آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ

یکی از ارکان و فروع مذهب ما تولی و تبری است. تولی داشتن نسبت به اهل بیت علیهم السلام و دوستداران آنها و تبری از دشمنان آنها!

در واقع این دو مکمل یکدیگرند و نمی توان یکی را بدون دیگری فرض کرد. از سوی دیگر محبت و بغض قلبی نیز آنچنان که در روایات آمده کافی نبوده و باید ابراز شود. حال این ابراز می تواند بصورت زبانی باشد و یا عملی.

از طرفی این روزها بخش هایی از ولی امر و نعمت ما لقلقه ی زبان برخی از جاهلان نسبت به شریعت اسلام و مذهب تشیع و شان و جایگاه اهل بیت علیهم السلام شده که ایشان لعن را ممنوع کرده اند!! و امری خلاف شرع دانسته اند. این در حالیست که ایشان هرگونه اهانت و توهین به همسر پیامبر و مقدسات اهل سنت را جایز ندانسته اند و این با مسئله ی "لعن" تفاوت دارد.

در حقیقت لعن نوعی "دعای علیه" است. باید دانست که دعا دو گونه است: دعای له و دعای علیه و لعن از سنخ دعای علیه است. نوعی نفرین است. طلب دوری از رحمت الهی برای شخص مورد لعن است و این با اهانت تفاوت بسیاری دارد.

در ذیل معنای لغوی لعن را از کتب متعبر لغوی عرب می آوریم تا بیشتر با آن آشنا شوید.

و اللَّعْنُ‏: الإِبْعادُ و الطَّرْد من الخیر، و قیل: الطَّرْد و الإِبعادُ من الله، و من الخَلْق السَّبُّ و الدُّعاء، و اللَّعْنةُ الاسم، و الجمع لِعانٌ و لَعَناتٌ.
و اللَّعْنُ‏: التعذیب، و من أَبعده الله لم تلحقه رحمته و خُلِّدَ فی العذاب.
و قال الفراء: اللَّعْنُ‏ المَسْخُ أَیضاً.

لعن: اللعن‏: التعذیب، و الملعن: المعذب، و اللعین المشتوم المسبوب.
و قولهم: أبیت اللعن‏، أی: لا تأتی أمرا تلحى علیه و تلعن.
و اللعن‏: الطرد من الرحمة، و منه قوله تعالى أو نلعنهم كما لعنا [4/47] أی نطردهم من الرحمة بالمسخ قوله لعنهم الله بكفرهم [2/88] أی أبعدهم و طردهم من الرحمة.
و اللعن‏: الإبعاد، و كانت العرب إذا تمرد الرجل منهم أبعدوه منهم و طردوه لئلا تلحقهم جرائره فیقال لعن بنی فلان.

اللهم العن الجبت و الطاغوت




طبقه بندی: رخدادهای روزانه، راه اینجاست...،
برچسب ها: تولی، تبری، اهانت، لعن، استهزاء، دشمنان اهل بیت، نهم ربیع، غدیر ثانی، دعای علیه، رهبر معظم انقلاب، مقدسات اهل تسنن، اهل سنت، تشیع، اسلام،
[ یکشنبه بیست و چهارم بهمنماه سال 1389 ] [ 01:50 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

این پست رو برای اون کسانی گذاشتم که در تاریخ مرگ خلیفه دوم سئوال و شبهاتی داشتند. این نظر مرحوم علامه مجلسی صاحب کتاب شریفه بحار الانوار است.

خواهشاً دوستان مستدل بحث بفرمایند!

اعتبار تلك الروایات مع الشهرة بین أكثر الشیعة سلفا وخلفا لا یقصر عما ذكره المؤرخون من المخالفین، ویحتمل أن یكونوا غیروا هذا الیوم لیشتبه الامر على الشیعة فلا یتخذوه یوم عید وسرور.

اعتبار آن روایات (در اثبات مرگ عمر در روز نهم ربیع) بعلاوۀ شهرتی که بین اکثر شیعیان سلف و خلف دارند، کمتر از آنچه مورخین مخالف نقل کرده اند (که روز مرگ وی 28 ذی الحجة است) نیست. (به عبارت دیگر اعتبار روایت نهم ربیع با گفته های مخالفین رد نمی شود) و احتمال دارد که مخالفین این روز را تغییر داده اند تا امر برای شیعیان مشتبه شود، و آن روز را روز عید و سرور نگیرند.
(بحارالانوار ج31ص132)‏




طبقه بندی: رخدادهای روزانه،
برچسب ها: نهم ربیع، غدیر ثانی، مرگ عمر، خلیفه دوم،
[ یکشنبه بیست و چهارم بهمنماه سال 1389 ] [ 10:57 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic