آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ

مردم شورش می کنند. ناراضی از حکومتی که اموال مردم را به تاراج برده و خویشان خویش را بر مسند خلافت نشانده. مردم به دارالخلافه هجوم می برند. خشم بر عقل آنها غلبه می کند. می خواهند خلیفه را به قتل برسانند و زندگی او را پایان دهند. عده ای سراغ مرد دیگری می روند تا او را نیز در این کار شریک خود کنند. مرد میانسال که اکنون پا را از پنجاه سالگی فراتر گذاشته مخالفت می کند. عده ای حیرت زده مرد را می نگرند. آخر او سال ها بود که خلافت را از آن خود می دانست و خلفا را در منصبی غصبی می شناخت. مردم بی اعتنا به آن مرد، زندگی خلیفه را به پایان می رسانند. خلیفه ای که سال ها بعد پیراهن خونینش رایت سپاه باطلی می شود، برای نابودی لشگر حق...

مردم که اکنون بغض خود را با کشتن خلیفه فرو خورده اند سراغ همان مرد می روند تا او را در جایگاه غصب شده اش برسانند. حقی که همین مردم او را سالها از آن محروم کردند. مرد ابتدا تمایلی به خلافت نشان نمی دهد. حکومت را از آب بینی بز نیز پست تر می داند." اهون عندی من عطفة العنز". مردم اجتماع می کنند ، اصرار می نمایند، فریاد می زنند و مرد...و مرد می پذیرد...

اینک پس از سالها خود روایت می کند آن روز را: " فما راعنی الا و الناس کعرف الضبع ینثالون علی من کل جانب، حتی لقد وطئ الحسنان و شق عطافی مجتمعین حولی کربیضة الغنم..."1 روزی که در کنارش جمع شده بودند همچون یالهای پرپشت کفتار و از هر سو وی را احاطه نمودند ، آنگونه که نزدیک بود تا حسن و حسین علیهما السلام را لگدمال کنند و ردای حضرت را از هر دو طرف پار گردانیدند. او را همچون گله های انبوه گوسفند در بر گرفتند اما ...

آن مرد از آن واقعه روایت می کند. خطبه ای که سال ها بعد به شقشقیه معروف می گردد. او علی (ع) است. مردمی را که برای بیعت حول او جمع گردیده اند را اینگونه وصف می کند ولی اینگونه ادادمه می دهد:« فلما نهضت بالامر نکثت طائفه و مرقت اخری و فسق آخرون...» « اما زمانی که به پا خواستم و حکومت را در دست گرفتم، جمعی پیمان شکستند و جمعی از اطاعت من سرباز زده و از دین خارج شدند و برخی از اطاعت حق سر برتافتند...»

علی (ع) با آنکه با استقبال شدید مردم و اصرار مکرر آنان برای پذیرفتن حکومت روبرو می گردد، سال های پایانی عمر شریف و با برکت خود را بی یار و یاور سپری می کند. در کمال غربت و تنهایی. علی (ع) هیچگاه بدنبال کسب جمعیت بیشتر و افزودن پیروان خود نبود که اینک از کمی تعداد آنان افسوس خورد. علی (ع) بدنبال عدالت و حقیقت بود. دیگر نمی توانست برای حفظ عده ای بی ایمان و سست عنصر سکوت کند. حتی برادرش را برای استفاده بیش از حد از بیت المال تنبیه می کند و با وی مانند سایر مردم برخورد می کند. اهل سازش با پیمان شکنان و قانون گریزان نبود. همان هایی که علی را تا آنگاه که در جهت منافع آنها بود، قبول داشتند و آنگاه که او را در برابر میل ثروت اندوزی و شهوت قدرت طلبی خود یافتند، رد نمودند. در مقابلش صف آرایی کردند و به جنگ با او پرداختند. برای خود اجتماعی نیز دست و پا کردند. گروهی با آنان در ثروت اندوزی و سهم خواهی از حکومت هم پیمان شدند اما علی (ع)...

اما علی (ع) به سازش با خیانتکاران و قانون شکنان حاضر نمی شود. برای همین است که از اطراف او پراکنده می شوند، همانان که با او در مدینه بیعت کردند.

 آری "حق" را گویند حقیقتی تلخ است برای آنان که منافعشان را تحت الشعاع قرار می دهد. عده ای قانون را قبول دارند تا آنگاه که قانون با آنان باشد، تا آن زمان که در جهت آنان باشد و به سود آنها حکم کند. اینان عده ای دنیا طلب و سودجویند. منفعت شخصی و سود فردی را بر حقیقت همیشگی و نظر جمعی ترجیح می دهند. برای بدست آوردن هدف پلید و دنیوی خود دست به هر اقدامی می زنند.بر امام معصوم هم شمشیر کین می کشند چه رسد به ولی زمانه که از ایستادن در برابرش باکی ندارند... . برایشان فرقی نمی کند دشمن در آن سوی سرحدات اسلامی از اقدام آنان چه سودی می برد و چه استفاده ای می نماید. تنها در فکر منفعت خویش اند. دیگران را متهم به دروغ می کنند حال آنکه سراسر زندگی پلید و نکبت بارشان مملو از دروغ و سیاهی است. قیافه ای حق طلبانه می گیرند و در عین حال آن را به زیر قدم های خود لگدمال می کنند.

در سوی دیگر این ماجرا حقیقت خواهان و حق جویان اند. همان هایی که در طول تاریخ این مرز بوم همیشه در کنار حق بودند و زیستند. تا پای چوبه دار نیز می روند و اما حاضر به تسلیم و سازش نمی شوند. بدن هایشان تکه تکه می شود و دست به سوی ابرقدرت ها و زورگویان عالم دراز نمی کنند. عدالت را سر فصل مطالبات خویش قرار می دهند و مبنای عمل می سازند. علیرغم همه اینها سودجویان آنان را متهم می نمایند. انگ انحصار طلبی، دیکتاتوری، دروغگویی، ظلم ، تعدی، افراط گری و ... می زنند و هیچ باکی از آن ندارند.

 عده ای دیگر نیز در کنار سودجویان جمع می گردند. دانسته یا نادانسته، هیزم بر آتش فتنه جویان می ریزند. اجنماع این افراد آنان را متوهم می کند که اکثریت را در جانب خود دارند و حال آنکه اکثریتی خاموش را که بیدارند همچون رهبر خود، نشناخته اند. و وای بر روزگار آنان آنگاه که اکثریت خاموش لب به سخن بگشایند و انتقام شهادت علی (ع) و غربت و مظلومیت سید علی را بگیرند.

و آری... تو نیز مظلوم بودی و مظلومانه زیستی که هرچه خواستند گفتند و آنچه را خود لایق آن بودند بر تو روا داشتند. ولی تو سکوت کردی. صبورانه آنان را نگریستی تا شاید از کرده ی خود دست بر کشند. پدرانه آنان را نصیحت فرمودی شاید جوانی که اکنون دنیا و مطامع آن جلوی چشمانش را گرفته، روزی بفهمد که پدری خیرخواه دارد. هرچند که جوان، پدر را شماتت کند و او را بیازارد اما پدر همچنان او را در آغوش می کشد و نوازشش می کند و این سنت خوبان و نیکان عالم است که در عین «ولا یخافون لومة لائم»2 بر حق استوار می ایستند... .

 

 

.......................

1. نهج البلاغة/ خطبه سوم، معروف به شقشیة

2. مائده/ 54




طبقه بندی: فکر نوشت،
برچسب ها: امیر المومنین (ع)، علی (ع)، سید علی خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، جمهوری اسلامی، حق، باطل، میرحسین موسوی، مهدی کروبی، نفاق، منافق، کفر، شرک، حکومت، دنیاطلبی، قدرت، انتخابات 22 خرداد، خلیفه، عثمان، خطبه شقشقیة، نهج البلاغة، اکثریت، اقلیت، بیعت، پیمان شکنان، قانون گریزان، سکوت، غوغاسالاری، عدالت، حقیقت،
[ دوشنبه نهم آذرماه سال 1388 ] [ 07:42 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقایق ]

در حالیکه این روزها اعترافات سران اصلاح طلب و آشوبگران خیابانی آنچنان ولوله ای در جامعه به پا کرده و رسانه های اصلاح طلب – بخوانید: آشوب طلب – را به تکاپو برای تکذیب و یا راه فرار دیگری انداخته، شنیدیم که بعد از برگزاری دومین جلسه دادگاه آشوب طلبان، این دادگاه نمایشی خوانده اند – همان عبارتی که خانم هیلاری کلینتون در این رابطه بکار برده است!! – و ارتباط آشوب طلبان را با عوامل خارجی و سفارتخانه های بیگانه تکذیب کرده اند تا بلکه بتوانند از فضاحت بیشتر جلوگیری کنند و یا افکار عمومی مردم ایران را تا حدی منحرف سازند بلکه از این محکمه – بخوانید مهلکه – نجات یابند و خود را برای اقدامات آشوب طلبانه بعدی آماده سازند.

 

 

اکنون که دیگر همه چیز برای افراد کور و بینا آشکار شده در عجبم که چگونه عده ای به خیال فرو بردن سر خود در برف گمان می کنند که کسی آنها را نمی بیند و یا آنگونه چراغ تاریکخانه ی روح و عقل خود را خاموش ساخته اند که گویی شب شده و ...

اما افسوس که این چاهی که آشوب طلبان امروزی و اصلاح طلبان دیروزی در آن گرفتار شده اند چاهی بس عمیق است که هیچ طنابی را یارای رسیدن به اعماق پست و حضیض آن نیست...

چاهی که خود آن را به بهانه یافتن آب در درون این دریای عمیق کنده اند – توهم آزادی!!؟ - چاهی است که نه توان بیرون آمدن از آن است ونه توان نفس کشیدن در آن...حتی صدای فریاد و ضجه افراد درون چاه هم به گوش کسی نخواهد رسید! دست وپا زدن بیشتر در آن چیزی جز جان کندن نیست...اگر تا دیروز برای افتادگان درون چاه تاسف می خوردیم و برای نجات آنان دعا می کردیم امروز دیگر برای آمرزش آنان باید دست به دعا برداریم! دستی که به درون چاه نمی رسد باید رو به آسمان بردارد...

کسی که درکی از دریا نداشته باشد زمانی هم که در وسط دریا در حال غرق شدن باشد بازهم نفهمیده است که در درون دریاست!! کسی که هوا را نمیشناسد و از اکسیژن تصوری ندارد، تا زمانی که در حال نفس کشیدن باشد نه ماهیت هوا را می فهمد و نه ضرورت آن را در می یابد. حکایت آشوب طلبان نیز چنین است. آنگاه که تصوری باطل از مفهوم آزادی داشته باشند هرچه قدر هم که به او بگویی آزادی حقیقی این است، قبول نخواهد کرد. چرا که این آزادی را نمی تواند بر تعریفی که از آن دارد منطبق کند. مثلا اگر به کودکی بگویند که "فیل" گردنی دراز دارد و دارای دست و پایی بلند است و دیگری آن کودک را به باغ وحش برده و آنگاه "فیل" را از نزدیک به وی نشان دهد، این کودک به دلیل آنکه تصوری دیگر از این حیوان داشته هرگز از شما نخواهد پذیرفت که این حیوان عظیم الجثه "پیل" می باشد.

اشتباه اصلاح طلبان این بود که از ابتدا بدنبال آدرس غلط می رفتند. آنها در جستجوی خیابان آزادی بودند اما سر از شهرک غرب در آوردند! این اشتباه که آنان را به مسیری انحرافی برد اینگونه باعث شده که دیگر چشم بر حقایقی که از مدتها قبل می دانستند بگذارند و در حالیکه وزیر خارجه آمریکا هم بر دخالت دولتش در اتفاقات اخیر تاکید می کند و وزیر خارجه فرانسه نیز بر فرمان پناه دادن به آشوب طلبان در سفارتخانه فرانسه اقرار می کند بازهم اصلاح طلبان ایرانی بر طبل سختگی بودن این دادگاه می کوبند حال آنکه رسوایی آنها بر همه عالم آشکار گردیده شده است...مطمئنم اگر روزی خود دولت آمریکا و انگلیس واضح تر از امروز بر حمایت خود از میرحسین موسوی و مهدی کروبی اعتراف نمایند این اصلاح طلبان همچنان تکذیب خواهند کرد نقش عوامل خارجی را !!!

                                                                                  




طبقه بندی: فکر نوشت،
برچسب ها: اصلاح طلبان، توهم آزادی، چاه، افسوس، بهانه، تکذیب، آمرزش، نجات، دست و پا زدن، کور، بینا، عقل، روح، پست، هیلاری کلینتون، محکمه، تاریکخانه، سفارتخانه، رسوایی، دریا، تصور باطل، آشوب طلبان، میرحسین موسوی، مهدی کروبی، آمریکا، انگلیس، سفارت فرانسه، عوامل خارجی، حمایت،
[ سه شنبه بیستم مردادماه سال 1388 ] [ 10:38 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ حقیقت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic