آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ
روحانی رئیس جمهور شدنش را مدیون ولایتی است؛ چون:ولایتی (1)


1- او نشان داد اصولگرایان علی رغم ائتلاف و اتحاد و اشتراکات ظاهری، عمیقاً متشتت و پراکنده اند. او این گونه القا کرد که وحدت آنها، نمایشی ظاهری جز برای کسب قدرت نیست و اصالتی برای خدمت به مردم ندارد. در حقیقت پیمانی است نه برای خدمت که برای رسیدن به کرسی های ریاست! این یکی از عوامل ریزش آرای مردم از سبد اصولگرایان بود. اگرچه آنها ادعا داشتند که با پیروزی هرکدام، دو نفر دیگر برای تشکیل دولت و انجام امور به او کمک خواهند کرد اما با مشاهده سطح اختلاف جدی آنها به عملی شدن این ایده تردید جدی وارد شد و اساس، مبنا و هدف ائتلاف زیر سوال رفت و شکست خورد.

2- یکی از شاخصه ها و ممیزه های گفتمان اصولگرایی با دیگر گفتمان ها مقاومت و ایستادگی در برابر شرق و غرب و اتکای به توانمندی داخلی است. شاخصه ای که جلیلی، حدادعادل و قالیباف پایبندی خود به آن را نشان دادند. اما ولایتی گمان کرد با زیر سئوال بردن این گفتمان و منطق محکم از رأی سعید جلیلی کاسته خواهد شد، حال آنکه نتیجه رفتار او منجر به تضعیف گفتمان اصولگرایی و افزایش آرای روحانی شد.

3- او خلف وعده کرد و عهد شکنی نمود. مردم با مشاهده شکست ائتلاف سه گانه اصولگرایان به پایبندی آنان به وعده نیز تردید کردند. سوال اصلی اینجا بود که کسانی که نمی توانند به عهد سه نفره خود پایبند باشند چه تضمینی برای عمل به وعده های انتخاباتی خود دارند؟

4- او  با تشخیص غلط - در حالت خوشبینانه و با اجرای دقیق مأموریت خود – در حالت بدبینانه - نبرد در جبهه خودی و در کنار همرزمان را کنار گذاشت و به تقابل با اصولگرایان پرداخت. در حالی که نقد گفتمان مقابل را به کلی رها ساخت. مناظره آخر خود شاهد این مدعاست. فرصتی که برای محاکمه روحانی و عارف و نقد عملکرد آنها و حامیانشان در سال های دوران حاکمیت باید صرف می شد به دعوا با اصولگرایان و تحریف تاریخ سپری شد.

5- او نقطه قوت گفتمان انقلاب و اصولگرایی را به نقطه ضعف آنها تبدیل کرد. موفقیت های سال های اخیر نیروهای انقلاب (نه فقط جلیلی) را در موضوع هسته ای زیر سوال برد و کار روحانی را در طلبکار نشان دادن خود آسان نمود. جلسه محاکمه سازشکاران را به چالش گفتمان مقاومت تبدیل کرد و مدعای روحانی را برای مردم باور پذیرتر نمود.

6- نتیجه كاری كه ولایتی كرد، رویگردانی مردم از گفتمان اصولگرایی بود. گفتمانی كه خواه ناخواه مردم از جلیلی تا رضایی را در این چارچوب می دیدند. نتیجه این رویگردانی همان نتیجه منطقی انتخابات بود.

7- ولایتی را باید نفوذی هاشمی (فکر و جریان او) در میان اصولگرایان دانست. نفوذی ای که نقشش را به خوبی ایفا کرد. آقای ولایتی خداقوت!




+ همین مطلب در سایت خبری تحلیلی نماینده


برچسب ها: ولایتی، روحانی، رئیس جمهوری، عهد شکنی، ائتلاف 1+2، سعید جلیلی، ریزش آرای اصولگرایان،
[ یکشنبه نهم تیرماه سال 1392 ] [ 11:17 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
1.    مناقشه اصلی امروز در انتخابات ریاست جمهوری تقابل دو گفتمان سازش و مقاومت است. هر دو جبهه نمایندگانی در میان کاندیداها دارد که از این رویکرد حمایت کرده و به طرح و بسط آن می پردازند. البته عده ای دیگر نیز هستند که راه سوم؛ سکوت یا حرکت میان حق و باطل را در پیش می گیرند و از شفاف نمودن موضع خود در این عرصه پرهیز می کنند.

2.    مسئله و مشکل غرب با ایران حل شدنی نیست! انقلاب ایران با شعار «نه شرقی نه غربی، جمهوری اسلامی» روی کار آمد و بنای خود را از ابتدا بر عدم وابستگی به قدرت های عالم و نفی سلطه زورگویان نهاد.

مشکل غرب و در رأس آن آمریکا با ایران «وجود و ماهیت» جمهوری اسلامی است نه چیز دیگری. چرا که انقلاب اسلامی منافع مستکبران را در سراسر عالم تحت الشعاع قرار داده و اساس سلطه پذیری را زیر سئوال برده است. اگر جمهوری اسلامی بخواهد از این شعار و هدف خود کوتاه بیاید به 34 سال حرکت مستحکم خود، خون 300 هزار شهید، امید توده های کثیر امت اسلامی و جبهه مستضعفین عالم و ... پشت کرده است و اگر بخواهد به مسیر خود ادامه دهد باید هزینه های فراوانی نظیر حمله نظامی، تهاجم فرهنگی، هجمه رسانه ای و جنگ اقتصادی را متحمل گردد.

حال آیا دشمن از این خواسته خود کوتاه می آیند و آیا این مسئله قابل حل یا معامله است؟

3.    انرژی هسته ای در مواجهه ما با غرب بهانه ای بیش نیست. آنها زمانی حملات تروریستی در کشورهای دیگر – نظیر آرژانتین و آلمان و بلغارستان- را بهانه تهاجم به ایران قرار می دادند، زمانی دیگر نقض حقوق اقلیت ها-نظیر بهائیان و همجنس بازان-، زمانی اجرای احکام اسلامی – نظیر اعدام و سنگسار- ، زمانی مسئله هسته ای، زمانی دیگر مسئله انتخابات و اینک، همه اینها را با هم بهانه هجوم به ایران قرار داده است.

دشمن نشان داده هیچگاه از چالش با ایران در طول سالیان پس از انقلاب کوتاه نیامده و دست از خباثت خود بر نداشته است. اگرچه بهانه ها متعدد بوده ولی هیچکدام تا کنون رفع نشده چرا که حیات گفتمان غرب در تقابل با ایران، به چالش کشیدن آن و رفتار بحران زیست آن است.

در حقیقت تقابل ایران با غرب، تقابل تاریخی جبهه حق با باطل است که تنها با نابودی جریان باطل یا تسلیم شدن جبهه حق پایان خواهد پذیرفت. اینک دست و پا زدن غرب برای به زانو در آوردن ایران نشان می دهد دشمن تمام تلاش خود و همه اهرم هایش را برای نبرد نهایی به کار گرفته است. ما اکنون در پشت خیمه های دشمن هستیم. او فریب، نیرنگ و دروغ را بر سرِ نیزه ی تحریم کرده، هم پیمانان خارجی خود را به یاری فراخوانده، عناصر مرعوب و سست داخلی را به کار گرفته و اینک منتظر رفتار سپاه جبهه حق یعنی من و تو است. اینک تصمیم ما در انتخابات مشخص خواهد کرد که ما کدام مسیر را انتخاب خواهیم کرد: ضربه آخر به خیمه دشمن یا بازگشت به اردوگاه خویش!



+ این یادداشت در
بسیجی سو ، پایگاه خبری تحلیلی اصولگرا منتشر شد.



طبقه بندی: فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: انتخابات ریاست جمهوری 92، سعید جلیلی، خیمه دشمن، نبرد نهایی، مناقشه هسته ای، غرب و ایران، نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی،
[ دوشنبه بیستم خردادماه سال 1392 ] [ 06:23 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
مقایسه آقای دكتر سعید جلیلی ١٣٩٢ با آقای دكتر محمود احمدی نژاد ١٣٨٤:

١- اگر جلیلی همان احمدی نژاد 84 باشد باكی نیست. چرا كه بسیاری از ما اگر به 84 یا 88 هم برگردیم باز به احمدی نژاد رأی می دهیم. در حقیقت رأی دادن تابع شرایط زمانی خاص خود و حضور رقبای دیگر است. لذا همانگونه كه ترجیح هاشمی به احمدی نژاد پسندیده نبوده ترجیح دیگران به جلیلی نیز پسندیده نیست. از سوی دیگر اگر فرض بگیریم جلیلی عین احمدی نژاد 84 باشد باز ایرادی نیست! چرا كه احمدی نژاد 92  اشكال دارد نه احمدی نژاد 84. حال بنگرید مواضع و رفتارهای كاندیداها را بررسی كنید می بینید خیلی از آنها رفتارهاشان منطبق با احمدی نژاد فعلی است و این ضعف و اشكال است.


٢- منظومه فكری جلیلی از احمدی نژاد ٨٤ پخته تر و شكل یافته تر است. یك علت آن این است كه تحصیلات احمدی نژاد در حوزه علوم دقیقه (ریاضی و فنی) بود اما تحصیلات جلیلی در حوزه علوم انسانی است. در حقیقت جلیلی نظام فكری منسجم با غنای اندیشه دینی و اسلامی دارد و این وجه ممیزه او از سایر افراد است.

٣- جلیلی جهان دیده تر از احمدی نژاد ٨٤ است. او به واسطه حضورش در دستگاه دیپلماسی، شناخت و رفتار حساب شده تری نسبت به احمدی نژاد دارد. احمدی نژاد به خاطر همین تفاوت ها دائماً درگیر حاشیه سازی و اختلاف با مسئولان و سران قوا بود ولی جلیلی سعی می كند به موضوعات حاشیه ای و زرد نپردازد.

٤- جلیلی اغراقهای احمدی نژاد ٨٤ را ندارد. احمدی نژاد براساس رفتار مردمی خود، مثل خیلی از ما، اهل اغراق بود اما جلیلی به دلیل دیپلمات بودن، در دادن كوچكترین وعده هم احتیاط می كند.

٥- جلیلی همان عطر آرمانخواهی، عدالت طلبی و ساده زیستی سالهای اول انقلاب را دارد كه احمدی نژاد در سال ٨٤ داشت. عطری كه این بار آقایان قالیباف و رضایی می خواهند به آن شناخته شوند.

٦- به نظر می رسد ترس دشمنان از رای آوردن جلیلی، بیشتر از ترسشان از رای آوردن احمدی نژاد در سال ٨٤ است.

٧- الان مثل سال ١٣٨٤ نیست كه عده ای از لج آقای هاشمی رفسنجانی به احمدی نژاد ٨٤ رای بدهند. بنابرین طرفداران جلیلی یكدست تر از طرفداران احمدی نژاد ١٣٨٤ هستند.

٨- به نظر می رسد جلیلی قانونمدارتر از احمدی نژاد ٨٤ است. او از همین ابتدا بر آزادسازی ظرفیتهای قانونی تكیه كرده است.

٩- جلیلی قدرت انگیزش اجتماعی احمدی نژاد ٨٤ را ندارد. از این نظر، احمدی نژاد یك پدیده بوده است. البته یك ضعف احمدی نژاد این بود كه از همان ابتدا سعی كرد حلقه اطرافیان خود را ببندد.




10- 
 افراد و جریان هایی كه امروز برای نفی جلیلی اصرار بر مقایسه میان وی و احمدی نژاد دارند، خواسته یا ناخواسته این دو را در "نقاط قوت" یكدیگر مقایسه می كنند، به عبارت دیگر وقتی ساده زیستی سعید جلیلی با ساده زیستی احمدی نژاد مقایسه می شود و در پس آن نتیجه گیری می شود كه این یك نقطه منفی در كارنامه جلیلی محسوب می شود؛ بیش از هر چیز دست خالی مخالفان جلیلی آشكار می شود چرا كه وی در مقایسه با نقاط منفی احمدی نژاد دارای اشتراك خاصی نیست.

به عنوان مثال، جلیلی در طول دوره 6 ساله حضور خود در شورای عالی امنیت ملی كشور نشان داده بسیاری از نقاط ضعف احمدی ن‍ژاد را ندارد و علاوه بر ساده زیستی، مردمی بودن، پر كاری و ... كه همان نقاط قوت رییس جمهور فعلی است،‌فردی بسیار كم حاشیه است كه در عین حال از مواضع انقلابی و اصولی خود ذره ای كوتاه نیامده است. جلیلی در عین تقوای سیاسی؛ اخلاق مداری اسلامی، مرزبندی روشنی با جریان های موازی مدعی اصولگرایی، تكنوكرات ها و سیاست بازان دارد و رصد دقیق مواضع و رفتارهای سیاسی وی نشان می دهد، "عقلانیت انقلابی" شاه كلید تفسیر كنش های سیاسی او محسوب می شود. او  به خاطر پایبندی اش به اخلاق اسلامی ستاد خود را از تخریب به كاندیداها علی الخصوص قالیباف بر حذر داشته و مانع تهاجم به وی شده است. رقیب او گفتمان سازش است نه اصولگرایان.

11- جلیلی در عین حال نه تنها بواسطه عملكرد خود طی سالهای اخیر، ولایتمداری خود را نشان داده است بلكه تاكیدات وی در اولین حضور انتخاباتی اش در برنامه گفتگوی ویژه خبری مبنی بر فصل الخطاب بودن "قانون" نشان می دهد نوع نگرش او به قانون و لزوم پایبندی به آن چگونه است؛ چرا كه كارنامه وی طی سالهای گذشته نیز به گونه ای است كه هیچ فردی قانون ستیزی یا اصرار بر دور زدن قانون آن را در جلیلی مشاهده نكرده و با توجه به این پیشینه مشخص، تاكیدات امروز وی نسبت به این مساله را نمی توان نوعی شعار انتخاباتی و لحظه ای توصیف كرد.






طبقه بندی: فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: انتخابات ریاست جمهوری 92، احمدی نژاد، سعید جلیلی، گفتمان انقلاب اسلامی، تفاوت ها و تمایزها، مقاومت رمز پیشرفت، حیات طیبه،
[ یکشنبه نوزدهم خردادماه سال 1392 ] [ 11:34 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic