آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ

روزهای حین و پس از اعلام نتایج انتخابات را شاید بتوانم یکی از سخت ترین روزهای دوران زندگی ام بدانم. روزهای پر التهاب و پر از نگرانی. نگرانی برای آینده مملکت و انقلاب. نگران فرهنگ و اخلاق. نگران دین، نگران معیشت، نگران اقتصاد. حتی نگران از سرنوشت درگیری های این روزهای جبهه مقاومت در سوریه.

اما التهاب آن روزها اینک فروکش کرده و فضای مبهم آینده تا حدی روشن شده. نگرانی ها اگرچه هست اما امیدهایی نیز وجود دارد. نباید از بابت نگرانی ها نگران بود! این نگرانی هاست که امیدها را زنده و شیرین می گرداند. امیدهایی برای پیروزی های شیرین آینده، فتح خیبر، فتح بدر، فتح خرمشهر و قدس. فتوحی دیگر از جنس سوم خرداد و سوم تیر.

دولت احمدی نژاد اما تمام شد. تمام شد با تمام خوبی ها و بدی هایش. با تمام اولین هایش و حتی با تمام آخرین هایش. اما ما هنوز خیلی نگذشته که دلتنگ یک دولت اسلامی شده ایم. دلتنگ شعارهای انقلاب، دلتنگ وصیتنامه امام، دلتنگ اللهم عجل لولیک الفرج ها، دلتنگ نوکری و خدمت به مردم ها و ... دلتنگ خیلی چیزهای دیگر.

اما ما از دل همین شکست ها و نگرانی ها و دلتنگی ها بوی فتح و ظفر را احساس می کنیم و به بازسازی نیروی خود، شناخت ضعف ها و قوت های خود، تعمیق فکری و علمی خود و شناخت بیشتر دشمن، رقیب و مردم فکر می کنیم. ما اینک برنامه ای عملیاتی و دقیق در پیش داریم و برای اجرای آن باید بیاندیشیم. ما ضعف شعاری، ابزاری و ارتباطی خود را دریافته ایم و باید برای رفع آن ها تدبیر کنیم. ما از مدل های شکست خورده گذشته تجربه ای دو چندان توشه خود کرده ایم و اینک طرحی نو در اندازیم. دیگر رقیب را نه آنچنان کوچک و خار می بینیم و نه آنچنان بزرگ و قدرتمند. دیگر نه از پیروزی خود آنچنان سرمست و مغرور می شویم و نه از شکست و هزیمت ها دل افکار و افسرده. دیگر اصلی - فرعی کردن امور را بایستی سر لوحه خود قرار دهیم و به هرچیز به میزان بها و ارزش آن اهمیت دهیم. دیگر فرصت لاف زدن و شعارهای رنگارنگ سر دادن گذشته است، اینک باید برای به «نتیجه رسیدن» آرمان ها تلاش کنیم.

مرز جبهه خودی و غیر خودی اینک کمی فراتر رفته و دایره آن گسترده تر شده. باید عرصه را شناخت و خودی را از غیر خودی تفکیک کرد. درون این دایره طیفی – نه خطی – از افراد هستند که دارای تفاوت هایی با هم بوده و برخی از دیگران به محور دایره – کانون ولایت – نزدیک ترند. اگرچه برخی دیگر از محور دایره فاصله ای دارند اما بیرون این دایره نیز دیده نمی شوند. بهای هرکس به میزان نزدیکی و قرابت آن به محور دایره است. طبیعی است که از هرکسی انتظار یکسان نمی رود. جایگاه ها متفاوت و توانایی افراد مختلف است. اکنون بیش از آنکه از دیگران انتظار نزدیکی به محور دایره را داشته باشیم، باید نگاه خود به افراد را تغییر دهیم. انتظارات خود از افراد را تغییر دهیم. درک خود را از رفتار آنها تغییر دهیم و در یک جمله «جور دیگر باید دید».



طبقه بندی: تفکر، فکر نوشت،
برچسب ها: روحانی، امید، احمدی نژاد، سوم خرداد، سوم تیر، فتح، شکست و هزیمت،
[ پنجشنبه سی و یکم مردادماه سال 1392 ] [ 10:22 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

این روزها که نامه کروبی در رسانه ها منتشر شده بیش از هر زمان دیگری از سادگی و ساده لوحی خود پرده برداشته است و نشان داده است که چگونه فریب تملق گویی های این و آن را می خورد. مردی که هم عرض نداشته ی خود برد و هم آبروی روحانیت!

کسی که یاد حماقت های اشعث را در جنگ صفین زنده می کند و البته بعد از درک فریبی که خورده بود به سوی امام بازمی گردد و درخواست عفو می کند و از امام می خواهد که او نیز توبه کند از پذیرفتن حکمیت!

آری اشعث در همان لحظه پی به حماقت خود برد ولی این "شیخ اصلاحات" نه!! شیخی که هنوز هم به درستی نمی داند دست خود را به سوی چه کسانی دراز کرده و به چه کسانی پشت نموده است!

اکنون بیش از پیش فهمیده می شود که این ولد نامشروع اصلاحات چرا پس از اندک مدتی هلاک شد! آری... زنای امثال حجاریان با مادر سیاست – البته در محل مرکز تحقیقات ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی! – سبب شد تا این ولد الزنا با میراثی از بیماری ها و کثافات در دوم خرداد 76 متولد شود و در آینده ای نه چندان دور- سوم تیرماه 84 – جسد متلاشی شده اش توسط خاتمی و یاران وی به خاک سپرده شود...جسدی که بوی تعفن آن خاتمی را هم می آزرد و اشک وی را در می آورد...

در این میان با گذشت 4 سال از به خاک سپاری جسد این ولد نامشروع برخی از وارثان او برای به چنگ آوردن ارث و میراث وی به نزاع با یگدیگر پرداختند! نزاعی برای میراثی که جز سیاستی آلوده به هوا و هوس و قدرتی در آمیخته به ثروت وشهوت چیز دیگری نداشت!

این بار کروبی به طمع بدست آوردن قدرت دوباره با کمک جمعی از خائنین و منافقین وارد صحنه می شود. میر حسین موسوی نیز با گذشت سالهای طولانی از خواب زمستانی خویش بیدار می شود و با فرارسیدن بهار اعلام موجودیت می کند. گویی پس از سالها خواب فراموش کرده که این بهار به خزان ختم می شود و با فرارسیدن زمستان دوباره وی به خوابی عمیق تر فور می رود که چیزی جز مرگ را یارای بیداری وی از این خواب عمیق نیست!

 

و اما این رویا اکنون تعبیر می شود و با آمدن پاییز، دیگر این نزاع بر سر میراث ناپاک ولد اصلاحات هم با مرگ سیاسی اصلاح طلبان ( بخوانید آشوب طلبان ) پایان می پذیرد و زمستانی همیشگی برای آنان فرا می رسد. در این میان به صورت مشخص میتوان گفت که اگر موسوی خود را درگیر این دعوا نمی کرد شاید این نزاع خونین سالها به درازا می کشید اما ورود وی به این درگیری مرگ جیره خواران ومنافقان را به تعجیل انداخت و به یقین هیچ کس را یارای این جسارت نبود.

من جسارت میر حسین موسوی را تحسین می کنم. من حماقت کروبی را تحسین می کنم، چرا که تنها به مرگ اصلاح طلبان تسریع بخشیدند و نه به عمر نظام جمهوری اسلامی ایران...

سایه اش مستدام باد...




طبقه بندی: فکر نوشت،
برچسب ها: خاتمی، موسوی، کروبی، اصلاح طلبان، آشوب طلبان، خواب زمستانی، مرگ سیاسی، جمهوری اسلامی، جسارت، حماقت، ساده لوحی، دشمنان، نزاع خونین، بهار، زمستان، ولدالزنا، حجاریان، مرکز تحقیقات ریاست جمهوری هاشمی، زنا، دوم خرداد، سوم تیر، بوی تعفن، جسد،
[ پنجشنبه بیست و دوم مردادماه سال 1388 ] [ 01:58 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقیقت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic