آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ
مسئولین دانشگاه اسلامی کمی جهانی بیاندیشند!

بی تردید درک درست از وظیفه ی دانشگاهی ما تنها در شرایطی امکانپذیر خواهد بود که بتوانیم با در نظر گرفتن اهداف و رسالت ها، ضمن شناختی صحیح از توانمندی ها و ظرفیت های خود، برآورد دقیقی از موقعیت جهانی و اوضاع منطقه ای داشته باشیم.
فرمایشات حکیمانة ریاست معزز هیئت امنای دانشگاه و رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان دانشگاه در سال 84 اهداف و رسالت ما را در رسیدن به یک "الگوی دانشگاه اسلامی" و "مرجعیت تحقیقات مراکز علمی و دانشگاه های دنیا" روشن ساخت. این کلام خالی از هرگونه شبهه و اجمالی است، کاملاً روشن و گویا و البته فصل الخطاب.
از یکسو اوضاع منطقه ای در بیداری اسلامی و از سوی دیگر موقعیت جهانی در بیداری کشورهای آمریکایی و اروپایی و جنبش ضد سرمایه داری نیز کاملاً بر ما روشن و آشکار است که روند تحولات به سمت اهداف ضد استکباری و ضد سرمایه داری انقلاب اسلامی در پیش بوده و عطش شدید به فهم و یادگیری مبانی آن فراگیر گردیده است.
مجموعه توانمندی ها و ظرفیت های ما نیز شامل فهم عمیق از متون اسلامی منبعث از قرآن و سنت، اعتقاد راسخ و استوار به آراء و اندیشه های امام راحل و آرمانهای جهانی انقلاب اسلامی، ایمان درست به جاری بودن جریان حق و مضمحل شدن جریان باطل در آینده ای نزدیک، فراهم بودن امکانات مادی و ارتباط وثیق با بدنه مدیریتی نظام و ... همگی می تواند تکلیف ما را در وضعیت کنونی روشن سازد.
قیام های مردمی در منطقه فرصت خوبی را ایجاد کرد تا درهای علم و دانش دانشگاه با جهان اسلام گشوده گردد و رفت و آمد های سیاسی سالیان گذشته کمی جنبه علمی به خود گیرد و راه نفوذ اساتید و نخبگان دانشگاه های خاورمیانه به جامعه الامام الصادق(ع) باز گردد.
امروزه مراکز علمی و دانشگاه های بزرگ دنیا برای گسترش حوزه تفکری خود به سایر ملل و نحل از ایجاد شعبه های متعدد فراگیری متون علمی و اندیشه های خود فرو نمیگذارند و از این طریق پایه های علمی خود را با نظریات جدید مستحکم تر می نمایند و کسان بیشتری را تربیت و پرورش می دهند.
اکنون به نظر می رسد دیگر فرصت آن رسیده تا برای رسیدن به اهداف ترسیم شده توسط ولی معظم فقیه و رسالت نگارش یافته دانشگاه حرکتی جدی صورت گیرد. دیگر فرصت آن رسیده که تصمیمات، مجادله ها و دغدغه های ذهنی!! برخی مسئولین دانشگاه از تغییر کاربری فلان بخش یا معاونت و جابجایی میز و صندلی فلان اداره و ... تغییر یابد. دیگر وقت آن شده که در جلسات هیئت رئیسه دانشگاه بجای بحث پیرامون برنامه غذایی دانشگاه و وضعیت خوابگاه متأهلی و سفرهای زیارتی دانشجویان و بررسی اقدامات جزئی فلان کانون فعال دانشجویی و ... کمی به مسائل کلان تر و جهانی اندیشیده و بحث شود.
دیگر فرصت آن رسیده تا با ایجاد شعبه قاهره و بیروت و دمشق و استانبولِ دانشگاه امام صادق(ع) حوزه اندیشه ای و تفکری خود را به جهان اسلام منتقل کنیم و گام جدی مرجعیت را برداریم. دیگر وقت آن شده تا با سیراب کردن دانشجویان و نخبگان جهان اسلام آنها را بیش از پیش با اندیشه های ناب اسلامی و عقاید شیعی آشنا ساخته و انقلاب اسلامی، روح الله خمینی(س)، مقاومت اسلامی را بدون هیچ حجابی برایشان نمایان سازیم.
اینک وقت آن شده که اساتید دانشگاه را برای انجام این رسالت بزرگ به آن شعبه ها اعزام کنیم، دانشجویان را برای این حرکت عظیم علمی که یک "جهاد واقعی" است آماده نماییم، واحد "بین الملل" بسیج را راه اندازی نماییم، معاونت "اعزام به شعب خارج کشور" دفتر اعزام مبلغ را تأسیس کنیم، حتی جلسات هفتگی "هیئت میثاق" را در کشورهای مختلف برگزار کنیم و ... و آنگاه خواهید دید که چه شور علمی فراگیری نه فقط در "خانة ما" که در "جهان" ایجاد خواهد شد...
این برهه حساس را نباید از دست داد چرا که اگر کمی دیر بجنبیم موقعیتی را از دست میدهیم که دیگر بدست آوردنش سالیان متمادی به درازا خواهد کشید و افسوسش را باید خورد...

پ.ن:
این مطلب را در شماره نهم هفته نامه داخلی "خانه ما" بعنوان سرمقاله منتشر کردم.
گمان می کنم گویا و صریح و بدون هیچ واهمه ای نگارش شده.
برای اینکه بدانند دیگران که چه دغدغه هایی در دانشگاه امام صادق(ع) وجود داره ولی فرصت و توان عملی و اجرایی شدنش وجود نداره منتشرش می کنم.
شاید واقعاً یه روزی این آروز محقق شد...
دوستان دانشگاه در این فاصله خیلی مراجعه کردند و نظر دادند اگر کسی نظر نگفته ای داره همین جا درج کنه میخونمش



طبقه بندی: تفکر، دل نوشته،
برچسب ها: دانشگاه امام صادق(ع)، بیداری اسلامی، شعبه قاهره، بیداری انسانی، دانشگاه اسلامی، علوم انسانی، مسئولان دانشگاه، محمد سلیمانی، نشریه خانه ما، خانه ما، اندیشه جهانی، نگاه منطقه ای،
[ شنبه یکم بهمنماه سال 1390 ] [ 05:19 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
شعارهای اولیه ی دولت و شخص احمدی نژاد در اجرای عدالت و مبارزه با فساد امید مردم را چنان به آرزوهای دوردست و فراموش شده ی انقلاب اسلامی دو چندان کرد که گفتمان یکپارچه ی عدالت در میان عموم رایج شد و از همان ابتدا نیز با استقبال حضرت خامنه ای روبرو شد. اما با گذشت زمان پرده از چهره پنهانی دولت بر افتاد و نمایشی بودن شعارهای اصلی او که در راستای گفتمان انقلاب اسلامی بود، آشکار گردید.
نمونه ی این مواردِ بسیار را در موضوعات کلیدی فرهنگ عفاف و حجاب، رابطه و مذاکره با آمریکا، مبارزه با فساد، برقراری عدالت، و ... می توان جستجو کرد.چرایی این پدیده را باید در چند محور اصلی پیدا کرد.
یک تحلیل جدی از این نوع رفتار دولت عدم اعتقاد به شعارها در عالم عمل است. برخی معتقدند که این دولت واقعاً به آنچه که از آن سخن می رانده اعتقاد و پایبندی ای نداشته و ندارد و به نوعی وجود یک نوع نفاق پیچیده در درون دولت را عامل اصلی این ماجرا می دانند. اگرچه برخی شواهد و امارات بر این مطلب صحه می گذارد ولی بدلیل اصل حسن ظن نباید تا اقامه دلیل قاطع و روشن این مطلب را تأیید کرد. اگرچه که در مورد برخی از نزدیکان رئیس جمهور این مسئله مستدل و متقن است...
اما تحلیل نگارنده از رفتارهای متفاوت دولت با انتظار «جامعه دینی» و رأی دهندگان ایشان تحلیلی متفاوت با تلقی رایج است.

می توان گفت عزم دولت در اجرای شعارها و علی الخصوص در مورد مبارزه با فساد – که موضوع این نگاشته است - جدی بوده لیکن فهم و دریافت او از فساد با تلقی رایج متدینین و دلسوزان انقلاب اسلامی متفاوت است. در واقع احمدی نژاد نه عدالت را خوب درک کرده بود و نه فساد را. او تخصصی در آنچه که ورود بدان کرده بود نداشت و از کارشناسان اسلامی و عالمان دینی نیز بهره ای نبرد. در حوزه علوم انسانی، غربی بودن ریشه ها و محتوای این علوم نیز عاملی مضاعف شد تا جهل احمدی نژاد فنی خوانده، تبدیل به برداشت نادرستی از این مفاهیم دینی و اسلامی (همچون عدالت) گردد. بدین ترتیب او که در جستجوی عدالت می گشت بی اختیار در مقابلِ عدالت ایستاد و در این راه هم هر آنچه را که با وی به مخالفت می پرداخت و در مقابل او می ایستاد و نقدش می کرد، فاسد و یا منشاء فساد تلقی می کرد و خود را مجسمه عدالت و پایداری می پنداشت. هر منتقدی را منتقد دولت و انقلاب اسلامی می دانست و لذا تحمل هیچ گونه انتقادی را به عملکرد اجرایی خویش نداشت. غافل از آنکه برخی از کسانی که او را نقد می نمودند دلسوزان انقلاب اسلامی بوده و اشتباهات وی را گوشزد می نمایند.
او در این راه حتی به نزدیک ترین عالمان دینی خویش نیز رحم نکرد و علامه مصباح یزدی را هم کسی خواند که در راه دشوار عدالت طاقت نیاورد و لذا از وی جدا شد!!
اکنون احمدی نژاد از حمایت ملت و رأی بی سابقه و تاریخیِ شان به شعارهای انقلابیِ وی، غره شده و خود را به مثابة تمام ملت تلقی می کند. در ادبیات او به خوبی مشاهده می شود که منتقدان دولت و شخص وی را منتقدان ملت و دشمنان ایران خطاب می کند و به آنها لقب انتقام گیرندگان از ملت می هد!! او در واقع می خواهد منتقدان را نه در برابر خویش که در برابر ملت جلوه دهد تا هیچ کس جرئت انتقاد ار وی را نداشته باشد.
استقبال مردم از شعارهای عدالتخواهانه ی وی او را بیش از پیش گستاخ کرده و با توهمی خیالی، ملت را متعهد به خود گمان می کند. او هیچگاه با فساد مقابله نکرد که با مفسدان به جنگ پرداخت. تقابل با مدیریت دانشگاه آزاد و شخص هاشمی رفسنجانی هم بیش از آنکه به اجرای عدالت باز گردد به دعوای شخصی می ماند.
تهدید به افشای نام مفسدان اقتصادی هم جزو آن دسته از کارهای صرفاً تبلیغاتی بود که تأثیری در ریشه کنی فساد نداشت. همین مورد نیز دلیل دیگری است بر جهل وی در حوزه های مفاهیم دینی. گمان می کند که نام بردن از مفسدان و بی آبرو ساختن آنها در چارچوب اخلاق اسلامی می گنجد. این مشکل تا جایی بود که رهبری مجبور شد تا خود در این مورد اظهار نظر نمایند و مسئولان را از بی آبرو ساختن کسانی هم که جرمشان اثبات شده منع نمایند. از سویی دیگر نیز شعارهایی را که به منظور ایجاد غرور ملی و اعتماد به نفس ملی مطرح کرده بود از «می شود، می توانیم» به گذاره های «نمی گذارند، نمی خواهند» تغییر کرد.
با اندکی تأمل به درستی در یافته می شود که گفتمان دولت و احمدی نژاد هرگز در سالهای اخیر تغییری نکرده لیکن آنچه که ما را به حیرت واداشته است ناشی از فاصله ی موجود فی ما بین شعار تا عمل است. آنگاه که همه دم از عدالت بزنند کمتر کسی نگران می شود ولی آنگاه که عدالت مطابق فهم مجری اجرا گردد «صداها بلند می شود» و مخالفت ها شروع می گردد – که البته کاملاً هم طبیعی است - و این امر زمانی دشوارتر می شود که درک مجری و مشعِر عدالت از این مفهوم کلیدی بسیار متفاوت با حقیقتِ آن باشد.
هیچ بعید نیست کسانی که دل امید به این دولت بسته بودند با خواندن این نگاشته برآشفته گردند و به شماتت نگارنده بپردازند اما باید پذیرفت که فهم ما از شعارهای دولت فهمی مطابق با واقع نبوده...
اینک که رئیس جمهور خود را مستظهر به ملت می داند از هر تریبونی برای حمله به منتقدان و مخالفن بهره می جوید و در عین حال دم از موضع سکوت می زند. او براحتی مجلس، مجمع تشخیص، دستگاه قضایی و دیگر نهادهای انقلابی را در نهان و آشکار به زیر سئوال می برد.
او بیش از هر زمان دیگری اینک به خط و نشان کشیدن برای دیگران مشغول است و افسوس که به تعبیر آیت الله خوشوقت دیگر امید آن نمی رود تا احمدی نژاد به پرچمداری جریان سوم تیر به پا خیزد...




طبقه بندی: بیداری اسلامی، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: احمدی نژاد، رئیش جمهور، مصاحبه، گفت و گو، دولت، ملت، خط و نشان، حضرت خامنه ای، فساد، شعار، عمل، مبارزه، عدالت، عدالتخواهی، جریان انحرافی، شبکه دو، گفتگوی ویژه خبری، مشایی، اختلاس، سه هزار میلیارد، آیت الله خوشوقت، علوم انسانی، علم، جهل، تفاوت، تلقی اشتباه، جریان سوم تیر،
دنبالک ها: لینک همین مطلب در جهان نیوز،
[ پنجشنبه چهاردهم مهرماه سال 1390 ] [ 01:00 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic