آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ

بیانات رهبر معظم انقلاب همیشه بعنوان یک سند راهبردی برای مسئولان و معتقدان به نظام اسلامی باید باشد. جدای از فرمایشات سیاسی رهبری غالباً به توصیه های اخلاقی ایشان یا توجه نمی شود و یا کمتر مورد عنایت قرار می گیرد. نمی دانم تا کنون چقدر از ما نسبت به امام خامنه ای مدظله العالی به عنوان یک استاد اخلاق نگاه کرده ایم ولی باید دانست که همیشه ایشان در ابتدای فرمایشات خود بخشی را به نصایح اخلاقی اختصاص می دهند.

دیدار اعضای هیئت دولت در اولین جلسه با ایشان بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نیز خالی از این نکته نبود. بسیاری از نکاتی که مطرح می شود توسط ایشان اختصاص به هیئت دولت و دستگاه اجرایی ندارد و بلکه بایستی مورد توجه همه آحاد جامعه قرار گیرد.

اکنون بخشی از توصیه های ایشان را در تاریخ 16/6/1388 که در جلسه با هیئت دولت ایراد گردیده را با همدیگر مرور می کنیم.

********

مغرور شدن، آغاز انحراف

باید همه شاكر باشیم. هر كسى كه به این كشور علاقه‌‌‌‌‌‌مند است، هر كس به اسلام و عظمت اسلام علاقه‌‌‌‌‌‌مند است، هر كس دلبسته‌‌‌‌‌‌ى امام بزرگوارمان هست، باید شكرگزار باشد این نعمت بزرگى را كه خداى متعال به ما داد. شماها البته، بیشتر هم باید شكرگزار باشید كه مسئولیت بر دوش شماست؛ بخصوص آقاى رئیس جمهور بیش از دیگران باید شكرگزار باشند. و هم شاكر باشید. هم مغتنم بشمارید و هم بر اثر این شكرگزارى، تواضعتان را بیشتر كنید. مفتخر باشید به رأى مردم، مستظهر باشید به رأى مردم؛ اما مغرور نشوید، كه اگر خداى نكرده غرور به سراغ ماها آمد، آن وقت انحرافها و انحطاطهاى گوناگونى را در پیش پاى خودمان خواهیم دید. مراقب باشید؛ این از آن دامهاى بزرگ شیطان است. معمولاً بعد از پیروزى‌‌‌‌‌‌هاى بزرگ، خطرهاى بزرگ وجود دارد.
 

پیروزی ها از آن خداست
ببینید، خرمشهر وقتى آزاد شد، خوب، خیلى پیروزى بزرگى بود - آنهائى كه درست یادشان هست، سال 61 - خیلى كار عظیمى بود؛ هم از لحاظ سیاسى مهم بود، هم از لحاظ نظامى بسیار پیچیده و مهم بود، هم از لحاظ اجتماعى و نگاه عمومى و دل مردم، چقدر مهم بود و تأثیر داشت. از همه جهت كار عظیمى بود. همه، از جاهاى مختلف آمدند. من آن وقت رئیس جمهور بودم. آقایان رؤساى جمهور چندین كشور - پنج شش تا، هفت تا كشور - آمدند اینجا با ما ملاقات كردند و صریحاً به ما گفتند كه الان دیگر وضع شما با گذشته فرق میكند؛ بعد از این فتح بزرگى كه انجام گرفت. یعنى اینقدر ابعاد داخلى و خارجى این حادثه عظیم بود. امام واقعاً یك معلم بود. امام یك معلم اخلاق بود. تا این حادثه‌‌‌‌‌‌ى عظیم، با این عظمت، با این حجم پیدا شد، از همان ساعت اول تو خیابان اثرش در روحیه‌‌‌‌‌‌ى مردم فهمیده شد، امام فوراً درد را احساس كرد، درمانش را بلافاصله داد: «خرمشهر را خدا آزاد كرد». این معنایش این بود كه فرماندهان مسلحى كه این همه سختى كشیده بودند، این همه رنج برده بودند، آن خون دلها را خورده بودند، چقدر شهیدهاى خوب و بزرگ ما در همین فتح بیت‌‌‌‌‌‌المقدس دادیم، بر اثر این همه مجاهدت، حالا این كار بزرگ انجام گرفته، اینها مغرور نشوند. سیاسیونى كه در مساند قدرت نشسته‌‌‌‌‌‌اند، از این پیروزى بزرگى كه در عرصه‌‌‌‌‌‌ى سیاسى برایشان پیدا شد، بر اثر این حادثه مغرور نشوند: «و ما رمیت اذ رمیت و لكنّ اللَّه رمى‌‌‌‌‌‌»؛(2)

اهمیت دادن به قانون
نكته‌‌‌‌‌‌ى هفتمى كه میخواهم توصیه بكنم، این است كه دولت به قانون اهمیت بدهد. بله اینى كه آقاى رئیس جمهور گفتند كه همه باید قانون را رعایت كنند، بله مسلم است؛ مجلس، قوه‌‌‌‌‌‌ى قضائیه، دستگاه‌‌‌‌‌‌هاى گوناگون، باید قانون را رعایت كنند؛ به آنها هم ما توصیه‌‌‌‌‌‌ى این را میكنیم، به شما هم توصیه میكنیم. قانون را دقیق رعایت كنید. خوب، حالا بعضى از منتقدین دولت گفتند كه دولت قانون را رعایت نمیكند. آقاى رئیس جمهور هم در جواب گفتند كه نه، این دولت قانون‌‌‌‌‌‌گراترین دولتهاست. این، دو تا ادعا شد؛ دو طرف قضیه. باز من این جا كار ندارم كه كدام طرف ترجیح دارد، كدام طرف ترجیح ندارد. من میخواهم به شما عنوان مسئولین مجریه‌‌‌‌‌‌ى كشور سفارش اكید بكنم كه به قانون اهمیت بدهید. اگر چنانچه ما اینجا قانون را در مسئله‌‌‌‌‌‌اى خاص شكستیم و عمل نكردیم، صرفاً این نیست كه یك قانون نقض شده باشد؛ بلكه معنایش این است كه یك راهى، یك خطى باز شد كه این خط، دنباله خواهد داشت. كارِ قانون‌‌‌‌‌‌شكنى اینجورى است. اینجا كه قانون نقض شد، نقض قانون یك فرصت تازه‌‌‌‌‌‌اى پیدا كرد كه به وسیله‌‌‌‌‌‌ى دیگران انجام بگیرد. لذاست كه به مسئله‌‌‌‌‌‌ى قانون، خیلى اهمیت بدهید.

سعه صدر در برابر انتقادها

نكته‌‌‌‌‌‌ى بعدى. براى شنیدن نقد، سینه‌‌‌‌‌‌ى گشاده و روى باز و گوش شنوا داشته باشید. هیچ ضرر نمیكنید از اینكه از شما انتقاد كنند. البته این انتقادهائى كه میشود، همه یك جور نیست. بعضى‌‌‌‌‌‌ها به قصد اصلاح نیست، بلكه به قصد تخریب است؛ داریم مى‌‌‌‌‌‌بینیم دیگر؛ هم از مجموعه مطبوعات خودمان، هم پشتوانه‌‌‌‌‌‌ى آنها. ده‌‌‌‌‌‌ها رادیو و تلویزیون بیگانه و رسانه‌‌‌‌‌‌ى عمومى و بین‌‌‌‌‌‌المللى در اختیار حرفها و افكارى هست كه بنایش بر تخریب است؛ یعنى هیچ بناى اصلاح ندارند. آنچه كه نقل میكنند و ذكر میكنند، براى تخریب است. لذاست كه واقعیت و غیر واقعیت و خلاف واقع و ضد واقع، همه چیز تویش است. گاهى یك چیز كوچك را بزرگ میكنند، گاهى یك چیزى كه نبوده، به عنوان یك حقیقت مسلّم جلوه میدهند. اینها البته هست. این، تخریب است. لیكن در كنار اینها، نقد هم وجود دارد؛ نقدهاى مصلحانه، خیرخواهانه. گاهى از سوى دوستان شماست، گاهى حتّى از سوى كسانى است كه دوست شما و طرفدار شما هم نیستند؛ گاهى اینجورى است. به انسان یك نقدى میشود؛ عیبجوئى‌‌‌‌‌‌اى از انسان میشود، انتقادى میشود، كه آن طرف هم دوست آدم نیست كه آدم به اعتماد دوستى او بخواهد بگوید كه خوب، ما گوش میكنیم. نه، دوست هم نیست، اما دشمن هم نیست؛ دشمنى‌‌‌‌‌‌اش هم ثابت نشده. لیكن نقد است؛ انتقاد است. آن را هم حتّى باید گوش كرد. شاید در خلال این نقدها حرفى وجود داشته باشد كه به درد ما بخورد و باید به هر حال با سعه‌‌‌‌‌‌ى صدر برخورد بشود.

توجه به نصایح علمای دینی

من این را اینجا خوب است عرض بكنم: نصیحت علماى دینى را قدر بدانید، مغتنم بشمارید. گاهى علماى دین، بزرگان دین، مراجع حتّى، نصایحى میكنند، درباره‌‌‌‌‌‌ى مسائلى توصیه‌‌‌‌‌‌هائى میكنند؛ این را مغتنم بشمرید؛ اینها را حمل بر محبت و علاقه‌‌‌‌‌‌مندى بكنید. ما میدانیم، آقایان، بزرگان علمائى كه هستند - حالا گوشه كنار كسانى بر خلاف این معنا باشند، او مورد محاسبه‌‌‌‌‌‌ى ما نیست - و امروز در مناطق مختلف، در مراكز حوزه‌‌‌‌‌‌هاى علمیه‌‌‌‌‌‌ى بزرگ و در شهرستانها هستند، اینها همه طرفدار نظام جمهورى اسلامى و قدردان نظام جمهورى اسلامى‌‌‌‌‌‌اند. مى‌‌‌‌‌‌بینند كه نظام جمهورى اسلامى چقدر در جهت پیشرفت اهداف اسلامى كار كرده و دارد كار میكند و تلاش میكند، تلاشهاى شما را هم مى‌‌‌‌‌‌بینند، كمكهاى شما و خدمات شماها را هم دارند مشاهده میكنند. یك وقت توصیه‌‌‌‌‌‌اى میكنند، از روى علاقه‌‌‌‌‌‌مندى است، از روى دلسوزى است؛ اینها را خیلى باید قدر دانست. همچنین نخبگان دانشگاه‌‌‌‌‌‌ها هم همین جور. بعضى از نخبگان دانشگاه‌‌‌‌‌‌ها مردمان خیرخواهى هستند؛ ما مى‌‌‌‌‌‌بینیم. به بنده گاهى نامه‌‌‌‌‌‌هائى مینویسند، من هم بحمداللَّه توفیق دارم، خیلى از این نامه‌‌‌‌‌‌هائى كه نخبگان و فرزانگان حوزه و دانشگاه به من مینویسند، نگاه میكنم و خودم میخوانم. اگر چه كه نامه زیاد است، همه‌‌‌‌‌‌ى نامه‌‌‌‌‌‌ها را هم انسان نمیتواند بخواند، اما بسیارى از این نامه‌‌‌‌‌‌هاى خاص را من بحمداللَّه توفیق پیدا كرده‌‌‌‌‌‌ام و خوانده‌‌‌‌‌‌ام؛ نگاه كرده‌‌‌‌‌‌ام و مى‌‌‌‌‌‌بینم. انتقاد دارند؛ به بنده، به شما، به فلان كار، به فلان اقدام، به فلان تصمیم. ممكن است ایراد داشته باشند، اعتراض داشته باشند. ممكن است آن اعتراض به نظر ما وارد هم نباشد. یعنى حتّى انسان گاهى نامه‌‌‌‌‌‌اى را كه میخواند، مى‌‌‌‌‌‌بیند كه نه، این اشكالش وارد نیست؛ بر اثر بى‌‌‌‌‌‌اطلاعى از مثلاً فلان موضوع این اعتراض را كرده است كه اگر اطلاع داشت، این اعتراض را نمیكرد. اما یك جا هم در خلال حرفها انسان مى‌‌‌‌‌‌بیند كه نه، یك نكته‌‌‌‌‌‌ى روشنى، یك حرف خوبى هست، انسان استفاده میكند. این ذهن فعالِ این انسان نخبه را، انسان براى خودش نگه دارد. شما وقتى از انتقاد او، از تذكر او استقبال كردى، در واقع ذهن او و فكر او را به عنوان یك پشتوانه‌‌‌‌‌‌اى براى خودتان نگه میدارى. او احساس میكند كه میتواند كمك فكرى براى شما باشد. این همان راهى است كه ما همیشه گفتیم بین خودتان و نخبگان باز كنید.




طبقه بندی: راه اینجاست...،
برچسب ها: امام خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، توصیه اخلاقی، بیانات، فرمایشات، رئیس جمهور، هیئت دولت، قانون پذیری، توجه به توصیه های علما، انتقاد پذیری، سعه صدر، احمدی نژاد، مخالفان، انحراف،
دنبالک ها: متن کامل بیانات معظم له در جلسه هیئت دولت، همین مطلب در جهان نیوز،
[ شنبه سی و یکم اردیبهشتماه سال 1390 ] [ 07:31 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]

گمان باطلی است اگر بپنداری که امتحان الهی تنها شامل حال کفار و مشرکین می گردد. اتفاقاً آنگاه که ایمان می آوری بیشتر در معرض امتحانات الهی هستی. اگرچه هر کدام از ما دائما در معرض امتحانات مختلف الهی هستیم اما هر امتحانی درجه ای از سختی را دارد و همگی از دشواری یکسانی برخوردار نیستند. درست آنگاه که ایمانت بیشتر می شود به امتحانی دشوار تر مبتلا می شوی و آنگاه که ادعایت نیز بزرگتر می شود دام بلایی وسیعتر برایت پهن می شود. اصلاً امتحان الهی مخصوص مومنان و دینداران است چرا که افراد بی دین چیزی برای آزمودن ندارند. أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَكُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ (عنکبوت/2)

اما سخت ترین آزمون الهی، آزمون ولایت است. همان آزمونی که تو را بین فرمان نفس خویش و امر ولیّ زمانت مخیّر می کند و این تویی که دیگر باید انتخاب کنی مسیری را که می خواهی در آن قدم نهی. دیگر سخن از ولایت و ولایتمداری کفایت نمی کند. باید در عمل ثابت کرد هرچند که بهترین لغات و الفاظ را در رثای ولایت استخدام کنی. و مگر می توان فرض کرد کسی در ولایتمداری خود صادق و راستگو باشد اما در عمل فرمان ولیّش را بر زمین نهد و به گوشه ای خرامیده و دست بر سینه گذاشته تا مطالبات!! خود را محقق نماید.

این دو با همدگر قابل جمع نیست آقایان! امروز عده ای گمان می کنند که می توانند با پنهان شدن در پشت ظاهر دینی و گفتمان ولایی هر طور که می خواهند رفتار نمایند و چندی بعد که از یک سو پایداری رهبری در موضع خود و از سوی دیگر واکنش سخت حزب الله را مشاهده می کنند با چند جمله تمام ماجرا را به خیال خود حل و فصل نموده و از خشم حزب الله بکاهند.

ما نه با هیچ کس عقد اخوت نبسته ایم نه پیمان برادری امضا کرده ایم. ما گوش به فرمان رهبرمانیم و تنها با او عهد ولایت بسته ایم. ملاک ما معیار ها و آرمان های انقلاب مان است. ملاک ما منشور و مانیفست حضرت روح الله است. و مگر همین مولای ما نبود که گفت کاری نکنید دل دشمنان شاد و دل دوستانتان رنجیده گردد؟ نکند دایره دوستی و دشمنی شما وسیعتر و یا تنگ تر از دایره حب و بغض رهبری نسبت به افراد است؟ آب رفته به جوی باز نمی گردد با سخنان بیهوده، ما عمل می خواهیم اگرچه که سخن گفتن بسیار آسانتر است تا ...

آری آزمون ولایت برای همه افراد با ایمان –از بکار بردن عبارت «مومنان» بیم دارم –رخ خواهد داد، آنجا که میان هوای نفس خویش و فرمان ولی فقیه گیر میکنی و ولایتی بودنت را آنگاه باید نشان دهی. بیاد داشته باش تا به آزمون ولایت سنجیده نشوی از این دنیا نخواهی رفت و چه زیبا گفت مرتضای آوینی که :«مپندار تنها عاشوراییان را بدان بلا آزموده اند و لا غیر...صحرای بلا به وسعت همه ی تاریخ است.»




طبقه بندی: تفکر، راه اینجاست...، دل نوشته، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: ولایت فقیه، رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، امام خامنه ای، رئیس جمهور، احمدی نژاد، آزمون ولایت، مردودی خواص، نفس اماره، فرمان ولی، مشایی، مصلحی، جریان انحرافی، ولایتمداری، شهید آوینی، سید مرتضی آوینی،
دنبالک ها: همین مطلب در پایگاه اطلاع رسانی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام،
[ پنجشنبه پانزدهم اردیبهشتماه سال 1390 ] [ 10:41 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

سلام آقای رئیس جمهور!

عظمت حضورت را در نیویورک دیدیم و شکوه سخنرانی ات را در سازمان ملل نظاره کردیم. نظاره کردیم آن گاه که از امام زمانمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) یاد کردی و او را سلام دادی. دیدیم آن هنگام که از پیامبر اعظم (صلوات الله علیه) ما نام بردی و بر او درود فرستادی. شنیدیم که بانگ عدالت و عدالتخواهی را در جهان سر دادی و توحید و یکتاپرستی را برای همگان خواستار شدی. شنیدیم که از مظلومان و محرومان یاد کردی و صدای آنان را به گوش جهانیان رساندی. تو فریاد ملت های مظلوم عالم بودی آن گاه که از فلسطین گفتی و گفتی که چگونه کفتارهای وحشی به جان آن پیکرهای پاک می افتادند و از خون آنان ارتزاق می کردند و گفتی که رژیم ناپاک و نامشروع اسرائیل، آن ولدالزنای قوم پلید یهود چگونه اکنون مال و منال مسلمین را غارت می کند و چگونه پنجه بر جگر گوشه و پاره تن اسلام افکنده است...

دیدیم که از شهیده ی حجاب یاد کردی، تصویرش را نشان جهانیان دادی تا برای همیشه در تاریخ ثبت گردد فریاد آزادی و آزادی خواهی او و اسلام ستیزی و دین گریزی مدعیان دروغین دموکراسی...

و "ندا"ی ما نه آن بود که روزی در کوچه پس کوچه های تهران در خون غلتید و چون پیراهن عثمان اینک بدست امویان افتاده و هر روز برای خونخواهی او صورتی از وی را به این سو و آن سو می کشانند که..."ندا" ی ما همان بغض فرو خورده ی مظلومان و پابرهنگان تاریخ است. "ندا" ی ما، ندای مظلومین تاریخ و ستمدیدگان جهان است..."ندا" ی ما همان شهیده ی حجاب، مروه الشربینی است و "ندا" ی ما همان...

آقای رئیس جمهور!

همه دیدیم که چگونه آن مجری تلویزیونی تو را می خواست سئوال پیچت کند و به خیال خودش ناتوان جلوه دهد اما...اما این دست الهی که پشت سر تو بود که او را عصبانی نمود و "جان" را صدا می کرد و او را کمک می خواست. جان او دیگر به لب آمد آن گاه که از حقایق جهان پرده برداشتی و اسرار دنیای ما را به خوبی فاش کردی...جان او به لب آمد وقتی که تنها اراده ی پرسش کردی و او نیز به درستی دانست سئوالهایت را و جواب هایش را...او نیز به درستی فهمید که چگونه رسانه ی آنها اینک تریبونی برای مظلومین تاریخ شده و برای همین بود که پی در پی سخنانت را برای پخش آگهی کات می نمود!!

آقای رئیس جمهور!

دیدیم که چگونه هاله ای از نور وجودت را فراگرفته بود آنگونه که شدت نورانیت وجودت، چشمان دلهای تیره و ظلمانی عده ای را فرا گرفت و از ترس کور شدن دیدگانشان سالن سخنرانی تو را ترک نمودند...

آری آنها که طاقت شنیدن حقایق را ندارد چاره ای جز این نیز نخواهند داشت و چه زیبا کفار امروزی اقتدا کردند به مشرکان دیروزی آنگاه که پیامبر اعظم صلوات الله علیه برایشان آیات الهی را می خواند و آنها برای نشنیدن پیام حق و حقیقت لباس هایشان را بر سر می کشاندند و فرار می نمودند...

آقای رئیس جمهور!

این سنت الهیست و این پیامی جهانیست به همه آنها که ندای آسمانی ما را خواهند شنید که حق آمدنیست، آمدنی...


دانلود قسمتی از مصاحبه آقای احمدی نژاد با cnn در مورد هلوکاست






طبقه بندی: تفکر، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: احمدی نژاد، ایران، مظلومین تاریخ، سازمان ملل، نیویورک، cnn، لری کینگ، پیامبر اعظم، امام زمان، جمهوری اسلامی، ندا، مروه الشربینی، شهیده حجاب، فلسطین، حقیقت، قدس، هلوکاست، قوم یهود، تهران، رئیس جمهور، مصاحبه، سخنرانی، عدالت، عدالتخواهی، محرومان، مظلومان،
[ جمعه دهم مهرماه سال 1388 ] [ 06:47 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات