آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ
انتخابات بعنوان مهمترین عرصه حضور مردم در صحنه تصمیم گیری برای تعیین سرنوشت خویش در جوامع مردم سالار شناخته می شود، در نتیجه، انتخاب نامزدهای مورد نیاز برای تصدی مسئولیت ها اهمیتی معادل تعیین آیندة یک نظام و مملکت را دارد.
احزاب و گروه های سیاسی در آستانه انتخابات ها تلاش می کنند با ارائه ی لیست های انتخاباتی کاندیداهای خود را به مردم معرفی کنند تا هر کدام در مدیریت کشور سهمیه ای را کسب کنند.
در این میان برخی از مردم بر اساس سلایق سیاسی خویش و بنابر اعتماد به احزاب و اشخاص، کاندیدای منتخب خود را از میان فهرست های انتخاباتی بر می گزینند، اما با مراجعه به دیدگاه های بنیانگذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب و سایر نخبگان سیاسی کشور دریافته می شود که مبنای انتخاب نامزدها به هیچ وجه نباید گرایشات حزبی و قبیله ای باشد بلکه تنها بایستی کاندیدای «اصلح» بر اساس تحقیق و تفحص و ارزیابی آنها برگزیده شده و به او رأی داده شود.
در ذیل تلاش شده تا ضمن مراجعه به دیدگاه های رهبران جمهوری اسلامی یعنی حضرت امام خمینی(ره) و امام خامنه ای(مدظله العالی) و واکاوی نظرات حضرت آیت الله مهدوی کنی و نیز علامه مصباح یزدی بعنوان دبیران جبهة متحد اصولگرایان و جبهة پایداری انقلاب اسلامی، آراء آنان را نسبت به انتخاب نمایندگان مجلس بررسی کنیم.
حضرت امام خمینی (ره) ضمن اشاره به اهمیت انتخاب افراد در انتخابات به بیان ویژگی های یک نامزد اصلح پرداخته و از مردم می خواهند که با بررسی این معیارها در کاندیداهای مختلف، خودشان بدون توجه به تبلیغات کسی که دارای آن صفات بود را برگزیده و به آن رأی دهند:
«[مردم] قانون اساسى را ملاحظه كنند و صفات رئیس جمهور را در آنجا ملاحظه كنند، و كسى كه داراى آن صفات بود و او را به آن صفات مى‏شناسید به او رأى بدهید، و اگر فاقد آن صفات باشد، احتراز كنید از رأى دادن به او. روز سرنوشت‏سازى است. مى‏خواهید زمام كشور را به یك كسى بدهید كه مؤثر است در مقدرات كشور شما. سهل انگارى نكنید، و به پاى صندوقها بروید، و با هم اجتماع كنید، و كسى كه لایق براى این مقام است و داراى آن صفاتى است كه سوء سابقه نداشتن، وابستگى به رژیم سابق نداشتن، اینها از امورى است كه باید ملاحظه بشود. و آقایان نباید سستى كنند در رفتن. به پاى صندوق بروند. لكن به كسى كه این صفات را دارد رأى بدهند.»(1)


در جای دیگری بنیانگذار انقلاب با اشاره به این نکته که «مجلس خانه همه مردم و امید مستضعفین است»، دیدگاه رایج در وابستگی صنفی و گروهی نمایندگان را طرد کرده و بر لزوم تحقیق و شناسایی کاندیداهای اصلح از سوی مردم تأکید می ورزند:
«در هر حال، مردم با بصیرت و درایت و تحقیقْ كاندیداها را شناسایى كرده، و به‏ سوابق و روحیات و خصوصیات دینى- سیاسى نامزدهاى انتخاباتى توجه نمایند. مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانى رأى دهند كه متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئولیت كنند، و طعم تلخ فقر را چشیده باشند، و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنجدیدگان تاریخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاك طینتان عارف، و در یك كلمه، مدافع اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- باشند. و افرادى را كه طرفدار اسلام سرمایه دارى، اسلام مستكبرین، اسلام مرفهین بى‏درد، اسلام منافقین، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان، و در یك كلمه، اسلام امریكایى هستند طرد نموده و به مردم معرفى نمایند. و از آنجا كه مجلس خانه همه مردم و امید مستضعفین است، در شرایط كنونى نباید كسى انتظار داشته باشد كه حتماً نمایندگان باید از گروه و صنف خاصى باشند. باید توجه داشت كه هنوز خیلى از مسائل وجود دارد كه به نفع محرومین باید حل و فصل شود. و تمیز بین كسانى كه در تفكر خود خدمت به اسلام و محرومان را اصل قرار داده‏اند، با دیگران كار مشكلى نیست. »(2)
رهبر حکیم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه ای هم در آستانه هر انتخاباتی با برشمردن ملاک ها و معیارهای یک نامزد اصلح، تلاش مردم برای جستجوی نامزد مناسب تر را وظیفه همه مردم دانسته و عدم ملاحظات حزبی و خویشاوندی را با در نظر گرفتن ملاک های دینی و شرعی و انقلابی را از مردم می خواهند.
« مردم وظیفه دارند در انتخابات شركت كنند و نامزدهاى صحیح را پیدا و آن‏ها را انتخاب نمایند. مردم وظیفه دارند به ملاكهاى دینى و شرعى و انقلابى نگاه كنند؛ به روابط قوم و خویشى و ایل و طایفه‏اى و این‏طور چیزها نگاه نكنند. ببینند واقعاً چه كسى با معیارهاى الهى و انقلابى، مناسب‏تر و به آن نزدیك‏تر است، او را برگزینند و با شور و شوق به عنوان یك وظیفه در این كار دخالت كنند. كسانى از مردم وظیفه دارند كه دیگران را تشویق و تحریض كنند. كسانى كه زبان گویایى دارند، قلم توانایى دارند و آبرویى پیش مردم دارند- كه این آبرو هم جزو ذخایر الهى است و خداى متعال به هركس داده است، باید آن را در راه او مصرف كند و به كار ببرد- مردم را توجیه و تشویق كنند و آدم‏هاى خوب را به آن‏ها معرفى نمایند. در معرفىِ نامزدهاى نمایندگى باید ملاحظه كنند كه هیچ رابطه‏اى را غیر از رابطه‏ى دینى و الهى و وظیفه‏ى شرعى دخالت ندهند. فلان‏كس با ما رفیق است، فلان‏كس با ما دوست است، فلان‏كس فایده‏اى به ما مى‏رساند؛ ابداً این چیزها را در نظر نگیرند. البته هر كارى هم كه آن‏ها بكنند، مردم باید چشمشان باز باشد؛ خودشان واقعاً بشناسند و بفهمند كه چه كار مى‏كنند. »(3)
«مسئله‏ ى بعدى در انتخابات این است كه مردم سعى كنند صالح‏ترین را انتخاب كنند. آن كسانى كه نامزد ریاست جمهورى مى‏شوند و در شوراى‏ نگهبان‏ صلاحیت‏ آن‏ها زیر ذره بین قرار مى‏گیرد و شوراى‏ نگهبان‏ صلاحیت‏ آن‏ها را اعلام مى‏كند، این‏ها همه‏شان صالحند. اما مهم این است كه شما در بین این افراد صالح، بگردید و صالح‏ترین را پیدا كنید. اینجا جائى نیست كه من و شما بتوانیم به حد اقل اكتفاء كنیم؛ دنبال حد اكثر باشید؛ بهترین را انتخاب كنید. »(4)


« مردم تحقیق و مطالعه كنند؛ از روى احساس وظیفه به پاى صندوقهاى رأى بروند و از روى احساسِ وظیفه، نام كسانى را كه گزینش كرده‏اند، به صندوقهاى رأى بیندازند. مجلس، این‏گونه درست مى‏شود و سپس دولت به وجود مى‏آید و به پیش مى‏رود. این، امتحانِ بزرگ و كارِ مهمّى است. »(5)
از سوی دیگر کسانی نیز که ملاک های لازم برای تصدی مسئولیت ها را در خود مشاهده می کنند و افرادی با صلاحیت تر از خود را سراغ ندارند، باید برای انتخابات نامزد شده و خود را در معرض رأی ملت قرار دهند:
« در این چند روزى كه از مهلت ثبت‏نام نامزدهاى انتخابات باقى مانده، وظیفه‏ى وجدانى و اسلامى و میهنى هركسى كه خود را داراى این خصوصیات مى‏داند، این است كه برود داوطلب شود و به صحنه‏ى انتخابات بیاید. اگر بعد دیدند افرادِ باصلاحیت‏تر از آن‏ها هستند، مى‏توانند كنار بروند؛ لیكن الآن باید به صحنه بیایند. مردم چنین افرادى را هرجا دیدند، باید از آن‏ها بخواهند كه بروند نامزد شوند. صلاح و آینده‏ى كشور به این است كه انتخابات، پُرشور و با علاقه و حضورِ قاطبه‏ى ملت برگزار شود. »(6)
اهمیت دیگر تعقل و تدبیر در بررسی و تحقیق نامزدها، مسئولیت الهیِ رأی دهنده است. هرکس باید بداند که باید در قبال رأی خود در پیشگاه خداوند متعال پاسخگو باشد:
« مردم عزیز ما و بخصوص جوانان، احساساتشان را كنترل و با عقلشان كار كنند؛ با دو چشمِ باز نگاه كنند و انتخاب نمایند. البته سلایق هم زیاد است؛ همه گونه سلیقه وجود دارد؛ تابه‏حال هم همین‏طور بوده است. هركسى طبق سلیقه‏ى خود عمل كند؛ منتها همه توجّه كنند كه این انتخابى كه ما مى‏كنیم، یكجا مى‏بایست جواب آن را بدهیم. این‏طور نیست كه بگوییم حالا ما یا اصلًا انتخاب نمى‏كنیم، یا انتخاب مى‏كنیم و كسى چه مى‏فهمد! بله؛ مردم نمى‏فهمند كه ما چه انتخاب كردیم؛ اما خداى متعال كه تشخیص مى‏دهد. ما باید جواب او را بدهیم. ما باید محاسبه كنیم، تحقیق كنیم، بررسى كنیم و معیارها را ملاحظه نماییم، تا بتوانیم به خداوند پاسخ دهیم. اگر انسان نمى‏تواند، از اشخاصى كه مورد اعتماد هستند، از كسانى كه انسان مى‏تواند در مسائل مهم در مسائلى كه باید به خدا جواب داد به آن‏ها اعتماد كند، استفسار نماید؛ اشكالى هم ندارد. »(7)
«آنچه كه من عرض مى‏كنم، در درجه‏ى اول حضور مردمى است. در درجه‏ى بعد كه البته حائز اهمیت بسیارى است این هم، پیدا كردن نماینده‏ى اصلح است. آن كسانى كه به وسیله‏ى شوراى‏ نگهبان‏ صلاحیت‏ آن‏ها اعلام مى‏شود، معنایش این است كه این از حد اقل صلاحیت مورد نیاز برخوردار است. در بین این كسانى كه اعلام مى‏شوند، افرادى هستند با صلاحیتهاى بالاتر، افرادى هستند در سطح پایین‏تر. هنر ملت ایران و مردم شهرها و حوزه‏هاى انتخابیه این است كه دقت كنند، نگاه كنند، بشناسند اصلح را، بهترین را انتخاب كنند؛ بهترین از لحاظ ایمان، بهترین از لحاظ اخلاص و امانت، بهترین از لحاظ دین‏دارى و آمادگى براى حضور در میدانهاى انقلاب؛ دردشناس‏ترین و دردمندترین نسبت به نیازهاى مردم را انتخاب كنند. »(8)
در نگاه معظمٌ له جناح بندی های سیاسی و حزبی به هیچ وجه معتبر نبوده و اثری در انتخاب افراد بعنوان نمایندگان ملت نباید داشته باشد. این در حالی است که برخی ملاک اولی و ابتدایی را برای گزینش کاندیداهای مورد نظر، تعلقات حزبی و خطوط سیاسی می دانند و سعی دارند رهبری را نیز متمایل به جریان سیاسی خود نشان دهند:
« این جناحها و خطوط و احزاب هم از نظر بنده اعتبارى ندارند. بعضى خودشان كه كشمكش مى‏كنند هیچ، سعى مى‏كنند كه رهبرى و دستگاه‏هاى نظام را هم وانمود كنند كه در دعواهاى جناحى و خطّىِ این‏ها واردند! این مطلب درست نیست. بنده حزب و شخصیت نمى‏شناسم؛ بنده این را مى‏شناسم كه كسى كه مى‏آید به مجلس، باید باتقوا باشد. اوّلین شرط تقواست: «انّ اكرمكم عند الله اتقاكم (حجرات/13)». دیگر اینكه باید طرف‏دار محرومین باشد؛ بداند كه در كشور محرومیت هست و سعى و همّت او باشد كه رفع محرومیت كند. باید ضدّ فساد هم باشد و با فساد مالى و اقتصادى به شدّت و به‏جد، از بُن دندان و نه به لفظ، مخالف باشد، تا با فساد مبارزه كند. البته توانمند، بااخلاص و عالِم هم باشد. »(9)
رهبر معظم انقلاب با معرفی ملاک های انتخاب نمایندگان مجلس، راه صحیح انتخاب اصلح را همواره نشان مردم داده و آنها را به گزینش افراد توصیه کرده اند. در زیر برخی از ملاک های دیگر را بصورت گذرا اشاره می کنیم:
«آحاد ملت باید هوشیار باشند. نماینده‏ى متدین، امین، طرف‏دار عدالت، مخالف با فساد، طرف‏دار حقوق محرومین، پایبند به مبانى اسلام و ارزشهاى اسلامى و خط امام؛ یك چنین نماینده‏اى را بفرستند مجلس؛ آن‏وقت مجلس مقتدر خواهد شد، عزتمند خواهد شد. تشخیص این براى همه البته آسان نیست، ولى باید تحقیق كرد، باید به آدم‏هاى مطلع، آدم‏هاى خبره، آدم‏هاى مطمئن مراجعه كرد.»(10)
«مبادا كسانی به مجلس بروند كه گیرنده‌ی آنها، منتظر فرستنده‌ی قوی امریكا و غرب باشد! مبادا كسانی وارد مجلس شوند كه آنتنهایشان را به آن سمت تنظیم كرده باشند؛ هر چه از آن‌جا می‌آید، بگیرند و در داخل به زبان دیگری منتشر و منعكس كنند! همه نگرانی من از این است.» (11)
«نماینده باید شجاع و باشرف و امین و طرف‏دار ضعفا و قشر ضعیف باشد. قانون‏ باید بتواند از حقوق ضعفا دفاع كند، و الّا قانونى كه پول‏داران را پول‏دارتر كند، قانون‏ مملكت اسلامى نیست. قانون‏ باید بتواند گره‏ها را باز كند و به دردِ دل قشرهاى محروم برسد.» (12)
«اگر خودتان توانستید كسانى را بشناسید كه داراى این خصوصیات باشند، بروید به آن‏ها رأى دهید؛ اما اگر خودتان آشنایى ندارید، در هر نقطه‏ى كشور از آدم‏هاى امینى كه به آن‏ها اطمینان داشته باشید، بپرسید؛ آن‏ها معرفى مى‏كنند، تا إن شاء اللّه یك مجلس قوى، مردمى و متّكى به آراءِ مردم تشكیل شود و بتواند كارهاى بزرگى را كه بر عهده ‏ى او قرار دارد، انجام دهد و مردم را- طبق آنچه شایسته‏ى این مردم آزاده و بزرگ است- إن شاء اللّه راضى و خشنود كند، كه این رضایت الهى را هم به دنبال دارد. »(13)
رئیس مجلس خبرگان رهبری و دبیرکل جامعه روحانیت مبارز و جبهه متحد اصولگرایان، آیت‌الله مهدوی كنی نیز بر انتخاب فرد اصلح از سوی مردم بارها تأکید کرده اند:
« مردم ما در این سی سال بلكه قبل از آن نشان داده اند كه مردمی رشید و صاحب تشخیص هستند. به میدان رای خواهند آمد و آنها هم فردی را كه اصلح می دانند، انتخاب می كنند.» (14)


ایشان البته اصلح بودن افراد را بصورت مطلق ندانسته بلکه نسبی می دانند و اصلح بودن را به معنای بلا اشکال بودن اشخاص نمی شمرند:
«در انتخابات قاعدتا به كسی كه صالح تر است رای داده میشود. اصلح بودن هم جهات مختلفی دارد. اگر به كسی رای داده می شود، معنایش این نیست كه او هیچ عیبی ندارد و قابل نقد هم نیست. چون انسانهای معمولی طبعا اشكال در كارشان وجود دارد و ممكن است اشتباه و خطا بكنند. رای دهندگان من حیث المجموع فردی را با تمام خصوصیات و جنبه های سلبی و ایجابی اش بررسی می كنند و در نهایت یك نفر كه به نظرشان برای مردم، انقلاب و اسلام مفید است را انتخاب می كنند. ما هم روی این جهت است كه می خواهیم فردی را انتخاب بكنیم و الا نسبت به كاندیداهای دیگر هم احترام می گذاریم.» (15)
عمار انقلاب اسلامی و رهبر معنوی جبهه پایداری انقلاب اسلامی، علامه مصباح یزدی هم با وجود تلاش جبهه متبوع برای تهیة لیست انتخاباتی از اشخاص شایسته، بارها بر ضرورت عدم توجه مردم به اینگونه لیست ها و گزینش اشخاص مناسبی که خارج از فهرست های موجود نیز وجود دارند تأکید کرده اند.
ایشان تلاش برای تهیة لیست را به جهت وظیفه دینی و شرعی خود دانسته و مسئلة مهم را انتخاب اصلح می دانند:
«مهم انتخاب اصلح با در نظر گرفتن مصلحت نظام و اسلام است، حتی اگر با آن فرد اختلاف نظر داشته باشیم یا وی در گروه و حزب ما نباشد. »(16)


ایشان همچنین با بیان این که مقام معظم رهبری بر معرفی کاندیدای اصلح تاکید دارند اضافه می کنند: در معرفی افراد لایق و شایسته نباید تعصب داشت که این فرد در گروه و یا حزب دیگری است و شما هوادار گروه دیگر هستید بلکه باید به عنوان وظیفه دینی خود عمل کرده و او را معرفی نمایید.
عضو خبرگان رهبری در بخش دیگری از سخنان خود، به انتخابات مجلس شورای اسلامی و انتخاب کاندیدای اصلح اشاره کرده و می فرمایند: ما به عنوان روحانی و کارشناس دینی در مسائلی اظهار نظر می کنیم که ارتباط با دین داشته باشد.
علما به عنوان کارشناسان دینی و خبره و به عنوان حجت شرعی به مردمی که نمی توانند تحقیق کرده و اصلح را تشخیص دهند، افراد متدین و انقلابی را معرفی می کنند.
رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) با بیان این که ما بین خود و خدا و به عنوان حجت شرعی فردی که اصلح است را معرفی می کنیم اظهار داشتند: عالمی که سر و کارش با کتاب است نمی تواند از لای کتاب و یا با استخاره بگوید فلانی اصلح است، باید کسانی که با مردم سر و کار دارند و مورد اعتماد آنان هستند فرد اصلح را از غیر اصلح تشخیص دهند و معرفی نمایند. (17)

منابع و ارجاعات:
1. صحیفه امام، ج‏11، ص: 394
2. صحیفه امام، ج‏21، ص: 11
3. بیانات در دیدار اعضاى هیئت نظارت بر انتخابات شوراى نگهبان‏ 14/ 11/ 1374
4. بیانات در جمع مردم استان كردستان در میدان آزادى سنندج‏ 22/ 02/ 1388
5. بیانات در «دانشكده‏ى افسرى» 16/ 12/ 1374
6. بیانات در اجتماع بزرگ مردم قزوین‏ 25/ 09/ 1382
7. بیانات در دیدار كارگزاران حج‏ 26/ 11/ 1378
8. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در اجتماع بزرگ مردم یزد 12/ 10/ 1386
9. بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم قم‏ 18/ 10/ 1382
10. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اقشار مختلف مردم‏ 22/ 12/ 1386
11. بیانات در دیدار پرسنل و فرماندهان ارتش 28/1/75
12. بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار اقشار مختلف مردم‏13/ 11/ 1378
13. بیانات در خطبه‏ هاى نماز جمعه‏ى تهران‏ 24/ 11/ 1382

14. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8803040300
15. همان
16. تاریخ: 29/10/1390  http://mesbahyazdi.com/farsi/news?=49
17. ۲۷  دی http://sobheentekhabat.com/fa/?p=5637- ۱۳۹۰


همین مطلب در
SNN؛ تریبون مستضعفین؛ جام نیوز



طبقه بندی: راه اینجاست...، تفکر، فکر نوشت،
برچسب ها: انتخابات، مجلس، مجلس شورای اسلامی، مجلس نهم، حضور، مشارکت، حداکثر، انتخاب اصلح، صالح مقبول، دفع افسد به فاسد، فرد اصلح، لیست اصلح، جمهوری اسلامی، مردم، امام خمینی، امام خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، دبیرکل جبهه متحد، آیت الله مهدوی کنی، رئیس مجلس خبرگان رهبری، دانشگاه امام صادق، آیت الله مصباح یزدی، علامه مصباح، عمار انقلاب، جبهه پایداری انقلاب اسلامی،
[ دوشنبه بیست و چهارم بهمنماه سال 1390 ] [ 06:15 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
در ادامه مطلبی که در مورد انفجار دفتر نخست وزیری و شهادت شهیدان رجایی و باهنر منتشر کرده بودم و به نقش کشمیری اشاره کرده بودم در این مطلب به نقش خسرو تهرانی اشاره می کنم. کسی که از همان ابتدا نسبت به همکاری با کشمیری متهم بوده و حتی مدتی را نیز در زندان سپری کرده ولی هیچگاه ابهامات موجود برطرف نشد...
خسرو تهرانی از یکسوی دیگر نیز برای ما امام صادقی ها مهم است، از آن سو که وی در این دانشگاه تحصیل کرده و فارغ التحصیل گردیده.
در زیر با او بیشتر آشنا می شوید...

*******
بخش ابتدایی این مطلب برگرفته از پژوهش های رضا گلپور در این ماجرا می باشد.
"خسرو قنبری تهرانی"... که بیشتر با نام "خسرو تهرانی" شناخته شده است، در سال 1333 در تهران متولد شد. از اوایل دهه 1350 به واسطه ارتباط درون مدرسه با برخی چهره‌های سازمان منافقین، جذب سازمان مجاهدین خلق شد. او که از مرتبطین تشکیلاتی "محسن خاموشی" بوده است، پس از ترور تشکیلاتی "مجید شریف واقفی" توسط "محسن خاموش"ی و دستگیری و عدم مقاومت "خاموشی" لو رفته و به جرم ارتباط تشکیلاتی با سازمان از سال 1354 تا 1357 به زندان افتاد و موفق به ادامه تحصیل خود در رشته کشاورزی در کرج نمی شود. نقل است در زندان در ابتدا به طیف "میثمی" گرایش داشته و پس از آن با برخی مؤسسین سازمان مجاهدین انقلاب همچون "بهزاد نبوی" و "مصطفی قنادها" صمیمیت می‌یابد. از دوستان نزدیک و همفکر وی در دوران حضور در سازمان مجاهدین خلق، "حسین ابریشمچی" بوده است. "خسرو تهرانی" یک بار با "حسین ابریشمچی" جهت تربیت و آموزش تشکیلاتی سوار بر یک موتوسیکلت به زاهدان رفته و بر می‌گردد. او از همراهی "حسین ابریشمچی" در زندان با حلقه "میثمی" می‌گوید و از موفقیت "محمّدرضا سعادتی" در تلاش فشرده و سخت و کُشنده که او نیز از نزدیک شاهد آن بوده است، برای جذب برخی از اعضای حلقه آنها همچون "حسین" که منجر به حاکم شدن حلقه ی "مسعود رجوی" می‌گردد. ("حسین" برادر کوچکتر "مهدی ابریشمچی" است که بعدها دارای سمت‌های بالا در سازمان گشت و جنایت‌هایی همچون «عملیات مهندسی» را مرتکب شد. او هم اکنون ساکن پادگان اشرف است.)
{به نقل از سایت "محمّد مهدی اسلامی" منتشره در 11/6/1389:}
با پیروزی انقلاب "خسرو تهرانی" به عنوان یکی از اعضای کمیته انقلاب مرکز شروع به فعالیت نمود، سپس بازپرس و پس از آن مسئول اطّلاعات آن کمیته گشت. سپس در دوره شهید "رجایی" و زمانی که "بهزاد نبوی" بسط ید کامل داشت،‌ به عنوان مسئول دفتر اطّلاعات و تحقیقات دفتر نخست وزیری منصوب شد و در نهایت دبیر شورای امنیّت گشت که "کشمیری" از سوی او دعوت کننده جلسات بود و شأن قائم مقامی وی را داشت. یکی از مسئولیت‌های اطّلاعات دفتر نخست وزیری مسئولیت سایت‌های شنود آمریکایی‌ها در بهشهر و کبکان بوده است.
پیش از انقلاب این پایگاه‌های پیشرفته وسرّی در اختیار مطلق آمریکایی‌ها بوده و از 119 نفر پرسنل ایرانی مشغول در آن فقط سپهبد "برنجیان"، رئیس سابق ضدّ اطّلاعات نیروی هوایی، اجازه ورود به آنها را داشته است.
در جلسه شورای امنیّت که به شهادت رئیس جمهور و نخست وزیر منتهی شد، "خسرو تهرانی" یکی از کسانی بود که با مختصر جراحتی،‌ به هوش از صحنه خارج گردید. اتهاماتی که متوجه وی است شامل چگونگی نفوذ عوامل انفجار به داخل دفتر نخست وزیری و چگونگی فرصت دادن به آنها با عنوان نمودن "کشمیری" به عنوان شهید و صدور اطّلاعیه‌های بعدی است، در حالی که وی از زنده بودن "کشمیری" به دلیل مشاهده خروج وی از جلسه مطلع بوده است. همچنین وی و همکارانش متهم به مکتوم نگه داشتن برخی اطّلاعات حیاتی در راستای دستگیری کشمیری تا لحظه خروج وی از کشور هستند. خسرو تهرانی در همین راستا دستگیر و به مدّت 3 ماه هم به زندان افتاد که با پیگیری شدید دوستانش در مجلس و دولت، با مسکوت ماندن پرونده آزاد گردید.
جالب آنکه " فاطمه امیرانی"  که معمولاً خود را همسر "شهید باکری" معرّفی میکند در لینک نزدیکان فعلی "زهره کاظمی"("زهرا رهنورد") و"زهرا حاتمی" زنِ "محمّد تقی امانپور" قرار دارد.
"خسرو تهرانی" که به واسطه فعالیت اوّلیّه‌اش در کمیته مرکز توانسته بود وجهه مثبتی از خویش در ذهن آیت‌الله "مهدوی کنی" و برادرش "باقری کنی" ایجاد نماید، در سال تحصیلی 64-63 پس از ادغام دفتر اطّلاعات نخست وزیری در وزارت اطّلاعات به دانشگاه "امام صادق" (ع) رفت و مشغول تحصیل شد و در سال72 توانست دوره کارشناسی ارشد پیوسته خود را از دانشگاه "امام صادق" در رشته علوم سیاسی و معارف اسلامی، با تز پایان نامه «ساخت روانی و جامعه شناسانه سازمان مجاهدین خلق ایران با نگاه به مباحث تکنیکی» به پایان برساند.
وی سابقه تدریس در دانشگاه تهران، دانشگاه علّامه "طباطبائی"، دانشکده فنون و علوم سیاسی و حضور به عنوان پژوهشگر مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری را در کارنامه خود دارد و هم اینک معاون آموزشی و پژوهشی مؤسسه آموزش عالی غیرانتفاعی ارشاد دماوند است.
تهرانی پیش از انقلاب از اعضای سازمان مجاهدین خلق بود و یکی از مقاماتی بود که پس از انفجار دفتر نخست وزیری در ۸ شهریور ۱۳۶۰ به دست داشتن در این حادثه متهم گردیدند و حتی مدتی نیز زندانی شد.
خسرو قنبری (تهرانی) حدوداً یک سال پس از واقعه مزبور(یعنی ماجرای بمبگذاری در دفتر نخست وزیری که در شنود اشباح به آن اشاره شده است) در شهریور سال 60 وارد دانشگاه امام صادق علیه السلام شده و به شماره دانشجویی 633045119 تحصیل در رشته معارف اسلامی و علوم سیاسی را آغاز کرده است و پایان نامه خود را نیز در سال 1372 با عنوان «ساخت روانی و جامعه شناسانه سازمان مجاهدین خلق ایران با نگاه به مباحث تکنیکی» با مشاوره «احمد علم الهدی» و «محمد محمدی ری شهری» و به راهنمایی دکتر سریع القلم ارائه می دهد. وی همچنین سابقه تدریس در دانشگاه علامه طباطبایی و دانشگاه تهران را دارد.
هفته نامه شهروند امروز در سال ۱۳۸۷ به دلیل انتشار مقاله‌ای از خسرو تهرانی در مورد مجاهدین خلق در آستانه توقیف قرار گرفت. تهرانی در بخشی از مقاله مسعود رجوی را فردی هشیار و زیرک و دارای قدرت تئوریزه کردن بحران‌ها نامیده بود.
خسرو تهرانی كه برای اولین بار تصویرش در شنود اشباح منتشر شد، روابط نزدیكی با روحانیون نسل اول انقلاب همچون آیت‌الله مهدوی كنی دارد. وی پس از ماجراهای 8 شهریور 1360 كه مدتی كوتاه را در زندان سپری كرد، به دانشگاه امام صادق تحت مدیریت آیت‌الله مهدوی كنی رفت و تا مقطع فوق لیسانس به تحصیل پرداخت.
در زمان انتشار جلد اول كتاب شنود اشباح كه حاوی اتهامات سنگینی به خسرو تهرانی بود، آیت‌الله مهدوی كنی در درس اخلاق خود به شدت به این كتاب انتقاد كرد و آن را «بچه‌بازی» نامید. رئیس دانشگاه امام صادق علیه السلام، در سخنان خود از خسرو تهرانی به عنوان «انسانی خوب و ارادتمند روحانیت» یاد کرد و گفت: «من خودم در آن زمان وزیر كشور بودم و شما نباید در باره این مسأله (ماجرای 8 شهریور 1360) این‌گونه حرف بزنید.»

نقش خسرو تهرانی در انفجار دفتر نخست وزیری
رازهای آن فاجعه بزرگ سر به مهر باقی ماند. اما این معما در بزنگاه های بعدی حوادث سیاسی همواره به عنوان یک قرینه برای شناسایی جریان های منحرف از اصول انقلاب، از حافظه تاریخی ناظران به تحلیل آنان جاری شده است. همواره این سوال وجود داشته است که مثلا محسن سازگارا که ابتدا به عنوان یار نزدیک ابراهیم یزدی وظیفه مسلط ساختن دولت موقت بر نهادهای انقلاب را داشت، چگونه به جمع یاران بهزاد نبوی در دولت رجایی شهید راه یافت تا به منظور ایجاد فرصت برای فرار کشمیری برای او جنازه سازی کند و در عین حال سال ها در سلک مدیران میانی دولت خط امام به فعالیت ادامه دهد و ناگهان در نیمه دهه هفتاد بار دیگر از نقش نفوذی خود چهره گشایی کند و سرانجام در سیمای یک عنصر افراطی راست گرا در خدمت مجموعه نومحافظه کاران آمریکایی در موسسه آمریکن اینترپرایز درآید؟!
انتحار سیاسی منافقان در بهار 1360 روند سیاسی را به سمت حذف این گروه و دیگر گروه های محارب و نیز انزوای جریان های مخالف خط امام در حکومت هدایت کرد و در دوره دو ساله بین 1360 تا 1362 شخصیت های ارزشمندی را از نظام جمهوری اسلامی گرفت. اما این دوران به واقع، زمانه تثبیت مدیریت خط امام(ره) بر کشور بود. با این حال رازآلودگی برخی از حوادث، آغازی بر پیدایش نگرانی هایی در دل حامیان امام نسبت به ماهیت برخی از همراهان قبلی شد. فاجعه هشتم شهریور و مسائل اولین روزهای پس از آن بیش از هر چیز به این فضا دامن می زد. در روز تشییع شهدای هشتم شهریور در کنار اجساد مطهر شهیدان رجایی و باهنر و نیز شهید «دفتریان» یک کیسه خاکستر به عنوان جنازه کشمیری بر فراز دستان مردم عزادار نهاده شد. در روزهای بعد و با از پرده برون افتادن واقعیت، این سوال پیش آمد: به فرض آن که بنابر استدلال افرادی مثل بهزاد نبوی، کشمیری تنها با استفاده از فقدان دستگاه اطلاعاتی قوی توانسته بود به مسئولیت دبیری جلسات شورای امنیت کشور راه یابد، چه کسانی در نخست وزیری با معرفی این کیسه خاکستر به عنوان جنازه کشمیری باعث استمرار غفلت نسبت به نقش وی در این جنایت شدند؟
دکتر زرگر نماینده وقت مجلس با تکیه بر دانش پزشکی خود پودر شدن تمام اجزای بدن و خصوصا اجزایی مثل جمجمه در چنین انفجاری را محال دانسته بود. همه قرائن از وجود همدستانی برای کشمیری در نخست وزیری حکایت داشت که حتی پس از انفجار می توانند جنازه سازی کنند.
آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان کسی که سعی در رفع التهاب در جبهه خط امام را داشت در خاطرات خود از روزهای اول پس از فاجعه هشتم شهریور تأمل کنندگان در این ماجرا را «شایعه پردازان و تفرقه اندازها» و ضد انقلاب «که برای ایجاد تفرقه بین حزب جمهوری اسلامی و مجاهدان انقلاب اسلامی و ایجاد جو سوءتفاهم دست به این شیطنت ها می زنند» توصیف کرده است. اما این واقعیت قابل انکار نبود که به رغم شهادت بسیاری از شاهدان بر خروج کشمیری از نخست وزیری قبل از وقوع انفجار، برخی از دست اندرکاران این نهاد مثل محمدمحسن سازگارا و تعداد دیگری از نزدیکان بهزاد نبوی خبر دروغ شهیدشدن کشمیری را به مجلس و رادیو منتقل کردند. این افراد مثل خسرو قنبری تهرانی حتی مدتی را در بازداشت به سر می بردند اما فقدان دلیل کافی برای احراز اتهامات آنها باعث آزادی شان شد. شهید لاجوردی جدیت خاصی در پیگیری این پرونده داشت اما مرحوم زواره ای از تلاش عده ای برای نیفتادن پرونده به دست لاجوردی یاد می کند. ورود شهید لاجوردی به پیگیری پرونده نیز با خودکشی تقی محمدی کاردار ایران در افغانستان که در ارتباط با این پرونده به تهران فراخوانده و بازداشت شده بود، استمرار نیافت. به گفته مرحوم سیدرضا زواره ای، تقی محمدی با پیگیری شهید لاجوردی مطالبی را عنوان کرده بود که توجهی به آن نشده بود. مرحوم زواره ای همچنین با یادآوری بازجویی های حضار جلسه 8 شهریور نخست وزیری، از قرارگرفتن غیرمعمول کشمیری در کنار صندلی رئیس جمهور (مکان همیشگی استقرار خسرو تهرانی مسئول اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری) و سپس خروج او از جلسه پس از یک گفت وگوی کوتاه با خسرو تهرانی در انتهای میز جلسه به عنوان قرائن مربوط به ردیابی عوامل دیگر این حادثه یاد می کند. به طور کلی مرحوم زواره ای و شهید لاجوردی پیگیرترین مسئولان در قبال این ماجرا در آن مقطع بودند. شهید لاجوردی حتی در وصیت نامه خود به کسانی که از آنها به عنوان منافقان جدید یاد می کند، اشاره دارد. در خلال تحقیقات همچنین برخی از عناصر امنیتی نسبت به ترتیب اثرندادن افرادی مثل رضوی (عضو سازمان مجاهدین انقلاب و اطلاعات نخست وزیری) به گزارش هایی درباره سوابق هواداری کشمیری از منافقان در ماه های پیروزی انقلاب و نیز سرقت اسناد سری نیروی هوایی ارتش شکایت داشتند. توضیحات رضوی و دیگر مسئولان اطلاعات نخست وزیری با توجه به مشارکت پیگیر آنان در مبارزه با جریان های انحرافی، حتی افرادی مثل آیت ا... مهدوی کنی را به نقش نداشتن آنها در این ماجرا متقاعد می ساخت. آیت ا... مهدوی کنی درباره به کارگیری کشمیری در نخست وزیری یادآور می شود: «از این اشتباهات در گزینش افراد در اوایل انقلاب زیاد رخ داده و لذا بنده همیشه از اینها دفاع می کردم به خصوص از خسرو تهرانی که اتهام بیشتری داشت. من می گفتم من اینها را می شناسم. زیرا در کمیته به خصوص خسرو با ما همکاری داشتند. بعد هم در نخست وزیری ایشان در قسمت امور محرمانه اطلاعات بود. لذا هر وقت از من در مورد این آقایان سوال می کردند من آنها را تبرئه می کردم و می گفتم من نمی توانم به این اتهام بزنم. البته خانواده شهید باهنر از من گله داشتند که تأیید و تبرئه مهدوی سبب شد که متهمین واقعی از مجازات نجات پیداکنند.»
واقعیت این است که برای تبرئه بهزاد نبوی، خسرو تهرانی و دوستانش از اتهام همراهی با کشمیری دلایل زیادی وجود داشت. کشمیری از زمان کشف کودتای نوژه توانسته بود در چهره یک فرد متدین حزب اللهی فعال و جدی ظاهر شود و همکاران او در ارتش نیز دچار خوش بینی نسبت به وی بودند. رفتار کشمیری از پیچیدگی خاصی برخوردار بود. خود او در خاطراتش که نشریه منافقین با امضای محفوظ به چاپ رسانده یادآور شده است: «بالاترین مهره های رژیم به ....نخست وزی احضار شدند. از طریق چند تن از آنها که قبلا با آنها صحبت کرده بودم مسئله چک برخی افراد و این که نفوذی مجاهدین نباشند را مطرح کردم و بعدا خودم نیز وارد شدم و نظراتی دادم این نفوذی جریان نفاق چنان جلب اعتماد کرده بود که پیگیری مقدمات یک حمله هوایی برای انهدام مرکز فرستنده رادیویی منافقان در خاک عراق به او سپرده شده بود.
حتی اگر کسی می دانست که کشمیری در ابتدای انقلاب از مجاهدین خلق هواداری می کرده و عباس دلنواز نامزد منافقان برای نمایندگی مردم اسلام آباد غرب در انتخابات مجلس اول پسردایی و برادر همسرش بوده است با توجه به وجهه بعدی کشمیری که همکاری در جهت مبارزه نیروهای خط امامی با ضد انقلاب بود شاید در آن شرایط حساسیت چندانی نشان نمی داد چنان که ماهیت «کلاهی» عامل انفجار حزب جمهوری اسلامی نیز پس از رایزنی مأموران اطلاعاتی سپاه با انجمن اسلامی دانشگاه محل تحصیل او روشن شد و قاتل شهید قدوسی نیز توانسته بود در دادستانی انقلاب جا خوش کند. دستگاه اطلاعاتی دقت چندانی در این امر نداشت که معرفی کشمیری توسط رئیس دفتر مهندس بازرگان نخست وزیر دولت موقت (حلیمی) به ارتش برای حفاظت از اسناد نیروی هوایی دلیل کافی برای صلاحیت او نبوده است. بر این اساس آقای ری شهری معرفی کشمیری به نخست وزیری را قصور و نه تقصیر «محمدکاظم رضوی» می داند. به هر حال پیگیری پرونده 8 شهریور با تمام ادله حاکی از قصور یا تقصیر دست اندرکاران اطلاعاتی قبل از آن که به نتیجه محکمه پسندی برسد با اصرار افرادی مثل آقای سیدمحمد موسوی خوئینی ها و در شرایطی که کشور در مرحله حساسی از دفاع مقدس قرار گرفته بود به دستور حضرت امام متوقف شد و رازهای آن فاجعه بزرگ سر به مهر باقی ماند. اما این معما در بزنگاه های بعدی حوادث سیاسی همواره به عنوان یک قرینه برای شناسایی جریان های منحرف از اصول انقلاب، از حافظه تاریخی ناظران به تحلیل آنان جاری شده است. همواره این سوال وجود داشته است که مثلا محسن سازگارا که ابتدا به عنوان یار نزدیک ابراهیم یزدی وظیفه مسلط ساختن دولت موقت بر نهادهای انقلاب را داشت، چگونه به جمع یاران بهزاد نبوی در دولت رجایی شهید راه یافت تا به منظور ایجاد فرصت برای فرار کشمیری برای او جنازه سازی کند و در عین حال سال ها در سلک مدیران میانی دولت خط امام به فعالیت ادامه دهد و ناگهان در نیمه دهه هفتاد بار دیگر از نقش نفوذی خود چهره گشایی کند و سرانجام در سیمای یک عنصر افراطی راست گرا در خدمت مجموعه نومحافظه کاران آمریکایی در موسسه آمریکن اینترپرایز درآید؟!



طبقه بندی: فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: انفجار نخست وزیری، ماجرای هشتم شهریور، شهید رجایی، شهید باهنر، رضا گلپور، مسعود کشمیری، خسرو تهرانی، خسرو قنبری، دانشگاه امام صادق، متهم، ترور، منافقین، مجاهدین خلق، انقلاب اسلامی، سال 61، حمله، پژوهش، آمریکا، اسرائیل، ایران، اسناد محرمانه،
دنبالک ها: مطلب رضا گلپور در این رابطه،
[ دوشنبه دهم مردادماه سال 1390 ] [ 09:05 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) خطاب به آیت‌الله لاریجانی:

با محاكمه فوری موسوی و كروبی مانع فوران خشم انقلابی مردم شوید

بسم الله الرحمن الرحیم

إِنَّمَا جَزَاء الَّذِینَ یُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الأَرْضِ فَسَادًا أَن یُقَتَّلُواْ أَوْ یُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ یُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیَا وَلَهُمْ فِی الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِیمٌ(مائده/33)

سزای کسانی که با (دوستداران) خدا و پیامبر او می جنگند و در زمین به فساد می کوشند، جز این نیست که کشته شوند یا بر دار آویخته گردند یا دست و پایشان در خلاف جهت یکدیگر بریده شود یا از آن سرزمین تبعید گردند. این ، رسوایی آنان در دنیاست و در آخرت عذابی بزرگ خواهند داشت.

"گوش های خودتان را باز كنید من همان طوری كه با شاه عمل كردم و هم ملت ما همان طوری كه با محمدرضا عمل كرد، با اشخاصی كه بخواهند فساد ایجاد كنند، با اشخاصی كه بخواهند تشنج ایجاد كنند، با اشخاصی كه می خواهند صف آرایی كنند در مقابل دادستانی، در مقابل مجلس، در مقابل ارگان های دیگر من همان خواهم كرد كه با محمدرضا كردم"
امام خمینی ( رحمت ا... علیه)

اكنون در حالی وارد سی و سومین بهار انقلاب اسلامی شده ایم كه شاهد رویش جوانه های این انقلاب در سایر بلاد مسلمین هستیم.لبنان، عراق، مصر، تونس تنها بخشی از گواهان این مدعا هستند كه پیام آزادگی و مقاومت در مقابل طاغوت و استكبار انقلاب اسلامی را به درستی شنیده و درك نموده اند. امروز موج عظیم بیداری اسلامی در سر تا سر بلاد اسلامی حاكم شده است.

چه كنیم كه عده ای افراد مغلوب هوی و هوسهای نفسانی و گرفتار ظلمات درونی نمی توانند این خروش بیداری مبعث از انقلاب اسلامی را بشنوند. چه كنیم كه برخی از عوامل دشمن مستكبر همیشه در كمین نظام اسلامی دیده بر حقایق عالم بسته اند. خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِیمٌ. چه كنیم كه فتنه گران دیروز و آشوب طلبان و محاربان امروز حقایق وقایع را به گونه ای دیگر تفسیر نموده و  سعی در مصادره نهضت بیداری اسلامی به نفع مطامع پوچ و باطل خویش دارند. یُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ .

كسانی كه سال گذشته فتنه ای بی سابقه در مصاف با نظام اسلامی تدارك دیده و به راه انداختند، كسانی كه نشاط انتخابات88 را با نادانی خویش به هیجان مبدل كرده و سپس با طرح ادعای دروغین و دیكته شده ی دشمنان مغضوب مردم، تغلب در انتخابات را مطرح كرده و با لگدمال نمودن قوانین، آشوب و اغتشاش جشن حضور چهل ملیونی مردم را به تلخی كشاندند، كسانی كه چرخ پیشرفت كشور را با منفعت طلبی خویش كُند كرده و موجبات كشته و مجروح شدن بسیاری از هموطنان مسلمانمان را فراهم آوردند و راه را برای ترور دانشمندان هسته ای مان توسط مزدوران اسرائیل و آمریكا هموار نمودند؛ امروز همانهایی هستند كه بیست و پنج بهمن را به روز اغتشاش و آشوب تبدیل كرده و اصرار خویش در ادامه ی مسیر غلط و دشمن شادكن دیروزی را نشان می دهند.

جای تعجب نیست از اینكه این دشمنان امروزی انقلاب نتوانستند كثرت جمعیت و ندای مردمی شركت كنندگان در 9 دی88، 22بهمن88، 14 خرداد89، 9دی89، 22بهمن89 و هزاران تجمع كوچك و بزرگ در جای جای میهن اسلامی را بشنوند.به راستی چه باید كرد تا این دو و سایر همراهانشان صدای تنفر و بیزاری و اعلام برائت ملت از آنان  را بشنوند؟

آیا جز این نیست كه اینان از فضای رأفت اسلامی سوء استفاده كرده اند؟ مگر غیر از این است كه هزاران شكایت مردمی از سران فتنه به دستگاه قضایی كشور ارسال شد و مسئولین دستگاه قضایی به خاطر برخی مصالح از محاكمه ی سران فتنه بازایستادند؟ به راستی چرا باید عرصه برای تاخت و تاز این دشمنان نظام اسلامی گشوده باشد؟ و چرا عده ای بی گناه از مردم كشور و مأمورین انتظامی و نیروهای فداكار بسیجی تاوان ندانم كاری ها ، آشوب گری ها و اغتشاشات این دو را بدهند؟ مسئول خون های به ناحق ریخته شده و جبران خسارت های مادی و معنوی بوجود آمده از اغتشاشات و آشوب های سال گذشته و 25بهمن امسال كیست؟

این را نیز ناگفته نگذاریم عملكرد دستگاه های مسئول در تعلل و برخورد با این دو متهم فرصت طلب و ایجاد هزینه ای دیگر برای مردم و نظام اسلامی و نیز عملكرد نیروی انتظامی در فتنه سال گذشته و اغتشاش دیروز درعدم برخورد جدی و شایسته با آشوب گران برای ما محل سؤال  و ابهام است؟
ریاست محترم قوه قضائیه؛ دیگر وقت آن رسیده است كه به درخواست دیرین مردم در محاكمه ی سران دیروزی فتنه و دشمنان امروزی حكومت اسلامی جامه ی عمل پوشیده و هزاران صفحه مدرك و مستندات موجود در محكومیت این دو را به دادگاه عدل اسلامی عرضه نمایید.

حضرت آیت ا... آملی لاریجانی؛ شما در عملكرد گذشته تان نشان داده اید كه بر اجرای دقیق قانون و بر هم زنندگان نظم و امنیت عمومی اصرار دارید و به طور قاطع با خاطیان برخورد نموده اید. اكنون زمان آن فرا رسیده است برخورد عدالت محور و بدون اغماض از اتهامات این دو متهم بزرگ خسارات بی شمار مادی و معنوی به حكومت اسلامی را عملی كنید.

بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام ضمن محكومیت اقدامات آشوب طلبانه ی دو معاند نظام اسلامی و دیگر محاربان در ایجاد و شكل گیری برخی ناآرامی ها ی بیست و پنجم بهمن ماه از دستگاههای مسئول به ویژه نیروی انتظامی و قوه ی قضائیه خواستار است با دو متهم اصلی و مسببان این حادثه و سایر آشوب گران برخوردی فوری ، قاطع و مطابق قانون گردد. به نظر می رسد برخی خواص خاموش و دارای موضعی مبهم نیز اكنون  خط و ربط خویش را به صورت دقیق واضح از این معاندین جدا نمایند.

امید است تا با اقدام جدی و سریع قوه ی قضائیه مانع از فوران خشم انقلابی مردم در برخورد با این دو دست نشانده عوامل استكبار بشود.زیرا این همان مصداق لبیك به ندای امام راحل و مجاهد كبیر قرن است كه فرمودند: "و مردم و جوانان حزب اللهی اگر برخورد به یكی از امور مذكور نمودند به دستگاههای مربوطه رجوع كنند و اگر آنان كوتاهی نمودند، خودشان مكلف به جلوگیری هستند".

بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق( علیه السلام)




طبقه بندی: رخدادهای روزانه،
برچسب ها: بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق، دانشگاه امام صادق، میرحسین منافق، کروبی منافق، اغتشاشات خیابانی، 25 بهمن، مجازات عوامل فتنه، آمریکا، اسرائیل،
دنبالک ها: با محاكمه فوری موسوی و كروبی مانع فوران خشم انقلابی مردم شوید، بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) خطاب به آیت‌الله لاریجانی،
[ چهارشنبه بیست و هفتم بهمنماه سال 1389 ] [ 07:17 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

این مطلبی است که حدود یک ماه پیش برای نشریه "حیات" متعلق به بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام فرستادم و چندی پیش هم منتشر شد.

اگرچه مطلب مذکور بیشتر جنبه جمع آوری مطالب و فیش هایی از گوشه و کنار دارد و کمتر با قلم شخصی خودم آراسته شده! اما نتیجه گیری منطقی، عقلانی و منصفانه ای از آن صورت گرفته و آن اینکه این عصر دیگر عصر امام خامنه ای است...

البته مطلبی دیگر هم به تقاضای عبدالحمید بیات دبیر تحریریه حیات در مورد ماجرای مصر نوشته ام و اسلام ناب نوشته ام که انشاءالله با انتشار شماره بعدی حیات آن را هم منتشر می کنم.

منتظر نظرات هستم. راستی اقوالی که در این مطلب از برخی معاندین انقلاب اسلامی آورده شده همگی دارای سند و پاورقی بود که در همان شماره حیات هم منتشر شد ولی در این وبلاگ نیامده.

یا علی

******

1. چه مخالف و دشمن خونی رهبر جمهوری اسلامی باشی و چه هوادار افراطی و سینه چاک او و چه حتی در این میانه، نظری بینابینی داشته باشی، نمی توانی منکر توانایی ها و تیزهوشی شخصی آیت الله خامنه ای شوی.
حضور حداقل 40 ساله این روحانی مشهدی ترک تبار در بالاترین سطح سیاست ایران که بیش از 25 سال از آن به عنوان رئیس جمهور و رهبر نظام سیاسی حاکم بر ایران گذشته و کسب تجربه ای بی بدیل از شرایط انقلابی گرفته تا جنگی ویرانگر و هشت ساله، او را به "رهبری سیاسی" با اشرافی قابل قبول بر حوزه های مختلف سیاسی، امنیتی، بین الملل، اجتماعی و... تبدیل کرده است.
بی شک همین تجربه گرانبها و توانایی های کسب شده توسط آیت الله خامنه ای در سال های طولانی سیاست ورزیش بوده که باعث شده او بتواند جایگزین چهره کاریزماتیک و به ظاهر بی جانشینی چون روح الله خمینی در مقام رهبری جمهوری اسلامی شود و به هر لطایف الحیلی که شده، نظام سیاسی به جای مانده از او را بیش از دو دهه حفظ کند.
2. بیش از دو دهة پر فراز و نشیب پس از رحلت امام خمینی (ره) با پیدایش جریانات فکری و سیاسی مختلف و بروز بحران های متعدد پنهان و پیدا در مسیر انقلاب اسلامی یک برهة تاریخی و حساس از انقلاب  اسلامی را تشکیل می دهد که مدیریت و کنترل آن بی شک نمی تواند مسئله ای ساده و آسان باشد.
عبور کشور از دو مقطع سازندگی و اصلاحات و خنثی سازی توطئه های پیچیده و طراحی شدة برخی از چهره های سیاسی با پشتیبانیِ آشکارِ بیگانگان نه تنها قدرت مدیریتیِ رهبری را نشان می دهد بلکه گواه اشراف کامل ایشان بر حوزه های گوناگون اعم از سیاسی، امنیتی، اقتصادی، علمی، فرهنگی و هنری است.
گذر از وقایع و جریاناتی نظیر ماجرای میکونوس، قتل های زنجیره ای، پروندة سعید امامی، اصلاح قانون مطبوعات، انتخابات دورة ششم مجلس شورای اسلامی با تمام حواشی قبل و بعد آن، ترور سعید حجاریان، توقیف روزنامه سلام و اتفاقات 18 تیر 78، پرونده حمله به کوی دانشگاه تهران، ترور شهیدان لاجوردی و صیاد شیرازی توسط منافقین، جلوگیری از اجرایی شدن نقشه عملیاتی دشمن در حمله نظامی به ایران پس از ورود آمریکا و متحدانش به افغانستان و عراق و از همة این ها بالاتر، ماجرای پیچیدة هسته ای و نیز اتفاقات مربوط به انتخابات سال 84 ریاست جمهوری و دستور رهبری برای تایید صلاحیت 2 تن از کاندیداها و نیز خنثی سازی فتنه پیچیده و طراحی شدة سال گذشته که همگی با تدبیر خاصة رهبری و زیرکی ایشان با هدایت و راهبردی شگرف به سرانجامِ مورد میل بیگانگان و دشمنان نظام نرسید.
3. فتنه 88 علیرغم همه ی سختی ها و تلخ کامی هایش توانست پرده از چهره برخی از افراد سابقه دار در نظام انقلاب اسلامی بر دارد و ماهیت حقیقی آنان را نشان دهد. فتنه 88 نشان داد که که چه کسانی بنا به دلبستگی به نظام اسلامی در کنار امام(ره) ایستاده بودند و چه کسانی از روی پیروی هواهای نفسانی و در پی کسب قدرت. فتنه 88 نشان داد چقدر افراد حاضرند مصلحت های نظام اسلامی را که خون 300 هزار شهید در پای آن ریخته شده بر منافع شخصی و حزبی خود ترجیح دهند. فتنه 88 نشان داد که چقدر اشخاص نسبت به ادعای خود در اعلام ولایتمداری و پیروی از ولی فقیه زمان پایبند هستند و نهایتاً اینکه، فتنه 88 نشان داد چه کسانی در ایام فتنه به یاری رهبر و مقتدایشان می شتابند و با ندای أین عمار وی لبیک می گویند و چه کسانی سکوت خائنانه و مصلحت اندیشانه را پیشه می کنند...
اما فتنه 88 چیزی دیگر را نیز نمایان ساخت و آن رهبری بی همتای مولایمان حضرت امام خامنه ای بود.


4. فتنه 88 توانست بر دهان همه آنانی که در توانایی رهبری امام خامنه ای ایجاد شک و شبهه می کردند بکوبد و قدرت هدایت کشتی انقلاب از امواج خروشان بلا و فتنه را توسط ایشان روشن سازد. چه بسیار بودند و هستند کسانی که می خواهند به بهانة تمجید و تجلیل از رهبری امام خمینی (ره) مقام و شأن رهبر معظم انقلاب را به زعم باطل خویش زیر سئوال ببرند.
سید حسن نصر الله: خروج از بحران ها به برکت رهبریِ امام خامنه ای
امروز رهبر در جمهوری اسلامی، امام سید خامنه ای قریشی هاشمی، فرزند پیامبر خدا و فرزند علی بن ابی طالب و فاطمه زهراست… من امروز به شما تأکید می کنم که این ایران، نظام و حکومت و مردم و نخبگانش به برکت وجود رهبری حکیم، شجاع، رحیم، مدیر و مدبر، رهبری تاریخی که جناب امام سید خامنه ای – سایه اش پاینده باد – است، و به برکت حضور تاریخی سی ساله مردم، امروز نیرومندتر از پیش، از بحران خارج شده و همین گونه که هست خواهد ماند ...".
هوشنگ اسدی: «امام خامنه ای» مردی بسیار پرهیزگار
هوشنگ اسدی ضد انقلاب فرار و مقیم خارج کشور و هم سلولی رهبر جمهوری اسلامی در دوران شاه، در کتاب خود با عنوان "نامه هایی به شکنجه گرم" به بخش هایی از حضور 6 ساله ای خود در زندانهای جمهوری اسلامی ایران می پردازد.
اسدی (امام) خامنه ای را در زندان، مردی بسیار پرهیزگار توصیف می کند که در نماز به گریه می افتاد. او می افزاید: "به شکلی جدی و با هیبت وضو می گرفت. بیشتر وقت خود مخصوصا وقت غروب را روبروی پنجره می گذراند. قرآن را به آرامی گوش می کرد. نماز می خواند و سپس گریه می کرد و صدایش از گریه بلند می شد. در پیشگاه خدا به کلی خود را می باخت. چیزی در آن روحانیت بود که با دل سخن می گفت."
بنی صدر: توانایی تحسین بر انگیز «امام خامنه ای» در حفظ نظام
به گزارش «فردا»، ابوالحسن بنی‌صدر، اولین رئیس‌جمهور ایران که به حکم مجلس شورای اسلامی و تائید امام خمینی از مقام خود عزل شد، در گفت و گو با آبزرور گفت: اگر ایشان [امام خمینی(ره)] زنده بودند، صدها بار به آقای خامنه‌ای آفرین می‌گفتند.
بنی‌صدر افزود: دلیل این تحسین این است که آقای خامنه‌ای به خوبی توانسته نظامی که آقای خمینی ایجاد کرد را حفظ کند.
رویترز: نمایش قدرت رهبری در سفر به قم
خبرگزاری رویترز طی گزارشی سفر رهبر انقلاب به قم را موفقیتی سیاسی و نمایش وحدت ارزیابی کرد.رویترز در گزارش خود به قلم پل تیلور از پاریس با بیان اینکه رهبر ایران با جمع کردن روحانیون بلندپایه شهر مقدس قم در اطراف خود توانسته است یک موفقیت سیاسی کسب کند نوشت: گرد آمدن این روحانیون در اطراف رهبر معظم ایران نمایشی از وحدت است.رویترز همچنین در گزارش خود به سخنان رهبر انقلاب پیرامون وحدت ملی اشاره کرد.
این خبرگزاری انگلیسی به دیدار مراجع تقلید با رهبر معظم انقلاب اشاره و تصریح کرد: شایعات منتشر شده مبنی بر بایکوت کردن آیت الله خامنه ای توسط این روحانیون بلندپایه در جریان سفر به قم بی اساس بوده است.
رویترز در بخش دیگری از گزارش خود نوشت: این نمایش وحدت در قم بعد از سفر موفقیت آمیز محمود احمدی نژاد به لبنان صورت گرفت.
این گزارش به نقل از یک دیپلمات بلندپایه غربی خاطرنشان کرد: سفر آیت الله خامنه ای به قم نشان می دهد رهبری ایران این قدرت را دارد که جناح های مختلف را وحدت بخشد و این پیامی به کسانی تلقی می شود که امیدوار بودند کشمکش های درونی به فروپاشی نظام منتهی شود.
رویترز در گزارش خود خاطرنشان کرد که حتی برخی از روحانیونی که انتقاداتی در ماه های گذشته داشتند به دیدار آیت الله خامنه ای شتافتند.
نیوزویك: امام خامنه ای، محبوب‌ترین چهره‌ سیاسی ایران
بر اساس این گزارش، "مازیار بهاری " نویسنده نیوزویك كه چندین ماه به دلیل شركت در اغتشاشات بازداشت بود، تأكید كرده است كه رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله "علی خامنه‌ای "، تنها چهره سیاسی بسیار محبوب در ایران است.
5. اینها تنها بخشی کوچک از گفته های شخصیت های مطرح جهان و نیز اعترافات دشمنان نظام اسلامی بود که در بالا آمد. بی شک امروز نمی توان شجاعت و تدبیر امام خامنه ای را با کسی قیاس کرد. اگرچه امام خمینی (ره) توانست تحولی شگرف و عظیم را در دنیای معاصر بوجود آورد و انقلاب اسلامی نیز بی نام او در هیچ کجای جهان شناخته نمی شود اما باید به این نکته اذعان کرد که 20 سال رهبری امام خامنه ای و پشت سر گذاشتن فتنه های پیچیده و موقعیت های حساس نشان از آن دارد که بیشتر از گذشته و با عنایت به این مسئله باید به اندیشه ها و نحوه مواجهه ایشان با جریانات مختلف توجه داشت و سیره عملی و فکری ایشان را دریافت و به جهان معرفی کرد.
به نظر می رسد این عصر را، باید عصر امام خامنه ای مدظله العالی دانست...




طبقه بندی: تفکر، فکر نوشت،
برچسب ها: امام خامنه ای، امام خمینی، نشریه حیات، حیات، ماهنامه حیات، بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، یادداشت، بیات، دانشگاه امام صادق، مرجعیت علمی،
[ چهارشنبه بیستم بهمنماه سال 1389 ] [ 10:43 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
امشب اولین شبی است بعد از محرم که برای نماز جماعت صبح تو مسجد میمونم!
به برکت نیمچه حس عدالتخواهانه ای که تو وجودمون مونده!
به برکت یه ذره غیرتی که هنوز برامون باقی مونده!
به برکت چیزایی که از همین دانشگاه یاد گرفتیم!
و به لطف اوامر و فرمایشاتی که حضرت آقا به دانشجویان فرمودند (به کوری چشم دشمنان ایشون)
ظهر گذشته بعد از نماز این حرکت در اعتراض به اخراج و یا تعلیق دانشجوی دختر از پردیس خواهران دانشگاه امام صادق علیه السلام شروع شد و انشاءالله تا دفع کامل فتنه گران و ظالمان به حقوق دانشجویان بی پناه هم ادامه خواهد داشت.
این اتفاقات و رخدادهای دانشگاه که می توان گفت به طور مشخص از سال 87 آغاز شده از ابتدای امسال هم با حذف استاد فیاض از دانشگاه و کنار گذاشتن سید صالح هاشمی گلپایگانی شروع و پیگیری شد و بعد از مدتی سکون در پی رویداد اخیر دوباره شکل گرفت!
این حجم اعتراض و تحصن دانشجویی تا کنون در دانشگاه سابقه نداشته و نوید بخش آغاز تحول و تغییراتی است که منجر به اصلاح ساختاری دانشگاه و قرار گرفتن در مسیر مطالبات رهبری - یعنی مرجعیت علمی - خواهد شد.
از بعد از نماز مغرب و عشای شب گذشته حدود 200 نفر از دانشجویان عدالتخواه و دغدغه مند با طرح سئوالاتی از دکتر سعید مهدوی خواستار پاسخگویی ایشان نسبت به اتفاقات اخیر بودند که با بی اعتنایی و بی احترامی ایشان مواجه شدند.
این تحصن که هم اکنون نیز ادامه دارد و در بین امتحانات پایان ترم دانشگاه واقع شده است تا تعیین تکلیف دانشجویان ادامه خواهد داشت.
اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام خواهد شد.



طبقه بندی: رخدادهای روزانه،
برچسب ها: دانشگاه امام صادق، پردیس خواهران، واحد خواهران، اخراج دانشجوی دختر، عدالتخواهی، مطالبه گری، مرجعیت علمی، سعید مهدوی کنی، تحصن دانشجویی، مسجد،
[ سه شنبه بیست و هشتم دیماه سال 1389 ] [ 02:50 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic