آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ

- امام خمینی (26 مرداد 58) :
ما نمی خواهیم در خارج از کشور وجاهت پیدا کنیم، ما می خواهیم به امر خدا عمل کنیم؛ و اما اشتباهی که ما کردیم این بود که به طور انقلابی عمل نکردیم و مهلت دادیم به این قشرهای فاسد؛ و دولت انقلابی و ارتش انقلابی و پاسداران انقلابی هیچ یک از اینها عمل انقلابی نکردند و انقلابی نبودند. اگر ما از اول که رژیم فاسد را شکستیم و این سد بسیار فاسد را خراب کردیم، به طور انقلابی عمل کرده بودیم، قلم تمام مطبوعات را شکسته بودیم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطیل کرده بودیم و روسای آنها را به محاکمه کشیده بودیم و حزب های فاسد را ممنوع اعلام کرده بودیم و روسای آنها را به سزای خودشان رسانده بودیم و چوبه های دار را در میدان های بزرگ برپا کرده بودیم و مفسدین و فاسدین را درو کرده بودیم، این زحمت ها پیش نمی آمد... اگر ما انقلابی بودیم، اجازه نمی دادیم اینها اظهار وجود کنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام می کردیم. تمام جبهه ها را ممنوع اعلام می کردیم، یک حزب و آن «حزب الله»، حزب مستضعفین؛ و من توبه می کنم از این اشتباهی که کردم و من اعلام می کنم به این قشرهای فاسد در سرتاسر ایران که اگر سرجای خودشان ننشینند، ما به طور انقلابی با آنها عمل می کنیم. (صحیفه امام، جلد9، صفحه 280)



- رهبر عزیز انقلاب (19 دی 88):
آمدند به اصطلاح خواستند این حركت مردمى را خراب كنند؛ گفتند راهپیمائى حكومتى! بى عقل ها نفهمیدند كه با این حرف دارند از حكومت تمجید می كنند. این چه حكومتى است كه در ظرف دو روز می تواند یك چنین بسیج عظیم ملى را در سرتاسر كشور بكند؟ امروز كدام كشور دیگر، كدام حكومت دیگر چنین قدرتى دارد؟ قوى ترین حكومت هاى دنیا و ثروتمندترینشان اگر همه ى تلاششان را هم بكنند، نمی توانند ظرف دو روز، صد هزار نفر آدم را بیاورند توى خیابان هاى شهرشان یا كشورشان. چند ده میلیون انسان در سرتاسر كشور بیایند! اگر به دستور حكومت آمده باشند، پس خیلى حكومت قوى اى است كه اینجور امكان بسیج را دارد. اما حقیقت غیر از این است؛ حقیقت این است كه در كشور ما حكومت و مردمى وجود ندارد - همه یكى اند - مسوولین حكومت، از شخص حقیر این بنده گرفته تا دیگران، هر كدام قطره هایى هستیم در اقیانوس عظیم این ملت.

رهبر معظم انقلاب اسلامی




طبقه بندی: راه اینجاست...،
برچسب ها: امام خمینی، رهبر معظم انقلاب،
[ پنجشنبه هشتم بهمنماه سال 1388 ] [ 10:57 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

مردم شورش می کنند. ناراضی از حکومتی که اموال مردم را به تاراج برده و خویشان خویش را بر مسند خلافت نشانده. مردم به دارالخلافه هجوم می برند. خشم بر عقل آنها غلبه می کند. می خواهند خلیفه را به قتل برسانند و زندگی او را پایان دهند. عده ای سراغ مرد دیگری می روند تا او را نیز در این کار شریک خود کنند. مرد میانسال که اکنون پا را از پنجاه سالگی فراتر گذاشته مخالفت می کند. عده ای حیرت زده مرد را می نگرند. آخر او سال ها بود که خلافت را از آن خود می دانست و خلفا را در منصبی غصبی می شناخت. مردم بی اعتنا به آن مرد، زندگی خلیفه را به پایان می رسانند. خلیفه ای که سال ها بعد پیراهن خونینش رایت سپاه باطلی می شود، برای نابودی لشگر حق...

مردم که اکنون بغض خود را با کشتن خلیفه فرو خورده اند سراغ همان مرد می روند تا او را در جایگاه غصب شده اش برسانند. حقی که همین مردم او را سالها از آن محروم کردند. مرد ابتدا تمایلی به خلافت نشان نمی دهد. حکومت را از آب بینی بز نیز پست تر می داند." اهون عندی من عطفة العنز". مردم اجتماع می کنند ، اصرار می نمایند، فریاد می زنند و مرد...و مرد می پذیرد...

اینک پس از سالها خود روایت می کند آن روز را: " فما راعنی الا و الناس کعرف الضبع ینثالون علی من کل جانب، حتی لقد وطئ الحسنان و شق عطافی مجتمعین حولی کربیضة الغنم..."1 روزی که در کنارش جمع شده بودند همچون یالهای پرپشت کفتار و از هر سو وی را احاطه نمودند ، آنگونه که نزدیک بود تا حسن و حسین علیهما السلام را لگدمال کنند و ردای حضرت را از هر دو طرف پار گردانیدند. او را همچون گله های انبوه گوسفند در بر گرفتند اما ...

آن مرد از آن واقعه روایت می کند. خطبه ای که سال ها بعد به شقشقیه معروف می گردد. او علی (ع) است. مردمی را که برای بیعت حول او جمع گردیده اند را اینگونه وصف می کند ولی اینگونه ادادمه می دهد:« فلما نهضت بالامر نکثت طائفه و مرقت اخری و فسق آخرون...» « اما زمانی که به پا خواستم و حکومت را در دست گرفتم، جمعی پیمان شکستند و جمعی از اطاعت من سرباز زده و از دین خارج شدند و برخی از اطاعت حق سر برتافتند...»

علی (ع) با آنکه با استقبال شدید مردم و اصرار مکرر آنان برای پذیرفتن حکومت روبرو می گردد، سال های پایانی عمر شریف و با برکت خود را بی یار و یاور سپری می کند. در کمال غربت و تنهایی. علی (ع) هیچگاه بدنبال کسب جمعیت بیشتر و افزودن پیروان خود نبود که اینک از کمی تعداد آنان افسوس خورد. علی (ع) بدنبال عدالت و حقیقت بود. دیگر نمی توانست برای حفظ عده ای بی ایمان و سست عنصر سکوت کند. حتی برادرش را برای استفاده بیش از حد از بیت المال تنبیه می کند و با وی مانند سایر مردم برخورد می کند. اهل سازش با پیمان شکنان و قانون گریزان نبود. همان هایی که علی را تا آنگاه که در جهت منافع آنها بود، قبول داشتند و آنگاه که او را در برابر میل ثروت اندوزی و شهوت قدرت طلبی خود یافتند، رد نمودند. در مقابلش صف آرایی کردند و به جنگ با او پرداختند. برای خود اجتماعی نیز دست و پا کردند. گروهی با آنان در ثروت اندوزی و سهم خواهی از حکومت هم پیمان شدند اما علی (ع)...

اما علی (ع) به سازش با خیانتکاران و قانون شکنان حاضر نمی شود. برای همین است که از اطراف او پراکنده می شوند، همانان که با او در مدینه بیعت کردند.

 آری "حق" را گویند حقیقتی تلخ است برای آنان که منافعشان را تحت الشعاع قرار می دهد. عده ای قانون را قبول دارند تا آنگاه که قانون با آنان باشد، تا آن زمان که در جهت آنان باشد و به سود آنها حکم کند. اینان عده ای دنیا طلب و سودجویند. منفعت شخصی و سود فردی را بر حقیقت همیشگی و نظر جمعی ترجیح می دهند. برای بدست آوردن هدف پلید و دنیوی خود دست به هر اقدامی می زنند.بر امام معصوم هم شمشیر کین می کشند چه رسد به ولی زمانه که از ایستادن در برابرش باکی ندارند... . برایشان فرقی نمی کند دشمن در آن سوی سرحدات اسلامی از اقدام آنان چه سودی می برد و چه استفاده ای می نماید. تنها در فکر منفعت خویش اند. دیگران را متهم به دروغ می کنند حال آنکه سراسر زندگی پلید و نکبت بارشان مملو از دروغ و سیاهی است. قیافه ای حق طلبانه می گیرند و در عین حال آن را به زیر قدم های خود لگدمال می کنند.

در سوی دیگر این ماجرا حقیقت خواهان و حق جویان اند. همان هایی که در طول تاریخ این مرز بوم همیشه در کنار حق بودند و زیستند. تا پای چوبه دار نیز می روند و اما حاضر به تسلیم و سازش نمی شوند. بدن هایشان تکه تکه می شود و دست به سوی ابرقدرت ها و زورگویان عالم دراز نمی کنند. عدالت را سر فصل مطالبات خویش قرار می دهند و مبنای عمل می سازند. علیرغم همه اینها سودجویان آنان را متهم می نمایند. انگ انحصار طلبی، دیکتاتوری، دروغگویی، ظلم ، تعدی، افراط گری و ... می زنند و هیچ باکی از آن ندارند.

 عده ای دیگر نیز در کنار سودجویان جمع می گردند. دانسته یا نادانسته، هیزم بر آتش فتنه جویان می ریزند. اجنماع این افراد آنان را متوهم می کند که اکثریت را در جانب خود دارند و حال آنکه اکثریتی خاموش را که بیدارند همچون رهبر خود، نشناخته اند. و وای بر روزگار آنان آنگاه که اکثریت خاموش لب به سخن بگشایند و انتقام شهادت علی (ع) و غربت و مظلومیت سید علی را بگیرند.

و آری... تو نیز مظلوم بودی و مظلومانه زیستی که هرچه خواستند گفتند و آنچه را خود لایق آن بودند بر تو روا داشتند. ولی تو سکوت کردی. صبورانه آنان را نگریستی تا شاید از کرده ی خود دست بر کشند. پدرانه آنان را نصیحت فرمودی شاید جوانی که اکنون دنیا و مطامع آن جلوی چشمانش را گرفته، روزی بفهمد که پدری خیرخواه دارد. هرچند که جوان، پدر را شماتت کند و او را بیازارد اما پدر همچنان او را در آغوش می کشد و نوازشش می کند و این سنت خوبان و نیکان عالم است که در عین «ولا یخافون لومة لائم»2 بر حق استوار می ایستند... .

 

 

.......................

1. نهج البلاغة/ خطبه سوم، معروف به شقشیة

2. مائده/ 54




طبقه بندی: فکر نوشت،
برچسب ها: امیر المومنین (ع)، علی (ع)، سید علی خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، جمهوری اسلامی، حق، باطل، میرحسین موسوی، مهدی کروبی، نفاق، منافق، کفر، شرک، حکومت، دنیاطلبی، قدرت، انتخابات 22 خرداد، خلیفه، عثمان، خطبه شقشقیة، نهج البلاغة، اکثریت، اقلیت، بیعت، پیمان شکنان، قانون گریزان، سکوت، غوغاسالاری، عدالت، حقیقت،
[ دوشنبه نهم آذرماه سال 1388 ] [ 07:42 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic