آینده از آن مظلومین تاریخ...
ما غیر از خدا کسی را نداریم!
قالب وبلاگ
سرنوشت: این مطلب در یکی از شماره های نشریه دانشجویی فتح که ضمیمه نشریه حیات در دهه اول محرم هیئت میثاق با شهداست منتشر شده است. برداشت، توصیف و تحلیلی از منبر حاج علیرضا پناهیان در دهه اول محرم در هیأت می باشد.

گاهی دعا می کنم خدایا مرا مبتلا به امتحان های سخت نکن که طاقتش را ندارم. هیچ نمی دانم که از دل آن امتحانِ سخت، سربلند بیرون می آیم یا نه! هیچ نمی دانم که می توانم ایمان خود را حفظ کنم یا نه. حتی نمی دانم که می توانم تشخیص دهم آن اتفاق سخت برایم یک امتحان دشوار الهی است یا خیر، اما تنها چیزی که می خواهم از خدا آن است که به امتحان سخت مبتلا نشوم که طاقتش را ندارم.

اما حقیقت آن است که خداوند تنها بندگان خاص و بزرگ خود را به امتحانات سخت و دشوار مبتلا می کند. هرچه در این درگاه و آستان محبوب تر و رفیع تر باشی به همان اندازه هم به مصائب بیشتری مبتلا خواهی شد. آنگاه است که معلوم می شود چقدر در ایمان و اعتقاد خود محکم و استواری و چقدر به رضایت حضرت حق دل داده ای.

هرکه در این بزم مقرب تر است / جام بلا بیشترش می دهند

اگر به بلای بزرگ مبتلا نشوی باید در خوب بودنت تردید کنی. باید بیشتر از خودت مراقبت کنی. باید توسل و توکلت را بیشتر کنی و به درگاه الهی توبه و استغفار کنی تا نزد خداوند متعال محبوب تر شوی.

آری... می دانم که گاه زندگانی آنقدر پیچ در پیچ می شود که در کشاکش این پیچ ها سرت گیج می رود... گاه ترجیح می دهی، در این پیچ های گیجی آور و خرد کننده، پیاده شوی و ادامه راه را با پای پیاده طی کنی. شاید قدری از آن گیجی ات کاسته شود.

 اما راست گفت خداوند بلند مرتبه که "ان الانسان فی کبد" ...

پس تو ای دوست من اگر در این سرزمین رنج، به دنبال راحتی و آسایش تن می گردی، بدان که اینجا سرایی دیگر است... یاد حرف آن سید شهیدان اهل قلم می افتم که انگار در کنار گوشم زمزمه کرد که : "آرمان خواهی انسان، مستلزم صبر بر رنج هاست. پس برادر خوبم، برای جانبازی در راه آرمان ها یاد بگیر که در این سیارۀ رنج، صبورترین انسان ها باشی."

صبر...صبر...صبر.... واژه ای سه حرفی اما عمقی به ژرفای وجود تو....


برچسب ها: هیئت میثاق با شهدا، بسیج دانشگاه امام صادق (ع)، دهه اول محرم 92، نشریه فتح، نشریه حیات،
[ دوشنبه بیست و هفتم آبانماه سال 1392 ] [ 11:59 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
سرنوشت: این مطلب در یکی از شماره های نشریه دانشجویی فتح که ضمیمه نشریه حیات در دهه اول محرم هیئت میثاق با شهداست منتشر شده است. برداشت، توصیف و تحلیلی از منبر حاج علیرضا پناهیان در دهه اول محرم در هیأت می باشد.

آغاز هر کاری توأم با سختی و آسانی است و در دل هر اقدامی راحتی ها و دشواری هایی نهفته است. این اراده و تلاش انسان هاست که راه را برای جریان یافتن مقدرات الهی در حاصل شدن شکست ها و پیروزی ها را هموار می سازد.

خداوند مقدر فرموده است که اگر در راه او تلاش کنی و رنج مسیر را بر جان خود بخری، او تو را یاری می نماید و رسیدن به مقصد را برای تو آسان تر می سازد. خداوند مقدر فرموده است که اگر در راه معصیت و نافرمانی او گام برداری تو را رها ساخته و در معصیت خالق تنها و بی سرپرست رهایت می کند تا عنان بندگی ات به دست شیطان نفست افتاده و او تو را راهنمایی و راهبری کند.

خداوند مقدر فرموده است که اگر تنبلی و سستی به خرج دهی و عافیت طلبی و راحتی را پیشه سازی، به آرمان و هدف خود نمی رسی و اگر زحمت و تلاش و مصائبِ راه را بر آسودگیِ خود ترجیح دهی، چه در مسیر حق گام برداری، چه در مسیر باطل، حاصل زحمت خود را دیده و به نتیجه خواهی رسید.

خداوند برای زندگی آدمیان قواعد و سنتهایی را تعیین فرموده است. او خود خلاف آن سنت ها و مقدرات عمل نمی کند تا نظم زندگی آدمیان بر هم نخورده و امور آنان مختل نگردد. یکی از همین سنت ها و قواعد الهی این است که اگر در انجام اقدامی دچار اختلال شدی و با شکست روبرو شدی نباید ناامید و سست شوی و از انجام آن کناره گیری کنی. خداوند مقدر فرموده اگر دوباره سنگ افتاده را بر داری او نیز این بار بیش از گذشته کمکت کند تا بر دیوار بلند زندگی قرارش دهی.

اگر این مفهوم را درک کردی دیگر هیچ شکستی در زندگی خود تجربه نخواهی کرد چرا که هر ناکامی مقدمه ای خواهد بود برای یک پیروزی و موفقیتی که در آینده، کام تو را شیرین خواهد کرد و تو را به سوی آرمان الهی ات رهنمون می سازد.

در مکتب امام حسین(ع) کاری که برای خدا انجام می شود هرگز ختم به ناکامی نخواهد شد. در این مکتب شکست معنی ندارد و پیروزی در حیات و زندگی مادی و دنیایی بنا نشده است. در این مکتب حتی اگر از جان و مال و اهل خود نیز بگذری و از دست بدهی باز  هم پیروز شده ای و اجر و مقام بیشتری کسب کرده ای.

این درس قیام عاشورا و روضه های حسین(ع) است...




طبقه بندی: دل نوشته، فکر نوشت،
برچسب ها: هیئت میثاق با شهدا، بسیج دانشگاه امام صادق، نشریه فتح، محرم 92،
دنبالک ها: نشریه فتح را از اینجا دانلود کنید،
[ جمعه بیست و چهارم آبانماه سال 1392 ] [ 11:41 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
هماهنگی ورودمان به مراسم کمی طول کشید، دم در ورودی که منتظر بودیم یکی یکی مسئولان و مقامات کشور می رسیدند و می رفتند ولی ما ها همونجا می موندیم.

اول که آقای پناهیان آمد رفتم جلو و سلام علیکی کردم و ایشان هم از اینکه بچه های هیئت میثاق رو اونجا دیده بود خوشحال بود. به ایشون گفتم حاج آقا امشب علی الظاهر همه هیئت میثاقی ها اینجا جمع شدند!! به یاد شب های محرم که حاج آقا پناهیان منبر می رفت و آقا میثم هم مداحی...

آقا رحیم صفوی که رسید با همه 13 نفرمون!! دست داد و تحویل گرفت ولی یکی از رفقا که آشنا در اومد و از قبل می شناختش روبوسی هم کرد. خواستند بروند داخل به آقا رحیم گفتم این رفیق ما را هم با خودتان ببرید داخل. ما که اینجا فعلاً گیر کردیم ایشون هم خنده ای کردند و دست رفیق ما رو گرفتند تا ببرند داخل. اینطوری شدیم 12 نفر. تا ببینیم خدا برای بقیه چه کار میکنه! بعد هم با خنده به آقا رحیم گفتم ما که مثل پابرهنه ها و مستضعفا می مونیم همینجا تا خدا یه فرجی برامون حاصل کنه شما لااقل این بنده خدا را با خودتون ببرید. آقا رحیم خنده اش گرفت و گفت باریکلا همین درسته!!

بعد از اینکه آقای ناطق و وزیر آموزش پرورش و وزیر فرمانده ارتش و آقای نجار و ... رفتند داخل، آقای طائب – رئیس حفاظت اطلاعات سپاه - که رسید به ایشون گفتم حاج آقا چند تا از این رفقای ما رو با خودتون ببرید داخل!! آقای طائب بنده خدا برگشت گفت من خودم فعلاً دارم این 4 نفر رو می برم.(یعنی کوپنم پر شده جا ندارم)

حاج آقا پناهیان که هنوز اونجا وایساده بود تا اون موقع داشت با تلفن صحبت میکرد خواست که بره تو بچه ها گفتند حاج آقا شما هم یکی دو تا از بچه ها رو با خودتون ببرید داخل. حاج آقا وساطت کرد و یک نفر رو با خودشون بردند داخل.

حالا غیر از اون 3 نفری که زودتر از همه به عنوان همراه آقا میثم رفته بوند تو و غیر از دو نفری که با آقا رحیم و حاج آقا پناهیان رفتن تو حالا ما 8 نفر مانده بودیم بیرون.

یه مقدار که گذشت و نزدیک اذان داشت میشد حضرت زهرایی درست شد و بقیه ی همراهان آقا میثم هم وارد شدند. ما عجله عجله رفتیم داخل و اون جلو یه جا کنار منبر گزفتیم. اگرچه که بعد از نماز محافظان آقا لطف کردند و ما رو فرستادند پشت میله ها ولی بهرحال خیلی نزدیک بودیم.

مراسم که تموم شد برای شام با کارتی که دم در دادند بهمون رفتیم در اندرونی. آقایون نشته بودند مشغول تناول شام. خواستیم بریم پایین پیش آقا، محافظی وایستاده بود و اجازه نداد که بریم. لطف داشت ایشون هم. هم به ما و هم به آقا یاسر اخوی آقا میثم.

یه مقدار که منتظر شدیم آقای کوثری اومد بالا تا ایشان رو دیدم گفتم ماجرایی که توی ورزشگاه نیروی انتظامی به سر بچه حزب اللهی ها و دانشجوها آورد رو مجلس همونطوری که ماجرای کوی دانشگاه رو پیگیری می کرد پیگیری کنید. البته میدونم که به آقای کوثری این حرف نیاز به زدن نداشت و خود ایشون هم همونطوری که قبلاً گفته بودند پیگیر هستند ولی برای تاکید مجدد و اینکه دانشجوهای بسیجی منتظر محاکمه ی خاطیان هستند یادآوری کردم.

یه مقدار دیگه باز بعضی از وزرا و فرماندهان آمدند بالا که البته ما باهاشون کاری نداشتیم تا اینکه آقای احمدی مقدم رسید. همین طور داشت با یکی دیگه از مسئولین صحبت میکرد که صداشون کردم. یه نگاهی به عقب انداختند و ادامه دادند تا صحبت شان تموم شد برگشت که ببینند چی میگم همون نکته رو با توضیح بیشتر و البته عصبانیت بیشتر گفتم. گفتم که چطور نظام ماجرای کهریزک رو که یک عده ضد انقلاب رو بازدداشت کرده بودند رو آن طور پیگیری کردند و حتی حکم اعدام برخی از متهمان را صادر کردند؛ با همان جدیت هم ماجرای وزشگاه رو پیگیری کنند. گفتم چطوریه که باتوم نیروی انتظامی همش باید تو سر بچه حزب اللهی ها بیاد پایین ورزشگاه و جلوی سفارت هم نداره!! بنده خدا که حرفی نداشت سر تکان می داد و تاکید میکرد که پیگیری میکنیم. بعدش گفتم همونطوری که دیه اون سبزی ها و ضد انقلاب ها دادند و حتی کسانی مثل روح الامینی که برای مخالفت با نظام روز 18 تیر (یعنی هفته ها بعد از سخنرانی نماز جمعه ی آقا) به خیابون آمده بودند و بعدش هم عزیز نظام!!! شدند  باید همین طوری هم عذر خواهی کنند مسئولین مربوطه و دیه ی دانشجویانی رو که آسیب دیده بودند رو پرداخت کنند. اگرچه که ضربه ای که حزب الله به لحاظ روحی دید توی این قضیه و انعکاس منفی آن توی رسانه های خارجی قابل جبران نیست ولی شاید دلهای آسیب دیدگان رو تسکین بده که یعنی عمل اشتباهی رو جبران میکنند...
حاشیه های نا گفته ی مراسم بیت دیشب اگر که بیشتر از اینی که نوشتم نباشه یقیناً کمتر نیست...



طبقه بندی: رخدادهای روزانه،
برچسب ها: مراسم بیت رهبری، شام غریبان، رهبر معظم انقلاب، حجت الاسلام پناهیان، میثم مطیعی، هیئت میثاق با شهدا، ناطق نوری، رحیم صفوی، احمدی مقدم، اسماعیل کوثری، ورزشگاه آزادی، حمله به دانشجویان، حاشیه،
[ یکشنبه هجدهم اردیبهشتماه سال 1390 ] [ 07:06 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

اکنون که این مطالب را می نویسم از زمان عمومی شدن هیئت 5 سال میگذرد. 5سالی که با زحمات خالصانه و بی شائبه و چشمداشت خادمان هیئت میثاق با شهدا در بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام میگذرد. 5 سالی که خون دلها و تلاش های شبانه روزی آنان موجب گردید تا این هیئت امروز به عنوان بزرگترین و م‍‍ؤثرترین هیئت دانشجویی کشور فعالیت کند و به تایید رهبری معظم نیز برسد. 5 سالی که توانست به ما نشان دهد که می توان هیئتی دانشجویی و با این گستره تشکیل داد و بدون انحراف مسیری دشوار را طی کرد. 5 سالی که به ما نشان داد می توان هیئتی داشت که هیچگونه حمایت مالی و پشتیبانی امکاناتی نشود و با اینکه در مسیر حرکتش از جوانب مختلف به سوی آن هجمه می شود و در راه پر تلاطم آن سنگ اندازی می شود این راه را با قدرت و با صلابت طی کند. بی شک پیمودن این راه بدون عنایات خاصه حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها میسر نبوده و امکانپذیر نیز نخواهد بود...ما در این هیئت کمک ها و الطاف حضرتش را به رأی العین مشاهده کردیم و باور داریم که چشمان پر محبتشان بر هیئت کوچکمان دوخته شده حال هرکه میخواهد باور کند و هرکه میخواهد ...

اما...اما این مسیر پر فراز و نشیب را چه بگویم که با چه مشقت هایی طی شده؟

چه بگویم که کسانی را یارای دیدن مجموعه ای دانشجویی و هیئتی عزاداری، که مولایمان حضرت ماه بر آن نظر دارند، نیست...

چه بگویم که کسانی در داخل دانشگاه نمی توانند ببینند بدون کمک های آنان می توان چنین مراسم عظیمی در دهه اول محرم و فاطمیه برگزار کرد...

افسوس... .

اما از آنان که به خون ما تشنه اند و حسرت و حسادت راه بینایی چشمان کورشان و دلهای سیاهشان را بسته انتظاری نمی رود، انتظار ما از آنانی است که داخل مجموعه بسیج در کنار ما نشسته اند و برادران و یاورانمان به شمار می آیند...

مشکل امروز ما تنگ نظرانی هستند که گمان می کنند هیئت مرهون نظرات و کمک های آنان است. مشکل امروز ما فرومایگانی هستند که امیال درونیشان نمی گذارد پیشرفت و رشد هیئت را ببینند، مشکل امروز ما آنهایی اند که بدنبال هوای نفس سرکش خود به جستجوی راهی برای ارضای میل قدرت طلبی خود می گردند تا بلکه از تاب و تب آن بکاهند و فروکش کنند آن را...

درد ما جایی است که برادرانمان بجای آنکه دست یاری دراز کنند و به برگزاری مراسمی که پر شور تر برگزار شدنش صلابت و توان همه مجموعه را می رساند دل در گرو پندارهای غلطی دارند که تنها به سنگ اندازی در این مسیر روشن می انجامد.

و افسوس که آنان فهم درستی از هیئت و هیئت داری ندارند. همین جا باید بگویم که مشکل ما امروز در بسیج وجود چنین کسانی است که تا لایه های بالایی بسیج نفوذ کرده اند و گمان می کنند اگر وجود آنها در مجموعه نباشد این کشتی مقدس بسیج راه را نخواهد پیمود و گرفتار طوفان ها و امواج سهمگین دریا خواهد شد.

اگر که برخی مصلحت های کلی مجموعه نبود بی شک پرده از چهره برخی فرصت طلبان بر می داشتم و نقاب از صورتشان در می کشیدم تا علت ایستایی و رکود بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام نمایان شود و دلایل عقب ماندگی آن برای همگان واضح شود.

نمی خواهم زبان به گلایه و افشا بگشایم ولی باید این را گفت عدم فهم صحیح و درک درست از شرایط امروز بسیج و جامعه موجب می شود تا برخی با طرح دعواهای خاله زنکی جلوی پیشرفت مجموعه بسیج را بگیرند و از همه بدتر آن جایی است که احساس مسئولیت!! چنان توهمی در ذهن آنها ایجاد کرده که گمان می کنند باید در همه امور دخالت کنند و نظر بدهند بدون آنکه تخصصی داشته باشند. نقد کنند و خرده بگیرند. همچون مگسی بروی کثافات بنشینند و ایراد بگیرند. زبان تقدیر و تشکر که ندارند و البته کسی نیز محتاج صلای تشکری آنان نیست ولی شعور مخاطب را خوب می رساند...

ادعاهای آنان گوش فلک را کر کرده ولی به اندازه ی پشه ای نیز بخاری از آنان بلند نمیشود.

و شاید...

شاید اثرات همان طرح موسوم به غربشناسی در دانشگاه باشد که روزهای آخر خود را میگذراند...




طبقه بندی: دل نوشته،
برچسب ها: هیئت میثاق با شهدا، بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، غربشناسی، پژوهش و نشر، گزافه گویی، قدرت طلبی، هواخواهی،
[ یکشنبه چهارم اردیبهشتماه سال 1390 ] [ 03:28 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]

السلام علیک یا فاطمة الزهراء

مراسم دهه اول فاطمیه امسال هم همچون سال های گذشته با سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین حاج کاظم صدیقی و مداحی برادر عزیز میثم مطیعی در هیئت میثاق با شهداء برگزار می شود.

قدوم مبارک همه دلدادگان اهل بیت علیهم السلام بر روی چشمانمان...

بفرمایید روضه...

سبک زمینه سال گذشته برادر میثم مطیعی عزیز، بسیار زیبا حتما گوش کنید!

اینجا




طبقه بندی: رخدادهای روزانه،
برچسب ها: هیئت میثاق با شهدا، دهه اول فاطمیه، میثم مطیعی، حاج کاظم صدیقی، بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام،
دنبالک ها: بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام،
[ یکشنبه بیست و یکم فروردینماه سال 1390 ] [ 06:08 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه بر نمی داریم...
حضرت روح الله (ره)
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات