آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ

1. مهمترین چالش امروز انقلاب اسلامی، چالش کارآمدی است. جمهوری اسلامی ایران که با طرد کامل شرک و کفر و مواجهه با استعمار و استبداد بر پایه ایمان و اعتقاد به اصول و موازین اسلامی شکل گرفته است، برای اثبات حقانیت و مشروعیت خویش در برابر زیاده خواهی های زورگویان و قلدرمآبان نیازمند اثبات کارآمدی خویش است. در حقیقت اگرچه کارآمدی مشروعیت ساز نیست اما بی تردید مقوم و سازنده آن است. چنانچه گفتمانی دارای منطق روشن و مبتنی بر اصول باشد ولی در مقام عمل و اجرا با بحران مواجه شود و توان پاسخگویی به ابعاد مختلف زندگی بشر را نداشته باشد، گفتمانی نامشروع تلقی خواهد شد.

ادعای سالهای طولانی فقهای شیعه مبنی بر توان پاسخگویی دین اسلام به همه نیازهای مادی و معنوی بشر (تئوری جامعیت و جاودانگی دین)، در تمام طول تاریخ و با توجه به اعصار و امصار مختلف، خود حکایت از اهمیت ضریب کارآمدی در دنیای کنونی دارد و اگر اینگونه نباشد، پس تفاوت واقعی ایدئولوژی الهی و غیر الهی در چیست؟ آیا تنها در عرصه اعتقادات و عبادات تجلی پیدا می کند و یا اثر آن باید در تمام مراحل زندگی بشر رخ بنماید؟[1] این هم که در قانون اساسى براى رهبر، رئیس‏ جمهور، نماینده‏ ى مجلس و براى وزیر شرایطى قائل شده‏ ایم و با این شرایط گفته‏ ایم این وظیفه را مى‏ تواند انجام بدهد، این شرایط، ملاك مشروعیتِ بر عهده گرفتن این وظایف و اختیارات و قدرتى است كه قانون و ملت به ما عطا مى‏ كند؛ یعنى این حكم ولایت، با همه‏ ى شعب و شاخه‏ هایى كه از آن متشعب است، روى این عناوین رفته است، نه روى اشخاص. تا وقتى‏ كه این عناوین، محفوظ و موجودند، این مشروعیت وجود دارد. وقتى این عناوین زایل شدند، چه از شخص رهبرى‏ و چه از بقیه‏ ى مسئولان در بخشهاى مختلف، آن مشروعیت هم زایل خواهد شد. لذا ما باید به دنبال كارآمدى باشیم.

2. مجموعه طراحی های خبیثانه دنیای استکبار در چند ساله اخیر برای اعمال فشار همه جانبه و تحریم های به اصطلاح «فلج کننده» - علی الخصوص 6 قطعنامه اخیر تحریمی شورای امنیت - نشانگر آن است که نوک پیکان تهاجم دشمن «کارآمدی انقلاب اسلامی» و عدم توان پاسخگویی گفتمان دینی و الگوی الهی-مردمی به مشکلات اقتصادی و دنیای امروز را نشانه گرفته است.

چنانچه انقلاب اسلامی بتواند با گفتمان دینی خویش بر مشکلات و سختی های روزمره و بحران های متعدد اقتصادی فائق آید، تحریم های «فلج کننده» را پشت سر گذارد، رفاه و آسایش عمومی را همراه با عدالت اجتماعی برای ابنای بشر میسور سازد، اقتصاد مقاومتی و واکسینه شدن در برابر بحران های اقتصادی دنیا را کسب کند، انحصار علمی دنیای متجدد را بشکند و راه تولید علم را باز کند و نهایتاً الگوی اسلامی و نسخه بومی تئوری های حقوقی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، مدیریتی و ... را برای نیل به تمدن اسلامی پایه ریزی کند، گردنه صعب و دشواری را پشت سر گذارده است که دنیای اسلام را در گذر از «پیچ تاریخی» یاری نموده و موفقیت مدل الگوی حکومت اسلامی را نمایان ساخته و نفی کامل نظام کاپیتالیسم و لیبرالیسم را با اثبات نمونه «مردم سالاری دینی» در پی خواهد داشت.

3. در نظام حقوقی ما، رئیس جمهور تئوریسین و نظریه پرداز نیست. او مجری است. مجری قانون، سیاست های کلی کشور، چشم انداز 20 ساله، برنامه های توسعه و ... . اشتباه است اگر از او توقع اصلاح نظام اداری و تشکیلاتی، آموزش و تربیت، فرهنگ، سامان دادن اقتصاد و غیره را داشته باشیم. وظیفه اصلی او اجرای قانون اساسی و مسئول اصلی و مستقیم تحقق سند چشم انداز است. اگر اوضاع مان در حوزه های مختلف به سامان نیست علتش را باید در دو چیز بیابیم: قانون، اجرا.

یا قانون متناسبی با شرایط کشور خویش نداریم و یا مجریان ناکارآمدی عنان امور را بدست گرفته اند که تحقق قانون را با مشکل مواجه ساخته است. ما معتقدیم كه با همین فكرى كه در قالب و چارچوب قانون اساسى مجسم و متجسد شده، مى‏توان كشور را به رفاه و پیشرفت رساند؛ اما شرطش این است كه ما كارآمدى خودمان و كارآمدى مسئولانمان را در همه‏ى انتخابها، در همه‏ ى گزینش ها و در همه‏ ى انتصابها حفظ كنیم.[2] قانون اساسی ما اگرچه قانونی مترقی و کافی برای پیشرفت کشور است اما قوانین عادی مان که توسط مجلس تصویب می شود همخوانی و تناسبی با نیازها و ضرورت های سازندگی و پیشرفت ندارد. گاهی می بینیم مجلس در امور جزئی ورود می کند و قانون تصویب می کند حال آنکه یکی از شروط قانون، ناظر بودن آن به نیازهای کشور و کلی بودن آن است. از سوی دیگر در موارد متعدد دیده می شود که مجریان قانون از رد قانون، عمل ننمودن به آن و دور زدن آن باکی نداشته و اسناد بالادستی را براحتی نقض می کنند. با این اوصاف نمی توان انتظار داشت که کشور مسیر رفاه و پیشرفت را طی نماید و چالش کارآمدی را برطرف نماید.

4. حیات یک جامعه به پویایی و زنده بودن جمعیت جوان و دانشجوی آن بستگی دارد. این دانشجویانند که با روحیه مطالبه گری و دادخواهی خود، نظارت و کنترل دستگاه های حکمرانی را بر عهده دارند و حقوق ملت را از دولت می خواهند و می توانند عملکرد مجریان و مدیران را با قوانین و اسناد بالادستی تطبیق دهند. جنبش دانشجویی در این راه برای هدف گیری درست به چند چیز نیازمند است: اشراف کامل بر اوضاع، شرایط و نیازهای کشور در ابعاد داخلی و خارجی، تحرک و اقدام به موقع با تأمل و تدبر کافی و سنجش همه ابعاد مسئله و... .

کار ویژه جنبش دانشجویی، شناخت اولویت هاست. اولویت هایی که بر اساس آرمان های انقلاب اسلامی، منویات مقام ولایت و سنجش نیازهای روز کشور در ابعاد جهانی بدست می آید. جنبش دانشجویی اگر در شناخت اولویت ها راه خطا بپماید و مسیر ناصواب را برگزیند، به میزان خطای خود، در دور شدن انقلاب اسلامی از اهداف خویش و در نزدیک نمودن آن به طراحی های دشمن همان ایجاد چالش کارآمدی سهیم خواهد بود. دانشجو باید در مهمترین و حساس ترین تصمیم گیری های انقلاب نظیر انتخاب سرنوشت ساز رئیس جمهور - معیارهای اصلی و فرعی را از همدیگر تمایز دهد و اولویت ها بشناسد، آنها را به جامعه بشناساند و اینگونه راه پیشرفت کشور را هموار سازد.

لذا مسئله اولی تشخیص درست و ارزیابی دقیق معیارهاست و اینکه نتیجه و مصداق این اولویت سنجی چه کسی و چه کاری خواهد شد، مسئله ثانوی است.

5. اصل اقدام یکی از مهمترین اصول عملی تشیع در برهه آخرالزمان است. هرکس به همان اندازه که می­فهمد باید اقدام کند.

تشخیص اولویت­ها ابتدای راه طولانی و دشوار جنبش دانشجویی است. دانشجو باید این اولویت­ها را به جامعه بشناساند و نقش تاریخی خویش را در این برهه حساس ایفا کند. کمتر کوتاهی در این مسیر موجب پشیمانی و ندامت طولانی خواهد شد، چرا که رشد و تعالی اجتماع بسته به ایفای نقش دانشجویان است. چنانچه اقدام به میزان فهم افراد صورت گیرد، خطاها و اشتباهات جنبش دانشجویی نمایان شده و به مرور اصلاح می­ شود، جامعه از آفات و خطرات ایمن ­می­ گردد، تکلیف و مسئولیت الهی این توده عظیم محقق می­ شود، جامه رخوت و سستی از دانشگاه­ ها رخت بر می­بندد و جامعه رو به رشد و تعالی می­ رود.

باید اندیشید، باید تصمیم گرفت و باید اقدام کرد. سه اصل اندیشه، تصمیم و اقدام نیازمند امروز جریان دانشجویی است... .



+ این مطلب در ویژه نامه انتخابات دو ماهنامه «دانشجو» معاونت فرهنگی وزارت علوم بعنوان سرمقاله و در خبرگزاری دانشجو منتشر شد.


[1] نكته‏ ى آخر اینكه، مشروعیت همه‏ ى ما بسته به انجام وظیفه‏ و كارآیى در انجام وظیفه است. بنده روى این اصرار و تكیه دارم كه بر روى كارآیى‏ ها و كارآمدى مسئولان طبق همان ضوابطى كه قوانین ما متخذ از شرع و قانون اساسى است، بایست تكیه شود. هرجا كارآمدى نباشد، مشروعیت از بین خواهد رفت. بیانات رهبر در دیدار با اعضاى مجلس خبرگان رهبرى‏ / 31/ 06/ 1383




طبقه بندی: راه اینجاست...، تفکر، فکر نوشت، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: انتخابات ریاست جمهوری 92، کارآمدی، بحران مشروعیت، گفتمان انقلاب اسلامی، چالش، پیچ تاریخی، مردم سالاری دینی،
[ شنبه هجدهم خردادماه سال 1392 ] [ 11:08 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

انتخابات بعنوان مهم‌ترین عرصه حضور مردم در صحنه تصمیم گیری برای تعیین سرنوشت خویش در جوامع مردم سالار شناخته می‌شود، در نتیجه، انتخاب نامزدهای مورد نیاز برای تصدی مسئولیت‌ها اهمیتی معادل تعیین آیندة یک نظام و مملکت را دارد.

در فقه امامیه تعیین سرنوشت مردم به دست خویش بعنوان یک اصل مسلم و غیر قابل خدشه پذیرفته شده است. در واقع مردم مختارند تا با اراده ی خویش و با تشخیص مصالح و مفاسد خود حاکمان جامعه را تعیین کنند و اموراتشان را اداره نمایند.

این امر در صدر اسلام و در زمان ائمة معصومین (علیهم السلام) و در طول دوران حاکمیت خلفای بنی امیه و بنی عباس و حتی بعد از آن، در بیعت مردم با خلفا متجلی می شد.

همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری یک عالم دینی و با به رأیِ عمومی گذاشتنِ مدل حاکمیتی نظام، این اراده ی مردمی به شکل جدیدی و در قالب رفراندوم متبلور گشت.

شکل گیری جمهوری اسلامی که نظامی مبتنی بر مردم سالاری دینی است، نمایانگر اهمیت اراده و تصمیم مردمانِ این سرزمین در تعیین سرنوشت خویش است. لذا از آن به بعد بطور متوسط هر ساله یک انتخابات برای تعیین رئیس جمهور، نمایندگان مجلس خبرگان رهبری، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، شورای های اسلامی شهر و روستا و … برگزار گردیده است.

اما مسئله مورد اختلاف این است که آیا رأی دادن و شرکت در انتخابات حق مردم است یا تکلیف آنان؟ و این در حالی است که در مفهوم حق «اختیار» و در مفهوم تکلیف «الزام و اجبار» نهفته است.
اگر رأی دادن و شرکت در انتخابات حق مردم باشد، فرد می تواند از این حق خویش صرف نظر کند و رأی ندهد و در مقابل اگر رأی دادن تکلیف باشد، همة واجدین شرایط، مکلف و موظف به دادن رأی می باشند و نتیجتاً نمی توانند از آن سرپیچی کنند.

در هر نظامی میزان اراده و نقش مردم در تعیین سرنوشت خویش و اختیار انتخاب حکمرانان متفاوت است. این تفاوت که غالباً از نوع جهان بینی مادی یا الهیِ حاکمیت ها و طرز نگرش آنها نسبت به انسان و طبیعت نشأت می گیرد، موجب بروز اختلاف دیدگاه نسبت به حق یا تکلیف بودن حضور در انتخابات و شرکت در رأی گیری می شود. طبعاً نظام جمهوری اسلامی ایران که بر مبنای حاکمیت خدا و دین شکل گرفته است نیز چارچوب های نظری و عملی خاص خود را که منطبق با ارزشها و هنجارهای مورد پذیرش اجتماع است، را دارد.

در اندیشه فقهای شیعه میان حقوق و تکالیف اجتماعی همواره تلازم وجود دارد. در حیات اجتماعی که قلمرو آن وسیع تر از زندگی فردی است، حقوق فردی افراد در اجتماع مبدل به حقوق اجتماعی می گردد و تعامل افراد در آن افزون بر حقوق فردی حقوق دیگری را ایجاد می کند. لازم حفظ کرامت انسانی، رعایت حقوق افراد در اجتماع بشری و تعهد سپاری در عدم تخطی از آن است.

بنابراین نمی توان ملتزم شد که در جامعه همه دارای حقوق باشند؛ اما افراد حاضر در آن ملزم به رعایت حقوق یکدیگر نباشند. اثبات هرگونه حقی برای فرد در جامعه برای دیگران تکلیفی ایجاد می کند.(نهج البلاغه، خطبه 216)

حضرت علی (ع) در تبیین این حق چنین می فرمایند:

ثُمَّ جَعَلَ سُبْحَانَهُ مِنْ حُقُوقِهِ حُقُوقاً افْتَرَضَهَا لِبَعْضِ النَّاسِ عَلَى بَعْضٍ فَجَعَلَهَا تَتَکَافَأُ فِی وُجُوهِهَا وَ یُوجِبُ بَعْضُهَا بَعْضاً وَ لَا یُسْتَوْجَبُ بَعْضُهَا إِلَّا بِبَعْضٍ. ؛ پس، خداى سبحان برخى از حقوق خود را براى بعضى از مردم واجب کرد، و آن حقوق را در برابر هم گذاشت، که برخى از حقوق برخى دیگر را واجب گرداند، و حقّى بر کسى واجب نمى‏شود مگر همانند آن را انجام دهد.(نهج البلاغه، خطبه 216)

در واقع، هرچند انسان از لحاظ تکوینی در انتخاب توحید و شرک یا خیر و شر آزاد آفریده شده ولی به لحاظ تشریعی این گونه وضعیتی ندارد. انسان نمی تواند در برابر قانون گذاری و تشریع الهی به آزادی تکوینی خویش استناد کند بلکه مکلف بودن وی بر انجام فرایض و قوانین دینی ریشه در حق انسانی او دارد. دین مداری و مکلف بودن وی بر انجام فرایض و قوانین دینی ریشه در حق انسانی او دارد.

در قضیة انتخابات و رأی در حکومت اسلامی همین معنا را می توان یافت یعنی رأی هم حق است چون تعیین سرنوشت مردم را به خود مردم داده است و هم رأی دادن تکلیف می باشد. این تکلیف به این خاطر است که مردم با پذیرفتن اسلام به عنوان دین و مکتب مکلف می باشند که در تشکیل استمرار و رفع مشکلات نظام مطلوب اسلامی شرکت و تلاش کنند. آنان بر اساس اصول مربوط به امر به معروف و نهی از منکر تعاون اصلاح امور جامعه سبقت در خیر و نیکوکاری تبلیغ دین قطع مادة فساد و … در این تکلیف مداخله و مشارکت دارند. در قوانین جمهوری اسلامی ضمانت اجرای خاصی برای مکلف کردن مردم به شرکت در انتخابات و دادن رأی در نظر گرفته نشده ولی مذهب و معنویت می تواند ضمانت اجرایی خوبی در این رابطه باشد زیرا هنگامی که ولی فقیه و مراجع دینی شرکت در انتخابات را وظیفة شرعی و تکلیف دینی معرفی می کنند، مسلماً یک مسلمان به راحتی از آن سرپیچی نمی کند.

حضرت امام خمینی (ره) بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران، بارها ضمن تأکید بر تکلیف بودن شرکت در انتخابات، نتیجه ی حضور مردم را حفظ نظام جمهوری اسلامی از تهدید های دشمنان دانسته اند و با توجه به اینکه حفظ نظام اسلامی نیز طبق دیدگاه ایشان از اوجب واجبات است در نتیجه می توان دریافت که حضور در انتخابات و شرکت در آن نه تنها یک وظیفه اجتماعی است بلکه از واجبات دینی و شرعی نیز به حساب می آید.

در زیر بخشی از فرمایشات امام راحل در این زمینه می‌آید:

-امروز شرکت در انتخابات ریاست جمهور نه فقط یک وظیفه اجتماعى و ملى است، بلکه یک وظیفه شرعى اسلامى و الهى است که شکست در آن، شکست جمهورى اسلامى است، که حفظ آن بر جمیع مردم از بزرگترین واجبات و فرایض است و وسوسه در آن از شیطان بلکه عمال شیطان بزرگ است.(صحیفه امام، ج‏15، ص: 251)

-انتخابات سرنوشت حتى شمایى که در آنجا هستید را تعیین مى‏کند. یک امرى که سرنوشت آحاد ملت در دست اوست، وظیفه آحاد ملت است که در آن دخالت کند، مربوط به یک قشرى، دون قشرى نیست، همه باید در این دخالت بکنند.(صحیفه امام، ج‏18، ص: 369)

-مردم هم خودشان مکلفند به اینکه هم شرکت کنند در انتخابات. نروند کنار، تکلیف است، حفظ اسلام است، رفتن کنار خلاف تکلیف است، خلاف مصالح اسلام است.(صحیفه امام، ج‏18، ص: 286)

-به یارى خداوند متعال، ملت شریف ایران با حضور گسترده خود انتخابات را در موعد مقرر و با قدرت و قاطعیت برگزار مى‏ کنند؛ و مطمئناً در زیر موشک و بمب هم اگر قرار بگیرند، به پاى صندوقها مى ‏روند و به تکلیف شرعى و الهى خود عمل خواهند نمود.(صحیفه امام، ج‏21، ص: 10)

رهبر حکیم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه‌ای (مدظله العالی) نیز همچون بنیانگذار انقلاب اسلامی بر ارتباط و تلازم حق و تکلیف شرکت در انتخابات تأکید ورزیده و اهمیت آن را از دو جهت ذکر کرده اند:

جهت اول: نا امید شدن دشمنان از طراحی ها و خنثی شدن توطئه های آنان . در نتیجه حفظ نظام اسلامی، که از این جهت حضور یک تکلیف تلقی می شود؛
جهت دوم: مردم با انتخاب صحیح و آزادانه، قانون‏گذارانشان را در قوّه‏ ى مقنّنه معیّن کنند و مجریان خودشان را با ترتیبى که در قانون معیّن شده است، معیّن کنند و لذا از این جهت، حق افراد به حساب می‌آید.

انتخابات‏ دوره‏‌ى پنجم در پیش است و مردم باید شرکت کنند. وظیفه و تکلیف‏ شرعى است.(بیانات در خطبه‏هاى نماز جمعه (19 رمضان 1416) 20/ 11/ 1374)

ما گفتیم، بازهم تکرار مى‏ کنیم: شرکت و حضور در انتخابات براى مردم، هم یک فریضه‏ ى سیاسى است، هم یک فریضه‏‌ى دینى است. این مثل این است که یک انسانى بدن خودش را با ویتامین و با غذاهاى مقوى تقویت کند؛ وقتى بدن تقویت شد، میکروبها دیگر نمى‏توانند در او نفوذ کنند؛ دشمنى هم اگر حمله کرد، مى تواند از خودش دفاع کند. این، مهم‏ترین مسئله در باب انتخابات است؛ یعنى حضور مردم.(بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اقشار مختلف مردم‏ 22/ 12/ 1386)

مردم هم بایستى بگردند و در همین فرصتى که تا انتخابات باقى است، به‏عنوان یک وظیفه شرعى و اخلاقى، نامزدهایى را پیدا کنند که وقتى در محضر خدا از آن‏ها سؤال مى‏شود که چرا تو این آقا یا این خانم را به قوه مقنّنه فرستادى، بتواند جواب بدهد و بگوید براى این مصلحت. انتخابات، وظیفه است. انتخابات، یک کار بزرگ و یک اقدام شرعى و یک اقدام خدایى است؛ بگردید آدم‏هاى مناسب را براى این کار مهم پیدا کنید.(بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار اقشار مختلف مردم‏ 13/ 11/ 1378)

ملت عزیز ایران، انتخابات‏ را باید اوّلًا به عنوان یک تکلیف‏ الهى و یک تکلیف‏ اسلامى محاسبه کند کسانى هم که به مسائل دینى توجه نداشته باشند، باید به چشم یک تکلیف‏ وجدانى و ملّى به آن نگاه کنند.(بیانات در خطبه‏هاى نماز عید سعید فطر 18/ 10/ 1378)
هم حق و هم تکلیف‏ مردم است که بیایند و سرنوشت کشورشان را به‏دست خودشان معیّن کنند؛ زیرا که کشور متعلّق به مردم است. مردم باید بیایند و با انتخاب صحیح و آزادانه، قانون‏گذارانشان را در قوّه‏ ى مقنّنه معیّن کنند؛ مجریان خودشان را با ترتیبى که در قانون معیّن شده است، معیّن کنند. این حقّ مردم است و متعلّق به آن‏هاست؛ اما تکلیف‏ هم هست. این‏طور نیست که یکى بگوید من نمى‏ خواهم از این حقّم استفاده کنم؛ نه، سرنوشت نظام بسته‏ ى به احقاق و استنقاذ این حقّ است؛ این تکلیف‏ است؛ باید همه شرکت کنند. نظام جمهورى اسلامى توانسته است این حق را در اختیار مردم بگذارد؛ اما در گذشته ما این حق را نداشتیم. در نظامهاى گذشته، مردم از استفاده از چنین حقّى محروم بودند. نظام جمهورى اسلامى این حق را داده است.(
بیانات در دیدار كارگزاران حج‏ 26/ 11/ 1378)

انتخابات، مظهر حضور مردم است. انتخابات، هم حقّ مردم و هم وظیفه‏ ى آن‏هاست. حقّ مردم است؛ براى اینکه بیایند و مدیر اجرایى کشور را انتخاب کنند. تکلیف‏ مردم است؛ چون با حضور شما، نظام تقویت پیدا مى‏ کند؛ اسلام عزیز مى‏ شود؛ حاکمیت اسلام در دنیا سرافراز مى‏ گردد و توطئه ‏ى دشمن- که اسلام را به جدایى از آراء مردم متّهم مى‏ کند- باطل مى‏ شود. حضور شما مى‏ تواند دفاع از اسلام و کشور و انقلاب محسوب شود.(بیانات در اجتماع زائران مرقد مطهّر امام خمینى (ره) 14/ 03/ 1380)

مبناى مردم‏ سالارى دینى با مبناى دمکراسى غربى متفاوت است. مردم‏سالارى دینى- که مبناى انتخابات‏ ماست و برخاسته‏ ى از حق و تکلیف‏ الهىِ انسان است- صرفاً یک قرارداد نیست. همه‏ ى انسان‏ها حق انتخاب و حق تعیین سرنوشت دارند؛ این است که انتخابات را در کشور و نظام جمهورى اسلامى معنا مى‏ کند. این، بسیار پیشرفته‏ تر و معنادارتر و ریشه‏ دارتر از چیزى است که امروز در لیبرال دمکراسى غربى وجود دارد؛ این از افتخارات ماست؛ این را باید حفظ کرد.( بیانات در مراسم شانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینى (ره) 14/ 03/ 1384)

نتیجه گیری

بنابراین نمی توان ملتزم شد که در جامعه همه دارای حقوق باشند؛ اما افراد حاضر در آن ملزم به رعایت حقوق یکدیگر نباشند. اثبات هرگونه حقی برای فرد در جامعه برای دیگران تکلیفی ایجاد می کند.
بر همین مبنا ضمن تأکید بر حق افراد برای شرکت در انتخابات باید گفت که اگرچه رأی دادن برای تک تک افراد بعنوان حقی شمرده می شود، اما با در نظر گرفتن جایگاه افراد در یک نظام اسلامی، حضور در انتخابات به لحاظ ارتباط این حق با حقوق دیگران و نیز از جهت حفظ نظلم اسلامی از خطرات و تهدیدات، در عین یک تکلیف و وظیفه نیز قلمداد می شود.

 
این مطلب در:
تریبون مستضعفین،
خبرگزاری دانشجو،
الف،
قطره،
خبر فارسی؛
منتشر گردید.



طبقه بندی: راه اینجاست...، تفکر، رخدادهای روزانه،
برچسب ها: انتخابات، حق یا تکلیف، سرنوشت، جمهوری اسلامی، رأی دادن، مجلس شورای اسلامی، حقوق عمومی، حاکمیت مردم، دوره نهم، مردم سالاری، مردم سالاری دینی، دموکراسی،
[ جمعه پانزدهم اردیبهشتماه سال 1391 ] [ 02:39 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic