آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ
شعارهای اولیه ی دولت و شخص احمدی نژاد در اجرای عدالت و مبارزه با فساد امید مردم را چنان به آرزوهای دوردست و فراموش شده ی انقلاب اسلامی دو چندان کرد که گفتمان یکپارچه ی عدالت در میان عموم رایج شد و از همان ابتدا نیز با استقبال حضرت خامنه ای روبرو شد. اما با گذشت زمان پرده از چهره پنهانی دولت بر افتاد و نمایشی بودن شعارهای اصلی او که در راستای گفتمان انقلاب اسلامی بود، آشکار گردید.
نمونه ی این مواردِ بسیار را در موضوعات کلیدی فرهنگ عفاف و حجاب، رابطه و مذاکره با آمریکا، مبارزه با فساد، برقراری عدالت، و ... می توان جستجو کرد.چرایی این پدیده را باید در چند محور اصلی پیدا کرد.
یک تحلیل جدی از این نوع رفتار دولت عدم اعتقاد به شعارها در عالم عمل است. برخی معتقدند که این دولت واقعاً به آنچه که از آن سخن می رانده اعتقاد و پایبندی ای نداشته و ندارد و به نوعی وجود یک نوع نفاق پیچیده در درون دولت را عامل اصلی این ماجرا می دانند. اگرچه برخی شواهد و امارات بر این مطلب صحه می گذارد ولی بدلیل اصل حسن ظن نباید تا اقامه دلیل قاطع و روشن این مطلب را تأیید کرد. اگرچه که در مورد برخی از نزدیکان رئیس جمهور این مسئله مستدل و متقن است...
اما تحلیل نگارنده از رفتارهای متفاوت دولت با انتظار «جامعه دینی» و رأی دهندگان ایشان تحلیلی متفاوت با تلقی رایج است.

می توان گفت عزم دولت در اجرای شعارها و علی الخصوص در مورد مبارزه با فساد – که موضوع این نگاشته است - جدی بوده لیکن فهم و دریافت او از فساد با تلقی رایج متدینین و دلسوزان انقلاب اسلامی متفاوت است. در واقع احمدی نژاد نه عدالت را خوب درک کرده بود و نه فساد را. او تخصصی در آنچه که ورود بدان کرده بود نداشت و از کارشناسان اسلامی و عالمان دینی نیز بهره ای نبرد. در حوزه علوم انسانی، غربی بودن ریشه ها و محتوای این علوم نیز عاملی مضاعف شد تا جهل احمدی نژاد فنی خوانده، تبدیل به برداشت نادرستی از این مفاهیم دینی و اسلامی (همچون عدالت) گردد. بدین ترتیب او که در جستجوی عدالت می گشت بی اختیار در مقابلِ عدالت ایستاد و در این راه هم هر آنچه را که با وی به مخالفت می پرداخت و در مقابل او می ایستاد و نقدش می کرد، فاسد و یا منشاء فساد تلقی می کرد و خود را مجسمه عدالت و پایداری می پنداشت. هر منتقدی را منتقد دولت و انقلاب اسلامی می دانست و لذا تحمل هیچ گونه انتقادی را به عملکرد اجرایی خویش نداشت. غافل از آنکه برخی از کسانی که او را نقد می نمودند دلسوزان انقلاب اسلامی بوده و اشتباهات وی را گوشزد می نمایند.
او در این راه حتی به نزدیک ترین عالمان دینی خویش نیز رحم نکرد و علامه مصباح یزدی را هم کسی خواند که در راه دشوار عدالت طاقت نیاورد و لذا از وی جدا شد!!
اکنون احمدی نژاد از حمایت ملت و رأی بی سابقه و تاریخیِ شان به شعارهای انقلابیِ وی، غره شده و خود را به مثابة تمام ملت تلقی می کند. در ادبیات او به خوبی مشاهده می شود که منتقدان دولت و شخص وی را منتقدان ملت و دشمنان ایران خطاب می کند و به آنها لقب انتقام گیرندگان از ملت می هد!! او در واقع می خواهد منتقدان را نه در برابر خویش که در برابر ملت جلوه دهد تا هیچ کس جرئت انتقاد ار وی را نداشته باشد.
استقبال مردم از شعارهای عدالتخواهانه ی وی او را بیش از پیش گستاخ کرده و با توهمی خیالی، ملت را متعهد به خود گمان می کند. او هیچگاه با فساد مقابله نکرد که با مفسدان به جنگ پرداخت. تقابل با مدیریت دانشگاه آزاد و شخص هاشمی رفسنجانی هم بیش از آنکه به اجرای عدالت باز گردد به دعوای شخصی می ماند.
تهدید به افشای نام مفسدان اقتصادی هم جزو آن دسته از کارهای صرفاً تبلیغاتی بود که تأثیری در ریشه کنی فساد نداشت. همین مورد نیز دلیل دیگری است بر جهل وی در حوزه های مفاهیم دینی. گمان می کند که نام بردن از مفسدان و بی آبرو ساختن آنها در چارچوب اخلاق اسلامی می گنجد. این مشکل تا جایی بود که رهبری مجبور شد تا خود در این مورد اظهار نظر نمایند و مسئولان را از بی آبرو ساختن کسانی هم که جرمشان اثبات شده منع نمایند. از سویی دیگر نیز شعارهایی را که به منظور ایجاد غرور ملی و اعتماد به نفس ملی مطرح کرده بود از «می شود، می توانیم» به گذاره های «نمی گذارند، نمی خواهند» تغییر کرد.
با اندکی تأمل به درستی در یافته می شود که گفتمان دولت و احمدی نژاد هرگز در سالهای اخیر تغییری نکرده لیکن آنچه که ما را به حیرت واداشته است ناشی از فاصله ی موجود فی ما بین شعار تا عمل است. آنگاه که همه دم از عدالت بزنند کمتر کسی نگران می شود ولی آنگاه که عدالت مطابق فهم مجری اجرا گردد «صداها بلند می شود» و مخالفت ها شروع می گردد – که البته کاملاً هم طبیعی است - و این امر زمانی دشوارتر می شود که درک مجری و مشعِر عدالت از این مفهوم کلیدی بسیار متفاوت با حقیقتِ آن باشد.
هیچ بعید نیست کسانی که دل امید به این دولت بسته بودند با خواندن این نگاشته برآشفته گردند و به شماتت نگارنده بپردازند اما باید پذیرفت که فهم ما از شعارهای دولت فهمی مطابق با واقع نبوده...
اینک که رئیس جمهور خود را مستظهر به ملت می داند از هر تریبونی برای حمله به منتقدان و مخالفن بهره می جوید و در عین حال دم از موضع سکوت می زند. او براحتی مجلس، مجمع تشخیص، دستگاه قضایی و دیگر نهادهای انقلابی را در نهان و آشکار به زیر سئوال می برد.
او بیش از هر زمان دیگری اینک به خط و نشان کشیدن برای دیگران مشغول است و افسوس که به تعبیر آیت الله خوشوقت دیگر امید آن نمی رود تا احمدی نژاد به پرچمداری جریان سوم تیر به پا خیزد...




طبقه بندی: بیداری اسلامی، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: احمدی نژاد، رئیش جمهور، مصاحبه، گفت و گو، دولت، ملت، خط و نشان، حضرت خامنه ای، فساد، شعار، عمل، مبارزه، عدالت، عدالتخواهی، جریان انحرافی، شبکه دو، گفتگوی ویژه خبری، مشایی، اختلاس، سه هزار میلیارد، آیت الله خوشوقت، علوم انسانی، علم، جهل، تفاوت، تلقی اشتباه، جریان سوم تیر،
دنبالک ها: لینک همین مطلب در جهان نیوز،
[ پنجشنبه چهاردهم مهرماه سال 1390 ] [ 01:00 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

آیت الله باقری کنی را همه در دانشگاه امام صادق علیه السلام و تعداد کمی خارج از دانشگاه می شناسند.

شاید در میان خاندان مهدوی کنی ایشان را بتوان محبوبترن فرد در میان دانشجویان دانشگاه معرفی کرد. استخاره های ایشان زبانزد عام و خاص است. شوخی هایشان هم. البته از همه بیشتر علو و دانش ایشان. یادم می آید روزی حجت الاسلام قرائتی در مسجد دانشگاه صحبت می کرد و مطلبی را عنوان می نمود تا اینکه صحبتشان به اینجا رسید که(البته با ادبیات بنده) : آقایون دانشجوهای امام صادق علیه السلام قدر این دو مجتهد بزرگوار رو بدونید - یعنی حاج آقای مهدوی و باقری - اگر که این دو بزرگوار الان قم بودند هر دو مرجع تقلید بودند و صاحب رساله و چه و چه و چه ...

نمی خواهم به بیان جایگاه علمی و شان فقاهتی ایشان اشاره کنم که اگر هم بخواهم نی توانم اما فقط یک نکته جالب، مهم و عجیب را باید فهمید که همین حاج آقا باقری خودمون که اینطور باهامون گرم میگیره و شوخی میکنه دارای چه جایگاه علمی و فقاهتی در جهان تشیع است و هیچ کدام از ما قدر ایشان رو نمیدونیم. حاج آقای مهدوی هم همینطور... البته ایشان جایگاه علمی شان به خاطر جایگاه سیاسی شان نادیده گرفته میشود.

اما حضرت آیت الله باقری کنی که هم نماینده مجلس خبرگان رهبری هستند هم قائم مقام دانشگاه امام صادق علیه السلام هستند و هم استاد اخلاق و ... چنان تواضعی دارند که همه را به حیرت فرو می برند. اگرچه برخی از ما تا به مسئولیت کوچکی می رسیم چنان تکبری می کنیم که دیگر گویی خدا را بنده نیستیم اما بندگان حقیقی خدا اینگونه اند.

شاید برای بعضی از خود ماها توی مسجد دانشگاه اتفاق افتاده باشه که وقتی به نماز جماعت مسجد نمی رسیم و نماز جماعت دیگری انتهای مسجد تشکیل میشه و کسی جلو می ایسته یه نگاه می اندازیم و وقتی ببینیم کد پایینیه - یعنی از ما کوچکتره!!- سختمون بیاد که پشتش بایستیم و نماز بخونیم حالا کار ندارم که چه شخصی با چه نوع اخلاقی جلو ایستاده اما صرف کد پایینی بودنش دیگه پیش خودمون میگیم مگه اون از ما بیشتره که بخوایم پشتش نماز بخونیم!!

اما جالب بود برای من و همه ی اونهایی که بعد از نماز ظهر و عصر توی مسجد بودند و دیدند که حضرت آیت الله باقری کنی چطور برای نماز پشت یکی از بچه های دانشگاه ایستادند و نماز رو به جماعت خواندند در حالیکه از هر لحاظ از من و شما که هیچی از خیلی از علما و مراجع هم به یقین بالاترند...اگرچه که اون دانشجویی که امام جماعت بود متوجه حضور حضرت آیت الله باقری کنی در پشتش نشد و اگر که شده بود هم حتماً جلو نمی ایستاد اما این تواضع و فروتنی ایشان می تواند برای همه ی ما درس بزرگ اخلاق باشد. و این یعنی مصداق بارز حدیث شریفی که می فرماید مردم را با عمل خود - نه با زبان خود - به کارهای نیک دعوت کنید...







طبقه بندی: راه اینجاست...، رخدادهای روزانه، خود گفته!!،
برچسب ها: حضرت آیت الله باقری کنی، حضرت آیت الله مهدوی کنی، مرجع تقلید، مجتهد، استاد اخلاق، جایگاه فقهی، سیاسی، علمی، تواضع، احترام، حجت الاسلام قرائتی، باقری کنی، استخاره، علم، دانشگاه امام صادق علیه السلام، بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، قم، تحصیل، مسجد دانشگاه، امر به معروف، نهی از منکر،
دنبالک ها: همین مطلب در فردا نیوز،
[ دوشنبه پنجم اردیبهشتماه سال 1390 ] [ 10:11 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

همانگونه که در پست قبلی بیان شد، طبق نظر شهید مطهری(ره) هر موجودی در این عالم مادی 3 نیاز اولیه دارد. این سه نیاز منحصر به انسانها نمی باشد و در سایر موجودات نظیر گیاهان و حیوانات نیز وجود دارد. این سه نیاز شامل تربیت، امنیت و آزادی است.

 سپس شهید مطهری به بیان تعاریف هریک از سه نیاز فوق می پردازند و به تبیین حدود آن در زندگی انسانی و نقش آن در زندگی اجتماعی وی و نیز اثر آن در منش و رفتار او اشاره می کنند. ایشان در تعریفی ابتدایی از آزادی اینگونه بیان می کنند: " آزادی، یعنی جلوی راهش را نگیرند، پیش رویش مانع ایجاد نكنند. هر موجود زنده‏ای كه می‏خواهد راه رشد و تكامل‏ را طی كند، یكی از احتیاجاتش آزادی است. پس آزادی یعنی چه؟ یعنی‏ نبودن مانع. انسانهای آزاد، انسانهائی هستند كه با موانعی كه در جلوی‏ رشد و تكاملشان هست، مبارزه می‏كنند. انسانهایی هستند كه تن به وجود مانع نمی‏دهند."

در ادامه به بیان اقسام آزادی می پردازند و آن را به 2 قسم تقسیم می کنند: آزادی معنوی و آزادی اجتماعی. در تعریف آزادی اجتماعی اینگونه اشاره می کنند که: " آزادی اجتماعی یعنی چه‏؟ یعنی بشر باید در اجتماع از ناحیه سایر افراد اجتماع آزادی داشته باشد، دیگران مانعی در راه رشد و تكامل اونباشند، او را محبوس نكنند، به‏ حالت یك زندانی در نیاورند كه جلوی فعالیتش گرفته شود، دیگران او را استثمار نكنند، استخدام نكنند، استعباد نكنند، یعنی تمام قوای فكری‏ وجسمی او را در جهت منافع خودشان به كار نگیرند. این را می‏گویند آزادی‏ اجتماعی. خود آزادی اجتماعی هم می‏تواند انواعی داشته باشد كه فعلا كاری‏ با آن نداریم."

ایشان در ادامه ی بیان این مطلب که در این قسمت به آن اشاره می شود، با ارائه ی توضیحات مفصلتری در رابطه با آزادی اجتماعی به بیان قسم دیگر یعنی، آزادی معنوی می پردازند و دیدگاه اسلام را بطور کامل بیان می کنند. مطلب کمی طولانیست اما هم محتوای عمیقی داره و هم خلاصه شده سخنرانی استاده...

 

 ***

ادامه از پست قبلی...

 

...در نص قرآن مجید، یكی از هدفهائی كه انبیاء داشته اند این بوده است‏ كه به بشر آزادی اجتماعی بدهند. یعنی افراد را از اسارت و بندگی و بردگی‏ یكدیگر نجات بدهند. قرآن كتاب عجیبی است! بعضی از معانی ومفاهیم‏ است كه در یك عصر به اصطلاح گل می‏كند، زنده می‏شود، اوج می‏گیرد، ولی‏ در عصرهای دیگر اگر نگاه بكنید، آنقدر اوج نداشته است. در بعضی از عصرها می‏بینیم كه برخی از كلمات به حق اوج می‏گیرد، وقتی به قرآن مراجعه‏ می‏كنیم، می‏بینیم چقدر در قرآن این كلمه اوج دارد، واین عجیب است. یكی از حماسه‏های قرآنی، همین موضوع آزادی اجتماعی است. من خیال نمی‏كنم‏ كه شما بتوانید جمله‏ای زنده تر و موجدارتر از جمله‏ای كه در این مورد در قرآن هست پیدا كنید، شما در هیچ زمانی پیدا نخواهید كرد، نه در قرن‏ هجدهم، نه در قرن نوزدهم و نه در قرن بیستم، در این قرنهائی كه شعار فلاسفه بشر آزادی بوده است، و آزادی بیش از اندازه زبانزد مردم بوده و شعار واقع شده است. شما جمله‏ای پیدا كنید زنده تر و موجدارتر از این‏ جمله‏ای كه قرآن دارد: "قل یا اهل الكتاب تعالوا الی كلمة سواء بیننا و بینكم الا نعبد الا الله و لا نشرك به شیئا و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله" ای پیغمبر! به این كسانی كه مدعی پیروی از یك كتاب آسمانی گذشته‏ هستند، به این یهودیها، به این مسیحیها، به این زرتشتیها و حتی شاید به این صابئیها كه در قرآن اسمشان آمده است و به همه ملتهائی كه پیرو یك كتاب قدیم آسمانی هستند اینطور بگو: بیائیدهمه ما جمع شویم دور یك كلمه، زیر یك پرچم. آن پرچم چیست؟ دو جمله‏ بیشتر ندارد، یك جمله‏اش این است: « الا نعبد الا الله و لا نشرك به‏ شیئا ». در مقام پرستش، جز خدای یگانه چیزی را پرستش نكنیم، نه مسیح‏ را بپرستیم، نه غیر مسیح را و نه اهرمن را پرستش كنیم، جز خدا هیچ‏ موجودی را پرستش نكنیم. جمله دوم: « و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله ». اینكه‏ هیچكدام از ما دیگری را بنده و برده خودش نداند و هیچكس هم یك نفر دیگر را از باب و آقای خودش نداند. یعنی نظام آقائی ونوكری ملغی. نظام استثمار، مستثمر و مستثمر ملغی. نظام لامساوات ملغی. هیچكس حق‏ استثمار و استعباد دیگری را نداشته باشد. تنها این آیه نیست، آیاتی كه‏ در قرآن در این زمینه هست زیاد است. چون می‏خواهم عرایضم را بطور فشرده‏ عرض كنم بعضی هایش را می‏گویم: قرآن از زبان موسی (ع) نقل می‏كند: كه‏ وقتی با فرعون مباحثه می‏كرد، و فرعون به او گفت: " ا لم نربك فینا ولیدا و لبثت فینا من عمرك سنین و فعلت فعلتك التی فعلت و انت من‏ الكافرین "، موسی به او گفت: "و تلك نعمه تمنها علی ان عبدت‏ بنی‏اسرائیل". فرعون به موسی گفت: تو همان كسی هستی كه در خانه‏ ما بزرگ شدی، سر سفره ما بزرگ شدی. تو همان كسی هستی كه وقتی بزرگ‏ شدی آن جنایت را انجام دادی (به تعبیر فرعون) آن آدم را كشتی، می‏خواست منت بر سرش بگذارد كه در خانه ما بزرگ شده‏ای، سر سفره ما بزرگ شده‏ای. موسی به او گفت: این هم شد حرف؟! من در خانه تو بزرگ‏ شدم، حالا كه در خانه تو بزرگ شده‏ام در مقابل اینكه تو قوم من را برده و بنده خودت قرار داده‏ای سكوت كنم؟ من آمده‏ام كه این بردگان را نجات‏ بدهم. مرحوم آیةالله نائینی در كتاب تنزیه الامة می‏گوید: همه می‏دانند كه قوم موسی، اولاد یعقوب هرگز فرعون را مثل قبطیها پرستش نكردند، ولی‏ در عین حال چون فرعون آنها را مانند برده خودش استخدام كرده بود قرآن‏ این را با كلمه " تعبید " از زبان موسی نقل می‏كند. یكی از مقاصد انبیأ بطور كلی و بطور قطع اینست كه آزادی اجتماعی را تأمین كنند و با انواع بندگیها و بردگیها اجتماعی و سلب آزادیهائی كه در اجتماع هست مبارزه كنند. دنیای امروز هم آزادی اجتماعی را یكی از مقدسات خودش می‏شمارد. اگر مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر را خوانده‏ باشید این را می‏فهمید. در آنجا می‏گوید علة العلل تمام جنگها، خونریزیها و بدبختیها كه در دنیا وجود دارد اینست كه افراد بشر به آزادی دیگران‏ احترام نمی‏گذارند. آیا منطق انبیاء تا اینجا با منطق امرو موافق است؟ آیا آزادی مقدس‏ است؟ بله مقدس است و بسیار هم مقدس است. پیغمبر اكرم جمله‏ای دارد كه می‏گویند متواتر هم هست، فرمود: "اذا بلغ بنوابی العاص ثلاثین‏ اتخذوا عبادالله خولا و مال الله دولا و دین الله دخلا ".)پیغمبر اكرم همیشه از امویها بیم داشت و از آینده آنها بر امت نگران بود. فرمود: اولاد ابی العاص اگر به سی نفر برسند بندگان خدا رابنده خود و مال خدا را مال خود حساب می‏كنند و در دین خدا هم آنچه‏ بخواهند بدعت ایجاد می‏كنند. پس این مطلب هم درست كه آزادی اجتماعی‏ مقدس است.

اما نوع دیگر آزادی، آزادی معنوی است...


ادامه مطلب برچسب ها: شهید مطهری، انسان، آزادی، آزادی معنوی، آزادی اجتماعی، عدالت اجتماعی، قرآن، دین، انبیاء، علی (ع)، آزادمردی، اعلامیه جهانی حقوق بشر، مکتب انبیاء، ارزش، شهوت، غریزه انسانی، تزکیه نفس، تقوی، نفس اماره، منفعت طلبی، علم، قانون، آزادی بخش،
[ دوشنبه دوم شهریورماه سال 1388 ] [ 05:20 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic