولت نهم رخ می دهد بسیار متاسف شدم.

این روز ها در حالیکه رسانه های مجری کودتای مخملی در ایران و خارج از ایران بدنبال شعله ور تر کردن آتش فتنه اخیر هستند متاسفانه دیده می شود که اتفاقات عجیبی در بدنه دولت نهم روی می دهد که تنها باعث شادمانی فتنه گران است.

در شرایطی که دولت بیش از هر زمان دیگری به آرامش و سکون نیاز دارد انتصاب رحیم مشایی همانگونه که انتظار می رفت موجی از اعتراضات را بدنبال داشت. جامعه یک صدا خواستار عزل و برکناری وی شدند. از علماء و برخی از مراجع گرفته تا نمایندگان و دانشجویان، از اعضای کابینه و وزرای دولت گرفته تا طرفداران سخت احمدی نژاد، و از همه مهمتر وبالاتر رهبر معظم انقلاب اسلامی که کخالفت خود را با این انتصاب در قالب نامه ای بیان کردند.

متاسفانه در زمانیکه افکار عمومی منتظر برکناری رحیم مشایی از سمت معاونت اولی بودند، شاهد بودیم که با گذشت 5 روز از ارسال نامه رهبری به رئیس جمهور همچنان وی بر کرسی معاونت اولی تکیه زده است و زیر بار این مطالبه عمومی نمی رود. هرچند که اصولگرایان انتظاری بیش از این از رحیم مشایی ندارند اما از این اقدام احمدی نژاد و تاخیر وی در برکناری او تعجب همگان برانگیخته شد.

شاید هیچ کس فکر نمی کرد روزی مشایی باعث عزل 4 وزیر کابینه گردد. کسی که اکنون کابینه را در معرض سقوط قرار داده است و معترضان را به بالای چوبه دار کشانده است...

هیچ کس بدرستی نمی داند علت اصرار و پافشاری احمدی نژاد بر حضور مشایی در کنار وی چیست. چه خوب بود دلیل آنهمه تعریف و تمجیدهایی که رئیس جمهور از " مراد " خود در مراسم تودیع وی نمود، برایمان روشن و واضح می گردید و ما نیز بر ویژگی های شخصیتی و امتیازات وی مطلع می گشتیم.

اما نه قرار گرفتن او در این پست مهم بود و نه رفتن وی. برکناری این 4 وزیر کابینه هم اهمیتی ندارد. حتی واکنش مردم هم نسبت به این انتصاب دارای اهمیتی نیست! آنچه که دارای اهمیت است، اینست که آزمون ولایت پذیری برای همه روی می دهد. انتخابات دهم ریاست جمهوری محملی بود برای این آزمون تا مرد و نامرد از همدیگر شناخته شوند.

هاشمی در این آزمون مردود شد. میر حسین موسوی، کروبی و رضایی هم. خاتمی نیز سالهاست که مردود شده...اما این بار محمود احمدی نژاد بود که سرافکنده از این آزمون بیرون آمد...

گفتن این جمله ساده و آسان نیست اما حقیقتی تلخ و ناگوار است.

و در پس این اتفاقات تنها یک چیز مشخص گردید و آنهم تنها بودن " ولی و رهبرمان"...




طبقه بندی: فکر نوشت،
برچسب ها: احمدی نژاد، مشایی، رهبری، معاون اولی، هاشمی، آزمون، خاتمی، میرحسین موسوی، رضایی، کروبی،
[ یکشنبه یازدهم مردادماه سال 1388 ] [ 03:37 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقیقت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic